انطاکیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۶۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ مارس ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[انطاکیه در قرآن]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مهدویت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون [[امام مهدی]]{{ع}} است. "'''[[امام مهدی]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امام مهدی در قرآن]] | [[امام مهدی در حدیث]] | [[امام مهدی در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امام مهدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== مقدمه ==
*محل بیرون آوردن [[تورات]] و [[انجیل]] واقعی از آن در [[عصر ظهور]]
انطاکیه محل بیرون آوردن [[تورات]] و [[انجیل]] واقعی از آن در عصر ظهور است. شهری در [[روم]] باستان بوده که به دست یونانیان در سال ۳۰۰ پیش از میلاد [[حضرت مسیح]] {{ع}} بنا شده و هم‏ اکنون جزو قلمرو [[کشور]] ترکیه است. انطاکیه کنونی بر رود اورونتس، نهر عاصی، بیست و دو کیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد و فقط قسمت کوچکی از انطاکیه قدیم را اشغال کرده است. از شهر قدیم، باروها، آباره، تئاتر و قلعه‌ای باقی است. در کاوش‌هایی که در آن‌جا و در اطرافش به عمل آمده، موزائیک‌های عالی، از شش قرن اول میلادی، به دست آمده است. جام بزرگ انطاکی که در سال ١٩١٠ به دست آمده، به زعم بعضی همان جام [[مقدس]] است<ref>خورشید مغرب، پاورقی، ص ۲۹۵.</ref>. شهر «انطاکیه» تا «[[حلب]]» کمتر از یکصد کیلومتر و تا «اسکندریه» حدود شصت کیلومتر فاصله دارد. این شهر در [[زمان]] [[خلیفۀ دوم]] به دست «[[ابو عبیده جراح]]» فتح شد، و از دست [[رومیان]] درآمد، [[مردم]] آنکه [[مسیحی]] بودند پرداخت [[جزیه]] را پذیرفتند و بر آئین خود باقی ماندند.
*شهری در [[روم]] باستان بوده که به دست یونانیان در سال ۳۰۰ پیش از میلاد [[حضرت مسیح]]{{ع}} بنا شده و هم‏ اکنون جزو قلمرو [[کشور]] [[ترکیه]] است. این شهر، در روزگار قدیم از جهت [[ثروت]]، [[علم]] و [[تجارت]]، یکی از سه شهر بزرگ [[کشور]] [[روم]] محسوب می‏‌شد<ref>  ر. ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۱۸۲ و ص ۲۶۶</ref>. که دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای [[آب]] خوش‏گوار و مرکز [[تجارت]] آسیای غربی و نزد یونانیان به [[انطاکیه]] زیبا و ملکه شرق مشهور بود. نصارا از شهر [[انطاکیه]] با [[وصف]] شهر [[خدا]]، شهر شاهی و مادر [[شهرها]] یاد می‌‏کردند؛ زیرا نخستین شهری بود که اهل آن همگی به [[حضرت مسیح]]{{ع}} و به [[دین]] نصارا گرویدند. پولس و برنابا آن‏جا به [[تبلیغ]] اشتغال داشتند. شهر [[انطاکیه]] پیش از [[اسلام]]، محل درگیری بین قوم‏ها و [[پیروان ادیان]] [[یهود]]، نصارا و بت‏پرستان بوده است<ref>  جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف قرآن کریم، واژه انطاکیه، محمد مهدی خراسانی</ref>.
*این شهر، افزون بر آن‏که در پاره‌‏ای از [[آیات]] مورد اشاره قرار گرفته، در برخی [[روایات]] - به ویژه در [[روایات]] [[مهدویت]] - بدان توجه شده است. شاید ذکر "[[انطاکیه]]" در [[روایات]] [[مهدویت]]، وجود رابطه تنگاتنگ بین [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} و [[حضرت مسیح]]{{ع}} است.
*در [[روایات]] مربوط به [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، آن محل، سرزمینی معرفی شده است که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]]، از غاری در آن سرزمین، [[تورات]] و [[انجیل]] را بیرون می‌‏آورد و با [[یهود]] و نصارا با آن [[استدلال]] می‌‏کند<ref>  مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص ۳۹؛ عبد الرزاق، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۲</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[تورات]] و [[انجیل]] را از سرزمینی که [[انطاکیه]] نامیده می‌‏شود، بیرون می‌‏آورد" <ref>  شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱، ح ۳؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۵</ref>
*و به وسیله آن کتاب‏ها، با [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] به [[استدلال]] می‌‏پردازد و سرانجام، بسیاری از آن‏ها [[اسلام]] می‌‏آورند<ref>{{عربی|" يَسْتَخْرِجُ‏ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةَ فَيَحْكُمُ‏ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ  ‏‏"}}؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۷، ح ۲۶</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۹۳-۹۴.</ref>.
==انطاکیه در موعودنامه==
*[[انطاکیه]] کنونی در جنوب [[ترکیه]]، بر رود اورونتس، نهر عاصی، بیست و دو کیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد و فقط‍‌ قسمت کوچکی از [[انطاکیه]] قدیم را اشغال کرده است. از شهر قدیم، باروها، آباره، تئاتر و قلعه‌ای باقی است. در کاوش‌هایی که در آن‌جا و در اطرافش به عمل آمده، موزائیک‌های عالی، از شش قرن اول میلادی، به دست آمده است. جام بزرگ انطاکی که در سال ١٩١٠ به دست آمده، به زعم بعضی همان جام [[مقدس]] است<ref>خورشید مغرب، پاورقی، ص ۲۹۵.</ref>.
*[[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "[[مهدی]]، [[تورات]] و دیگر [[کتاب‌های آسمانی]] را از غاری در [[انطاکیه]] بیرون می‌آورد<ref>ملاحم ابن طاووس، ص ۶۷؛ روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. همچنین فرمود: [[مهدی]]، [[تابوت سکینه]] را از غاری در [[انطاکیه]] بیرون می‌آورد<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. نیز فرمود: نخستین کاری که [[قائم]] {{ع}} در [[انطاکیه]] انجام می‌دهد این است که [[تورات]] را از غاری بیرون می‌آورد که [[عصای موسی]] و [[انگشتر سلیمان]] در آن است<ref>همان.</ref>.
*[[انطاکیه]] برای [[مسیحیان]] مانند [[مدینه]] برای [[مسلمانان]] است. آن‌جا پس از [[بیت المقدس]] به‌عنوان دوّمین شهر مذهبی [[مسیحیان]] به حساب می‌آید؛ چرا که [[حضرت مسیح]] [[دعوت]] خود را از [[بیت المقدس]] آغاز نمود و بعدها گروهی از ایمان‌آورندگان به او، به [[انطاکیه]] [[هجرت]] کردند. "پولس" و "برنابا" بدان شهر رفتند و [[مردم]] را به این [[آیین]] فراخواندند و از آن‌جا [[دین]] [[مسیح]] {{ع}} گسترش یافت. شاید ذکر [[انطاکیه]] در [[روایات مهدوی]]، وجود رابطه تنگاتنگ میان [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} و [[مسیح]] {{ع}} است<ref>فرهنگ‌نامه مهدویت، خدا مراد سلیمیان، ص ۶۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶.</ref>.
*بر طبق [[روایات]]، [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[پس از ظهور]]، [[تورات]] و دیگر [[کتاب‌های آسمانی]] را از غاری در [[انطاکیه]] بیرون می‌آورد<ref>الزام الناصب، ص ۵۵؛ بشارة الاسلام، ص ۲۴۲.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۱۱.</ref>.


