بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
=== معنای لغوی === | === معنای لغوی === | ||
{{اصلی|عصمت در لغت}} | {{اصلی|عصمت در لغت}} | ||
عصمت، واژهای | عصمت، واژهای عربی و از ماده {{عربی|«عَصِمَ يَعْصِمُ»}} است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: {{عربی|«مَسَکَ»}} به معنای حفظ و نگهداری<ref>راغب اصفهانی این معنا را برای واژه «عَصَمَ» آورده و میگوید: {{عربی|العصم: الإمساک و الاعتصام الاستمساک... (وقوله:}} {{متن قرآن|وَلا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ}} {{عربی|والعصام ما یعصم به ای یشد و عصمة الأنبیاء حفظه إیاهم}}؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۹ ـ ۵۷۰ و {{عربی|عصم الله فلاناً من المکروه: ای حفظه و وقاه}}؛ یعنی [[خداوند]] فلانی را از [[مکروه]] حفظ کرده ({{عربی|عصمه}}) یعنی او را حفظ کرد و نگهداشت. المنجد، ص۱۵۰.</ref>، دوم: {{عربی|«مَنَعَ»}} به معنای مانع شدن<ref>ر.ک: فراهیدی، خلیل بن احمد، العین ج ۱ ص۳۱۴؛ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس محیط، ج۴، ص۱۵۱؛ الجوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصحاح، ج۵، ص۱۹۸۶، ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۳.</ref> و سوم به معنای وسیله بازداشتن<ref>ابنمنظور، از زجاج نقل میکند: {{عربی|أَصْلُ العِصْمَةِ الحبْلُ. و كلُّ ما أَمْسَكَ شَيئاً فقد عَصَمَهُ}}، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۵. یعنی، لغت عصمت در اصل به معنای طناب و ریسمان وضع شده است، ولی سپس از این معنا توسعه یافته و برای هر چیزی که موجب امساک و [[حفظ]] چیز دیگری شود، به کار میرود.</ref>. با این وجود واژه «[[عصمت]]»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسبتر از معنای «مانع شدن» است و شاید به همین جهت است که برخی لغویون نیز «اعصم» را به معنای «مَسْک» و «اعتصام» را به «استمساک» معنا کردهاند<ref>ر.ک: المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص۱۴.</ref> | ||
=== در اصطلاح [[متکلمان]] === | === در اصطلاح [[متکلمان]] === | ||
در [[علم کلام]] دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است: | در [[علم کلام]] دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است: | ||
#'''عصمت به معنای [[لطف]]''': [[شیخ مفید]] نخستین | #'''عصمت به معنای [[لطف]]''': [[شیخ مفید]] نخستین متکلم [[امامیه]] است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه [[خداوند متعال]]، همان [[توفیق]] و لطف او برای حجتهای اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله [[حجج الهی]] برای [[حفظ دین]] خداوند از ورود [[گناهان]] و خطاها در آن است<ref>محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.</ref>. متکلمان امامیه به تبع مرحوم مفید قرنها عصمت را به لطف تعریف کردهاند و بزرگانی همچون [[سید مرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[نوبختی]]، نباطی<ref>علی بن یونس نباطی، الصراط المستقیم، ج۱، ص۵۰.</ref> و مانند آنها در آثار خود آن را به کار بردهاند. | ||
#'''[[عصمت]] به معنای ملکه''': پس از آنکه [[شیخ مفید]] عصمت را به [[لطف]] تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم [[خواجه نصیرالدین طوسی]] آن را به نقل از [[فلاسفه]]، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکهای است که با وجود آن، از صاحبش [[گناهان]] صادر نمیشود و این بنا بر [[اندیشه]] حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت میدهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.</ref>. پس از خواجه برخی از [[متکلمان]] معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتابهای خود ارائه کردند<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۴ ـ ۳۵.