←جمعبندی
(←منابع) |
|||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
همان طور که گفته شد واژه [[احقاف]] تنها در یک جای [[قرآن مجید]] ذکر شده و آن [[آیه]] ۲۱ [[سوره احقاف]] است. همین آیه به طور آشکارتر، پرده از روی مطلب برداشته و از [[پیامبر]] قوم عاد که [[حضرت هود]]{{ع}} باشد با عنوان [[برادر]] قوم عاد یاد کرده و محل زندگیشان را در ریگستان (احقاف) معرفی میکند. چنانکه ملاحظه فرمودید درباره موضع «احقاف» دادههای [[تاریخی]] و [[تفسیری]] مختلفی وجود دارد. «بعضی، آن را در [[قلب]] «[[جزیره عربستان]]» میان «نجد» و «[[احساء]]» و «حضرموت» و «عمان» دانستهاند<ref>محمد خزائلی، اعلام قرآن، ص۹۴.</ref> ولی این معنی بعید به نظر میرسد؛ چراکه از [[آیات]] دیگر [[قرآن]] (در [[سوره شعراء]]) بر میآید که «قوم عاد» در جایی [[زندگی]] داشتند که آب فراوان داشت و درختان جالب و در قلب جزیره چنین شرایطی بسیار بعید است. جمعی دیگر از [[مفسران]]، آن را در قسمت جنوبی جزیره، حوالی «[[یمن]]»، یا در سواحل «دریای [[عرب]]» دانستهاند. بعضی نیز، احتمال دادهاند: «احقاف» منطقهای در سرزمین «[[عراق]]»، در مناطق «[[کلده]]» و «[[بابل]]» بوده و از [[طبری]] نقل شده که احقاف نام کوهی است در [[شام]]. | همان طور که گفته شد واژه [[احقاف]] تنها در یک جای [[قرآن مجید]] ذکر شده و آن [[آیه]] ۲۱ [[سوره احقاف]] است. همین آیه به طور آشکارتر، پرده از روی مطلب برداشته و از [[پیامبر]] قوم عاد که [[حضرت هود]]{{ع}} باشد با عنوان [[برادر]] قوم عاد یاد کرده و محل زندگیشان را در ریگستان (احقاف) معرفی میکند. چنانکه ملاحظه فرمودید درباره موضع «احقاف» دادههای [[تاریخی]] و [[تفسیری]] مختلفی وجود دارد. «بعضی، آن را در [[قلب]] «[[جزیره عربستان]]» میان «نجد» و «[[احساء]]» و «حضرموت» و «عمان» دانستهاند<ref>محمد خزائلی، اعلام قرآن، ص۹۴.</ref> ولی این معنی بعید به نظر میرسد؛ چراکه از [[آیات]] دیگر [[قرآن]] (در [[سوره شعراء]]) بر میآید که «قوم عاد» در جایی [[زندگی]] داشتند که آب فراوان داشت و درختان جالب و در قلب جزیره چنین شرایطی بسیار بعید است. جمعی دیگر از [[مفسران]]، آن را در قسمت جنوبی جزیره، حوالی «[[یمن]]»، یا در سواحل «دریای [[عرب]]» دانستهاند. بعضی نیز، احتمال دادهاند: «احقاف» منطقهای در سرزمین «[[عراق]]»، در مناطق «[[کلده]]» و «[[بابل]]» بوده و از [[طبری]] نقل شده که احقاف نام کوهی است در [[شام]]. | ||
ولی با تناسب معنی لغوی احقاف و با توجه به اینکه سرزمین آنها در عین مصون نبودن از شنهای روان دارای آب و درخت بوده، قول کسانی که میگویند: «این منطقه در جنوب «[[جزیره عربستان]]» و نزدیکی [[سرزمین]] «[[یمن]]» بوده است صحیحتر به نظر میرسد»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۱. برخی از پژوهشگران هم در آشنایی با سورهها (جواد محدثی، آشنایی با سورهها، ص۶۲) نوشتهاند: «احقاف [نام سرزمین قوم عاد در نزدیکی یمن در قسمت جنوبی عربستان بود و الان آثاری از آن باقی نمانده است. برخی از پژوهشگران هم در کتاب اعلام قرآن(محمد رسول کیانی، اعلام قرآن، ص۱۷) مینویسد:... احقاف جایی است در جنوب عربستان میان نجد و یمن و حضرموت تا عمان». «جفرافیدانان مسلمان در قرون وسطی احقاف را نام شنزاری در جنوب عربستان، واقع بین حضرموت و عمان، یعنی در بخش شرقی الرمله یا ربع الخالی دانستهاند، اما جغرافینویسان جدید اروپایی احقاف را تمام الرمله یا نیمه غربی آن میدانند». بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۱، ص۱۵۵؛ ر.ک: دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی، باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ص۳۰۴.</ref>.<ref>برخی بر این اعتقادند که با توجه به اینکه واژه احقاف بیش از یک بار در قرآن نیامده و تنها دلالت بر وجود مکانی در جزیرةالعرب میکند، پیجویی درباره چگونگی منطقه و مردمانی که در آن زندگی میکردهاند تنها در حیطه علم باستانشناسی است که باید منتظر بود در آینده کارشناسان این فن چه چیز تازهای از آن منطقه کشف میکنند تا سبب آشکار شدن اطلاعات لازم و کافی برای شناخت آن شود. بنابراین، این کلمه به تنهایی نام مکانی است که چند و چون حالات مردمان آن را باید از قرائن و شواهد علمی و اشارات دیگری که احیاناً قرآن کریم درباره مکانهای مشابه آن دارد به دست آورد. با این همه دست نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیت سخت آب و هوایی، امید به یافتن آثاری از سرزمین عاد را از میان نبرده است. گزارشهای قرآن هم در این گونه موارد معمولاً بسیار کلی است مثلاً: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى}} (سوره احقاف، آیه ۲۷)، تنها نشان از انحطاط شهرهای اطراف آنجا را دارد. یا اینکه قرآن گزارش میکند که: {{متن قرآن|وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ... أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ}} (سوره حج، آیه ۴۲ و ۴۶). همین مقدار میگوید که پیشینیان هم، پیامبران خود را تکذیب کردند؛ ولی با تعبیر {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ}} پیگیری تحقیق علمی را به عهده اهل فن واگذار نموده است. با توجه به مطالب فوق، برای فهم معناشناختی قرآنی این کلمه، نیاز به دانش تاریخ و علم باستانشناسی میباشد و از خود این واژه، مفهوم خاصی استنباط و استفاده نمیشود، ولی اشارت کلی قرآن در مورد صعود و سقوط تمدنها میتواند هسته مرکزی مباحث تاریخی و جامعهشناختی و حتی روانشناختی امتها را در پی داشته باشد و سبب تحلیلهای گوناگون شود. کوشا، محمد | ولی با تناسب معنی لغوی احقاف و با توجه به اینکه سرزمین آنها در عین مصون نبودن از شنهای روان دارای آب و درخت بوده، قول کسانی که میگویند: «این منطقه در جنوب «[[جزیره عربستان]]» و نزدیکی [[سرزمین]] «[[یمن]]» بوده است صحیحتر به نظر میرسد»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۱. برخی از پژوهشگران هم در آشنایی با سورهها (جواد محدثی، آشنایی با سورهها، ص۶۲) نوشتهاند: «احقاف [نام سرزمین قوم عاد در نزدیکی یمن در قسمت جنوبی عربستان بود و الان آثاری از آن باقی نمانده است. برخی از پژوهشگران هم در کتاب اعلام قرآن(محمد رسول کیانی، اعلام قرآن، ص۱۷) مینویسد:... احقاف جایی است در جنوب عربستان میان نجد و یمن و حضرموت تا عمان». «جفرافیدانان مسلمان در قرون وسطی احقاف را نام شنزاری در جنوب عربستان، واقع بین حضرموت و عمان، یعنی در بخش شرقی الرمله یا ربع الخالی دانستهاند، اما جغرافینویسان جدید اروپایی احقاف را تمام الرمله یا نیمه غربی آن میدانند». بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۱، ص۱۵۵؛ ر.ک: دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی، باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ص۳۰۴.</ref>.<ref>برخی بر این اعتقادند که با توجه به اینکه واژه احقاف بیش از یک بار در قرآن نیامده و تنها دلالت بر وجود مکانی در جزیرةالعرب میکند، پیجویی درباره چگونگی منطقه و مردمانی که در آن زندگی میکردهاند تنها در حیطه علم باستانشناسی است که باید منتظر بود در آینده کارشناسان این فن چه چیز تازهای از آن منطقه کشف میکنند تا سبب آشکار شدن اطلاعات لازم و کافی برای شناخت آن شود. بنابراین، این کلمه به تنهایی نام مکانی است که چند و چون حالات مردمان آن را باید از قرائن و شواهد علمی و اشارات دیگری که احیاناً قرآن کریم درباره مکانهای مشابه آن دارد به دست آورد. با این همه دست نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیت سخت آب و هوایی، امید به یافتن آثاری از سرزمین عاد را از میان نبرده است. گزارشهای قرآن هم در این گونه موارد معمولاً بسیار کلی است مثلاً: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى}} (سوره احقاف، آیه ۲۷)، تنها نشان از انحطاط شهرهای اطراف آنجا را دارد. یا اینکه قرآن گزارش میکند که: {{متن قرآن|وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ... أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ}} (سوره حج، آیه ۴۲ و ۴۶). همین مقدار میگوید که پیشینیان هم، پیامبران خود را تکذیب کردند؛ ولی با تعبیر {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ}} پیگیری تحقیق علمی را به عهده اهل فن واگذار نموده است. با توجه به مطالب فوق، برای فهم معناشناختی قرآنی این کلمه، نیاز به دانش تاریخ و علم باستانشناسی میباشد و از خود این واژه، مفهوم خاصی استنباط و استفاده نمیشود، ولی اشارت کلی قرآن در مورد صعود و سقوط تمدنها میتواند هسته مرکزی مباحث تاریخی و جامعهشناختی و حتی روانشناختی امتها را در پی داشته باشد و سبب تحلیلهای گوناگون شود. [[محمد علی کوشا |کوشا، محمد علی]]، [[احقاف - کوشا (مقاله)|مقاله «احقاف»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||