جنگ صفین در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۴۷: خط ۴۷:
== [[قرآن]] بر سر نیزه ==
== [[قرآن]] بر سر نیزه ==
فردای [[لیلة الهریر]]، سیزدهم [[ربیع]] الاول، حملات سپاه امام شدت بیشتری گرفت. [[مالک اشتر]] یورشی سخت را آغاز کرد و به نزدیک اردوگاه [[معاویه]] رسید. [[معاویه]] که احساس خطر کرد قرآن‌ها را بر سر نیزه کرد و در میان یاران امام {{ع}} [[اختلاف]] ایجاد شد و قُرّاء<ref>افرادی که قاری قرآن بودند و به زهد و عبادت شهرت داشتند.</ref> گفتند: "او ما را به [[قرآن]] می‌خواند و باید بپذیریم." [[امام]] {{ع}} فرمود: "این حیله است"، اما آنان نپذیرفتند. [[امام]] {{ع}} به [[مالک اشتر]] [[پیام]] داد که برگردد. او نزدیک خیمة [[معاویه]] بود با تأسف فراوان برگشت و نبرد به پایان رسید»<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۶۰.</ref>.
فردای [[لیلة الهریر]]، سیزدهم [[ربیع]] الاول، حملات سپاه امام شدت بیشتری گرفت. [[مالک اشتر]] یورشی سخت را آغاز کرد و به نزدیک اردوگاه [[معاویه]] رسید. [[معاویه]] که احساس خطر کرد قرآن‌ها را بر سر نیزه کرد و در میان یاران امام {{ع}} [[اختلاف]] ایجاد شد و قُرّاء<ref>افرادی که قاری قرآن بودند و به زهد و عبادت شهرت داشتند.</ref> گفتند: "او ما را به [[قرآن]] می‌خواند و باید بپذیریم." [[امام]] {{ع}} فرمود: "این حیله است"، اما آنان نپذیرفتند. [[امام]] {{ع}} به [[مالک اشتر]] [[پیام]] داد که برگردد. او نزدیک خیمة [[معاویه]] بود با تأسف فراوان برگشت و نبرد به پایان رسید»<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۶۰.</ref>.
==سخنان [[امیرمؤمنان]] درباره شهدای [[صفین]]==
حضرت در یک [[سخنرانی]] هنگامی که برای بار دوم تصمیم داشت به [[جنگ]] [[معاویه]] برود، از شهدای صفین یاد کرد و در فراق‌شان [[اشک]] ریخت و فرمود: [[بندگان]] [[برگزیده خدا]] [[دل]] بر رفتن بستند و اندکی [[دنیا]] را که [[پایدار]] نیست به بسیاری [[آخرت]] که نابود نمی‌گردد، فروختند. [[زیان]] نکردند [[برادران]] ما که خون‌هایشان در [[جنگ صفین]] ریخته شد از این که امروز زنده باشند تا غصه‌ها بخورند و آب تیره بیاشامند که ما دچار آنیم! به خداسوگند، [[خدا]] را دیدار کردند و مزد آنان را به کمال پرداخت و پس از آنکه نگران بودند، در خانۀ امانشان ساکن ساخت. در ادامه فرمود: کجایند برادران من که راه [[حق]] را پیمودند، و در [[مسیر حق]] رخت به خانۀ آخرت رفتند؟ کجاست [[عمار]]؟ کجاست پسر تیهان؟ و کجاست [[ذوالشهادتین]]؟ و کجایند همانندان آنان از برادرانشان که با یکدیگر به ره [[مرگ]] [[پیمان]] بستند و سرهای آنان را به [[فاجران]] [[هدیه]] کردند؟<ref>{{متن حدیث|أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ}}</ref>
پس دست به ریش [[مبارک]] خود گرفت و زمانی دراز گریست؛ سپس فرمود: دریغا! از برادرانم که [[قرآن]] را خواندند، و در [[حفظ]] آن کوشیدند. [[واجب]] آن را شناختند و برپا کردند. [[سنت]] را زنده کردند و [[بدعت]] را میراندند. به [[جهاد]] خوانده شدند و پذیرفتند. به پیشوای خود [[اعتماد]] کردند و در پی او رفتند.<ref>{{متن حدیث|أَوِّهْ عَلَى إِخْوَانِيَ الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ! وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ! وَ أَحْيَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ، دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا، وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوا!}}؛ نهج البلاغه، ص۲۶۳-۲۶۴، خطبه ۱۸۲.</ref>
این بخش از سخنان حضرت بسیار مهم و درخور توجه است که [[صفات]] [[مردان نیک]] و شهدای صفین را بیان فرموده که دستورهای قرآن را پی میگرفتند و [[سنت]] را [[پیروی]] می‌کردند و به [[رهبر]] خود [[اعتماد]] کامل داشته و در سختی‌ها به دنبالش رفتند. این ویژگی‌های مردان بزرگ و شهدای [[فداکار]] [[صفین]] است که باید درباره ٔ آنان درنگ کنیم.
[[ابن ابی الحدید]] در شرح همین کلمات می‌نویسد: نظیر [[عمار]] و [[خزیمه]]، افرادی مانند [[عبدالله بن بدیل]] و [[هاشم مرقال]] هستند که در [[خدمت]] حضرت بودند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۰، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج4، ص 150 - 152.</ref>
[[امیر‌مؤمنان]]{{ع}} در سخنی نام سه [[شهید]] [[بزرگوار]] [[صفین]] را بیان فرمود: [[عمار]]، [[ابوالهیثم]] و [[خزیمه]]، و از دیگر [[شهدا]] با عنوان نظایر آنان یاد کرده است. می‌‌توان از این دسته [[هاشم بن عتبه مرقال]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۴۷؛ ابن أثیر، اسد الغابه، چ دارالفکر، ج۴، ص۶۰۱؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۴۶.</ref> را نام برد که در پرچم‌داران شرح حالش می‌آید و نیز نام دیگر پرچم داران مقاومی که شهید شدند. در جمع [[بدریان]] نیز افرادی بیش‌تر بیان و گفته شد: ۲۵ تن در رکاب علی{{ع}} به [[شهادت]] رسیدند. اکنون به نام جمعی دیگر از [[صحابه]] اشاره می‌کنم که برخی صحابۀ شهید عبارتند از: [[ابوقدامه عدوی]]<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۳۳.</ref>، [[جندب بن زهیر بن حارث بن کثیر ازدی]]<ref>ابن أثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۵۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۴۶ و ۵۶۰.</ref>، [[حازم بن ابی حازم احمسی]]<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۳۱۱؛ اسد الغابه، ج۱، ص۴۳۱.</ref>، [[سعد بن حارث بن صمه انصاری]]<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۵۸۳؛ اسد الغابه، ج۲، ص۱۹۰؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۴۶.</ref>، [[عائذ بن سعید جسری]]<ref>ابن اثیر، أسد الغابه، ج۳، ص۴۲- ۴۳.</ref>، [[عبدالرحمان بن بدیل بن ورقاء]]<ref>ابن اثیر، أسد الغابه، ج۳، ص۸۰؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۶۷.</ref>، [[فاکه بن سعد بن جبیر انصاری]]<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۵۷؛ اسد الغابه، ج۴، ص۴۹.</ref>، [[قیس بن مکشوح ابوشداد مرادی]]<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۱۳۰۰؛ اسد الغابه، چ دارالفکر، ج۴، ص۱۴۷-۱۴۸.</ref>، [[مهاجر بن خالد بن ولید قرشی مخزومی]]، او و فرزندانش دوست‌دار علی{{ع}} بود و در [[جمل]] و صفین شرکت کرد و در صفین کشته شد<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۵۳؛ اسد الغابه، ج۴، ص۵۰۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۲۱۰.</ref>. [[ابو لیلی انصاری]] [[یسار بن بلال بن احیحه]] پدر عبدالرحمان [[فقیه]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۷۳۸؛ الإستیعاب، ج۴، ص۱۷۴۴.</ref>، [[یعلی بن امیۀ تمیمی]] که در جمل با [[عایشه]] بود، در صفین در رکاب علی کشته شد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۸۷.</ref>.
مناسب است به خانوادۀ [[نجی بن سلمه]] اشاره کنم که هشت فرزند داشت. هفت نفر آنان: مسلم، حسین، عمران، اسقع یا عقبه، نعیم، علی، حمزه<ref>سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۱۲؛ سیمای کارگزاران...، ج۳، ص۷۴۰: {{عربی|قتلوا هؤلاء کلهم مع علی بصفین و هم سبعة}}.</ref>. همه در [[صفین]] به [[شهادت]] رسیدند.
فرزند هشتم نجی بن سلمه، عبدالله نیز به [[جرم]] [[محبت اهل بیت]] توسط [[زیاد بن ابیه]] به شهادت رسید که [[امام حسین]]{{ع}} در نامۀ خود به [[معاویه]]، به این [[قتل]] و [[جنایت]] [[اعتراض]] کرد<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۱۲- ۲۱۳؛ بغدادی، المحبر، ص۴۷۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج4، ص 202 - 204.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده: 1100831.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش