موالی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۰٬۹۷۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۳
(تغییرمسیر به مولی)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
#تغییر_مسیر [[مولی]]
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط =
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط = [[موالی در لغت]]
| پرسش مرتبط  =
}}
 
== معناشناسی ==
«موالی» جمع «مولی» است و مولی در لغت به معنی آقا، [[سرور]]، [[بندگان]]، [[یاران]]، گماشتگان<ref>فرهنگ معین.</ref>، آزاد کرده، [[آزاد]] کننده، هم‌پیمان<ref>دایرة المعارف فارسی، ج۲، بخش دوم، ص۲۸۸۱.</ref> و [[آزادشدگان]]<ref>فرهنگ دهخدا.</ref>.<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۳۴.</ref>، [[سرپرست]]، [[پیشوا]] و [[صاحب اختیار]] آمده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۵۸.</ref>.
 
در اصطلاح به تمام [[ملل]] [[غیر عرب]] تحت [[تسلط]] [[عرب‌ها]]، «موالی» می‌‌گفتند. «موالی» بیشتر به [[ایرانیان]] اطلاق می‌شد؛ چون یا اجداد آنها پس از [[اسارت]]، [[آزاد شده]] بودند و یا با برخی از [[قبایل عرب]]، [[پیمان]] [[حمایت]] بسته بودند و به تدریج به همه [[مردم ایران]] «موالی» گفته می‌شد<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۳۴.</ref>.
 
== موالی در [[عراق]] ==
در آستانه [[نبرد قادسیه]]، بیش از چهار هزار نفر از [[سپاهیان]] [[ایرانی]]، معروف به [[دیالمه]] ([[دیلمیان]]) به [[فرماندهی]] «[[زهرة بن حویة]]» به [[سپاه مسلمانان]] [[عرب]] پیوستند. این افراد که در [[جنگ‌ها]]، [[راهنما]] و همراه [[مسلمانان]] بودند، «[[حمراء]]» نامیده شدند. آنان برای پیوستن به [[سپاه]] عرب شرط کردند که پس از [[جنگ]] به مکان دلخواه خود بروند و با هر قبیله‌ای که خواستند هم‌پیمان شوند و از [[غنایم]] نیز سهمی بگیرند<ref>فتوح البلدان، ص۲۷۹.</ref>. اینان پس از پیوند با برخی [[قبایل عرب]]، اصطلاحاً «موالی» آن [[قبایل]] نامیده شدند.
 
موالی در عراق از [[حقوق]] چندانی بهره‌مند نبودند و [[شهروند]] درجه دوم شناخته می‌شدند و آنان را [[تحقیر]] می‌کردند و حتی در [[زمان]] [[خلیفه دوم]] سعی شد به دلیل نیامیختن با [[عرب‌ها]] و [[نفوذ]] در مرکز [[خلافت]] از ورود آنها به [[مدینه]] جلوگیری شود. در زمان خلیفه دوم و سوم، سخت‌گیری‌هایی نسبت به آنان روا داشته شد که در عصر [[اموی]] به اوج خود رسید.
 
بیشتر موالی و [[ایرانیان]] در [[کوفه]] [[زندگی]] می‌کردند. [[سعد بن ابی وقاص]] در سال ۱۷ ه‍.ق کوفه را تأسیس کرد<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۴۳.</ref> و عده کثیری از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} قبایلی از [[عرب‌های یمنی]] (عرب‌های جنوبی) و [[عرب‌های قحطانی]] (اعراب شمالی یا نزاری) در آن اقامت گزیدند. عرب‌های جنوبی و شمالی، هیچ وقت با هم زندگی مسالمت‌آمیزی را آغاز نکردند و این امر سبب بروز مشکلاتی در این [[شهر]] شد.
 
[[سعد بن ابی وقاص]] با توجه به [[مهاجرت]] قبایل و [[طوایف]] و برای جلوگیری از اختلافات، [[جمعیت]] کوفه را به هفت گروه موسوم به «اسبع» تقسیم کرد. چهار هزار ایرانی، مشهور به حمراء و گروهی از [[مردم]] [[بحرین]] با یکی از این طوایف [[متحد]] شدند. این تقسیم‌بندی ۱۹ سال، یعنی تا زمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} در سال ۳۶ ه ق به کوفه آمد، ادامه داشت؛ علی{{ع}} تغییرات مهمی را در ترکیب و صورت خارجی این هفت گروه از طریق ترکیب و جابه‌جایی برخی [[قبایل]]، از یک گروه به گروه دیگر به وجود آورد.
 
