←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
اصول و مبانی [[اعتقادی]] معتزله عبارتند از: [[توحید]]؛ [[عدل]]؛ وعد و وعید؛ [[امر به معروف و نهی از منکر]]؛ منزلة بین المنزلتین (یعنی مرتکب کبیره، نه [[مؤمن]] است و نه [[کافر]]. بهخلاف [[مرجئه]] که او را مؤمن میدانند و به خلاف [[خوارج]] که او را کافر میخوانند). | اصول و مبانی [[اعتقادی]] معتزله عبارتند از: [[توحید]]؛ [[عدل]]؛ وعد و وعید؛ [[امر به معروف و نهی از منکر]]؛ منزلة بین المنزلتین (یعنی مرتکب کبیره، نه [[مؤمن]] است و نه [[کافر]]. بهخلاف [[مرجئه]] که او را مؤمن میدانند و به خلاف [[خوارج]] که او را کافر میخوانند). | ||
معتزله برای [[اثبات]] [[عقاید]] خود و ردّ [[ادله]] | معتزله برای [[اثبات]] [[عقاید]] خود و ردّ [[ادله]] مخالفان، [[تفسیر قرآن]] را با مهارت خاصی به [[حاکمیت]] [[عقل]] پیوند زدند؛ تاجایی که گاهی [[روایات]] صحیح را نادیده میگرفتند؛ یعنی هرجا بین عقل و نقل تعارضی بهوجود میآمد، اگر نمیتوانستند برای نقل تأویلی بیابند، آن را ردّ میکردند. | ||
معتزله در تفسیر قرآن همه آرای خود را صحیح میدانستند و بنا به دیدگاه [[اجتهادی]] خود آنجا که از یک [[آیه]] احتمالهای مختلفی به | معتزله در تفسیر قرآن همه آرای خود را صحیح میدانستند و بنا به دیدگاه [[اجتهادی]] خود آنجا که از یک [[آیه]] احتمالهای مختلفی به ذهن میرسید، همه آنها را موافق [[اجتهاد]] صحیح میشمردند. در [[حقیقت]]، [[رسالت]] [[تفسیر]] در پپشگاه معتزله، [[تأویل]] آیاتی از [[قرآن]] است که با عقاید آنان سازگار نیست. | ||
معتزله گاهی برای توجیه عقایدشان قرائت مشهور را رها کرده، به قرائت شاذ روی آوردند، چنان که در قول [[خداوند]] {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«موسی با خداوند بیمیانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref> برای [[تنزیه]] [[خدا]] [[الله]] را به [[فتح]] میخوانند و [[موسی]] را، با تقدیر ضمه، فاعل تلقی میکردند تا فاعل تکلم موسی باشد، نه الله<ref>گلدتسیهر، ایگناتس، مذاهب التفسیر الاسلامی، صفحه (۱۲۱-۱۹۹)؛ ذهبی، محمد حسین، التفسیر والمفسرون، جلد۱، صفحه ۳۶۷؛ جوینی، مصطفی الصاوی، مناهج فی التفسیر، صفحه ۱۰۷؛ کمالی دزفولی، علی، شناخت قرآن، صفحه (۴۳۳-۴۴۷)؛ صالح، صبحی، مباحث فی علوم القرآن، صفحه ۲۹۴؛ جلالیان، حبیب الله، تاریخ تفسیر قرآن کریم، صفحه (۱۵۶-۱۶۴).</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ج۱، ص۱۸۳۴.</ref> | معتزله گاهی برای توجیه عقایدشان قرائت مشهور را رها کرده، به قرائت شاذ روی آوردند، چنان که در قول [[خداوند]] {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«موسی با خداوند بیمیانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref> برای [[تنزیه]] [[خدا]] [[الله]] را به [[فتح]] میخوانند و [[موسی]] را، با تقدیر ضمه، فاعل تلقی میکردند تا فاعل تکلم موسی باشد، نه الله<ref>گلدتسیهر، ایگناتس، مذاهب التفسیر الاسلامی، صفحه (۱۲۱-۱۹۹)؛ ذهبی، محمد حسین، التفسیر والمفسرون، جلد۱، صفحه ۳۶۷؛ جوینی، مصطفی الصاوی، مناهج فی التفسیر، صفحه ۱۰۷؛ کمالی دزفولی، علی، شناخت قرآن، صفحه (۴۳۳-۴۴۷)؛ صالح، صبحی، مباحث فی علوم القرآن، صفحه ۲۹۴؛ جلالیان، حبیب الله، تاریخ تفسیر قرآن کریم، صفحه (۱۵۶-۱۶۴).</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ج۱، ص۱۸۳۴.</ref> | ||