مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۲: خط ۴۲:


== قرآن و امام مهدی {{ع}} ==
== قرآن و امام مهدی {{ع}} ==
برخی [[آیات قرآنی]] درباره [[آینده جهان]] و اینکه سرانجام، [[صالحان]] [[حکومت]] [[زمین]] را در دست می‌گیرند، به اشاره و تصریح سخن گفته‌اند. [[مفسران]] بر آن‌اند که این [[آیات]] [[نظر به امام مهدی]] {{ع}} دارند. پاره‌ای [[آیات]] دیگر نیز از [[ولایت باطنی امام]] [[مهدی]] {{ع}} سخن گفته‌اند. برخی از آیاتی که درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} آمده‌اند، عبارت‌اند از:
برخی [[آیات قرآنی]] درباره [[آینده جهان]] و اینکه سرانجام، [[صالحان]] [[حکومت]] [[زمین]] را در دست می‌گیرند، به اشاره و تصریح سخن گفته‌اند. [[مفسران]] بر آن‌اند که این [[آیات]] نظر به امام مهدی {{ع}} دارند. پاره‌ای [[آیات]] دیگر نیز از [[ولایت باطنی امام]] [[مهدی]] {{ع}} سخن گفته‌اند. برخی از آیاتی که درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} آمده‌اند، عبارت‌اند از:
 
#"ما در [[زبور]] پس از ذکر تورات‌ نوشته‌ایم که سرانجام [[زمین]] را [[بندگان]] شایسته ما به [[میراث]] می‌برند".<ref>{{متن قرآن| وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref> از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] است که این [[بندگان]] شایسته، [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} در آخر الزمان‌اند<ref>مجمع البیان‌، ۸- ۷/ ۶۶.</ref>.
#"ما در [[زبور]] پس از ذکر تورات‌ نوشته‌ایم که سرانجام [[زمین]] را [[بندگان]] [[شایسته]] ما به [[میراث]] می‌برند".<ref>{{متن قرآن| وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref> از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] است که این [[بندگان]] [[شایسته]]، [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} در آخر الزمان‌اند<ref>مجمع البیان‌، ۸- ۷/ ۶۶.</ref>.
#"ما می‌خواهیم بر [[مستضعفان]] منت نهیم و آنان را [[پیشوایان]] و وارثان زمین کنیم"<ref>{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ }}؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref>. [[امامان]] {{عم}} مراد این [[آیه]] را برپایی [[حکومت جهانی حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند<ref>نور الثقلین، ۵/ ۳۱۰ و ۳۱۱.</ref>.  
#"ما می‌خواهیم بر [[مستضعفان]] منت نهیم و آنان را [[پیشوایان]] و [[وارثان زمین]] کنیم"<ref>{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ }}؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref>. [[امامان]] {{عم}} مراد این [[آیه]] را برپایی [[حکومت جهانی حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند<ref>نور الثقلین، ۵/ ۳۱۰ و ۳۱۱.</ref>.  
#"[[خداوند]] به کسانی از شما که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، [[وعده]] داد که آنان را [[خلیفه]] روی [[زمین]] می‌سازد؛ همان سان که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و آیینی را که برای آنان پسندیده است، پابرجا می‌کند و [[ترس]] آنان را به [[امنیت]] مبدل می‌سازد"<ref>{{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}؛ سوره نور، آیه ۵۶.</ref>. [[امامان معصوم]] {{عم}} فرموده‌اند که این [[آیه]] نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} اشارت دارد. [[نقل]] کرده‌اند که [[حضرت زین العابدین]]، این [[آیه]] را خواند و فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اینان [[شیعه]] مایند. [[خداوند]] [[وعده]] خویش را برای آنان به دست مردی از ما تحقق می‌بخشد و او، [[مهدی این امت]] است". این مضمون، از [[امام باقر]] و [[امام جعفر صادق]] {{ع}} نیز [[نقل]] شده است<ref>مجمع البیان، ۸- ۷/ ۱۵۲.</ref>.
#"[[خداوند]] به کسانی از شما که [[ایمان]] آورده و کارهای [[شایسته]] کرده‌اند، [[وعده]] داد که آنان را [[خلیفه]] روی [[زمین]] می‌سازد؛ همان سان که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و آیینی را که برای آنان [[پسندیده]] است، پابرجا می‌کند و [[ترس]] آنان را به [[امنیت]] مبدل می‌سازد"<ref>{{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}؛ سوره نور، آیه ۵۶.</ref>. [[امامان معصوم]] {{عم}} فرموده‌اند که این [[آیه]] نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} اشارت دارد. [[نقل]] کرده‌اند که [[حضرت زین العابدین]]، این [[آیه]] را خواند و فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اینان [[شیعه]] مایند. [[خداوند]] [[وعده]] خویش را برای آنان به دست مردی از ما تحقق می‌بخشد و او، [[مهدی این امت]] است". این مضمون، از [[امام باقر]] و [[امام جعفر صادق]] {{ع}} نیز [[نقل]] شده است<ref>مجمع البیان، ۸- ۷/ ۱۵۲.</ref>.
#"ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! هر کس از شما از [[آیین]] خویش بازگردد، [[خداوند]] در [[آینده]] گروهی را می‌آورد که آنان را [[دوست]] دارد و آنان نیز او را [[دوست]] دارند؛ در برابر [[مؤمنان]] فروتن‌اند و در برابر [[کافران]] سرسخت و نیرومند. آنان به [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌کنند و از [[سرزنش]] سرزنش‌کنندگان [[بیم]] نمی‌برند"<ref>{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}؛
#"ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! هر کس از شما از [[آیین]] خویش بازگردد، [[خداوند]] در [[آینده]] گروهی را می‌آورد که آنان را [[دوست]] دارد و آنان نیز او را [[دوست]] دارند؛ در برابر [[مؤمنان]] فروتن‌اند و در برابر [[کافران]] سرسخت و نیرومند. آنان به [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌کنند و از [[سرزنش]] سرزنش‌کنندگان [[بیم]] نمی‌برند"<ref>{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}؛
سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایت]] است که [[امام صادق]] {{ع}} مراد این [[آیه شریف]] را [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته است<ref>سیمای حضرت مهدی در قرآن‌، ۱۱۸.</ref>. در برخی [[تفاسیر]] نیز آمده است که این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]] و [[اصحاب]] او نازل شده است که به [[راه خدا]] می‌جنگند و از چیزی [[پروا]] نمی‌کنند<ref>تفسیر قمی‌، ۱/ ۱۷۰.</ref>.
سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایت]] است که [[امام صادق]] {{ع}} مراد این [[آیه شریف]] را [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته است<ref>سیمای حضرت مهدی در قرآن‌، ۱۱۸.</ref>. در برخی [[تفاسیر]] نیز آمده است که این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]] و [[اصحاب]] او نازل شده است که به [[راه خدا]] می‌جنگند و از چیزی [[پروا]] نمی‌کنند<ref>تفسیر قمی‌، ۱/ ۱۷۰.</ref>.
#"[[بقیة الله]] برای شما [[مردم]] بهتر است اگر [[مؤمن]] باشید"<ref>{{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ }}؛ سوره هود، آیه۸۶.</ref>. از برخی [[روایات]] برمی‌آید که مراد از "[[بقیة الله]]" [[حضرت مهدی]] {{ع}} است؛ همانند روایتی که بنابر آن، کسی از [[امام صادق]] {{ع}} می‌پرسد: چون می‌خواهیم به [[حضرت قائم]] [[سلام]] گوییم، آیا می‌توانیم او را [[امیرالمؤمنین]] خطاب کنیم؟ فرمود: نه؛ این [[لقب]] را [[خداوند]] تنها به [[علی بن ابی‌طالب]] داده است. پرسید: او را چه خطاب کنیم؟ فرمود: بگویید: {{عربی|" السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ‏ ‏"}} آن گاه [[امام]] {{ع}} این [[آیه]] را بر زبان آورد: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ...}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است...» سوره هود، آیه ۸۶.</ref><ref>نور الثقلین‌، ۳/ ۳۱۱ و ۳۱۳.</ref> افزون بر این آیاتی دیگر نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و رخدادهای [[آخرالزمان]] و حوادث مقارن [[ظهور]] و پس از آن، [[تفسیر]] شده‌اند و در این [[تفسیر]] بر [[احادیث نبوی]] {{صل}} و [[علوی]] {{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} استناد گشته است. می‌توان گفت که در همه منابع تفسیری [[شیعه]] ذیل این [[آیات]]، از [[حضرت مهدی]] نیز یاد شده است. افزون بر این، کتبی نیز ویژه [[آیات]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} تألیف شده‌اند؛ از آن جمله است: [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجة]] نوشته [[سید هاشم بحرانی]]. این کتاب با نام‌ [[سیمای حضرت مهدی]] در قرآن‌ ترجمه شده است. نیز کتاب‌ المهدی فی القرآن‌ به قلم [[سید]] [[صادق]] [[حسینی]] شیرازی، بدین موضوع پرداخته است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437.</ref>.
#"[[بقیة الله]] برای شما [[مردم]] بهتر است اگر [[مؤمن]] باشید"<ref>{{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ }}؛ سوره هود، آیه۸۶.</ref>. از برخی [[روایات]] برمی‌آید که مراد از "[[بقیة الله]]" [[حضرت مهدی]] {{ع}} است؛ همانند روایتی که بنابر آن، کسی از [[امام صادق]] {{ع}} می‌پرسد: چون می‌خواهیم به [[حضرت قائم]] [[سلام]] گوییم، آیا می‌توانیم او را [[امیرالمؤمنین]] خطاب کنیم؟ فرمود: نه؛ این [[لقب]] را [[خداوند]] تنها به [[علی بن ابی‌طالب]] داده است. پرسید: او را چه خطاب کنیم؟ فرمود: بگویید: {{عربی|" السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ‏ ‏"}} آن گاه [[امام]] {{ع}} این [[آیه]] را بر زبان آورد: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ...}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است...» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>.<ref>نور الثقلین‌، ۳/ ۳۱۱ و ۳۱۳.</ref> افزون بر این آیاتی دیگر نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و رخدادهای [[آخرالزمان]] و حوادث مقارن [[ظهور]] و پس از آن، [[تفسیر]] شده‌اند و در این تفسیر بر احادیث نبوی {{صل}} و [[علوی]] {{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} استناد گشته است. می‌توان گفت که در همه منابع تفسیری [[شیعه]] ذیل این [[آیات]]، از [[حضرت مهدی]] نیز یاد شده است. افزون بر این، کتبی نیز ویژه [[آیات]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} تألیف شده‌اند؛ از آن جمله است: [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجة]] نوشته [[سید هاشم بحرانی]]. این کتاب با نام‌ [[سیمای حضرت مهدی]] در قرآن‌ ترجمه شده است. نیز کتاب‌ المهدی فی القرآن‌ به قلم [[سید]] [[صادق]] [[حسینی]] شیرازی، بدین موضوع پرداخته است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437.</ref>.


تفسیرهای معتبر [[اهل سنت]] نیز برخی [[آیات]] را درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[ظهور]] او دانسته‌اند. از آن جمله است: غرائب القرآن، نوشته [[نظام]] نیشابوری؛ کشاف‌ نوشته جارالله [[زمخشری]]؛ [[روح]] المعانی‌، نوشته شهاب الدین آلوسی [[بغدادی]]؛ المنار نوشته [[شیخ محمد عبده]] [[مصری]]<ref>خورشید مغرب‌، ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437-438.</ref>.
تفسیرهای معتبر [[اهل سنت]] نیز برخی [[آیات]] را درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[ظهور]] او دانسته‌اند. از آن جمله است: غرائب القرآن، نوشته [[نظام]] نیشابوری؛ کشاف‌ نوشته جارالله [[زمخشری]]؛ [[روح]] المعانی‌، نوشته شهاب الدین آلوسی [[بغدادی]]؛ المنار نوشته [[شیخ محمد عبده]] [[مصری]]<ref>خورشید مغرب‌، ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437-438.</ref>.
خط ۶۰: خط ۵۹:


[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:
[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:
# [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر. ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
# [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر. ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
# تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
# تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
# توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
# توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
# [[تعبیر خواب]]؛ [[تأویل]] به این معنا، هشت بار در سوره [[یوسف]] آمده است.
# تعبیر خواب؛ [[تأویل]] به این معنا، هشت بار در سوره [[یوسف]] آمده است.
# فرجام و حاصل کار؛ بر این اساس [[تأویل]] یک موضوع؛ یعنی، آنچه که آن موضوع، بدان منتهی می‌شود<ref>کهف، آیه ۷۸.</ref>.
# فرجام و حاصل کار؛ بر این اساس [[تأویل]] یک موضوع؛ یعنی، آنچه که آن موضوع، بدان منتهی می‌شود<ref>کهف، آیه ۷۸.</ref>.
# معنای چهارم- که در [[قرآن]] نیامده، ولی در [[کلام]] پیشینیان هست- عبارت است از: انتزاع مفهوم عام و گسترده، از آیه‌ای که در مورد خاصی نازل شده است... از [[تأویل]] به این معنا، گاهی به "بطن"؛ یعنی، معنای ثانوی و پوشیده‌ای که از ظاهر [[آیه]] به دست نمی‌آید، هم تعبیر شده است. در مقابل "ظهر"؛ یعنی، معنای اولیه‌ای که ظاهر [[آیه]] برحسب وضع و کاربرد، آن‌ معنا را می‌فهماند. این معنا دارای دامنه‌ای گسترده و ضامن عمومیت [[قرآن]] است و موجب می‌شود [[قرآن]] شامل تمام زمان‌ها و دوران‌ها باشد؛ زیرا اگر مفاهیم فراگیر، برگرفته شده از موارد خاص، نباشد؛ بسیاری از [[آیات قرآن]] بی‌ثمر می‌شود و فایده‌ای جز [[ثواب]] [[تلاوت]] و ترتیل آن نخواهد داشت<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۵ و ۲۶.</ref>. بی‌گمان در [[قرآن]]، [[آیات]] متشابهی وجود دارد که باید [[تأویل]] گردد؛ ولی جز [[خداوند]] و [[راسخان در علم]]، کسی آن را نمی‌داند<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. [[تأویل]] دارای شرایط و ملاک‌هایی است که در کتاب‌های مربوط بیان شده است.
# معنای چهارم- که در [[قرآن]] نیامده، ولی در [[کلام]] پیشینیان هست- عبارت است از: انتزاع مفهوم عام و گسترده، از آیه‌ای که در مورد خاصی نازل شده است... از [[تأویل]] به این معنا، گاهی به "بطن"؛ یعنی، معنای ثانوی و پوشیده‌ای که از ظاهر [[آیه]] به دست نمی‌آید، هم تعبیر شده است. در مقابل "ظهر"؛ یعنی، معنای اولیه‌ای که ظاهر [[آیه]] برحسب وضع و کاربرد، آن‌ معنا را می‌فهماند. این معنا دارای دامنه‌ای گسترده و ضامن عمومیت [[قرآن]] است و موجب می‌شود [[قرآن]] شامل تمام زمان‌ها و دوران‌ها باشد؛ زیرا اگر مفاهیم فراگیر، برگرفته شده از موارد خاص، نباشد؛ بسیاری از [[آیات قرآن]] بی‌ثمر می‌شود و فایده‌ای جز [[ثواب]] [[تلاوت]] و ترتیل آن نخواهد داشت<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۵ و ۲۶.</ref>. بی‌گمان در [[قرآن]]، [[آیات]] متشابهی وجود دارد که باید [[تأویل]] گردد؛ ولی جز [[خداوند]] و [[راسخان در علم]]، کسی آن را نمی‌داند<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. [[تأویل]] دارای شرایط و ملاک‌هایی است که در کتاب‌های مربوط بیان شده است.