بر تعداد [[ایرانیان]] در [[کوفه]] [[روز]] به روز افزوده شد. علاوه بر چهار هزار مرد [[جنگی]] که در کوفه اقامت داشتند، تعداد زیادی نیز، همراه [[خانواده]] خود به کوفه آمده، در آنجا اقامت گزیدند. [[مسجد کوفه]] را نیز یک [[ایرانی]] به نام «روزبه بُزُرْجُمِهر (بزرگمهر)» ساخت و از جمله [[مصالح]] آن، آجرهایی بود که از [[کاخ]] سلطنتی ایرانیان در [[حیره]] آورده بودند. مطلب دیگر اینکه ایرانیان بازارها را به صورت دکه در کنار منازل ساختند<ref>طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۹؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۲۶۹.</ref>.
 
با افزایش [[جمعیت]] ایرانیان در کوفه، [[شهر کوفه]] به دو گروه [[اعراب]] و پارسیان تقسیم شد. اعراب خود به چند گروه تقسیم می‌شدند که ترکیب آنها بسیار نامتجانس و پیچیده بود.
 
پارسیان به سه گروه تقسیم می‌شدند:
# اسیرانی که پس از [[شکست]] در نبردهای [[مدائن]]، [[قادسیه]]، [[نهاوند]] و... به کوفه آورده شدند. اکثر آنها [[اسلام]] را از اربابان خود پذیرفتند و [[آزادی]] یافتند ولی هم [[پیمان]] آنان باقی ماندند. این [[اسیران]]، [[موالی]] [[حقیقی]] در کوفه بودند؛
# گروهی از کشاورزان و روستائیان، با [[سقوط]] [[دولت]] ساسانی، وسایل [[زندگی]] خود را از دست داده بودند. این افراد کوفه را مناسب‌ترین محل برای سکونت و کار خود یافتند. گروهی نیز به عنوان پیشه‌ور و صنعت‌گر به کوفه آمدند، و اسلام را پذیرفتند که این گروه بزرگ‌ترین گروه «موالی» را تشکیل می‌دادند؛
# «[[حمراء]]» در حدود چهار هزار نفر از اشراف و بزرگان بودند. آنها پس از پیوستن به [[سپاه]] [[عرب]] شرط کرده بودند که از پرداخت [[خراج]]، معاف باشند و حتی سهمی از [[غنایم]] را بگیرند و آزادی عمل داشته باشند.
 
افزون بر این، تعداد زیادی از [[زنان]] نیز [[اسیر]] شده بودند که به همسری اعراب [[مسلمان]] در آمدند؛ در نتیجه ۲۰ [[نسل]] در کوفه به وجود آمد که مادرانشان ایرانی بودند.
 
از میان ساکنان کوفه، یمنی‌ها و ایرانیان [[تمایلات]] [[شیعی]] داشتند ولی بخش عمده‌ای از آنها از مواجهه با هر خطری که امکان وقوع آن باشد، گریزان بودند. به همین دلیل مانند بسیاری از [[اعراب]] [[کوفه]] فاقد [[شهامت]] و [[ثبات قدم]] لازم در مرحله [[امتحان]] بودند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۵۳.</ref>.<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۳۴ - ۳۷.</ref>
 
== [[موالی]] و [[ائمه اطهار]]{{عم}} ==
موالی، پیش از [[حکومت ظاهری]] حضرت علی{{ع}} شاهد نابرابری و برتری‌طلبی‌های فراوانی بودند؛ حتی [[عمر]]، [[خلیفه دوم]] به بهانه [[خالص]] نگه داشتن نژاد [[عرب]] و در آمیخته نشدن با [[عجم]]، [[رفتاری]] طردکننده و غیراسلامی و [[انسانی]] با موالی، داشت. او وقتی به [[خلافت]] رسید، بعضی را بر بعضی [[برتری]] داد؛ «[[سابقین]]» در [[اسلام]] را بر دیگران، [[مهاجران]] [[قریش]] را بر دیگر مهاجران، همه مهاجران را بر [[انصار]] و عرب را بر عجم برتری بخشید. وی در [[تقسیم بیت المال]] بین [[مردم]] [[مساوات]] قائل نشد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۱۱۱.</ref>.
 
این [[نابرابری]] در [[زمان عثمان]] به اوج خود رسید. [[عثمان]] [[بیت المال]] را [[ملک]] مطلق خود اعلام و به [[اقوام]] خود هبه می‌کرد. اطرافیان او [[مال]] [[خدا]] را همچون شتری که گیاهان تازه بهاری را با ولع زیاد و با تمام دهان می‌خورند، [[غارت]] می‌کردند که این کار موجب [[خشم]] مردم و [[کشته شدن عثمان]] شد<ref>نهج البلاغه، خ ۳، ص۵۸.</ref>.
 
[[امام علی]]{{ع}} برای بر پا داشتن [[عدالت]] و مساوات، بدعت‌های پیشین را محو و تقسیم بیت المال، موالی را با عرب یکسان دانست. این امر سبب [[مخالفت]] سران در [[قبایل]] و ایجاد [[فتنه‌ها]] شد. حتی روزی [[اشعث بن قیس]] نزد [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آمد و گفت: «ای امیرمؤمنان! این سرخ رویان ([[ایرانیان]]) که اطراف شما را گرفته و نزدیک شما نشسته‌اند، بر ما چیره شده‌اند».
 
[[امام]] پس از لحظه‌ای [[سکوت]]، فرمود: «... آیا می‌خواهی آنان (ایرانیان) را طرد کنم؟ هرگز طرد نخواهم کرد؛ چون در این صورت از زمره [[جاهلان]] خواهم بود»<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۸۴.</ref>.
 
و یا در برابر «معترفین» که از امام خواستند بین عرب و عجم تفاوت قائل شوند، فرمود: از من می‌خواهید که با [[ستمگری]]، بر کسانی که امور آنان را به عهده گرفته‌ام، طالب [[پیروزی]] باشم. به [[خدا]] [[سوگند]]! تا [[عمر]] من باقی و شب و [[روز]] برقرار و [[ستارگان]] در [[آسمان]] در پی هم طلوع و غروب می‌کنند، هرگز به چنین کاری دست نمی‌زنم، حتی اگر [[اموال]] به خود من تعلق داشت به طور مساوی در میان آنها تقسیم میکردم تا چه رسد به این که این اموال، [[مال]] خداست<ref>نهج البلاغه، خ ۱۲۶.</ref>. این [[سیاست]]، کافی بود تا [[ایرانیان]] را که [[وارث]] [[تمدنی]] کهن بودند با [[روح]] و [[حقیقت اسلام]] آشنا سازد و [[طرفدار علی]]{{ع}} و [[خاندان رسالت]] شوند.
 
از سوی دیگر، [[سادگی]] و [[بی‌پیرایگی]] و شیوه عادلانه حکومت علی{{ع}} مورد توجه ایرانیان قرار گرفت؛ زیرا آنها [[شاهد]] [[تجمل‌گرایی]] و ریخت و پاش‌های [[دولت]] ساسانی بودند؛ این [[ساده‌زیستی]] [[خلیفه]] [[مسلمانان]]، سبب [[شیفتگی]] آنان به [[اهل بیت]]{{عم}} می‌شد. اهتمام علی{{ع}} و [[فرزندان]] بزرگوارش به [[موالی]] تنها در بُعد [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] نبود، بلکه آنان در [[تربیت موالی]] اهتمام زیادی داشتند. [[حضرت علی]]{{ع}} هزار برده را از دسترنج خود [[آزاد]] کرد<ref>الغارات، ج۱، ص۹۲.</ref> که [[میثم تمار]] یکی از آنها بود.
 
[[امام سجاد]]{{ع}} با خرید بردگان و [[غلامان]] به [[تربیت]] آنان می‌پرداخت. آن حضرت، پس از رساندن این افراد به مرحله کمال [[اخلاقی]] و [[علمی]]، آنان را آزاد می‌کرد. از جمله این افراد، می‌‌توان [[برادران]] معروف یعنی [[حسین بن سعید اهوازی]]، [[حسن بن سعید اهوازی]] و [[احمد بن حسین]] را نام برد<ref>دراسات و بحوث فی التاریخ و الاسلام، ج۱، ص۶۲؛ تاریخ تشیع در ایران، ج۱، ص۱۲۸.</ref>.
 
