ضوابط آزادی: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۲۹۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ضوابط آزادی در حدیث]] - [[ضوابط آزادی در کلام اسلامی]] - [[ضوابط آزادی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = ضوابط آزادی (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آزادی
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[ضوابط آزادی در فقه سیاسی]]
| پرسش مرتبط  =
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
هر آینه در [[ذهن]] [[پرسش‌گری]] ممکن است این سوال پیش آید که ضابطه، حد و مرز آن تا کجاست. آیا می‌توان به بهانه [[آزادی]]، هرگونه [[ارزش]]، [[هنجار]] و مطلوبیت‌های [[جامعه اسلامی]] را زیر سؤال برد؟ آیا هیچ [[عقل]] سلیمی، رهابودن و بی‌قیدی آزادی را می‌پذیرد؟ آیا می‌توان بی‌ضابطه و اندازه، [[آزادی سیاسی]] را [[تجربه]] کرد؟ این دغدغه‌ها بوده است که هماره در کنار بحث از قلمرو آزادی در [[جامعه]]، بحث از ضوابط، قیود و محدودیت‌های آن نیز طرح شده است، امری که سرآغاز چالش‌های متعددی نیز گردیده است. با لحاظ این امر و بایستگی پردازش آن، تلاش می‌گردد در این فصل، ضوابط و حد و مرزهای آزادی سیاسی، بررسی گردد.
در نگرشی کلی، آزادی، فردی باشد یا [[سیاسی]]- [[اجتماعی]]، مطلق نیست؛ به بیان [[جوادی آملی]]، نباید [[غافل]] بود که آزادی به معنای [[رهایی]] و اطلاق و در هم شکستن همه حدود و مرزها، مستلزم [[نفی]] آزادی است، [[جهان‌بینی مادی]] می‌پندارد که همه وجود و [[حقیقت انسان]] در همین [[عالم ماده]] خلاصه شده و هیچ حقیقتی جز آن نیست و [[حیات انسان]] محدود به میلاد و [[مرگ]] است: {{متن قرآن|إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}}<ref>«هیچ (زندگی دیگر) جز همین زندگی نزدیک‌تر ما (در این جهان)، نیست» سوره انعام، آیه ۲۹.</ref>.
[[اندیشه]] مادی رهایی از همه قیود [[دینی]] را معنای آزادی می‌داند؛ اما در [[جهان‌بینی توحیدی]]، آزادی به معنای رهایی است؛ و انجام دادن هر عمل [[حیوانی]]، به معنای [[بردگی]]؛ زیرا در این صورت، [[انسان]] از قید [[خرد]]، رها و در مقابل آن به زنجیر [[اسارت]] [[هوای نفس]] گرفتار می‌شود. چنین [[انسانی]] [[آزاد]] و [[وارسته]] نیست، بلکه [[اسیر]] و وابسته است<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، جامعه در قرآن (تفسیر موضوعی)، ج۱۷، ص۴۷۳.</ref>:
{{متن حدیث|عَبْدُ الشَّهْوَةِ أَذَلُّ مِنْ‏ عَبْدِ الرِّقِّ}}<ref>عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم ص۳۰۴، شماره ۶۹۶۵.</ref>.
[[بنده]] [[شهوت]] فرومایه‌تر از بنده برده است.
بنابراین آزادی سیاسی نیز مانند هر نوع دیگر از آزادی، رها و مطلق نیست؛ آن گونه که در فرایند [[تجربه]] [[آزادی بیان]]، به عنوان یکی از جلوه‌های مهم [[آزادی سیاسی]]، مواردی هست که موجب محدودیت [[آزادی]] و مقیدشدن آن می‌گردد و البته با [[ژرف‌نگری]]، این چارچوب‌ها و قیدها، در [[حقیقت]]، مانع آزادی نیستند، بلکه به نوعی [[حفظ]] آزادی به شمار می‌آیند؛ زیرا آزادی برای نگاه داشتن [[کرامت انسانی]]، حفظ [[ارزش‌های جامعه]]، [[بسترسازی]] برای طرح معقول و سنجیده [[هنجارها]] و تعامل و تضارب منطقی دیدگاه‌ها، همراه با [[ادب]] بحث و [[مذاکره]] است، اما اگر به بهانه آن، [[بزرگ‌منشی]] و مکرمت [[انسانی]]، [[ارزش‌ها]] و [[شخصیت]] افراد نادیده انگاشته شود و فضایی [[آلوده]] برای کینه‌کشی، توهین‌پراکنی، [[تهمت]] و مباحث صرفاً احساسی، به وجود آید، زمینه نابودی خود را فراهم کرده و این گونه آزادی‌ای قابل [[دفاع]] نخواهد بود. در این موقعیت‌ها، غالباً قدرت‌های نامطلوب به بهانه ایجاد [[امنیت]]، آزادی ناقص [[شهروندان]] را نیز به یغما برده و همه امور را به نفع فراگیرکردن [[قدرت]] خویش، [[مصادره]] می‌کنند. در این بسترهای [[مسموم]]، نخستین [[قربانی]]، آزادی است.
آزادی سیاسی اگر بر اساس معیارها و حدود، مباحثات معقول و گفت‌وگوی صحیح و به تعبیر [[قرآن]] “جدال احسن” باشد، همه از آن استقبال می‌کنند و [[جوامع]] [[علمی]] می‌پذیرند و قدرت و [[حاکمیت]] نیز باید لوازم آن را بپذیرد. به تعبیر [[محمدتقی جعفری]]، اگر [[رفتار]] به اصل و [[قانون]] و [[اراده]] برانگیخته از تمایل‌های طبیعی قانونی مستند بوده باشد، آزادی در چنین [[رفتاری]] معقول است و اگر رفتار به هیچ اصل و تمایل‌های طبیعی قانونی مستند نباشد، نامعقول است<ref>محمدتقی جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام، ص۳۹۲.</ref>؛ بنابراین حدودی که برای آزادی، یادآور خواهیم شد، برای استفاده بهتر از آن است و عدم رعایت آنها، بستری نامیمون فراهم می‌آورد تا آزادی را به مقوله [[ضد]] آن تبدیل کرده و دستاویزی گردد به دست قدرت‌پرستان تا شرایط را به نفع خود رقم زنند و آزادی را به بهانه امنیت، ارزش‌ها و [[عدالت]]، به [[قربانگاه]] فرستند.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۱۸۹.</ref>
آن‌گاه که [[خداوند]] منبع اعطای [[آزادی]] به [[انسان]] باشد و همو آن را به چارچوبی در آورد تا به سر [[منزل]] مقصود، رسد، می‌توان [[باور]] کرد انسان متشرع با [[گردن نهادن]] به [[قوانین]] و دستورهای [[شرع]]، نه آزادی خود را به یکه‌تازان و قدرت‌طلبان وانمی‌نهد و نه به آزادی دیگران، آسیب می‌رساند؛ بلکه با [[رفتار]] در حیطه‌ای معقول و سنجیده، مقدمات رسیدن خویش و [[جامعه اسلامی]] را به آزادی فراهم کرده تا بستر حرکت در مسیر [[اجتماعی]] [[رستگار]] آماده گردد. آزادی، ارمغانی خدایی است که بنا بر [[حکمت]] و [[رحمت]] او، به انسان داده شده است؛ این آزادی، مفروض و پیش‌فرض [[احکام]] و [[دستورهای الهی]] است و از آنجا که بر مبنای [[قرآن کریم]]، انسان به سوی [[رستگاری]] [[راه]] می‌پوید، پس آزادی حیوانی، نمی‌تواند یاری‌گر انسان در این مسیر باشد و دارای قیدوبندهایی خواهد بود، آن گونه که زنجیرها و اسارت‌های قدرت‌های [[ظالم]] نیز مانع [[رشد]] انسان می‌گردد. آن‌سان که همه [[جوامع]]، [[مذاهب]]، مکتب‌ها و [[ادیان]]، دارای محدودیت‌هایی در آزادی هستند؛ بنابراین می‌کوشیم آن حدود را از نگاه [[قرآن]] بیابیم، حدودی که در [[سازگاری]] با [[بندگی]] خداوند و [[روحیه]] [[فطری]] اجتماعی او می‌باشد. بر اساس آنچه در قرآن کریم آمده است که فرمود: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>. {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا}}<ref>«و آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد» سوره جاثیه، آیه ۱۳.</ref>.
آن‌گاه که [[خداوند]] منبع اعطای [[آزادی]] به [[انسان]] باشد و همو آن را به چارچوبی در آورد تا به سر [[منزل]] مقصود، رسد، می‌توان [[باور]] کرد انسان متشرع با [[گردن نهادن]] به [[قوانین]] و دستورهای [[شرع]]، نه آزادی خود را به یکه‌تازان و قدرت‌طلبان وانمی‌نهد و نه به آزادی دیگران، آسیب می‌رساند؛ بلکه با [[رفتار]] در حیطه‌ای معقول و سنجیده، مقدمات رسیدن خویش و [[جامعه اسلامی]] را به آزادی فراهم کرده تا بستر حرکت در مسیر [[اجتماعی]] [[رستگار]] آماده گردد. آزادی، ارمغانی خدایی است که بنا بر [[حکمت]] و [[رحمت]] او، به انسان داده شده است؛ این آزادی، مفروض و پیش‌فرض [[احکام]] و [[دستورهای الهی]] است و از آنجا که بر مبنای [[قرآن کریم]]، انسان به سوی [[رستگاری]] [[راه]] می‌پوید، پس آزادی حیوانی، نمی‌تواند یاری‌گر انسان در این مسیر باشد و دارای قیدوبندهایی خواهد بود، آن گونه که زنجیرها و اسارت‌های قدرت‌های [[ظالم]] نیز مانع [[رشد]] انسان می‌گردد. آن‌سان که همه [[جوامع]]، [[مذاهب]]، مکتب‌ها و [[ادیان]]، دارای محدودیت‌هایی در آزادی هستند؛ بنابراین می‌کوشیم آن حدود را از نگاه [[قرآن]] بیابیم، حدودی که در [[سازگاری]] با [[بندگی]] خداوند و [[روحیه]] [[فطری]] اجتماعی او می‌باشد. بر اساس آنچه در قرآن کریم آمده است که فرمود: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>. {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا}}<ref>«و آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد» سوره جاثیه، آیه ۱۳.</ref>.


خط ۴۸: خط ۶۱:
{{آزادی}}
{{آزادی}}


[[رده:ضوابط آزادی]]
[[رده:آزادی]]
۸۰٬۴۳۵

ویرایش