حق: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ ژانویهٔ ۲۰۲۴
جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
 
(۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = ارزش‌های اجتماعی| عنوان مدخل  = حق| مداخل مرتبط = [[حق در لغت]] - [[حق در قرآن]] - [[حق در حدیث]] - [[حق در نهج البلاغه]] - [[حق در فلسفه اسلامی]] - [[حق در فقه اسلامی]] - [[حق در اخلاق اسلامی]] - [[حق در معارف مهدویت]] - [[حق در فقه سیاسی]] - [[حق در معارف دعا و زیارات]] - [[حق در معارف و سیره سجادی]] - [[حق در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[حق در حقوق اسلامی]] - [[حق در خانواده]] - [[حق در علوم قرآنی]] - [[حق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = حق| مداخل مرتبط = [[حق در لغت]] - [[حق در قرآن]] - [[حق در حدیث]] - [[حق در نهج البلاغه]] - [[حق در فلسفه اسلامی]] - [[حق در فقه اسلامی]] - [[حق در اخلاق اسلامی]] - [[حق در معارف مهدویت]] - [[حق در فقه سیاسی]] - [[حق در معارف دعا و زیارات]] - [[حق در معارف و سیره سجادی]] - [[حق در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[حق در حقوق اسلامی]] - [[حق در خانواده]] - [[حق در علوم قرآنی]] - [[حق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
=== معنای لغوی ===
=== معنای لغوی ===
خط ۲۳: خط ۲۳:
{{اصلی|حق در اخلاق اسلامی}}
{{اصلی|حق در اخلاق اسلامی}}


== نگرش قرآنی ==
== نگرش قرآنی و روایی ==
{{اصلی|حق در قرآن}}
=== حق در قرآن ===
=== حق در حدیث ===


== [[منشأ حق]] ==
== [[منشأ حق]] ==
خط ۳۳: خط ۳۴:
==تضاد حق و باطل==
==تضاد حق و باطل==
===نقش ابلیس در این تضاد===
===نقش ابلیس در این تضاد===
{{همچنین|ابلیس|وسوسه شیطان}}
[[حق]] هر چیزی ثابت و باقی و [[باطل]] هر چیز غیر ثابت و غیر باقی است. البته همه هستی حق است و باطل جز هیچ و پوچ نیست، اما برخی از امور همانند پیچک و انگل به [[حقیقت]] درخت [[زندگی]] می‌‌چسبند و چنان حق را [[نهان]] و خود را جلوه می‌‌دهند که بر [[مردم]] حق و باطل پوشیده می‌‌ماند و [[گمان]] می‌‌برند آن چه ظاهر است و می‌‌بینند حق است، در حالی که باطل حق را در بر گرفته و با استفاده از [[استواری]] آن خود را [[پایدار]] ساخته است.
[[حق]] هر چیزی ثابت و باقی و [[باطل]] هر چیز غیر ثابت و غیر باقی است. البته همه هستی حق است و باطل جز هیچ و پوچ نیست، اما برخی از امور همانند پیچک و انگل به [[حقیقت]] درخت [[زندگی]] می‌‌چسبند و چنان حق را [[نهان]] و خود را جلوه می‌‌دهند که بر [[مردم]] حق و باطل پوشیده می‌‌ماند و [[گمان]] می‌‌برند آن چه ظاهر است و می‌‌بینند حق است، در حالی که باطل حق را در بر گرفته و با استفاده از [[استواری]] آن خود را [[پایدار]] ساخته است.
برخی از افراد از جمله [[شیطان]] به منظور برخی از اهداف [[پلید]] و [[زشت]] خود، [[اقدام]] به تلبیس کرده و حق و باطل را با هم می‌‌آمیزند تا [[انسان]] [[سرگردان]] و [[حیران]] شود. در [[آیات قرآنی]] [[خداوند]] به [[دانشمندان یهودی]] و علمای آنان هشدار می‌‌دهد تا از هر گونه [[تحریف]] و آمیختن حق و باطل خودداری کنند. خداوند در جایی می‌‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَـكْـتُمُوا الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمونَ}}؛ حق را با باطل مخلوط نکنید، و حقیقت را با این که می‌‌دانید، پنهان نکنید.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «و حق را با باطل می‌امیزید و آگاهانه حق‌پوشی مکنید» سوره بقره، آیه ۴۲.</ref>
برخی از افراد از جمله [[شیطان]] به منظور برخی از اهداف [[پلید]] و [[زشت]] خود، [[اقدام]] به تلبیس کرده و حق و باطل را با هم می‌‌آمیزند تا [[انسان]] [[سرگردان]] و [[حیران]] شود. در [[آیات قرآنی]] [[خداوند]] به [[دانشمندان یهودی]] و علمای آنان هشدار می‌‌دهد تا از هر گونه [[تحریف]] و آمیختن حق و باطل خودداری کنند. خداوند در جایی می‌‌فرماید: {{متن حدیث|وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَـكْـتُمُوا الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمونَ}}؛ حق را با باطل مخلوط نکنید، و حقیقت را با این که می‌‌دانید، پنهان نکنید.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «و حق را با باطل می‌امیزید و آگاهانه حق‌پوشی مکنید» سوره بقره، آیه ۴۲.</ref>
خط ۴۷: خط ۴۹:
البته [[امام علی]]{{ع}} در جایی دیگر در باره این گروه می‌‌فرماید: {{متن حدیث|لا تُقاتِلوا الخَوارِجَ بَعْدي، فَلَيسَ مَنْ طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَهُ}}؛ بعد از من با خوارج نجنگید <ref>آنان را نکشید</ref>؛ زیرا کسی که طالب حق باشد و به آننرسد، با کسی که جویای باطل باشد و به آن دست یابد، یکسان نیست. <ref>نهج البلاغه، از خطبه ۶۱</ref>
البته [[امام علی]]{{ع}} در جایی دیگر در باره این گروه می‌‌فرماید: {{متن حدیث|لا تُقاتِلوا الخَوارِجَ بَعْدي، فَلَيسَ مَنْ طَلَبَ الحَقَّ فَاَخْطَـأَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأدْرَكَهُ}}؛ بعد از من با خوارج نجنگید <ref>آنان را نکشید</ref>؛ زیرا کسی که طالب حق باشد و به آننرسد، با کسی که جویای باطل باشد و به آن دست یابد، یکسان نیست. <ref>نهج البلاغه، از خطبه ۶۱</ref>


البته اقتضای [[دنیا]] آمیختگی است و این از [[ابتلائات]] [[الهی]] برای مردم است تا کسی که [[باطل]] جو است راه خود برود و [[حق]] [[طلب]] بر حق قرار گیرد. [[امام علی]]{{ع}} در جایی دیگر می‌‌فرماید: {{متن حدیث|فَلَوْ اَنَّ الْباطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلي المُرتادينَ وَ لَوْ اَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْباطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ اَلْسُنُ الْمُعانِدينَ وَلكِنْ يُوْخَذُ مِنْ هذا ضِغْثٌ وَ مِنْ هذا ضِغْثٌ}}؛ اگر باطل با حق درنیامیزد، بر [[حقیقت]] جویان پوشیده نمی‌مانَد و اگر حق با باطل آمیخته نشود، زبان [[دشمنان]] آن بریده می‌‌شود، لیکن مشتی از آن برداشته می‌‌شود ومشتی از این. (و بدین ترتیب [[حق و باطل]] درهم آمیخته می‌‌شود و [[شبهه]] پیش می‌‌آید).<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۰</ref>
البته اقتضای [[دنیا]] آمیختگی است و این از [[ابتلائات]] [[الهی]] برای مردم است تا کسی که [[باطل]] جو است راه خود برود و [[حق]] [[طلب]] بر حق قرار گیرد. [[امام علی]]{{ع}} در جایی دیگر می‌‌فرماید: {{متن حدیث|فَلَوْ اَنَّ الْباطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلي المُرتادينَ وَ لَوْ اَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْباطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ اَلْسُنُ الْمُعانِدينَ وَلكِنْ يُوْخَذُ مِنْ هذا ضِغْثٌ وَ مِنْ هذا ضِغْثٌ}}؛ اگر باطل با حق درنیامیزد، بر [[حقیقت]] جویان پوشیده نمی‌مانَد و اگر حق با باطل آمیخته نشود، زبان [[دشمنان]] آن بریده می‌‌شود، لکن مشتی از آن برداشته می‌‌شود ومشتی از این. (و بدین ترتیب [[حق و باطل]] درهم آمیخته می‌‌شود و [[شبهه]] پیش می‌‌آید).<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۰</ref>


باید توجه داشت که از [[آزمون]] و [[سنت]] [[ابتلا]] به این معنا نیست که حق و باطل بر [[مردمان]] پوشیده باشد، بلکه [[خداوند]] به اشکال و عناوین گوناگون حق را به [[مردم]] نشان می‌‌دهد و اصولا [[فطرت انسانی]] هم حق و باطل را می‌‌شناسد و هم [[گرایش]] به حق و [[تقوا]] و بیزار از باطل و [[فجور]] دارد، اما خود [[انسان]] است که [[فطرت]] و [[عقل]] خود را [[دفن]] و فتیله چراغ آن را پایین می‌‌کشد<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰.</ref> اما اگر فتیله فطرت پایین کشیده نشود و فطرت دفن و [[دسیسه]] نشود، و مردم در مسیر تقوا گام بردارند هم [[علم]] و [[دانش]] به آنان داده می‌‌شود تا حق و باطل را بشناسند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> و هم [[قدرت]] عملی تشخیص [[حق و باطل]] و [[گرایش]] درست به [[حق]] را پیدا خواهند کرد.<ref>طلاق، ایات ۲ و ۳ و آیات دیگر</ref>
باید توجه داشت که از [[آزمون]] و [[سنت]] [[ابتلا]] به این معنا نیست که حق و باطل بر [[مردمان]] پوشیده باشد، بلکه [[خداوند]] به اشکال و عناوین گوناگون حق را به [[مردم]] نشان می‌‌دهد و اصولا [[فطرت انسانی]] هم حق و باطل را می‌‌شناسد و هم [[گرایش]] به حق و [[تقوا]] و بیزار از باطل و [[فجور]] دارد، اما خود [[انسان]] است که [[فطرت]] و [[عقل]] خود را [[دفن]] و فتیله چراغ آن را پایین می‌‌کشد<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰.</ref> اما اگر فتیله فطرت پایین کشیده نشود و فطرت دفن و [[دسیسه]] نشود، و مردم در مسیر تقوا گام بردارند هم [[علم]] و [[دانش]] به آنان داده می‌‌شود تا حق و باطل را بشناسند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> و هم [[قدرت]] عملی تشخیص [[حق و باطل]] و [[گرایش]] درست به [[حق]] را پیدا خواهند کرد.<ref>طلاق، ایات ۲ و ۳ و آیات دیگر</ref>
خط ۶۳: خط ۶۵:


[[انسان]] هماره برای دریافت و [[تشخیص حق]] باید سخنان همگان را بشنوند و با نگاهی انتقادی به سخنان توجه یافته و آن چه را حق است را بپذیرد و بدان عمل کند. <ref>زمر، آیه ۱۸</ref> [[حضرت مسیح]]{{ع}} در این باره می‌‌فرماید: {{متن حدیث|خُذُوا الْحَقَّ مِنْ اَهْلِ الْباطِلِ وَ لا تَأْخُذُوا الْباطِلَ مِنْ اَهْلِ الْحَقِّ،كونوا نُقّادَ الْكَلامِ}}؛ حق را از [[اهل باطل]] فراگیرید و [[باطل]] را از [[اهل حق]] فرا نگیرید. سخن سنج باشید.<ref>محاسن، ج ۱، ص۲۲۹، ح ۱۵۹</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دولت حق و باطل (مقاله)|دولت حق و باطل]].</ref>.
[[انسان]] هماره برای دریافت و [[تشخیص حق]] باید سخنان همگان را بشنوند و با نگاهی انتقادی به سخنان توجه یافته و آن چه را حق است را بپذیرد و بدان عمل کند. <ref>زمر، آیه ۱۸</ref> [[حضرت مسیح]]{{ع}} در این باره می‌‌فرماید: {{متن حدیث|خُذُوا الْحَقَّ مِنْ اَهْلِ الْباطِلِ وَ لا تَأْخُذُوا الْباطِلَ مِنْ اَهْلِ الْحَقِّ،كونوا نُقّادَ الْكَلامِ}}؛ حق را از [[اهل باطل]] فراگیرید و [[باطل]] را از [[اهل حق]] فرا نگیرید. سخن سنج باشید.<ref>محاسن، ج ۱، ص۲۲۹، ح ۱۵۹</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دولت حق و باطل (مقاله)|دولت حق و باطل]].</ref>.
==آمیختگی حق و باطل==


==وظیفه انسان در برابر حق==
==وظیفه انسان در برابر حق==
[[انسان]]، دو‌ [[وظیفه]] زیربنایی در برابر «حق» دارد؛ یکی: در جنبه اثباتی که «[[احقاق حق]]» یا به عبارتی «[[اقامه حق]]» است و دیگری: در جنبه سلبی که «[[ابطال باطل]]» یا به عبارتی «[[ستیز با باطل]]» است. این دو وظیفه جلوه دیگری از «[[تولی]]» و «[[تبری]]» یا همان «[[ایمان به خدا]]» و «[[کفر به طاغوت]]» است.
این دو وظیفه کلان با راه‌های رسیدن و بی‌راهه‌ها و برخی فروع آن دو در موارد ذیل قابل بررسی هستند:
===نخست: [[اقامه حق]] ===
===نخست: [[اقامه حق]] ===
{{اصلی|احقاق حق}}
{{اصلی|احقاق حق}}
خط ۸۵: خط ۹۳:


===== راه سوم: [[پذیرش حق]] ([[تولی خدا]] و [[ایمان به خدا]])=====
===== راه سوم: [[پذیرش حق]] ([[تولی خدا]] و [[ایمان به خدا]])=====
* '''بیراهه: [[حق‌ستیزی]] و [[پذیرش باطل]] ([[کفر به خدا]])'''
* '''بیراهه: [[حق‌ستیزی]] و [[پذیرش باطل]] ([[دین‌ستیزی]] و [[کفر به خدا]])'''
* '''فرع این بیراهه: [[لجاجت]]  
* '''فرع این بیراهه: [[لجاجت]]  
* '''فرع این راه: [[رهایی از باطل]]
* '''فرع این راه: [[تبری از باطل]] ([[کفر به طاغوت]])'''
* '''فرع این راه: [[تبری از باطل]] ([[کفر به طاغوت]])'''
* '''بیراهه: [[تبری از حق]] ([[ایمان به طاغوت]])'''
* '''بیراهه: [[تبری از حق]] ([[ایمان به طاغوت]])'''


====وظایف رفتاری و عملی====
====وظایف رفتاری و عملی====
===== راه چهارم: [[پیروی از حق]] ([[خداپرستی]] و [[اطاعت خدا]])=====
===== راه چهارم: [[حق‌محوری]] و [[پیروی از حق]] ([[خداپرستی]] و [[اطاعت خدا]])=====
* '''بیراهه: [[پیروی از باطل]] ([[هواپرستی]] و [[معصیت خدا]])'''
* '''بیراهه: [[پیروی از باطل]] ([[هواپرستی]]، [[پیروی از شیطان]] و [[معصیت خدا]])'''
* '''[[اهل حق]] کیست؟'''
* '''[[اهل حق]] کیست؟'''
* '''فرع این راه: [[تسلیم در برابر حق]]'''
* '''فرع این راه: [[تسلیم در برابر حق]]''' ([[تسلیم در برابر خدا]])
* '''بیراهه: [[تسلیم در برابر باطل]]'''
* '''بیراهه: [[تسلیم در برابر باطل]]'''


خط ۱۳۰: خط ۱۳۹:
==[[نظام حقوقی]]==
==[[نظام حقوقی]]==
===نخست: [[حقوق الهی]]===
===نخست: [[حقوق الهی]]===
====[[حق خدا]]====
===دوم: [[حقوق بشر]]===
===دوم: [[حقوق بشر]]===
====[[حقوق مردم]]====
====[[حقوق مردم]]====
خط ۱۵۵: خط ۱۶۶:
دولت حق در سایه [[دولت اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{ع}} به دست می‌‌آید؛ زیرا [[نمایندگان]] حق و حق شناسانی هستند که هم حق را می‌‌شناسند و هم [[گرایش به باطل]] ندارند و هیچ حقی را تضییع نمی‌کنند. [[امام علی]]{{ع}} در این باره می‌‌فرماید: {{متن حدیث|نَحْنُ اَقَمْنا عَمودَ الْحَقِّ و هَزَمْنا جُيوشَ الْباطِلِ}}؛ ما ([[اهل بیت]]) ستون‌های [[حق]] را [[استوار]] و [[لشکریان]] [[باطل]] را متلاشی کردیم.<ref>عیون الحکم والمواعظ، ص۴۹۹</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دولت حق و باطل (مقاله)|دولت حق و باطل]].</ref>.
دولت حق در سایه [[دولت اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{ع}} به دست می‌‌آید؛ زیرا [[نمایندگان]] حق و حق شناسانی هستند که هم حق را می‌‌شناسند و هم [[گرایش به باطل]] ندارند و هیچ حقی را تضییع نمی‌کنند. [[امام علی]]{{ع}} در این باره می‌‌فرماید: {{متن حدیث|نَحْنُ اَقَمْنا عَمودَ الْحَقِّ و هَزَمْنا جُيوشَ الْباطِلِ}}؛ ما ([[اهل بیت]]) ستون‌های [[حق]] را [[استوار]] و [[لشکریان]] [[باطل]] را متلاشی کردیم.<ref>عیون الحکم والمواعظ، ص۴۹۹</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[دولت حق و باطل (مقاله)|دولت حق و باطل]].</ref>.


==آمیختگی حق و باطل==
==فواید و کارکردها==
==فواید و کارکردها==
[[امام علی]]{{ع}} در بیان جایگاه حق و کارکرد [[سعادت]] بخش آن می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلْحَقُّ طَريقُ الْجَنَّةِ وَ الْباطِلُ طَريقُ النّارِ وَ عَلي كُلِّ طَريقٍ داعٍ}}؛ حق، راه [[بهشت]] است و باطل، راه [[جهنم]] و بر سر هر راهی [[دعوت]] کننده‌ای است. <ref>نهج السعادة، ج ۳، ص۲۹۱</ref>
[[امام علی]]{{ع}} در بیان جایگاه حق و کارکرد [[سعادت]] بخش آن می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلْحَقُّ طَريقُ الْجَنَّةِ وَ الْباطِلُ طَريقُ النّارِ وَ عَلي كُلِّ طَريقٍ داعٍ}}؛ حق، راه [[بهشت]] است و باطل، راه [[جهنم]] و بر سر هر راهی [[دعوت]] کننده‌ای است. <ref>نهج السعادة، ج ۳، ص۲۹۱</ref>
۲۲۶٬۵۵۸

ویرایش