(۲۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{امامت}}
#تغییر_مسیر [[مولی (ابهامزدایی)]]
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مولی در لغت]] - [[مولی در قرآن]] - [[مولی در حدیث]] - [[مولی در کلام اسلامی]] - [[مولی در معارف مهدویت]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[مولی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
==مقدمه==
* مولی به معنای [[سرپرست]]، [[پیشوا]]، صاحب [[اختیار]]. تعبیری که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} در [[حجة الوداع]]، در روز [[غدیر خم]] ضمن خطبهای مفصّل دربارۀ [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} بهکار برد و او را مولای [[مردم]] دانست و فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاه}} واژۀ مولی و معنای آن و دلالتش بر [[خلافت]] و [[ولایت]] [[امام علی|امیر المؤمنین]]، از مباحث جنجالی در [[تاریخ]] [[شیعه]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۵۸.</ref>.
* [[منکران]] [[امامت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[خلافت بلافصل]] آن [[حضرت]]، یا واقعۀ [[غدیر خم]] را [[انکار]] میکنند، یا [[حدیث غدیر]] را نمیپذیرند، یا اگر هم نتوانند ردّ کنند، معنای مولی را "[[دوست]]" بیان میکنند و اگر هم نتوانند معنای روشن مولا را [[انکار]] کنند، مدعی میشوند که [[اهل حل و عقد]] در [[سقیفه]] [[صلاح]] دیدند کس دیگری غیر از [[امام علی|علی]]{{ع}} [[خلیفه]] شود. [[علامه امینی]] در "[[الغدیر]]" <ref>جلد ۱ ص ۳۴۰ تا ۴۰۰ </ref> بحث مبسوط، مستدلّ و عالمانهای دربارۀ معنای مولی دارد و ۲۷ معنی برای آن در کاربردهای مختلف میآورد (مثل [[پروردگار]]، عمو، پسرعمو، [[فرزند]]، [[غلام]]، آزادشده، مالک، پیرو، همپیمان، [[همسایه]]، [[خویشاوند]]، [[ولیّ]]، اولی به یک چیز، [[یاور]]، تصرّفکننده در کار، عهدهدار امر و...) و با بحثی استدلالی همۀ معانی را در کاربرد آن در [[غدیر خم]] ردّ میکند مگر دو معنای "اولی به تصرّف" و "[[امیر]] و [[سرور]]" و میگوید قرائنی که در خود جمله است و آنچه در قبل و بعد آن در خطبۀ [[غدیر]] بیان شده، برداشتی که حاضران در آن صحنه داشتند، معنایی را که کسانی مثل [[سید حمیری]]، [[کمیت بن زید]]، [[عبدی کوفی]]، ابو تمام و دیگر ادبا و شعرا از آن فهمیده و آن را در قالب [[شعر]] بیان کردهاند، تهنیتگویی [[ابوبکر]] و [[عمر]] و دیگران به [[حضرت امیر]] در همان روز و [[بیعت]] با او و [[سلام]] دادن آنان به [[حضرت]] به عنوان [[امام علی|امیر المؤمنین]]، [[احتجاجها]] و استدلالهایی که به [[حدیث غدیر]] بر [[اثبات]] [[امامت]] و [[ولایت]] شده، [[آیات]] [[قرآن]] که پیش و پس از این [[خطبه]] نازل شده و اهمیّت آن روز و حادثه را بیان کرده و... دهها قرینۀ داخلی و خارجی دیگر، همه نشان میدهد که آن [[ولایتی]] که برای [[امام علی|امیر المؤمنین]] در روز [[غدیر]] با کلمۀ "مولی" [[تعیین]] و [[جعل]] شد، به معنای [[سرپرست]] [[مسلمانان]] و [[جانشینی]] [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] بود<ref>فشردهای از بحث طولانی علامه امینی در الغدیر، در جزوهای فارسی به نام «معنای مولی» به قلم جواد محدثی، از انتشارات مرکز پژوهشهای فارسی الغدیر، چاپ شده است، در ۵۸ صفحه جیبی</ref>. این [[حقیقت]] گاهی هم با کلمۀ "[[ولیّ]]" بیان شده است: {{متن حدیث|عَلِيٌّ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}. [[عالمان]] بسیار دیگری نیز در معنای مولی و نحوۀ [[استدلال]] به آن و مستندات این [[حدیث]] در کتب [[شیعه]] و [[اهل سنت]] بحث کردهاند<ref>از جمله «رسالة فی معنی المولی» شیخ مفید، «فضائل الخمسة من الصّحاح السته» ج ۱ ص ۳۹۲، «عبقات الأنوار» ج ۱، «المراجعات» نامه ۵۴ تا ۶۰، «بحارالأنوار»، ج ۲۱ و ۳۷، «فیض القدیر» و... </ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۵۸.</ref>.
==مولا در فرهنگ مطهر==
یکی از معانی مولا، [[ناصر]] و [[یاور]] است [بنابراین کلمه مولا اگر به معنی حلیف آمده، باز معنای [[یاور]] را میدهد]<ref>امامت و رهبری، ص۲۰۶.</ref>. کلمه مولی در [[زبان عربی]] معانی متعدد و احیاناً متضادی دارد، مثلاً هم به [[سرور]] و [[مطاع]] و آقا مولی میگویند، آن چنان که [[پیغمبر اکرم]] درباره [[علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و هم در مورد [[بنده]] و برده و [[مطیع]]، بهطور کلی معنی “ولاء” پیوند و [[قرابت]] است و لهذا مورد استعمال متعددی دارد. یکی از موارد استعمال این کلمه [[ولاء]] [[عتق]] است، افرادی که قبلاً برده بودند و [[آزاد]] میشدند به آنها و به فرزندانشان مولی میگفتند، همچنان که به آزادکننده نیز مولی میگفتند. احیاناً به افرادی که با قبیلهای [[پیمان]] میبستند، مخصوصاً افراد [[غیر عرب]] که با [[اعراب]] پیمان میبستند که از [[حمایت]] آنها برخوردار باشند نیز مولی میگفتند. به [[ایرانیان]] از آن جهت [[موالی]] میگفتند که با اجدادشان برده و سپس آزاد شده بودند- که البته عده اینها زیاد نبود- و یا با برخی قبائل [[عرب]] پیمان حمایت بسته بودند. تدریجاً به همه [[مردم ایران]] موالی میگفتند، اما اینکه برخی مدعی شدهاند که اعراب ایرانیان را بدان جهت مولی میگفتند که آنها را برده خود میدانستند، قطعاً [[اشتباه]] است<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۳۵۷.</ref>.
مفهوم اصلی کلمه مولا “قرب” و “دُنو” است. در مورد دو چیز که پهلوی یکدیگر و متّصل به یکدیگر باشند، کلمه “ولاء” یا “ولیّ” یا کلمه “مولا” به کار برده میشود و لهذا غالباً در دو معنی متضاد به کار میرود. مثلاً به [[خداوند]] اطلاق مولا نسبت به [[بندگان]] شده است و بالعکس به آقا اطلاق شده، و به [[غلام]] هم گفته میشود. یکی از معانی کلمه “مولا” که مقصودم همین است، “مُعْتِق” یعنی آزادکننده است. به کسی که آزاد میشود “مُعتَق” میگویند. کلمه مولا هم به “مُعتِق” اطلاق شده است و هم به “مُعتق” یعنی هم به [[آزاد]] کننده مولا میگویند، هم به آزادشده<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۸۱.</ref>
===مولا [[عابس]]===
منظور از مولا عابس، این نیست که [[غلام]] یا آزاد شده عابس بوده، بلکه به این معنی است که هم [[پیمان]] او بوده، و گفتهاند که در جلالت [[قدر]] و [[شخصیت اجتماعی]] از عابس بزرگتر بوده است<ref>حماسه حسینی، جلد اول ۲۹۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۷۸۲.</ref>