←جستارهای وابسته
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
== جنبههای اخلاقی == | == جنبههای اخلاقی == | ||
بازار مکانی است که زمینه [[لغزش]] و [[گناه]] در آن وجود دارد و بخشی از گناهها هنگام برخورد و دیدن افراد است. گاهی این لغزشها جنبه [[اقتصادی]] و [[مالی]] دارد و گاه جنبه [[فرهنگی]]؛ ممکن است افرادی برای [[زنان]] [[متدین]]، مشکل ایجاد کنند، یا زنان، مردانی را در دام [[مکر]] خود گرفتار آورند. | بازار مکانی است که زمینه [[لغزش]] و [[گناه]] در آن وجود دارد و بخشی از گناهها هنگام برخورد و دیدن افراد است. گاهی این لغزشها جنبه [[اقتصادی]] و [[مالی]] دارد و گاه جنبه [[فرهنگی]]؛ ممکن است افرادی برای [[زنان]] [[متدین]]، مشکل ایجاد کنند، یا زنان، مردانی را در دام [[مکر]] خود گرفتار آورند. | ||
| خط ۶۰: | خط ۵۹: | ||
# '''خرید از کسی که [[انسان]] را نمیشناسد:''' به رغم آنکه معامله با هر کسی [[مباح]] است و هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد، اگر فردی احتمال میدهد که فروشنده به سبب آشنایی و [[حجب و حیا]]، قیمت کالا را تقلیل بدهد یا جنس مرغوبتری را با قیمت عادی در [[اختیار]] او بگذارد یا هر گونه امتیازی برای او قائل شود، شایسته است که با او وارد معامله نشود. این نکته به ویژه درباره مسئولانی که میخواهند از بازار خرید کنند یا [[منزل]] و ملکی بخرند اهمیت فوقالعادهای دارد. [[امیرمؤمنان]] {{ع}} برای [[نظارت]] یا خرید به گونهای در بازار تردد میکردند که [[مردم]] [[گمان]] میکردند او عربی بیابانی است. میگویند حضرت برای خرید پیراهنی به بازار کرباس فروشان رفتند و وارد مغازه پیرمردی که پیراهن میفروخت شدند. امام به پیرمرد فرمودند: یک پیراهن سه درهمی برایم بیاور. پیرمرد ایشان را [[شناخت]] و [[احترام]] کرد؛ ولی حضرت با او وارد معامله نشدند و به مغازه دیگری رفتند. صاحب آن مغازه نیز [[امام]] را شناخت و مولا از او نیز خرید نکردند. سرانجام وارد سومین مغازه شدند و از نوجوانی که ایشان را نمیشناخت، خرید کردند<ref>احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ج۱، ص۵۲۸، ح۸۷۸.</ref>. | # '''خرید از کسی که [[انسان]] را نمیشناسد:''' به رغم آنکه معامله با هر کسی [[مباح]] است و هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد، اگر فردی احتمال میدهد که فروشنده به سبب آشنایی و [[حجب و حیا]]، قیمت کالا را تقلیل بدهد یا جنس مرغوبتری را با قیمت عادی در [[اختیار]] او بگذارد یا هر گونه امتیازی برای او قائل شود، شایسته است که با او وارد معامله نشود. این نکته به ویژه درباره مسئولانی که میخواهند از بازار خرید کنند یا [[منزل]] و ملکی بخرند اهمیت فوقالعادهای دارد. [[امیرمؤمنان]] {{ع}} برای [[نظارت]] یا خرید به گونهای در بازار تردد میکردند که [[مردم]] [[گمان]] میکردند او عربی بیابانی است. میگویند حضرت برای خرید پیراهنی به بازار کرباس فروشان رفتند و وارد مغازه پیرمردی که پیراهن میفروخت شدند. امام به پیرمرد فرمودند: یک پیراهن سه درهمی برایم بیاور. پیرمرد ایشان را [[شناخت]] و [[احترام]] کرد؛ ولی حضرت با او وارد معامله نشدند و به مغازه دیگری رفتند. صاحب آن مغازه نیز [[امام]] را شناخت و مولا از او نیز خرید نکردند. سرانجام وارد سومین مغازه شدند و از نوجوانی که ایشان را نمیشناخت، خرید کردند<ref>احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ج۱، ص۵۲۸، ح۸۷۸.</ref>. | ||
# '''چانه زدن خریدار:''' از [[روایات]] حضرت برمیآید که چانهزدن هنگام خرید، مطلوب است. در این باره، امام فرمودهاند: «در معاملاتی که انجام میدهی چانه بزن؛ [[انسانی]] مغبون نه ستوده است و نه مأجور»<ref>شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲، ج۱۰.</ref>. همچنان که پیش گفته آمد، در جریان خرید دو پیراهن به هفت درهم، حضرت فرمود که من با او چانه زدم و او نیز با من چانه زد و سرانجام معامله با [[رضایت]] انجام شد<ref>نیشابوری، محمد بن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص۵۳۷ ـ ۵۴۱؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص ۶۹۳ - ۶۹۶.</ref> | # '''چانه زدن خریدار:''' از [[روایات]] حضرت برمیآید که چانهزدن هنگام خرید، مطلوب است. در این باره، امام فرمودهاند: «در معاملاتی که انجام میدهی چانه بزن؛ [[انسانی]] مغبون نه ستوده است و نه مأجور»<ref>شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲، ج۱۰.</ref>. همچنان که پیش گفته آمد، در جریان خرید دو پیراهن به هفت درهم، حضرت فرمود که من با او چانه زدم و او نیز با من چانه زد و سرانجام معامله با [[رضایت]] انجام شد<ref>نیشابوری، محمد بن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص۵۳۷ ـ ۵۴۱؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص ۶۹۳ - ۶۹۶.</ref> | ||
== تنظیم بازار == | |||
{{اصلی|تنظیم بازار}} | |||
در بازار، عرضه و تقاضا صورت میگیرد و هر گاه یکی از این دو (تقاضا یا عرضه) فزونی یابد، با [[حفظ]] بقیه شرایط، قیمت نوسان پیدا میکند. در عرضه زیاد، قیمت کاهش و در تقاضای زیاد، قیمت افزایش مییابد. در هر دو صورت، [[دولت]] به طور مستقیم یا غیرمستقیم در بازار [[نظارت]] یا دخالت میکند تا عرضه و تقاضا یکسان گردد و قیمتها با نوسان شدید روبهرو نشود. بنابراین، تنظیم بازار را میتوان دخالت یا نظارت مستقیم یا غیرمستقیم دولت در بازار دانست که میکوشد عرضه و تقاضا را به صورت متوازن برقرار سازد تا هیچ یک از [[تولید]] کننده یا [[مصرف]] کننده دچار ضرر و [[زیان]] نشوند در فرایند عرضه و تقاضا، ممکن است عدهای با سوءاستفاده و از راه [[احتکار]] یا [[گرانفروشی]] بخواهند تنظیم بازار را به هم بزنند و با کاهش موقتی عرضه، در افزایش قیمتها مؤثر شوند که دولت موظف است در این موارد دخالت کند و جلو این کار را بگیرد<ref>[[مهدی محمدی صیفار|محمدی صیفار، مهدی]]، [[اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی (کتاب)|اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی]]، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
== نظارت بر بازار == | |||
{{اصلی|نظارت بر بازار}} | |||
بازارها از ابتدای [[تشکیل دولت اسلامی]] در [[مدینه]]، تحت نظارت و [[مراقبت]] بود. [[پیامبر]] بر انباری از طعام گذر کرد؛ دستش را در آن فرو برد و رطوبتی در آن یافت، و به صاحب آن فرمود: این چیست؟ گفت: یا [[رسول الله]] [[باران]] بر آن باریده است. پس فرمود: چرا آن را بر روی طعام نگذاشتهای تا [[مردم]] ببینند؟ هر که [[خیانت]] ورزد از ما نیست<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۵۶.</ref>. حضرت امر نظارت بر بازارها را به مأموری خاص محول فرمود. | |||
نظارت بر بازار در [[زمان]] [[خلفا]] نیز ادامه یافت<ref>عمر بن خطلاب هنگام خلافت، تازیانه در دست، در بازارها میگشت و به وضع بازاریان رسیدگی، و میان آنان داوری میکرد. (تاریخ الطبری، ج۴، ص۲۲۴).</ref>. در [[احادیث]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز عنایتی آشکارا به بازار و نظارت بر آن مشاهده میکنیم. حضرت به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر بازارها نظارت میکرد. امیرالمؤمنین {{ع}} در بازار راه میرفت و اگر کم فروشی یا تقلبی مشاهده میکرد، فرد خطاکار را با تازیانهای که در دست داشت، [[تنبیه]] مینمود. آن حضرت افزون بر اینکه هر [[روز]] یا هر چند روز یک بار، به بازارها میرفت و بازاریان و تجار را [[نصیحت]] مینمود و [[احکام اسلام]] را برایشان بازگو و دعاوی را حل و فصل میکرد، به طور مستمر بر کیفیت [[خرید و فروش]] و سطح قیمتها [[نظارت]] داشت و در صورت مشاهده هرگونه تخلف و تجاوزی، خود وارد عمل میشد و [[حق]] [[مظلوم]] را میستاند و به [[یاری]] [[ضعیفان]] میشتافت<ref>[[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۵۱۶.</ref>. | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||
{{مدخل وابسته}} | |||
* [[اقتصاد]] | |||
* [[تجارت]] | * [[تجارت]] | ||
* [[تنظیم بازار]] | |||
* [[نظارت بر بازار]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۷۰: | خط ۸۴: | ||
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']] | # [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بازار - معموری (مقاله)|مقاله «بازار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']] | ||
# [[پرونده:1368105.jpg|22px]] [[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۷''']] | # [[پرونده:1368105.jpg|22px]] [[محمد تقی نظرپور|نظرپور، محمد تقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۷''']] | ||
# [[پرونده:IM010602.jpg|22px]] [[مهدی محمدی صیفار|محمدی صیفار، مهدی]]، [[اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی (کتاب)|'''اندیشه و روش اصلاح جامعه از دیدگاه امام علی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||