</ref> | #'''[[عصمت]] به معنای ملکه''': پس از آنکه [[شیخ مفید]] عصمت را به [[لطف]] تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم [[خواجه نصیرالدین طوسی]] آن را به نقل از [[فلاسفه]]، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکهای است که با وجود آن، از صاحبش [[گناهان]] صادر نمیشود و این بنا بر [[اندیشه]] حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت میدهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.</ref>. پس از خواجه برخی از [[متکلمان]] معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتابهای خود ارائه کردند<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۴ ـ ۳۵.</ref> | ||
== دیدگاههای منشأ عصمت == | == دیدگاههای منشأ عصمت == | ||
در این بخش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که چه عاملی موجب شده تا این ملکه نفسانی برای معصومین حاصل شود و آنها از ارتکاب گناهان و حتی خطا و نسیان، مصون بمانند؟ به عبارت دیگر چه عامل یا عواملی موجب میشود تا معصومان در مقام عمل به اختیار خود آلودگیها را ترک کنند و از خطا و نسیان نیز در امان باشند؟ | در این بخش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که چه عاملی موجب شده تا این ملکه نفسانی برای معصومین حاصل شود و آنها از ارتکاب گناهان و حتی خطا و نسیان، مصون بمانند؟ به عبارت دیگر چه عامل یا عواملی موجب میشود تا معصومان در مقام عمل به اختیار خود آلودگیها را ترک کنند و از خطا و نسیان نیز در امان باشند؟ | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۴: | ||
=== اسباب چهارگانه === | === اسباب چهارگانه === | ||
قائلان این دیدگاه<ref>برای نمونه: رازی، فخرالدین، المحصل، ص۵۲۲؛ سیوری، فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ص۲۴۴.</ref> «عصمت» را منافی با [[اختیار]] [[معصوم]] نسبت به انجام [[معاصی]] نمیدانند و خود بر چند طایفهاند<ref>حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۳۶۵.</ref>، برخی معتقدند: عصمت عبارت است از | قائلان این دیدگاه<ref>برای نمونه: رازی، فخرالدین، المحصل، ص۵۲۲؛ سیوری، فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ص۲۴۴.</ref> «عصمت» را منافی با [[اختیار]] [[معصوم]] نسبت به انجام [[معاصی]] نمیدانند و خود بر چند طایفهاند<ref>حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۳۶۵.</ref>، برخی معتقدند: عصمت عبارت است از عنایت ویژه و پنهانی که [[خداوند]]، [[پیامبر]] و [[امام]] را از آن بهرهمند مینماید و در زیر سایه این [[لطف]] در [[نفوس]] ایشان، انگیزه ترک [[طاعت]] و فعل معصیت از میان میرود، لذا هیچگاه [[مرتکب معصیت]] نمیشوند چون [[داعی]] بر آن ندارند. از منظر ایشان، [[اجتماع]] چهار عنصر (سبب) موجب پیدایشِ صفت عصمت (لطف خفی) میشود: | ||
# در نفس یا | # در نفس یا بدن [[مطهر]] معصوم، خاصیتی (عاملی/ عنصری) وجود دارد که اقتضا میکند ملکه مانع از [[فجور]] در او پدید آید. | ||
# [[علم]] و [[یقین]] نسبت به زیانها و [[مفاسد]] معاصی و فوائد [[طاعات]] در او حاصل است. | # [[علم]] و [[یقین]] نسبت به زیانها و [[مفاسد]] معاصی و فوائد [[طاعات]] در او حاصل است. | ||
# [[وحی]] یا [[الهام]] مستمرّ به [[معصومان]]، [[بینش]] ایشان نسبت به [[حقیقت]] معاصی و طاعات را موکد و عمیق میسازد. | # [[وحی]] یا [[الهام]] مستمرّ به [[معصومان]]، [[بینش]] ایشان نسبت به [[حقیقت]] معاصی و طاعات را موکد و عمیق میسازد. | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۱: | ||
برخی این اسباب چهارگانه را به گونهای دیگر مطرح کرده و گفتهاند: متکلمان متقدم نیل به [[مقام عصمت]] را مرهون عوامل چهارگانه ذیل میدانند<ref>ر.ک: تلخیص المحصل، ص۳۶۹؛ کشف المراد، ص۳۶۵؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۷، ص۸؛ مناهج الیقین فی اصول الدین، ص۲۷۹.</ref>: | برخی این اسباب چهارگانه را به گونهای دیگر مطرح کرده و گفتهاند: متکلمان متقدم نیل به [[مقام عصمت]] را مرهون عوامل چهارگانه ذیل میدانند<ref>ر.ک: تلخیص المحصل، ص۳۶۹؛ کشف المراد، ص۳۶۵؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۷، ص۸؛ مناهج الیقین فی اصول الدین، ص۲۷۹.</ref>: | ||
