←ایمان ابوطالب
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
# '''آرام کردن سران [[مشرک]] [[مکه]]:''' [[رسول اکرم]] {{صل}} در طول سه سال [[دعوت]] مخفیانه، همواره از طرف ابوطالب [[پشتیبانی]] میشد و پس از آنکه [[رسالت]] خود را آشکار کرد نیز این چنین بود. زمانی که [[رسول الله]] {{صل}} [[مخالفت]] خود را با شیوه و [[آیین]] مشرکان، اظهار و [[بتها]] و [[افکار]] [[جاهلی]] آنان را [[انکار]] کرد، گروهی از سران [[مشرک]] [[مکه]] نزد ابوطالب رفتند و خواستار مقابلۀ جدی با ایشان شدند. در این گروه که [[ابوسفیان]]، [[ابوجهل]]، [[ولید]] بن [[مغیره]]، عاص بن وائل و... حاضر بودند، ابوطالب با [[خوشرویی]] و [[ملایمت]]، آنان را آرام کرد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۶۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[ابوطالب ۱ (مقاله)|ابوطالب]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص ۸۸؛ [[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابیطالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref> | # '''آرام کردن سران [[مشرک]] [[مکه]]:''' [[رسول اکرم]] {{صل}} در طول سه سال [[دعوت]] مخفیانه، همواره از طرف ابوطالب [[پشتیبانی]] میشد و پس از آنکه [[رسالت]] خود را آشکار کرد نیز این چنین بود. زمانی که [[رسول الله]] {{صل}} [[مخالفت]] خود را با شیوه و [[آیین]] مشرکان، اظهار و [[بتها]] و [[افکار]] [[جاهلی]] آنان را [[انکار]] کرد، گروهی از سران [[مشرک]] [[مکه]] نزد ابوطالب رفتند و خواستار مقابلۀ جدی با ایشان شدند. در این گروه که [[ابوسفیان]]، [[ابوجهل]]، [[ولید]] بن [[مغیره]]، عاص بن وائل و... حاضر بودند، ابوطالب با [[خوشرویی]] و [[ملایمت]]، آنان را آرام کرد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۶۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[ابوطالب ۱ (مقاله)|ابوطالب]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص ۸۸؛ [[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابیطالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref> | ||
== ایمان | == اسلام و ایمان == | ||
{{اصلی|ایمان ابوطالب}} | {{اصلی|ایمان ابوطالب}} | ||
از آنجا که مغرضان با ایجاد [[شک]] در [[ایمان]] وی یا در نسبت [[کفر]] دادن به او، قصد [[سست]] کردن پایههای اوّلیۀ [[اسلام]] یا ایجاد وهن و [[عیب]] دربارۀ [[حضرت امیر]] {{ع}} داشتهاند، [[عالمان دین]] به [[دفاع]] از کیان [[مذهب]] و [[اثبات]] [[پاک]] و [[مؤمن]] بودن دودمان و اجداد [[علی]] {{ع}} پرداخته و در این موضوع، کتابهایی تألیف کردهاند. | از آنجا که مغرضان با ایجاد [[شک]] در [[ایمان]] وی یا در نسبت [[کفر]] دادن به او، قصد [[سست]] کردن پایههای اوّلیۀ [[اسلام]] یا ایجاد وهن و [[عیب]] دربارۀ [[حضرت امیر]] {{ع}} داشتهاند، [[عالمان دین]] به [[دفاع]] از کیان [[مذهب]] و [[اثبات]] [[پاک]] و [[مؤمن]] بودن دودمان و اجداد [[علی]] {{ع}} پرداخته و در این موضوع، کتابهایی تألیف کردهاند. | ||
در مقدمۀ کتاب"[[ایمان ابی طالب (کتاب)|ایمان ابی طالب]]"<ref>از مجموعۀ آثار شیخ مفید، چاپ کنگرۀ هزارۀ شیخ مفید.</ref> نام ۳۷ کتاب از کهنترین زمانها تا عصر حاضر آورده شده که به این موضوع پرداخته است و همۀ اینها نوعی [[دفاع]] از [[ساحت]] [[امیر]] [[ولایت]]، [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. [[اصبغ بن نباته]] میگوید: شنیدم [[امیرمؤمنان]] {{ع}} میفرماید: "به [[خدا]] [[سوگند]]، نه پدرم و نه جدم [[عبد المطلب]] و نه [[هاشم]] و نه [[عبدمناف]]، هرگز بتی را نپرستیدند". به ایشان گفته شد: پس چه میپرستیدند؟ فرمود: "به سوی [[کعبه]] و بر [[دین]] [[ابراهیم]]، [[نماز]] میگزاردند و چنگزننده به آن بودند"<ref>{{متن حدیث|سَمِعتُ أمیرَ المُؤمِنینَ ـ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ ـ یقولُ: وَاللهِ ما عَبَدَ أبی ولا جَدی عَبدُ المُطلِبِ ولا هاشِمٌ ولا عَبدُ مَنافٍ صَنَماً قَط! قیلَ لَهُ: فَما کانوا یعبُدونَ؟ قالَ: کانوا یصَلونَ إلَی البَیتِ عَلی دینِ إبراهیمَ {{ع}}، مُتَمَسکینَ بِهِ}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ص ۱۷۴، ح ۳۲.</ref>. | در مقدمۀ کتاب "[[ایمان ابی طالب (کتاب)|ایمان ابی طالب]]"<ref>از مجموعۀ آثار شیخ مفید، چاپ کنگرۀ هزارۀ شیخ مفید.</ref> نام ۳۷ کتاب از کهنترین زمانها تا عصر حاضر آورده شده که به این موضوع پرداخته است و همۀ اینها نوعی [[دفاع]] از [[ساحت]] [[امیر]] [[ولایت]]، [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. [[اصبغ بن نباته]] میگوید: شنیدم [[امیرمؤمنان]] {{ع}} میفرماید: "به [[خدا]] [[سوگند]]، نه پدرم و نه جدم [[عبد المطلب]] و نه [[هاشم]] و نه [[عبدمناف]]، هرگز بتی را نپرستیدند". به ایشان گفته شد: پس چه میپرستیدند؟ فرمود: "به سوی [[کعبه]] و بر [[دین]] [[ابراهیم]]، [[نماز]] میگزاردند و چنگزننده به آن بودند"<ref>{{متن حدیث|سَمِعتُ أمیرَ المُؤمِنینَ ـ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ ـ یقولُ: وَاللهِ ما عَبَدَ أبی ولا جَدی عَبدُ المُطلِبِ ولا هاشِمٌ ولا عَبدُ مَنافٍ صَنَماً قَط! قیلَ لَهُ: فَما کانوا یعبُدونَ؟ قالَ: کانوا یصَلونَ إلَی البَیتِ عَلی دینِ إبراهیمَ {{ع}}، مُتَمَسکینَ بِهِ}}؛ ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ص ۱۷۴، ح ۳۲.</ref>. | ||
[[اسحاق بن جعفر]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} گفته شد: آنان ادعا میکنند ابوطالب، [[کافر]] بود. فرمود: "[[دروغ]] میگویند. چگونه [[کافر]] باشد و حال آنکه میگوید: آیا نمیدانید ما [[محمد]] را [[پیامبری]] یافتیم همچون [[موسی]] که [نامش] در اولین کتاب، نگاشته شده است"؟! و در [[حدیثی]] دیگر آمده که فرمود: "چگونه ابوطالب [[کافر]] باشد و حال آنکه میگوید: بیگمان دانستند که [[فرزند]] ما [[دروغگو]] نیست. نزد ما توجهی به گفتههای یاوه نمیشود. روسپیدی که با روی او از [[ابر]] سپید، [[باران]] میطلبند، [[فریادرس]] [[یتیمان]]، نگاهدار بیوگان"<ref>عن إسحاق بن جعفر عن الإمام الصادق {{ع}}: {{متن حدیث|قیلَ لَهُ: إِنهُم یزعُمونَ أن أبا طالِبٍ کانَ کافِراً؟ فَقالَ: کذَبوا، کیفَ یکونُ کافِراً وهُوَ یقولُ: أ لَم تَعلَموا أنا وَجَدنا مُحَمداً نَبِیاً کموسی خُط فی أولِ الکتبِ"؛ وفی حَدیثٍ آخَرَ:" کیفَ یکونُ أبو طالِبٍ کافِراً وهُوَ یقولُ: لَقَد عَلِموا أن ابنَنا لا مُکذبٌ لَدَینا ولا یعبَأُ بِقِیلِ الأَباطِلِ / وأبیضُ یستَسقَی الغَمامُ بِوَجهِهِ ثِمالُ الیتامی عِصمَةٌ لِلأَرامِل»}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۴۴۸، ح ۲۹.</ref>. | [[اسحاق بن جعفر]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} گفته شد: آنان ادعا میکنند ابوطالب، [[کافر]] بود. فرمود: "[[دروغ]] میگویند. چگونه [[کافر]] باشد و حال آنکه میگوید: آیا نمیدانید ما [[محمد]] را [[پیامبری]] یافتیم همچون [[موسی]] که [نامش] در اولین کتاب، نگاشته شده است"؟! و در [[حدیثی]] دیگر آمده که فرمود: "چگونه ابوطالب [[کافر]] باشد و حال آنکه میگوید: بیگمان دانستند که [[فرزند]] ما [[دروغگو]] نیست. نزد ما توجهی به گفتههای یاوه نمیشود. روسپیدی که با روی او از [[ابر]] سپید، [[باران]] میطلبند، [[فریادرس]] [[یتیمان]]، نگاهدار بیوگان"<ref>عن إسحاق بن جعفر عن الإمام الصادق {{ع}}: {{متن حدیث|قیلَ لَهُ: إِنهُم یزعُمونَ أن أبا طالِبٍ کانَ کافِراً؟ فَقالَ: کذَبوا، کیفَ یکونُ کافِراً وهُوَ یقولُ: أ لَم تَعلَموا أنا وَجَدنا مُحَمداً نَبِیاً کموسی خُط فی أولِ الکتبِ"؛ وفی حَدیثٍ آخَرَ:" کیفَ یکونُ أبو طالِبٍ کافِراً وهُوَ یقولُ: لَقَد عَلِموا أن ابنَنا لا مُکذبٌ لَدَینا ولا یعبَأُ بِقِیلِ الأَباطِلِ / وأبیضُ یستَسقَی الغَمامُ بِوَجهِهِ ثِمالُ الیتامی عِصمَةٌ لِلأَرامِل»}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۴۴۸، ح ۲۹.</ref>. | ||
== شعب ابی طالب == | |||
{{اصلی|شعب ابی طالب}} | |||
== [[ارتحال ابوطالب]] == | == [[ارتحال ابوطالب]] == | ||