بحث:تقوا
شبکه مفاهیم و معادلها
تقوا، ایمنی و خودنگهداری
- تقوا (Taqwa) معادل: God-wariness : به معنای: حالت بنیادی پروا و ملکه درونی برای خودنگهداری در برابر گناه. معادلهای جایگزین: Guarding against evil / Self-guarding through God-consciousness
- وقایه (Wiqayah) معادل: Divine protection / Self-shielding : به معنای: ریشه لغوی تقوا؛ سپر دفاعی در برابر شر.
- حِصن (Hisn) معادل: Fortification : به معنای: استحکام و دژ درونی که در اثر تداوم تقوا ایجاد میشود.
- عصمت (Ismah) معادل: Infallibility / Moral protection : به معنای: حفاظت مطلق الهی از گناه (درجات عالی وقایه که ویژه انبیا و اولیاست).
آگاهی و نظارت (Awareness & Watchfulness)
- مراقبه (Muraqabah) معادل: Vigilant self-watchfulness / Self-vigilance : به معنای: پایش مستمر و نظارت بر احوال نفس.
- محاسبه (Muhasabah) معادل: Self-reckoning / Moral accounting : به معنای: بازخواست و حسابرسی خود پس از انجام عمل.
- یقظه (Yaqzah) معادل: Spiritual wakefulness : به معنای: بیداری درونی و هوشیاری وجودی در آغاز سلوک.
- تنبّه (Tanabbuh) معادل: Alertness / Awakening : به معنای: برانگیختگی ناگهانی از خواب غفلت.
- تفکّر (Tafakkur) معادل: Contemplation / Reflection : به معنای: اندیشیدن هدفمند برای درک حقایق.
یادآوری و حضور (Remembrance & Presence)
- ذکر (Dhikr) معادل: Remembrance of God : به معنای: یادآوری قلبی و زبانی خداوند؛ عملِ فعالانه.
- حضور قلب (Hudur al-Qalb) معادل: Presence of heart : به معنای: توجه کامل و تمرکز دل در حین عبادت.
- انتباه (Intibah) معادل: Mindful attention : به معنای: توجه آگاهانه در لحظه.
- تذکّر (Tadhakkur) معادل: Recollection / Reminder : به معنای: بازگشت به یاد خدا پس از یک دوره غفلت.
پرهیز و کنترل نفس (Restraint & Control)
- ورع (Wara') معادل: Scrupulousness / Moral punctiliousness : به معنای: شدت احتیاط و پرهیز دقیق از شبهات؛ مرحلهای عملیتر و دقیقتر از تقوای عام.
- زهد (Zuhd) معادل: Ascetic detachment / Renunciation : به معنای: بیرغبتی و عدم وابستگی قلبی به دنیا (دقیقتر از صرفِ ترک دنیا).
- عفّت (Iffah) معادل: Moral chastity / Continence : به معنای: خویشتنداری، بهویژه در برابر تمایلات شهوانی و نفسانی.
- قناعت (Qana'ah) معادل: Contentment / Sufficiency : به معنای: خشنودی به حد کفاف؛ نقطه مقابل حرص.
- صبر (Sabr) معادل: Patient forbearance : به معنای: تحمل آگاهانه و خویشتنداری فعال در برابر سختیها یا معصیت (فراتر از مفهوم منفعل Patience).
- اجتناب (Ijtinab) معادل: Abstention / Avoidance : به معنای: دوری گزیدن عملی از محرمات.
بیم و هیبت (Fear & Awe Spectrum)
- خوف (Khawf) معادل: Fear of God : به معنای: ترس عام از عواقب گناه؛ جنبه احساسی و نفسانی.
- خشیت (Khashyah) معادل: Reverential awe / Reverential fear : به معنای: ترسی که ناشی از معرفت و درک عظمت است.
- رهبت (Rahbah) معادل: Dread / Reverential terror : به معنای: ترس شدیدتر، با بار جسمانی و احتراز.
- وجل (Wajal) معادل: Trembling awe : به معنای: ارتعاش و لرزش قلبی در مواجهه با عظمت الهی.
- هیبت (Haybah) معادل: Divine majesty-awe : به معنای: حالت انفعالی در برابر جلال و شکوه الهی.
- اجلال و تعظیم (Ijlal & Ta'zim) معادل: Veneration & Glorification : به معنای: بزرگداشت درونی و بیرونی.
امید (Hope)
- رجاء (Raja') معادل: Hope : به معنای: امید متعادلکننده به رحمت الهی.
- طمع (Tama') معادل: Hopeful longing : به معنای: چشمداشت مثبت به فضل خدا.
انابه و بازگشت (Return & Repentance)
- توبه (Tawbah) معادل: Repentance / Moral return : به معنای: بازگشت آگاهانه از گناه.
- انابه (Inabah) معادل: Turning back to God : به معنای: توبه همراه با انقطاع به سوی خدا و اشتیاق.
- استغفار (Istighfar) معادل: Seeking forgiveness : به معنای: طلب عفو الهی همراه با اعتراف.
- ندامت (Nadamah) معادل: Remorse / Contrition : به معنای: پشیمانی عمیق درونی.
احسان، درستی و کمال اخلاقی (Excellence & Righteousness)
- احسان (Ihsan) معادل: Moral excellence / Virtuosity : به معنای: اوج بندگی؛ عبادت چنانکه گویی خدا را میبینی.
- اخلاص (Ikhlas) معادل: Sincerity / Pure intentionality : به معنای: خلوص نیت از هر انگیزه غیر الهی.
- صدق (Sidq) معادل: Veracity / Existential truthfulness : به معنای: راستی و یکپارچگی در گفتار، نیت و عمل.
- توکّل (Tawakkul) معادل: Reliant trust in God : به معنای: اعتماد فعّال به خداوند.
- رضا (Rida) معادل: Contentful acquiescence : به معنای: پذیرش رضامندانه قضای الهی.
- صلاح و بِرّ (Salah & Birr) معادل: Rectitude & Righteousness : به معنای: شایستگی ذاتی و نیکیِ گسترده.
مبانی شناختی و اعتقادی (Foundations & Beliefs)
- ایمان (Iman) معادل: Faith / Belief : به معنای: باور قلبی به مبدأ و معاد؛ پیشنیاز و منشأ تولید تقوا. (در متن: ایمان به غیب = Faith in the unseen).
- یقین (Yaqin) معادل: Certainty / Conviction : به معنای: باور قطعی و بدون شک به آثار گناه و ثواب که باعث تقویت تقوا میشود.
- معرفت (Ma'rifah) معادل: Spiritual knowledge / Gnosis : به معنای: شناخت عمیق خداوند که عامل اصلی ایجاد خشیت و تقواست.
- طاعت / عبودیت (Ta'ah / Ubudiyyah) معادل: Obedience / Servitude : به معنای: فرمانبرداری مطلق از اوامر الهی که در اخلاق، معنای عملیِ تقواست.
موانع و تقابلها (Obstacles & Antonyms)
- هوای نفس (Hawa al-Nafs) معادل: Base desires / Caprice : به معنای: تمایلات غریزی و نفسانیِ مهارنشده که نقطه مقابل تقواست (مخالفت با هوای نفس = Opposing base desires).
- حبّ دنیا (Hubb al-Dunya) معادل: Love of the world / Worldly attachment : به معنای: دلبستگی به امور مادی که مانع شکلگیری تقواست.
- معصیت / ذنب (Ma'siyah / Dhanb) معادل: Disobedience / Sin : به معنای: نافرمانی و گناه که مهمترین مانع تقوا و عامل قساوت قلب معرفی شده است.
ثمرات و فضایل مرتبط (Fruits & Virtues of Muttaqin)
- تزکیه (Tazkiyah) معادل: Spiritual purification : به معنای: پاکیزه کردن نفس از رذایل (مرتبط با بحث تقوا به عنوان لباس و پوشش معنوی).
- حلم (Hilm) معادل: Forbearance / Mildness : به معنای: بردباری و تسلط بر خود در برابر ناملایمات و جهالت دیگران.
- کظم غیظ (Kazm al-Ghayz) معادل: Suppression of anger / Restraining anger : به معنای: فروخوردن خشم که از بارزترین نشانههای رفتاریِ متقین است.
- عفو (Afw) معادل: Forgiveness / Pardoning : به معنای: گذشت از لغزشهای دیگران.
