شؤون خلافت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۰: خط ۳۰:
[[خلیفه خدا]] درس [[توحید]]، [[بندگی]] و [[عبودیت]] را به [[فرشتگان]] [[تعلیم]] می‌دهد چنان‌چه [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: اولین چیزی که [[خداوند]] [[خلق]] کرد [[ارواح]] ما بود و ما را به [[توحید]] و [[حمد]] خودش گویا کرد، سپس [[فرشتگان]] را [[خلق]] کرد و هنگامی که [[فرشتگان]] [[ارواح]] ما را به صورت [[نور]] واحدی مشاهده کردند ما را بزرگ شمردند پس ما [[تسبیح]] کردیم تا [[ملائکه]] بدانند ما مخلوق هستیم و [[خداوند]] از صفات ما [[پاک]] و منزه است، پس [[ملائکه]] هم [[تسبیح]] گفتند و [[خدا]] را از صفات ما [[پاک]] و منزه دانستند، پس هنگامی که فرشته‌ها عظمت [[شأن]] ما را مشاهده کردند {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند ما بنده‌ایم و خدایی نیستیم که [[پرستش]] ما همراه [[خدا]] یا جدای از [[خدا]] [[واجب]] باشد، پس آنها هم {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتند، پس هنگامی که بزرگی [[جایگاه]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند [[خداوند]] بزرگ‌تر از آن است که بتوان به [[عظمت]] [[جایگاه]] او پی برد مگر به‌وسیله خودش و هنگامی که [[عزت]] و قوتی را که [[خداوند]] به ما بخشیده [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند هیچ حول و قوه‌ای برای ما به غیر از [[خداوند]] نیست و هنگامی که [[نعمت خداوند]] را بر ما که همان [[وجوب اطاعت]] است [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتیم تا [[ملائکه]]، [[حق]] [[خدا]] را بر ما که همان [[حمد]] بر [[نعمت]] است بدانند پس آنها هم {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتند، پس [[ملائکه]] به وسیله ما به [[توحید]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تمجید]] [[خداوند]] [[هدایت]] شدند<ref>محمد بن علی بن بابویه، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، ج۱، ص۶.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۳۵-۱۳۶.</ref>
[[خلیفه خدا]] درس [[توحید]]، [[بندگی]] و [[عبودیت]] را به [[فرشتگان]] [[تعلیم]] می‌دهد چنان‌چه [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: اولین چیزی که [[خداوند]] [[خلق]] کرد [[ارواح]] ما بود و ما را به [[توحید]] و [[حمد]] خودش گویا کرد، سپس [[فرشتگان]] را [[خلق]] کرد و هنگامی که [[فرشتگان]] [[ارواح]] ما را به صورت [[نور]] واحدی مشاهده کردند ما را بزرگ شمردند پس ما [[تسبیح]] کردیم تا [[ملائکه]] بدانند ما مخلوق هستیم و [[خداوند]] از صفات ما [[پاک]] و منزه است، پس [[ملائکه]] هم [[تسبیح]] گفتند و [[خدا]] را از صفات ما [[پاک]] و منزه دانستند، پس هنگامی که فرشته‌ها عظمت [[شأن]] ما را مشاهده کردند {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند ما بنده‌ایم و خدایی نیستیم که [[پرستش]] ما همراه [[خدا]] یا جدای از [[خدا]] [[واجب]] باشد، پس آنها هم {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتند، پس هنگامی که بزرگی [[جایگاه]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند [[خداوند]] بزرگ‌تر از آن است که بتوان به [[عظمت]] [[جایگاه]] او پی برد مگر به‌وسیله خودش و هنگامی که [[عزت]] و قوتی را که [[خداوند]] به ما بخشیده [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند هیچ حول و قوه‌ای برای ما به غیر از [[خداوند]] نیست و هنگامی که [[نعمت خداوند]] را بر ما که همان [[وجوب اطاعت]] است [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتیم تا [[ملائکه]]، [[حق]] [[خدا]] را بر ما که همان [[حمد]] بر [[نعمت]] است بدانند پس آنها هم {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتند، پس [[ملائکه]] به وسیله ما به [[توحید]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تمجید]] [[خداوند]] [[هدایت]] شدند<ref>محمد بن علی بن بابویه، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، ج۱، ص۶.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۳۵-۱۳۶.</ref>


== چهارم: [[خداگونه بودن خلیفه الهی]] ==
== چهارم: خداگونه بودن خلیفه الهی ==
از دیگر ویژگی [[خلیفه]] الهی خداگونه بودن آن است، [[آدمی]] در پرتو هدایت‌های [[الهی]] و [[اطاعت]] از [[خدای متعال]]، به مرتبه‌ای از کمال می‌رسد که [[خداوند]] به تمام معنا و متناسب با سعه وجودی و عملکردهای بنده‌اش در وجود او جلوه‌گری می‌کند چنانکه در [[حدیث قدسی]] آمده است: "ای [[فرزند]] [[آدم]]، من [[غنی]] و بی‌نیاز هستم، تو هم از [[دستورات]] من [[اطاعت]] کن تا تو را هم [[غنی]] کنم تا [[فقیر]] نشوی. ای [[فرزند]] [[آدم]]، من زنده‌ای هستم که نمی‌میرم تو هم از من [[اطاعت]] کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم. من به هر چیزی بگویم باش موجود می‌شود، تو هم به [[دستورات]] من عمل کن تا اراده‌ات مثل [[اراده]] من باشد"<ref>{{متن حدیث|يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنِيٌّ لَا أَفْتَقِرُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ غَنِيّاً لَا تَفْتَقِرْ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا حَيٌّ لَا أَمُوتُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ حَيّاً لَا تَمُوتُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْ‏ءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّيْ‏ءِ كُنْ فَيَكُونُ}}؛ شیخ حر عاملی، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیه، ص۷۱۳.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۳۶.</ref>
از دیگر ویژگی [[خلیفه]] الهی خداگونه بودن آن است، [[آدمی]] در پرتو هدایت‌های [[الهی]] و [[اطاعت]] از [[خدای متعال]]، به مرتبه‌ای از کمال می‌رسد که [[خداوند]] به تمام معنا و متناسب با سعه وجودی و عملکردهای بنده‌اش در وجود او جلوه‌گری می‌کند چنانکه در [[حدیث قدسی]] آمده است: "ای [[فرزند]] [[آدم]]، من [[غنی]] و بی‌نیاز هستم، تو هم از [[دستورات]] من [[اطاعت]] کن تا تو را هم [[غنی]] کنم تا [[فقیر]] نشوی. ای [[فرزند]] [[آدم]]، من زنده‌ای هستم که نمی‌میرم تو هم از من [[اطاعت]] کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم. من به هر چیزی بگویم باش موجود می‌شود، تو هم به [[دستورات]] من عمل کن تا اراده‌ات مثل [[اراده]] من باشد"<ref>{{متن حدیث|يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنِيٌّ لَا أَفْتَقِرُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ غَنِيّاً لَا تَفْتَقِرْ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا حَيٌّ لَا أَمُوتُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ حَيّاً لَا تَمُوتُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْ‏ءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّيْ‏ءِ كُنْ فَيَكُونُ}}؛ شیخ حر عاملی، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیه، ص۷۱۳.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۳۶.</ref>


۱۳۰٬۴۰۱

ویرایش