←اصلاح اجتماعی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
==== اصلاح اجتماعی ==== | ==== اصلاح اجتماعی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح اجتماعی}} | {{اصلی|اصلاح اجتماعی}} | ||
===== رابطه [[انسان]] با انسانهای دیگر ===== | |||
بیشترین موارد کاربرد اصلاح در [[قرآن]] به این حوزه مربوط میشود که گاه در دامنه محدودتری به اصلاح امور [[خانواده]] مربوط میشود و گاه در سطح [[روابط اجتماعی]] به آن پرداخته میشود: | |||
# '''[[رفع اختلافات]] [[خانوادگی]]:''' [[قرآن]] برای [[حل اختلافات]] داخلی [[خانواده]] پیشنهاد میکند که هنگام [[ترس]] از جدایی دو [[همسر]] از یکدیگر، [[داوری]] از سوی مرد و [[داوری]] از طرف [[زن]] تلاش کنند تا میان این [[زن]] و شوهر [[دوستی]] و [[آشتی]] ایجاد کنند: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا}}<ref>«و اگر از ناسازگاری آنان نگرانید، چنانچه در پی اصلاح باشند داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید تا خداوند میان آن دو آشتی برقرار کند» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref><ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۹۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۰؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص۷۸-۷۹.</ref>، | |||
# '''اصلاح در [[وصیت]]:''' در [[آیه]] {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ}}<ref>«بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد برای پدر و مادر و خویشان وصیّت شایسته کند؛ بنا به حقّی بر گردن پرهیزگاران» سوره بقره، آیه ۱۸۰.</ref> درباره [[وصیت]]، به محتضر سفارش شده که به [[معروف]] و [[نیکی]] [[وصیت]] کند و [[حق]] را در نظر بگیرد و بهگونهای [[وصیت]] نکند که موجب [[اختلاف]] و [[نزاع]] [[خانوادگی]] شود و در [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و اگر کسی از وصیّتکنندهای بیم گرایشی (نادرست) یا گناهی داشت آنگاه (با دگرگون کردن وصیّت) میان آنان سازش داد، بر او گناهی نیست، بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۸۲.</ref> یادآوری شده که اگر میت برخلاف [[وظیفه شرعی]] خود، بهگونهای اختلافانگیز وصیتی کرد، [[وصی]] میتواند آن را اصلاح کرده، به شیوه مناسب تغییر دهد و از این جهت گناهی بر او نیست<ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص۱۷۱-۱۷۲.</ref>. | |||
# '''اصلاح در امور [[یتیم]]:''' [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ}}<ref>«در (کار) این جهان و جهان واپسین. و از تو، درباره یتیمان میپرسند، بگو سامانبخشی به کار آنان نیکوتر است و چون با آنان به سر برید (بدانید که) برادران شمایند و خداوند، تباهکار را از مصلح باز میشناسد» سوره بقره، آیه ۲۲۰.</ref> به سرپرستان [[یتیمان]] سفارش میکند که به اصلاح امورشان [[همت]] گمارده آن را نسبت به دیگر مسائل مانند [[استقلال اقتصادی]] آنان در [[اولویت]] قرار دهند و البته [[خداوند]] به روشنی قصد اصلاح [[حقیقی]] را از دیگر مقاصد باز میشناسد<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۹۷-۱۹۸.</ref>. بسیاری از [[فقها]] براساس [[آیه]] مزبور [[فتوا]] دادهاند که [[ولیّ]] [[یتیم]] باید دقت کند که اگر آمیختن [[اموال]] او با [[اموال]] خودش به نفع [[یتیم]] است به آن [[اقدام]] کند<ref>تذکرة الفقهاء، ج۲، ص ۸۲؛ المغنی، ج ۴، ص ۲۹۴؛ المجموع، ج ۱۳، ص ۳۵۵.</ref>. | |||
# '''[[آشتی]] دادن بین [[مردم]]:''' از دیگر مصادیق اصلاح، [[آشتی]] دادن بین [[مردم]] (اصلاح ذاتالبین) است، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفتوگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جستجوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref> آمده است که [[نجوا]] را تنها در صورتی مُجاز میداند که قصد اصلاح و [[آشتی]] دادن بین [[مردم]] در میان باشد. | |||
# '''اصلاحگری [[رهبران]]:''' [[حضرت موسی]] {{ع}} در ماجرای سفر به کوه طور پس از [[جانشینی]] [[هارون]] برای [[رهبری]] [[بنیاسرائیل]] به وی سفارش کرد که در این مسیر از [[پیروی]] آرای [[مفسدان]] پرهیز کرده، به اصلاح در میانشان برخیزد: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref><ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۱۲۱؛ المیزان، ج ۸، ص۲۳۶.