==پرسش‌های وابسته==
این شهر، در روزگار قدیم از جهت [[ثروت]]، [[علم]] و [[تجارت]]، یکی از سه شهر بزرگ [[کشور]] [[روم]] محسوب می‏‌شد<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۱۸۲ و ص ۲۶۶</ref> که دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای [[آب]] خوش‏گوار و مرکز [[تجارت]] آسیای غربی و نزد یونانیان به انطاکیه زیبا و ملکه شرق مشهور بود. انطاکیه برای [[مسیحیان]] مانند [[مدینه]] برای [[مسلمانان]] است. آن‌جا پس از [[بیت المقدس]] به‌عنوان دوّمین شهر مذهبی [[مسیحیان]] به حساب می‌آید؛ چرا که [[حضرت مسیح]] [[دعوت]] خود را از [[بیت المقدس]] آغاز نمود و بعدها گروهی از ایمان‌آورندگان به او، به انطاکیه [[هجرت]] کردند. این شهر نخستین شهری بود که اهل آن همگی به [[حضرت مسیح]] {{ع}} و به [[دین]] نصارا گرویدند. پولس و برنابا آنجا به [[تبلیغ]] اشتغال داشتند. شهر انطاکیه پیش از [[اسلام]]، محل درگیری بین قوم‏ها و [[پیروان ادیان]] [[یهود]]، نصارا و بت‏پرستان بوده است<ref>جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف قرآن کریم، واژه انطاکیه، محمد مهدی خراسانی</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۹۳-۹۴؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶؛ [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۲۷.</ref>
 
== انطاکیه و مهدویت ==
این شهر، افزون بر آنکه در پاره‌‏ای از [[آیات]]، مورد اشاره قرار گرفته، در برخی [[روایات]] ـ به ویژه در [[روایات]] [[مهدویت]] ـ بدان توجه شده است. شاید ذکر "انطاکیه" در [[روایات]] [[مهدویت]]، وجود رابطه تنگاتنگ بین [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} و [[حضرت مسیح]] {{ع}} است. در [[روایات]] مربوط به [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، آن محل، سرزمینی معرفی شده است که [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} پس از ظهور، از غاری در آن سرزمین، [[تورات]] و [[انجیل]] را بیرون می‌‏آورد و با [[یهود]] و نصارا با آن [[استدلال]] می‌‏کند<ref> مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص ۳۹؛ عبد الرزاق، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۲</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[تورات]] و [[انجیل]] را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌‏شود، بیرون می‌‏آورد"<ref> شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱، ح ۳؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۵</ref> و به وسیله آن کتاب‌ها، با [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] به [[استدلال]] می‌‏پردازد و سرانجام، بسیاری از آن‏ها [[اسلام]] می‌‏آورند<ref>{{متن حدیث|يَسْتَخْرِجُ‏ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةَ فَيَحْكُمُ‏ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ}}؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۷، ح ۲۶</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۹۳-۹۴؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶؛ [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۲۷.</ref>
 
[[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "[[مهدی]]، [[تورات]] و دیگر [[کتاب‌های آسمانی]] را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد<ref>ملاحم ابن طاووس، ص ۶۷؛ روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. همچنین فرمود: [[مهدی]]، [[تابوت سکینه]] را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۵۴.</ref>. نیز فرمود: نخستین کاری که [[قائم]] {{ع}} در انطاکیه انجام می‌دهد این است که [[تورات]] را از غاری بیرون می‌آورد که [[عصای موسی]] و [[انگشتر سلیمان]] در آن است<ref>همان.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۳۶.</ref>
 
== [[رسولان]] انطاکیه ==
قرآن در بیان داستان این [[قوم]] می‌فرماید: «برای آنها [[اصحاب قریه]] را مثال بزن هنگامی که فرستادگان [[خدا]] به سوی آنها آمدند»<ref>{{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ}} «و برای آنان از مردم آن شهر  آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن» سوره یس، آیه ۱۳.</ref>. سپس [[قرآن]] بعد از این بیان اجمالی و سربسته، به شرح ماجرا پرداخته چنین می‌گوید: «در آن [[زمان]] که دو نفر از [[رسولان]] را به سوی آنها فرستادیم، اما آنها رسولان ما را [[تکذیب]] کردند؛ لذا برای تقویت آن دو شخص سومی ارسال نمودیم، آنها همگی گفتند ما فرستادگان [[خدا]] به سوی شما هستیم»<ref>{{متن قرآن|إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ}} «آن هنگام که دو تن را نزد آنها فرستادیم و آنان را دروغگو شمردند و ما با سوّمی، (آن دو را) پشتیبانی کردیم، آنگاه گفتند که ما نزد شما فرستاده شده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۴.</ref>.
 
در اینکه این رسولان چه کسانی بودند [[گفتگو]] است، جمعی گفته‌اند: نام آن دو نفر «[[شمعون]]» و «[[یوحنا]]» بود و نام سومین «[[پولس]]» و بعضی نام‌های دیگری برای آنها ذکر کرده‌اند و نیز در اینکه آنها [[پیامبران]] و رسولان [[خداوند]] بودند و یا فرستادگان [[حضرت مسیح]]{{ع}} (و اگر خداوند می‌فرماید ما آنها را فرستادیم به خاطر آنست که رسولان [[مسیح]] هم رسولان او هستند) باز گفتگو است، هرچند [[ظاهر قرآن]] موافق نظر اول است، گر چه تفاوتی در نتیجه‌ای که قرآن می‌خواهد بگیرد نمی‌کند.
 
اکنون ببینیم آن [[قوم]] [[گمراه]] در مقابل [[دعوت]] رسولان چه واکنشی نشان دادند، قرآن می‌گوید: همان بهانه‌ای را که بسیاری از [[کافران]] [[سرکش]] در برابر [[پیامبران الهی]] پیش کشیدند مطرح نمودند «گفتند: شما بشری همانند ما هستید و خداوند [[رحمان]] چیزی نازل نکرده سرمایۀ شما چیزی جز [[دروغ]] نیست!»<ref>{{متن قرآن|قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ}} «گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و (خداوند) بخشنده، چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمی‌گویید» سوره یس، آیه ۱۵.</ref>.
 
اگر بنا بود فرستاده‌ای از طرف خدا بیاید باید فرشتۀ مقربی باشد نه [[انسانی]] همچون ما، و همین را دلیل برای تکذیب رسولان و [[انکار]] [[نزول]] [[فرمان الهی]] پنداشتند. در حالی که شاید خودشان نیز می‌دانستند که در طول [[تاریخ]] همۀ پیامبران از [[نسل]] [[آدم]] بوده‌اند، از جمله [[ابراهیم]] که همگی به [[رسالت]] می‌شناختند مسلماً [[انسان]] بود، و از این گذشته مگر نیازها و [[مشکلات]] و دردهای [[انسان‌ها]] را جز انسان می‌تواند [[درک]] کند؟<ref>در اینکه چرا آنان روی صفت «رحمانیت» خداوند تکیه کرده‌اند این احتمال داده شده است که آنها مخصوصاً روی وصف رحمان تکیه کردند که بگویند خداوند مهربان کار بندگان خود را با فرستادن پیامبران و تنظیم تکالیف مشکل نمی‌کند؟ آنها را آزاد می‌گذارد! این منطق سست و بی‌پایه و با سطح افکار این گروه متناسب بود.</ref>
 
به هر حال این [[پیامبران]] از [[مخالفت]] سرسختانۀ آن [[قوم]] [[گمراه]] [[مأیوس]] نشدند و [[ضعف]] و [[سستی]] به خود راه ندادند، و در پاسخ آنها چنین «گفتند: [[پروردگار]] ما می‌داند که ما قطعاً فرستادگان او به سوی شما هستیم. و بر عهدۀ ما چیزی جز [[ابلاغ رسالت]] به طور آشکار و روشن نیست». {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}.
مسلماً آنها تکیه بر ادعا نکردند، و تنها به [[سوگند]] [[قناعت]] ننمودند، بلکه از تعبیر «بلاغ [[مبین]]» اجمالاً استفاده می‌شود که دلائل و معجزاتی از خود نشان دادند، وگرنه [[ابلاغ]] آنها مصداق «بلاغ مبین» نبود؛ زیرا «بلاغ مبین» باید چنان باشد که [[واقعیت]] را به همه برساند و این جز به کمک دلائل متقن و [[معجزات]] گویا ممکن نیست. در بعضی از [[روایات]] نیز آمده است که آنها همانند [[حضرت مسیح]]{{ع}} بعضی از [[بیماران]] غیر قابل علاج را ـ به [[فرمان خدا]] ـ [[شفا]] دادند.
 
[[مفسر]] عالیقدر «[[طبرسی]]» در «[[مجمع البیان]]» چنین می‌گوید: حضرت مسیح دو فرستاده از حواریین به [[شهر]] انطاکیه فرستاد، هنگامی که آنها به نزدیکی شهر رسیدند پیرمردی را دیدند که چند گوسفند را به چرا آورده بود او همان «[[حبیب]]» صاحب «[[یس]]» بود، آنها بر او [[سلام]] کردند پیرمرد جواب داد و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان [[عیسی]] هستیم، آمده‌ایم شما را از [[عبادت بت‌ها]] به سوی [[عبادت]] [[خداوند]] [[رحمان]] [[دعوت]] کنیم.
 
پیرمرد پرسید: آیا [[معجزه]] و نشانه‌ای هم دارید؟ گفتند: آری بیماران را شفا می‌دهیم، و نابینای مادرزاد و [[مبتلا]] به «برص» را به [[اذن خداوند]] بهبودی می‌بخشیم. پیرمرد گفت: من فرزند [[بیماری]] دارم که سال‌ها در بستر افتاده. گفتند: با ما بیا تا به خانۀ تو برویم و از حالش خبر گیریم.
 
پیرمرد همراه آنها رفت و آنها دستی بر تن فرزند او کشیدند، به فرمان خدا سالم از جای برخاست! این خبر در [[شهر]] پخش شد و به دنبال آن [[خداوند]] گروه کثیری از [[بیماران]] را به دست آنها [[شفا]] داد. آنها [[پادشاهی]] [[بت‌پرست]] داشتند، خبر به او رسید آنها را فراخواند و پرسید شما کیستید؟ گفتند: فرستادگان [[عیسی]] هستیم، آمده‌ایم تو را از [[عبادت]] موجوداتی که نه می‌شنوند و نه می‌بینند، به عبادت کسی که هم شنوا و هم بیناست [[دعوت]] کنیم.
 
[[پادشاه]] گفت: آیا معبودی جز [[خدایان]] ما وجود دارد؟ گفتند: آری همان کسی که تو و معبودهایت را آفرید؟ پادشاه گفت: برخیزید! تا من دربارۀ شما [[اندیشه]] کنم (و این تهدیدی نسبت به آنها بود) سپس [[مردم]] آن دو را در بازار گرفتند و زدند.
ولی در [[روایت]] دیگری چنین آمده که دو فرستادۀ عیسی{{ع}} دستشان به پادشاه نرسید و مدتی در آن شهر ماندند، روزی پادشاه از قصر خود بیرون آمده بود، آنها صدا را به [[تکبیر]] بلند کرده و نام «[[الله]]» را به [[عظمت]] یاد کردند، پادشاه در [[غضب]] شد و دستور [[حبس]] آنها را صادر کرد، و هر کدام را یکصد تازیانه زد. هنگامی که این دو فرستاده [[مسیح]] [[تکذیب]] شدند و مضروب گشتند [[حضرت مسیح]]{{ع}} «[[شمعون الصفا]]» را که بزرگ حواریین بود به دنبال آنها فرستاد. «[[شمعون]]» به صورت ناشناخته وارد شهر شد، و طرح [[دوستی]] با اطرافیان شاه ریخت، آنها از دوستی او [[لذت]] بردند، و خبر را به پادشاه رسانیدند، او نیز از وی دعوت کرد و از [[همنشینان]] خود قرار داد و [[احترام]] نمود.
 
«شمعون» روزی گفت: ای پادشاه! من شنیده‌ام دو نفر در حبس تو [[زندانی]] شده‌اند، و هنگامی که تو را به غیر آئینت خوانده‌اند آنها را زده‌ای؟ آیا هیچ به سخنان آنها گوش فرا داده‌ای؟! شاه گفت: [[خشم]] من مانع از این کار شد. «شمعون» گفت: اگر پادشاه [[صلاح]] بداند آنها را فراخواند، تا ببینیم چه چیز در چنته دارند؟ پادشاه آنها را فراخواند. «شمعون» (گویی هیج آنها را نمی‌شناسد) به آنها گفت چه کسی شما را به اینجا فرستاده است؟!
 
گفتند: خدایی که همه چیز را [[آفریده]]، و هیچ شریکی برای او نیست. گفت: نشانه و معجزۀ شما چیست؟ گفتند هر چه تو بخواهی! شاه دستور داد [[غلام]] [[نابینایی]] را آوردند و آنها به [[فرمان خدا]] او را [[شفا]] دادند، [[پادشاه]] در [[تعجب]] فرو رفت، در اینجا [[شمعون]] به سخن درآمد و به شاه گفت آیا اگر چنین درخواستی از خدایانت می‌کردی آنها نیز [[قادر]] بر چنین کاری بودند؟ شاه گفت: از تو چه پنهان که خدایانی که ما می‌پرستیم نه ضرری دارند، و نه [[سود]] و خاصیتی! سپس پادشاه به آن دو گفت: اگر خدای شما بتواند مرده‌ای را زنده کند ما به او و به شما [[ایمان]] می‌آوریم.
 
گفتند: خدای ما قادر بر همه چیز هست. شاه گفت: در اینجا مرده‌ای است که هفت [[روز]] از [[مرگ]] او می‌گذرد هنوز او را [[دفن]] نکرده‌ایم، و در [[انتظار]] این هستیم که پدرش از [[سفر]] بیاید. مرده را آوردند و آن دو آشکارا [[دعا]] می‌کردند، و شمعون مخفیانه، ناگهان مرده تکانی خورد و از جا برخاست و گفت من هفت روز است که مرده‌ام و [[آتش دوزخ]] را با چشم خود دیده‌ام، و من به شما هشدار می‌دهم همگی به [[خدای یگانه]] ایمان بیاورید.
 
پادشاه تعجب کرد، هنگامی که شمعون [[یقین]] پیدا کرد که سخنانش در او مؤثر افتاده، او را به خدای یگانه [[دعوت]] کرد و او ایمان آورد، و [[اهل]] کشورش نیز به او پیوستند هر چند گروهی به [[کفر]] خود باقی ماندند». نظیر این [[روایت از امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده است هرچند در میان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد. ولی با توجه به [[ظاهر قرآن]] [[ایمان آوردن]] اهل آن [[شهر]] بسیار بعید به نظر می‌رسید؛ چراکه [[قرآن]] می‌گوید آنها به وسیلۀ [[صیحه آسمانی]] هلاک شدند. ممکن است در این قسمت از [[روایت]] اشتباهی از ناحیۀ [[راوی]] صادر شده باشد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|قصه‌های قرآن]]، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۷.</ref>.
 
== پرسش مستقیم ==
* [[امام مهدی پس از ظهور چه اقدامی در شهر انطاکیه انجام می‌دهد؟ (پرسش)]]
* [[امام مهدی پس از ظهور چه اقدامی در شهر انطاکیه انجام می‌دهد؟ (پرسش)]]
== جستارهای وابسته ==
{{:فرهنگنامه مهدویت (نمایه)}}


==منابع==
== پرسش‌های وابسته ==
* [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مهدویت''']].
{{پرسمان رخدادهای عصر ظهور امام مهدی}}
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']].


==پانویس==
== منابع ==
{{یادآوری پانویس}}
{{منابع}}
{{پانویس2}}
# [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مهدویت''']]
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
# [[پرونده:1100842.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|'''قصه‌های قرآن''']]
{{پایان منابع}}


{{امام مهدی}}
== پانویس ==
{{پانویس}}


[[رده:انطاکیه]]
[[رده:امام مهدی]]
[[رده:مدخل فرهنگ‌نامه مهدویت]]
[[رده:مدخل فرهنگ‌نامه مهدویت]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:اتمام لینک داخلی]]
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش