←دو عامل قدرت و ثروت فسادانگیز
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۸۴: | خط ۱۸۴: | ||
از نظر [[قرآن]] [[ظلم]] [[بشر]] سبب اخلال در جامعه<ref>توبه آیه ۴۷</ref> و [[فسق]] و [[فجور]] باعث گسترش [[فساد در زمین]] و [[جامعه انسانی]]<ref>بقره آیات ۲۶ و۲۷ و نمل آیات ۱۲ و ۱۴ و عنکبوت آیات ۳۰ و ۳۴</ref> میشود و [[طغیان]] و [[سرکشی]] از [[آموزههای قرآنی]] و [[اخلاقی]] و [[عقلانی]] نیز فساد را در زمین گسترش میدهد و یا ایجاد میکند.<ref>فجر آیات ۱۱ و۱۲</ref> | از نظر [[قرآن]] [[ظلم]] [[بشر]] سبب اخلال در جامعه<ref>توبه آیه ۴۷</ref> و [[فسق]] و [[فجور]] باعث گسترش [[فساد در زمین]] و [[جامعه انسانی]]<ref>بقره آیات ۲۶ و۲۷ و نمل آیات ۱۲ و ۱۴ و عنکبوت آیات ۳۰ و ۳۴</ref> میشود و [[طغیان]] و [[سرکشی]] از [[آموزههای قرآنی]] و [[اخلاقی]] و [[عقلانی]] نیز فساد را در زمین گسترش میدهد و یا ایجاد میکند.<ref>فجر آیات ۱۱ و۱۲</ref> | ||
این در حالی است که [[مأموریت]] بشر [[اصلاح خود]] و دیگران در نقش [[خلافت الهی]] است. [[انسانها]] مأموریت دارند تا در زمین قرار گرفته و ضمن کمال یابی و کمالرسانی خود و دیگران، هرگونه فسادی را از زمین [[پاک]] کرده و [[اصلاحات]] اساسی در زمین انجام دهند و آن را آباد کرده و زمینه [[رشد]] و تعالی جمعی بشر و دیگر موجودات را فراهم آورند.<ref>هود آیه ۱۱۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن]].</ref>. | این در حالی است که [[مأموریت]] بشر [[اصلاح خود]] و دیگران در نقش [[خلافت الهی]] است. [[انسانها]] مأموریت دارند تا در زمین قرار گرفته و ضمن کمال یابی و کمالرسانی خود و دیگران، هرگونه فسادی را از زمین [[پاک]] کرده و [[اصلاحات]] اساسی در زمین انجام دهند و آن را آباد کرده و زمینه [[رشد]] و تعالی جمعی بشر و دیگر موجودات را فراهم آورند.<ref>هود آیه ۱۱۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن]].</ref>. | ||
===نخست: قدرت=== | |||
{{اصلی|قدرت}} | |||
====ارزش قدرت==== | |||
«قدرت» به معنای [[توانایی]] انجام کار و یا ترک آن به [[اراده]] و [[اختیار]]، یکی از [[نعمتهای بزرگ الهی]] است که در اختیار [[بشر]] قرار گرفته است. قدرت و [[ثروت]]، از نظر [[خرد]] و [[خردمندان]]، امری [[نیکو]] و [[پسندیده]] است. بر همین اساس [[خداوند]] در [[آیه]] ۷۵ [[سوره نحل]] برای تبیین برخی از [[حقایق]] هستی، از در [[قیاس]] وارد میشود و با اشاره به این [[حکم عقل]] و عقلا درباره قدرت و ثروت، از [[مردم]] میخواهد تا همچنان که درباره قدرت و ثروت و مطلوبیت و نیکو بودن آن [[قضاوت]] و ارزیابی [[درستی]] دارند، درباره دیگر حقایق نیز این گونه عمل کنند و با مراجعه به [[عقل]] خویش، قضاوت درستی از دیگر حقایق داشته باشند و بیرون از دایره عقل گام برندارند. این در حالی است که بسیاری از مردم گرفتار [[جهل و نادانی]] هستند؛ زیرا از عقل خویش در همه امور بهره نمیگیرند. | |||
به سخن دیگر، عقل اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرد، [[انسان]] از [[جهالت]] و [[نادانی]] بیرون آمده و به [[دانش]] و [[علم]] درستی از حقایق هستی میرسد. بنابراین همانگونه که نقش قدرت و ثروت را در [[زندگی]] مفید مییابد، نقش [[توحید]] و [[عبودیت]] را نیز در زندگی خود به درستی [[درک]] کرده و براساس معیارهای [[عقلانی]] و عقلایی و [[وحیانی]] گام برداشته، زندگی خویش را در [[دنیا]] و [[آخرت]] آباد میکند. | |||
از آیاتی از جمله آیه ۲۴۷ [[سوره بقره]] این معنا به دست میآید که [[وحی]] و [[شریعت]] نیز همانند [[حکم]] خرد و خردمندان، بر [[ارزشمندی]] قدرتهای بدنی و [[علمی]] و مانند آن تاکید میکند؛ زیرا [[احکام شرعی]] هرگز در تضاد با [[احکام]] عقلانی نیست، بلکه عقل و [[شرع]] یکدیگر را [[تأیید]] و [[امضا]] میکنند. | |||
خداوند در این آیه یکی از معیارهای [[رهبری جامعه]] را قدرتهای علمی و جسمی دانسته و [[طالوت]] را به عنوان کسی که دارای این خصوصیات است به عنوان [[رهبر]] معرفی میکند. | |||
با توجه به [[آیات]] ۷۷ و ۸۰ [[سوره هود]]، میتوان این نکته را تقویت کرد که [[قدرت]] نه تنها مطلوب است بلکه گاه لازم و ضروری است؛ زیرا بدون قدرت نمیتوان بسیاری از اهداف و رسالتهای [[اجتماعی]] را تحقق بخشید. از این رو آرزوی قدرت برای تحقق اهداف متعالی، در این آیات به عنوان یک مطلوب مطرح میشود؛ زیرا [[حضرت لوط]]{{ع}} برای [[دفاع از مهمان]] و حیثیت اجتماعی و [[حفظ]] [[حقوق مدنی]] خود، آرزوی قدرت میکند. | |||
از آیه۲۵ [[سوره حدید]] و آیات دیگر این معنا ثابت میشود که قدرت، از مهمترین عوامل دست یابی به [[عدالت]] درجوامع است که [[مأموریت]] اصلی [[پیامبران]] است. بنابراین، پیامبران برای دست یابی به [[اهداف رسالت]] خویش نیازمند قدرتی هستند که بتوانند درسایه سار آن عدالت را به دست تودههای [[مردم]] اجرایی کنند و تحقق بخشند. | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۴۱سوره [[حج]] از [[لزوم]] بهکارگیری قدرت، برای [[امر به معروف و نهی از منکر]] سخن به میان میآورد؛ زیرا کسانی که معروف را ترک میکنند و یا به [[منکرات]] رو میآورند، به [[سادگی]] حاضر نیستند برخلاف آن [[رفتار]] نمایند. این جاست که قدرت به عنوان پشتوانه [[اجرای حکم الهی]] امر به معروف و نهی از منکر ضروری میشود. از این جاست که گفتهاند که قدرت و [[حکومت]]، [[فلسفه وجودی]] [[فقه]] است. به این معنا که اگر [[فقه اسلامی]] بخواهد درجامعهای اجرایی شود لازم است تا قدرت و [[حکومتی]] باشد تا مفاد احکامی چون امر به معروف و نهی از منکر را اجرایی کند و درجامعه تحقق بخشد. | |||
خداوند درآیات ۴۲ و ۴۳ [[سوره قلم]] نیز برلزوم استفاده به موقع از [[نعمت]] قدرت در راه [[بندگی]] خداوند تاکید میکند و در آیه ۴۱سوره حج، [[ضرورت]] استفاده از قدرت [[خدادادی]] برای [[احقاق حقوق]] [[نیازمندان]] و [[گرفتن زکات]] و پرداخت آن را مطرح مینماید. | |||
از نظر [[قرآن]]،استفاده از قدرت در راه [[خدمت به خلق]] و [[دفع فساد]] و [[دفاع از مظلومان]] و ایجاد [[زندگی]] سالم برای خود و دیگران، نه تنها امری [[شایسته]] بلکه بایسته و ضروری است.<ref>کهف، آیات ۸۳ تا ۹۵ و نیز اعراف، آیه ۱۰</ref> از این رو [[قدرت]] را شرط لازم برای [[مبارزه]] با طغیانگران و [[رهبر سیاسی]] و [[اجتماعی]] میداند<ref>طه، آیات ۲۴ تا ۳۱ و نیز بقره، ۲۴۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدرت قارونی و فساد اجتماعی (مقاله)|قدرت قارونی و فساد اجتماعی]].</ref>. | |||
===دو عامل قدرت و ثروت فسادانگیز=== | ===دو عامل قدرت و ثروت فسادانگیز=== | ||