برخورد مناسب و [[پسندیده]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} با [[موالیان]]، سبب [[گرایش]] آنان به [[تشیع]] شد و تعدادی از آنان ـ به عنوان [[صحابی]] ائمه اطهار{{عم}} ـ خدمات ارزنده‌ای به [[جهان اسلام]] ارائه کردند. هر قدر که از عمر [[اسلام]] می‌گذشت، تعداد [[صحابه]] [[ایرانی]] [[ائمه]]{{عم}} نیز افزایش می‌یافت. اکثر موالیان ایرانی و عمدتاً از [[راویان]] احادیث‌اند<ref>تاریخ تشیع در ایران، ج۱، ص۱۳۰.</ref>.
 
با [[گسترش اسلام]] در [[ایران]] و افزایش [[ایرانیان]] [[مسلمان]] شده، [[محدثان]] [[ایرانی]] افزایش چشم‌گیری یافتند؛ به گونه‌ای که در سده یکم ۱۱ نفر، در سده دوم ۴۰۹ نفر، در سده سوم ۲۳۰۹ نفر و در سده چهارم ۳۵۲۱ [[محدث]] از ایران در [[خدمت]] [[جهان اسلام]] بوده است<ref>نقش ایرانیان در تدوین و نشر حدیث، ص۲۷.</ref>.
 
[[امام صادق]]{{ع}} در روایتی پس از [[تمجید]] از [[موالیان]]، درباره آنان می‌فرماید: کسی که [[اسلام]] را با [[رغبت]] بپذیرد، بهتر از کسی است که با [[ترس]] بپذیرد. [[منافقان]] از ترس به اسلام گرویدند اما موالیان با رغبت آن را پذیرفتند<ref>بحارالانوار، ج۶۴، ص۱۶۹.</ref>.<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۳۷ - ۴۰.</ref>
 
==موالی==
[[مولی]] (جمع آن موالی) به غیرعربی اطلاق می‌شد که یا [[مسلمان]] شده بود و در [[جنگی]] بر [[ضد]] [[مسلمانان]] شرکت نکرده بود و [[اسیر]] نشده بود یا اگر در [[جنگ]] شرکت کرده بود و اسیر شده بود، [[اسلام]] آورده بود و به دست والاء یا مالک خود [[آزاد شده]] بود. اهل‌ِذمه‌ای که [[دین]] خود را رها کرده بود و [[آیین]] [[مسلمانی]] را برگزیده بود، نیز موالی خوانده می‌شد. حتی ممکن بود [[قبایل]] [[ضعیف]] برای استفاده از [[قدرت]] اقویا و [[جلب حمایت]] قبایل قوی‌تر با [[عقد]] [[موالات]]، با یکی از آنها [[ارتباط]] و انتساب می‌یافت و خود را از موالی یک شیخ [[عرب]] یا یک [[قبیله عرب]] به حساب می‌آورد<ref>کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ص۱۳۲.</ref>. مولی در [[حقیقت]] عضو وابسته و دون‌رتبه یک [[طایفه]] یا [[قبیله]] بود که اغلب آنها [[بندگان]] آزاد شده بودند که به این ترتیب در طایفه‌ای عضویت می‌یافتند. موالی از سوی طایفه مورد [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] قرار می‌گرفتند؛ ولی در مقابل باید به طایفه [[وفادار]] می‌ماندند<ref>تاریخ جوامع اسلامی، ص۹۳.</ref>.
غیرعرب‌ها که در زمینه، جنگ، [[مدیریت]]، [[تجارت]] و [[پزشکی]] [[تخصص]] داشتند هم به‌عنوان اعضای کم‌رتبه قبایل [[عربی]] تلقی می‌شدند و از نظر [[اقتصادی]] [[استثمار]] می‌شدند و از [[حق]] [[ازدواج]] با [[اعراب]] [[محروم]] بودند. نام [[سربازان]] غیرعرب فعال در [[فتوحات]] اسامی‌شان در لیست حقوق‌بگیران نظامی درج نبود؛ زیرا ثبت اسامی در [[دیوان]] علاوه بر داشتن [[عواید مالی]] برای آنها، نوعی امتیاز [[اجتماعی]] نیز به حساب می‌آمد. برای اعراب شناخته‌شدن موالی متخصص جزء [[نخبگان]] طایفه، مقبول نبود و [[توسعه‌یافتگی]] موالی و [[مهارت]] داشتن آنها در تجارت و [[اداره حکومت]] خوشایند اعراب نبود و حتی از تحت‌الشعاع قرار گرفتن برتری‌شان، در مقابل [[فرهنگ]] و [[تمدن]] موالی سخت نگران بودند<ref>تاریخ جوامع اسلامی، ص۹۴.</ref>.
در حقیقت می‌توان گفت که موالی، طبقه‌ای بودند که میان طبقه [[آزاد]] و طبقه برده قرار داشتند؛ گرچه مانند برده خریدوفروش نمی‌شدند، مانند فرد آزاد هم [[ارث]] نمی‌بردند؛ با [[زن]] [[آزاد]] نمی‌توانستند [[ازدواج]] کنند؛ دیه آنها نصف افراد آزاد [[محاسبه]] می‌شد؛ در [[اجرای حدود]] مانند بردگان نیمی از حد بر آنها [[اجرا]] می‌شد و...<ref>نهضت شعوبیه جنبش ملی ایرانیان در برابر خلافت اموی و عباسی، ص۱۳۷.</ref>.
نگاه [[جامعه]] [[عربی]] به موالی نگاهی آمیخته با [[بی‌احترامی]] بود؛ تا آنجا که [[عرب]]، موالی را هنگامی که میانشان [[نزاع]] درمی‌گرفت به بردگان وصف می‌کرد که این موضوع درباره عرب هجین، یعنی عربی مادرش [[کنیز]] بود نیز، مصداق می‌یافت. [[اعراب]] کارهایی مانند [[تجارت]] و [[کشاورزی]] و [[نویسندگی]] را از آن جهت که فعالیت [[بدی]] بودند، [[پست]] می‌شمردند و مخصوص موالی می‌دانستند؛ اما سوارکاری و [[سرودن شعر]] را از آن جهت که خود انجام می‌دادند، کاری [[محترم]] به حساب می‌آوردند<ref>اوضاع اجتماعی اقتصادی موالی در صدر اسلام، صص ۱۸۱-۱۸۲.</ref>.
 
