بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = فضائل اخلاقی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تقوا در لغت]] - [[تقوا در قرآن]] - [[تقوا در حدیث]] - [[تقوا در نهج البلاغه]] - [[تقوا در اخلاق اسلامی]] - [[تقوا در کلام اسلامی]] - [[تقوا در معارف دعا و زیارات]] - [[تقوا در معارف و سیره علوی]] - [[تقوا در معارف و سیره سجادی]] - [[تقوا در معارف و سیره امام جواد]] - [[تقوا در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تقوا در معارف و سیره نبوی]] - [[تقوا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = فضائل اخلاقی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تقوا در لغت]] - [[تقوا در قرآن]] - [[تقوا در حدیث]] - [[تقوا در نهج البلاغه]] - [[تقوا در اخلاق اسلامی]] - [[تقوا در کلام اسلامی]] - [[تقوا در معارف دعا و زیارات]] - [[تقوا در معارف و سیره علوی]] - [[تقوا در معارف و سیره سجادی]] - [[تقوا در معارف و سیره امام جواد]] - [[تقوا در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تقوا در معارف و سیره نبوی]] - [[تقوا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''تقوا''' به معنای پرهیز، حفاظت و [[مراقبت]] شدید، در اصطلاح [[اخلاقی]]، به معنای [[اطاعت]] اوامر و پرهیز از نواهی الهی است. [[آیات]] و [[روایات]] مواردی را در اهمیت تقوا بیان کردهاند مانند: ملاک [[کرامت]] و [[سعادت]]؛ [[بهترین]] توشه و نوعی [[پوشش]] معنوی برای [[انسان]]. [[اطاعت]] از [[امر و نهی]] [[خداوند]]؛ صدق در گفتار، [[میانهروی]]، [[فروتنی]]؛ [[روزهداری]]؛ مراعات و [[اجرای حدود الهی]] و غیره از جمله عوامل رسیدن به تقوا و البته گناه و [[نافرمانی خداوند]] مهمترین مانع در رسیدن به آن است. باید توجه داشت ثمرات تقوا در دو حوزۀ فردی و [[اجتماعی]] خلاصه میشود مانند: [[ایمان به غیب]]؛ تشخیص [[حق]] از [[باطل]]؛ جلب [[دوستی]] [[پروردگار]]؛ [[رهایی]] از تنگناها، خطاها و [[نجات]] از [[سختیها]] و [[شبهات]]؛ خنثی شدن توطئههای [[دشمنان]]؛ [[سبب نزول]] [[برکات الهی]] و غیره. | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۱۹: | خط ۲۱: | ||
== اهمیت تقوا از نگاه [[قرآن]] و [[احادیث]] == | == اهمیت تقوا از نگاه [[قرآن]] و [[احادیث]] == | ||
باتوجه به [[آیات]] و [[روایات]] مواردی در بیان اهمیت تقوا بیان شده است که عبارتاند از: | باتوجه به [[آیات]] و [[روایات]] مواردی در بیان اهمیت تقوا بیان شده است که عبارتاند از: | ||
# تقوا ملاک [[کرامت]] و [[سعادت]]: [[خداوند متعال]] ملاک [[برتری]] [[انسانها]] را داشتن تقوا و [[پرهیزکاری]] میداند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. همچنین در روایتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: «[[خداوند]] در [[قیامت]] به همه [[انسانها]] خطاب میکند من شما را به اموری [[فرمان]] دادم؛ ولی آنها را ضایع ساختید و در مقابل، انساب و [[قوم]] عشیرۀ خودتان را بالا بردید، اما امروز من [[منسوبان]] به خود را بالا میبرم و نسبهای شما را نابود میکنم. سپس [[متقیان]] را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید کجایند [[متقیان]]؟»<ref>{{متن حدیث|یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَمَرْتُکُمْ فَضَیَّعْتُمْ مَا عَهِدْتُ إِلَیْکُمْ فِیهِ وَ رَفَعْتُمْ أَنْسَابَکُمْ فَالْیَوْمَ أَرْفَعُ نَسَبِی وَ أَضَعُ أَنْسَابَکُمْ أَیْنَ الْمُتَّقُون}}؛ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۷۸ - ۲۷۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۶۴. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد مهدی خراسانی|خراسانی، محمد مهدی]]، [[تقوا (مقاله)|تقوا]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref> | # '''تقوا ملاک [[کرامت]] و [[سعادت]]:''' [[خداوند متعال]] ملاک [[برتری]] [[انسانها]] را داشتن تقوا و [[پرهیزکاری]] میداند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. همچنین در روایتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: «[[خداوند]] در [[قیامت]] به همه [[انسانها]] خطاب میکند من شما را به اموری [[فرمان]] دادم؛ ولی آنها را ضایع ساختید و در مقابل، انساب و [[قوم]] عشیرۀ خودتان را بالا بردید، اما امروز من [[منسوبان]] به خود را بالا میبرم و نسبهای شما را نابود میکنم. سپس [[متقیان]] را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید کجایند [[متقیان]]؟»<ref>{{متن حدیث|یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَمَرْتُکُمْ فَضَیَّعْتُمْ مَا عَهِدْتُ إِلَیْکُمْ فِیهِ وَ رَفَعْتُمْ أَنْسَابَکُمْ فَالْیَوْمَ أَرْفَعُ نَسَبِی وَ أَضَعُ أَنْسَابَکُمْ أَیْنَ الْمُتَّقُون}}؛ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۷۸ - ۲۷۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۶۴. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد مهدی خراسانی|خراسانی، محمد مهدی]]، [[تقوا (مقاله)|تقوا]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref> | ||
# [[بهترین]] توشه: تقوا [[بهترین]] توشه معنوی است. چنانکه در آیۀ {{متن قرآن|تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> از تقوا به عنوان [[بهترین]] توشه یاد شده است<ref>ر. ک: [[محمد مهدی خراسانی|خراسانی، محمد مهدی]]، [[تقوا (مقاله)|تقوا]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref>. همچنین [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[خداوند]] اینچنین مناجات میکردند: «خدایا! همه ما را در مسیر [[هدایت]] و تقوا را توشۀ راه و [[بهشت]] را پایانِ کارمان ما قرار بده»<ref>{{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: اللَّهُمَّ اجْمَعْ أَمْرَنَا عَلَی الْهُدَی وَ اجْعَلِ التَّقْوَی زَادَنَا وَ الْجَنَّةَ مَآبَنَا}}؛ الأمالی للصدوق، ص۴۲۱، ح۵۵۹، روضه الواعظین، ص۴۹۵؛ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۷۸، ح </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۲۸۴-۲۸۵. </ref> | # '''[[بهترین]] توشه:''' تقوا [[بهترین]] توشه معنوی است. چنانکه در آیۀ {{متن قرآن|تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> از تقوا به عنوان [[بهترین]] توشه یاد شده است<ref>ر. ک: [[محمد مهدی خراسانی|خراسانی، محمد مهدی]]، [[تقوا (مقاله)|تقوا]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref>. همچنین [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[خداوند]] اینچنین مناجات میکردند: «خدایا! همه ما را در مسیر [[هدایت]] و تقوا را توشۀ راه و [[بهشت]] را پایانِ کارمان ما قرار بده»<ref>{{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: اللَّهُمَّ اجْمَعْ أَمْرَنَا عَلَی الْهُدَی وَ اجْعَلِ التَّقْوَی زَادَنَا وَ الْجَنَّةَ مَآبَنَا}}؛ الأمالی للصدوق، ص۴۲۱، ح۵۵۹، روضه الواعظین، ص۴۹۵؛ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۷۸، ح </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۲۸۴-۲۸۵. </ref> | ||
# [[پوشش]] معنوی: تقوا [[بهترین]] [[پوشش]] معنوی است: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامهای را فرو فرستادهایم که شرمگاههای شما را میپوشاند و (نیز) جامهای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>. [[خداوند متعال]] در این [[آیه]] پس از یادآوری [[لباس]] ظاهری [[انسان]] به ذکر [[لباس]] [[باطنی]] و معنوی تحت عنوان تقوا میپردازد که بدیهای [[باطنی]] [[انسان]] مانند [[شرک]]، [[گناهان]] و [[رذائل اخلاقی]] را میپوشاند. اما اینکه چرا تقوا از نگاه [[قرآن]] [[بهترین]] [[پوشش]] معنوی است، شاید بدین [[دلیل]] که در [[روایات]]، تقوا به عنوان [[لباس]] [[پاکیزه]] معرفی شده است، چنانکه سعید بن ابی هلال از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] میکند هرگاه [[پیامبر]] آیۀ {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> را میخواند، میفرمود: «خدایا! به نفس من تقوا عطا کن و آن را [[پاکیزه]] فرما که برای [[تزکیه]] و [[پاکیزه]] کردن آن، تو بهترینی»<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَعِیدِ بْنِ أَبِی هِلَالٍ: کَانَ رَسُولُ اللَّه{{صل}} إذا قَرَأَ هذه الایة ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا﴾ وقف ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِی تَقْوَاهَا وَ أَنْتَ وَلِیُّهَا وَ مَوْلَاهَا وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْ زَکَّاهَا}}؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۵؛ بحار الأنوار، ج۱، ص۱۸۷، ح۱۱؛ المعجم الکبیر، ج۱۱، ص۸۷؛ ح۱۱۱۹۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۴۳۶؛ تفسیر الفخر الرازی، ج۳۱، ص۱۹۴؛ مسند الشهاب، ج۲، ص۳۳۸، ح۱۴۸۱ عن أبی هریره و کلّها نحوه، کنز العمّال، ج۲، ص۶۹۶، ح۵۱۱۳ و راجع، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۰۸۸ ح۷۳. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۲۸۴-۲۸۵. </ref> | # '''[[پوشش]] معنوی:''' تقوا [[بهترین]] [[پوشش]] معنوی است: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامهای را فرو فرستادهایم که شرمگاههای شما را میپوشاند و (نیز) جامهای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>. [[خداوند متعال]] در این [[آیه]] پس از یادآوری [[لباس]] ظاهری [[انسان]] به ذکر [[لباس]] [[باطنی]] و معنوی تحت عنوان تقوا میپردازد که بدیهای [[باطنی]] [[انسان]] مانند [[شرک]]، [[گناهان]] و [[رذائل اخلاقی]] را میپوشاند. اما اینکه چرا تقوا از نگاه [[قرآن]] [[بهترین]] [[پوشش]] معنوی است، شاید بدین [[دلیل]] که در [[روایات]]، تقوا به عنوان [[لباس]] [[پاکیزه]] معرفی شده است، چنانکه سعید بن ابی هلال از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] میکند هرگاه [[پیامبر]] آیۀ {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> را میخواند، میفرمود: «خدایا! به نفس من تقوا عطا کن و آن را [[پاکیزه]] فرما که برای [[تزکیه]] و [[پاکیزه]] کردن آن، تو بهترینی»<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَعِیدِ بْنِ أَبِی هِلَالٍ: کَانَ رَسُولُ اللَّه{{صل}} إذا قَرَأَ هذه الایة ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا﴾ وقف ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِی تَقْوَاهَا وَ أَنْتَ وَلِیُّهَا وَ مَوْلَاهَا وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْ زَکَّاهَا}}؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۵؛ بحار الأنوار، ج۱، ص۱۸۷، ح۱۱؛ المعجم الکبیر، ج۱۱، ص۸۷؛ ح۱۱۱۹۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۴۳۶؛ تفسیر الفخر الرازی، ج۳۱، ص۱۹۴؛ مسند الشهاب، ج۲، ص۳۳۸، ح۱۴۸۱ عن أبی هریره و کلّها نحوه، کنز العمّال، ج۲، ص۶۹۶، ح۵۱۱۳ و راجع، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۰۸۸ ح۷۳. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۲۸۴-۲۸۵. </ref> | ||
== حقیقت تقوا == | == حقیقت تقوا == | ||
| خط ۲۸: | خط ۳۰: | ||
تقوا وسیله [[پوشش]] زشتیهای باطن و حضور در محضر [[ربوبیت]] است<ref>امام خمینی، سرّ الصلاة، ۴۹.</ref> و ورع به این معنا نیست که شخص پیشانی اهل عبادت داشته باشد و از [[مردم]] [[اعراض]] کند، بلکه طبق روایتی از رسول خدا{{صل}}<ref>طوسی، الامالی، ۵۳۶.</ref> حقیقت تقوا در [[قلب]] است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۸۵.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[تقوا - گرامی (مقاله)|مقاله «تقوا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۳، ص۴۷۶ – ۴۸۲.</ref> | تقوا وسیله [[پوشش]] زشتیهای باطن و حضور در محضر [[ربوبیت]] است<ref>امام خمینی، سرّ الصلاة، ۴۹.</ref> و ورع به این معنا نیست که شخص پیشانی اهل عبادت داشته باشد و از [[مردم]] [[اعراض]] کند، بلکه طبق روایتی از رسول خدا{{صل}}<ref>طوسی، الامالی، ۵۳۶.</ref> حقیقت تقوا در [[قلب]] است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۸۵.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[تقوا - گرامی (مقاله)|مقاله «تقوا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۳، ص۴۷۶ – ۴۸۲.</ref> | ||
== مراتب و اقسام | == مراتب و اقسام == | ||
