مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۲: خط ۱۲:


== پیشینه ==
== پیشینه ==
در مورد آیات [[مهدویت]] در [[قرآن]] نخست در منابع تفسیری و حدیثی [[شیعه]] و [[اهل سنت]] مطالبی آمده است از جمله از تفاسیر [[اهل سنت]] تفسیر [[قرآن کریم]] [[ابن کثیر]]<ref>ر. ک: تفسیر قرآن کریم، ج ۲، ص ۶۱۵ و ...</ref> و از [[شیعه]] تفسیر [[مجمع البیان]]، [[فضل بن حسن طبرسی|طبرسی]] و [[تفسیر عیاشی]] و [[تفسیر نور الثقلین]] [[عبدعلی بن جمعه حویزی|عروس حویزی]] و [[تفسیر البرهان]] [[سید هاشم بحرانی|محدث بحرانی]] و [[تفسیر صافی]] [[فیض کاشانی]] و [[تفسیر المیزان]] [[علامه طباطبایی|علامه محمد حسین طباطبایی]] و [[تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی|ناصر مکارم]] و [[تفسیر قرآن مهر]]، [[محمد علی رضایی اصفهانی]] و... جلد سیزدهم [[بحارالانوار]] [[علامه مجلسی]] و... مطالبی بیان شده است سپس کتاب‌ها و مقالات مستقل متعدد در این مورد نگارش یافته است از جمله:
در مورد آیات [[مهدویت]] در [[قرآن]] نخست در منابع تفسیری و حدیثی [[شیعه]] و [[اهل سنت]] مطالبی آمده است از جمله از تفاسیر [[اهل سنت]] تفسیر [[قرآن کریم]] [[ابن کثیر]]<ref>ر.ک: تفسیر قرآن کریم، ج ۲، ص ۶۱۵ و ...</ref> و از [[شیعه]] تفسیر [[مجمع البیان]]، [[فضل بن حسن طبرسی|طبرسی]] و [[تفسیر عیاشی]] و [[تفسیر نور الثقلین]] [[عبدعلی بن جمعه حویزی|عروس حویزی]] و [[تفسیر البرهان]] [[سید هاشم بحرانی|محدث بحرانی]] و [[تفسیر صافی]] [[فیض کاشانی]] و [[تفسیر المیزان]] [[علامه طباطبایی|علامه محمد حسین طباطبایی]] و [[تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی|ناصر مکارم]] و [[تفسیر قرآن مهر]]، [[محمد علی رضایی اصفهانی]] و... جلد سیزدهم [[بحارالانوار]] [[علامه مجلسی]] و... مطالبی بیان شده است سپس کتاب‌ها و مقالات مستقل متعدد در این مورد نگارش یافته است از جمله:
# [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجه (کتاب)|المحجة فیما نزل فی القائم الحجه]]، [[سید هاشم بحرانی]] (۱۱۰۷ ق)، ترجمه: [[سیمای حضرت مهدی در قرآن (کتاب)|سیمای حضرت مهدی در قرآن]]، [[مهدی حائری قزوینی]]، تهران، ۱۳۷۴، آفاق. (۱۲۰ آیه را به ترتیب نزول جمع کرده و روایات آنها.)
# [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجه (کتاب)|المحجة فیما نزل فی القائم الحجه]]، [[سید هاشم بحرانی]] (۱۱۰۷ ق)، ترجمه: [[سیمای حضرت مهدی در قرآن (کتاب)|سیمای حضرت مهدی در قرآن]]، [[مهدی حائری قزوینی]]، تهران، ۱۳۷۴، آفاق. (۱۲۰ آیه را به ترتیب نزول جمع کرده و روایات آنها.)
# [[معجم احادیث الامام المهدی (کتاب)|معجم احادیث الامام المهدی]] {{ع}}، مؤسسة المعارف الاسلامیه، الجزء السابع، الآیات المفسر. (تحت اشراف شیخ [[علی کورانی]]، ۱۴۱۱ ق، جامع‌ترین کتاب در این زمینه است که بیش از ۳۰۰ آیه را جمع کرده ولی آیه ۱۸ سوره محمد {{صل}} را ذکر نکرده است.
# [[معجم احادیث الامام المهدی (کتاب)|معجم احادیث الامام المهدی]] {{ع}}، مؤسسة المعارف الاسلامیه، الجزء السابع، الآیات المفسر. (تحت اشراف شیخ [[علی کورانی]]، ۱۴۱۱ ق، جامع‌ترین کتاب در این زمینه است که بیش از ۳۰۰ آیه را جمع کرده ولی آیه ۱۸ سوره محمد {{صل}} را ذکر نکرده است.
خط ۵۴: خط ۵۴:
در [[قرآن کریم]] ۳۲۴ [[آیه]] وجود دارد که بر اساس [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} با [[مهدویت]] مرتبط است و در این مورد کتاب‌ها و مقالات مستقل و غیر مستقل زیادی [[نگارش]] یافته است. البته دلالت این [[آیات]] و اعتبار [[روایات]] ذیل آن‌ها یکسان نیست. بلکه احادیثی که ذیل این [[آیات]] [[نقل]] شده گاهی به [[تفسیر]] [[آیات]] و گاهی به [[تأویل]] و بطن و گاهی به تطبیق ([[جری]]) [[آیات]] اشاره دارد. همان طور که این [[آیات]] و [[روایات]] به موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[نظامی]] و [[تاریخی]] [[مهدویت]] اشاره دارد.
در [[قرآن کریم]] ۳۲۴ [[آیه]] وجود دارد که بر اساس [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} با [[مهدویت]] مرتبط است و در این مورد کتاب‌ها و مقالات مستقل و غیر مستقل زیادی [[نگارش]] یافته است. البته دلالت این [[آیات]] و اعتبار [[روایات]] ذیل آن‌ها یکسان نیست. بلکه احادیثی که ذیل این [[آیات]] [[نقل]] شده گاهی به [[تفسیر]] [[آیات]] و گاهی به [[تأویل]] و بطن و گاهی به تطبیق ([[جری]]) [[آیات]] اشاره دارد. همان طور که این [[آیات]] و [[روایات]] به موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[نظامی]] و [[تاریخی]] [[مهدویت]] اشاره دارد.


[[آینده]] روشن [[بشریت]] در پرتو [[منجی]] [[آخرالزمان]] از موضوعاتی است که در [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ر. ک: کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷، ش ۹ ـ ۱۸ و مزمور ۹۶، ش ۱۰ ـ ۱۳ و نیز ملحقات عهد جدید، نامه دوم به پولوس، باب سوم و نیز در کتاب مقدس هندوها اوپانیشادها، ص ۷۳۷ و نیز در زرتشتی‌ها کتاب جاماسب نامه ۱۲۱.</ref>. و در [[اسلام]] نیز مسأله [[مهدویت]] در [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>ر. ک: بحارالانوار، مجلسی، ج ۱۳.</ref> و حتی در برخی [[روایات]] نام و مشخصات [[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}} آمده است<ref>ر. ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی.</ref>.
[[آینده]] روشن [[بشریت]] در پرتو [[منجی]] [[آخرالزمان]] از موضوعاتی است که در [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ر.ک: کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷، ش ۹ ـ ۱۸ و مزمور ۹۶، ش ۱۰ ـ ۱۳ و نیز ملحقات عهد جدید، نامه دوم به پولوس، باب سوم و نیز در کتاب مقدس هندوها اوپانیشادها، ص ۷۳۷ و نیز در زرتشتی‌ها کتاب جاماسب نامه ۱۲۱.</ref>. و در [[اسلام]] نیز مسأله [[مهدویت]] در [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>ر.ک: بحارالانوار، مجلسی، ج ۱۳.</ref> و حتی در برخی [[روایات]] نام و مشخصات [[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}} آمده است<ref>ر.ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی.</ref>.


البته در [[قرآن کریم]] به صورت صریح نام "[[امام مهدی|مهدی]]" (= [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}}) نیامده است بلکه نام هیچ کدام از [[امامان]] {{عم}} بیان نشده است. البته حکمت‌هایی برای این مطلب گفته شده از جمله اینکه اولاً [[قرآن]] در صدد نام بردن از [[صحابیان]] و بستگان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} نبوده است مگر در موارد استثنائی مثل داستان [[زید]]<ref>{{متن قرآن| وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> و [[ابولهب]]<ref>{{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}؛ سوره مسد، آیه ۱.</ref> که برای بیان مطلبی (همچون [[حکم]] [[ازدواج]] [[زید]] و نفرین بر [[ابولهب]]) نام آنها [[ضرورت]] داشته است. ازاین رو در موارد متعددی، مطالب مربوط به [[زنان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] و [[منافقان]] مشهور در [[قرآن]] آمده است ولی نامی از آنها برده نشده است<ref>نک: سوره تحریم، سوره منافقین، و ...</ref>. و ثانیاً نام بردن افراد، موجب انگیزش حب و بغض‌های متعدد و [[زمینه‌ساز]] [[تحریف قرآن]] می‌شود. و ثالثاً در برخی [[احادیث]] از [[امام صادق]] {{ع}} در مورد نام [[امام علی|علی]] و [[اهل بیت]] {{عم}} که در [[قرآن]] نیامده است پرسش شد و ایشان به [[نماز]] اشاره کردند که [[حکم]] آن در [[قرآن]] نازل شده ولی از سه یا چهار رکعت بودن آن نامی به میان نیامده است تا خود [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] این قسمت را برای آنان [[تفسیر]] شده کند<ref>وافی، ج۲، باب ۳۰، (ما نص الله و رسوله علیهم).</ref>‌. ولی در [[احادیث]] و [[تفاسیر]] سیصد و بیست و چهار [[آیه]] مرتبط با وجود [[مقدس]] [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} شمرده شده است<ref>ر. ک: ادامه همین نوشتار.</ref> که دلالت‌های آنها یکسان نیست بلکه گاهی [[تفسیر]]، [[تأویل]]، تطبیق ([[جری]]) و ... است و اعتبار [[احادیث]] تفسیری آنها نیز یکسان نیست.
البته در [[قرآن کریم]] به صورت صریح نام "[[امام مهدی|مهدی]]" (= [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}}) نیامده است بلکه نام هیچ کدام از [[امامان]] {{عم}} بیان نشده است. البته حکمت‌هایی برای این مطلب گفته شده از جمله اینکه اولاً [[قرآن]] در صدد نام بردن از [[صحابیان]] و بستگان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} نبوده است مگر در موارد استثنائی مثل داستان [[زید]]<ref>{{متن قرآن| وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> و [[ابولهب]]<ref>{{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}؛ سوره مسد، آیه ۱.</ref> که برای بیان مطلبی (همچون [[حکم]] [[ازدواج]] [[زید]] و نفرین بر [[ابولهب]]) نام آنها [[ضرورت]] داشته است. ازاین رو در موارد متعددی، مطالب مربوط به [[زنان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] و [[منافقان]] مشهور در [[قرآن]] آمده است ولی نامی از آنها برده نشده است<ref>نک: سوره تحریم، سوره منافقین، و ...</ref>. و ثانیاً نام بردن افراد، موجب انگیزش حب و بغض‌های متعدد و [[زمینه‌ساز]] [[تحریف قرآن]] می‌شود. و ثالثاً در برخی [[احادیث]] از [[امام صادق]] {{ع}} در مورد نام [[امام علی|علی]] و [[اهل بیت]] {{عم}} که در [[قرآن]] نیامده است پرسش شد و ایشان به [[نماز]] اشاره کردند که [[حکم]] آن در [[قرآن]] نازل شده ولی از سه یا چهار رکعت بودن آن نامی به میان نیامده است تا خود [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] این قسمت را برای آنان [[تفسیر]] شده کند<ref>وافی، ج۲، باب ۳۰، (ما نص الله و رسوله علیهم).</ref>‌. ولی در [[احادیث]] و [[تفاسیر]] سیصد و بیست و چهار [[آیه]] مرتبط با وجود [[مقدس]] [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} شمرده شده است<ref>ر.ک: ادامه همین نوشتار.</ref> که دلالت‌های آنها یکسان نیست بلکه گاهی [[تفسیر]]، [[تأویل]]، تطبیق ([[جری]]) و ... است و اعتبار [[احادیث]] تفسیری آنها نیز یکسان نیست.


[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:
[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:
# [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر. ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
# [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر.ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
# تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
# تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
# توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
# توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش