مدیران رابط کاربری، مدیران، templateeditor
۲۶٬۶۷۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| (۴۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = مقاومت | |||
| عنوان مدخل = مقاومت | |||
| مداخل مرتبط = [[مقاومت در لغت]] - [[مقاومت در قرآن]] - [[مقاومت در سیره معصوم]] - [[مقاومت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''مقاومت''' از دیدگاه [[قرآن]]، کوششی برای بازگرداندن چیزی به حالت طبیعی خود و برگرفته از مفهومی به نام [[جهاد]] است. این ویژگی در آیاتی از قرآن نیز مورد بحث قرار گرفته است. مقاومت نمایان کردن استعدادها، ویژگیها و آثار گوناگون بهحسب [[شخصیت]] ذاتی و [[دستورات]] [[دین]] در زمینههای مختلف است. ارکان مقاومت،[[ ایمان]] و استفاده از تمام توان مادی است. [[فطری]] بودن، فراگیر و همه جانبه بودن، هدفدار و [[منظم]] بودن برخی از ویژگیهای مقاومت است. | |||
== مقدمه == | |||
[[قرآن]]، کتابی آسمانی و [[کتاب]] [[مقاومت]] در معنای عام آن است. کتابی که به [[هدف]] ایجاد توازن و [[تعادل]] و برپایی [[عدالت]] و ایجاد [[امنیت]] در [[جامعه بشری]] نازل شده است تا هیچ فتنهای در عالم نباشد و [[تمام دین]] برای [[خدا]] باشد {{متن قرآن|حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی بر جا نماند و دین، یکجا از آن خداوند باشد» سوره انفال، آیه ۳۹.</ref> [[ادبیات]] [[مقاومت]]، نوعی [[ادبیات]] [[دینی]] و [[قرآن]] کتابی برای [[تبیین]] [[آیین]] [[قرآن]] [[مقدس]] [[اسلام]] است، پس رابطهای محکم بین این نوع ادبی و [[قرآن]] وجود دارد. [[مقاومت]] از دیدگاه [[قرآن]]، کوششی برای بازگرداندن چیزی به حالت طبیعی خود است، به دیگر سخن، هر گاه دو طرف وجود داشته و یک طرف، در تلاش [[تسلط]] بر دیگری باشد، در این حالت، [[مقاومت]] پدید میآید تا [[تعادل]] و توازن را که اساس [[زندگی]] [[بشر]] است، برقرار نماید. | |||
با این تعریف، مفهوم [[مقاومت]]، شمولی عام مییابد و هر حرکتی که برای باز گرداندن [[طغیانگر]] یا [[متجاوز]] به توازن و [[اعتدال]] انجام شود، [[مقاومت]] نام میگیرد. | |||
[[مقاومت]] از دیدگاه [[قرآن]]، مفهومی متداول و برگرفته از یک معنای [[ایمانی]] و [[شرعی]] و معروف، به نام "جهاد" است که میتوان معنای [[حقیقی]] آن را در سخن [[خدای متعال]] خطاب به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} یافت: {{متن قرآن|فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا}}<ref>«پس، از کافران فرمان نبر و به (حکم) آن (قرآن) با آنان به جهادی بزرگ برخیز» سوره فرقان، آیه ۵۲.</ref>. | |||
بنابراین، [[مقاومت]] شامل [[مقاومت]] در برابر [[امیال نفسانی]]، طغیانگریها، [[خرافهها]]، تجاوزها، و اشغالگریها میشود. شاید برخی بر این [[باور]] باشند که [[مقاومت]] تنها در میدان [[جنگ]] رخ مینماید اما این جزئی از مفهوم [[مقاومت]] و معنای آن وسیعتر و به [[جهاد]] نزدیکتر است. به دیگر سخن هر گونه [[جنگی]] در [[راه]] [[حق]] [[جهاد]] است ولی هر جهادی، [[جنگ]] نیست. [[جهاد]] نیز چون [[مقاومت]] هر نوع کوششی را که در پی به [[اعتدال]] و توازن رساندن [[انسان]] و برپایی [[عدالت]] در روی [[زمین]] است، شامل میشود. بنابراین [[جهاد]]، چند گونه است: [[جهاد]] نفس، [[جهاد]] [[شهوات]]، [[جهاد]] [[باطل]]، [[جهاد]] [[طغیانگر]]، [[جهاد]] در برابر [[دشمنان]] که همان [[جنگ]] و یکی از انواع [[جهاد]] است. | |||
== مقاومت در قرآن == | |||
آیاتی که در [[قرآن کریم]] بر "مقاومت" و "استقامت" دلالت دارند، به چند دسته تقسیم میشوند، که هر دسته آن ناظر به مسائل مربوط به خود میباشند. | |||
# آیاتی که در آنها [[فرمان]] و امر به مقاومت آمده است، مانند: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و {{متن قرآن|فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref> و {{متن قرآن|أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>. | |||
# آیاتی که در آنها از آثار مقاومت [[سخن]] گفته است: در [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref> و {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>. مخاطب یک [[آیه]] از چهار آیهای که [[فرمان]] مقاومت و [[استقامت]] داده همه [[انسانها]] هستند و این [[آیه]] با بیان [[وحدانیت]] [[خدای سبحان]]، خواهان مقاومت و [[استقامت]] [[بندگان]] در مسیر حرکت بهسوی [[خدا]] است: {{متن قرآن|أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>. اما سه [[آیه]] دیگر مشخصاً بعضی از [[پیامبران]] را مخاطب قرار داده است. در دو [[آیه]]<ref>{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲؛ {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}} «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref> از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} خواسته شده است، همانگونه که به او [[فرمان]] داده شده، مقاومت و [[استقامت]] ورزد<ref>جمعی از نویسندگان، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۳، ص۱۵۰.</ref>. در [[تفسیر مجمع البیان]] در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ... وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن... و سرکشی نورزید» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> به دلالت ایجابی و سلبی مقاومت اشاره و آمده است: مقاومت و [[استقامت]]، همان ادای رسالتی است که [[پیامبر]] بدان [[مأمور]] شده بود و منظور از {{متن قرآن|وَلَا تَطْغَوْا}} این است که با کم و زیاد کردن آن؛ از حد مقاومت و [[استقامت]] که همان "اسلام" است، خارج نشوید<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴.</ref>. [[آیتالله]] [[خامنهای]] میگوید: "از نظر [[قرآن]] مقاومت پای فشردن در نظر و عمل برطریق مستقیم و گم نکردن [[هدف]] است"<ref>خامنهای، سیدعلی، خطبه نماز جمعه ۱۴/۳/۱۳۸۹، دسترسی از طریق: http: //farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۹۵۲۴.</ref> و نیز ملاک مقاومت در {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} باید اهداف و مبانی باشد نه روش. [[استقامت]] در اهداف لازم است نه روش، در روشها [[آزمون]] و [[خطا]] جاری است<ref>خامنهای، سیدعلی، بصیرت و استقامت (مجموعه سخنرانی)، ص۹۹.</ref>. | |||
== موضوع و [[هدف]] مقاومت == | |||
برخی [[حقیقت اسلام]] را همان [[عدالت]] و [[توحید]] میدانند. [[زمخشری]] در ذیل [[آیات]] {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ... قَائِمًا بِالْقِسْطِ... * إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«خداوند -که به دادگری ایستاده است- گواهی میدهد... * بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۸-۱۹.</ref> آورده است: {{عربی|قد آذن أن الإسلام هو العدل و التوحيد، و هو الدين عند اللَّه، و ما عداه فليس عنده في شيء من الدين... أن دين الإسلام هو العدل والتوحيد}}<ref>زمخشری، جارالله محمود بن عمر، الکشاف، ج۱، ص۳۴۵.</ref> یعنی [[خداوند]] اجازه داده است و میتوان بهجای [[اسلام]]، [[توحید]] و [[عدالت]] را قرار داد. از این بیان چنین برداشت میشود که هرچه به [[توحید]] و [[عدالت]] نزدیک شویم به [[اسلام]] نزدیک شدهایم، ازاینرو میتوان گفت: [[امر]] به مقاومت، [[امر]] به [[توحید]] و [[عدالت]] است که همان [[اسلام]] میباشد. شاید برهمیناساس باشد که [[آیتالله]] [[خامنهای]] میگوید: مقاومت و [[استقامت]] مد نظر قرآن، [[ایستادگی]] بر مبانی و [[هدف]] است نه روش، که در [[آیه]] {{متن قرآن|فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref> بر آن تأکید شده است<ref>خامنهای، سیدعلی، بصیرت و استقامت (مجموعه سخنرانی)، ص۹۹.</ref>. | |||
[[علامه طباطبایی]] [[هدف]] از مقاومت را نمایان کردن استعدادها و ویژگیها و آثار گوناگون بهحسب [[شخصیت]] ذاتی و [[دستورات]] [[دین]] در زمینههای مختلف میداند و مینویسد: [[استقامت]] بهمعنای [[طلب]] [[قیام]] و استدعای [[ظهور]] همه آثار و [[منافع]] است، معنای [[استقامت]] در هر آیهای با توجه به زمینهای که [[استقامت]] در آن مطرح شده متفاوت است، مانند: [[قیام]] به [[حق]] [[توحید]] در [[عبودیت]] در [[آیه]] {{متن قرآن|أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>، و [[ثبات]] بر [[ربوبیت]] [[حق]] در همه [[شئون]] [[زندگی]] و محافظت بر [[توحید]] در همه امور [[باطنی]] و ظاهری در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند.».. سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> و [[قیام]] به [[وظایف دینی]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> [[ظهور]] دارد<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱۰، ص۴۷-۴۸.</ref>. ظاهر این [[آیات]] به روشنی خواهان مقاومت بر مدار [[اوامر و نواهی]] [[خداوند]] است. در [[تفسیر فی ظلال القرآن]] در ذیل همین [[آیه]] مینویسد: مقاومت و استقامت، [[امر]] به راهی است که [[انحرافی]] در آن نیست. [[خداوند]] از [[پیامبر]] {{صل}} میخواهد [[دین اسلام]] را همان طور که [[خدا]] [[اراده]] و نازل کرد بدون هیچگونه زیادی و [[کاستی]] اقامه کند<ref>سید قطب، ۱۴۱۲ ق، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۱۹۳۱.</ref><ref>[[اصغر زاهدیتیر|زاهدیتیر، اصغر]]، [[محمد هادی امین ناجی|امین ناجی، محمد هادی]]، [[بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن (مقاله)|بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه تفسیری]]، ص۲۲۵.</ref>. | |||
== مبانی و اصول مقاومت اسلامی == | |||
هر موضوعی با پیشفرضهایی روبرو است که مبنای تعیین اهداف، اصول، [[استراتژی]] و روشهای آن موضوع قرار میگیرد. مقاومت بهعنوان یک موضوع کلیدی در [[قرآن]] نیز دارای مبانی و اصول ثابتی است که تحقق مقاومت و هرگونه [[اقدام]] در وضع [[قوانین]] و [[انتخاب]] روش باید بر اساس آن صورت پذیرد، مهمترین مبانی مقاومت عبارتاند از: | |||
# '''توحیدگرایی''': اساس مقاومت در قرآن بر [[توحید]] بنا شده است. [[امر]] به مقاومت و [[ایستادگی]] در قرآن از جمله [[آیه]] {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> به دو موضوع بنیادین برمیگردد که یکی شناختن [[خدا]] و دیگری [[برقراری عدالت]] و [[قسط]] در [[جامعه بشری]] است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. که [[جامعه]] متکثر را بهسوی «توحید» سوق میدهد. [[امام خمینی]] میگوید: «ما از این اصل [[اعتقادی]] (توحید)، اصل [[آزادی]] [[بشر]] را میآموزیم...»<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۵، ص۳۸۸.</ref>. [[آیتالله خامنهای]] مفهوم توحید [[اجتماعی]] را که مقاومت بر اساس آن شکل میگیرد، بهمعنای [[پایبندی]] به [[وحدت]] و [[یکپارچگی]] [[جهان]] و [[خویشاوندی]] تمام اجزا و عناصر آن، [[برابری]] [[انسانها]] در [[آفرینش]] و مایههای [[انسانی]] و در امکان تعالی و [[تکامل]] و [[آزادگی]] همه انسانها از قید [[اسارت]] و [[عبودیت]] غیر خدا میداند<ref>خامنهای، سیدعلی، طرح کلی اندیشه اسلامی، ص۵۲-۵۳؛ خامنهای، سیدعلی، روح توحید، ص۵-۱۲.</ref>. در [[اسلام]] «[[خط مشی]] و برنامه» با «[[حقیقت]]» یکسانند. قرآن با پیوند بین [[الوهیت]] و عبودیت، مسئله [[عقیده]] را در چهارچوب بنیادین «توحید» و «[[عدالت]]» [[تفسیر]] کرد و با ارائه [[جهانبینی]] و [[ایدئولوژی]] جامعی، تمامی امور را در شبکه هستی به [[خداوند]] واگذار کرد. اسلام با [[دعوت]] به [[اقرار]] و [[ایمان]] به {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} با معنای [[حقیقی]] آن در تمامی امور، [[حاکمیت]] را به خدا بازگرداند و تجاوزگرانی که با قائل شدن این [[حق]] برای خویشتن در [[دنیا]] به [[سلطنت]] [[خداوند]] [[تجاوز]] مینمایند را طرد کرد<ref>سید قطب، نشانههای راه، ترجمه: محمود محمودی، ص۴۱-۵۳.</ref>. براین اساس مقاومت بر [[توحید]] بنا میشود و امر به مقاومت، [[امر]] به اقامه توحید و لوازم آن است؛ اعم از [[تشکیل حکومت]] و تعیین [[استراتژی]] جهت تحقق [[حاکمیت خدا]] و ایفای [[حقوق انسانی]] بر اساس مبانی است و بر مبنای آن [[مبارزه]] با [[شرک]]، [[بیعدالتی]]، [[دفع تجاوز]]، [[ستمگری]] و [[ظلم]] و [[دفاع از مظلوم]] شکل میگیرد. | |||
# '''[[عدالت]]''': یکی از مهمترین مبانی مقاومت بعد از توحید «عدالت» است. برخی [[اعتقاد]] و [[باور]] به «[[خدا]]» در [[اندیشه]] را [[توحید نظری]] و فردی، و «[[عدالت اجتماعی]]» را تجلی خدا در [[زندگی]] و توحید [[اجتماعی]] میدانند<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۷۴.</ref>. ابنعاشور با [[فطری]] دانستن عدالت مینویسد: «خداوند از ایجاد تا [[ختم رسالت]] [[پیامبران]]، [[هدف]] واحدی را دنبال میکرد و آن [[حفظ نظام]] این عالم و تأمین [[مصالح]] و احوال [[اهل]] عالم بوده است و آن را تحت آن چه عدالت و [[استقامت]] نامیده است در [[نفوس]] پیروانش آنها را علاقمند میکند و بهسمت عدالت و استقامت میکشاند»<ref>ابنعاشور، محمد طاهر، اصول النظام الاجتماعی فی الاسلام، ص۸.</ref>. [[مطهری]] «عدالت» را معیار [[اسلام]] و [[منشأ دین]] و [[قانون]] میداند؛ بدینمعنا که عدالت بهمثابه اصلی است که [[دین]] و قانون براساس آن ایجاد میگردد و مینویسد: «[[عدل]] [[قرآن]]، همدوش توحید، رکن معاد، هدف [[تشریع]] [[نبوّت]]، [[فلسفه]] [[زعامت]] و [[امامت]]، معیار کمال فرد، و مقیاس [[سلامت]] [[اجتماع]] است»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۶۱.</ref>. جوادیآملی مینویسد: «نادیدهانگاشتن [[قسط و عدل]]، [[مخالفت]] با [[نظام طبیعی]] و اهتمام به آن، [[هماهنگی]] با [[نظام هستی]] است»<ref>جوادیآملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۱۹۲-۱۹۳.</ref>. عدالت مفهومی مشترک در میان [[مکتبهای الهی]] و بشری است. ازاینرو اگر نظریه عدالت در درون پارادایم خودش؛ یعنی با [[جهانبینی دینی]] تعریف نشود، همه چیز بههم میریزد<ref>سیدباقری، سید کاظم، عدالت سیاسی در قرآن کریم، ص۳۴۹.</ref>. قرآن همگان را به عدالت و [[احسان]] [[امر]] میکند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. [[پیامبر]] نیز [[رسالت]] خود را اقامه [[عدالت]] در [[جامعه]] برمیشمارد: {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«و فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>. [[آیات]] متعدد بیانگر آن است بین توحید، [[عدل]] و [[احسان]] رابطه [[تکوینی]] وجود دارد و این رابطه معنایی بهخاطر [[جامعیت]] مفهوم «عدالت» است<ref>طیب، سید عبدالحسین، تفسیر أطیب البیان، ج۱۱، ص۴۶۹.</ref>. و از سوی دیگر تنظیمکننده [[روابط]] و تأمینکننده نیازمندیهای بشری نیز هست. با این بیان «مقاومت» از منظر [[قرآن]]، همچون امور تکوینی، بر اساس عدالت یا [[تابعی]] از عدالت است، ازاینرو همه فعالیتهای [[اجتماعی]] و هرگونه [[اقدام]] و [[برنامهریزی]] و وضع [[قوانین]] در حوزههای مختلف نیز باید برآمده از عدالت و تأمینکننده نیازها و ایفای [[حقوق]] طبیعی [[انسانها]] و [[جوامع انسانی]] باشد، در غیر این صورت خروج از مقاومت تلقی میشود. | |||
# '''[[فطرت]]''': در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] بر وجود فطرت مشترک میان [[آدمیان]] تأکید شده است که از [[حقیقت]] خود مبدل نخواهد شد: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. مطابق فرمایش [[پیامبر اکرم]] {{صل}} هر [[انسانی]] بر [[فطرت توحیدی]] [[آفریده]] شده است: {{متن حدیث|كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۳.</ref> از [[فطرت بشر]]، هم اصول مشترک [[الهی]] بر میآید و هم اصول مشترک انسانی<ref>جوادیآملی، عبدالله، روابط بین الملل در اسلام، ص۲۳.</ref>. [[ایمان به خدا]] و [[نفی]] [[شرک]] و [[طاغوت]] و [[وحدت]] [[هدف]]، نشانههای [[فطرت انسانی]] است و هرگونه شرک و [[ستمگری]] و هرگونه [[اختلاف]] و تفرقه، [[انحراف]] از فطرت قلمداد میشود<ref>صدر، سید محمدباقر، اسلام راهبر زندگی، ص۱۷۲.</ref>. [[انسان]] به [[حکم]] [[فطرت]]، [[عدول]] از [[حق]]، [[عدالت]] و [[انسانیت]] را، فارغ از [[اعتقاد]] به [[باورهای دینی]] نمیپسندد. [[تاریخ]] [[گواهی]] میدهد در [[جوامع بشری]] تلاش برای اقامه عدالت و دستیابی به [[حقوق انسانی]] از سوی آگاهان [[جامعه]] همواره وجود داشته و با [[ظلم]]، [[تجاوز]]، [[ستمگری]] و [[سلطه]] به مقابله و [[مبارزه]] برخاستهاند و برهمیناساس است که [[مطهری]] انسانهایی را که بر اساس فطرت، [[اهل]] [[احسان]]، [[جود]] و عدالت باشند، را به [[خداپرستی]] [[فطری]] تعبیر نموده است و نزد [[خدا]] ماْجور میداند حتی اگر [[مشرک]] باشند<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۷۷.</ref>. همه [[تمایلات]] و [[سنن]] فطری [[بشر]] را میتوان بهطور خلاصه [[استقامت]] در [[دعوت]] به [[عدل]] و بازداشتن از ظلم و [[انحراف از حق]] بیان داشت که هرانسانی به فطرت [[سلیم]] خود آن را عدالت میداند<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۷، ص۷۳.</ref>. براساس رویکرد [[جهانشمولی اسلام]]، در [[قرآن]] امر به «مقاومت» با تبیین عدالت، [[آزادی]]، [[حقوق]] طبیعی و [[کرامت]] [[انسان در قرآن]] مبتنی بر فطرت مشترک [[انسانی]] بنا نهاده شده است و برهمیناساس [[تشریع احکام]] و وضع [[قوانین]] و دستورالعملهای فردی و [[اجتماعی]] بر مبنای فطرت [[الهی]] در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است. | |||
# '''آخرتگرایی''': یکی دیگر از مبانی مقاومت در قرآن، [[حقیقت]] [[معاد]] است که از [[اعتقاد به توحید]] ریشه میگیرد. انسان [[معتقد]] به معاد، در همه عرصهها با [[جهاد]] و مبارزه و بذل [[مال]] و [[جان]] تا مرز [[شهادت]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} <ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>، خود را در مسیر [[اطاعت]] و برخورداری از [[نصرت]] و [[فلاح]] و [[رستگاری]] [[حقیقی]] میبیند و به احدی الحسنیین میاندیشد {{متن قرآن|قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ}} <ref>«بگو آیا برای ما جز یکی از دو نکویی را انتظار دارید؟ و ما برای شما انتظار داریم که خداوند شما را از سوی خویش یا به دست ما به عذابی دچار فرماید پس چشم به راه باشید که ما نیز با شما چشم به راهیم» سوره توبه، آیه ۵۲.</ref>. یکی از عمدهترین تفاوت حامیان [[اندیشهها]] و مکتبهای مادی و غیرمادی، [[باور]] یا عدم باور آنان به [[معاد]] و به [[جهان آخرت]] است. [[اعتقاد]] به معاد، [[بینش]] [[انسان]] را از تنگنای [[دنیا]] به فراخنای [[جهان]] باقی پیوند میدهد، و [[همّت]] او را بلندمرتبهتر از آن میگرداند که بخواهد به تعلّقات [[دنیوی]] و [[مادّی]] و تضییع [[حقوق]] دیگران [[خشنود]] گردد و بدان [[رضایت]] دهد. [[حضرت علی]] {{ع}} [[هدف]] نهایی از [[خلقت]] را [[قیامت]] میداند. {{متن حدیث|فَإِنَّ الْغَايَةَ، الْقِيَامَةُ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۰.</ref>. این اصل در حوزه [[اندیشه]] و نظر و عملکرد منشأ اثر است، یکی از آثار اعتقاد به معاد، توجه به عواقب [[اعمال]] است که موجب میشود انسان به [[عدالت]] [[رفتار]] کند و [[آزادی]] منطبق بر [[فرمان الهی]] را در نظر بگیرد و در محدوده [[حکم خداوند]] عمل کند و بیمبالاتی و [[بیبندوباری]] که در [[آخرت]] موجب [[عذاب]] میشود، نداشته باشد<ref>سیدباقری، سید کاظم، عدالت سیاسی در قرآن کریم، ص۱۸۲.</ref>. جوادیآملی مینویسد: «[[فراموشی]] معاد موجب [[تبهکاری]] و [[ستمگری]] فردی و [[اجتماعی]] است» <ref>جوادیآملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۴ (معاد در قرآن)، ص۲۲.</ref>. اعتقاد به معاد، موجب [[اطاعتپذیری]] از [[خدا]] و [[عامل مقاومت]] و [[پایداری]] در برابر [[ولایت کافران]] {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}} <ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> و موجب [[استقامت]] و [[نصرت الهی]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}} <ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>، آخرتاندیشی و [[وارستگی]] [[مجاهدان]] {{متن قرآن|فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ}} <ref>«آری، کسانی باید در راه خدا نبرد کنند که زندگی این جهان را به جهان واپسین میفروشند» سوره نساء، آیه ۷۴.