</ref> | |||
# '''اصلاح در روابط [[اقتصادی]]:''' رعایت [[انصاف]] و [[عدالت]] در روابط [[اقتصادی]]، از جمله خرید و فروش از دیگر مصادیق اصلاح در [[قرآن]] است: {{متن قرآن|وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ... وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ...}}<ref>«و به سوی (قوم) مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم که به ایشان) گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید... و در پیمانه و ترازو کم ننهید...» سوره هود، آیه ۸۴.</ref><ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص.</ref> | |||
اصلاح در [[جامعه]] عبارت است از تغییراتی که اساسی و بنیادی نبوده و جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و [[نظامات]] [[حاکم]]، دگرگون نسازد، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع به وجود آورد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. بهعبارت دیگر یعنی سامان دادنهای آرام، تدریجی و غیربنیادی در جهت مطلوب<ref>نهضتهای اسلامی، ص۸.</ref> و اصلاح فردی در [[انسان]] عبارت است از انجام وظیفهای که خداوند برعهدۀ انسان قرار داده است که این امر موجب رشد و تکامل او میشود نه اینکه چیزی از او کم شود<ref>جاذبه و دافعه علی {{ع}}، ص۵۳.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref> | اصلاح در [[جامعه]] عبارت است از تغییراتی که اساسی و بنیادی نبوده و جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و [[نظامات]] [[حاکم]]، دگرگون نسازد، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع به وجود آورد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. بهعبارت دیگر یعنی سامان دادنهای آرام، تدریجی و غیربنیادی در جهت مطلوب<ref>نهضتهای اسلامی، ص۸.</ref> و اصلاح فردی در [[انسان]] عبارت است از انجام وظیفهای که خداوند برعهدۀ انسان قرار داده است که این امر موجب رشد و تکامل او میشود نه اینکه چیزی از او کم شود<ref>جاذبه و دافعه علی {{ع}}، ص۵۳.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref> | ||
===== ویژگیهای مصلح اجتماعی ===== | ===== ویژگیهای مصلح اجتماعی ===== | ||
| خط ۶۲: | خط ۷۱: | ||
{{متن حدیث|إِلَهِی رَضاً بِقَضَائِکَ وَ تَسْلِیمَاً لِاَمْرِکَ لَا مَعْبُودَ سِوَاکَ}}؛ «خدایا [[راضی]] هستم به قضای تو و [[تسلیم]] هستم در مقابل [[اوامر]] تو و هیچ معبودی جز تو نیست». | {{متن حدیث|إِلَهِی رَضاً بِقَضَائِکَ وَ تَسْلِیمَاً لِاَمْرِکَ لَا مَعْبُودَ سِوَاکَ}}؛ «خدایا [[راضی]] هستم به قضای تو و [[تسلیم]] هستم در مقابل [[اوامر]] تو و هیچ معبودی جز تو نیست». | ||
این ویژگیها، برای کسی که ادعای [[اصلاح جامعه]] را دارد [[ضرورت]] دارد. همچنین [[پرهیز]] از بهکارگیری ابزار [[نامشروع]] برای رسیدن به اهداف [[مشروع]]، پرهیز از [[سازشکاری]] و ملاحظه، [[قاطعیت]] و [[صراحت]] و [[شجاعت]]، برنامه عملی داشتن، [[واقعبینی]] و وسعت [[فکر]] و [[اندیشه]] از ویژگیهایی است که برای [[مصلح]] لازم و ضروری است.<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۵۷.</ref> | این ویژگیها، برای کسی که ادعای [[اصلاح جامعه]] را دارد [[ضرورت]] دارد. همچنین [[پرهیز]] از بهکارگیری ابزار [[نامشروع]] برای رسیدن به اهداف [[مشروع]]، پرهیز از [[سازشکاری]] و ملاحظه، [[قاطعیت]] و [[صراحت]] و [[شجاعت]]، برنامه عملی داشتن، [[واقعبینی]] و وسعت [[فکر]] و [[اندیشه]] از ویژگیهایی است که برای [[مصلح]] لازم و ضروری است.<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۵۷.</ref> | ||
==== اصلاح محیط زیست ==== | ==== اصلاح محیط زیست ==== | ||