←پانویس
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = استقلال | عنوان مدخل = استقلال سیاسی | مداخل مرتبط = استقلال سیاسی در حدیث - استقلال سیاسی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== استقلال یکی از شعارهای اصولی ملت ایران در انقلاب اسلامی...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) |
||
| (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = استقلال | | موضوع مرتبط = استقلال | ||
| عنوان مدخل = استقلال سیاسی | | عنوان مدخل = استقلال سیاسی | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | |||
استقلال یکی از شعارهای اصولی [[ملت ایران]] در [[انقلاب اسلامی]] و از اهداف مهم امام خمینی بود. استقلال در کنار دو [[شعار]] مهم دیگر یعنی [[آزادی]] و [[جمهوری اسلامی]]، شاهبیت مطالبات و شعارهای ملت ایران در اغلب راهپیماییها بود؛ زیرا [[وابستگی]] را موجب [[ذلت]] و [[سرافکندگی]] [[مردم]] میدانستند و در بیانات گوناگون، مردم را به تلاش و [[کوشش]] تا رفع تمام [[وابستگیها]] و استقلال ملی [[تشویق]] نمودهاند. امام خمینی بر اساس [[فلسفه سیاسی اسلام]] اصل استقلال ملی و [[سیاسی]] را یکی از [[قوانین]] مصرح [[دینی]] عنوان میکنند که هیچ کشوری [[حق]] [[مداخله]] در امور داخلی [[کشور]] دیگر را ندارد<ref>صحیفه نور، ج۶، ص۲۶۳.</ref>. به نظر ایشان [[مسلمین]] بر مبنای [[قوانین اسلامی]] نباید تحت [[سیطره]] [[کفار]] باشند<ref>صحیفه نور، ج۱۶، ص۳۷.</ref>. یکی از اصول در موضوع [[استقلال]] ملی از منظر [[امام خمینی]]، اصل [[نفی سلطهگری]] و [[سلطهپذیری]] است. با توجه به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> که میفرماید [[خداوند]]، سلطهای برای [[کافران]] بر [[مؤمنان]] قرار نداده، [[اذعان]] میدارند که در [[منطق]] [[اسلام]]، نه [[سلطهگری]] پذیرفته است و نه سلطهپذیری<ref>صحیفه نور، ج۲، ص۱۳۹.</ref>. | |||
[[دفاع از کیان اسلام]] و [[مسلمانان]] یکی دیگر از اصول در استقلال سیاسی از منظر امام خمینی است. ایشان ضمن تأکید بر [[آمادگی]] [[جمهوری اسلامی]] برای [[دفاع از اسلام]] و [[ممالک اسلامی]] و استقلال ممالک اسلامی عنوان میکند برنامه ما برنامه اسلام است، [[وحدت]] کلمه مسلمین است، [[اتحاد]] ممالک اسلامی است...<ref>صحیفه نور، ج۱۸، ص۲۲۱.</ref> ایشان حتی در تعریف خود از [[کشور ایران]] را تنها کشور و در حوزه [[منافع ملی]] نمیداند و همه ممالک اسلامی را بخشی از منافع ملی و [[استقلال کشور]] میداند و به مسلمانان توصیه میکند که همه به [[امت اسلامی]] با این نگاه بنگرند<ref>صحیفه نور، ج۱، ص۸۴.</ref>. بر همین مبنا [[سیاست خارجی]] جمهوری اسلامی بر اساس [[حفظ]] [[آزادی]]، استقلال و [[حفظ مصالح]] و [[منافع]] اسلام و مسلمین صورتبندی میشود<ref>صحیفه نور، ج۳، ص۴۹.</ref>. [[امام]] در پاسخ خبرنگاری که از ایشان سؤال کرده بود که سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به ویژه در رابطه با [[ابرقدرتها]]، چه خواهد بود؟ مقوله رابطه با [[بیگانگان]] و بهخصوص با ابرقدرتها را به بعد از حصول استقلال [[واقعی]] موکول نمود<ref>صحیفه نور، ج۳، ص۸۹.</ref>. در نهایت میتوان گفت که استمرار استقلال سیاسی، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[امنیت]] کشور تا حدود زیادی وابسته به [[قوای نظامی]] و انتظامی یک [[کشور]] نیز بوده و همواره نیروهای مسلح از ارکان [[استقلال کشور]] بودهاند.<ref>[[سید مرتضی نبوی|نبوی]] و [[صالح اسکندری|اسکندری]]، [[استقلال اسلامی ۱ - نبوی و اسکندری (مقاله)| مقاله «استقلال اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۶۳.</ref> | |||
==استقلال سیاسی== | |||
استقلال سیاسی یکی از شاخصهای اصلی و از مقدمات کسب [[استقلال ملی]] است. اینکه [[مقامات]] [[سیاسی]] برای تصمیمگیریهای اساسی [[منتظر]] اشاره سفرای کشورهای خارجی باشند اوج [[ذلت]] یک [[کشور]] است. پیش از [[پیروزی انقلاب اسلامی ایران]]، قدرتهای بینالمللی حتی این [[حق]] را برای خود به رسمیت میشناختند که در [[عزل و نصب]] [[وزرا]] دخالت کنند و یا اینکه تعیین [[تکلیف]] کنند [[ایران]] در کدام [[معاهده]] بینالمللی داخل شود و یا از آن عبور کند و یا نفت را به کدام کشور بفروشند و یا از کدام کشور [[پول]] کمتری بگیرند و... بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، [[نعمت]] استقلال سیاسی به دست آمد و دست [[اجانب]] از کشور کوتاه شد. امروز هیچ قدرتی در [[دنیا]] نمیتواند ادعا کند که بر [[نظام سیاسی]] ایران [[حاکم]] است و اشاره، نهیب یا [[تهدید]] آن [[قدرت]] میتواند اثری بر روی تصمیمگیریهای [[مسئولان]] سیاسی ایران بگذارد<ref>پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، ۲۹/۳/۱۳۸۵.</ref>. استقلال سیاسی پس از [[انقلاب]] محصول مجاهدتهای [[ملت ایران]] در دو [[قرن]] گذشته در برابر [[استعمار]] [[غربی]] و [[استبداد]] [[سرسپرده]] به اجانب است. فقدان استقلال سیاسی دیکتاتورهای [[مستبد]] لطمات فراوانی را به پیکره [[جامعه ایران]] در یکی دو قرن گذشته وارد کرده است. تبارشناسی [[تاریخی]] استبداد در جامعه ایران و یک مداقه کلی در خصوص حوادث ۱۵ ساله بین سالهای ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۹ [[هجری شمسی]] در ایران نشان میدهد که همواره یک پیوند جدی بین استبداد داخلی و استعمار و [[سلطه]] خارجی وجود داشته است. در واقع همواره [[حمایت]] استعمار خارجی اعم از (روس، [[انگلیس]] [[آمریکا]] و...) از جریان مسلط داخلی موجد یک [[دیکتاتوری]] بیچون و چرا در کشور شده است. استبداد[[ محمد]] علی شاه با حمایت روسها و دیکتاتوری [[رضاخان]] با [[پشتیبانی]] انگلیس قوام یافت. [[مردم]] استبداد را با [[مشروطه]] تحدید کردند؛ اما استعمار ۱۵ سال بعد با ایجاد [[انحراف]] در مسیر [[انقلاب مشروطه]] دیکتاتوری را در قامت یک قزاق بیسواد بازتولید کرد و [[ایران]] را وارد دوران خفقانی سیاه کرد که [[استقلال کشور]] را به باد داد. بسیاری از [[علما]] و [[روحانیون]]، [[روشنفکران]]، روزنامه نگاران، [[آزادیخواهان]] و مشروطهخواهان در دوران [[استبداد]] وابسته رضاخانی دستگیر، [[تبعید]] و [[ترور]] شدند. ۴۵ سال بعد از [[مشروطه]] در جریان [[نهضت]] [[ضد استعماری]] و استقلالطلبانه ملی شدن [[صنعت]] نفت بار دیگر استبداد و [[استعمار]] به هم گره خوردند و کودتایی تمام عیار علیه [[نهضت اسلامی]] - مردمی ملی شدن صنعت نفت انجام دادند که تمام دستاوردهای [[مجاهدت]] [[ملت]] را پایمال و چکمه کوب کودتا گران نمودند. [[استعمارگران]] نهضت ملی نفت را ربودند و آن را در [[شام]] آخر کنسرسیوم نفتی به حراج گذاشتند. اما درست ۲۵ سال بعد از کودتای آمریکایی سال ۱۳۳۲ انقلابی [[عظیم]] و بینظیر در ایران رخ داد که نه تنها از مسیر خود [[منحرف]] نشد بلکه به چالشی عظیم در برابر [[نظام سلطه]] تبدیل شد<ref>پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، ۱۴/۳/۱۳۹۱.</ref>. | |||
[[ | البته خطر بازگشت استبداد و [[سلطه بیگانگان]] همواره استقلال کشور را [[تهدید]] میکند و ملت با [[بصیرت]] ایران باید سالهای متوالی [[مراقبت]] کند تا [[فرهنگ]] عمیق و انیق [[مردمسالاری دینی]] به یک ایستار ماندگار تبدیل شود. در همین راستا [[حضرت آیتالله خامنهای]] در عرصه [[فعالیتهای سیاسی]] داخلی [[التزام]] به صیانت از استقلال سیاسی را یکی از اصولی میدانند که تمام فعالان [[سیاسی]] برای حضور در عرصههای مختلف [[کشور]] باید از آن برخوردار باشند. از منظر ایشان آن حرکتی، آن جریانی، آن شعاری و آن برنامهریزیای که در آن استقلال کشور و ملت دیده نشود، اصول گرایانه نیست و همه باید به استقلال کشور به عنوان یکی از مبانی اصولی [[نظام]] [[وفادار]] باشند<ref>پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، ۲۹/۳/۱۳۸۵.</ref>. | ||
