بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
# [[عبدالعظیم حسنی]] از [[امام جواد]] {{ع}} از پدرانش از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "برای [[قائم]] از ما غیبتی است که مدّت آن [[غیبت طولانی]] است. گویی [[شیعیان]] را میبینم که در [[دوران غیبت]] همانند گوسفندان که به دنبال چراگاه میگردند دنبال او میگردند و او را نمییابند. هرکس از [[شیعیان]] که بر دینش ثابت بماند و قلبش به خاطر طول مدّت [[غیبت]] امامش قسی نشود، پس او با من در [[روز قیامت]] در [[درجه]] من خواهد بود"، آن گاه حضرت فرمود: "به [[درستی]] که [[قائم]] از هنگامی که [[قیام]] کند برای هیچکس بر گردنش بیعتی نیست؛ به همین [[دلیل]] تولّدش مخفی است و شخص او غایب است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۸۷.</ref>. | # [[عبدالعظیم حسنی]] از [[امام جواد]] {{ع}} از پدرانش از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "برای [[قائم]] از ما غیبتی است که مدّت آن [[غیبت طولانی]] است. گویی [[شیعیان]] را میبینم که در [[دوران غیبت]] همانند گوسفندان که به دنبال چراگاه میگردند دنبال او میگردند و او را نمییابند. هرکس از [[شیعیان]] که بر دینش ثابت بماند و قلبش به خاطر طول مدّت [[غیبت]] امامش قسی نشود، پس او با من در [[روز قیامت]] در [[درجه]] من خواهد بود"، آن گاه حضرت فرمود: "به [[درستی]] که [[قائم]] از هنگامی که [[قیام]] کند برای هیچکس بر گردنش بیعتی نیست؛ به همین [[دلیل]] تولّدش مخفی است و شخص او غایب است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۸۷.</ref>. | ||
# از [[امام حسین]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "اگر از [[دنیا]] نماند مگر یک روز [[خداوند]] آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از [[فرزندان]] من خروج کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و قسط]] کند چنانکه پر از [[جور]] و [[ظلم]] شده است. این چنین شنیدم که [[رسول خدا]] {{صل}} میفرمود"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۹۸.</ref>. | # از [[امام حسین]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "اگر از [[دنیا]] نماند مگر یک روز [[خداوند]] آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از [[فرزندان]] من خروج کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و قسط]] کند چنانکه پر از [[جور]] و [[ظلم]] شده است. این چنین شنیدم که [[رسول خدا]] {{صل}} میفرمود"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۹۸.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "هر کس بمیرد در حالی که [[منتظر]] این امر ([[ظهور مهدی]] {{ع}}) باشد، مانند کسی است که با [[قائم]] در خیمهاش باشد، نه بلکه مانند کسی است که در | # [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: "هر کس بمیرد در حالی که [[منتظر]] این امر ([[ظهور مهدی]] {{ع}}) باشد، مانند کسی است که با [[قائم]] در خیمهاش باشد، نه بلکه مانند کسی است که در خدمت [[رسول خدا]] {{صل}}[در [[دفاع]] از [[اسلام]]] [[شمشیر]] زده باشد"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۱۷.</ref>. | ||
# در سخن دیگری فرمود: "مردم امامشان را گم میکنند، پس در [[حجّ]] حضور دارد، [[مردم]] را میبیند در حالی که او را نمیبینند"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۲۵.</ref>. | # در سخن دیگری فرمود: "مردم امامشان را گم میکنند، پس در [[حجّ]] حضور دارد، [[مردم]] را میبیند در حالی که او را نمیبینند"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۲۵.</ref>. | ||
# [[عبدالعظیم الحسنی]] گوید: | # [[عبدالعظیم الحسنی]] گوید: خدمت [[امام جواد]] {{ع}} رسیدم و میخواستم از او درباره [[قائم]] بپرسم که آیا همان [[مهدی]] است یا غیر او؟ خود حضرت شروع به سخن کرد و به من فرمود: "ای اباالقاسم! [[قائم]] از ما همان [[مهدی]] که [[واجب]] است در دوران غیبتش منظر او باشیم و در [[دوران ظهور]] [[مطیع]] او و او سوّمین نفر از [[فرزندان]] من است و [[سوگند]] به خدایی که [[محمّد]] {{صل}} را به [[نبوّت]] [[مبعوث]] فرمود و ما را به [[امامت]] اختصاص داد، اگر از [[دنیا]] باقی نمانده باشد مگر یک روز، [[خداوند]] آن روز را طولانی خواهد کرد تا در آن روز او خروج کند، آنگاه [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] میکند چنانکه پر از [[جور]] و [[ظلم]] شده باشد و خدای تبارک تعالی امر ([[فرج]]) او را در یک [[شب]] برایش [[اصلاح]] میکند، چنانکه امر کلیمش [[موسی]] {{ع}} را هنگامی که رفت تا برای خانوادهاش [[آتش]] بیاورد [[اصلاح]] کرد، پس در حالی برگشت که [[رسول]] و [[نبی]] بود، سپس [[امام جواد]] {{ع}} فرمود: "برترین [[اعمال شیعیان]] ما [[انتظار فرج]] است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۵۱.</ref>. | ||
# [[صقر بن ابی الف]] در [[حدیثی]] طولانی گوید:... از [[امام هادی]] {{ع}} درباره معنی این [[سخن پیامبر]] {{صل}} پرسیدم که میفرماید: "با ایام [[دشمنی]] نکنید که ایام با شما [[دشمنی]] خواهند کرد، حضرت فرمود: بله، ایام ما هستیم. به سبب ما [[آسمان]] و [[زمین]] بر پا است، پس [[شنبه]]: اسم [[رسول خدا]] {{صل}} است و یکشنبه [[امیرالمؤمنین]] و [[دوشنبه]] [[امام حسن|حسن]] و [[حسین]] و سه [[شنبه]] [[علی بن الحسین]] و [[محمد بن علی الباقر]] و [[جعفر بن محمد الصادق]] و چهارشنبه [[موسی بن جعفر]] و [[علی بن موسی]] و [[محمد بن علی]] و من و [[پنجشنبه]] فرزندم [[حسن]] و [[جمعه]] [[فرزند]] فرزندم و به گرد او گروه نیرومند [[حقّ]] [[اجتماع]] میکنند و او کسی است که [[زمین]] را از [[قسط و عدل]] پر میکند چنانکه از [[جور]] و [[ظلم]] پر شده است؛ بنابراین معنای ایّام این است و در [[دنیا]] با آنها [[دشمنی]] نکنید که در [[آخرت]] با شما [[دشمنی]] کنند"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۵۵-۳۵۶.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، | # [[صقر بن ابی الف]] در [[حدیثی]] طولانی گوید:... از [[امام هادی]] {{ع}} درباره معنی این [[سخن پیامبر]] {{صل}} پرسیدم که میفرماید: "با ایام [[دشمنی]] نکنید که ایام با شما [[دشمنی]] خواهند کرد، حضرت فرمود: بله، ایام ما هستیم. به سبب ما [[آسمان]] و [[زمین]] بر پا است، پس [[شنبه]]: اسم [[رسول خدا]] {{صل}} است و یکشنبه [[امیرالمؤمنین]] و [[دوشنبه]] [[امام حسن|حسن]] و [[حسین]] و سه [[شنبه]] [[علی بن الحسین]] و [[محمد بن علی الباقر]] و [[جعفر بن محمد الصادق]] و چهارشنبه [[موسی بن جعفر]] و [[علی بن موسی]] و [[محمد بن علی]] و من و [[پنجشنبه]] فرزندم [[حسن]] و [[جمعه]] [[فرزند]] فرزندم و به گرد او گروه نیرومند [[حقّ]] [[اجتماع]] میکنند و او کسی است که [[زمین]] را از [[قسط و عدل]] پر میکند چنانکه از [[جور]] و [[ظلم]] پر شده است؛ بنابراین معنای ایّام این است و در [[دنیا]] با آنها [[دشمنی]] نکنید که در [[آخرت]] با شما [[دشمنی]] کنند"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۵۵-۳۵۶.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص۱۵۸-۱۶۱.</ref> | ||
== [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} == | == [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} == | ||
[[پیامبر اعظم]] {{صل}} در محافل و مجالس گوناگون همه [[ویژگیهای امام مهدی]] {{ع}} را معرفی کرد. [[رسول خدا]] {{صل}} بر آن بود چهره روشنی از [[امام مهدی]] {{ع}} ترسیم کند تا همگان در طول [[تاریخ]]، [[مهدی]] {{ع}} [[موعود]] را به [[درستی]] بشناسند و از [[گرایش]] به فرقههای دروغین و [[مدعیان مهدویت]] [[نجات]] یابند. [[پیامبر]]، [[مهدی]] {{ع}} را از دودمان [[پاکان]] و [[عترت]] خویش، پسر [[فاطمه زهرا]] {{س}} و [[علی]] [[مرتضی]] {{ع}}، از [[تبار امام حسین]] {{ع}}، [[نهمین فرزند امام حسین]] {{ع}} و [[آخرین وصی]] خود معرفی کرده است. پدرش را [[امام حسن عسکری]] اعلام کرد؛ او را همنام خود نامید و در [[خلق]] و خو شبیه خود دانست. در این باره به چند [[روایت]] اشاره میکنیم: | [[پیامبر اعظم]] {{صل}} در محافل و مجالس گوناگون همه [[ویژگیهای امام مهدی]] {{ع}} را معرفی کرد. [[رسول خدا]] {{صل}} بر آن بود چهره روشنی از [[امام مهدی]] {{ع}} ترسیم کند تا همگان در طول [[تاریخ]]، [[مهدی]] {{ع}} [[موعود]] را به [[درستی]] بشناسند و از [[گرایش]] به فرقههای دروغین و [[مدعیان مهدویت]] [[نجات]] یابند. [[پیامبر]]، [[مهدی]] {{ع}} را از دودمان [[پاکان]] و [[عترت]] خویش، پسر [[فاطمه زهرا]] {{س}} و [[علی]] [[مرتضی]] {{ع}}، از [[تبار امام حسین]] {{ع}}، [[نهمین فرزند امام حسین]] {{ع}} و [[آخرین وصی]] خود معرفی کرده است. پدرش را [[امام حسن عسکری]] اعلام کرد؛ او را همنام خود نامید و در [[خلق]] و خو شبیه خود دانست. در این باره به چند [[روایت]] اشاره میکنیم: | ||
# [[ام سلمه]]، [[همسر گرامی رسول خدا]] {{صل}} [[نقل]] میکند: "از [[پیامبر]] شنیدم که فرمود: [[مهدی]] {{ع}} از [[عترت]] من و از [[فرزندان فاطمه]] هست"<ref>محمد بن طلحه شافعی، مطالب السئول، بیروت، مؤسسه البلاغ، ۱۴۱۹ ه. ق، چ ۱، ص۳۱۳.</ref>. | # [[ام سلمه]]، [[همسر گرامی رسول خدا]] {{صل}} [[نقل]] میکند: "از [[پیامبر]] شنیدم که فرمود: [[مهدی]] {{ع}} از [[عترت]] من و از [[فرزندان فاطمه]] هست"<ref>محمد بن طلحه شافعی، مطالب السئول، بیروت، مؤسسه البلاغ، ۱۴۱۹ ه. ق، چ ۱، ص۳۱۳.</ref>. | ||
# [[رسول خدا]] {{صل}} در روایتی دیگر فرمود: [[جبرئیل]] از نزد [[خدای تعالی]] به من خبر داد: ای [[محمد]]! همانا [[خدا]] از [[بنیهاشم]]، هفت نفر را برگزید که در گذشته و [[آینده]]، نظیرشان را [[خلق]] نکرده است. تو یا [[رسولالله]]، [[سرور]] [[پیامبران]]؛ [[علی بن ابی طالب]]، [[وصی]] تو [[سرور]] [[اوصیا]]؛ [[حسن]] و [[حسین]]، دو [[سبط]] تو، [[سید]] الاسباط؛ عمویت، [[حمزه]]، [[سیدالشهدا]] و [[جعفر]]، پسر عمویت که در [[بهشت]] با [[فرشتگان]] پرواز کند، به هرجا که بخواهد. نیز از شماست [[حضرت قائم]] که [[عیسی بن مریم]] پشت سرش [[نماز]] میخواند وقتی که به [[زمین]] فرود آید. او از [[ذریه]] [[علی]] و [[فاطمه]] و از [[نسل]] [[حسین]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ه. ق، چ ۳، ج۸، ص۴۲، ح۱۰.</ref>. | # [[رسول خدا]] {{صل}} در روایتی دیگر فرمود: [[جبرئیل]] از نزد [[خدای تعالی]] به من خبر داد: ای [[محمد]]! همانا [[خدا]] از [[بنیهاشم]]، هفت نفر را برگزید که در گذشته و [[آینده]]، نظیرشان را [[خلق]] نکرده است. تو یا [[رسولالله]]، [[سرور]] [[پیامبران]]؛ [[علی بن ابی طالب]]، [[وصی]] تو [[سرور]] [[اوصیا]]؛ [[حسن]] و [[حسین]]، دو [[سبط]] تو، [[سید]] الاسباط؛ عمویت، [[حمزه]]، [[سیدالشهدا]] و [[جعفر]]، پسر عمویت که در [[بهشت]] با [[فرشتگان]] پرواز کند، به هرجا که بخواهد. نیز از شماست [[حضرت قائم]] که [[عیسی بن مریم]] پشت سرش [[نماز]] میخواند وقتی که به [[زمین]] فرود آید. او از [[ذریه]] [[علی]] و [[فاطمه]] و از [[نسل]] [[حسین]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ه. ق، چ ۳، ج۸، ص۴۲، ح۱۰.</ref>. | ||
| خط ۶۰: | خط ۵۹: | ||
# در حدیثی دیگر، [[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل میکند که وقتی خداوند آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ}}<ref>سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> را نازل فرمود، محضر [[پیامبر]] {{صل}} عرض کردم: ای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! خدا و [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را شناختیم، اما {{متن قرآن|أُولِي الأَمْرِ }} که خداوند اطاعتش را قرین اطاعت شما قرار داده است چه کسانی هستند؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "ای جابر! آنها جانشینان من و پیشوایان مسلمین بعد از من هستند. اولین آنها [[امام علی|علی بن ابی طالب]] است، سپس [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]، سپس [[امام سجاد|علی بن حسین]]، سپس [[امام باقر|محمد بن علی]] که در تورات به باقر (شکافنده علم) معروف است و تو ای جابر، او را درک میکنی! پس هرگاه او را دیدی، سلام مرا بر او برسان پس از او، [[امام صادق|جعفر بن محمد الصادق]]، سپس [[امام کاظم|موسی بن جعفر]]، سپس [[امام رضا|علی بن موسی]]، سپس [[امام هادی|محمد بن علی]]، سپس [[امام نقی|علی بن محمد]]، سپس [[امام عسکری|حسن بن علی]] و پس از او، هم نام و هم کنیه من، که او حجت خدا در زمین و باقی مانده حجج خدا در میان بندگانش است و فرزند [[امام عسکری|حسن بن علی]] است. اوست که خداوند یاد خود را با دستان او بر مشرق و مغرب زمین میگشاید و اوست که از [[شیعیان]] و دوستدارانش غائب میشود؛ غیبتی که جز کسی که خداوند دلش را برای [[ایمان]] آزموده باشد، بر امامتش ثابت نمیماند. سپس من عرض کردم: ای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! آیا شیعیانش در غیبتش از او بهرهمند میشوند؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: قسم به خدایی که مرا به نبوت مبعوث کرد، آنها از نور او روشنی مییابند و از ولایتش بهره میبرند، همان طوری که مردم از خورشید بهرهمند میشوند، گرچه ابر آن را بپوشاند. ای جابر! این از اسرار پنهان الهی و گنجینه دانش اوست. آن را مکتوم دار، مگر از اهلش"<ref> {{متن حدیث|هُمْ خُلَفَائِي يَا جَابِرُ وَ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ بَعْدِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْمَعْرُوفُ فِي التَّوْرَاةِ بِالْبَاقِرِ وَ سَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِيتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ سَمِيِّي وَ كَنِيِّي حُجَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ بَقِيَّتُهُ فِي عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ذَاكَ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا ذَاكَ الَّذِي يَغِيبُ عَنْ شِيعَتِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ غَيْبَةً لَا يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَهَلْ يَقَعُ لِشِيعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فِي غَيْبَتِهِ فَقَالَ {{ع}} إِي وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِهِ وَ يَنْتَفِعُونَ بِوَلَايَتِهِ فِي غَيْبَتِهِ كَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سَحَابٌ يَا جَابِرُ هَذَا مِنْ مَكْنُونِ سِرِّ اللَّهِ وَ مَخْزُونِ عِلْمِهِ فَاكْتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه}}کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۵۳؛ کفایة الأثر، ص۵۴.</ref>؛ در گزارش دیگری که [[جابر]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده است، تک تک [[امامان]] {{عم}} به ویژه [[حضرت مهدی]] {{ع}} با خصوصیات کامل معرفی شدهاند. [[جابر بن عبدالله انصاری]] میگوید: از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} درباره [[امامان]] از فرزندان [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} سؤال کردم. ایشان فرمود: [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]] که سرور جوانان اهل بهشتاند؛ سپس [[امام سجاد|علی بن حسین]]، سرور عابدان زمانش؛ سپس باقر، [[امام باقر|محمد بن علی]] که تو ای جابر، او را درک خواهی کرد، پس از جانب من به او سلام برسان سپس صادق، [[امام صادق|جعفر بن محمد]]؛ سپس کاظم، [[امام کاظم|موسی بن جعفر]]؛ سپس رضا، [[امام رضا|علی بن موسی]]؛ سپس تقی، [[امام هادی|محمد بن علی]]؛ سپس نقی، علی بن محمد؛ سپس زکی، [[امام عسکری|حسن بن علی]]؛ سپس فرزندش که قیام کننده به حق و هدایت کننده امتم خواهد بود و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همان طوری که از ظلم و ستم پر شده باشد. ای جابر! اینان جانشینان و اوصیای من و نیز فرزندان و عترت من هستند؛ هر کس آنها را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده، هر کس آنها را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده و هرکس یکی از آنها را انکار کند، قطعاً مرا انکار کرده است. به وسیله آنهاست که خداوند آسمان را نگه داشته تا بر زمین واقع نشود مگر به اذن او و با آنهاست که خداوند زمین را حفظ کرده تا اهلش را به کام خود نکشد"<ref>{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ثُمَّ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ فِي زَمَانِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ الْبَاقِرُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ سَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ فَإِذَا أَدْرَكْتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْكَاظِمُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ التَّقِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ النَّقِيُّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الزَّكِيُّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ مَهْدِيُّ أُمَّتِي الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هَؤُلَاءِ يَا جَابِرُ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ أَوْلَادِي وَ عِتْرَتِي مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَانِي وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ أَوْ أَنْكَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْكَرَنِي بِهِمْ يُمْسِكُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِهِمْ يَحْفَظُ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۵۳؛ کفایة الأثر، ص۱۴۵.