طاغوت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۴۶۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۹: خط ۱۹:
# دستگاهی [[فرهنگی]] و [[تبلیغاتی]] است؛
# دستگاهی [[فرهنگی]] و [[تبلیغاتی]] است؛
# در کنار دستگاه فرهنگی و تبلیغاتی، از [[زور]] و [[قوه]] قهریه برای [[تحمیل]] [[ارزش‌ها]] از طریق [[اوامر و نواهی]] خود استفاده می‌کند<ref>جلال‌الدین فارسی، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، ص۵۷۱.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۳۹۹.</ref>
# در کنار دستگاه فرهنگی و تبلیغاتی، از [[زور]] و [[قوه]] قهریه برای [[تحمیل]] [[ارزش‌ها]] از طریق [[اوامر و نواهی]] خود استفاده می‌کند<ref>جلال‌الدین فارسی، فرهنگ واژه‌های انقلاب اسلامی، ص۵۷۱.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۳۹۹.</ref>
==[[طاغوت]]==
طاغوت در [[فرهنگ سیاسی]] [[قرآن]] به معنای [[متجاوز]] و [[خدایان]] و [[فرمانروایان]] [[دروغین]] آمده است.
مفهوم «طاغوت» از عناوین مهم [[فقه سیاسی]] در بحث [[حکومت جور]] به شمار می‌رود. در [[منابع اسلامی]] (قرآن و [[سنت]]) از [[اطاعت]] [[اهل]] [[معاصی]] [[نهی]] شده و اطاعت آنها، عبارت طاغوت تلقی شده است.
طاغوت بر معانی متعددی اطلاق می‌شود که از جملۀ آنها «رؤسای [[ضلال]]» است. حاکمی که [[منصوب از جانب خدا]]، [[رسول]]، اما یا [[نایب]] او نباشد و نیز فاقد شرایط [[عدالت]] و [[تقوا]] بوده و مرتکب معاصی شود و از طرفی اطاعت خود را لازم بداند از مصادیق [[قطعی]] طاغوت محسوب می‌شود.
بنابراین، هر [[حکومتی]] که از جانب [[خدا]] و به [[اذن]] او نباشد، طاغوتی، و [[مداخله]] در کار خدا و [[حکومت خدا]] است، و هرگونه پذیرش و [[فرمانبری]] از آن، پذیرش از [[فرمان]] طاغوت، و حرکت در جهت مخالف [[دعوت انبیا]] است، که در [[قرآن مجید]] در مثل این [[آیه]] بیان شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ...}}<ref>«و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید.».. سوره نحل، آیه ۳۶.</ref>.
نظر به اینکه مفهوم طاغوت، چون اعم است، شامل فرمانروایان [[مستبد]]، و حکومت‌های غیرشرعی و [[طغیانگر]] نیز خواهد بود.
همچنین، هر [[ولایتی]] باید از جانب خدا و مستند به خدا باشد، حتی [[ولایت پدر]] بر فرزند صغیرش، و [[ولایت]] شخص بر نفس و [[مال]] خودش و [[ولایت فقیه]] در عصر [[غیبت امام عصر]]{{ع}} و [[ولایت پیغمبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}}، همه باید از جانب خدا باشد، و هر ولایتی از جانب او نباشد، هیچ اعتبار و اصالتی ندارد. و اگر خدا پدر را بر فرزند صغیرش ولایت نداده بود، ولایت بر او نداشت، و اگر شخص را بر خود و مالش ولایت نداده بود، یا [[مالکیت]] او را بر آنچه حیازت کرده یا زمینی که آن را [[احیا]] و آباد کرده یا به هر سببی از اسباب تملّک، مالک شده، مقرر نفرموده بود، ادّعای [[مالکیّت]] او، ادّعای [[مالکیت]] در [[ملک]] [[خدا]] بدون [[اذن]] او بود<ref>مفردات راغب ماده «طغی».</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۱۲، ص۲۵۵.</ref><ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۲۹.</ref>


== پرسش های وابسته ==
== پرسش های وابسته ==
۸۰٬۴۲۳

ویرایش