</ref> و سالمسازی [[اقتصاد]]{{متن قرآن|وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ * الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ * أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِيَوْمٍ عَظِيمٍ * يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ * كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}} <ref>«وای بر کمفروشان! * آنان که چون از مردم پیمانه گیرند تمام پیمایند * و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند * آیا آنان نمیدانند که برانگیخته خواهند شد * در روزی بزرگ؟ * روزی که مردم نزد پروردگار جهانیان بپا میایستند * نه چنین است، کارنامه بدکاران در «سجّین» است» سوره مطففین، آیه ۱-۷.</ref> میگردد. [[قرآن]] [[حیات]] [[حقیقی]] را زندگی اخروی دانسته و در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> به آن [[اذعان]] نموده است<ref>[[اصغر زاهدیتیر|زاهدیتیر، اصغر]]، [[محمد هادی امین ناجی|امین ناجی، محمد هادی]]، [[بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن (مقاله)|بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه تفسیری]]، ص227.</ref>. | |||
== ابعاد مقاومت == | |||
در یک نگاه کلی، [[امر]] به [[استقامت]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ...}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن»... سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و نیز آیه {{متن قرآن|أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}}<ref>«خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref> را میتوان بهعنوان اصول، عناصر و [[استراتژی]] اصلی و اساسی "مقاومت" با رویکرد [[اجتماعی]] بهحساب آورد. مقاومت با رویکرد اجتماعی در [[قرآن]]، در دو بعد کلی ایجابی و سلبی مورد تأکید قرار گرفته است؛ لذا تحقق بعد ایجابی مقاومت در کنار بعد سلبی آن در چهارچوب مبانی، [[حیات طیبه]] را فراهم میسازد که به اجمال به ابعاد آن پرداخته میشود: | |||
=== بُعد ایجابی مقاومت با رویکرد اجتماعی === | |||
# '''اصل مالکیت خدا بر [[سرنوشت انسان]]''': در [[جهانبینی اسلامی]]، [[جهان]] در مالکیت مطلق خدا است. آیه {{متن قرآن|أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}}<ref>«خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref> بیان [[بعثت]] [[رسول]] است<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۲، ص۳۵۳.</ref>. که به [[پرستش خدا]] و اجتناب از [[طاغوت]] [[دعوت]] نمودهاند؛ چراکه [[پرستش]] غیر [[خدا]] و اتخاذ ارباب و پذیرش [[اراده]] و [[سلطه]] دیگران با [[توحید]] ناسازگار است و [[انسان]] را به [[شرک]] [[مبتلا]] میسازد{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}} <ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. [[سید محمدباقر صدر]] مینویسد: این اصل هرگونه [[زورگویی]] و بهرهکشی و [[سلطه]] [[انسان]] را بر انسان نابود میسازد تا زمانی که "[[الله]]" اساس حاکمیتها و [[نظام اسلامی]] جلوهگاه آن [[حکومت]] باشد، خودبهخود همه فرمانرواییها و حاکمیتهای [[ظالمانه]]، بهوسیله این [[آیین]] از میان میرود<ref>صدر، سید محمدباقر، همراه با تحول اجتهاد، ترجمه: اکبر ثبوت و... ، ص۱۶۶.</ref>. به شرطی که انسان در عالم [[تشریع]] با [[اطاعت از خدا]] در چهارچوب مبانی و [[سنتهای الهی]] عمل کند. | |||
# '''تشکیل [[حکومت]]''': [[اقدام]] مهم [[پیامبر]] بعد از [[دعوت به توحید]]، تشکیل حکومت بود. [[امام خمینی]] مینویسد: نهاد حکومت در [[اسلام]] آن قدر اهمیت دارد که نه تنها در اسلام وجود دارد بلکه اسلام چیزی جز حکومت نیست<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۵، ص۴۷۲.</ref>. امام خمینی [[قیام]] به تشکیل حکومت را شعبهای از [[ولایت پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} دانسته و مینویسد: "اگر فرد لایقی که دارای دو [[خصلت]]، [[علم]] به [[قوانین]] و [[عدالت]]، بهپا خاست و تشکیل حکومت داد، همان [[ولایتی]] را که [[حضرت رسول اکرم]] {{صل}} در امر [[اداره جامعه]] داشت دارا است و بر همه [[مردم]] لازم است که از او [[اطاعت]] کنند. این توهم که [[اختیارات حکومتی]] [[رسول اکرم]] {{صل}} بیشتر از [[حضرت امیر]] {{ع}} بود، یا اختیارات حکومتی حضرت امیر {{ع}} بیش از [[فقیه]] است، [[باطل]] و غلط است<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۵، ص۵۰.</ref>. و هر ولایتی بهجز [[ولایت خدا]] و جانشینانش، [[ولایت شیطان]] و [[طاغوت]] است که [[مؤمن]] را با هزار پیوند و رابطه، به [[قدرت]] طاغوت وابسته میسازد<ref>خامنهای، سیدعلی، طرح کلی اندیشه اسلامی، ص۱۲۶-۱۳۱.</ref>. اسلام با اصل قرار دادن [[حاکمیت مطلق]] [[خدا]]، [[مقام خلافت]] و [[جانشینی]] و امر [[مدیریت]] و [[آبادانی زمین]]، تأمین متوازن نیازهای مادی و [[روحی]] و هر آن چه که برای معاش در [[زندگی]] و ادامه [[حیات]] نیاز است را به انسان سپرد تا مبادی [[تمدن]] [[راستین]] را مهیا و اصول [[حاکم]] بر [[روابط]] داخلی و خارجی را تبیین کند<ref>جوادیآملی، عبدالله، ولایت فقیه، تحقیق: محمد محرابی، ص۹۹؛ فضلالله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، ج۱۰، ص۵.</ref>. لازمه آن وضع و [[اجرای قوانین]] و [[تشکیل حکومت]] است. از آنجا که [[حاکمیت]] از آن خداست و به برگزیدگانش [[اذن]] داده و [[تفویض]] نموده است. در [[غیبت]] [[پیامبران]]، [[جانشینان]] و اوصیای آنها هستند و در غیبت [[اوصیا]]، فقهای [[امت]]، [[دینشناسان]]، آگاهان، آنکسانیکه [[منصب ولایت]] را و [[امامت]] را به [[ارث]] بردند<ref>خامنهای، سیدعلی، بصیرت و استقامت (مجموعه سخنرانی)، ص۲۳۹.</ref>. که از آن به [[نظام امامت]] یاد میشود و اجازه دارند اقامه حاکمیت کنند. در این نظریه [[قدرت]] حاکمیت، ناشی از [[اراده خدا]] است و [[زمامداران]] [[دستورات]] [[خدا]] را به [[اجرا]] در میآورند<ref>هاشمی، سید محمد، حقوق اساسی جمهوری اسلامی، ص۱.</ref>. بین ماهیت [[حکومتهای الهی]] با حکومتهای بشری فاصلهای زیاد وجود دارد. برای اینکه وقتی مبنای تشکیل حکومت متفاوت باشد، بالطبع حکومتهای متفاوت با اهداف متفاوت شکل میگیرد. | |||
# '''اصل [[عدالت]]''': در [[قرآن]] اقامه عدالت بهعنوان وظایف اجتماعی [[مسلمانان]] مورد تأکید قرار گرفته است: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> و {{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}<ref>«دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>. [[قرآن کریم]] اقامه [[عدالت اجتماعی]] را در مقیاس با دیگر ارزشهای فردی و [[اجتماعی]]، با ارزشتر و آن را به [[فضیلت]] [[تقوا]] نزدیکتر میداند. [[امام خمینی]] با [[نفی]] حکومتهای غیر عادلانه، برخی راههای اساسی عملی کردن عدالت اجتماعی را اجرای قوانین و مقررات اسلام<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۴، ص۱۷۶-۱۷۷.