</ref>. | # در حدیثی دیگر، [[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل میکند که وقتی خداوند آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ}}<ref>سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> را نازل فرمود، محضر [[پیامبر]] {{صل}} عرض کردم: ای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! خدا و [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را شناختیم، اما {{متن قرآن|أُولِي الأَمْرِ }} که خداوند اطاعتش را قرین اطاعت شما قرار داده است چه کسانی هستند؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "ای جابر! آنها جانشینان من و پیشوایان مسلمین بعد از من هستند. اولین آنها [[امام علی|علی بن ابی طالب]] است، سپس [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]، سپس [[امام سجاد|علی بن حسین]]، سپس [[امام باقر|محمد بن علی]] که در تورات به باقر (شکافنده علم) معروف است و تو ای جابر، او را درک میکنی! پس هرگاه او را دیدی، سلام مرا بر او برسان پس از او، [[امام صادق|جعفر بن محمد الصادق]]، سپس [[امام کاظم|موسی بن جعفر]]، سپس [[امام رضا|علی بن موسی]]، سپس [[امام هادی|محمد بن علی]]، سپس [[امام نقی|علی بن محمد]]، سپس [[امام عسکری|حسن بن علی]] و پس از او، هم نام و هم کنیه من، که او حجت خدا در زمین و باقی مانده حجج خدا در میان بندگانش است و فرزند [[امام عسکری|حسن بن علی]] است. اوست که خداوند یاد خود را با دستان او بر مشرق و مغرب زمین میگشاید و اوست که از [[شیعیان]] و دوستدارانش غائب میشود؛ غیبتی که جز کسی که خداوند دلش را برای [[ایمان]] آزموده باشد، بر امامتش ثابت نمیماند. سپس من عرض کردم: ای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! آیا شیعیانش در غیبتش از او بهرهمند میشوند؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: قسم به خدایی که مرا به نبوت مبعوث کرد، آنها از نور او روشنی مییابند و از ولایتش بهره میبرند، همان طوری که مردم از خورشید بهرهمند میشوند، گرچه ابر آن را بپوشاند. ای جابر! این از اسرار پنهان الهی و گنجینه دانش اوست. آن را مکتوم دار، مگر از اهلش"<ref> {{متن حدیث|هُمْ خُلَفَائِي يَا جَابِرُ وَ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ بَعْدِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْمَعْرُوفُ فِي التَّوْرَاةِ بِالْبَاقِرِ وَ سَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِيتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ سَمِيِّي وَ كَنِيِّي حُجَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ بَقِيَّتُهُ فِي عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ذَاكَ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا ذَاكَ الَّذِي يَغِيبُ عَنْ شِيعَتِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ غَيْبَةً لَا يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَهَلْ يَقَعُ لِشِيعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فِي غَيْبَتِهِ فَقَالَ {{ع}} إِي وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِهِ وَ يَنْتَفِعُونَ بِوَلَايَتِهِ فِي غَيْبَتِهِ كَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سَحَابٌ يَا جَابِرُ هَذَا مِنْ مَكْنُونِ سِرِّ اللَّهِ وَ مَخْزُونِ عِلْمِهِ فَاكْتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه}}کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۵۳؛ کفایة الأثر، ص۵۴.</ref>؛ در گزارش دیگری که [[جابر]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده است، تک تک [[امامان]] {{عم}} به ویژه [[حضرت مهدی]] {{ع}} با خصوصیات کامل معرفی شدهاند. [[جابر بن عبدالله انصاری]] میگوید: از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} درباره [[امامان]] از فرزندان [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} سؤال کردم. ایشان فرمود: [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]] که سرور جوانان اهل بهشتاند؛ سپس [[امام سجاد|علی بن حسین]]، سرور عابدان زمانش؛ سپس باقر، [[امام باقر|محمد بن علی]] که تو ای جابر، او را درک خواهی کرد، پس از جانب من به او سلام برسان سپس صادق، [[امام صادق|جعفر بن محمد]]؛ سپس کاظم، [[امام کاظم|موسی بن جعفر]]؛ سپس رضا، [[امام رضا|علی بن موسی]]؛ سپس تقی، [[امام هادی|محمد بن علی]]؛ سپس نقی، علی بن محمد؛ سپس زکی، [[امام عسکری|حسن بن علی]]؛ سپس فرزندش که قیام کننده به حق و هدایت کننده امتم خواهد بود و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همان طوری که از ظلم و ستم پر شده باشد. ای جابر! اینان جانشینان و اوصیای من و نیز فرزندان و عترت من هستند؛ هر کس آنها را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده، هر کس آنها را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده و هرکس یکی از آنها را انکار کند، قطعاً مرا انکار کرده است. به وسیله آنهاست که خداوند آسمان را نگه داشته تا بر زمین واقع نشود مگر به اذن او و با آنهاست که خداوند زمین را حفظ کرده تا اهلش را به کام خود نکشد"<ref>{{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ثُمَّ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ فِي زَمَانِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ الْبَاقِرُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ سَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ فَإِذَا أَدْرَكْتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْكَاظِمُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ التَّقِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ النَّقِيُّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الزَّكِيُّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ مَهْدِيُّ أُمَّتِي الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هَؤُلَاءِ يَا جَابِرُ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ أَوْلَادِي وَ عِتْرَتِي مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَانِي وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ أَوْ أَنْكَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْكَرَنِي بِهِمْ يُمْسِكُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِهِمْ يَحْفَظُ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۵۳؛ کفایة الأثر، ص۱۴۵.</ref>. | ||
# [[پیامبر]] {{صل}} فرمودند: «[[مهدی]] از [[اولاد]] من است نامش نام من و کنیهاش [[کنیه]] من میباشد. صورت و سیرتش از همه کس به من شبیهتر است. غیبتی کند که [[مردم]] دچار [[حیرت]] گردند و بسیاری از [[فرقهها]] [[گمراه]] شوند، آنگاه مانند [[ستاره]] تابانی از پردۀ [[غیبت]] ظاهر شده، [[بدر]] آید و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند آن چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد»<ref>{{متن حدیث|الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً تَکُونُ لَهُ غَیْبَةٌ وَ حَیْرَةٌ تَضِلُّ فِیهِ الْأُمَمُ ثُمَّ یُقْبِلُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ وَ یَمْلَأُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً}}؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۲.</ref>. | # [[پیامبر]] {{صل}} فرمودند: «[[مهدی]] از [[اولاد]] من است نامش نام من و کنیهاش [[کنیه]] من میباشد. صورت و سیرتش از همه کس به من شبیهتر است. غیبتی کند که [[مردم]] دچار [[حیرت]] گردند و بسیاری از [[فرقهها]] [[گمراه]] شوند، آنگاه مانند [[ستاره]] تابانی از پردۀ [[غیبت]] ظاهر شده، [[بدر]] آید و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند آن چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد»<ref>{{متن حدیث|الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً تَکُونُ لَهُ غَیْبَةٌ وَ حَیْرَةٌ تَضِلُّ فِیهِ الْأُمَمُ ثُمَّ یُقْبِلُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ وَ یَمْلَأُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً}}؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۲.</ref>. | ||
# همچنین حضرت فرمودند: «[[امامان]] بعد از من، دوازده نفرند که نه نفر آنان از [[نسل]] [[حسین]] هستند و نهمین آنان، [[قائم]] آنان است. [[آگاه]] باشید آنان در میان شما همانند [[کشتی نوح]] هستند پس هرکس بر آن [[کشتی]] متمسک شود، [[نجات]] مییابد و هرکه از آن فاصله گیرد، هلاک میشود»<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} أَلَا إِنَّ مَثَلَهُمْ فِیکُمْ مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ}}؛ غایة المرام، ج۳، ص۲۲.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۲۶ - ۳۱.</ref> | # همچنین حضرت فرمودند: «[[امامان]] بعد از من، دوازده نفرند که نه نفر آنان از [[نسل]] [[حسین]] هستند و نهمین آنان، [[قائم]] آنان است. [[آگاه]] باشید آنان در میان شما همانند [[کشتی نوح]] هستند پس هرکس بر آن [[کشتی]] متمسک شود، [[نجات]] مییابد و هرکه از آن فاصله گیرد، هلاک میشود»<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} أَلَا إِنَّ مَثَلَهُمْ فِیکُمْ مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ}}؛ غایة المرام، ج۳، ص۲۲.</ref>.<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۲۶ - ۳۱.</ref> | ||
[[روایات]] از [[رسول خدا]] از حد شماره بیرون است، ولی ما به همین سه [[روایت]] بسنده میکنیم. | [[روایات]] از [[رسول خدا]] از حد شماره بیرون است، ولی ما به همین سه [[روایت]] بسنده میکنیم. | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۷: | ||
# در روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} رسیده که [[امیرالمؤمنین]] به [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: [[فرزند]] نهمین تو [[قیام]] به [[حق]] میکند و [[دین]] را پایدار میسازد و [[عدل]] را گسترش میدهد. [[امام حسین]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] آنچه فرمودی تحقق خواهد یافت؟ فرمود: آری به خداوندی که [[محمد]] {{صل}} را به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخت و او را بر همه مخلوقات [[برتری]] داد، لکن پس از [[غیبت]] او وضعی پیش میآید که جز [[دوستان]] [[مخلص]] ما و [[مؤمنین]] [[پاکسرشت]] که [[نور]] [[ایمان]] و [[محبت]] ما در [[لوح]] دلشان نقش بسته، کسی در [[عقیده]] دینی خود ثابت نمیماند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، باب ۲، ص ۱۱۰.</ref>. | # در روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} رسیده که [[امیرالمؤمنین]] به [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: [[فرزند]] نهمین تو [[قیام]] به [[حق]] میکند و [[دین]] را پایدار میسازد و [[عدل]] را گسترش میدهد. [[امام حسین]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] آنچه فرمودی تحقق خواهد یافت؟ فرمود: آری به خداوندی که [[محمد]] {{صل}} را به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخت و او را بر همه مخلوقات [[برتری]] داد، لکن پس از [[غیبت]] او وضعی پیش میآید که جز [[دوستان]] [[مخلص]] ما و [[مؤمنین]] [[پاکسرشت]] که [[نور]] [[ایمان]] و [[محبت]] ما در [[لوح]] دلشان نقش بسته، کسی در [[عقیده]] دینی خود ثابت نمیماند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، باب ۲، ص ۱۱۰.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} از پدران خود از [[امام حسین]] {{ع}} [[روایت]] کرده که مردی نزد [[امیرالمومنین]] {{ع}} آمد و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] ما را از [[مهدی]] خودتان مطلع نمائید، فرمود: چون قرنها بر [[مردم]] بگذرد و [[مؤمنین]] اندک و طرفداران [[حق]] از میان رفته باشند، در آن [[وقت ظهور]] کند، [[راوی]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]، [[مهدی]] از چه طایفهای میباشد؟ فرمود: از بنی هاشم و قله شامخ نژاد [[عرب]]، هر کس به وی نزدیک شود، او را دریای سرشاری میبیند و هنگامی که [[ظهور]] کند، نزدیکانش نسبت به وی [[بیوفایی]] میکنند. در آن موقع آنها آلوده شوند. او، کانون [[پاکی]] است و کسی است که هنگام هجوم [[مرگ]] به [[مردم]]، ترسی به خود راه نمیدهد و در موقعی که [[مؤمنان]] اطرافش گرد آیند به کسی [[ظلم]] نمیکند. به هنگام [[مبارزه]] شجاعان از میدان بیرون نمیرود. مردی است آماده کارزار و مغلوبکننده [[دشمنان]]، پیروز و [[شجاع]]. [[مخالفان]] را با [[شمشیر]] درو میکند و بر پیکر آنها زخمهای گران وارد میسازد. مردی است نیرومند و شمشیری است از شمشیرهای [[خدا]]، بزرگی است بخشنده و با [[استقامت]]، فرق او به قله عظمت میساید و [[بزرگواری]] همیشگی او بر [[بهترین]] اصول استوار است. هیچ فتنهانگیزی تو را از [[پیروزی]] او باز ندارد، فتنهجویانی که به هر طرف میروند و اگر سخنی بگویند بدترین گویندهها هستند و اگر ساکت شوند قصد [[فساد]] دارند. آنگاه به ذکر اوصاف [[مهدی]] پرداخت و فرمود: پناه دادن وی به [[مردم]] بیپناه از شما بهتر، عملش از شما افزونتر و جهدش در صله [[ارحام]] از همه بیشتر است. [[خداوند]]، با [[بیعت]] کردن [[مردم]] با وی آنها را از [[اندوه]] بیرون آورد و [[مسلمانان]] را از پراکندگی [[نجات]] دهد، اگر بتوانی با او ملاقات کنی به سوی وی بشتاب و هرگاه به او رسیدی از او روی متاب، آه: آنگاه به سینه مبارک خود اشاره نمود که چه [[قدر]] مشتاق [[دیدار]] اوست<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۵؛ [[مهدی]] موعود، ص ۳۴۱.</ref>. | # [[امام صادق]] {{ع}} از پدران خود از [[امام حسین]] {{ع}} [[روایت]] کرده که مردی نزد [[امیرالمومنین]] {{ع}} آمد و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] ما را از [[مهدی]] خودتان مطلع نمائید، فرمود: چون قرنها بر [[مردم]] بگذرد و [[مؤمنین]] اندک و طرفداران [[حق]] از میان رفته باشند، در آن [[وقت ظهور]] کند، [[راوی]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]، [[مهدی]] از چه طایفهای میباشد؟ فرمود: از بنی هاشم و قله شامخ نژاد [[عرب]]، هر کس به وی نزدیک شود، او را دریای سرشاری میبیند و هنگامی که [[ظهور]] کند، نزدیکانش نسبت به وی [[بیوفایی]] میکنند. در آن موقع آنها آلوده شوند. او، کانون [[پاکی]] است و کسی است که هنگام هجوم [[مرگ]] به [[مردم]]، ترسی به خود راه نمیدهد و در موقعی که [[مؤمنان]] اطرافش گرد آیند به کسی [[ظلم]] نمیکند. به هنگام [[مبارزه]] شجاعان از میدان بیرون نمیرود. مردی است آماده کارزار و مغلوبکننده [[دشمنان]]، پیروز و [[شجاع]]. [[مخالفان]] را با [[شمشیر]] درو میکند و بر پیکر آنها زخمهای گران وارد میسازد. مردی است نیرومند و شمشیری است از شمشیرهای [[خدا]]، بزرگی است بخشنده و با [[استقامت]]، فرق او به قله عظمت میساید و [[بزرگواری]] همیشگی او بر [[بهترین]] اصول استوار است. هیچ فتنهانگیزی تو را از [[پیروزی]] او باز ندارد، فتنهجویانی که به هر طرف میروند و اگر سخنی بگویند بدترین گویندهها هستند و اگر ساکت شوند قصد [[فساد]] دارند. آنگاه به ذکر اوصاف [[مهدی]] پرداخت و فرمود: پناه دادن وی به [[مردم]] بیپناه از شما بهتر، عملش از شما افزونتر و جهدش در صله [[ارحام]] از همه بیشتر است. [[خداوند]]، با [[بیعت]] کردن [[مردم]] با وی آنها را از [[اندوه]] بیرون آورد و [[مسلمانان]] را از پراکندگی [[نجات]] دهد، اگر بتوانی با او ملاقات کنی به سوی وی بشتاب و هرگاه به او رسیدی از او روی متاب، آه: آنگاه به سینه مبارک خود اشاره نمود که چه [[قدر]] مشتاق [[دیدار]] اوست<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۵؛ [[مهدی]] موعود، ص ۳۴۱.</ref>. | ||
# [[اصبغ بن نباته]] [[نقل]] کرده است: خدمت [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} رسیدم و دیدم آن حضرت در حال [[فکر]] کردن است و در همان حال، روی [[زمین]] با انگشت خط میکشد. عرض کردم: ای [[امام علی|امیرمؤمنان]]! چه شده است شما را در حال فکرکردن میبینم، مدام بر [[زمین]] خط میکشی! نکند به آن ([[خلافت]] روی [[زمین]]) رغبت کردهای؟! [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} در پاسخ فرمود: "نه به [[خدا]]، هرگز روزی نبوده که به [[خلافت]] یا [[دنیا]] رغبت کنم؛ بلکه به مولودی که [[فرزند]] یازدهم من است، [[فکر]] میکردم. او همان [[مهدی]] است که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] میکند، همانگونه که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد. برای او [[غیبت]] و حیرتی است که مردمی در آن زمان [[گمراه]] گردند و مردمی دیگر [[هدایت]] شوند"<ref>{{متن حدیث|لَا وَ اللَّهِ مَا رَغِبْتُ فِيهَا وَ لَا فِي الدُّنْيَا يَوْماً قَطُّ وَ لَكِنِّي فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِي الْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا آخَرُونَ}}الکافی، ج۱، ص ۳۳۸؛ الغیبة، نعمانی، ص۳۳۶.</ref>؛ [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} به [[فرزند]] بزرگوارش [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: "نهمین [[فرزند]] تو [[قیام]] کننده به [[حق]] و آشکار سازنده [[دین]] و گستراننده [[عدالت]] است، پرسیدم یا [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}}! آیا حتماً چنین خواهد شد؟" پاسخ فرمود: آری! قسم به کسی که [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] {{صل}} را به [[پیامبری]] برانگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد؛ اما بعد از [[غیبت]] و حیرتی که در آن، کسی بر دینش استوار نمیماند، مگر مخلصین و دارندگان [[روح]] [[یقین]]؛ کسانی که [[خداوند]] نسبت به [[ولایت]] ما از آنان [[پیمان]] گرفته و [[ایمان]] را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحی از جانب خود تأیید فرموده است"<ref>{{متن حدیث|التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ الْمُظْهِرُ لِلدِّينِ وَ الْبَاسِطُ لِلْعَدْلِ قَالَ الْحُسَيْنُ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ ذَلِكَ لَكَائِنٌ فَقَالَ {{ع}} إِي وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى جَمِيعِ الْبَرِيَّةِ وَ لَكِنْ بَعْدَ غَيْبَةٍ وَ حَيْرَةٍ فَلَا يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى دِينِهِ إِلَّا الْمُخْلِصُونَ الْمُبَاشِرُونَ لِرَوْحِ الْيَقِينِ الَّذِينَ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِيثَاقَهُمْ بِوَلَايَتِنَا وَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}؛کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۴؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص۱۱۰.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۱ - ۳۲.</ref> | # [[اصبغ بن نباته]] [[نقل]] کرده است: خدمت [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} رسیدم و دیدم آن حضرت در حال [[فکر]] کردن است و در همان حال، روی [[زمین]] با انگشت خط میکشد. عرض کردم: ای [[امام علی|امیرمؤمنان]]! چه شده است شما را در حال فکرکردن میبینم، مدام بر [[زمین]] خط میکشی! نکند به آن ([[خلافت]] روی [[زمین]]) رغبت کردهای؟! [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} در پاسخ فرمود: "نه به [[خدا]]، هرگز روزی نبوده که به [[خلافت]] یا [[دنیا]] رغبت کنم؛ بلکه به مولودی که [[فرزند]] یازدهم من است، [[فکر]] میکردم. او همان [[مهدی]] است که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] میکند، همانگونه که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد. برای او [[غیبت]] و حیرتی است که مردمی در آن زمان [[گمراه]] گردند و مردمی دیگر [[هدایت]] شوند"<ref>{{متن حدیث|لَا وَ اللَّهِ مَا رَغِبْتُ فِيهَا وَ لَا فِي الدُّنْيَا يَوْماً قَطُّ وَ لَكِنِّي فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِي الْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا آخَرُونَ}}الکافی، ج۱، ص ۳۳۸؛ الغیبة، نعمانی، ص۳۳۶.</ref>؛ [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} به [[فرزند]] بزرگوارش [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: "نهمین [[فرزند]] تو [[قیام]] کننده به [[حق]] و آشکار سازنده [[دین]] و گستراننده [[عدالت]] است، پرسیدم یا [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}}! آیا حتماً چنین خواهد شد؟" پاسخ فرمود: آری! قسم به کسی که [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] {{صل}} را به [[پیامبری]] برانگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد؛ اما بعد از [[غیبت]] و حیرتی که در آن، کسی بر دینش استوار نمیماند، مگر مخلصین و دارندگان [[روح]] [[یقین]]؛ کسانی که [[خداوند]] نسبت به [[ولایت]] ما از آنان [[پیمان]] گرفته و [[ایمان]] را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحی از جانب خود تأیید فرموده است"<ref>{{متن حدیث|التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ الْمُظْهِرُ لِلدِّينِ وَ الْبَاسِطُ لِلْعَدْلِ قَالَ الْحُسَيْنُ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ ذَلِكَ لَكَائِنٌ فَقَالَ {{ع}} إِي وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى جَمِيعِ الْبَرِيَّةِ وَ لَكِنْ بَعْدَ غَيْبَةٍ وَ حَيْرَةٍ فَلَا يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى دِينِهِ إِلَّا الْمُخْلِصُونَ الْمُبَاشِرُونَ لِرَوْحِ الْيَقِينِ الَّذِينَ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِيثَاقَهُمْ بِوَلَايَتِنَا وَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}؛کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۴؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۱ - ۳۲.</ref> | ||
== [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام حسن]] {{ع}} == | == [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام حسن]] {{ع}} == | ||
# [[مرحوم مجلسی]] در بحار از کتاب [[کمال الدین]] [[شیخ صدوق]] از ابوسعید عقیصاء چنین [[روایت]] میکند: زمانی که [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} با [[معاویه]] [[صلح]] کرد [[مردم]] نزد وی آمدند، عدهای حضرتش را به [[دلیل]] [[صلح]] با [[معاویه]] سرزنش کردند، حضرت فرمود: وای بر شما! نمیدانید مقصود من چه بود، [[صلح]] من با [[معاویه]] از آنچه [[آفتاب]] بر آن میتابد و غروب میکند برای شیعیانم بهتر است، نمیدانید که من [[امام]] شما هستم و [[اطاعت]] من بر شما [[واجب]] است و به فرموده [[پیامبر]] {{صل}} یکی از دو آقای اهل بهشتم؟ گفتند: چرا میدانیم، فرمود: نمیدانید که چون [[خضر]] کشتی را سوراخ کرد و آن کودک را به قتل رسانید و دیوار را استوار کرد<ref> ناظر به داستان موسی و خضر در آیات ۵۹ تا ۸۲ سوره کهف است. </ref>، باعث [[خشم]] [[موسی]] {{ع}} شد به [[دلیل]] این که [[موسی]] [[حکمت]] آن کار بر او پوشیده بود، ولی نزد [[خداوند]] عمل [[خضر]] کاری موافق [[حکمت]] و صحیح بود؟ نمیدانید (چنین مقدر شده) که هر یک از ما [[ائمه]]، [[سازش]] با [[سلطان]] زمانش را به گردن مینهد، جز [[قائم]] ما که [[عیسی]] [[روح]] الله پشت سر او [[نماز]] میگزارد و [[خداوند]] ولادت او را از [[مردم]] پوشیده میدارد و خود وی از نظرها پنهان خواهد شد تا چون [[ظهور]] کند [[بیعت]] هیچ کس در گردن وی نباشد. او [[فرزند]] نهمینِ برادرم [[حسین]] پسر [[فاطمه]] بانوی بانوان است. [[خداوند]] در طول [[غیبت]] [[عمر]] او را طولانی گرداند، آنگاه با [[قدرت]] کامله خود به صورت [[جوانی]] که کمتر از چهل سال داشته باشد ظاهر میسازد تا همه بدانند که [[خداوند]] بر همه چیز توانا است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۲.</ref>. | # [[مرحوم مجلسی]] در بحار از کتاب [[کمال الدین]] [[شیخ صدوق]] از ابوسعید عقیصاء چنین [[روایت]] میکند: زمانی که [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} با [[معاویه]] [[صلح]] کرد [[مردم]] نزد وی آمدند، عدهای حضرتش را به [[دلیل]] [[صلح]] با [[معاویه]] سرزنش کردند، حضرت فرمود: وای بر شما! نمیدانید مقصود من چه بود، [[صلح]] من با [[معاویه]] از آنچه [[آفتاب]] بر آن میتابد و غروب میکند برای شیعیانم بهتر است، نمیدانید که من [[امام]] شما هستم و [[اطاعت]] من بر شما [[واجب]] است و به فرموده [[پیامبر]] {{صل}} یکی از دو آقای اهل بهشتم؟ گفتند: چرا میدانیم، فرمود: نمیدانید که چون [[خضر]] کشتی را سوراخ کرد و آن کودک را به قتل رسانید و دیوار را استوار کرد<ref> ناظر به داستان موسی و خضر در آیات ۵۹ تا ۸۲ سوره کهف است. </ref>، باعث [[خشم]] [[موسی]] {{ع}} شد به [[دلیل]] این که [[موسی]] [[حکمت]] آن کار بر او پوشیده بود، ولی نزد [[خداوند]] عمل [[خضر]] کاری موافق [[حکمت]] و صحیح بود؟ نمیدانید (چنین مقدر شده) که هر یک از ما [[ائمه]]، [[سازش]] با [[سلطان]] زمانش را به گردن مینهد، جز [[قائم]] ما که [[عیسی]] [[روح]] الله پشت سر او [[نماز]] میگزارد و [[خداوند]] ولادت او را از [[مردم]] پوشیده میدارد و خود وی از نظرها پنهان خواهد شد تا چون [[ظهور]] کند [[بیعت]] هیچ کس در گردن وی نباشد. او [[فرزند]] نهمینِ برادرم [[حسین]] پسر [[فاطمه]] بانوی بانوان است. [[خداوند]] در طول [[غیبت]] [[عمر]] او را طولانی گرداند، آنگاه با [[قدرت]] کامله خود به صورت [[جوانی]] که کمتر از چهل سال داشته باشد ظاهر میسازد تا همه بدانند که [[خداوند]] بر همه چیز توانا است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۲.</ref>. | ||
# [[امام حسن|امام مجتبی]] {{ع}} فرمود: "هیچ یک از ما [[اهل بیت]] {{عم}} نیست، مگر آن که بیعتی از [[طاغوت]] زمانش را اجباراً بر عهده دارد، جز [[قائم]] که [[عیسی بن مریم]]، [[روح]] الله، پشت سر او [[نماز]] خواهد گذارد. [[خداوند]] ولادت او را مخفی میدارد و شخص او را از دیدگان، [[غائب]] میگرداند تا [[بیعت]] هیچ کس را بر گردن نداشته باشد، او نهمین [[فرزند]] از نسل برادرم [[امام حسین|حسین]] {{ع}} است"<ref>{{متن حدیث|مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ {{ع}} الَّذِي يُصَلِّي خَلْفَهُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ {{ع}} فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَاكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْن}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۶.</ref>. | # [[امام حسن|امام مجتبی]] {{ع}} فرمود: "هیچ یک از ما [[اهل بیت]] {{عم}} نیست، مگر آن که بیعتی از [[طاغوت]] زمانش را اجباراً بر عهده دارد، جز [[قائم]] که [[عیسی بن مریم]]، [[روح]] الله، پشت سر او [[نماز]] خواهد گذارد. [[خداوند]] ولادت او را مخفی میدارد و شخص او را از دیدگان، [[غائب]] میگرداند تا [[بیعت]] هیچ کس را بر گردن نداشته باشد، او نهمین [[فرزند]] از نسل برادرم [[امام حسین|حسین]] {{ع}} است"<ref>{{متن حدیث|مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ {{ع}} الَّذِي يُصَلِّي خَلْفَهُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ {{ع}} فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَاكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْن}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۶.</ref>. | ||
# هنگامی که [[امام حسن]] {{ع}} با [[معاویة بن ابیسفیان]] [[مصالحه]] کرد، [[مردم]] بر ایشان وارد شدند و برخی زبان به ملامت گشودند که "چرا با [[معاویه]] [[صلح]] کردی؟" حضرت خطاب به آنان فرمود: وای بر شما! شما نمیدانید که من چه کردم! به [[خدا]] قسم، برای شیعیانم کاری انجام دادم که از آن چه [[خورشید]] بر آن طلوع یا غروب کند، بهتر است. آیا نمیدانید که من [[امام]] [[واجب الاطاعه]] شما هستم و به [[نص]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} یکی از دو سرور [[جوانان]] بهشتم؟" گفتند: "بلی. آن حضرت فرمود: آیا نمیدانید که وقتی [[حضرت خضر]] {{ع}} آن کشتی را سوراخ کرد یا آن دیوار را برپا ساخت یا آن نوجوان را کشت، این امور برای [[حضرت موسی]] {{ع}} گران آمد؟ زیرا وجوه و حکمتهای این کار برای [[حضرت موسی]] {{ع}} مخفی بود؛ اما نزد [[خداوند]] درست و حکیمانه بود. آیا نمیدانید که هیچ کدام از ما [[ائمه]] {{عم}} نیست، مگر این که بیعتی از [[طاغوت]] زمانش را بر گردن دارد، جز [[قائم]] {{ع}} که [[عیسی بن مریم]]، [[روح]] الله، پشت سرش [[نماز]] خواهد خواند. [[خداوند عزوجل]] ولادتش را مخفی و وجودش را در غبیت نگه میدارد تا در زمان ظهورش از احدی بر گردن او بیعتی نباشد. [[خداوند]]، [[عمر]] [[فرزند]] نهم از [[فرزندان]] برادرم [[امام حسین|حسین]] {{ع}} [[فرزند]] سرور زنان عالم را در غیبتش طولانی میکند، سپس با قدرتش او را به صورت [[جوانی]] زیر چهل سال، به [[ظهور]] میرساند تا بدانند که [[خداوند]] بر هر کاری قادر است"<ref>{{متن حدیث|وَيْحَكُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِي عَمِلْتُ خَيْرٌ لِشِيعَتِي مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِي إِمَامُكُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَيْكُمْ وَ أَحَدُ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} عَلَيَّ قَالُوا بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ {{ع}} لَمَّا خَرَقَ السَّفِينَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ كَانَ ذَلِكَ سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِيَ عَلَيْهِ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِي ذَلِكَ وَ كَانَ ذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ حِكْمَةً وَ صَوَاباً أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِي يُصَلِّي رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ {{ع}} خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْنِ ابْنِ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ يُطِيلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِي غَيْبَتِهِ ثُمَّ يُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِي صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ذَلِكَ لِيُعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۶.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۳ - ۳۴.</ref> | # هنگامی که [[امام حسن]] {{ع}} با [[معاویة بن ابیسفیان]] [[مصالحه]] کرد، [[مردم]] بر ایشان وارد شدند و برخی زبان به ملامت گشودند که "چرا با [[معاویه]] [[صلح]] کردی؟" حضرت خطاب به آنان فرمود: وای بر شما! شما نمیدانید که من چه کردم! به [[خدا]] قسم، برای شیعیانم کاری انجام دادم که از آن چه [[خورشید]] بر آن طلوع یا غروب کند، بهتر است. آیا نمیدانید که من [[امام]] [[واجب الاطاعه]] شما هستم و به [[نص]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} یکی از دو سرور [[جوانان]] بهشتم؟" گفتند: "بلی. آن حضرت فرمود: آیا نمیدانید که وقتی [[حضرت خضر]] {{ع}} آن کشتی را سوراخ کرد یا آن دیوار را برپا ساخت یا آن نوجوان را کشت، این امور برای [[حضرت موسی]] {{ع}} گران آمد؟ زیرا وجوه و حکمتهای این کار برای [[حضرت موسی]] {{ع}} مخفی بود؛ اما نزد [[خداوند]] درست و حکیمانه بود. آیا نمیدانید که هیچ کدام از ما [[ائمه]] {{عم}} نیست، مگر این که بیعتی از [[طاغوت]] زمانش را بر گردن دارد، جز [[قائم]] {{ع}} که [[عیسی بن مریم]]، [[روح]] الله، پشت سرش [[نماز]] خواهد خواند. [[خداوند عزوجل]] ولادتش را مخفی و وجودش را در غبیت نگه میدارد تا در زمان ظهورش از احدی بر گردن او بیعتی نباشد. [[خداوند]]، [[عمر]] [[فرزند]] نهم از [[فرزندان]] برادرم [[امام حسین|حسین]] {{ع}} [[فرزند]] سرور زنان عالم را در غیبتش طولانی میکند، سپس با قدرتش او را به صورت [[جوانی]] زیر چهل سال، به [[ظهور]] میرساند تا بدانند که [[خداوند]] بر هر کاری قادر است"<ref>{{متن حدیث|وَيْحَكُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِي عَمِلْتُ خَيْرٌ لِشِيعَتِي مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِي إِمَامُكُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَيْكُمْ وَ أَحَدُ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} عَلَيَّ قَالُوا بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ {{ع}} لَمَّا خَرَقَ السَّفِينَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ كَانَ ذَلِكَ سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِيَ عَلَيْهِ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِي ذَلِكَ وَ كَانَ ذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ حِكْمَةً وَ صَوَاباً أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِي يُصَلِّي رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ {{ع}} خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْنِ ابْنِ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ يُطِيلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِي غَيْبَتِهِ ثُمَّ يُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِي صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ذَلِكَ لِيُعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۶.</ref>.<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۳ - ۳۴.</ref> | ||
== [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام حسین]] {{ع}} == | == [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام حسین]] {{ع}} == | ||
| خط ۸۰: | خط ۷۹: | ||
# در [[غیبت]] [[شیخ طوسی]] از [[عبدالله]] بن شریک [[حدیث]] مفصلی [[نقل]] شده که مختصر آن این است: [[امام حسین]] {{ع}} از کنار جماعتی از [[بنی امیه]] که در [[مسجد]] [[پیامبر]] {{صل}} نشسته بودند گذشت رو به آنها کرد و فرمود: بدانید که به [[خدا]] قسم! [[عمر]] [[دنیا]] به پایان نمیرسد تا اینکه [[خداوند]] مردی از نسل من برانگیزد و هزار نفر از شما را به قتل رساند و با آن هزار نفر هزار دیگر و با آن هزار نفر هزار دیگر! عرض کردم: فدایت شوم اینان اولاد فلان و فلان هستند و به این تعداد که فرمودید نمیرسند. فرمود: در آن زمان از صلب هریک از [[بنی امیه]] عدهای بسیار خواهند بود و بزرگ آنها نیز از خودشان است<ref> منظور سفیانی است (بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۴).</ref>. | # در [[غیبت]] [[شیخ طوسی]] از [[عبدالله]] بن شریک [[حدیث]] مفصلی [[نقل]] شده که مختصر آن این است: [[امام حسین]] {{ع}} از کنار جماعتی از [[بنی امیه]] که در [[مسجد]] [[پیامبر]] {{صل}} نشسته بودند گذشت رو به آنها کرد و فرمود: بدانید که به [[خدا]] قسم! [[عمر]] [[دنیا]] به پایان نمیرسد تا اینکه [[خداوند]] مردی از نسل من برانگیزد و هزار نفر از شما را به قتل رساند و با آن هزار نفر هزار دیگر و با آن هزار نفر هزار دیگر! عرض کردم: فدایت شوم اینان اولاد فلان و فلان هستند و به این تعداد که فرمودید نمیرسند. فرمود: در آن زمان از صلب هریک از [[بنی امیه]] عدهای بسیار خواهند بود و بزرگ آنها نیز از خودشان است<ref> منظور سفیانی است (بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۴).</ref>. | ||
# [[عبدالرحمن بن سلیط]] از [[امام حسین]] {{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "در [[خاندان]] ما [[دوازده مهدی]] وجود دارد، نخستین ایشان، [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} است و آخرین آنان، نهمین نفر از [[فرزندان]] من است. او همان [[امام]] [[قیام]] کننده به [[حق]] است که [[خداوند]] [[زمین]] را بعد از آن که بمیرد، به وسیله او زنده میکند و [[دین حق]] را بر تمام [[ادیان]] به [[پیروزی]] میرساند، اگرچه [[مشرکان]] آن را ناخوش دارند. برای او غیبتی است که برخی در آن دوران، [[مرتد]] میشوند و برخی دیگر در [[دین]] ثابت قدم میمانند و به آنها از روی تمسخر گفته میشود: این وعده چه زمانی است، اگر راست میگویید؟ کسی که در دوران غیبتش متحمل [[آزار]] و اذیت شود و به [[دروغگویی]] متهم گردد، به منزله مجاهدی است که با شمشیرش پیشاپیش [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} [[جهاد]] کرده است"<ref>{{متن حدیث|مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ يُحْيِي اللَّهُ تَعَالَى بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لَهُ غَيْبَةٌ يَرْتَدُّ فِيهَا قَوْمٌ وَ يَثْبُتُ عَلَى الدِّينِ فِيهَا آخَرُونَ فَيُؤْذَوْنَ وَ يُقَالُ لَهُمْ {{متن قرآن|مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ}} أَمَا إِنَّ الصَّابِرَ فِي غَيْبَتِهِ عَلَى الْأَذَى وَ التَّكْذِيبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}}}}عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۶۸؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۷.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۴ - ۳۵.</ref> | # [[عبدالرحمن بن سلیط]] از [[امام حسین]] {{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "در [[خاندان]] ما [[دوازده مهدی]] وجود دارد، نخستین ایشان، [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} است و آخرین آنان، نهمین نفر از [[فرزندان]] من است. او همان [[امام]] [[قیام]] کننده به [[حق]] است که [[خداوند]] [[زمین]] را بعد از آن که بمیرد، به وسیله او زنده میکند و [[دین حق]] را بر تمام [[ادیان]] به [[پیروزی]] میرساند، اگرچه [[مشرکان]] آن را ناخوش دارند. برای او غیبتی است که برخی در آن دوران، [[مرتد]] میشوند و برخی دیگر در [[دین]] ثابت قدم میمانند و به آنها از روی تمسخر گفته میشود: این وعده چه زمانی است، اگر راست میگویید؟ کسی که در دوران غیبتش متحمل [[آزار]] و اذیت شود و به [[دروغگویی]] متهم گردد، به منزله مجاهدی است که با شمشیرش پیشاپیش [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} [[جهاد]] کرده است"<ref>{{متن حدیث|مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ يُحْيِي اللَّهُ تَعَالَى بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لَهُ غَيْبَةٌ يَرْتَدُّ فِيهَا قَوْمٌ وَ يَثْبُتُ عَلَى الدِّينِ فِيهَا آخَرُونَ فَيُؤْذَوْنَ وَ يُقَالُ لَهُمْ {{متن قرآن|مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ}} أَمَا إِنَّ الصَّابِرَ فِي غَيْبَتِهِ عَلَى الْأَذَى وَ التَّكْذِيبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}}}}عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۶۸؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۷.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۴ - ۳۵.</ref> | ||
# [[امام حسین]] {{ع}} فرمودند: «پسر نهمین من سنتی از [[یوسف]] و سنتی از [[موسی بن عمران]] دارد و او [[قائم]] ما [[اهل بیت]] است که [[خداوند]] در یک شب کار او را [[اصلاح]] میکند»<ref>{{متن حدیث|فِی التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِی سُنَّةٌ مِنْ یُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ یُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۳.</ref><ref>ر. ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۲۸.</ref> | # [[امام حسین]] {{ع}} فرمودند: «پسر نهمین من سنتی از [[یوسف]] و سنتی از [[موسی بن عمران]] دارد و او [[قائم]] ما [[اهل بیت]] است که [[خداوند]] در یک شب کار او را [[اصلاح]] میکند»<ref>{{متن حدیث|فِی التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِی سُنَّةٌ مِنْ یُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ یُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۲۸.</ref> | ||
== [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام سجاد|امام زین العابدین]] {{ع}} == | == [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام سجاد|امام زین العابدین]] {{ع}} == | ||
# مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب کمال الدین از سعید بن جبیر و او از [[امام]] زینالعابدین {{ع}} [[روایت]] کرده است که آن حضرت فرمود: [[قائم]] ما ولادتش بر [[مردم]] پوشیده میماند تا جایی که میگویند هنوز متولد نشده است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۵.</ref>. [[اهل سنت]] معتقدند که [[مهدی]] [[موعود]] هنوز متولد نشده است، [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} قرنها قبل از آن، به این [[عقیده]] خبر داده است. | # مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب کمال الدین از سعید بن جبیر و او از [[امام]] زینالعابدین {{ع}} [[روایت]] کرده است که آن حضرت فرمود: [[قائم]] ما ولادتش بر [[مردم]] پوشیده میماند تا جایی که میگویند هنوز متولد نشده است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۵.</ref>. [[اهل سنت]] معتقدند که [[مهدی]] [[موعود]] هنوز متولد نشده است، [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} قرنها قبل از آن، به این [[عقیده]] خبر داده است. | ||
# [[شیخ مفید]] در کتاب "مجالس" خود از ابوخالد کابلی چنین [[روایت]] کرده است: [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} به من فرمود: ای ابوخالد فتنههایی پدید خواهد آمد که مانند شب ظلمانی تاریک باشد، کسی از آن فتنهها [[نجات]] پیدا نمیکند، مگر آنکه [[خداوند]] از آنها [[پیمان]] گرفته (که در راه حفظ [[ایمان]] پیوسته ثابت بمانند). آنها چراغهای [[هدایت]] و چشمههای [[دانش]] میباشند، [[پروردگار]] آنها را از هر [[فتنه]] و آشوب تاریک [[نجات]] خواهد داد، گویا [[صاحب الامر]] را میبینم که بر بالای [[نجف]] شما واقع در [[پشت کوفه]] با سیصد و اندی مرد بر آمده، در حالی که [[جبرئیل]] در سمت راست و [[میکائیل]] در سمت چپ و [[اسرافیل]] در جلو او قرار دارند. [[پرچم پیامبر]] {{صل}} را به اهتزار درآورده و آهنگ قومی نمیکند جز این که آنها را به دیار عدم بفرستد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۵.</ref>. | # [[شیخ مفید]] در کتاب "مجالس" خود از ابوخالد کابلی چنین [[روایت]] کرده است: [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} به من فرمود: ای ابوخالد فتنههایی پدید خواهد آمد که مانند شب ظلمانی تاریک باشد، کسی از آن فتنهها [[نجات]] پیدا نمیکند، مگر آنکه [[خداوند]] از آنها [[پیمان]] گرفته (که در راه حفظ [[ایمان]] پیوسته ثابت بمانند). آنها چراغهای [[هدایت]] و چشمههای [[دانش]] میباشند، [[پروردگار]] آنها را از هر [[فتنه]] و آشوب تاریک [[نجات]] خواهد داد، گویا [[صاحب الامر]] را میبینم که بر بالای [[نجف]] شما واقع در [[پشت کوفه]] با سیصد و اندی مرد بر آمده، در حالی که [[جبرئیل]] در سمت راست و [[میکائیل]] در سمت چپ و [[اسرافیل]] در جلو او قرار دارند. [[پرچم پیامبر]] {{صل}} را به اهتزار درآورده و آهنگ قومی نمیکند جز این که آنها را به دیار عدم بفرستد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۵.</ref>. | ||
# [[امام سجاد]] {{ع}} فرمود: "برای [[قائم]] ما دو [[غیبت]] است. یکی از آن دو، طولانیتر از دیگری است، آن [[قدر]] طول خواهد کشید که اکثر معتقدین به [[ولایت]]، از [[اعتقاد]] به او بازخواهند گشت. در آن زمان کسی بر [[امامت]] و [[ولایت]] او ثابت قدم و استوار نمیماند، مگر آن که ایمانش قوی و شناختش درست باشد و در [[نفس]] خویش نسبت به [[حکم]] و [[قضاوت]] ما هیچ گرفتگی و کراهتی احساس نکند و [[تسلیم]] ما [[اهل بیت]] باشد"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ لِلْقَائِمِ مِنَّا غَيْبَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْأُخْرَى أَمَّا الْأُولَى فَسِتَّةُ أَيَّامٍ وَ سِتَّةُ أَشْهُرٍ وَ سِتُّ سِنِينَ وَ أَمَّا الْأُخْرَى فَيَطُولُ أَمَدُهَا حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَكْثَرُ مَنْ يَقُولُ بِهِ فَلَا يَثْبُتُ عَلَيْهِ إِلَّا مَنْ قَوِيَ يَقِينُهُ وَ صَحَّتْ مَعْرِفَتُهُ وَ لَمْ يَجِدْ فِي نَفْسِهِ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْنَا وَ سَلَّمَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۳ و ۳۲۴.</ref>؛ نیز آن حضرت فرمود: "[[قائم]] از [[خاندان]] ماست، ولادتش بر [[مردم]] مخفی میماند، تا جایی که گویند متولد نشده است تا خروج کند، هنگامی که خروج کند [[بیعت]] کسی در گردن او نباشد"<ref>{{متن حدیث|الْقَائِمُ مِنَّا تَخْفَى وِلَادَتُهُ عَلَى النَّاسِ حَتَّى يَقُولُوا لَمْ يُولَدْ بَعْدُ لِيَخْرُجَ حِينَ يَخْرُجُ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۳.</ref>؛ در [[سخن]] دیگر درباره [[پاداش]] [[پیروان]] [[اهل بیت]] {{عم}} در زمان [[غیبت]] فرمود: "هر کس در زمان [[غیبت]] [[قائم]] ما، بر [[محبت]] و [[دوستی]] [[خاندان]] ما باقی بماند، [[خداوند متعال]] اجر هزار [[شهید]] از شهدای [[بدر]] و احد را به او عطا میفرماید"<ref>{{عربی|"مَنْ ثَبَتَ عَلَى مُوَالاتِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ أَلْفِ شَهِيدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ"}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۳.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۵ - ۳۶.</ref> | # [[امام سجاد]] {{ع}} فرمود: "برای [[قائم]] ما دو [[غیبت]] است. یکی از آن دو، طولانیتر از دیگری است، آن [[قدر]] طول خواهد کشید که اکثر معتقدین به [[ولایت]]، از [[اعتقاد]] به او بازخواهند گشت. در آن زمان کسی بر [[امامت]] و [[ولایت]] او ثابت قدم و استوار نمیماند، مگر آن که ایمانش قوی و شناختش درست باشد و در [[نفس]] خویش نسبت به [[حکم]] و [[قضاوت]] ما هیچ گرفتگی و کراهتی احساس نکند و [[تسلیم]] ما [[اهل بیت]] باشد"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ لِلْقَائِمِ مِنَّا غَيْبَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْأُخْرَى أَمَّا الْأُولَى فَسِتَّةُ أَيَّامٍ وَ سِتَّةُ أَشْهُرٍ وَ سِتُّ سِنِينَ وَ أَمَّا الْأُخْرَى فَيَطُولُ أَمَدُهَا حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَكْثَرُ مَنْ يَقُولُ بِهِ فَلَا يَثْبُتُ عَلَيْهِ إِلَّا مَنْ قَوِيَ يَقِينُهُ وَ صَحَّتْ مَعْرِفَتُهُ وَ لَمْ يَجِدْ فِي نَفْسِهِ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْنَا وَ سَلَّمَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۳ و ۳۲۴.</ref>؛ نیز آن حضرت فرمود: "[[قائم]] از [[خاندان]] ماست، ولادتش بر [[مردم]] مخفی میماند، تا جایی که گویند متولد نشده است تا خروج کند، هنگامی که خروج کند [[بیعت]] کسی در گردن او نباشد"<ref>{{متن حدیث|الْقَائِمُ مِنَّا تَخْفَى وِلَادَتُهُ عَلَى النَّاسِ حَتَّى يَقُولُوا لَمْ يُولَدْ بَعْدُ لِيَخْرُجَ حِينَ يَخْرُجُ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۳.</ref>؛ در [[سخن]] دیگر درباره [[پاداش]] [[پیروان]] [[اهل بیت]] {{عم}} در زمان [[غیبت]] فرمود: "هر کس در زمان [[غیبت]] [[قائم]] ما، بر [[محبت]] و [[دوستی]] [[خاندان]] ما باقی بماند، [[خداوند متعال]] اجر هزار [[شهید]] از شهدای [[بدر]] و احد را به او عطا میفرماید"<ref>{{عربی|"مَنْ ثَبَتَ عَلَى مُوَالاتِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ أَلْفِ شَهِيدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ"}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۵ - ۳۶.</ref> | ||
در [[روایات]] [[علائم ظهور]] آمده است که [[امام زمان]] {{ع}} نخست در [[مکه]] ظاهر میشود، سپس با ۳۱۳ نفر از یارانش به [[مدینه]] آمده و از آنجا به [[نجف]] و [[کوفه]] میآیند و چون سپاهش به دههزار نفر رسید، [[قیام]] میکند و [[خراسان]]، [[شام]]، [[قسطنطنیه]]، [[فلسطین]]، زنگبار، [[حجاز]]، [[یمن]]، و دیگر نواحی [[جهان]] را [[فتح]] میکند و شرق و غرب عالم را در زیر لوای [[اسلام]] در میآورد. | در [[روایات]] [[علائم ظهور]] آمده است که [[امام زمان]] {{ع}} نخست در [[مکه]] ظاهر میشود، سپس با ۳۱۳ نفر از یارانش به [[مدینه]] آمده و از آنجا به [[نجف]] و [[کوفه]] میآیند و چون سپاهش به دههزار نفر رسید، [[قیام]] میکند و [[خراسان]]، [[شام]]، [[قسطنطنیه]]، [[فلسطین]]، زنگبار، [[حجاز]]، [[یمن]]، و دیگر نواحی [[جهان]] را [[فتح]] میکند و شرق و غرب عالم را در زیر لوای [[اسلام]] در میآورد. | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۴: | ||
# از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شد که گفت: خدمت [[امام]] [[محمد]] [[تقی]] رسیدم تا درباره [[قائم]] از وی سؤال کنم که آیا [[مهدی]] اوست؟ حضرت پیش از من به [[سخن]] پرداخت و فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! [[قائم]] ما همان [[مهدی]] است که باید در غیبتش [[منتظر]] او باشند، در موقع ظهورش فرمانبرداری او کنند. او [[فرزند]] سومی من است به خدایی که [[محمد]] {{صل}} را به [[پیغمبری]] و ما را به [[امامت]] برگزیده است، قسم یاد میکنم که اگر جز یک روز، از [[عمر]] [[دنیا]] نمانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان دراز گرداند تا او [[ظهور]] کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] نماید، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. [[خداوند متعال]] کار او را در یک شب [[اصلاح]] نماید، چنانکه مشکل [[موسی]] را در یک شب [[اصلاح]] کرد... ، آنگاه فرمود: [[بهترین]] [[اعمال شیعیان]] ما [[انتظار فرج]] [[امام زمان]] است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۶.</ref>. | # از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شد که گفت: خدمت [[امام]] [[محمد]] [[تقی]] رسیدم تا درباره [[قائم]] از وی سؤال کنم که آیا [[مهدی]] اوست؟ حضرت پیش از من به [[سخن]] پرداخت و فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! [[قائم]] ما همان [[مهدی]] است که باید در غیبتش [[منتظر]] او باشند، در موقع ظهورش فرمانبرداری او کنند. او [[فرزند]] سومی من است به خدایی که [[محمد]] {{صل}} را به [[پیغمبری]] و ما را به [[امامت]] برگزیده است، قسم یاد میکنم که اگر جز یک روز، از [[عمر]] [[دنیا]] نمانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان دراز گرداند تا او [[ظهور]] کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] نماید، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. [[خداوند متعال]] کار او را در یک شب [[اصلاح]] نماید، چنانکه مشکل [[موسی]] را در یک شب [[اصلاح]] کرد... ، آنگاه فرمود: [[بهترین]] [[اعمال شیعیان]] ما [[انتظار فرج]] [[امام زمان]] است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۶.</ref>. | ||
# از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شده که گفت: به [[امام جواد]] عرض کردم: من امیدوارم [[قائم آل محمد]] {{صل}} که میآید تا [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد، شما باشید، فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! هر یک از ما [[ائمه]] برای [[پیشرفت]] [[فرمان خدا]] [[قیام]] کردهایم و راهنمای [[دین الهی]] میباشیم، ولی آن [[قائم]] که [[خداوند]] به وسیله او [[زمین]] را از دست [[کفار]] و منکران گرفته و پر از [[عدل و داد]] میکند، من نیستم، او کسی است که ولادتش بر [[مردم]] پوشیده خواهد ماند و خودش غایب میشود، افشای نامش [[حرام]] است، او در نام و کنیه همنام [[پیغمبر]] خداست، اوست که [[زمین]] برایش هموار میگردد و هر امر دشواری برایش آسان میشود و ۳۱۳ نفر از یارانش به تعداد نفرات [[لشکر]] [[اسلام]] در [[جنگ بدر]]، از نقاط دور [[زمین]] در اطرافش گرد آیند. چنانکه [[خداوند]] در این [[آیه شریفه]] میفرماید: {{متن قرآن|أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} چون این عده نزد وی اجتماع کنند، کار او بالا گیرد و بعد از آنکه [[پیمان]] [[وفاداری]] میان او و یارانش که ده هزار مرد هستند، منعقد شد به [[فرمان]] الهی [[قیام]] میکنند و چندان از [[دشمنان]] [[خدا]] به قتل رساند که [[خداوند]] [[خشنود]] شود. عرض کردم: آقا چگونه بدانیم [[خداوند]] [[خشنود]] شده است؟ فرمود: [[خداوند]] رحمتی به [[دل]] وی میفرستد و او میداند که دیگر [[خداوند]] از کشتن آن همه [[دشمنان دین]] [[خشنود]] شده است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵.</ref>. | # از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شده که گفت: به [[امام جواد]] عرض کردم: من امیدوارم [[قائم آل محمد]] {{صل}} که میآید تا [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد، شما باشید، فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! هر یک از ما [[ائمه]] برای [[پیشرفت]] [[فرمان خدا]] [[قیام]] کردهایم و راهنمای [[دین الهی]] میباشیم، ولی آن [[قائم]] که [[خداوند]] به وسیله او [[زمین]] را از دست [[کفار]] و منکران گرفته و پر از [[عدل و داد]] میکند، من نیستم، او کسی است که ولادتش بر [[مردم]] پوشیده خواهد ماند و خودش غایب میشود، افشای نامش [[حرام]] است، او در نام و کنیه همنام [[پیغمبر]] خداست، اوست که [[زمین]] برایش هموار میگردد و هر امر دشواری برایش آسان میشود و ۳۱۳ نفر از یارانش به تعداد نفرات [[لشکر]] [[اسلام]] در [[جنگ بدر]]، از نقاط دور [[زمین]] در اطرافش گرد آیند. چنانکه [[خداوند]] در این [[آیه شریفه]] میفرماید: {{متن قرآن|أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} چون این عده نزد وی اجتماع کنند، کار او بالا گیرد و بعد از آنکه [[پیمان]] [[وفاداری]] میان او و یارانش که ده هزار مرد هستند، منعقد شد به [[فرمان]] الهی [[قیام]] میکنند و چندان از [[دشمنان]] [[خدا]] به قتل رساند که [[خداوند]] [[خشنود]] شود. عرض کردم: آقا چگونه بدانیم [[خداوند]] [[خشنود]] شده است؟ فرمود: [[خداوند]] رحمتی به [[دل]] وی میفرستد و او میداند که دیگر [[خداوند]] از کشتن آن همه [[دشمنان دین]] [[خشنود]] شده است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵.</ref>. | ||
# شخصی به نام "صقربن ابی دلف" میگوید: از [[امام جواد]] {{ع}} شنیدم که میفرمود: [[امام]] بعد از من پسرم [[علی]] است، امر او امر من است و گفته او گفته من و [[پیروی]] او [[پیروی]] از من است. [[امام]] بعد از او، فرزندش [[حسن]] است، امر او امر پدرش و گفته او گفته پدرش و [[طاعت]] وی [[طاعت]] پدرش میباشد سپس حضرت [[سکوت]] کرد. من عرض کردم یا بن [[رسول الله]] بعد از [[فرزند]] شما [[حسن]]، [[امام]] کیست؟ حضرت سخت گریست آنگاه فرمود: [[امام]] بعد از [[حسن]] فرزندش [[قائم]] به [[حق]] و [[منتظَر]] است، عرض کردم: چرا او را [[قائم]] میگویند؟ فرمود: زیرا بعد از آنکه [[مردم]] او را فراموش کردند و غالب معتقدان به امامتش [[منحرف]] شدند، [[قیام]] خواهد کرد. گفتم: چرا او را [[منتظَر]] گویند؟ فرمود: زیرا او غیبتی طولانی خواهد داشت و علاقهمندانش در [[انتظار]] او بسر برند و آنها که [[تردید]] دارند، منکرش شوند و [[دشمنان]] وجود او را به مسخره گیرند و آنها که وقت ظهورش را تعیین میکنند [[دروغگو]] باشند و کسانی که در آمدنش شتاب دارند به [[هلاکت]] افتند و آنان که [[تسلیم]] تقدیر الهی هستند از آن ورطه [[نجات]] یابند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵. </ref>. | # شخصی به نام "صقربن ابی دلف" میگوید: از [[امام جواد]] {{ع}} شنیدم که میفرمود: [[امام]] بعد از من پسرم [[علی]] است، امر او امر من است و گفته او گفته من و [[پیروی]] او [[پیروی]] از من است. [[امام]] بعد از او، فرزندش [[حسن]] است، امر او امر پدرش و گفته او گفته پدرش و [[طاعت]] وی [[طاعت]] پدرش میباشد سپس حضرت [[سکوت]] کرد. من عرض کردم یا بن [[رسول الله]] بعد از [[فرزند]] شما [[حسن]]، [[امام]] کیست؟ حضرت سخت گریست آنگاه فرمود: [[امام]] بعد از [[حسن]] فرزندش [[قائم]] به [[حق]] و [[منتظَر]] است، عرض کردم: چرا او را [[قائم]] میگویند؟ فرمود: زیرا بعد از آنکه [[مردم]] او را فراموش کردند و غالب معتقدان به امامتش [[منحرف]] شدند، [[قیام]] خواهد کرد. گفتم: چرا او را [[منتظَر]] گویند؟ فرمود: زیرا او غیبتی طولانی خواهد داشت و علاقهمندانش در [[انتظار]] او بسر برند و آنها که [[تردید]] دارند، منکرش شوند و [[دشمنان]] وجود او را به مسخره گیرند و آنها که وقت ظهورش را تعیین میکنند [[دروغگو]] باشند و کسانی که در آمدنش شتاب دارند به [[هلاکت]] افتند و آنان که [[تسلیم]] تقدیر الهی هستند از آن ورطه [[نجات]] یابند<ref>بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵.</ref>. | ||
== [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام هادی]] {{ع}} == | == [[امام مهدی]] {{ع}} در بیان [[امام هادی]] {{ع}} == | ||