ثروت‌اندوزی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ثروت‌اندوزی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ثروت‌اندوزی در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = رذایل اخلاقی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ثروت‌اندوزی در قرآن]] - [[ثروت‌اندوزی در معارف و سیره رضوی]] - [[ثروت‌اندوزی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}


== اجتناب از ثروت‌اندوزی غیر مجاز ==
== مقدمه ==
یکی از [[ارزش]] [[اجتماعی]] در حوزه [[امور مالی]]، [[حرمت]] نهادن به [[حق]] [[مالکیت]] دیگران و اجتناب از [[تصرف در اموال]] ایشان بدون [[اذن]] و اجازه آنهاست. نقض این حق با عناوین مختلفی همچون [[سرقت]]، [[غضب]]، اتلاف یا مفاهیم عامی همچون [[ظلم]]، [[فساد]]، [[عدوان]]، اکل [[باطل]] و... معرفی شده است، تعرض به [[اموال]] دیگران و تصاحب غیرقانونی آن با وجود شرایطی، مصداق شایع‌ترین [[انحراف]] یعنی “سرقت یا دزدی” است. سرقت در لغت، گرفتن پنهانی اموال دیگران به صورت نابه‌حق است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۱۳۵؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰۸.</ref> و از مصداق‌های بارز [[تجاوز به حقوق]] مادی [[مردم]] شمرده می‌شود.
یکی از آفت‌های [[اجتماعی]]، ثروت‌اندوزی و انباشتن [[مال]] است که به آن "کنز" هم گفته می‌شود و [[قرآن کریم]] از انباشتن طلا و نقره و [[انفاق]] نکردن آن نکوهش کرده و وعدۀ [[عذاب]] داده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا}}<ref>سوره توبه آیه ۳۴ و ۳۵.</ref>.
برخی [[اندیشمندان]] در بیان جایگاه اصل مالکیت و [[احکام]] و آثار آن در [[جامعه]] بر این باورند که: حرمت یا منع [[تجاوز]] به [[مال]] دیگران، یکی از محکم‌ترین [[اصول اخلاقی]] در همه [[جوامع بشری]] بوده و از نوع قضایای [[بدیهی]] است که اعتبار آن به این وابسته نیست که [[قانون‌گذاری]] آن را تصویب کند یا مردم آن را بپذیرند؛ چراکه این مضمون و محتوای مالکیت است و تا وقتی که مالکیت در جوامع بشری معتبر است، حرمت تجاوز به آن و جواز تصرفات مالکانه نیز، به عنوان یکی از [[فروع]] و توابع و لوازم غیرقابل تفکیک مالکیت، معتبر خواهد بود؛ بنابراین اگر اختلافی باشد، در اصل مالکیت و شرایط آن خواهد بود که این گونه [[اختلاف‌ها]] ضرری به بدیهی بودن این قضیه نمی‌زند<ref>محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ص۲۸۸؛ در خصوص آگاهی از تدابیر مختلف فرهنگی، اجتماعی و حقوقی اسلام در برخورد با انحراف سرقت، ر. ک: مرتضی مطهری، امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص۱۴۳.</ref>.


== [[سرقت]] ==
[[امام علی|حضرت امیر]] {{ع}} که الگوی [[حکومت]] [[قسط و عدل]] را ارائه کرد، با ثروت‌اندوزی مخالف بود و خود چیزی نمی‌اندوخت: {{متن حدیث|فو اللّه ما کنزت من دنیاکم تبرا...}}<ref>نهج البلاغه نامه ۴۵ به عثمان بن حنیف.</ref> و نه ثروت‌های انباشته و بادآورده را [[مشروع]] می‌دانست و در کنار هر "[[ثروت]] موفوره"ای، [[حقّ]] تباه شده‌ای را می‌دید و در زمانه‌ای می‌زیست که [[گرایش]] به مال‌اندوزی، آفت [[اجتماعی]] بود و بسیاری از عدل علوی می‌گریختند و به "سفرۀ [[اموی]]" می‌پیوستند. هشدارهای فراوان آن حضرت در [[نهج البلاغه]] و [[دعوت]] به [[زهد]] و [[پارسایی]] و نکوهش از [[مال]] و دنیازدگی برای مقابله با آن آفت بود<ref>ر.ک: سیری در نهج البلاغه بخش هفتم؛ بحث دنیا و دنیا پرستی.</ref>. ثروت‌اندوزی‌های [[طلحه]]، [[زبیر]]، [[عبد الرحمان بن عوف]]، [[عثمان]]، [[عمروعاص]]، [[معاویه]] و دیگران، آن هم از [[بیت‌المال]]، [[گواه]] این [[انحراف]] است. [[مسعودی]] [[نقل]] می‌کند: [[عثمان]] هنگام [[مرگ]]، ۱۵۰ هزار [[دینار]] و یک میلیون درهم نزد خزانه‌دار خود داشت. [[زبیر]]، خانه‌هایی در [[بصره]]، [[کوفه]]، [[مصر]] و اسکندریه داشت و علاوه‌بر ۵۰ هزار [[دینار]] [[ثروت]]، هزار اسب و هزار [[غلام]] و کنیز برجای نهاد. [[عبد الرحمان بن عوف]] نیز [[صد]] اسب، هزار شتر و ۱۰ هزار گوسفند داشت و یک هشتم دارایی‌اش به ۸۴ هزار می‌رسید و کسان دیگری نیز در همین حدود [[ثروت]] اندوخته بودند<ref>مروج الذهب ج۲ ص۳۳۲.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۷.</ref>
 
== [[رشوه]] ==
 
== [[ربا]] ==
 
== [[قمار]] ==


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۳: خط ۱۷:
{{ارزش‌های اجتماعی}}
{{ارزش‌های اجتماعی}}


[[رده:ثروت‌اندوزی]]
[[رده:مفاهیم]]
[[رده:رذایل اخلاقی]]
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۵۱

مقدمه

یکی از آفت‌های اجتماعی، ثروت‌اندوزی و انباشتن مال است که به آن "کنز" هم گفته می‌شود و قرآن کریم از انباشتن طلا و نقره و انفاق نکردن آن نکوهش کرده و وعدۀ عذاب داده است: ﴿وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا[۱].

حضرت امیر (ع) که الگوی حکومت قسط و عدل را ارائه کرد، با ثروت‌اندوزی مخالف بود و خود چیزی نمی‌اندوخت: «فو اللّه ما کنزت من دنیاکم تبرا...»[۲] و نه ثروت‌های انباشته و بادآورده را مشروع می‌دانست و در کنار هر "ثروت موفوره"ای، حقّ تباه شده‌ای را می‌دید و در زمانه‌ای می‌زیست که گرایش به مال‌اندوزی، آفت اجتماعی بود و بسیاری از عدل علوی می‌گریختند و به "سفرۀ اموی" می‌پیوستند. هشدارهای فراوان آن حضرت در نهج البلاغه و دعوت به زهد و پارسایی و نکوهش از مال و دنیازدگی برای مقابله با آن آفت بود[۳]. ثروت‌اندوزی‌های طلحه، زبیر، عبد الرحمان بن عوف، عثمان، عمروعاص، معاویه و دیگران، آن هم از بیت‌المال، گواه این انحراف است. مسعودی نقل می‌کند: عثمان هنگام مرگ، ۱۵۰ هزار دینار و یک میلیون درهم نزد خزانه‌دار خود داشت. زبیر، خانه‌هایی در بصره، کوفه، مصر و اسکندریه داشت و علاوه‌بر ۵۰ هزار دینار ثروت، هزار اسب و هزار غلام و کنیز برجای نهاد. عبد الرحمان بن عوف نیز صد اسب، هزار شتر و ۱۰ هزار گوسفند داشت و یک هشتم دارایی‌اش به ۸۴ هزار می‌رسید و کسان دیگری نیز در همین حدود ثروت اندوخته بودند[۴].[۵]

منابع

پانویس

  1. سوره توبه آیه ۳۴ و ۳۵.
  2. نهج البلاغه نامه ۴۵ به عثمان بن حنیف.
  3. ر.ک: سیری در نهج البلاغه بخش هفتم؛ بحث دنیا و دنیا پرستی.
  4. مروج الذهب ج۲ ص۳۳۲.
  5. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۷۷.