بر این اساس اگر برایند جریانات و روند تحولات مقوم استقلال کشور نباشد میتواند مقدمات [[وابستگی]] کشور را فراهم کند. به عنوان نمونه اگر روندها، [[جریانها]] و یا [[کارگزاران]] سیاسی [[باورمندی]] عمیقی به مقوله [[نفی سلطه]] و جلوگیری از [[نفوذ]] و دخالت قدرتهای [[غربی]] در امور داخلی [[کشور]] نداشته باشند عملاً برخلاف جریان شعارهای [[استقلال]] طلبانه [[ملت ایران]] حرکت کردهاند. این عدم [[اعتقاد]] اگر ریشهدار باشد و زمینه دست دراز کردن یک [[جریان سیاسی]] را مقابل [[بیگانگان]] فراهم کند به طور مستقیم به [[امنیت]] کشور لطمه میزند. | |||
به عنوان نمونه [[حضرت آیتالله خامنهای]] در ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ در واکنش به یکی از نامزدهای انتخاباتی که در جریان [[مناظرات]] مدعی شده بود سیاستهای [[ضد]] [[سلطه]] [[دولت]] نهم موجب [[خوار]] شدن ملت ایران در [[افکار عمومی]] بینالمللی شده است تاکید کردند: «من قبول نمیکنم حرف آن کسانی را که [[تصور]] میکنند [[ملت]] ما به خاطر [[پایبندی]] به مبانی و اصول خود در [[دنیا]] خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً. ما [[دشمن]] داریم. [[دشمنان]] ما یک [[جبهه]] متحدی هستند..».. ایشان همچنین در این [[مراسم]] افزودند: «[[عزت ملی]] در [[مدیریت]] کشور به این معناست که یک دولت، یک [[نظام]]، به ملت خود متکی باشد، به [[مردم]] متکی باشد». | |||
به این ترتیب اگر جریانی به مؤلفه اصیل [[استقلال ملی]] [[باور]] نداشته باشد یا اینکه {{متن قرآن|نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ}}<ref>«به برخی ایمان داریم و برخی دیگر را انکار میکنیم» سوره نساء، آیه ۱۵۰.</ref> باشد میتواند در هنگام [[انتخابات]] برای کشور یک چالش [[امنیتی]] درست کند. اگر یک کنشگر [[سیاسی]] برای [[کارآمدی]]، [[پیشرفت]] و [[تحقق عدالت]] در کشور برنامه نداشته باشد و یا به دلیل عدم [[تدبیر]] باعث [[حیف و میل بیت المال]] گردد، عملاً برخلاف مؤلفههای اثباتی استقلال در کشور عمل کرده است. اگر جریانی [[ضرورت]] [[دفاع از مظلومان]] [[جهان]] را فراموش کند و مثل حوادث [[فتنه]] ۸۸ در [[روز]] [[قدس]] [[شعار]] «نه غزه، نه لبنان» سر دهد این جریان نیز هم بر خلاف [[منافع ملی]] و هم بر خلاف [[استقلال کشور]] قدم برداشته است.<ref>[[سید مرتضی نبوی|نبوی]] و [[صالح اسکندری|اسکندری]]، [[استقلال اسلامی ۲ - نبوی و اسکندری (مقاله)|مقاله «استقلال اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۰۸۳.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[استقلال]] | * [[استقلال]] | ||
* [[استقلال علمی]] | |||
* [[استقلال فکری]] | * [[استقلال فکری]] | ||
* [[استقلال سیاسی]] | * [[استقلال سیاسی]] | ||
| خط ۲۶: | خط ۳۳: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[سید مرتضی نبوی|نبوی]] و [[صالح اسکندری|اسکندری]]، [[استقلال اسلامی ۱ - نبوی و اسکندری (مقاله)| مقاله «استقلال اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']] | # [[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[سید مرتضی نبوی|نبوی]] و [[صالح اسکندری|اسکندری]]، [[استقلال اسلامی ۱ - نبوی و اسکندری (مقاله)| مقاله «استقلال اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']] | ||
# [[پرونده:1100619.jpg|22px]] [[سید مرتضی نبوی|نبوی]] و [[صالح اسکندری|اسکندری]]، [[استقلال اسلامی ۲ - نبوی و اسکندری (مقاله)|مقاله «استقلال اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|'''منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:استقلال]] | [[رده:استقلال]] | ||
[[رده: | [[رده:مدخلهای در انتظار تلخیص]] | ||