فساد: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۵۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ نوامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۳: خط ۲۳:
{{اصلی|فساد اداری}}
{{اصلی|فساد اداری}}
فساد ممکن است مادی یا غیرمادی باشد. برای غیرمادی می‌‌توان کارمندی را مثال زد که برای [[پیشرفت]] در پایگاه و حمایت‎هایش [[هزینه]] خود را از راه امتیازات [[مردم]] در [[جامعه]] تأمین می‌کند. یک [[فاسد]] اداری [[اداره خود]] را به مثابه یک مؤسسه [[تجاری]] می‌نگرد که او می‌خواهد درآمدش را در آنجا به حداکثر برساند. واحد او به یک واحد حداکثر بر طبق [[قوانین]] [[بازار]] می‌شود. اندازه درآمد او به شرایط [[بازار]] و خدمتی که پیشنهاد می‌دهد و همچنین [[استعداد]] او برای پیدا کردن مشتریانی که درآمد او را به طور غیرقانونی به حداکثر برسانند. [[فساد اداری]] لزوماً به معنای [[قانون شکنی]] نیست. در جوامعی که قوانینی بر ضد [[فساد]] نیست در واقع قانونی نیست تا شکسته شود. در این حالت‎ها فساد به عنوان یک عمل غیراخلاقی و نادرست محکوم می‌شود<ref>صالحی، مصطفی، «عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام»، فصلنامه قانون یار، دوره ۴، شماره ۱۴، ص۱۱۱-۱۳۱.</ref>.<ref>[[مریم هاشمی|هاشمی]]، [[اسماعیل اسدی|اسدی]]، [[حسام‌الدین موسوی|موسوی]]، [[تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب (مقاله)|مقاله «تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب»]]</ref>
فساد ممکن است مادی یا غیرمادی باشد. برای غیرمادی می‌‌توان کارمندی را مثال زد که برای [[پیشرفت]] در پایگاه و حمایت‎هایش [[هزینه]] خود را از راه امتیازات [[مردم]] در [[جامعه]] تأمین می‌کند. یک [[فاسد]] اداری [[اداره خود]] را به مثابه یک مؤسسه [[تجاری]] می‌نگرد که او می‌خواهد درآمدش را در آنجا به حداکثر برساند. واحد او به یک واحد حداکثر بر طبق [[قوانین]] [[بازار]] می‌شود. اندازه درآمد او به شرایط [[بازار]] و خدمتی که پیشنهاد می‌دهد و همچنین [[استعداد]] او برای پیدا کردن مشتریانی که درآمد او را به طور غیرقانونی به حداکثر برسانند. [[فساد اداری]] لزوماً به معنای [[قانون شکنی]] نیست. در جوامعی که قوانینی بر ضد [[فساد]] نیست در واقع قانونی نیست تا شکسته شود. در این حالت‎ها فساد به عنوان یک عمل غیراخلاقی و نادرست محکوم می‌شود<ref>صالحی، مصطفی، «عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام»، فصلنامه قانون یار، دوره ۴، شماره ۱۴، ص۱۱۱-۱۳۱.</ref>.<ref>[[مریم هاشمی|هاشمی]]، [[اسماعیل اسدی|اسدی]]، [[حسام‌الدین موسوی|موسوی]]، [[تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب (مقاله)|مقاله «تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب»]]</ref>
==مبانی اسلام در خصوص فساد==
[[دین مبین اسلام]]، به عنوان کامل‎‌ترین [[دین الهی]]، در ذات خود با هر گونه [[انحراف]] و [[فساد]] مخالف بوده و بر [[پاکی]] و [[درستکاری]] تأکید دارد. این تأکید، مخصوصاً آن‎جا که به [[حقوق عمومی]] ([[بیت المال]]) مربوط می‌شود دارای ابعادی متفاوت و روشن است و به [[ضرورت]] رعایت [[حدود الهی]] و [[حق الناس]] متبلور می‌شود و آنچه از بررسی [[احادیث]] و [[روایات]] مشخص است، تأکید [[اسلام]] بر رعایت [[حدود الهی]] و [[حقوق مردم]] و نیز [[درستکاری]] و [[امانتداری]] [[کارگزاران حکومت]] است. در جای جای [[نهج البلاغه]] [[مبارزه]] حضرت{{ع}} با [[فساد اداری]] نمایان است. این [[مبارزه]] گاهی با [[توبیخ]] [[کارگزاری]] است که [[دعوت]] [[ثروتمندان]] را پذیرفته، و گاهی با [[توبیخ]] [[کارگزاری]] است که از [[بیت المال]] [[سوء استفاده]] کرده و گاهی با [[اعتراض]] به فردی است که از [[بیت المال]] بیشتر [[طلب]] کرده و گاهی... و گاهی... و گاهی... سخنان [[حکیمانه]] آن [[بزرگوار]]، در زمینه [[عدل و قسط]]، کتابی گویا و مکتبی [[نورانی]] برای همه عدالت‎خواهان و آزادی‎خواهان عالم تا [[قیامت]] است، از جمله این بیانات: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَفْضَلُ سَجِيَّةٍ}}؛ «[[عدالت]] [[برترین]] [[خصلت]] است»<ref>غررالحکم و دررالکلم.</ref>.
{{متن حدیث|يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۴۱.</ref>؛ «[[روز]] [[عدالت]] بر [[ستمگر]] سخت‌تر است از [[روز]] [[ستم]] بر [[مظلوم]]».
همان طور که اشاره شد سخن در این زمینه فراوان است و نمی‌توان علی{{ع}} را بدون [[عدالت]] و [[عدالت]] را بدون علی{{ع}} [[شناخت]] و یا معرفی کرد. گرچه علی{{ع}} جامع همه [[کمالات]] است لیکن برجستگی [[عدل]] در [[مکتب]] آن حضرت و نیاز به [[عدالت]] در [[جامعه بشریت]] و در عصر آن [[بزرگوار]] و همه عصرها به این موضوع جلوه خاصی داده است. از نظر [[اسلام]]، میان [[فساد]] [[حکومت]] و [[حاکمان]] و [[فساد]] [[مردم]]، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اگر [[حاکمان]]، خود [[فاسد]] باشند، بنابر اصل {{عربی|اَلنَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ}}، [[مردم]] نیز به [[فساد]] [[گرایش]] پیدا می‌کنند و اگر [[مردم]] [[فاسد]] باشند، [[حاکمان]] را نیز به سمت و سوی [[فساد]] خواهند کشاند و اگر آنان نیز [[مقاومت]] کنند، با [[شورش]] و... [[حاکمان]] [[صالح]] را از میان برخواهند و رئیسانی [[فاسد]] را بر سر کار خواهند نشاند، این، اصلی است غیر قابل [[انکار]] که با اندک تأملی، [[درستی]] آن، روشن می‌شود. در [[تاریخ]]، شواهد فراوانی را برای این اصل می‌‌توان یافت. یکی از بزرگ‎ترین [[اهداف]] [[پذیرش حکومت]] توسط [[امام علی]]{{ع}} [[مبارزه با ظلم]] و [[فساد]] و [[طغیان]]، [[تبعیض]]، [[بی‌عدالتی]] و [[احقاق حقوق]] [[مردم]] و [[حاکمیت اسلام]] اصیل و ایجاد [[اصلاحات]] همه جانبه، عمیق و گسترده و کارساز و فراگیر در [[جامعه اسلامی]] بود. نوع نگرش آن حضرت به [[حکومت]] و [[حاکمان]] و [[کارگزاران]] و [[بیت المال]] و [[بودجه]] و [[اموال عمومی]] و [[قدرت]] و [[اقتدار]] [[حکومت]] و [[قوای حاکم]] بر [[امت]] و [[رسالت]] و [[مسئولیت امام]] و [[رهبر]] و شیوه برخورد و رابطه و ارتباط و تعامل با [[مردم]] با [[مسئولیت‌پذیری]] هر چه بیشتر، امانت‎داری، [[وظیفه‌شناسی]]، [[تکلیف الهی]]، خدمتگزار [[مردم]] بودن، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[احقاق حقوق]] [[مردم]]، اجرای [[عدل و قسط]] و [[مبارزه با ظلم]] و [[فساد]] و [[فتنه]] و [[توطئه]]، ریشه‎کن کردن [[فساد]] در [[جامعه]]، [[مبارزه]] با جریان [[فساد]]، [[اصلاح]] ساختارها و روش‎‌ها، [[اصلاح]] [[مدیران]] و [[کارگزاران]]، [[نظارت]] و پی‌گیری همه جانبه امور، [[اطلاع‌رسانی]] و [[کسب اطلاعات]] از عملکرد [[مسئولان]] ذی ربط، شفافیت، [[مسئولیت]] متقابل [[والی]] و [[مردم]]، [[اصلاح]] [[ساختار قدرت]] در [[جامعه اسلامی]]، به‌کارگیری عناصر شایسته و [[با کفایت]] برای هر کاری و ایجاد نظامی کارآمد، مؤثر، مفید، کم [[هزینه]] و پر فایده، [[با کفایت]] و با [[لیاقت]]، [[منضبط]] و قانون‎‌گرا، [[ولایت]] پذیر و با [[ایمان]] و به دور از هر گونه [[سهل‌انگاری]] و [[ضعف نفس]] و با به‌کارگیری افراد [[متکبر]]، خود بزرگ بین و یا [[خشن]] و غیرکارآمد و [[متملق]] و [[چاپلوس]] و یا طالب [[مال]] و یا خواهان [[قدرت]] را در بیانات [[نورانی]] آن حضرت فراوان می‌‌توان یافت.
خطر مهمی که [[مسئولان]] و [[مدیران]] [[نظام اسلامی]] را [[تهدید]] می‌کند، تنها [[سوء استفاده مالی]] از موقعیت نیست بلکه توجیه [[شرعی]] این [[سوء استفاده]] برای پیدا کردن نوعی [[آرامش]] است که زمینه‌ساز [[ارتکاب گناهان]] بزرگ‎تر و تخلفات بیشتر است. یکی از این بدعت‎‌ها، مصلحت‎‌اندیشی در برابر [[احکام خدا]] و [[دستورات]] [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} بود. به فرموده مرحوم [[شرف]] الدین در کتاب «[[اجتهاد در مقابل نص]]»، در این رابطه مصادیق فراوانی را می‌‌توان ارائه کرد. برخی از [[اصحاب]] و [[خلفا]]، با وجود [[قرآن]] و [[سنت]]، صرفاً بر اساس تشخیص خود و مصلحت‌گرایی، احکامی را مطرح و طبق نظر خود عمل می‌کردند.<ref>[[مصطفی صالحی|صالحی، مصطفی]]، [[عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام (مقاله)|عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام]].</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش