دنیاداری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۹۳۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ ژانویهٔ ۲۰۲۴
جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴۳: خط ۴۳:
ثانیاً مراد از دنیا در مقابل آخرت، دنیای بازدارنده از آخرت است که پیش از این توضیح داده شد. پس، از دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}} دنیا یا از آخرت باز می‎دارد که در مقابل آن قرار دارد و نکوهیده است؛ یا بازدارنده نیست که در این صورت، یا مددکار آخرت است که پسندیده است و به آن آخرت می‌گویند؛ یا نه بازدارنده است و نه مددکار (در حد مباحات به معنای اخص) که در کنار دنیا، است نه مقابل آن؛ نه نکوهیده است و نه [[ستایش]] شده.
ثانیاً مراد از دنیا در مقابل آخرت، دنیای بازدارنده از آخرت است که پیش از این توضیح داده شد. پس، از دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}} دنیا یا از آخرت باز می‎دارد که در مقابل آن قرار دارد و نکوهیده است؛ یا بازدارنده نیست که در این صورت، یا مددکار آخرت است که پسندیده است و به آن آخرت می‌گویند؛ یا نه بازدارنده است و نه مددکار (در حد مباحات به معنای اخص) که در کنار دنیا، است نه مقابل آن؛ نه نکوهیده است و نه [[ستایش]] شده.


۴. آن‎چه بر ستایش [[فقر]] دلالت دارد: فقر در برخی روایات، خوب یا نشانه امری پسندیده شناسانده شده است؛ مانند سخن [[امام صادق]]{{ع}} که افزایش ایمانِ [[بنده]] را موجب بیش‎تر شدن تنگ دستی‌اش در معاش معرفی کرده<ref>بحارالانوار، ج۶۹ ص۹، به نقل از اصول کافی؛ البته امام علی{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْمَصَائِبُ بِالسَّوِيَّةِ مَقْسُومَةٌ بَيْنَ الْبَرِيَّةِ}}؛ (تحف العقول، ص۱۵۳) و این بدان معنا است که هر کس به نوعی مصیبت دارد یکی در فقر و دیگری در چیز دیگر.</ref>، یا گفتار [[حضرت رسول]]{{صل}} در [[نکوهش]] [[انسان]] که چرا [[فقر]] را [[دوست]] ندارد؛ در حالی که باعث آسان شدن حساب در [[آخرت]] است<ref>بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۹، به نقل از الخصال.</ref>. [[پیامبر]] فقر را [[فخر]] خود دانسته است.<ref>بحار الانوار، ج۷۰، ص۱۰۷، به نقل از المجالس.</ref> افزون بر این، پاداشی که به [[صبر]] و [[رضا]] و [[شکر]] در برابر فقر داده می‌شود<ref>خود فقر ثواب ندارد؛ بلکه ثواب‌های مذکور، از آن صبر و رضا و شکر است؛ زیرا ثواب به فعل اختیاری تعلق می‌گیرد؛ با وجود این، شاید بتوان گفت: گرچه فقر موجب ثواب نیست، سبب کاهش عذاب می‌شود؛ چنان که حضرت امیر{{ع}} درباره مرض و بیماری فرمود: «خدا آن‌چه را از آن شکایت داری، موجب کاستن گناهانت قرار داد؛ چه در بیماری پاداشی نیست؛ لیکن گناهان را می‌برد و آنها را چونان برگ پاییزی می‌ریزد. همانا پاداش در گفتار به زبان، و کردار با گام‌ها و دستان است». (نهج البلاغه، حکمت ۴۲، ص۶۳۲) نیز ر.ک: بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۴ و ۱۹.</ref>، برای غیر [[فقیر]] قابل دست‌یابی نیست.
۴. آن‎چه بر ستایش [[فقر]] دلالت دارد: فقر در برخی روایات، خوب یا نشانه امری پسندیده شناسانده شده است؛ مانند سخن [[امام صادق]]{{ع}} که افزایش ایمانِ [[بنده]] را موجب بیش‎تر شدن تنگ دستی‌اش در معاش معرفی کرده<ref>بحارالانوار، ج۶۹ ص۹، به نقل از اصول کافی؛ البته امام علی{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْمَصَائِبُ بِالسَّوِيَّةِ مَقْسُومَةٌ بَيْنَ الْبَرِيَّةِ}}؛ (تحف العقول، ص۱۵۳) و این بدان معنا است که هر کس به نوعی مصیبت دارد یکی در فقر و دیگری در چیز دیگر.</ref>، یا گفتار [[حضرت رسول]]{{صل}} در [[نکوهش]] [[انسان]] که چرا [[فقر]] را [[دوست]] ندارد؛ در حالی که باعث آسان شدن حساب در [[آخرت]] است<ref>بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۹، به نقل از الخصال.</ref>. [[پیامبر]] فقر را [[فخر]] خود دانسته است.<ref>بحار الانوار، ج۷۰، ص۱۰۷، به نقل از المجالس.</ref> افزون بر این، پاداشی که به [[صبر]] و [[رضا]] و [[شکر]] در برابر فقر داده می‌شود<ref>خود فقر ثواب ندارد؛ بلکه ثواب‌های مذکور، از آن صبر و رضا و شکر است؛ زیرا ثواب به فعل اختیاری تعلق می‌گیرد؛ با وجود این، شاید بتوان گفت: گرچه فقر موجب ثواب نیست، سبب کاهش عذاب می‌شود؛ چنان که حضرت امیر{{ع}} درباره مرض و بیماری فرمود: «خدا آن‌چه را از آن شکایت داری، موجب کاستن گناهانت قرار داد؛ چه در بیماری پاداشی نیست؛ لکن گناهان را می‌برد و آنها را چونان برگ پاییزی می‌ریزد. همانا پاداش در گفتار به زبان، و کردار با گام‌ها و دستان است». (نهج البلاغه، حکمت ۴۲، ص۶۳۲) نیز ر.ک: بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۴ و ۱۹.</ref>، برای غیر [[فقیر]] قابل دست‌یابی نیست.


[[حضرت علی]]{{ع}} در برخورد با [[علاء بن زیاد]] [[حارثی]] که [[خانه]] بسیار مجلل و بزرگی داشت فرمود:
[[حضرت علی]]{{ع}} در برخورد با [[علاء بن زیاد]] [[حارثی]] که [[خانه]] بسیار مجلل و بزرگی داشت فرمود:
خط ۶۲: خط ۶۲:
این [[آیات]] و [[روایات]]، [[طلب دنیا]] در حد [[کفاف]] را [[نیکو]] می‌داند؛ اما مطلوب بودن آن بیش از حد کفاف را [[اثبات]] نمی‌کند. روایاتی وجود دارد که از آنها مطلوب بودن دنیا بیش از حد کفاف استفاده شده است. این روایات که از [[امام صادق]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} رسیده، به دو دسته قابل تقسیم است:
این [[آیات]] و [[روایات]]، [[طلب دنیا]] در حد [[کفاف]] را [[نیکو]] می‌داند؛ اما مطلوب بودن آن بیش از حد کفاف را [[اثبات]] نمی‌کند. روایاتی وجود دارد که از آنها مطلوب بودن دنیا بیش از حد کفاف استفاده شده است. این روایات که از [[امام صادق]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} رسیده، به دو دسته قابل تقسیم است:
دسته نخست، طلب دنیا را به [[انگیزه]] [[احسان]] به [[همسایگان]]<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱، ح۵، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، انجام [[کارهای نیک]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، [[آینده نگری]] برای [[خانواده]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، و ترک [[بیکاری]] و [[پرهیز]] از معایب بیکاری<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، سفارش کرده است. در این [[روایات]]، اولاً [[طلب دنیا]] به [[انگیزه]] کارهای دیگری مطلوب شمرده شده و مطلوبیت آن، غیری است و ثانیاً در هیچ یک از این روایات، [[مصرف]] به اندازه [[رفاه]] سفارش نشده؛ بلکه [[دارایی]] بیش از حد [[کفاف]] به دلیل مصرف در امور دیگر یا مصرف در [[آینده]] توصیه شده است.
دسته نخست، طلب دنیا را به [[انگیزه]] [[احسان]] به [[همسایگان]]<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱، ح۵، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، انجام [[کارهای نیک]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، [[آینده نگری]] برای [[خانواده]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، و ترک [[بیکاری]] و [[پرهیز]] از معایب بیکاری<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، سفارش کرده است. در این [[روایات]]، اولاً [[طلب دنیا]] به [[انگیزه]] کارهای دیگری مطلوب شمرده شده و مطلوبیت آن، غیری است و ثانیاً در هیچ یک از این روایات، [[مصرف]] به اندازه [[رفاه]] سفارش نشده؛ بلکه [[دارایی]] بیش از حد [[کفاف]] به دلیل مصرف در امور دیگر یا مصرف در [[آینده]] توصیه شده است.
دسته دوم، نفس طلب دنیا بیش از کفاف را مطلوب دانسته است. محمدبن عذافر می‌گوید:
دسته دوم، نفس طلب دنیا بیش از کفاف را مطلوب دانسته است. محمد بن عذافر می‌گوید:
[[امام صادق]]{{ع}} هزار و هفتصد دینار به پدرم داد و فرمود: با آن برای من [[تجارت]] کن و من به [[سود]] آن رغبتی ندارم با آن‌که سود، خواستنی و مرغوب است؛ اما دوست دارم [[خدای عزیز]] و جلیل مرا ببیند در پی فوایدی می‌روم که او قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۶، ح۱، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} هزار و هفتصد دینار به پدرم داد و فرمود: با آن برای من [[تجارت]] کن و من به [[سود]] آن رغبتی ندارم با آن‌که سود، خواستنی و مرغوب است؛ اما دوست دارم [[خدای عزیز]] و جلیل مرا ببیند در پی فوایدی می‌روم که او قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۶، ح۱، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>.


خط ۱۷۵: خط ۱۷۵:
گروهی دیگر، با [[اعمال]] [[آخرت]]، دنیا را می‌طلبند، و با اعمال دنیا، در پی کسب آخرت نیستند. خود را کوچک و [[متواضع]] جلوه می‌دهند. گام‌ها را ریاکارانه و کوتاه بر می‌دارند. دامن خود را جمع کرده، خود را همانند [[مؤمنان واقعی]] می‌آرایند، و [[پوشش الهی]] را وسیله دو رویی و [[دنیاطلبی]] خود قرار می‌دهند و برخی دیگر، با [[پستی]] و [[ذلت]] و فقدان امکانات، از به دست آوردن [[قدرت]] [[دنیایی]] [[محروم]] مانده‌اند که خود را به [[زیور]] [[قناعت]] آراسته و [[لباس]] زاهدان را پوشیده‌اند. اینان هرگز در هیچ زمانی از شب و [[روز]]، از زاهدان [[راستین]] نبوده‌اند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۲، ص۸۲.</ref>.
گروهی دیگر، با [[اعمال]] [[آخرت]]، دنیا را می‌طلبند، و با اعمال دنیا، در پی کسب آخرت نیستند. خود را کوچک و [[متواضع]] جلوه می‌دهند. گام‌ها را ریاکارانه و کوتاه بر می‌دارند. دامن خود را جمع کرده، خود را همانند [[مؤمنان واقعی]] می‌آرایند، و [[پوشش الهی]] را وسیله دو رویی و [[دنیاطلبی]] خود قرار می‌دهند و برخی دیگر، با [[پستی]] و [[ذلت]] و فقدان امکانات، از به دست آوردن [[قدرت]] [[دنیایی]] [[محروم]] مانده‌اند که خود را به [[زیور]] [[قناعت]] آراسته و [[لباس]] زاهدان را پوشیده‌اند. اینان هرگز در هیچ زمانی از شب و [[روز]]، از زاهدان [[راستین]] نبوده‌اند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۲، ص۸۲.</ref>.
از مجموع این چهار گروه که دو گروه آن در اینجا ذکر شد، به دست می‌آید که [[انحراف]] [[حقیقی]] آنان در تصاحب دنیا نیست؛ بلکه در میل و [[گرایش]] به تصاحب آن است؛ زیرا گروه آخر که به دلیل بی‌لیاقتی خود در مسابقه تصاحب دنیا، عقب و محروم مانده‌اند- گرچه دنیا را ندارند - میل و گرایش به آن را دارند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۸.</ref>
از مجموع این چهار گروه که دو گروه آن در اینجا ذکر شد، به دست می‌آید که [[انحراف]] [[حقیقی]] آنان در تصاحب دنیا نیست؛ بلکه در میل و [[گرایش]] به تصاحب آن است؛ زیرا گروه آخر که به دلیل بی‌لیاقتی خود در مسابقه تصاحب دنیا، عقب و محروم مانده‌اند- گرچه دنیا را ندارند - میل و گرایش به آن را دارند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۸.</ref>
===[[جدال]] برای تصاحب دنیا===
در دنیاداری غیر [[دینی]]، [[طلب دنیا]] برای خود دنیا است<ref>ر.ک: نهج البلاغه، حکمت ۲۷۰، ص۶۹۴؛ نامه ۴۹، ص۵۶۰.</ref>. از سوی دیگر، دنیا ظرف [[تزاحم]] است؛ لذا در دنیاداری غیر دینی که دنیا مطلوب بالذات است، و دنیا برای دنیا [[طلب]] می‌شود، مسابقه‌ای جدی برای تصاحب آن در می‌گیرد؛ مسابقه‌ای که هر کس در آن [[پیروز]] شود، بهره‌مند، و آن‌که عقب ماند، محروم خواهد شد. در این مسابقه، [[قدرتمندان]]، [[ضعیفان]] را نابود می‌کنند یا از آنان بهره می‌کشند. [[حضرت امیر]]{{ع}} در وصف [[اهل]] [[دنیا]] فرمود:
مبادا [[دل]] بستگی فراوان [[دنیاپرستان]] و [[تهاجم]] حریصانه آنان بر سر دنیا، تو را بفریبد.... همانا اهل دنیا چونان سگ‌های درنده، برای دریدن صید در شتابند. برخی به برخی دیگر [[هجوم]] می‌آورند، و نیرومندشان [[ناتوان]] را و بزرگترها کوچک‌ترها را می‌خورند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۵۳۰؛ تحف العقول، ص۵۷. {{متن حدیث|فَإِيَّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِهَا إِلَيْهَا... وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا كِلَابٌ}}.</ref>.
وی در [[نکوهش]] [[دنیاگرایی]] اطرافیانش فرمود:
آنان در به دست آوردن دنیای [[پست]] بر هم [[سبقت]] می‌گیرند، و چونان سگ‌های گرسنه، این مردار گندیده را از دست یکدیگر می‌ربایند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۱، ص۲۷۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۹.</ref>
===[[حاکم]] نبودن [[فداکاری]] و [[عشق]] و خیراندیشی در روابط===
گفته شد که در دنیاداری غیر [[دینی]]، [[طلب دنیا]] برای خود دنیا است و دنیا نیز ظرف [[تزاحم]] است؛ یعنی بهره‌های [[دنیایی]] به گونه‌ای است که نمی‌تواند از آن دو نفر باشد. اگر یکی از آن بهره‌مند شود، دیگری از آن [[محروم]] می‌ماند؛ پس، [[کوشش]] دنیادار غیر دینی، همواره در جهت جلب [[منافع مادی]] است. در چنین اندیشه‌ای، فداکاری، خیر اندیشی و عشق به دیگران واژه‌هایی بی‌معنا خواهند بود. حضرت امیر{{ع}} پس از اینکه دنیاگرایی اطرافیانش را نکوهش می‌کند، در وصف آنان می‌فرماید:
نه به یکدیگر [[یاری]] می‌دهید، نه [[خیرخواه]] یکدیگرید، و نه چیزی به یکدیگر می‌بخشید، و نه با یکدیگر [[دوستی]] می‌کنید و عشق می‌ورزید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۸.</ref>.
اگر در بین [[دنیاداران]] غیر دینی، نوعی دوستی و [[الفت]] برقرار شود، بر اساس [[سود]] دنیایی آنها است. حضرت در ادامه همین سخن می‌فرماید: «بر محور [[دنیادوستی]] و [[آخرت]] گریزی یکدل و همدل شده‌اید»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۹.</ref>
===[[خشنودی]] و [[اندوه]] از دنیا===
دنیاداری دینی، دنیاداری زاهدانه است<ref>{{متن حدیث|انْظُرُوا إِلَى الدُّنْيَا نَظَرَ الزَّاهِدِينَ فِيهَا}}؛ (نهج البلاغه، خطبه ۱۰۳، ص۱۹۰؛ الفروع من الکافی، ج۸، ص۱۷؛ نهج السعاده، ج۷، ص۵۳).</ref> و [[حضرت علی]]{{ع}} [[زهد]] را در این می‌داند که [[آدمی]] به آن‌چه به دست می‌آید، [[خشنود]] نشود و بر آن‌چه از دست می‌رود، [[اندوه]] نخورد<ref>{{متن حدیث|الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ}} «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۳}}؛ (نهج البلاغه، حکمت ۴۳۹، ص۷۳۴).</ref>. در مقابل آن، دنیاداری غیر [[دینی]] است که به اندکی از [[دنیا]] شاد، و با محرومیتی ناچیز [[غمگین]] می‌شود؛ اما درباره [[آخرت]]، هرگز برای از دست دادن آن اندوهی او را فرا نمی‌گیرد.
[[حضرت امیر]]{{ع}} در ادامه سخن فرمود:
شما را چه شده است که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می‌گردید و از متاع بسیار آخرت که از دست می‌دهید، [[اندوهگین]] نمی‌شوید؛ در حالی که با از دست دادن چیزی اندک از دنیا چنان مضطرب شده، از درون بر می‌آشوبید که آثار [[پریشانی]] در چهره‌هایتان و بی‌تابیتان آشکار می‌شود که گویا این دنیا [[محل زندگی]] جاودان شما و وسایل آن برای همیشه از آن شما است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۸.</ref>.
[[آگاه]] باشید، همانا این دنیا که آرزوی آن را می‌کنید و بدان روی می‌آورید، و شما را به [[خشم]] می‌آورد یا خشنود می‌سازد [[خانه]] ماندگار شما نیست<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۳، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۶۰.</ref>
===[[غفلت]] و [[سرگردانی]]===
از آنجا که دنیا داری غیر دینی، با گم کردن [[هدف از آفرینش انسان]] در دنیا همراه است<ref>حضرت علی{{ع}} پیش از آن‌که اهل دنیا را غافل و سرگردان بشناساند، هدف از آفرینش انسان در دنیا را بیان می‌کند: {{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا...}}؛ (نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۵۳۰).</ref>، سرگردانی را در این دنیا به دنبال دارد یا آدمی مانند [[چارپایان]] به آغل بسته، به دنیا مشغول یا [[سرگردان]] می‌شود. حضرت امیر{{ع}} در وصف [[دنیاپرستان]] می‌فرماید:
[[اهل]] دنیا چونان چارپایانی هستند که برخی از آنها پای بسته، و برخی دیگر در بیابان رها شده که راه گم کرده و در جاده‌های [[تاریکی]] در حرکتند و در [[وادی]] پر از آفت‌ها، و در شنزاری که حرکت در آن با کندی صورت می‌گیرد گرفتارند؛ نه [[چوپانی]] دارند که به کارشان برسد، و نه چراننده‌ای که به چراگاهشان ببرد. [[دنیا]] آنها را به راه [[کوری]] کشاند، و دیدگانشان را از [[چراغ هدایت]] بپوشاند. در [[بیراهه]] [[سرگردان]] و در [[نعمت‌ها]] [[غرق]] شدند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۵۳۰؛ تحف العقول، ص۵۸ – ۵۷.... {{متن حدیث|لَيْسَ لَهَا رَاعٍ يُقِيمُهَا، رُوَيْداً حَتَّى يُسْفِرَ الظَّلَامُ‌، كَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الظَّعِينَةُ يُوشِكُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ يَئُوبَ}}.</ref>.
[[دنیاطلبان]] در این سخن، به [[چارپایان]] [[تشبیه]] شده‌اند و چارپا استعاره از [[غفلت]] درباره مقصود است<ref>ر.ک: بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۰.</ref>. و این چارپایان به دو دسته تقسیم شده‌اند: چارپایان بسته، و رها. برخی چارپایان بسته را کنایه از [[ضعیفان]]<ref>ر.ک: مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج۳، ص۵۱۱.</ref> و برخی آن را کنایه از کسانی دانسته‌اند که به ظاهر [[شریعت]] [[تمسک]] کرده، و [[امام]] عادلی را نیز قبول دارند؛ اما از [[حقیقت]] شریعت [[غافل]] مانده‌اند<ref>ر.ک: بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۰.</ref>. چارپایان رها کسانی‌اند که به شریعت و [[امام عادل]] پایبند نیستند<ref>ر.ک: بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۰.</ref>. اینان بدون [[دین]] و [[رهبر]] در دنیا سرگردانند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۶۱.</ref>
===[[ضعف]] در برخورد با [[مشکلات]] و ناگواری‌های دنیا===
در دنیاداری [[دینی]]، دنیا وسیله [[آزمایش]] است<ref>{{متن حدیث|ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۳ ص۱۱۲) نیز فرمود: {{متن حدیث|ابْتَلَى فِيهَا أَهْلَهَا لِيَعْلَمَ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا}}؛ (نهج البلاغه، نامه ۵۵، ص۵۹۲؛ غرر الحکم، ج۲، ص۶۵۹، ح۳۶۹۶).</ref> و [[متدین]] هر لحظه آماده است تا با برخورد درست با دنیا و اتخاذ بهترین موضع‌ها در برابر خوشی‌ها و ناخوشی‌های دنیا، [[راه رشد]] و [[تکامل]] را بپوید. [[شکست]] و [[پیروزی]] در نظر او، به موضعی مربوط است که در برابر این [[خوشی]] و [[ناخوشی]] می‌گیرد؛ اما در دنیاداری غیر [[دینی]]، [[هدف]] اصلی از [[دنیا]]، بهره‌مندی از آن است؛ پس هرگاه [[آدمی]] از دنیا بهره‌مند شود، [[پیروز]] است و هرگاه از آن [[محروم]] ماند، [[شکست]] خورده است؛ لذا موضعی که در برابر [[ناگواری‌ها]] اتخاذ می‌کند، موضع شکست خورده عقب مانده است. چنین کسی همواره می‌کوشد تا [[تحمل]] ناراحتی‌های ناشی از [[محرومیت]] مادی را با [[امور مادی]] دیگر برخود آسان کند یا به مواد مخدر روی می‌آورد و یا خود را با [[خوشی]] مادی دیگری سرگرم می‌کند تا درد محرومیت را نچشد. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[مرگ]] [[دنیاگرایان]] می‌فرماید:
[[زمین]] چه اجساد [[عزیز]] و خوش سیمایی را که با غذاهای لذیذ و رنگین [[زندگی]] می‌کردند، و در آغوش [[نعمت‌ها]] پرورانده شده بودند، به کام خویش فرو برد؛ آنان که لحظه‌های [[اندوه]] را با [[تفریح]] و [[شادی]] درمان می‌کردند و در بارش [[مصیبت]]، به آن‌چه سرگرمشان می‌کرد و غمشان را می‌زدود [[پناه]] می‌بردند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱، ص۴۵۲.</ref>.
این بدان معنا نیست که ناگواری‌ها و [[مصیبت‌ها]] فقط بر اینان می‌بارد. [[مؤمنان]] نیز در ناگواری‌های مادی با آنان شریکند<ref>ر.ک: بحار الانوار، ج۶۹، ص۹.</ref>. این سخن، نوع نگرش آنان را به ناگواری‌ها بیان می‌کند که چگونه از آن در [[راه تکامل]] خویش بهره نمی‌برند و با آرزوی خوشی مادی جاودان از آن گریزانند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۶۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۶٬۶۷۴

ویرایش