مقدمه
تقوا به معنای خویشتن داری در برابر خواهشهای نفسانی، حفظ خود از آلودگیهای اخلاقی و گناه، پرهیز از موجبات خشم خداوند و در نتیجه، خداترسی، وارستگی و پرهیزگاری است. به کسی که این صفت والا را داشته باشد، "متّقی" گویند. خداوند متقین را دوست میدارد و آنان را به بهشت میبرد و در قرآن کریم، گرامیترین افراد نزد خدا، باتقواترین ایشان معرفی شده است: ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾[۱]. تقوا حالتی درونی است و نوعی تسلط بر خویش و مهار بر تمایلات نفسانی است که نتیجه ایمان به خدا و یقین به قیامت و حساب و کتاب است و ثمره آن تسلّط بر خویش و مهار بر تمایلات نفسانی است. ایمان به خدا و یقین به قیامت و حساب و کتاب عامل پیدایش تقوا است و ثمره آن در رفتار انسان و دوری از گناه آشکار میشود. متّقی کسی است که خودنگهدار، خداترس و مسلّط بر هوای نفس خویش باشد. در نهج البلاغه، در خطبه ۱۸۴ و موارد دیگر اوصاف متّقین بیان شده است. تقوا سبب میشود که انسان در گفتار، در اظهار نظر، در رفت و آمد، در کسب و درآمد، در خوردن و آشامیدن و گوش دادن و نگاه کردن و همه کارها خدا را در نظر داشته باشد و از مرز حلال به محدوده حرام وارد نشود. آنچه تقوا میآورد، یکی ترس از عقوبت الهی است، یکی امید به پاداش خداوند، یکی هم محبّت و عشق به خدا که انسان را از ارتکاب هرچه او نهی کرده است، باز میدارد[۲].
واژهشناسی لغوی
- تقوا اسم مصدر از ریشه "و ـ ق ـ ی"، در لغت به معنای پرهیز، حفاظت و مراقبت شدید و فوق العاده[۳] و در ادبیات معارف اسلامی به معنای حفظ خویشتن از مطلق محظورات است؛ اعم از محرمات و مکروهات[۴] برخی ترک بعضی از مباحات را نیز در تحقق این معنا لازم دانستهاند[۵]، چنان که پیامبراکرم(ص) وجه نامگذاری پرهیزگار به متّقی را انجام ندادن برخی از مباحات به انگیزه پرهیز از حرامها دانسته است[۶][۷].
- بر این اساس، عارفان افزون بر دوری از محرّمات، اجتناب از لذتهای حلال دنیوی را در مراتبی از تقوا لازم شمردهاند[۸]، پس میتوان گفت تقوا خصوصیاتی دارد که به حسب موارد، مختلف میگردند و قدر جامع آنها پرهیز از محرمات شرعی و عقلی، توجه به حق و التفات به پاکسازی عمل و به سوی مجرای طبیعی و متعارف اعمال حرکت کردن است، همان گونه که فجور، فاصله گرفتن از حالت اعتدال و خارج شدن از جریان طبیعی کارهاست[۹] و از آغاز پیدایش ایمان در دل مؤمن تا آخرین درجه کمال، همواره ملازم مؤمن است و در هر مرحلهای اقتضایی دارد؛ مانند محافظت نفس از عذاب و آتش، پرهیز از سخطِ خدا و مخالفت با وی و اجتناب از دوری و محجوبیت از خداوند[۱۰][۱۱].
پانویس
- ↑ بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست؛ سوره حجرات، آیه ۱۳.
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸؛ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۵۶.
- ↑ لسان العرب، ج ۱۵، ص ۳۷۸؛ المصباح، ص ۶۶۹، «وقی».
- ↑ مفردات، ص ۸۸۱، «وقی».
- ↑ مفردات، ص ۸۸۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۱۹؛ مستدرک الوسایل، ج ۱۱، ص ۲۶۷.
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.
- ↑ المحیط الاعظم، ج ۱، ص ۲۷۸؛ التقوی فی القرآن، ص ۲۸.
- ↑ التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۸۴، «وقی».
- ↑ التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۸۵ - ۱۸۶، «وقی».
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.