[[قرآن کریم]] به رعایت تقوا در حد [[استطاعت]] و توان امر کرده<ref>سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref> و در بعضی از [[آیات]] نیز به رعایت حقِّ تقوا توصیه شده است<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. بعضی از [[مفسران]] جمع میان این دو [[آیه]] را اینگونه [[تفسیر]] کردهاند که رعایت حقِّ تقوا از طرفی بسته به عبودیتی است که هیچگونه [[خودخواهی]] و غفلتی در آن نباشد و از طرف دیگر رعایتش برای بیشتر [[مردم]] امکانپذیر نیست؛ لذا جمع میان آیات به این است که هر کسی به قدر توان، باید در مسیر حقِّ تقوا قدم بردارد<ref>طباطبایی، المیزان، ۳/۳۶۷.</ref>. | [[قرآن کریم]] به رعایت تقوا در حد [[استطاعت]] و توان امر کرده<ref>سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref> و در بعضی از [[آیات]] نیز به رعایت حقِّ تقوا توصیه شده است<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. بعضی از [[مفسران]] جمع میان این دو [[آیه]] را اینگونه [[تفسیر]] کردهاند که رعایت حقِّ تقوا از طرفی بسته به عبودیتی است که هیچگونه [[خودخواهی]] و غفلتی در آن نباشد و از طرف دیگر رعایتش برای بیشتر [[مردم]] امکانپذیر نیست؛ لذا جمع میان آیات به این است که هر کسی به قدر توان، باید در مسیر حقِّ تقوا قدم بردارد<ref>طباطبایی، المیزان، ۳/۳۶۷.</ref>. | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۲: | ||
# '''[[پیروی]] از [[صراط مستقیم]] و دوری از راههای دیگر''' تقوای [[دینی]] بدون [[تبعیت]] از [[صراط مستقیم]] و اجتناب از راههای دیگر به دست نمیآید<ref> المیزان، ج ۷، ص ۳۷۸ - ۳۷۹.</ref>.<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>، همان گونه که در [[آیه]] ۱۷ [[سوره محمد]] بخشیدن تقوا بر [[تسلیم شدن]] در برابر [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] و پیروی از حق<ref> المیزان، ج ۱۸، ص ۲۳۹.</ref> مترتب گشته است. | # '''[[پیروی]] از [[صراط مستقیم]] و دوری از راههای دیگر''' تقوای [[دینی]] بدون [[تبعیت]] از [[صراط مستقیم]] و اجتناب از راههای دیگر به دست نمیآید<ref> المیزان، ج ۷، ص ۳۷۸ - ۳۷۹.</ref>.<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>، همان گونه که در [[آیه]] ۱۷ [[سوره محمد]] بخشیدن تقوا بر [[تسلیم شدن]] در برابر [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] و پیروی از حق<ref> المیزان، ج ۱۸، ص ۲۳۹.</ref> مترتب گشته است. | ||
# '''مراعات و [[اجرای حدود الهی]]''' از آنجا که [[خداوند]] امور دشواری چون [[قصاص]] را به انگیزه پرهیز از [[آتش]] با اجتناب از [[معاصی]] [[واجب]] ساخته است، میتوان [[اجرای حدود الهی]] و از جمله [[قصاص]] را از عوامل تقوا دانست<ref>سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref>. | # '''مراعات و [[اجرای حدود الهی]]''' از آنجا که [[خداوند]] امور دشواری چون [[قصاص]] را به انگیزه پرهیز از [[آتش]] با اجتناب از [[معاصی]] [[واجب]] ساخته است، میتوان [[اجرای حدود الهی]] و از جمله [[قصاص]] را از عوامل تقوا دانست<ref>سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref>. | ||
# '''یادآوری پیامهای آسمانی''' پذیرش جدّی [[کتابهای آسمانی]] و یادآوری پیامهای آنها میتواند [[انسانها]] را به تقوا برساند<ref>سوره بقره، آیه ۶۳.</ref>.<ref>[[محمد مهدی خراسانی|خراسانی، محمد مهدی]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.</ref> | # '''یادآوری پیامهای آسمانی''' پذیرش جدّی [[کتابهای آسمانی]] و یادآوری پیامهای آنها میتواند [[انسانها]] را به تقوا برساند<ref>سوره بقره، آیه ۶۳.</ref>.<ref>[[محمد مهدی خراسانی|خراسانی، محمد مهدی]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.</ref> | ||
در بعضی [[روایات]]، سبب و منشأ تقوا، [[ایمان]]<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۷۱.</ref> و [[معرفت به خداوند]]<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۶۷/۲۹۵.</ref> شمرده شده است. بعضی علمای اخلاق<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۱۵۴–۱۵۵.</ref> سبب تقوا را ایمان به خدا و [[معرفت]] و [[یقین]] به آثار گناه و ثواب و عقاب میدانند؛ زیرا هرچه یقین بیشتر باشد، پرهیز از [[گناهان]] بیشتر است و کسی که بداند [[خداوند]] پیوسته حاضر و ناظر به احوال اوست، در همه حالات، در پنهان و آشکار، [[ادب]] را رعایت کرده، از هر مخالفتی پرهیز میکند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۵۵۲.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[تقوا - گرامی (مقاله)|مقاله «تقوا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۳، ص۴۷۶ – ۴۸۲.</ref> | در بعضی [[روایات]]، سبب و منشأ تقوا، [[ایمان]]<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۷۱.</ref> و [[معرفت به خداوند]]<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۶۷/۲۹۵.</ref> شمرده شده است. بعضی علمای اخلاق<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۱۵۴–۱۵۵.</ref> سبب تقوا را ایمان به خدا و [[معرفت]] و [[یقین]] به آثار گناه و ثواب و عقاب میدانند؛ زیرا هرچه یقین بیشتر باشد، پرهیز از [[گناهان]] بیشتر است و کسی که بداند [[خداوند]] پیوسته حاضر و ناظر به احوال اوست، در همه حالات، در پنهان و آشکار، [[ادب]] را رعایت کرده، از هر مخالفتی پرهیز میکند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۵۵۲.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[تقوا - گرامی (مقاله)|مقاله «تقوا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۳، ص۴۷۶ – ۴۸۲.</ref> | ||
== موانع و طریق تحصیل | == موانع و طریق تحصیل == | ||
[[گناه]] و [[نافرمانی خداوند]] ناشی از نقصان یقین شخص<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۵۵۲.</ref> و تعلق [[قلب]] به [[حب دنیا]] و حب نفس ([[کید]] نفس)<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۴۹؛ امام خمینی، سرّ الصلاة، ۳۰–۳۱.</ref> است که نفس به واسطه کوچک نشاندادن گناهان، [[انسان]] را به ارتکاب آنها میکشاند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۷۱.</ref>. برخی علمای اخلاق، ازجمله راههای دستیابی تقوا را [[مخالفت]] با [[هوای نفس]]، به کمک [[روزه]] و امثال آن میدانند که سبب قوت نفس در پرهیز از گناهان میشود<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۲/۱۳۶.</ref>. آنان معتقدند [[محاسبه]] نفس در همه حرکات و سکنات، سبب حصول تقوا میشود؛ به این معنا که [[بنده]] از نفس خود در انجام [[وظایف]] و [[تکالیف]] و جبران خطاها حسابکشی کند و در صورت کوتاهی، آن را [[سرزنش]] و بازخواست کند<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۹۹–۱۰۰.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[تقوا - گرامی (مقاله)|مقاله «تقوا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۳، ص۴۷۶ – ۴۸۲.</ref> | [[گناه]] و [[نافرمانی خداوند]] ناشی از نقصان یقین شخص<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۵۵۲.</ref> و تعلق [[قلب]] به [[حب دنیا]] و حب نفس ([[کید]] نفس)<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۴۹؛ امام خمینی، سرّ الصلاة، ۳۰–۳۱.</ref> است که نفس به واسطه کوچک نشاندادن گناهان، [[انسان]] را به ارتکاب آنها میکشاند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۷۱.</ref>. برخی علمای اخلاق، ازجمله راههای دستیابی تقوا را [[مخالفت]] با [[هوای نفس]]، به کمک [[روزه]] و امثال آن میدانند که سبب قوت نفس در پرهیز از گناهان میشود<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۲/۱۳۶.</ref>. آنان معتقدند [[محاسبه]] نفس در همه حرکات و سکنات، سبب حصول تقوا میشود؛ به این معنا که [[بنده]] از نفس خود در انجام [[وظایف]] و [[تکالیف]] و جبران خطاها حسابکشی کند و در صورت کوتاهی، آن را [[سرزنش]] و بازخواست کند<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۹۹–۱۰۰.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[تقوا - گرامی (مقاله)|مقاله «تقوا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۳، ص۴۷۶ – ۴۸۲.</ref> | ||
== آثار | == آثار و فوائد == | ||
ثمرات تقوا در دو حوزۀ فردی و [[اجتماعی]] خلاصه میشود: | ثمرات تقوا در دو حوزۀ فردی و [[اجتماعی]] خلاصه میشود: | ||
# '''اثرات تقوا در حوزه فردی:''' | # '''اثرات تقوا در حوزه فردی:''' | ||