# وجود ملکه مانع [[معصیت]] و [[داعی]] [[عفت]]؛ | |||
# وجود | # [[علم]] و [[آگاهی]] از [[کیفر]] و محافظت گناه و منافع [[طاعت]]؛ | ||
# [[علم]] و [[آگاهی]] از [[کیفر]] و | |||
# تأکید علم توسط [[وحی]] و یا [[الهام]]؛ | # تأکید علم توسط [[وحی]] و یا [[الهام]]؛ | ||
# | # تهدیدهای [[الهی]] برای استمرار عصمت و مؤاخذههای [[دنیوی]] در ترک اولیها. | ||
هر چند دو سبب اول میتواند در [[مردم]] عادی ـ البته با تفاوت شدت و [[ضعف]] ـ تحقق یابد و در صورت قوت دو سبب فوق شخص واجد آن به مقدار زیاد متصف به عصمت خواهد شد، اما وحی و الهام به معنای خاص آن (وحی [[قلبی]]) و همچنین تهدیدهای الهی عصمت را به کمال نهائی میرساند، لکن آن با [[لطف]] و | هر چند دو سبب اول میتواند در [[مردم]] عادی ـ البته با تفاوت شدت و [[ضعف]] ـ تحقق یابد و در صورت قوت دو سبب فوق شخص واجد آن به مقدار زیاد متصف به عصمت خواهد شد، اما وحی و الهام به معنای خاص آن (وحی [[قلبی]]) و همچنین تهدیدهای الهی عصمت را به کمال نهائی میرساند، لکن آن با [[لطف]] و فضل الهی برای انسانهای معدودی مانند [[انبیاء]] و [[امامان]] و امثال [[حضرت زهرا]] {{س}} و [[مریم]] شامل میشود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی| قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت (مقاله)| کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت]]، ص۲۳ ـ ۲۶.</ref>. | ||
=== [[علم ویژه]] === | === [[علم ویژه]] === | ||
{{همچنین ببینید|علم لدنی}} | {{همچنین ببینید|علم لدنی}} | ||
بسیاری از [[اندیشوران اسلامی]]، به ویژه در عصر کنونی علت و منشأ عصمت را نوعی خاصّ از علم و [[آگاهی]] میدانند<ref>طباطبائی، المیزان، ج ۲، ص۱۳۹ و ج ۱۱، ص۱۶۳؛ سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۳، ص۱۵۹.</ref>؛ به این بیان که وجود علم [[قطعی]] و تام نسبت به [[خدای متعال]] و [[صفات جمال و جلال]] او و یا [[علم]] تامّ نسبت به [[حقیقت]] [[معاصی]] و [[طاعات]] در نفس [[معصومان]]، موجب پیدایش صفت [[عصمت]] در ایشان میگردد. هر چند اصل این دیدگاه کم و بیش در آثار کهن [[کلامی]] مطرح شده است<ref>جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۱؛ سیوری، فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ص۲۴۴.</ref>. اما در سدههای پیشین، توضیح و تبیینی روشن درباره کیفیت این علم و روند تاثیر این علم در پیدایش | بسیاری از [[اندیشوران اسلامی]]، به ویژه در عصر کنونی علت و منشأ عصمت را نوعی خاصّ از علم و [[آگاهی]] میدانند<ref>طباطبائی، المیزان، ج ۲، ص۱۳۹ و ج ۱۱، ص۱۶۳؛ سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۳، ص۱۵۹.</ref>؛ به این بیان که وجود علم [[قطعی]] و تام نسبت به [[خدای متعال]] و [[صفات جمال و جلال]] او و یا [[علم]] تامّ نسبت به [[حقیقت]] [[معاصی]] و [[طاعات]] در نفس [[معصومان]]، موجب پیدایش صفت [[عصمت]] در ایشان میگردد. هر چند اصل این دیدگاه کم و بیش در آثار کهن [[کلامی]] مطرح شده است<ref>جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۱؛ سیوری، فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ص۲۴۴.</ref>. اما در سدههای پیشین، توضیح و تبیینی روشن درباره کیفیت این علم و روند تاثیر این علم در پیدایش قوه عصمت، مطرح نشده است؛ از این رو اندیشوران متاخر در باب منشأ بودن «علم»، روشن، دقیق و مفصلتر وارد شدهاند<ref>برای نمونه ن.ک: طباطبائی، المیزان، ج ۲، ص۱۳۴؛ سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج ۳، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی]]؛ [[سید کریم واعظ حسینی|واعظ حسینی]]، [[منشأ عصمت (مقاله)| مقاله «منشأ عصمت»]]، فصلنامه [[کلام اسلامی]]، ش ۹۰، ص۷۴-۵۰؛ [[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۴۷؛ [[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۱۱۴-۱۱۹.</ref> | ||
=== علم و اراده === | === علم و اراده === | ||
| خط ۶۰: | خط ۵۸: | ||
در برخی از [[روایات]] از روح القدس به عنوان [[منبع علم]] [[معصومان]] و به عبارت دیگر منشأ عصمت نام برده شده است. با این حال در اینکه مصداق روح القدس و مراد از آن چیست و به چه کسانی اختصاص دارد، لسان روایات مختلف است. در برخى روايات منقول از [[ائمه]]، روح القدس، فرشتهای بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل معرفی شده که در [[زمان]] [[حیات]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، همراه آن حضرت بوده و به او خبر مى داده و پس از پيامبر، همراه [[امامان معصوم]]{{ع}} شده و آنان را تسديد و توفيق مى بخشده است<ref>كلينى، محمدبن یعقوب، کافی، ج۱، ص۶۸۱ـ۶۸۳؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۴۷ـ۴۸ و ۶۰ـ۶۱</ref>. بنا به روايت برخى علماى شيعى از ائمه، روح القدس از زمانى كه بر [[رسول]] اكرم{{صل}} نازل شده، به [[آسمان]] برنگشته و همواره با [[امامان]] بوده و اكنون نيز با [[امام دوازدهم]]{{ع}}، همراه است<ref>مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۶۰ـ۶۱؛ جوادى آملى، عبدالله، ج۵، ص۴۷۰ـ۴۷۱.</ref>. بر اساس این روایات، میتوان [[روحالقدس]] را مؤید [[ارواح]] دیگر و پایه [[عصمت]] [[معصومین]] دانست<ref>ر.ک: [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[منشور جاوید (کتاب)|منشور جاوید]]، ج ۵، ص۱۷-۱۵</ref>. | در برخی از [[روایات]] از روح القدس به عنوان [[منبع علم]] [[معصومان]] و به عبارت دیگر منشأ عصمت نام برده شده است. با این حال در اینکه مصداق روح القدس و مراد از آن چیست و به چه کسانی اختصاص دارد، لسان روایات مختلف است. در برخى روايات منقول از [[ائمه]]، روح القدس، فرشتهای بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل معرفی شده که در [[زمان]] [[حیات]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، همراه آن حضرت بوده و به او خبر مى داده و پس از پيامبر، همراه [[امامان معصوم]]{{ع}} شده و آنان را تسديد و توفيق مى بخشده است<ref>كلينى، محمدبن یعقوب، کافی، ج۱، ص۶۸۱ـ۶۸۳؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۴۷ـ۴۸ و ۶۰ـ۶۱</ref>. بنا به روايت برخى علماى شيعى از ائمه، روح القدس از زمانى كه بر [[رسول]] اكرم{{صل}} نازل شده، به [[آسمان]] برنگشته و همواره با [[امامان]] بوده و اكنون نيز با [[امام دوازدهم]]{{ع}}، همراه است<ref>مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۶۰ـ۶۱؛ جوادى آملى، عبدالله، ج۵، ص۴۷۰ـ۴۷۱.</ref>. بر اساس این روایات، میتوان [[روحالقدس]] را مؤید [[ارواح]] دیگر و پایه [[عصمت]] [[معصومین]] دانست<ref>ر.ک: [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[منشور جاوید (کتاب)|منشور جاوید]]، ج ۵، ص۱۷-۱۵</ref>. | ||
در پارهاى ديگر، اما روح القدس نه تنها به [[پیامبراکرم]]{{صل}} و امامان معصوم{{ع}} اختصاص نیافته بلکه يكى از پنج روحى دانسته شده كه در انبيا و اوصيا وجود داشته و آنان با روح القدس به آنچه تحت [[عرش]] تا زير خاک است، [[علم]] پيدا مىكردند و روح القدس، بر خلاف چهار [[روح]] ديگر، دچار [[خواب]] و [[غفلت]] و آفت نگشته و عارى از كبر، [[لهو و لعب]] است<ref>كلينى، محدبن یعقوب، کافی، ج۱، ص۶۷۷ـ۶۸۱؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۵۴ـ۵۵ و۵۷ـ۵۸</ref>.<ref>[[فاطمه محقق|محقق، فاطمه]]، [[عصمت از دیدگاه شیعه و اهل تسنن (کتاب)| عصمت از دیدگاه شیعه و اهل تسنن]]، ص ۸۴.</ref> | در پارهاى ديگر، اما روح القدس نه تنها به [[پیامبراکرم]]{{صل}} و امامان معصوم{{ع}} اختصاص نیافته بلکه يكى از پنج روحى دانسته شده كه در انبيا و اوصيا وجود داشته و آنان با روح القدس به آنچه تحت [[عرش]] تا زير خاک است، [[علم]] پيدا مىكردند و روح القدس، بر خلاف چهار [[روح]] ديگر، دچار [[خواب]] و [[غفلت]] و آفت نگشته و عارى از كبر، [[لهو و لعب]] است<ref>كلينى، محدبن یعقوب، کافی، ج۱، ص۶۷۷ـ۶۸۱؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۵۴ـ۵۵ و۵۷ـ۵۸</ref>.<ref>[[فاطمه محقق|محقق، فاطمه]]، [[عصمت از دیدگاه شیعه و اهل تسنن (کتاب)| عصمت از دیدگاه شیعه و اهل تسنن]]، ص ۸۴.</ref> | ||
با توجه به آنچه گفته شد به نظر میرسد بازگشت روح القدس به همان [[علم خاص]] یا ویژهای است که [[متکلمان]] آن را به عنوان یکی از عوامل موجب عصمت ذکر کردهاند. | با توجه به آنچه گفته شد به نظر میرسد بازگشت روح القدس به همان [[علم خاص]] یا ویژهای است که [[متکلمان]] آن را به عنوان یکی از عوامل موجب عصمت ذکر کردهاند. | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۲: | ||
از منظر برخی از اندیشوران<ref>ر.ک: مرتضی مطهری، امامت و رهبری، ص۱۷۴؛ محمدحسین حسینی طهرانی، امامشناسی، ج۱، ص۸۰؛ جعفر سبحانی، الالهیات، ج۳، ص۱۵۹؛ محمدهادی معرفت، تنزیه انبیاء، ص۱۹.</ref> خاستگاه عصمت علم و آگاهی خاص معصومان از نتایج و عواقب [[افعال]] [[زیبا]] و [[زشت]] است، [[علم]] به اینکه ارتکاب عمل [[زیبا]] و [[نیکو]] نتیجه [[قطعی]] خوبی برای [[انسان]] و [[ارتکاب گناه]] و [[معصیت]] نتیجه دردناک و سوئی را به همراه خواهد داشت، این علم [[داعی]] و موجب حصول مصونیت و [[عصمت]] میشود. | از منظر برخی از اندیشوران<ref>ر.ک: مرتضی مطهری، امامت و رهبری، ص۱۷۴؛ محمدحسین حسینی طهرانی، امامشناسی، ج۱، ص۸۰؛ جعفر سبحانی، الالهیات، ج۳، ص۱۵۹؛ محمدهادی معرفت، تنزیه انبیاء، ص۱۹.</ref> خاستگاه عصمت علم و آگاهی خاص معصومان از نتایج و عواقب [[افعال]] [[زیبا]] و [[زشت]] است، [[علم]] به اینکه ارتکاب عمل [[زیبا]] و [[نیکو]] نتیجه [[قطعی]] خوبی برای [[انسان]] و [[ارتکاب گناه]] و [[معصیت]] نتیجه دردناک و سوئی را به همراه خواهد داشت، این علم [[داعی]] و موجب حصول مصونیت و [[عصمت]] میشود. | ||
[[علامه طباطبایی]] در تقریر آن یادآور میشود که مقصود از علم و | [[علامه طباطبایی]] در تقریر آن یادآور میشود که مقصود از علم و شعور شخص [[معصوم]]، [[علم عادی]] نیست،؛ چراکه موجب عصمت غالبی و نه دایمی میشود. وی در توضیح مراد خود از علم اضافه میکنند که [[حقیقت علم معصوم]] برای ما مجهول است: {{عربی|فهذا العلم من غیر سنخ سائر العلوم و الادراکات المتعارضة التی تقبل الإکتساب و التعلم... لا ذوق لنا فی هذا النحو من العلم و الشعور}}<ref>المیزان، ج۵، ص۷۹ و نیز: ج۲، ص۱۳۸؛ ج۱۱، ص۱۶۲.</ref>. علامه در ادامه تأکید میکند که [[عاصم]] همان علم ناشناخته معصوم است و آن را بر [[آیات]] و روایاتی تطبیق میکند که در آنها از اعطای «[[روح]]» و «[[روح القدس]]» بر معصوم سخن رفته است<ref>المیزان، ج۵، ص۸۰.</ref>. | ||
لکن به نظر میرسد آنچه [[خداوند]] بر شخص معصوم | لکن به نظر میرسد آنچه [[خداوند]] بر شخص معصوم عنایت میکند و علامه نیز آن را میپذیرد، فراتر از علم ولو [[علم خاص]] است، علم تنها مانند آئینه، [[شأن]] ارائه و کاشفیت دارد. اما اینکه آن اعطای الهی چیست که موجب عصمت میشود، میتواند ملکه [[وحی]] و تهدیدهای [[الهی]] باشد که در نظریه پیشین اشاره شد. | ||
به عنوان [[تأیید]] مدعا میتوان به نمونههایی از [[قرآن]] اشاره کرد که با وجود علم و [[آگاهی]] از واقعیتها [[تسلیم]] و منقاد آنها نشدند، مانند [[بلعم باعورا]]، [[فرعون]] و [[شناخت]] [[اهل کتاب]] که علم آنان به خداوند و [[نبوت پیامبر اسلام]] {{صل}} موجب [[تصدیق]] آن نشده است. | به عنوان [[تأیید]] مدعا میتوان به نمونههایی از [[قرآن]] اشاره کرد که با وجود علم و [[آگاهی]] از واقعیتها [[تسلیم]] و منقاد آنها نشدند، مانند [[بلعم باعورا]]، [[فرعون]] و [[شناخت]] [[اهل کتاب]] که علم آنان به خداوند و [[نبوت پیامبر اسلام]] {{صل}} موجب [[تصدیق]] آن نشده است. | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۴: | ||
=== مجموع علل طبیعی، [[انسانی]] و [[الهی]] === | === مجموع علل طبیعی، [[انسانی]] و [[الهی]] === | ||
پیدایش و پایداری عصمت را نمیتوان فقط به یک یا دو عامل نسبت داد، بلکه مجموعهای از عوامل گوناگون طبیعی و [[انسانی]] و الهی در این زمینه نقش میآفرینند؛ به دیگر سخن، از آنجا که عوامل گوناگونی در شکلگیری | پیدایش و پایداری عصمت را نمیتوان فقط به یک یا دو عامل نسبت داد، بلکه مجموعهای از عوامل گوناگون طبیعی و [[انسانی]] و الهی در این زمینه نقش میآفرینند؛ به دیگر سخن، از آنجا که عوامل گوناگونی در شکلگیری شخصیت انسان دخیل است، عصمت را نیز نمیتوان فقط رهآورد عوامل طبیعی چون [[وراثت]] و تأثیر محیط [[خانوادگی]] و [[اجتماعی]] دانست، چنانکه نمیتوان زمینههای پیدایش آن را در [[علم]] و [[اراده]] و [[استعداد]] [[انسان]] [[معصوم]] محدود کرد یا اینکه آن را صرفاً معلول [[لطف]] و فضل الهی خواند<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، پژوهشها و پاسخهای مذهبی، ج۱، ص۱۷۰ – ۱۶۵؛ محمد ریشهری، فلسفه وحی و نبوت، ص۲۰۷.</ref>؛ زیرا نگاه انحصارگرایانه در هر یک از عوامل سهگانه موجب میشود نقش عوامل دیگر نادیده گرفته شده و این نظریه دچار چالش شود. بنابراین، زمینههای مهم پیدایش [[عصمت]] را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد: | ||
==== وراثت ==== | ==== وراثت ==== | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۱: | ||
==== تربیت خانواده ==== | ==== تربیت خانواده ==== | ||
امروزه، بیش از پیش روشن شده است که خانواده بیشترین تأثیر را در تربیت و شکلگیری شخصیت انسان دارد. اگرچه در [[جوامع]] مدرن و غیرسنتی نهادها و مؤلفههای گوناگون [[اجتماعی]] از قبیل [[آموزش و پرورش]]، [[رسانهها]]، گروه همسالان، آموزگاران و غیر آن در [[تعلیم و تربیت]] [[انسان]] دخیل هستند، ولی نقش اساسی از آن خانواده است. | امروزه، بیش از پیش روشن شده است که خانواده بیشترین تأثیر را در تربیت و شکلگیری شخصیت انسان دارد. اگرچه در [[جوامع]] مدرن و غیرسنتی نهادها و مؤلفههای گوناگون [[اجتماعی]] از قبیل [[آموزش و پرورش]]، [[رسانهها]]، گروه همسالان، آموزگاران و غیر آن در [[تعلیم و تربیت]] [[انسان]] دخیل هستند، ولی نقش اساسی از آن خانواده است. روانشناسان [[رشد]] بر این باورند که پایه شخصیت [[کودک]] و نوجوان در خانواده شکل میگیرد و تا پایان [[عمر]] کم و بیش [[افکار]] و [[عقاید]] و [[رفتار]] او را تحتالشعاع قرار میدهد. در این میان، تأثیر پدر و مادر بیش از اعضای دیگر خانواده است. نقش [[تربیتی]] خانواده، به ویژه پدر و مادر، در [[آموزههای اسلامی]] نیز [[تأیید]] شده است. [[نهی]] از [[ازدواج]] با انسانهای [[کافر]] و [[فاسق]] و [[فاجر]] و شرابخوار... هرچند امتیازاتی چون [[زیبایی]] و [[ثروت]] داشته باشند، از جمله بر این اساس قابل ارزیابی و تحلیل است<ref>پیامبر [[اسلام]]{{صل}} از ازدواج با دختر زیبایی که در خانوادهای بد بزرگ شده باشد، نهی میکند: {{متن حدیث|إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ}}، وسائل الشیعة، کتاب [[نکاح]]، ب ۱۳، از ابواب [[استحباب]] [[اختیار]] الزوجة الکریمة، ح۴، ج۱۴، و نیز میفرماید: {{متن حدیث|كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِهِ}}، [[بحارالانوار]]، ج۵۸، ص۱۸۷. [[امام حسین]]{{ع}} در پاسخ به درخواست [[بیعت با یزید]] و دلیل [[ذلت]] ناپذیری خویش میفرماید: {{متن حدیث|ألا و إن الدعي بن الدعي قد ركز بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات منا الذلة يأبى الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و بطون طهرت}}، [[ابن عساکر]]، [[ترجمه]] الامام الحسین{{ع}}، ص۳۱۹.</ref>. با توجه به آنچه گفته شد، تولد و [[رشد]] و نموّ یک [[انسان]] در خانوادهای با [[ایمان]] و [[خداپرست]] و در دامن پدر و مادری [[وارسته]]، پایبند به [[ارزشها]] و [[فضایل]] [[انسانی]] و اخلاق الهی و دارای [[کمالات]] [[روحی]] و [[معنوی]]، عامل دیگری است که زمینه و بستر مناسب را برای پیدایش [[عصمت]] در انسانهای [[معصوم]] فراهم میآورد. [[اعتقاد]] به [[لزوم]] [[موحد]] و [[مؤمن]] بودن پدران و نیاکان [[انبیای الهی]] در [[آموزههای اسلامی]]، به ویژه در [[احادیث]] و [[عقاید]] [[شیعی]] در این مورد و نیز تأثیر [[وراثت]] در شکلگیری شخصیت انسان، قابل تحلیل و تبیین است. البته، نباید از این نکته مهم [[غافل]] شد که نقش وراثت و [[خانواده]] فقط در حد اقتضا و فراهم آوردن بستر مناسب برای رشد و نمو [[فضایل اخلاقی]] در انسان معصوم است و هرگز [[اراده]] و [[اختیار]] او یا تأثیر عوامل دیگر را منتفی نمیکند<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]؛ [[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص۶۵؛ [[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۵۰-۵۴.</ref>. | ||
==== [[گزینش]] ارادی و اختیاری ==== | ==== [[گزینش]] ارادی و اختیاری ==== | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۹۸: | ||
==== [[لطف]] و [[امداد الهی]] ==== | ==== [[لطف]] و [[امداد الهی]] ==== | ||
{{همچنین ببینید|لطف الهی|امداد غیبی}} | {{همچنین ببینید|لطف الهی|امداد غیبی}} | ||
[[آیات]] و [[روایات اسلامی]] نشان میدهد که امدادها، [[الطاف]] و هدایت [[خداوند]] با شیوههای گوناگون و از همان آغاز تولد و حتی پیش از آن شامل حال انسانهای [[معصوم]] میشود. [[خداوند]] که به همه چیز در گذشته و [[آینده جهان]] هستی دانای مطلق است، پیش از [[آفرینش]] [[انسانها]] و از راه [[علم]] به ذات و صفات خود که انسانها | [[آیات]] و [[روایات اسلامی]] نشان میدهد که امدادها، [[الطاف]] و هدایت [[خداوند]] با شیوههای گوناگون و از همان آغاز تولد و حتی پیش از آن شامل حال انسانهای [[معصوم]] میشود. [[خداوند]] که به همه چیز در گذشته و [[آینده جهان]] هستی دانای مطلق است، پیش از [[آفرینش]] [[انسانها]] و از راه [[علم]] به ذات و صفات خود که انسانها مظهر آناند و نیز علم پیشین [[الهی]] به خوبی میداند که برخی انسانها شایستگی و قابلیت [[تکوینی]] و اکتسابی برای [[امامت]] و [[رهبری]] دیگران را دارند و بر اساس اراده آزاد و [[گزینش]] اختیاری خویش در مسیر درست خداوند قدم میگذارند. برای همین، آنها را برگزیده و توجه و عنایت ویژه خود را از همان آغاز به آنها معطوف میسازند<ref>ر.ک: مصنفات شیخ مفید، ج۵، ص۱۲۸؛ شیخ مفید، الافصاح فی الأمامه، ص۲۵. مضامین یاد شده تا حدود زیادی در روایتی منسوب به امام صادق{{ع}} آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اخْتَارَ مِنْ وُلْدِ آدَمَ أُنَاساً طَهَّرَ مِيلَادَهُمْ وَ طَيَّبَ أَبْدَانَهُمْ وَ حَفِظَهُمْ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ أَخْرَجَ مِنْهُمُ الْأَنْبِيَاءَ وَ الرُّسُلَ فَهُمْ أَزْكَى فُرُوعِ آدَمَ فَعَلَ ذَلِكَ لِأَمْرٍ اسْتَحَقُّوهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ عَلِمَ اللَّهُ مِنْهُمْ حِينَ ذَرَأَهُمْ أَنَّهُمْ يُطِيعُونَهُ وَ يَعْبُدُونَهُ وَ لَا يُشْرِكُونَ بِهِ شَيْئاً فَهَؤُلَاءِ بِالطَّاعَةِ نَالُوا مِنَ اللَّهِ الْكَرَامَةَ وَ الْمَنْزِلَةَ الرَّفِيعَةَ عِنْدَهُ}}، بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۷۰؛ همان، ج۱۷، ص۹۴؛ مفاتیح الجنان، دعای ندبه، ص۵۳۲.</ref>. | ||
آشکارترین شکل [[لطف]] و | آشکارترین شکل [[لطف]] و تفضل الهی که ارتباط تنگاتنگی با پیدایش [[عصمت]] دارد، دادن [[آگاهی]] و [[بینش]] درست، عمیق و گسترده در حوزههای [[خداشناسی]]، [[انسانشناسی]]، [[معادشناسی]]، [[تاریخ]] [[ادیان]] و اقوام و [[جهان]]، به ویژه درباره پیامدهای مثبت و منفی [[عقاید]]، [[عواطف]] و [[اعمال]] و کردارهای ریز و درشت در [[دنیا]] و [[آخرت]] است. این آگاهی و بینش از راه [[وحی]]، [[روح القدس]]، [[الهام]]، [[رؤیا]] و غیر آن با وساطت یا بدون وساطت [[فرشته]] الهی داده میشود. چنین [[درک]] و [[دانش]] و بینش عمیق و گستردهای، شکوفایی [[عقل]] و [[خرد]]، تنظیم [[امیال]] و [[غرایز]]، جهت دادن به [[احساسات]] و عواطف و [[رفتارها]] به سمت و سویی خاص، ایجاد [[امیال]] و گرایشهای خاص، رغبت و نفرت و بالأخره پرهیز آگاهانه و آزادانه و مصونیت اختیاری را در پی دارد. بر اساس این [[دانش]] و [[بینش]]، [[عشق]] عمیق به [[خداوند]] و [[گردن نهادن]] به [[فرمان]] او حتی تا پای [[جان]] و همچنین [[درک]] حضور خداوند شکل میگیرد. تأثیر این [[علم]] به قدری [[قوی]] و شدید است که [[حقایق]] را به دیده [[دل]]، موجود و محقق میتوان دید. [[آیات]] و [[نشانهها]] و [[براهین]] [[الهی]]، انذارها و تبشیرها و وعدهها و وعیدها نیز جلوه دیگری از [[الطاف خداوند]] است که به تقویت موارد یاد شده میپردازد<ref>درباره بخشی از مباحث یاد شده ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۸ ارشاد الطالبین، ص۳۱۰؛ تلخیص المحصل، ص۳۶۹؛ کشف المراد، ص، ۳۶۵؛ علامه حلی، مناهج الیقین فی أصول الدین، ص۲۷۹؛ رسالة التقریب، ش۲، ص۱۴۱؛ محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج۲، ص۸۲ و ۱۳۸؛ ج۵، ص۷۹؛ ج۱۱، ص۱۶۲.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]؛ [[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص۶۵؛ [[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۵۰-۵۴.</ref> | ||
== جمعبندی == | == جمعبندی == | ||
آنچه در بیان موجبات یا منشأ عصمت گذشت، دیدگاههای مختلف | آنچه در بیان موجبات یا منشأ عصمت گذشت، دیدگاههای مختلف متکلمان اسلامی بود که اولاً و بالذات به منشأ عصمت در [[انبیا]]{{ع}} و از جمله آنها [[پیامبراکرم]]{{صل}} بازمیگردد و ثانیاً ناظر به منشأ عصمت در [[امامان معصوم]] نیز هست، مگر برخی دیدگاهها که صاحبان آنها به عصمت دیگر افراد [[بشر]] غیر از انبیا [[معتقد]] نباشند. با این حال استوارترین دیدگاه در باب «منشأ عصمت»، همان «[[علم خاص]]» است. این دیدگاه هم با تحلیل [[عقلی]] و فلسفیِ مبادی فعل اختیاری سازگار است و هم با متون دینی همخوانی دارد. عمدهترین مشکل دیدگاه سوم ([[علم]] و [[اراده]])، این است که ظاهرا علم و اراده به عنوان مبادی فعل اختیاری، هم عرض و هم سطح تلقی شده است و الا اگر مقصود، اراده در طول علم باشد، تفاوت چندانی با دیدگاه دوم (علم خاص) ندارد. در خصوص دیدگاه برخی حکما (کمال عقل) نیز باید گفت: اگر گفتار ایشان دقیق و کامل تبیین گردد، مشخص خواهد شد که دیدگاه ایشان در عرض قول به منشأیت «علم خاص» نبوده است؛ چراکه «کمال عاقله» با «[[علم ویژه]]» تلازم وجودی دارد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی]]؛ [[سید کریم واعظ حسینی|واعظ حسینی]]، [[منشأ عصمت (مقاله)| مقاله «منشأ عصمت»]]، فصلنامه [[کلام اسلامی]]، ش ۹۰، ص۷۴-۵۰.</ref>. | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||