غیب در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲ مارس ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[غیب در لغت]] - [[غیب در قرآن]] - [[غیب در حدیث]] - [[غیب در کلام اسلامی]] - [[غیب در نهج البلاغه]] - [[غیب در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط  = غیب (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = غیب
| عنوان مدخل  = غیب
| مداخل مرتبط = [[غیب در لغت]] - [[غیب در قرآن]] - [[غیب در کلام اسلامی]] - [[غیب در معارف مهدویت]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
=== معنای لغوی ===
[[غیب]]، مصدر "غابَ"، به‌معنای ناپدید و پنهان بودن و در برابر "[[شهادت]]" به [[کار]] می‌رود<ref>[[محمد فاضل لنکرانی|فاضل لنکرانی]]، [[پاسداران وحی (کتاب)|پاسداران وحی]]، ص ۱۶۷.</ref>.  
[[غیب]]، مصدر "غابَ"، به‌معنای ناپدید و پنهان بودن و در برابر "[[شهادت]]" به [[کار]] می‌رود<ref>[[محمد فاضل لنکرانی|فاضل لنکرانی]]، [[پاسداران وحی (کتاب)|پاسداران وحی]]، ص ۱۶۷.</ref>.  


خط ۵۶: خط ۶۰:


لغت‌شناسان بر این نکته پای می‌فشارند که نهان بودن از دیدگان، به معنای پنهان بودن از [[دل]] و [[جان]] نیست: {{عربی|الغيب ما غاب عن العيون و ان كان محصلا في القلوب}}<ref>ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج۱۰، ص۱۵۱، و ر.ک: طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۱۳۵.</ref>. بنابراین، [[ایمان به غیب]]، [[پذیرفتن]] اموری است نادیدنی که وجود آنها با دلایلی همچون [[عقل]] و [[فطرت]] به [[اثبات]] رسیده است<ref>ر.ک: تفسیر البیضاوی، ج۱، ص۲۸؛ جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، ج۸، ص۵۳.</ref>. بر این اساس نزد [[امام علی]]{{ع}}، [[خداوند]] اگرچه [[غیب]] است و از دسترس دیدگان دور، در دل [[مؤمنان]]، در نهایت روشنی است و ظهور<ref>{{متن حدیث|لمْ أَكُنْ بِالَّذِي أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ‌}}. (بحار الانوار، ج۴، ص۲۷ و ج۱۰، ص۱۱۸)</ref>: «بدو [[ایمان]] داریم؛ ایمان کسی که غیب‌ها را به چشم دیده و بر آنچه [[وعده]] داده‌اند، [[آگاه]] گردیده»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۴، ص۱۱۲.</ref>. با این همه، برخی اقسام غیب، نه تنها نادیدنی، بلکه اساساً برای [[انسان]] عادی دست نایافتنی‌اند و در اینجا است که سخن از [[علم غیب]] [[آدمیان]]، گاه با [[انکار]] و تردید روبه رو می‌گردد و از چند و چون آن [[پرسش]] می‌شود.
لغت‌شناسان بر این نکته پای می‌فشارند که نهان بودن از دیدگان، به معنای پنهان بودن از [[دل]] و [[جان]] نیست: {{عربی|الغيب ما غاب عن العيون و ان كان محصلا في القلوب}}<ref>ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج۱۰، ص۱۵۱، و ر.ک: طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۱۳۵.</ref>. بنابراین، [[ایمان به غیب]]، [[پذیرفتن]] اموری است نادیدنی که وجود آنها با دلایلی همچون [[عقل]] و [[فطرت]] به [[اثبات]] رسیده است<ref>ر.ک: تفسیر البیضاوی، ج۱، ص۲۸؛ جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، ج۸، ص۵۳.</ref>. بر این اساس نزد [[امام علی]]{{ع}}، [[خداوند]] اگرچه [[غیب]] است و از دسترس دیدگان دور، در دل [[مؤمنان]]، در نهایت روشنی است و ظهور<ref>{{متن حدیث|لمْ أَكُنْ بِالَّذِي أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ‌}}. (بحار الانوار، ج۴، ص۲۷ و ج۱۰، ص۱۱۸)</ref>: «بدو [[ایمان]] داریم؛ ایمان کسی که غیب‌ها را به چشم دیده و بر آنچه [[وعده]] داده‌اند، [[آگاه]] گردیده»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۴، ص۱۱۲.</ref>. با این همه، برخی اقسام غیب، نه تنها نادیدنی، بلکه اساساً برای [[انسان]] عادی دست نایافتنی‌اند و در اینجا است که سخن از [[علم غیب]] [[آدمیان]]، گاه با [[انکار]] و تردید روبه رو می‌گردد و از چند و چون آن [[پرسش]] می‌شود.
نکته‌ای دیگر که باید در اینجا بیفزاییم، این است که [[غیبی]] بودن، امری نسبی و اضافی است<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۵؛ حسینی تهرانی، محمد حسین، امام‌شناسی، ج۱۲، ص۲۱؛ غرویان، محسن و دیگران، بحثی مبسوط در آموزش عقاید، ج۲، ص۲۵-۲۴.</ref>؛ زیرا اولاً همه آنچه برای ما [[نهان]] است، برای خداوند آشکار و عیان است: {{متن حدیث|كُلُّ سِرٍّ عِنْدَكَ عَلَانِيَةٌ وَ كُلُّ غَيْبٍ عِنْدَكَ شَهَادَةٌ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۹، ص۱۰۳. نیز ر.ک: بحارالانوار، ج۴، ص۸۲.</ref>؛ «هر رازی نزد تو آشکار است و هر نهانی نزد تو پدیدار». ثانیاً اگر کسی از رویدادی مربوط به [[آینده]] خبر دهد، یا از واقعه‌ای که در مکانی دیگر رخ داده، پرده بردارد، بی‌گمان [[غیب‌گویی]] کرده است؛ در حالی که همین رویداد برای کسانی که آن را دیده‌اند یا خواهند دید، غیبی نیست.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۳۷.</ref>
نکته‌ای دیگر که باید در اینجا بیفزاییم، این است که [[غیبی]] بودن، امری نسبی و اضافی است<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۵؛ حسینی تهرانی، محمد حسین، امام‌شناسی، ج۱۲، ص۲۱؛ غرویان، محسن و دیگران، بحثی مبسوط در آموزش عقاید، ج۲، ص۲۵-۲۴.</ref>؛ زیرا اولاً همه آنچه برای ما [[نهان]] است، برای خداوند آشکار و عیان است: {{متن حدیث|كُلُّ سِرٍّ عِنْدَكَ عَلَانِيَةٌ وَ كُلُّ غَيْبٍ عِنْدَكَ شَهَادَةٌ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۹، ص۱۰۳. نیز ر.ک: بحارالانوار، ج۴، ص۸۲.</ref>؛ «هر رازی نزد تو آشکار است و هر نهانی نزد تو پدیدار». ثانیاً اگر کسی از رویدادی مربوط به [[آینده]] خبر دهد، یا از واقعه‌ای که در مکانی دیگر رخ داده، پرده بردارد، بی‌گمان [[غیب‌گویی]] کرده است؛ در حالی که همین رویداد برای کسانی که آن را دیده‌اند یا خواهند دید، غیبی نیست<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۳۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش