بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ | == آشنایی اجمالی == | ||
واضح ترک، بردهای از نژاد ترک بود. وی مردی دلیر و [[قاری]] [[قرآن]] و [[غلام]] [[حرث مذحجی سلمانی]] بود<ref>بحارالأنوار، ج۴۵، ص۳۰؛ ابصارالعین، ص۱۲۹ و ر. ک: مقتل مقرم، ص۲۴۹.</ref>. | |||
برخی گفتهاند: واضح ترک همان [[اسلم بن عمرو ترکی]] است<ref>در ذیل نام اسلم بن عمرو ترکی در همین اثر گفته ایم که برخی گفتهاند: اسلم همان واضح ترک است و از آنجا که نحوه شهادت و تشابه رجزی که خواندهاند و کیفیت ملاقاتی که امام {{ع}} بالین این دو کرده است شبیه به هم میباشد؛ لذا احتمال دارد اسلم بن عمرو ترکی همان واضح ترک باشد، و این دو شهید یک نفر باشند با دو نام ودو اسم، از طرفی دیگر علامه محسن امین در اعیان الشیعه، ج۳، ص۳۰۳ مینویسد: «اسلم بن عمرو ترکی غیر از واضح ترک میباشد». به علاوه، در کتب تاریخ، اسلم را غلام امام حسین {{ع}} گفتهاند، و واضح را غلام حرث سلمانی، بنابراین به نظر میرسد اسلم غیر واضح است و ایشان دو شهید کربلا میباشند، به نظر مؤلف، اسلم غیر واضح است و هر دو از تبار ترک؛ یکی غلام امام حسین {{ع}} و دیگری غلام حرث سلمانی بوده است. والله العالم.</ref>. | |||
برخی گفتهاند: واضح ترک همان [[اسلم بن عمرو ترکی]] است<ref>در ذیل نام اسلم بن عمرو ترکی در همین اثر گفته ایم که برخی گفتهاند: اسلم همان واضح ترک است و از آنجا که نحوه شهادت و تشابه رجزی که خواندهاند و کیفیت ملاقاتی که امام{{ع}} بالین این دو کرده است شبیه به هم میباشد؛ لذا احتمال دارد اسلم بن عمرو ترکی همان واضح ترک باشد، و این دو شهید یک نفر باشند با دو نام ودو اسم، از طرفی دیگر علامه محسن امین در اعیان الشیعه، ج۳، ص۳۰۳ مینویسد: «اسلم بن عمرو ترکی غیر از واضح ترک میباشد». به علاوه، در کتب تاریخ، اسلم را غلام امام حسین{{ع}} گفتهاند، و واضح را غلام حرث سلمانی، بنابراین به نظر میرسد اسلم غیر واضح است و ایشان دو شهید کربلا میباشند، به نظر مؤلف، اسلم غیر واضح است و هر دو از تبار ترک؛ یکی غلام امام حسین{{ع}} و دیگری غلام حرث سلمانی بوده است. والله العالم.</ref>. | |||
سماوی مینویسد: وی به همراه [[جنادة بن حرث]] به [[کاروان حسینی]] پیوست<ref>ابصارالعین، ص۱۲۹.</ref>. | سماوی مینویسد: وی به همراه [[جنادة بن حرث]] به [[کاروان حسینی]] پیوست<ref>ابصارالعین، ص۱۲۹.</ref>. | ||
این [[مرد]] [[خداشناس]] در [[روز عاشورا]] وقتی دید [[امام]]{{ع}} و [[حجت خدا]] تنها شده و جمعی از یارانش به [[شهادت]] رسیدهاند، [[خدمت]] [[حضرت]] آمد و [[اذن میدان]] گرفت و در حالی که سوی میدان [[نبرد]] میرفت، این [[رجز]] را میخواند: | این [[مرد]] [[خداشناس]] در [[روز عاشورا]] وقتی دید [[امام]] {{ع}} و [[حجت خدا]] تنها شده و جمعی از یارانش به [[شهادت]] رسیدهاند، [[خدمت]] [[حضرت]] آمد و [[اذن میدان]] گرفت و در حالی که سوی میدان [[نبرد]] میرفت، این [[رجز]] را میخواند: | ||
{{عربی|"الْبَحْرُ مِنْ طَعْنِي وَ ضَرْبِي يَصْطَلِي وَ الْجَوُّ مِنْ نَبْلِي وَ سَهْمِي يَمْتَلِي"}} | {{عربی|"الْبَحْرُ مِنْ طَعْنِي وَ ضَرْبِي يَصْطَلِي وَ الْجَوُّ مِنْ نَبْلِي وَ سَهْمِي يَمْتَلِي"}} | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۳: | ||
{{عربی|"إِذَا حُسَامِي عَنْ يَمِينِي يَنْجَلِي يَنْشَقُّ قَلْبُ الْحَاسِدِ الْمُبَجَّل"}}؛ | {{عربی|"إِذَا حُسَامِي عَنْ يَمِينِي يَنْجَلِي يَنْشَقُّ قَلْبُ الْحَاسِدِ الْمُبَجَّل"}}؛ | ||
:دریا از ضربات [[شمشیر]] و نیزهام متلاطم و فضا از تیره و پیکانم پر میشود، هرگاه شمشیر در دست راستم ظاهر شود [[قلب]] [[حسود]] را پاره میسازد<ref>مناقب | :دریا از ضربات [[شمشیر]] و نیزهام متلاطم و فضا از تیره و پیکانم پر میشود، هرگاه شمشیر در دست راستم ظاهر شود [[قلب]] [[حسود]] را پاره میسازد<ref>مناقب ابنشهرآشوب، ج۴، ص۱۰۴؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۰؛ نفس المهموم، ص۲۸۴ و ابصار العین، ص۱۲۹.</ref>. | ||
با این اشعار به [[دشمن]] [[حمله]] کرد و [[جمعه]] را به [[هلاکت]] رساند و همین که بر اثر جراحات زیاد در آستانه شهات قرار گرفت و بر روی مین افتاد، [[یاری]] و کمک خواست! شاید [[فکر]] نمیکرد کسی بر بالینش بیاید، اما یک باره [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} که در [[مکتب]] [[وحی]] و دامان [[پیامبر]] پرورش یافته است، با سرعت خود را بر بالین او رساند. او را در آغوش گرفت در حالی که نزدیک [[جان]] دادن بود!. | با این اشعار به [[دشمن]] [[حمله]] کرد و [[جمعه]] را به [[هلاکت]] رساند و همین که بر اثر جراحات زیاد در آستانه شهات قرار گرفت و بر روی مین افتاد، [[یاری]] و کمک خواست! شاید [[فکر]] نمیکرد کسی بر بالینش بیاید، اما یک باره [[اباعبدالله الحسین]] {{ع}} که در [[مکتب]] [[وحی]] و دامان [[پیامبر]] پرورش یافته است، با سرعت خود را بر بالین او رساند. او را در آغوش گرفت در حالی که نزدیک [[جان]] دادن بود!. | ||
به قولی: [[امام]]{{ع}} گریست و صورت به صورت او نهاد!. | به قولی: [[امام]] {{ع}} گریست و صورت به صورت او نهاد!. | ||
[[غلام]] چون چشم باز کرد و امام{{ع}} را دید که با او چنین [[رفتار]] میکند، چنین گفت: چه کسی مثل من است که فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} صورت به صورتش بگذارد؟!.<ref>همین عمل بزرگوارانه از امام{{ع}} برای غلام سیاه ابوذر (جون به جوین) و اسلم بن عمرو ترکی آمده است.</ref>؛ | [[غلام]] چون چشم باز کرد و امام {{ع}} را دید که با او چنین [[رفتار]] میکند، چنین گفت: چه کسی مثل من است که فرزند [[رسول خدا]] {{صل}} صورت به صورتش بگذارد؟!.<ref>همین عمل بزرگوارانه از امام {{ع}} برای غلام سیاه ابوذر (جون به جوین) و اسلم بن عمرو ترکی آمده است.</ref>؛ | ||
این را گفت و جان به جان آفرین [[تسلیم]] کرد و روحش به [[ملکوت]] اعلی پیوست<ref> بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۰؛ نفس المهموم، ص۲۸۴، ابصارالعین، ص۱۲۹ و مقتل مقرم، ص۲۴۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۰۱-۶۰۲.</ref> | این را گفت و جان به جان آفرین [[تسلیم]] کرد و روحش به [[ملکوت]] اعلی پیوست<ref> بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۰؛ نفس المهموم، ص۲۸۴، ابصارالعین، ص۱۲۹ و مقتل مقرم، ص۲۴۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۰۱-۶۰۲.</ref> | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۱: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:اصحاب امام حسین]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||