به طورکلی [[موالیان]] را می‌توان به گروه‌های مختلفی تقسیم‌بندی کرد:
#[[سربازان]] غیرعرب: که به [[دین اسلام]] روی آورده بودند و به [[سپاه]] اعراب می‌پیوستند. این افراد اکثراً سربازان [[ایرانی]] بودند که [[اسلام]] را می‌پذیرفتند و در کنار [[مسلمانان]] دیگر به [[جنگ]] می‌رفتند. مانند حمرا یا [[دیالمه]]. در اغلب موارد آنان خود را به طایفه‌ای از اعراب پیوند می‌دادند و [[وابستگی]] خود را به [[رئیس]] و [[رهبر]] قبیله‌ای که او را به‌عنوان [[حافظ]] خود برگزیده بودند، اعلام می‌کردند.
#روستائیان و کشاورزان: عمدتاً از [[ایرانی‌ها]] و فارس‌ها تشکیل یافته بودند که [[شهرها]] و روستاهای آنها در اثنای [[غلبه]] مسلمانان از بین رفته بود. پس به منظور یافتن کاری دیگر، زمین‌های کشاورزی خود را رها کرده بودند و به شهرهای [[کوفه]] و [[بصره]] [[مهاجرت]] کرده بودند.
#پیشه‌وران و [[صنعتگران]]: گروه‌های زیادی از [[ایرانیان]] و [[اقوام]] دیگر را شامل می‌شد که به [[اختیار]] اسلام را می‌پذیرفتند و برای بهبود وضعیت [[اقتصادی]] به کوفه و بصره مهاجرت می‌کردند. احتمالاً طبقه موالی مربوط به این گروه بوده است که با [[توسعه اقتصادی]] در شهرها، مدام به تعدادشان افزوده می‌شده است.
#[[اسیران]] [[جنگی]] و بردگان [[آزادشده]]: این گروه اسیرانی را تشکیل می‌دادند که در [[جنگ‌ها]] به دست [[اعراب]] گرفتار شده بودند و به‌عنوان برده و [[غلام]] در [[خدمت]] [[قبایل]] و خاندان‌های [[عرب]] قرار داشتند. این [[اسیران]] با [[قبول اسلام]] و گرویدن به آن [[آزاد]] می‌شدند؛ ولی [[الزام]] داشتند تا به خانواده‌هایی که غلامشان بودند وابسته بمانند. در [[حقیقت]] به مفهوم فنی و اصطلاح ریشه‌ای، باید این گروه را موالی [[حقیقی]] دانست که تعدادشان بعد از پیشه‌وران و [[صنعتگران]] در [[مقام]] دوم قرار داشت.
#خاندان‌های [[شریف]] تازه‌مسلمان: این گروه از [[ایرانیان]] و نومسلمانانی تشکیل می‌شد که از خاندان‌های بزرگ و شریفی بودند. آنان از پرداخت [[جزیه]] معاف بودند؛ ولی باید [[مالیات]] [[زمین]] ([[خراج]]) را می‌پرداختند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، صص ۱۴۰-۱۴۱.</ref>.
پس می‌توان دریافت که موالی علی‌رغم [[اختلاف]] شکل، همگی باید به ولای اعراب منتسب می‌شدند و در شمار یکی از [[قبایل عرب]] قرار می‌گرفتند.
از [[عصر جاهلیت]]، [[عربان]] خود را از باب [[حسب و نسب]] [[برتر]] از دیگر [[اقوام]] می‌دانستند. هرچند [[اسلام]] با این روش [[مبارزه]] کرد و [[ایمان]] و [[تقوا]] را معیاری برای [[برتری]] افراد بر یکدیگر خواند، این [[خوی]] عربیِ [[جاهلی]] در [[خاندان]] [[بنی‌امیه]] از [[جاهلیت]] باقی ماند؛ چنان‌که خود را [[برترین]] افراد [[جامعه]] می‌دانستند و برای دیگران [[ارزش]] و اعتباری قائل نبودند. آنان موالی را عُلوج یعنی خدانشناس و [[نادانان]] می‌خواندند و برای آنان کنیه‌ای به کار نمی‌بردند. از نظر آنها [[کنیه]]، ویژه [[اعرابی]] بود که از نظر [[نسب]] و [[شرافت]] برتری داشتند و غیر عربان فقط با نام‌ها و لقب‌ها خوانده می‌شدند؛ یعنی [[شایسته]] داشتن کنیه، نبودند<ref>قومیت‌گرایی در عصر امویان، ص۹۹.</ref>.
 
[[حکومت بنی‌امیه]] بر پایه [[تحقیر]] موالی (غیرعرب) ایجاد شد و موالی در عصر [[اموی]]، [[ذلیل]] و [[خوار]] و خدمتگزارِ اعراب به حساب می‌آمدند و کار و [[منصب]] مهمی به آنها داده نمی‌شد. در حقیقت [[امویان]] با [[رفتار]] متعصبانه خود با [[تعالیم اسلام]] [[مخالفت]] می‌کردند. عرب اموی [[معتقد]] بود، کسی که [[خون]] [[خالص]] [[عربی]] در رگ‌هایش جاری باشد، برای [[سروری]]، [[فرمانروایی]] و [[پیشوایی]] [[خلق]] شده است و [[اقوام]] دیگر برای [[خدمتگزاری]] و انجام کارهای [[پست]] [[آفریده]] شده‌اند. بر [[مسلمانان]] غیرعرب [[مباهات]] می‌کردند که شما را از [[بردگی]] و [[اسارت]] [[آزاد]] کردیم و از [[پلیدی]] [[کفر]] و [[شرک]] [[نجات]] دادیم و [[مسلمان]] کردیم پس از شما [[برتر]] هستیم. ما شما را با [[شمشیر]] [[سعادتمند]] کردیم و با زنجیر به [[بهشت]] کشاندیم.... [[خدا]] به ما [[مأموریت]] داد تا خود را برای [[راهنمایی]] شما به کشتن دهیم، شما را [[اسیر]] کنیم و سپس آزاد کنیم<ref>نهضت شعوبیه جنبش ملی ایرانیان در برابر خلافت اموی و عباسی، ص۱۴۵.</ref>.
[[حکومت بنی‌امیه]]، [[استخدام]] موالی را برای خود [[ننگ و عار]] می‌شمرد و از رفت‌وآمد و [[معاشرت]] با آنها اجتناب می‌ورزید. مراوده با موالی را دلیل [[پستی]] و [[رذالت]] می‌دانست و از [[اقتدا]] به فقهای موالی [[اکراه]] داشت. [[نافع بن جبیر]] [[شافعی]] که از [[تابعان]] معروف بود، هنگامی که جنازه‌ای را می‌دید از اسم و رسم او می‌پرسید، اگر می‌گفتند از [[قریش]] است، می‌گفت: [[افسوس]] از [[قوم]] من یکی کم شد. اگر می‌گفتند [[عرب]] است، می‌گفت: افسوس هم‌وطنم مرد. اما اگر می‌گفتند از موالی است، با خون‌سردی می‌گفت: کالای خداست، می‌خواهد می‌برد و می‌خواهد می‌گذارد. از دیگر مواردی که باید به آن اشاره کرد این است که [[اعراب]] در یک صف با موالی حرکت نمی‌کردند و اگر [[عربی]] می‌مرد، [[مولی]] نمی‌توانست با اعراب دیگر بر جنازه او [[نماز]] بگذارد. هر اندازه که مولی دارای فضل و [[تقوا]] بود، با او بر سر یک سفره نمی‌نشستند؛ بلکه او را سر راه قرار می‌دادند تا [[مردم]] دیگر بدانند که او از اعراب نیست. عرب [[اموی]] [[معتقد]] بود که برای آقایی و فرمانروایی آفریده شده است و سایر [[کارها]] مخصوص موالی و ذمیان می‌باشد<ref>نهضت شعوبیه جنبش ملی ایرانیان در برابر خلافت اموی و عباسی، ص۱۴۶.</ref>.
 
خلفای [[بنی‌امیه]]، [[خلافت]] را بر پسر [[کنیز]] [[حرام]] می‌دانستند و حتی‌الامکان از آمیزش با غیرعربان خودداری می‌کردند؛ لذا هنگامی که [[زید بن علی بن الحسین]]{{ع}} بر [[ضد]] [[حکومت بنی‌امیه]] [[قیام]] کرد، [[هشام بن عبدالملک]] در نامه‌ای به او نوشت: «شنیده‌ام هوای [[خلافت]] به سر داری. تو که مادرت [[کنیز]] است چگونه می‌توانی چنین مقامی را دارا شوی؟<ref>نهضت شعوبیه جنبش ملی ایرانیان در برابر خلافت اموی و عباسی، ص۱۴۸.</ref>»
در [[عصر خلفا]] به‌ویژه خلفای [[بنی‌امیه]]، به جز مدت کوتاه [[خلافت امام علی]]{{ع}}، موالی تازه‌مسلمان علاوه بر [[تحقیر]] و نداشتن [[جایگاه اجتماعی]] و [[حقوق]] مناسب به سبب پرداخت [[جزیه]] و [[مالیات]]، فشار [[اقتصادی]] فراوانی را [[تحمل]] می‌کردند. با کاهش سرعت [[فتوحات]]، [[خمس]] [[غنائم جنگی]] حاصل از فتوحات نیز کاهش چشمگیری یافت. در این حال [[امویان]] برخلاف [[قانون]] [[اسلام]] که [[گرفتن جزیه]] را از اهلِ‌ذمه تازه‌مسلمان ممنوع اعلام کرده بود، [[تصمیم]] گرفتند تا از آنان مالیات، جزیه و [[خراج]] بستانند که این مسئله سبب ایجاد فشار مضاعف بر [[معیشت]] آنان شد و با این تصمیم [[خلفای اموی]] [[تعصبات قومی]] قبیله‌ای و [[عربی]] را بر [[قوانین اسلامی]] ترجیح دادند. موالی که از [[عدالت]] و [[برابری]] در اسلام شنیده بودند و به سبب یکسانی حقوق و [[قوانین]] بین [[عرب]] و [[عجم]] [[مسلمان]] شده بودند، با [[مشاهده]] تمایز و [[برتری]] عرب بر غیرعرب از یک سو و [[بی‌عدالتی]] و نداشتن جایگاه اجتماعی مناسب از سوی دیگر به ستوه آمدند و برضد [[حکومت امویان]] به قیام دست زدند.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص۸۵.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1100366.jpg|22px]] [[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|'''اصحاب ایرانی ائمه اطهار''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:ولایت]]
۸۱٬۲۵۵

ویرایش