عزل معاویه: تفاوت میان نسخهها
←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = عزل معاویه | | موضوع مرتبط = عزل معاویه | ||
| خط ۷: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} که در همه لحظههای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]]، چیزی جز [[حق]] را نمیخواست و بر طریقی جز حق نبود، [[تصمیم]] گرفت که معاویه را از کار برکنار کند. برخی از بزرگان [[عرب]] و آگاهان [[سیاسی]] که از تصمیم حضرت{{ع}} مطلع شده بودند به نزد وی شتافتند و به [[پندار]] خویش، [[امام]] را [[نصیحت]] میکردند که از این کار خود دست بردارد. اما علی{{ع}} در تصمیم خود، [[قاطع]] و مصمم بود. عبدالفتاح عبدالمقصود مینویسد: | [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} که در همه لحظههای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]]، چیزی جز [[حق]] را نمیخواست و بر طریقی جز حق نبود، [[تصمیم]] گرفت که معاویه را از کار برکنار کند. برخی از بزرگان [[عرب]] و آگاهان [[سیاسی]] که از تصمیم حضرت {{ع}} مطلع شده بودند به نزد وی شتافتند و به [[پندار]] خویش، [[امام]] را [[نصیحت]] میکردند که از این کار خود دست بردارد. اما علی {{ع}} در تصمیم خود، [[قاطع]] و مصمم بود. عبدالفتاح عبدالمقصود مینویسد: | ||
[[مغیرة بن شعبه]] نزد امام علی{{ع}} رفت و با [[تملق]] و چرب زبانی گفت: نصیحتها ارزان است و تو از همه مردم [[برتری]]. نظر امروز، امور فردا را به دست میدهد، آنچه هم امروز از دست برود باعث از دست رفتن چیزهایی در فرداست. | [[مغیرة بن شعبه]] نزد امام علی {{ع}} رفت و با [[تملق]] و چرب زبانی گفت: نصیحتها ارزان است و تو از همه مردم [[برتری]]. نظر امروز، امور فردا را به دست میدهد، آنچه هم امروز از دست برود باعث از دست رفتن چیزهایی در فرداست. | ||
آن گاه لحظهای [[سکوت]] کرد تا [[میزان]] تأثیر گفتارش را ببیند، همین که دید علی{{ع}} به آرامی گوش میدهد، سخن از سر گرفت: من به تو نصیحت میکنم که [[کارگزاران]] [[عثمان]] را در جای خود ابقا کنی، [[معاویه]] را در کار خود بگمار، [[ابن عامر]] را هم ابقا کن، دیگر کارگزاران را هم در جای خودشان باقی بگذار. آنان با تو [[بیعت]] میکنند، [[کشور]] را آرام میسازند و [[مردم]] را ساکت میگردانند. | آن گاه لحظهای [[سکوت]] کرد تا [[میزان]] تأثیر گفتارش را ببیند، همین که دید علی {{ع}} به آرامی گوش میدهد، سخن از سر گرفت: من به تو نصیحت میکنم که [[کارگزاران]] [[عثمان]] را در جای خود ابقا کنی، [[معاویه]] را در کار خود بگمار، [[ابن عامر]] را هم ابقا کن، دیگر کارگزاران را هم در جای خودشان باقی بگذار. آنان با تو [[بیعت]] میکنند، [[کشور]] را آرام میسازند و [[مردم]] را ساکت میگردانند. | ||
[[امام]]{{ع}} فرمود: به [[خدا]] قسم، اگر ساعتی از [[روز]] باشد در اجرای نظرم تلاش به [[خرج]] میدهم نه آنان را که گفتی [[والی]] میکنم و نه امثال آنان را به [[ولایت]] میگمارم. | [[امام]] {{ع}} فرمود: به [[خدا]] قسم، اگر ساعتی از [[روز]] باشد در اجرای نظرم تلاش به [[خرج]] میدهم نه آنان را که گفتی [[والی]] میکنم و نه امثال آنان را به [[ولایت]] میگمارم. | ||
[[مغیره]] گفت: پس بر ایشان [[نامه]] بنویس و آنان را در [[مقام]] خودشان تثبیت کن، همین که بیعت آنان و [[اطاعت]] [[سپاهیان]] به تو رسید، یا آنان را عوض کن و یا باقی بگذار. | [[مغیره]] گفت: پس بر ایشان [[نامه]] بنویس و آنان را در [[مقام]] خودشان تثبیت کن، همین که بیعت آنان و [[اطاعت]] [[سپاهیان]] به تو رسید، یا آنان را عوض کن و یا باقی بگذار. | ||
[[حضرت]] فرمود: در دینم [[نیرنگ]] وارد مکن و در کارم [[پستی]] روا مدار. | [[حضرت]] فرمود: در دینم [[نیرنگ]] وارد مکن و در کارم [[پستی]] روا مدار. | ||
| خط ۲۰: | خط ۱۹: | ||
حضرت فرمود: به خدا قسم، معاویه را دو روز هم برنمیگمارم. | حضرت فرمود: به خدا قسم، معاویه را دو روز هم برنمیگمارم. | ||
وقتی که مغیره در گفتگوهایش [[شکست]] خورد از آنجا بیرون رفت. یک شب بیشتر نگذشته بود که بار دیگر به خدمت امام رسید و از گفتههای دیروزش معذرت خواست و گفت که عقیدهام در مورد تثبیت [[والیان]] عثمان، نادرست بوده است<ref>عباس محمود عقاد، عبقریة الامام علی{{ع}}، ص۱۲۲.</ref>. | وقتی که مغیره در گفتگوهایش [[شکست]] خورد از آنجا بیرون رفت. یک شب بیشتر نگذشته بود که بار دیگر به خدمت امام رسید و از گفتههای دیروزش معذرت خواست و گفت که عقیدهام در مورد تثبیت [[والیان]] عثمان، نادرست بوده است<ref>عباس محمود عقاد، عبقریة الامام علی {{ع}}، ص۱۲۲.</ref>. | ||
البته [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در عزل معاویه همان روشی را برگزید که در برکناری سایر کارگزاران عثمان مثل [[اشعث بن قیس]] و [[جریر بن عبدالله بجلی]] [[برگزیده]] است، یعنی ابتدا نامهای به [[کارگزاری]] که قصد برکناری او را داشت مینوشت که از مردم بیعت بگیرند و بعد از او میخواست که به مرکز [[حکومت اسلامی]] یعنی [[شهر مدینه]] بیاید که بازگشت او نشانه [[تسلیم]] بودن او در [[اطاعت]] از [[خلیفه مسلمین]]، و [[بیعت مردم]] [[نشانه]] [[وفاداری]] [[مردم]] آن منطقه نسبت به [[امام]] بود. | البته [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} در عزل معاویه همان روشی را برگزید که در برکناری سایر کارگزاران عثمان مثل [[اشعث بن قیس]] و [[جریر بن عبدالله بجلی]] [[برگزیده]] است، یعنی ابتدا نامهای به [[کارگزاری]] که قصد برکناری او را داشت مینوشت که از مردم بیعت بگیرند و بعد از او میخواست که به مرکز [[حکومت اسلامی]] یعنی [[شهر مدینه]] بیاید که بازگشت او نشانه [[تسلیم]] بودن او در [[اطاعت]] از [[خلیفه مسلمین]]، و [[بیعت مردم]] [[نشانه]] [[وفاداری]] [[مردم]] آن منطقه نسبت به [[امام]] بود. | ||
لذا همین روش را امام{{ع}} با [[معاویه]] عمل کرد و در ابتدا به او چنین نوشت: | لذا همین روش را امام {{ع}} با [[معاویه]] عمل کرد و در ابتدا به او چنین نوشت: | ||
{{متن حدیث|اما بعد، فَإِنَّ النَّاسَ قَد قَتَلُوا عُثمانَ عَن غَيرِ مشورَةٍ مِنِّي، وَبَايَعُونِي عَنْ مشوره منهم...}} | {{متن حدیث|اما بعد، فَإِنَّ النَّاسَ قَد قَتَلُوا عُثمانَ عَن غَيرِ مشورَةٍ مِنِّي، وَبَايَعُونِي عَنْ مشوره منهم...}} | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۴: | ||
«ای معاویه برای من از کسانی که در شام هستند بیعت بگیر و با گروهی از یارانت نزد من بیا»<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۵.</ref>. | «ای معاویه برای من از کسانی که در شام هستند بیعت بگیر و با گروهی از یارانت نزد من بیا»<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۵.</ref>. | ||
اما معاویه حاضر نشد پاسخ [[نامه امام]]{{ع}} را بدهد و سه ماهی [[صبر]] کرد و دو نفر یکی از [[بنی عبس]] و دیگری از [[بنی رواحه]] را با یک طومار مهر کرد که روی آن نوشته بود «از معاویه به علی» به [[مدینه]] اعزام کرد. | اما معاویه حاضر نشد پاسخ [[نامه امام]] {{ع}} را بدهد و سه ماهی [[صبر]] کرد و دو نفر یکی از [[بنی عبس]] و دیگری از [[بنی رواحه]] را با یک طومار مهر کرد که روی آن نوشته بود «از معاویه به علی» به [[مدینه]] اعزام کرد. | ||
وقتی طومار معاویه به حضرت داده شد، امام{{ع}} مهر آن را [[شکست]] اما در آن نوشتهای نیافت، بعد به آورنده طومار فرمود: چه خبر؟ | وقتی طومار معاویه به حضرت داده شد، امام {{ع}} مهر آن را [[شکست]] اما در آن نوشتهای نیافت، بعد به آورنده طومار فرمود: چه خبر؟ | ||
گفت: من از شام بیرون نیامدم جز آنکه به غیر از [[قصاص]] [[خون عثمان]] به چیز دیگری [[راضی]] نمیشدند<ref>برای شرح بیشتر رجوع شود به سیمای کارگزاران علی{{ع}}، ج۱، ص۶۵.</ref>. | گفت: من از شام بیرون نیامدم جز آنکه به غیر از [[قصاص]] [[خون عثمان]] به چیز دیگری [[راضی]] نمیشدند<ref>برای شرح بیشتر رجوع شود به سیمای کارگزاران علی {{ع}}، ج۱، ص۶۵.</ref>. | ||
این برخورد معاویه با امام [[مسلمین]]{{ع}} همان چیزی بود که حضرت به آن خبر داده بود و میدانست معاویه را حتی برای یک لحظه نباید [[تحمل]] نموده و هر چه سریع باید او را به طور آشکار و صریح [[عزل]] نماید و [[حضرت]] این کار را کرد و [[معاویه]] را عزل نمود.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۲۶۴.</ref> | این برخورد معاویه با امام [[مسلمین]] {{ع}} همان چیزی بود که حضرت به آن خبر داده بود و میدانست معاویه را حتی برای یک لحظه نباید [[تحمل]] نموده و هر چه سریع باید او را به طور آشکار و صریح [[عزل]] نماید و [[حضرت]] این کار را کرد و [[معاویه]] را عزل نمود.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۲۶۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۸: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:معاویه]] | ||