</ref>، حذف فاصله طبقاتی، [[حفظ]] [[منافع]] [[محرومان]] و گسترش مشارکت عمومی و محرومیتزدایی<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۸، ص۳۶-۳۷.</ref>، نفی [[نفوذ]] [[سرمایهداران]] در [[حکومت]] و [[مبارزه]] با زراندوزان و رفاهطلبان<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۲۸-۱۳۰.</ref>، توجه به [[عمران]] و آبادانی<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۴۴.</ref> و تدوین [[قانون]] به نفع محرومان [[جامعه]]<ref>خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، ج۲۱، ص۳۸.</ref> میداند که تحقق آنها، [[وظیفه]] [[جامعه اسلامی]] و [[حاکمان]] آن است<ref>بجنوردی، حسن، القواعد الفقهیه، تحقیق: مهدی مهریزی و محمدحسین درایتی، ج۱، ص۱۹۰.</ref>. [[آیتالله]] [[خامنهای]] آرمانهای ایجابی را اجرای [[عدالت اجتماعی]]، [[ایستادگی]] در راه [[پیشرفت]] و [[آبادانی]] مادی و [[معنوی]]، پناهدادن به [[مظلوم]] و مقابله با [[ظالم]] میداند<ref>خامنهای، سیدعلی، سخنرانی در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، ۲۸/۱۱/۱۳۹۲؛ دسترسی از طریق: ۲۵۳۶۳=http: //farsi.khamenei.ir/speech-content?id.</ref>. قهراً [[هدف]] [[قرآن]] از [[عدالت]]، [[نجات]] [[محرومان]] و [[مستضعفان]] و [[نبرد]] و [[ستیز]] با ستمپیشگان است. [[مطهری]] [[اقامه عدل]] و [[قسط]] در [[جامعه]] را برقراری [[توحید عملی اجتماعی]] میداند<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۷۴.</ref>. و از عدالت بهعنوان معیار [[سلامتی]] و [[رضایت]] [[اجتماع]] یاد میکند و مینویسد: "آن اصلی که میتواند [[تعادل]] [[اجتماعی]] را [[حفظ]] کند و همه را [[راضی]] نگه دارد، به پیکر اجتماع [[سلامت]] و به [[روح]] اجتماع [[آرامش]] بدهد، عدالت است"<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، ص۱۱۹.</ref>. براساس دلالتهای [[قرآن کریم]]، "مقاومت ایجابی" در تحقق عدالت؛ یعنی پایفشردن بر تمام چیزهایی است که [[خدا]]، وجود و تحقق آنها را در [[زندگی فردی]] و اجتماعی ضروری میشمارد، همچون: [[کرامت انسان]]{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref> «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰</ref>؛ {{متن قرآن|مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ}} <ref>«به همین روی بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس تنی را -جز به قصاص یا به کیفر تبهکاری در روی زمین- بکشد چنان است که تمام مردم را کشته است و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است؛ و بیگمان پیامبران ما برای آنان برهانها (ی روشن) آوردند آنگاه بسیاری از ایشان از آن پس، در زمین گزافکارند» سوره مائده، آیه ۳۲</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}<ref> «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>، [[آزادی]]{{متن قرآن|قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ}} <ref>«بگو: ای قوم من! در خور یارایی خویش هر چه میخواهید انجام دهید من نیز انجام خواهم داد و به زودی خواهید دانست» سوره انعام، آیه ۱۳۵.</ref>، [[آبادانی زمین]]{{متن قرآن|وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}} <ref>«و یاد کنید آنگاه را که شما را جانشینانی پس از (قوم) عاد قرار داد و در این سرزمین جای داد که در هامون آن کاخها میسازید و کوهها را برای خانهسازی میتراشید پس نعمتهای خداوند را به یاد آورید و در این سرزمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره اعراف، آیه ۷۴</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ}} <ref>«و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهندهای است» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>، [[صلح]] {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}} <ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمدهاند- و اگر خداوند میخواست آنان را بر شما چیرگی میداد و با شما به نبرد میپرداختند- باری، اگر اینان از شما کنارهجویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref> و [[همزیستی مسالمتآمیز]]{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}} <ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴</ref>؛ {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}} <ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدارد؛ بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>، که [[مسلمانان]] باید بهعنوان [[عبودیت]] [[اجتماعی]] در تحقق این امور تلاش نماید و کلیه [[قوانین]] و دستورالعملهای اجتماعی باید [[تابعی]] از [[عدالت]] [[تکوینی]] باشد. | |||
=== بُعد سلبی مقاومت با رویکرد اجتماعی === | |||
[[قرآن]] در [[آیات]] متعددی متعرض این موضوع شده است و مسلمانان را از هرگونه اقدامی که زمینه [[وابستگی]] را فراهم کند باز داشته است. جنبه سلبی مقاومت ناظر به [[نفی]] سلطه بیگانگان بر [[سرنوشت]] [[سیاسی]] و اجتماعی مسلمانان است<ref>بجنوردی، حسن، القواعد الفقهیه، تحقیق: مهدی مهریزی و محمدحسین درایتی، ج۱، ص۱۹۰.</ref>. بعد سلبی مقاومت را میتوان از [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> و دیگر آیات مرتبط مبنی بر نپذیرفتن سلطه کفار برداشت کرد. نمونههایی از مقاومت سلبی که در قرآن بهصراحت به آنها اشاره شده است عبارتاند از: | |||
# '''[[نهی]] از پذیرش ربوبیت غیر خدا و [[مبارزه با طاغوت]]''': از دیدگاه [[اسلام]] [[انسان]] [[آزاد]] [[آفریده]] شده است و هیچکس و هیچ طبقه و هیچ گروه بر وی [[سلطه]] ندارد و [[سیادت]] و [[ربوبیت]]، ویژه [[خدا]] است<ref>صدر، سید محمدباقر، همراه با تحول اجتهاد، ترجمه اکبر ثبوت و... ، ص۱۶۶.</ref>. براساس آیه {{متن قرآن|أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}}<ref>«خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref> و {{متن قرآن|وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref> حتی [[آزادی سیاسی]] و [[حق اطاعت]] از [[نظامهای سیاسی]] و نهاد [[قدرت]]، مشروط به آن است که موجب "اتخاذ ارباب" نشود و در برابر [[ربوبیّت]] [[تشریعی]] خدا نباشد. در [[تفسیر فی ظلال القرآن]] آمده است: "در این جهت تفاوتی میان نظامهای [[دیکتاتوری]] با نظامهای [[دموکراسی]] نیست و همگی ارباب زمینیاند که [[انسان]] را به رقّیت و [[عبودیّت]] خویش میخوانند و تنها [[نظام اسلامی]] و [[توحیدی]] است که میتواند [[بشر]] را رهانیده و به او [[آزادی]] [[واقعی]] ببخشد"<ref>سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۱، ص۴۷.</ref>. منظور از [[طاغوت]] در هر چیزی است که [[اطاعت]] آن منافی با [[ایمان به خدا]] است<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۶۳۱-۶۳۳.</ref>. [[قرآن]] ایمان به خدا را مساوی با [[کفر به طاغوت]] به حساب آورده است {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}} <ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوراتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>. که [[مسلمانان]] موظفاند از هر نظامی که بهجای [[ربوبیت خدا]] نشسته است، چه [[حاکم]] [[مسلمان]] داشته باشد و چه غیر مسلمان، دوری کنند. | |||
# '''[[نهی]] از پذیرش ولایت کفار''': در مقاومت سلبی قرآن، برای [[حفظ]] [[استقلال]] و [[آزادی اجتماعی]] مسلمانان، آنان را از [[پذیرش ولایت کافران]] نهی کرده است؛ از جمله: در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! کافران را به جای مؤمنان دوست نگیرید» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref> و آیه {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> مسلمانان را از [[اتحاد]] و امتزاج با [[کفار]] بر [[حذر]] داشته است و در ادامه همین آیه با لحن [[انذار]] و [[تهدید]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ}}<ref>«و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> اگر کسی چنین کند در هیچ مأْمنی از [[خدا]] قرار ندارد<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۳، ص۱۵۱-۱۵۲.</ref>. و در مقابل بر پذیرش ولایت خدا و [[پیامبر]] و [[اولی الامر]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> و [[پیروی]] از آنان در آیه {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> تأکید نموده است. | |||
# '''عدم اعتماد و برقراری ارتباط صمیمی با کافران و [[مشرکان]]''': یکی از اصول مقاومت در بعد سلبی از دیدگاه قرآن، عدم اعتماد و [[دوستی]] و [[روابط]] نزدیک با [[جبهه]] [[باطل]] است؛ یعنی [[مسلمانان]] نباید بر [[ستمگران]] تکیه و اعتماد کنند {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>. تکیه و اعتماد بر ستمگران باعث [[وابستگی]] میگردد و وابستگی به هر شکل آن، چه [[فرهنگی]]، [[سیاسی]] یا [[اقتصادی]] نتیجهای جز [[اسارت]] و [[استثمار]] و نابودی [[استقلال]] مسلمانان ندارد<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۶۰؛ فضلالله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، ج۱۲، ص۱۴۰-۱۴۲.</ref>. در [[آیات]] ناظر به [[نهی]] از دوستی [[کفار]]، [[تهدید]] شدیدی هم شده است، مثلاً در آیه {{متن قرآن|مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ}}<ref>«و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref> میفرماید: "و هر که از شما، آنان را [[دوست]] بدارد، او خود از ایشان است". و در آیه {{متن قرآن|وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}}<ref>«و خداوند، شما را از خویش پروا میدهد» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> فرمود: "خدا شما را از خودش [[بیم]] میدهد". و در آیه {{متن قرآن|أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«آیا برآنید تا برای خداوند بر خویش حجّتی روشن قرار دهید؟» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref> آیا میخواهید برای خدا علیه خود حجتی واضح درست کنید، ([[دست خدا]] را در [[عذاب]] به روی خود باز کنید)<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۹، ص۲۰۷.</ref>. از ابعاد مقاومت و [[ایستادگی]] بر [[حق]]، عدم برقراری روابط دوستانه با [[کفار]] و [[مشرکین]] است که در جبهه مقابل [[اسلام]] قرار دارند<ref>[[اصغر زاهدیتیر|زاهدیتیر، اصغر]]، [[محمد هادی امین ناجی|امین ناجی، محمد هادی]]، [[بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن (مقاله)|بررسی مفهوم مقاومت با رویکرد اجتماعی در آیات قرآن]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه تفسیری]]، ص۲۲۹-۲۳۳.</ref> | |||
== ارکان مقاومت == | |||
[[قرآن]] دو رکن اساسی را برای [[مقاومت]] بر میشمارد: | [[قرآن]] دو رکن اساسی را برای [[مقاومت]] بر میشمارد: | ||
#''' | # '''ایمان راسخ و عمیق''': هر کس به چیزی [[ایمان]] ژرف و بیشائبه داشته باشد، بدون تردید در راه آن [[جان]] فشانی میکند و از همه چیز خود برای رسیدن به آن میگذرد. بر این اساس [[مقاومت]]، زمانی پدید میآید که [[ایمان]] و [[عقیده]] در [[دلها]] محکم و [[استوار]] گردد به همین خاطر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[مکه]] معانی [[ایمانی]] را در [[دل]] [[مسلمانان]] ریشهدار گرداند و چون آنان به [[ایمانی]] عمیق رسیدند، توانستند [[رعب]] و [[وحشت]] را در [[دل]] [[دشمنان]] بیفکنند و تمام [[سختیها]] را [[تحمل]] کنند، نمونه کامل این [[مقاومت]] را میتوان در [[شعب]] [[ابوطالب]] یافت، آنجا که [[یاران پیامبر]] با [[تحمل]] دشواریها توانستند در برابر این [[مشکلات]] و [[مصایب]] آن دوران [[مقاومت]] نمایند و سرانجام به [[پیروزی]] [[دست]] یابند<ref>{{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} «پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوههای پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بیگمان تویی که توبهپذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیدهاند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کردهاند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رساندهاند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکردهاند شما را با آنان هیچ پیوندی نیست تا آنکه هجرت گزینند و اگر از شما» سوره انفال، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}} «آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند» سوره توبه، آیه ۲۰.</ref>. | ||
#'''استفاده از تمام توان مادی''': اگر [[انسان]] به [[یقین]] برسد، ولی اسباب و وسایل لازم برای [[مقاومت]] را مهیا نسازد، کامیاب نمیگردد، پس [[انسان]] میبایست تمام تواناییهای بشری خود را به کار گیرد تا به واسطه آنها بتواند در این مسیر [[پیروز]] شود. [[خداوند متعال]] هرگاه از ابزار [[مقاومت]] [[سخن]] میگوید واژه "مال" را مقدم بر نفس میداند و این | # '''استفاده از تمام توان مادی''': اگر [[انسان]] به [[یقین]] برسد، ولی اسباب و وسایل لازم برای [[مقاومت]] را مهیا نسازد، کامیاب نمیگردد، پس [[انسان]] میبایست تمام تواناییهای بشری خود را به کار گیرد تا به واسطه آنها بتواند در این مسیر [[پیروز]] شود. [[خداوند متعال]] هرگاه از ابزار [[مقاومت]] [[سخن]] میگوید واژه "مال" را مقدم بر نفس میداند و این [[دلیل]] بر آن است که هنگام [[مقاومت]] باید از [[مال]] خود گذشت و از آن در راستای [[جهاد در راه خدا]] استفاده کرد<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵؛ {{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ}} «دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آل عمران، آیه ۱۴؛ {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}} «و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند د» سوره انفال، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و نیز اسبان و استران و درازگوشان را (آفرید) تا سوارشان شوید و تا مایه آراستگی (باشند) و چیزهایی میآفریند که نمیدانید» سوره نحل، آیه ۸؛ {{متن قرآن|وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا}} «و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسراء، آیه ۶۴؛ {{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} «و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره میگرداند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره حشر، آیه ۶.</ref>. | ||
== مراحل مقاومت == | |||
[[قرآن]] میثاقی برای [[مؤمنان]] قرار داد تا توشه خود را برای [[مقاومت]] آماده سازند. حال در روند یک [[مقاومت]]، چه مراحلی باید | [[قرآن]] میثاقی برای [[مؤمنان]] قرار داد تا توشه خود را برای [[مقاومت]] آماده سازند. حال در روند یک [[مقاومت]]، چه مراحلی باید طی شود تا نتیجه مطلوب، حاصل آید؟ با دقت در برخی از آیههای نازل شده در سورههای [[مدنی]] روشن میشود که [[نزول آیات]] مذکور به نوعی در ابتدای [[قانونگذاری]] در این مورد و [[هدایتگر]] [[انسانها]] برای دستیابی به مقاومتی موفق است، [[قرآن]] در این زمینه بر چهار مرحله تکیه دارد: | ||
#'''تعمیق و ترسیخ [[عقیده]] و [[ایمان]]''': [[انسان]] نخست باید [[ایمان]] و عقیدهاش را [[استوار]] گرداند تا بتواند در [[راه]] [[هدف]] خود از [[جان]] و [[مال]] بگذرد و در [[مقاومت]] سربلند شود. اگر همه اسباب و لوازم [[مقاومت]] بدون توجه به [[ایمان]] و [[عقیده]] آماده گردد، رکن مهمی از ارکان [[مقاومت]] که همان [[اذن]] و [[همراهی]] [[خداوند]] است فراچنگ نمیآید، و در این حالت، [[مقاومت]] نتیجه مطلوب به دنبال نخواهد داشت. [[خداوند متعال]] در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>. | # '''تعمیق و ترسیخ [[عقیده]] و [[ایمان]]''': [[انسان]] نخست باید [[ایمان]] و عقیدهاش را [[استوار]] گرداند تا بتواند در [[راه]] [[هدف]] خود از [[جان]] و [[مال]] بگذرد و در [[مقاومت]] سربلند شود. اگر همه اسباب و لوازم [[مقاومت]] بدون توجه به [[ایمان]] و [[عقیده]] آماده گردد، رکن مهمی از ارکان [[مقاومت]] که همان [[اذن]] و [[همراهی]] [[خداوند]] است فراچنگ نمیآید، و در این حالت، [[مقاومت]] نتیجه مطلوب به دنبال نخواهد داشت. [[خداوند متعال]] در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>. | ||
#'''دریافت [[اسرار]] [[دشمنان]] و [[کشف]] نقشه آنان''': اگر بخواهیم در برابر [[دشمن]] [[پایداری]] کنیم، باید آنان را خوب بشناسیم و از نقشههای آنان [[آگاهی]] شویم تا عکسالعملی مناسب در برابر آنان داشته باشیم. [[خداوند]] بلند مرتبه در [[سوره بقره]] در مواجهه با [[منافقان]] با اشاره به مراحلی که آنان برای | # '''دریافت [[اسرار]] [[دشمنان]] و [[کشف]] نقشه آنان''': اگر بخواهیم در برابر [[دشمن]] [[پایداری]] کنیم، باید آنان را خوب بشناسیم و از نقشههای آنان [[آگاهی]] شویم تا عکسالعملی مناسب در برابر آنان داشته باشیم. [[خداوند]] بلند مرتبه در [[سوره بقره]] در مواجهه با [[منافقان]] با اشاره به مراحلی که آنان برای ترساندن [[مؤمنان]] از آن بهره میبرند، تأکید میفرماید که [[مؤمنان]] باید بعد از تعمیق [[ایمان]] خود به دنبال [[شناخت]] [[اسرار]] و نقشههای [[دشمنان]] باشند. [[خداوند]] در این [[سوره]]، [[اسرار]] و رازهای درونی [[منافقین]] را آشکار میسازد و از چهار مرحله سخن میگوید که [[دشمنان]] برای ترساندن [[مؤمنان]] به کار میبرند: | ||
##[[خیرخواه]] [[مؤمنان]] نبودن: {{متن قرآن|مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان، خوش ندارند که از پروردگارتان، خیری بر شما فرو فرستاده شود، ولی خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی میدهد و خداوند، دارای بخشش سترگ است» سوره بقره، آیه ۱۰۵.</ref>. واژه "خیر" در [[آیه]]، نکره و در [[سیاق]] [[نفی]] به کار رفته و این به آن معنا است که [[منافقین]] [[دوست]] ندارند هیچگونه خیری از جانب [[خدا]] بر [[مؤمنان]] نازل شود. | ## [[خیرخواه]] [[مؤمنان]] نبودن: {{متن قرآن|مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«کافران از اهل کتاب و مشرکان، خوش ندارند که از پروردگارتان، خیری بر شما فرو فرستاده شود، ولی خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی میدهد و خداوند، دارای بخشش سترگ است» سوره بقره، آیه ۱۰۵.</ref>. واژه "خیر" در [[آیه]]، نکره و در [[سیاق]] [[نفی]] به کار رفته و این به آن معنا است که [[منافقین]] [[دوست]] ندارند هیچگونه خیری از جانب [[خدا]] بر [[مؤمنان]] نازل شود. | ||
##[[گمراه کردن]] [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>. در [[آیه]]، توصیه شده است که چون از [[نفاق]] [[منافقین]] در [[امان]] نیستیم باید مواظب نقشههایمان باشیم. | ## [[گمراه کردن]] [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>. در [[آیه]]، توصیه شده است که چون از [[نفاق]] [[منافقین]] در [[امان]] نیستیم باید مواظب نقشههایمان باشیم. | ||
## تسلم نشدن در برابر [[دین اسلام]]: {{متن قرآن|وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافتهای از خواستههای آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ یار و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref>. | ## تسلم نشدن در برابر [[دین اسلام]]: {{متن قرآن|وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافتهای از خواستههای آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ یار و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref>. در این [[آیه]] از واژه "لن" استفاده شده است که در اصطلاح صرف [[عربی]] به آن حرف [[نفی]] برای [[آینده]] ([[تأیید]]) میگویند، یعنی هرگز این گروه با تو همراه نخواهند شد و در تلاش هستند تا دوباره تو را به [[دین]] خودشان فرا خوانند. | ||
##[[لجاجت]] و استمرار در بدخواهی برای [[مؤمنان]] | ## [[لجاجت]] و استمرار در بدخواهی برای [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>. در این [[آیه]] نیز از فعل {{متن قرآن|لَا يَزَالُونَ}} استفاده شده است تا تأکید شود که [[منافقین]] در [[لجاجت]] و بدخواهی خود [[اصرار]] میورزند و هرگز لحظهای از تلاش برای بازگرداندن [[مؤمنان]] [[دست]] برنمیدارند. | ||
{{متن قرآن|وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>. در این [[آیه]] نیز از فعل {{متن قرآن|لَا يَزَالُونَ}} استفاده شده است تا تأکید شود که [[منافقین]] در [[لجاجت]] و بدخواهی خود [[اصرار]] میورزند و هرگز لحظهای از تلاش برای بازگرداندن [[مؤمنان]] [[دست]] برنمیدارند. | # '''[[تشویق]] [[مؤمنان]] به [[جنگ]] و رویارویی با [[دشمنان]]''': بعد از [[رسوخ]] و تثبیت [[ایمان]] در [[دل]] [[مؤمنان]] و [[آگاه کردن]] آنان نسبت به [[دشمن]]، باید ایشان را به [[جنگ]] و رویارویی با [[دشمن]] [[تشویق]] کرد: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref>. {{متن قرآن|وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همانجا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>. در این آیهها، [[خداوند]] [[قادر]]، [[مؤمنان]] را به [[جنگ]] و رویارویی با [[دشمن]] [[دعوت]] میکند. | ||
#'''[[تشویق]] [[مؤمنان]] به [[جنگ]] و رویارویی با [[دشمنان]]''': بعد از [[رسوخ]] و تثبیت [[ایمان]] در [[دل]] [[مؤمنان]] و [[آگاه کردن]] آنان نسبت به [[دشمن]]، باید ایشان را به [[جنگ]] و رویارویی با [[دشمن]] [[تشویق]] کرد: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ میکنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.</ref>. {{متن قرآن|وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همانجا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>. در این آیهها، [[خداوند]] [[قادر]]، [[مؤمنان]] را به [[جنگ]] و رویارویی با [[دشمن]] [[دعوت]] میکند. | # '''[[بشارت]] به مجاهدین''': پس از این که [[جنگ]] پایان یافت، [[خداوند]] به همه جهادگران [[پاداش]] میدهد، [[پاداش]] او [[رحمت]] و [[رضوان]] خداوندی و [[بهشت]] جاویدان است: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ * يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ * خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند * پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستانهایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید میدهد * در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بیگمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست» سوره توبه، آیه ۲۰-۲۲.</ref>. [[خداوند]] به کسانی که به [[شهادت]] رسیدهاند، [[بشارت]] زنده جاویدان بودن میدهد: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>. اگر در هنگام [[جهاد]]، نقصی در [[اموال]] و [[جان]] صورت گیرد این نزد [[خداوند]]، به حساب میآید. و به تعبیر [[قرآن]]، [[جهاد در راه خدا]] تجارتی است که سود فراوان در آن است و این سود، همان [[فوز عظیم]] میباشد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. | ||
#'''[[بشارت]] به مجاهدین''': پس از این که [[جنگ]] پایان یافت، [[خداوند]] به همه جهادگران [[پاداش]] میدهد، [[پاداش]] او [[رحمت]] و [[رضوان]] خداوندی و [[بهشت]] جاویدان است: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ * يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ * خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند * پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستانهایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید میدهد * در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بیگمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست» سوره توبه، آیه ۲۰-۲۲.</ref>. [[خداوند]] به کسانی که به [[شهادت]] رسیدهاند، [[بشارت]] زنده جاویدان بودن میدهد: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>. اگر در هنگام [[جهاد]]، نقصی در [[اموال]] و [[جان]] صورت گیرد این نزد [[خداوند]]، به حساب میآید. و به تعبیر [[قرآن]]، [[جهاد در راه خدا]] تجارتی است که سود فراوان در آن است و این سود، همان [[فوز عظیم]] میباشد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. | |||
از دیدگاه قرآن [[جنگ در راه خدا]] تجارتی است که [[انسان]] را از [[عذاب]] [[جهنم]] [[نجات]] میدهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! آیا (میخواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان میبخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید» سوره صف، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. نکته در خور بیان در این [[آیه]] آن است که [[خداوند]] از استفهام در معنای [[تشویق]] استفاده کرده، به این معنی که از تجارتی سودمند [[پرسش]] میکند و شنونده را [[تشویق]] مینماید تا [[منتظر]] این [[تجارت]] سودمند باشد، سپس بعد از [[ایمان به خدا]] و رسولش، [[جهاد در راه خدا]] را با [[جان]] و [[مال]] معاملهای سودمند برمیشمرد<ref>[[سید فضلالله میرقادری|میرقادری، سید فضلالله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>. | از دیدگاه قرآن [[جنگ در راه خدا]] تجارتی است که [[انسان]] را از [[عذاب]] [[جهنم]] [[نجات]] میدهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! آیا (میخواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان میبخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید» سوره صف، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. نکته در خور بیان در این [[آیه]] آن است که [[خداوند]] از استفهام در معنای [[تشویق]] استفاده کرده، به این معنی که از تجارتی سودمند [[پرسش]] میکند و شنونده را [[تشویق]] مینماید تا [[منتظر]] این [[تجارت]] سودمند باشد، سپس بعد از [[ایمان به خدا]] و رسولش، [[جهاد در راه خدا]] را با [[جان]] و [[مال]] معاملهای سودمند برمیشمرد<ref>[[سید فضلالله میرقادری|میرقادری، سید فضلالله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>. | ||
== ویژگیهای [[مقاومت]] == | |||
# '''[[فطری]] بودن''': [[مقاومت]]، حالتی [[فطری]] است، زیرا آفریدههای این [[جهان]] به طور مشترک دارای صفت [ | |||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{ | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:مقاومت]] | ||
[[رده: | [[رده:مفاهیم در قرآن]] | ||
[[رده:مدخلهای تلخیص شده]] | |||