# تطبیق‌: در [[آیات قرآن]]، مطالب فراوانی به لفظ عام بیان شده که در هر زمان، بر عده‌ای قابل انطباق است. گاهی نیز لفظ آیه‌ای "خاص" است؛ ولی معنای آن "عمومیت" دارد و شامل کسانی نیز می‌شود که شبیه آن عمل از آنان صادر شده است. با توجه به نکات یاد شده، برخی از [[آیات]] مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[انقلاب جهانی]] آن [[حضرت]] بدین شرح است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۱-۳۳.</ref>:
# تطبیق‌: در [[آیات قرآن]]، مطالب فراوانی به لفظ عام بیان شده که در هر زمان، بر عده‌ای قابل انطباق است. گاهی نیز لفظ آیه‌ای "خاص" است؛ ولی معنای آن "عمومیت" دارد و شامل کسانی نیز می‌شود که شبیه آن عمل از آنان صادر شده است. با توجه به نکات یاد شده، برخی از [[آیات]] مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[انقلاب جهانی]] آن حضرت بدین شرح است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۱-۳۳.</ref>:


== آیه اول ==
=== آیه اول ===
{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>. در این [[آیه]] به یکی از روشن‌ترین پاداش‌های دنیوی [[صالحان]] ([[حکومت]] روی [[زمین]])، اشاره شده است. در روایاتی چند، این رویداد مهم، در عصر [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته شده است.
{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>. در این [[آیه]] به یکی از روشن‌ترین پاداش‌های دنیوی [[صالحان]] ([[حکومت]] روی [[زمین]])، اشاره شده است. در روایاتی چند، این رویداد مهم، در عصر [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته شده است.


واژگان آیه‌:
واژگان آیه‌:
 
#"[[زبور]]" [[داود]] (یا به تعبیر کتاب‌های عهد قدیم مزامیر داود) عبارت است از: "مجموعه‌ای‌ از مناجات‌ها و نیایش‌ها و اندرزهای [[داود]] [[پیامبر]] {{صل}}".
#"[[زبور]]" [[داود]] (یا به تعبیر کتاب‌های [[عهد قدیم]] [[مزامیر داود]]) عبارت است از: "مجموعه‌ای‌ از مناجات‌ها و نیایش‌ها و اندرزهای [[داود]] [[پیامبر]] {{صل}}".
#"ذکر"، در اصل به معنای چیزی است که مایه تذکر و یادآوری باشد؛ ولی در این آیه- به قرینه معرفی آن قبل از زبور- به [[کتاب آسمانی]] [[حضرت موسی]] {{ع}}، ([[تورات]]) [[تفسیر]] شده است.
#"ذکر"، در اصل به معنای چیزی است که مایه تذکر و یادآوری باشد؛ ولی در این آیه- به قرینه معرفی آن قبل از زبور- به [[کتاب آسمانی]] [[حضرت موسی]] {{ع}}، ([[تورات]]) [[تفسیر]] شده است.
#"ارض"، به مجموع کره [[زمین]] گفته می‌شود؛ مگر اینکه قرینه خاصی در کار باشد.
#"ارض"، به مجموع کره [[زمین]] گفته می‌شود؛ مگر اینکه قرینه خاصی در کار باشد.
#"[[ارث]]"؛ یعنی، چیزی‌که بدون معامله و دادوستد، به کسی انتقال می‌یابد. در [[قرآن کریم]] گاهی به معنای تسلط و [[پیروزی]] یک [[قوم]] [[صالح]]، بر [[قوم]] ناشایست و در [[اختیار]] گرفتن موهبت‌ها و امکانات آنها گفته شده است<ref>ر. ک: اعراف، آیه ۱۳۷.</ref>. با توجه به اضافه شدن "[[بندگان]]" به "[[خدا]]"، [[ایمان]] و [[توحید]] آنان روشن می‌شود و با توجه به کلمه "صالحون"، همه [[شایستگی‌ها]] به ذهن می‌آید: عمل و [[تقوا]]، [[علم]] و [[آگاهی]]، [[قدرت]] و قوت، و [[تدبیر]] و [[نظم]] و [[درک]] [[اجتماعی]].
#"[[ارث]]"؛ یعنی، چیزی‌که بدون معامله و دادوستد، به کسی انتقال می‌یابد. در [[قرآن کریم]] گاهی به معنای تسلط و [[پیروزی]] یک [[قوم]] [[صالح]]، بر [[قوم]] ناشایست و در [[اختیار]] گرفتن موهبت‌ها و امکانات آنها گفته شده است<ref>ر.ک: اعراف، آیه ۱۳۷.</ref>. با توجه به اضافه شدن "[[بندگان]]" به "[[خدا]]"، [[ایمان]] و [[توحید]] آنان روشن می‌شود و با توجه به کلمه "صالحون"، همه شایستگی‌ها به ذهن می‌آید: عمل و [[تقوا]]، [[علم]] و [[آگاهی]]، [[قدرت]] و قوت، و [[تدبیر]] و [[نظم]] و [[درک]] [[اجتماعی]].


هنگامی که [[بندگان]] باایمان، این [[شایستگی‌ها]] را برای خود فراهم سازند، [[خداوند]] نیز [[یاری]] می‌کند تا آنان بر [[مستکبران]] [[غلبه]] یابند، دست‌های آلوده‌شان را از [[حکومت]] بر روی [[زمین]] کوتاه کنند و دارنده میراث‌های آنها گردند. بنابراین، تنها "[[استضعاف]]" [[دلیل]] بر [[پیروزی]] بر [[دشمنان]] و [[حکومت]] بر روی [[زمین]] نیست؛ بلکه وجود [[ایمان]] و کسب [[شایستگی‌ها]] بایسته است و [[مستضعفان]] [[جهان]] تا زمانی که این دو اصل را زنده نکنند، به [[حکومت]] روی [[زمین]] نخواهند رسید.
هنگامی که [[بندگان]] باایمان، این شایستگی‌ها را برای خود فراهم سازند، [[خداوند]] نیز [[یاری]] می‌کند تا آنان بر [[مستکبران]] [[غلبه]] یابند، دست‌های آلوده‌شان را از [[حکومت]] بر روی [[زمین]] کوتاه کنند و دارنده میراث‌های آنها گردند. بنابراین، تنها "[[استضعاف]]" [[دلیل]] بر [[پیروزی]] بر [[دشمنان]] و [[حکومت]] بر روی [[زمین]] نیست؛ بلکه وجود [[ایمان]] و کسب شایستگی‌ها بایسته است و [[مستضعفان]] [[جهان]] تا زمانی که این دو اصل را زنده نکنند، به [[حکومت]] روی [[زمین]] نخواهند رسید.


'''نکته‌ها:'''
'''نکته‌ها:'''
 
# [[آل محمد]] {{صل}}‌: در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این [[بندگان]] [[صالح]]، همانا [[آل محمد]] هستند که [[خداوند]]، مهدی‌ آنان را پس از کوشش ایشان [[مبعوث]] می‌کند. پس ایشان را [[عزت]] داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد". روشن است مفهوم این [[روایت]]، انحصار نیست؛ بلکه بیان یک مصداق عالی و آشکار است و این تفسیرها، هرگز عمومیت مفهوم [[آیه]] را محدود نمی‌کند. بنابراین در هر زمان و در هرجا [[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]] [[قیام]] کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام وارث زمین و [[حکومت]] آن خواهند شد.
# [[آل محمد]] {{صل}}‌: در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این [[بندگان]] [[صالح]]، همانا [[آل محمد]] هستند که [[خداوند]]، مهدی‌ آنان را پس از کوشش ایشان [[مبعوث]] می‌کند. پس ایشان را [[عزت]] داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد". روشن است مفهوم این [[روایت]]، انحصار نیست؛ بلکه بیان یک مصداق عالی و آشکار است و این تفسیرها، هرگز عمومیت مفهوم [[آیه]] را محدود نمی‌کند. بنابراین در هر زمان و در هرجا [[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]] [[قیام]] کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام [[وارث زمین]] و [[حکومت]] آن خواهند شد.
# [[بشارت]] [[حکومت صالحان]] در مزامیر داود: در مزامیر داود تعبیر یاد شده و یا مشابه آن، در چند مورد دیده می‌شود و نشان می‌دهد با تمام تحریفات موجود در این کتاب‌ها، این قسمت همچنان از دستبرد مصون مانده است.
# [[بشارت]] [[حکومت صالحان]] در [[مزامیر داود]]: در [[مزامیر داود]] تعبیر یاد شده و یا مشابه آن، در چند مورد دیده می‌شود و نشان می‌دهد با تمام تحریفات موجود در این کتاب‌ها، این قسمت همچنان از دستبرد مصون مانده است.
##"... شریران منقطع می‌شوند و اما متوکلان به [[خداوند]]، وارث زمین خواهند شد و حال اندک است که شریر نیست می‌شود؛ هرچند مکانش را استفسار نمایی، [[ناپیدا]] خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۹.</ref>.
##"... شریران منقطع می‌شوند و اما متوکلان به [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد و حال اندک است که شریر نیست می‌شود؛ هرچند مکانش را استفسار نمایی، [[ناپیدا]] خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۹.</ref>.
##"اما متواضعانه وارث زمین شده، از کثرت [[سلامتی]] شادکام خواهند شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۱۱.</ref>.
##"اما متواضعانه [[وارث زمین]] شده، از کثرت [[سلامتی]] شادکام خواهند شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۱۱.</ref>.
##"متبرکان [[خداوند]]، وارث زمین خواهند شد؛ اما ملعونان وی منقطع خواهند شد..."<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۷.</ref>.
##"متبرکان [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد؛ اما ملعونان وی منقطع خواهند شد..."<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۷.</ref>.
##"صدیقان وارث زمین شده، همیشه در آن ساکن خواهند بود"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۹.</ref>.
##"صدیقان [[وارث زمین]] شده، همیشه در آن ساکن خواهند بود"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۲۹.</ref>.
##"[[خداوند]] روزهای [[صالحان]] را می‌داند و [[میراث]] ایشان ابدی خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۱۸.</ref>. در این عبارت‌ها، عنوان "[[صالحان]]" که در [[قرآن]] آمده، با همان تعبیر در [[مزامیر داود]] به چشم می‌خورد. علاوه بر این تعبیرات دیگری نیز مانند صدیقان، متوکلان، متبرکان و متواضعان، در جمله‌های دیگر ذکر شده است. این تعبیرها، [[دلیل]] بر عمومیت [[حکومت]] "[[صالحان]]" است و با [[احادیث]] [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} تطبیق می‌کند.
##"[[خداوند]] روزهای [[صالحان]] را می‌داند و [[میراث]] ایشان ابدی خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۱۸.</ref>. در این عبارت‌ها، عنوان "[[صالحان]]" که در [[قرآن]] آمده، با همان تعبیر در [[مزامیر داود]] به چشم می‌خورد. علاوه بر این تعبیرات دیگری نیز مانند صدیقان، متوکلان، متبرکان و متواضعان، در جمله‌های دیگر ذکر شده است. این تعبیرها، [[دلیل]] بر عمومیت [[حکومت]] "[[صالحان]]" است و با [[احادیث]] [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} تطبیق می‌کند.
# [[حکومت صالحان]] یکی از [[قوانین]] آفرینش‌: باید دانست تمام این [[حکومت‌ها]]، برخلاف جهت [[آفرینش]] و [[قوانین]] [[جهان]] [[خلقت]] است و آنچه با آن هماهنگ است، همان [[حکومت صالحان]] باایمان است. [[نظام آفرینش]]، [[دلیل]] روشنی‌ بر پذیرش یک [[نظام]] صحیح [[اجتماعی]] در [[آینده]] است و این همان چیزی است که از [[آیه]] یاد شده و [[احادیث]] مربوط به [[قیام]] [[مصلح بزرگ جهانی]] استفاده می‌شود<ref>ر. ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، صص ۵۱۵- ۵۲۴.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۳، ۳۶.</ref>.
# [[حکومت صالحان]] یکی از [[قوانین]] آفرینش‌: باید دانست تمام این [[حکومت‌ها]]، برخلاف جهت [[آفرینش]] و [[قوانین]] [[جهان]] [[خلقت]] است و آنچه با آن هماهنگ است، همان [[حکومت صالحان]] باایمان است. نظام آفرینش، [[دلیل]] روشنی‌ بر پذیرش یک [[نظام]] صحیح [[اجتماعی]] در [[آینده]] است و این همان چیزی است که از [[آیه]] یاد شده و [[احادیث]] مربوط به [[قیام]] مصلح بزرگ جهانی استفاده می‌شود<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، صص ۵۱۵- ۵۲۴.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۳، ۳۶.</ref>


== آیه دوم ==
== آیه دوم ==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش