خانه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۵٬۲۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ آوریل ۲۰۲۴
جز
جایگزینی متن - 'بیت معمور' به 'بیت معمور'
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان')
جز (جایگزینی متن - 'بیت معمور' به 'بیت معمور')
 
(۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
به اتاق و جایی که در آن زیست کنند [[خانه]] گویند.<ref>لغت نامه، ج ۶، ص ۹۴۴۵ - ۹۴۴۶، "خانه ".</ref> معادل‌های [[عربی]] آن [[بیت]]، دار، [[مسکن]] و حجره است.<ref>فرهنگ فرزان، ص ۳۵۹، "خانه ".</ref> بیت در اصل به معنای جایگاه و [[پناهگاه]] [[انسان]] در شب است،<ref>مفردات، ص ۱۵۱، "بیت ".</ref> ازاین‌رو خانه و قصر را نیز که بیشتر جای استراحت در شب است بیت گویند.<ref>لسان‌العرب، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۵؛ تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص ۲۳۸، "بیت ".</ref> "دار " را جای فرود آمدن و سکنا گزیدنی خوانده‌اند که دور آن با دیوار احاطه شده باشد.<ref>مفردات، ص ۳۲۱، "دار "؛ النهایه، ج ۲، ص ۱۳۹، "دور ".</ref> دار به این معنا به "دور " جمع بسته می‌شود <ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۸، "دور ".</ref> و "دیار " جمع دیگر این واژه به معنای [[خیمه‌گاه]] و [[لشکرگاه]] نیز آمده است.<ref>خزانة الادب، ج ۴، ص ۲۱۳. </ref>
به اتاق و جایی که در آن زیست کنند [[خانه]] گویند.<ref>لغت نامه، ج ۶، ص ۹۴۴۵ - ۹۴۴۶، "خانه ".</ref> معادل‌های [[عربی]] آن [[بیت]]، دار، [[مسکن]] و حجره است.<ref>فرهنگ فرزان، ص ۳۵۹، "خانه ".</ref> بیت در اصل به معنای جایگاه و [[پناهگاه]] [[انسان]] در شب است،<ref>مفردات، ص ۱۵۱، "بیت ".</ref> ازاین‌رو خانه و قصر را نیز که بیشتر جای استراحت در شب است بیت گویند.<ref>لسان‌العرب، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۵؛ تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص ۲۳۸، "بیت ".</ref> "دار " را جای فرود آمدن و ساکن شدنی خوانده‌اند که دور آن با دیوار احاطه شده باشد.<ref>مفردات، ص ۳۲۱، "دار "؛ النهایه، ج ۲، ص ۱۳۹، "دور ".</ref> دار به این معنا به "دور " جمع بسته می‌شود <ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۸، "دور ".</ref> و "دیار " جمع دیگر این واژه به معنای [[خیمه‌گاه]] و [[لشکرگاه]] نیز آمده است.<ref>خزانة الادب، ج ۴، ص ۲۱۳. </ref>


برخی در فرق دار با بیت گفته‌اند دار، [[قائم]] به دیوار و سقف نیست؛ حتی اگر دیوار یا سقف آن ویران شود، دار بر آن اطلاق می‌شود، در حالی که اگر دیوارها یا سقف آن خراب شوند، به آن بیت گفته نمی‌شود.<ref> روح‌البیان، ج ۹، ص ۴۱۸. </ref> بر این پایه، به ساختمان، عرصه، محله و مکان استقرار [[قبیله]] نیز دار گفته‌اند.<ref>العین، ج ۸، ص ۵۸، "دور ".</ref> مسکن از "س ـ ک ـ ن " به معنای استقرار در مقابل حرکت است که اعم از استقرار مادی و [[روحی]] است و اسم مکان به معنای جای سکونت است.<ref> لسان‌العرب، ج ۱۳، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ التحقیق، ج ۵، ص ۱۶۳، "سکن ".</ref>
برخی در فرق دار با بیت گفته‌اند دار، [[قائم]] به دیوار و سقف نیست؛ حتی اگر دیوار یا سقف آن ویران شود، دار بر آن اطلاق می‌شود، در حالی که اگر دیوارها یا سقف آن خراب شوند، به آن بیت گفته نمی‌شود.<ref> روح‌البیان، ج ۹، ص ۴۱۸. </ref> بر این پایه، به ساختمان، عرصه، محله و مکان استقرار [[قبیله]] نیز دار گفته‌اند.<ref>العین، ج ۸، ص ۵۸، "دور ".</ref> مسکن از "س ـ ک ـ ن " به معنای استقرار در مقابل حرکت است که اعم از استقرار مادی و [[روحی]] است و اسم مکان به معنای جای سکونت است.<ref> لسان‌العرب، ج ۱۳، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ التحقیق، ج ۵، ص ۱۶۳، "سکن ".</ref>
خط ۹۷: خط ۹۷:
همان‌گونه که، در [[آیات]] فوق، ملاحظه می‌شود؛ واژه [[بیت]] دو بار در [[سوره مبارکه آل عمران]] ذکر شده، با توضیحی که، از منابع [[موثق]]، در ذیل نقل می‌شود. روشن می‌گردد، که غرض از بیت، در آن دو مورد، [[خانه]] [[کعبه معظمه]] است.
همان‌گونه که، در [[آیات]] فوق، ملاحظه می‌شود؛ واژه [[بیت]] دو بار در [[سوره مبارکه آل عمران]] ذکر شده، با توضیحی که، از منابع [[موثق]]، در ذیل نقل می‌شود. روشن می‌گردد، که غرض از بیت، در آن دو مورد، [[خانه]] [[کعبه معظمه]] است.


برخی از دانشمندان، در یک بحث روایتی، در مورد آیات مورد [[پژوهش]]، می‌نویسند: «[[ابن شهر آشوب]]، از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ...}} چنین نقل می‌کند: (مردی، از آن [[حضرت]] پرسید: آیا [[خانه کعبه]] اولین خانه‌ای است، که در روی [[زمین]] ساخته شده؟) حضرت فرمود: نه پیش از آن هم خانه‌هایی بود؛ لیکن خانه کعبه اولین خانه مبارکی است که برای [[پرستش]] و [[عبادت]] [[مردمان]] درست شد - در آنجا [[هدایت]] و [[رحمت]] و [[برکت]] جمع است‌-»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه عبدالکریم نیری بروجردی، ج۶، ص۲۶۰.</ref> و باز آن مرحوم در همان صفحه می‌افزاید: (در درُّ المنثور از ابن منذر و ابن حاتم، از طریق [[شعبی]] از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} راجع، به آیه... مورد بحث، نقل شده، که فرمود: «پیش از آن خانه‌هایی بوده، لیکن اولین خانه که برای [[عبادت خدا]] بنا شد؛ خانه کعبه بود».
برخی از دانشمندان، در یک بحث روایتی، در مورد آیات مورد [[پژوهش]]، می‌نویسند: «[[ابن‌شهرآشوب]]، از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ...}} چنین نقل می‌کند: (مردی، از آن [[حضرت]] پرسید: آیا [[خانه کعبه]] اولین خانه‌ای است، که در روی [[زمین]] ساخته شده؟) حضرت فرمود: نه پیش از آن هم خانه‌هایی بود؛ لکن خانه کعبه اولین خانه مبارکی است که برای [[پرستش]] و [[عبادت]] [[مردمان]] درست شد - در آنجا [[هدایت]] و [[رحمت]] و [[برکت]] جمع است‌-»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه عبدالکریم نیری بروجردی، ج۶، ص۲۶۰.</ref> و باز آن مرحوم در همان صفحه می‌افزاید: (در درُّ المنثور از ابن منذر و ابن حاتم، از طریق [[شعبی]] از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} راجع، به آیه... مورد بحث، نقل شده، که فرمود: «پیش از آن خانه‌هایی بوده، لکن اولین خانه که برای [[عبادت خدا]] بنا شد؛ خانه کعبه بود».


برخی از نویسندگان، زیر واژه بیت، در آیه مورد پژوهش می‌نویسند: بیت، یعنی [[مکه]]. زمحشری گفت: [[روایت]] شده این که [[خداوند]]، یاقوتی از یاقوت‌های [[بهشتی]] را فرو فرستاد، که دو درّ زمردین داشت، شرقی و [[غربی]] و به [[حضرت آدم]] گفت: «آنچه را که گرد [[عرش]] من، [[طواف]] می‌کند، برای تو فرو فرستادم، پس حضرت آدم از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به سوی آن روی آورد و [[فرشتگان]] او را [[ملاقات]] کردند و گفتند: ای [[آدم]]! [[حج]] خود را خوب به جای آور، همانا ما این خانه را دو هزار سال پیش از تو [[حج]] نمودیم. [[حضرت آدم]]، برای انجام حج چهل بار، از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به [[مکه]] رفت. و به همین منوال گذشت؛ تا این که [[خداوند]]، در [[زمان]] [[طوفان نوح]]{{ع}}، آن را به [[آسمان]] چهارم، که [[بیت المعمور]] است، بالا برد. سپس خداوند، به [[ابراهیم]] [[فرمان]] داد، که آن را بنا [[نهد]] و [[جبرئیل]] مکان آن را به او نشان داد.
برخی از نویسندگان، زیر واژه بیت، در آیه مورد پژوهش می‌نویسند: بیت، یعنی [[مکه]]. زمحشری گفت: [[روایت]] شده این که [[خداوند]]، یاقوتی از یاقوت‌های [[بهشتی]] را فرو فرستاد، که دو درّ زمردین داشت، شرقی و [[غربی]] و به [[حضرت آدم]] گفت: «آنچه را که گرد [[عرش]] من، [[طواف]] می‌کند، برای تو فرو فرستادم، پس حضرت آدم از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به سوی آن روی آورد و [[فرشتگان]] او را [[ملاقات]] کردند و گفتند: ای [[آدم]]! [[حج]] خود را خوب به جای آور، همانا ما این خانه را دو هزار سال پیش از تو [[حج]] نمودیم. [[حضرت آدم]]، برای انجام حج چهل بار، از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به [[مکه]] رفت. و به همین منوال گذشت؛ تا این که [[خداوند]]، در [[زمان]] [[طوفان نوح]]{{ع}}، آن را به [[آسمان]] چهارم، که [[بیت المعمور]] است، بالا برد. سپس خداوند، به [[ابراهیم]] [[فرمان]] داد، که آن را بنا [[نهد]] و [[جبرئیل]] مکان آن را به او نشان داد.
خط ۱۳۸: خط ۱۳۸:
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه یوسف]]{{ع}}==
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه یوسف]]{{ع}}==
{{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ...}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>.
{{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ...}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>.
بیت واژه‌ای است که بیانگر نام یک مکان جغرافیایی است، که با [[ضمیر]] مؤنث ‌ها آمده و به صاحب [[خانه]] مؤنثی نسبت داده شده است.
بیت واژه‌ای است که بیانگر نام یک مکان جغرافیایی است، که با ضمیر مؤنث ‌ها آمده و به صاحب [[خانه]] مؤنثی نسبت داده شده است.
برای [[شناخت]] این مکان، ناچاریم از [[تفسیر]] و [[تاریخ]] کمک بگیریم، تا [[مرجع]] ضمیر ‌ها را [[شناسایی]] کنیم.
برای [[شناخت]] این مکان، ناچاریم از [[تفسیر]] و [[تاریخ]] کمک بگیریم، تا [[مرجع]] ضمیر ‌ها را [[شناسایی]] کنیم.
با توجه به [[تفسیر آیه]] فوق در می‌یابیم، که این [[آیه]] مربوط به داستان [[حضرت یوسف]]{{ع}} است، که [[برادران]] ناتنی او به علت [[حسادت]]، قصد سرنگونی او را داشتند و سرانجام توانستند، با [[اجبار]] و [[اکراه]]، [[پدر]] خویش را [[راضی]] نمایند؛ تا یوسف را به عنوان [[تفریح]] به گردش ببرند و او را در چاهی بیندازند، تا پدر از [[دیدار]] او [[محروم]] گردد.
با توجه به [[تفسیر آیه]] فوق در می‌یابیم، که این [[آیه]] مربوط به داستان [[حضرت یوسف]]{{ع}} است، که [[برادران]] ناتنی او به علت [[حسادت]]، قصد سرنگونی او را داشتند و سرانجام توانستند، با [[اجبار]] و [[اکراه]]، [[پدر]] خویش را [[راضی]] نمایند؛ تا یوسف را به عنوان [[تفریح]] به گردش ببرند و او را در چاهی بیندازند، تا پدر از [[دیدار]] او [[محروم]] گردد.
خط ۱۴۵: خط ۱۴۵:
از طرف دیگر کاروانی به آن محل رسید. و برای کشیدن آب، دلو خود را به [[چاه]] انداخت و یوسف از این [[فرصت]] استفاده نموده و با ریسمان دلو، خود را بالا کشید.
از طرف دیگر کاروانی به آن محل رسید. و برای کشیدن آب، دلو خود را به [[چاه]] انداخت و یوسف از این [[فرصت]] استفاده نموده و با ریسمان دلو، خود را بالا کشید.
به هر تقدیر، یوسف به عنوان برده، به فروش می‌رود و در [[اختیار]] [[عزیز مصر]] قرار می‌گیرد و او این [[نوجوان]] را به زنش می‌سپارد، تا او را به [[فرزندی]] بپذیرد.
به هر تقدیر، یوسف به عنوان برده، به فروش می‌رود و در [[اختیار]] [[عزیز مصر]] قرار می‌گیرد و او این [[نوجوان]] را به زنش می‌سپارد، تا او را به [[فرزندی]] بپذیرد.
تاریخ و تفسیر مرجع ضمیر‌ها را زنی می‌داند، که از او در [[قصص]] [[انبیاء]] به نام [[زلیخا]] یاد می‌شود.
تاریخ و تفسیر مرجع ضمیر‌ها را زنی می‌داند، که از او در [[قصص انبیاء]] به نام [[زلیخا]] یاد می‌شود.
پس منظور از بیتها در آیه مورد بحث، [[منزل]] زلیخا، [[همسر]] عزیز مصر می‌باشد.
پس منظور از بیتها در آیه مورد بحث، [[منزل]] زلیخا، [[همسر]] عزیز مصر می‌باشد.
اکثر نویسندگان قصص؛ نامی از مکان دقیق بیت، ذکری نکرده‌اند و به واژه [[مصر]] اکتفا نموده‌اند؛ لذا ما، در این مقوله باید روشن نماییم؛ منظور از مصر چیست؟<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۸.</ref>
اکثر نویسندگان قصص؛ نامی از مکان دقیق بیت، ذکری نکرده‌اند و به واژه [[مصر]] اکتفا نموده‌اند؛ لذا ما، در این مقوله باید روشن نماییم؛ منظور از مصر چیست؟<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۸.</ref>
خط ۱۶۱: خط ۱۶۱:
گفت: او [[پدر]] [[عزیز مصر]] است که [[حضرت یوسف]]{{ع}} در [[خانه]] او و همسرش [[زلیخا]] بوده است»<ref>محمد باقر، مجلسی، مهدی موعود، بحارالانوار، ترجمه علی دوانی، ج۱۳، ص۷- ۳۴۴.</ref>.
گفت: او [[پدر]] [[عزیز مصر]] است که [[حضرت یوسف]]{{ع}} در [[خانه]] او و همسرش [[زلیخا]] بوده است»<ref>محمد باقر، مجلسی، مهدی موعود، بحارالانوار، ترجمه علی دوانی، ج۱۳، ص۷- ۳۴۴.</ref>.


با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید، [[محل زندگی]] عزیز مصر، در بخشی از [[مصر]] آن [[روزگار]] به نام صعید برده، که اهرام مصر، در آن مکان، [[احداث]] شده‌اند و آن لوحه [[تاریخی]]، نیز در آن محل پیدا شده است. پس [[بیت]] مندرج در [[آیه]] مورد تحقیق، در منطقه‌ای به نام صعید بوده است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۹.</ref>
با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید، [[محل زندگی]] عزیز مصر، در بخشی از [[مصر]] آن [[روزگار]] به نام صعید برده، که اهرام مصر، در آن مکان، احداث شده‌اند و آن لوحه [[تاریخی]]، نیز در آن محل پیدا شده است. پس [[بیت]] مندرج در [[آیه]] مورد تحقیق، در منطقه‌ای به نام صعید بوده است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۹.</ref>


===جغرافیای صعید===
===جغرافیای صعید===
خط ۱۷۱: خط ۱۷۱:
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه ابراهیم]]{{ع}}==
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه ابراهیم]]{{ع}}==
{{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ...}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
{{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ...}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
در [[آیه]] فوق به واژه مرکبی بر می‌خوریم، که از یک اسم و یک [[ضمیر]] بیت + ک |ترکیب شده و با صفت المحرم توصیف گردیده است و این ترکیب نام مکانی است؛ که باید در این مقوله [[شناسایی]] گردد.
در [[آیه]] فوق به واژه مرکبی بر می‌خوریم، که از یک اسم و یک ضمیر بیت + ک |ترکیب شده و با صفت المحرم توصیف گردیده است و این ترکیب نام مکانی است؛ که باید در این مقوله [[شناسایی]] گردد.
برای [[شناخت]] این مکان بیت ابتدا باید ببینیم گوینده ربنا دعای چه کسی است؟
برای [[شناخت]] این مکان بیت ابتدا باید ببینیم گوینده ربنا دعای چه کسی است؟


خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
«از [[آیات]] مختلف [[قرآن]] و [[احادیث]] و [[تواریخ اسلامی]]، به خوبی استفاده می‌شود؛ که [[خانه کعبه]]، پیش از [[ابراهیم]]، حتی از [[زمان]] [[آدم]] برپا شده بود... و [[آیات قرآن]] و [[روایات]]؛ این تاریخچه معروف را [[تأیید]] می‌کند، که خانه کعبه نخست، به دست آدم{{ع}} ساخته شد و سپس، در [[طوفان نوح]]، فرو ریخت و بعد به دست ابراهیم و فرزندش اسماعیل، تجدید بنا گردید»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۴.</ref>.
«از [[آیات]] مختلف [[قرآن]] و [[احادیث]] و [[تواریخ اسلامی]]، به خوبی استفاده می‌شود؛ که [[خانه کعبه]]، پیش از [[ابراهیم]]، حتی از [[زمان]] [[آدم]] برپا شده بود... و [[آیات قرآن]] و [[روایات]]؛ این تاریخچه معروف را [[تأیید]] می‌کند، که خانه کعبه نخست، به دست آدم{{ع}} ساخته شد و سپس، در [[طوفان نوح]]، فرو ریخت و بعد به دست ابراهیم و فرزندش اسماعیل، تجدید بنا گردید»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۴.</ref>.
به هر حال، زمانی که طبق نظر [[مفسرین]] قرآن. در این مورد: «[[خداوند]] مکان خانه کعبه را، که در زمان آدم ساخته شده بود و در طوفان نوح ویران و آثارش محو گشته بود؛ به ابراهیم نشان داد... و او با [[یاری]] فرزندش اسماعیل، آن را تجدید بنا نمود»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۶۷.</ref>.
به هر حال، زمانی که طبق نظر [[مفسرین]] قرآن. در این مورد: «[[خداوند]] مکان خانه کعبه را، که در زمان آدم ساخته شده بود و در طوفان نوح ویران و آثارش محو گشته بود؛ به ابراهیم نشان داد... و او با [[یاری]] فرزندش اسماعیل، آن را تجدید بنا نمود»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۶۷.</ref>.
با توجه به مدلول آیه مورد تحقیق و [[تفسیر]] آن، منظور از [[بیت]] در آیه ۲۶ [[حج]]، محل [[احداث]] [[خانه خدا]] است که حضرت ابراهیم{{ع}}، با یاری فرزندش اسماعیل، آن را تجاید بنا نمود.
با توجه به مدلول آیه مورد تحقیق و [[تفسیر]] آن، منظور از [[بیت]] در آیه ۲۶ [[حج]]، محل احداث [[خانه خدا]] است که حضرت ابراهیم{{ع}}، با یاری فرزندش اسماعیل، آن را تجاید بنا نمود.


با توجه به مدلول آیه مورد تحقیق و تفسیر آن، منظور از بیت، در آیه ۲۶ [[سوره مبارکه حج]]، محل احداث [[خانه خدا]] است که [[حضرت ابراهیم]]، با [[یاری]] فرزندش اسماعیل، آن را تجدید بنا نمود و ما، در مبحث مربوط به [[کعبه]]، به توضیح جغرافیایی آن پرداخته‌ایم؛ لذا خوانندگان گرامی را به آن مبحث ارجاع می‌دهیم.
با توجه به مدلول آیه مورد تحقیق و تفسیر آن، منظور از بیت، در آیه ۲۶ [[سوره مبارکه حج]]، محل احداث [[خانه خدا]] است که [[حضرت ابراهیم]]، با [[یاری]] فرزندش اسماعیل، آن را تجدید بنا نمود و ما، در مبحث مربوط به [[کعبه]]، به توضیح جغرافیایی آن پرداخته‌ایم؛ لذا خوانندگان گرامی را به آن مبحث ارجاع می‌دهیم.
خط ۲۰۶: خط ۲۰۶:
بعد از آنکه [[خدای تعالی]] [[رسول]] گرامیش را [[مبعوث]] فرمود؛ [[مردم قریش]] [[بی‌نیاز]] از سفر شدند، چون از اطراف [[حجاز]] [[مردم]] رو به آن جناب نهاده، هم آن [[حضرت]] را [[زیارت]] می‌کردند و هم [[خانه خدا]] را و لذا در این [[سوره]] فرمود: {{متن قرآن|فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ * الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ...}}<ref>«پس باید پروردگار این خانه را بپرستند * همان که آنان را در گرسنگی خوراک داد و از بیم امان بخشید» سوره قریش، آیه ۳-۴.</ref>.
بعد از آنکه [[خدای تعالی]] [[رسول]] گرامیش را [[مبعوث]] فرمود؛ [[مردم قریش]] [[بی‌نیاز]] از سفر شدند، چون از اطراف [[حجاز]] [[مردم]] رو به آن جناب نهاده، هم آن [[حضرت]] را [[زیارت]] می‌کردند و هم [[خانه خدا]] را و لذا در این [[سوره]] فرمود: {{متن قرآن|فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ * الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ...}}<ref>«پس باید پروردگار این خانه را بپرستند * همان که آنان را در گرسنگی خوراک داد و از بیم امان بخشید» سوره قریش، آیه ۳-۴.</ref>.
با استفاده از بحث روایتی مذکور، دو مجهول [[آیه]] به خوبی روشن می‌شود، که طرف خطاب، [[قوم]] [[قریش]] و [[مکه]] هستند و غرض از [[بیت]]؛ [[خانه کعبه]] است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۷.</ref>
با استفاده از بحث روایتی مذکور، دو مجهول [[آیه]] به خوبی روشن می‌شود، که طرف خطاب، [[قوم]] [[قریش]] و [[مکه]] هستند و غرض از [[بیت]]؛ [[خانه کعبه]] است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۷.</ref>
==[[بیت]]==
#{{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ}}<ref>«و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند):» سوره بقره، آیه ۱۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ...}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>.
#{{متن قرآن|...وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ...}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref>.
#{{متن قرآن|فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ}}<ref>«پس باید پروردگار این خانه را بپرستند» سوره قریش، آیه ۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۳۶.</ref>
===بیان [[آیات]]===
[[روح]] مطلب در میان این آیات یکی است؛ زیرا هر کدام در جای مخصوص به خود از یک محل، گفتنی دارند. [[آیه]] ۱۲۵ [[سوره بقره]]، بعد از آیه‌ای است که پیرامون [[مقام]] والای [[حضرت ابراهیم]] سخن رفته است و در این آیه [[خداوند]] اشاره به خانه‌ای دارد که مرکز [[امنیت]] است و آن [[خانه]] را خانه خود می‌خواند. در آیه ۱۲۷ همین [[سوره]]؛ ساخت و احداث خانه‌ای را بیان می‌کند که توسط حضرت ابراهیم و [[حضرت اسماعیل]] بنا می‌شود.
آیه ۱۵۸ سوره بقره هم خانه‌ای را به کار برده است که در آن [[حج]] به عمل می‌آید. در آیه بعد یعنی ۹۶ [[سوره آل عمران]] صحبت از خانه‌ای است که اساسش در «[[بکه]]» بالا می‌رود و نیز در آیه بعدی یعنی آیه ۱۷۵ سوره آل عمران از مکانی نام می‌برد که برای همه کس و هم چیز مرکز [[امن]] و [[امان]] است.
در سه آیه بعدی نیز لفظ «خانه» حامل نکات دیگری می‌شود. در یکی از آیات<ref>انفال / ۳۵.</ref> [[نماز]] مشرکانی بیان شده است که «جز ملعبه‌ای از سوت کشیدن و دست زدن»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۴۷۱.</ref> نیست. در یکی دیگر<ref>حج / ۲۶.</ref> آیه نشان می‌دهد که مکان [[عبادت]] و به تعبیری دیگر خانه‌ای که برای عبادت مدنظر گرفته می‌شود توسط خداوند به حضرت ابراهیم [[ابلاغ]] می‌گردد و بالاخره در آیه بعد<ref>قریش / ۳.</ref> می‌افزاید: خدای خانه مورد نظر باید مورد [[پرستش]] قرار گیرد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۳۸.</ref>
===حسن مطلب===
در بین [[علما]] و [[مفسران]] [[قرآن]] هیچ اختلافی در این نیست که واژه [[بیت]] به کار رفته در آیات مورد بحث - چه با الف لام تعریف و چه بدون آن - اختصاص به [[خانه کعبه]] دارند. اما در خصوص اینکه خداوند [[جسم]] نیست و نیاز به خانه ندارد پس چرا تعبیر {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} (خانه من) را به کار برده است [[رجوع]] می‌کنیم به بیان شیوای برخی از دانشمندان: در [[آیه]] ۱۲۵ [[سوره بقره]] از [[خانه کعبه]] به عنوان {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} ([[خانه]] من) تعبیر شده در حالی که روشن است [[خداوند]] نه [[جسم]] است و نه نیاز به خانه دارد. منظور از این اضافه همان «اضافه تشریفی» است به این معنی که برای بیان [[شرافت]] و [[عظمت]] چیزی آن را به [[خدا]] نسبت می‌دهند. [[ماه رمضان]] را «[[شهر]] [[الله]]» و خانه کعبه را «[[بیت الله]]» می‌گویند»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۰.</ref>.
علاوه بر اینکه [[صفا و مروه]] دو کوهی هستند که سعی میان آنها جزو [[مناسک حج]] است و «نخستین خانه‌ای که به منظور [[پرستش]] خداوند برای [[مردم]] ساخته شد در [[سرزمین مکه]] بود»<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. این که این [[مراسم]] مخصوص را «[[حج]]» نامیده‌اند برای این است که به هنگام حرکت برای شرکت در این مراسم «قصد [[زیارت]] [[خانه خدا]]» می‌کنند و به همین دلیل در آیه فوق<ref>آیه ۱۵۸.</ref> اضافه به «[[بیت]]» (خانه کعبه) شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۶.</ref>.
و اما اینکه خانه کعبه اولین خانه‌ای است که روی [[زمین]] بنا شده تا مردم از آن منتفع شوند و قبل از آن خانه دیگری ساخته نشده باشد معنایی است که لفظ آیه به آن دلالتی ندارد<ref>تفسیر المیزان، ج۳، ص۵۷۴.</ref>.
[[مشرکان]] که خود را متولی [[مسجدالحرام]] می‌دانستند [[نماز]] و عبادتی داشتند اما [[عبادت]] آنها جز ملعبه‌ای از سوت کشیدن و دست زدن نبود<ref>خلاصه تفاسیر، ص۴۷۱.</ref> ملعبه‌های آنها در خانه خدا صورت می‌گرفت. «خداوند مکان خانه کعبه را که در [[زمان]] [[آدم]] ساخته شده بود و در [[طوفان نوح]] ویران و آثارش محو گشته بود، به [[ابراهیم]] نشان داد، طوفانی وزید و خاک‌ها را به عقب برد و پایه‌های خانه آشکار گشت یا قطعه ابری آمد و در آنجا سایه افکند و یا به هر وسیله دیگر، خداوند محل اصلی خانه را برای ابراهیم{{ع}} معلوم و آماده ساخت و او با [[همیاری]] فرزندش «اسماعیل» آن را تجدید بنا نمود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۰.</ref> چرا می‌فرماید که باید [[خداوند]] این [[خانه]] را بپرستند؟ برای اینکه «الفتی بین [[قریش]] و [[سرزمین مکه]] به وجود بیاید که در طول [[سفر]] تابستان و زمستان برقرار باشد و هیچ شرایطی [[عشق]] و علاقه به این کانون [[مقدس]] را از [[دل]] [[نبرد]] و به خاطر امنیتش به سوی آن باز گردند و تحت تأثیر مزایای [[زندگی]] [[سرزمین یمن]] و [[شام]] قرار نگیرند و به آن دیار کوچ نکنند»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۱۵۷۳.</ref>.
حاصل مطالب بالا و تلفیق [[آیات]] ذکر شده این است که مراد از [[بیت]]، «[[کعبه]]» می‌باشد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۳۹.</ref>
==بیت==
{{متن قرآن|كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ}}<ref>«چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند» سوره انفال، آیه ۵.</ref>.
===نکات درخور یادآوری===
با مرور تمامی [[آیه]]، [[نارضایتی]] برخی آشکار می‌شود: «توضیح اینکه [[ارتباط]] آیات در این [[سوره انفال]] و تصریح به داستان [[بدر]] [[کشف]] می‌کند از اینکه [[سوره]] تمامش مربوط به [[جنگ بدر]] و کمی پس از آن نازل شده، حتی این عباس هم به طوری که از وی نقل شده سوره را سوره بدر نامیده است» <ref>تفسیر المیزان، ج۹، ص۱۰.</ref>.
از [[غزوات]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} دو [[غزوه]] به بدر معروفند. یکی [[غزوه سفوان]] است که نام بدر اول بر خود گرفته است و در [[ربیع الاول]] [[سال دوم هجری]] به وقوع پیوست. دیگری [[غزوه بدر کبری]] است که در [[رمضان]] سال دوم هجری اتفاق افتاد. آیه پنجم سوره‌ای [[انفال]] ناظر به غزوه دومی است.
درباره غزوه بدر کبری چند نکته درخور یادآوری است:
#بعد از این که [[قریشیان]] [[املاک]] و [[اموال مسلمین]] را پس از مهاجرتشان به [[مدینه]] توقیف کردند، به همان اندازه که قریش در این [[اندیشه]] بود که چگونه مسیر تجارتش به شام را از تعرض مسلمانانی که نیروهایشان در مدینه گرد آمده بودند صیانت کند، [[مسلمانان]] هم به این [[فکر]] فرو رفتند که مسیر تجارتی قریشیان را ببندند. از این رو [[مسلمانان]] [[مدینه]] را به قصد بستن راه بر کاروان [[تجارت]] [[قریشیان]] ترک کردند. در واقع، این نوعی [[محاصره اقتصادی]] [[مشروع]] [[قریش]] توسط مسلمانان بود. نتیجه کار هم [[غزوه بدر کبری]] بود<ref>اطلس قرآن، ص۲۲۷.</ref>.
#از آنجا که در پیش رو داشتن یک [[مبارزه]]، خوشایند جماعتی نبود [[وحی الهی]] [[تکلیف]] همه را مشخص کرد و [[فرمان]] خروج از [[شهر]] برای [[جنگ با کفار]] صادر گردید.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۲.</ref>
===[[بدر]] جایگاه [[نصرت]] مسلمانان===
«بدر» در اصل نام مردی بود که در [[سرزمین]] میان [[مکه]] و مدینه [[چاه]] آبی داشت؛ به همین جهت آن سرزمین به نام او «بدر» نامیده شده است. اما از نظر ریشه لغت، «بدر» به معنی پر و کامل است.
از این رو ماه شب چهارده را «بدر» می‌نامند»<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۴۹.</ref>.
به نظر [[ابن اثیر]] بدر جایگاهی بود که [[عرب‌ها]] هر سال در آن بازار می‌ساختند»<ref>تاریخ کامل، ج۳، ص۹۴۹.</ref>. به نوشته [[عزیز]] [[الله]] کاسب «از بدر تا مدینه هشت [[منزل]] و دو میل راه است»<ref>عزالله کاسب، تاریخ انبیاء، ص۴۱۰.</ref>. او بنا به نوشته مؤلف [[اعلام قرآن]]: نام محلی است ما بین مکه و مدینه که [[جنگ]] معروف بدر در آن واقع شد این جنگ در [[ماه رمضان]] [[سال دوم هجرت]] [[روز جمعه]] یا [[دوشنبه]] هفدهم یا نوزدهم میان مسلمانان و [[مشرکین]] اتفاق افتاده و مسلمانان [[پیروز]] شدند<ref>محمد رسول کیانی، اعلام قرآن، ص۳۱.</ref>.
برخی نویسندگان واضح‌تر به معرفی منطقه بدر می‌پردازند. او بر این [[باور]] است: منطقه بدر یعنی مکان نخستین [[رویارویی]] مسلمانان با [[مشرکان]] و نیز [[مدفن]] و آرامگاه شهدای این جنگ، در ۱۵۰ کیلومتری جنوب [[غربی]] مدینه واقع است. در گذشته، راه مدینه به مکه از این منطقه می‌گذشت و [[زائران]] به [[زیارت]] [[شهدای بدر]] می‌رفتند ولی اکنون با ساختن بزرگراه مدینه به مکه، این منطقه در کنار و حاشیه واقع شده است»<ref>قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه، ص۱۶۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۴.</ref>
===موضع [[خانه پیامبر]]===
روشن شد که [[آیه]]، به خروج [[پیامبر]] از خانه‌اش اشاره دارد و آشکار گردید که خروج از مطلق [[مسکن]] و [[خانه]] برای [[جنگی]] بوده که به «[[بدر]]» [[شهرت]] یافت؛ لذا از آنجا که [[جنگ بدر]] در هفدهمین ماه [[هجرت پیامبر]] ([[هجرت]] از [[مکه]] به [[مدینه]]) حادث شده است [[پیامبر]] [[سکونت]] در «مدینه» داشت و [[خانه پیامبر]] در این [[شهر]] بوده است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۵.</ref>
==[[بیت]]==
#{{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا...}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ}}<ref>«و پیش از آن، (پستان) دایگان را از او بازداشتیم؛ (خواهر موسی) گفت: می‌خواهید شما را به خانواده‌ای رهنمون شوم که او را برای شما نگه‌دارند و خیراندیش او باشند؟» سوره قصص، آیه ۱۲.</ref>
===خلاصه ماجرا===
[[المیزان]] در [[تفسیر آیه]] گفته است: [[روز]] به روز عزیزه [[مصر]] خود را به وصال یوسف [[وعده]] می‌داد و آرزویش تیز‌تر می‌گشت و به منظور [[ظفر]] یافتن به آنچه می‌خواست بیشتر با وی تلطف می‌کرد و بیشتر آن کرشمه هائی را که [[اسلحه]] هر زیباروئی است به کار می‌بست و بیشتر به غنج و [[آرایش]] خود می‌پرداخت باشد که بتواند [[دل]] او را صید کند»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۱۹۰.</ref>.
[[دانشنامه]] خرمشاهی بقیه داستان را چنین نقل می‌کند: [[زلیخا]] ترفندها به کار بست تا یوسف{{ع}} را از [[پاکدامنی]] خویش به در کند. اما وقتی با سرسختی و [[خویشتنداری]] یوسف{{ع}} روبه‌رو شد، ناکام گشت و چاره‌ای جز این نیافت که به [[زور]] یوسف{{ع}} را وا دارد که تمنای او را بپذیرد»<ref>دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۱۱۴۹.</ref>.
ادامه ماجرا را از خلاصه [[تفاسیر]] پی می‌گیریم: زنی که یوسف در [[خانه]] او بود از روی [[هوای نفس]] از یوسف که در خانه‌اش بود خواست به شدت قصد کامجویی کند. در یک طرف [[خلوت]] گاه یوسف ایستاده که [[غرق]] در [[محبت]] پروردگارش بود و در طرف دیگر [[همسر]] آقایش بود که [[عشق]] به یوسف بر قلبش چنگ می‌زد. زلیخا درها را بست تا یوسف راهی برای فرار نداشته باشد و با تکیه بر [[سلطنت]] و قدرتش با لحنی آمرانه یوسف را به سوی خود خواند اما یوسف کمترین توجهی به موقعیت او نداشت و جوابی به او داد که یکباره [[زلیخا]] را در عشقش [[شکست]] داد»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۶۰۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۷.</ref>
===[[عزیز مصر]]===
پس از آنچه که گفته شد [[شناخت]] پیدا کردن به عزیز مصر (فوطیفار) و عزیزه [[مصر]] (زلیخا) [[ضرورت]] پیدا می‌کند. [[قاموس کتاب مقدس]] [[معتقد]] است: «فوطیفار [[رئیس]] خواجه سرایان [[فرعون]] و او همانی است که یوسف را خریداری نمود»<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۶۷۳.</ref>. برخی از نویسندگان بر این باوراند: «برخی نامش را «قطفیر» ذکر کرده و گفته‌اند: وی نخست [[وزیر]] [[کشور]] مصر بوده و [[منصب]] [[جانشین]] و خزانه‌داری و [[فرماندهی]] [[لشکر]] [[پادشاه]] را به عهده داشته است»<ref>محلاتی، تاریخ انبیاء، ص۲۳۸.</ref>. برخی از نویسندگان قائل به این هستند که: «عزیز مصر که در [[تورات]] «فوطیفار یا فوطیفارع و در [[تفاسیر]] [[اسلامی]] من جمله [[تفسیر]] ابوالفتح رازی «قطفیر یا اطفر بن رحیب» نامیده شده است او یوسف را خرید و به زوجه خود گفت: مقدم او را گرامی دار شاید برای ما غلامی سودمند یا [[فرزندی]] دلبند باشد»<ref>اعلام قرآن، خزائلی، ص۶۷۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۹.</ref>
===عزیزه مصر===
برحسب رأی برخی نویسندگان: زلیخا ([[زن]] عزیز مصر)، افزون بر حکایت این زن با [[حضرت یوسف]]{{ع}} در [[سوره یوسف]]، یک بار به صورت «امرأته» و دوبار به لفظ {{متن قرآن|امْرَأَتُ الْعَزِيزِ}}<ref>«و زنانی در آن شهر گفتند: همسر عزیز (مصر) از برده خویش، کام می‌خواهد، (برده‌اش) او را در عشق، سخت شیفته کرده است؛ بی‌گمان ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم» سوره یوسف، آیه ۳۰.</ref> در همین [[سوره]] یاد شده است. نام وی «زلیخا» به ضم زا و فتح لام دانسته‌اند، گویند او در [[مغرب]] زاده شده و نامش به [[زبان سریانی]] «راعیل» بود<ref>بهاالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۱۱۴۹.</ref>.
برخی از نویسندگان بر آن هستند: نام زوجه [[عزیز]] در [[قرآن مجید]] و تورات مسطور نیست و نسبت به این نام دو احتمال قابل ذکر است: یکی آنکه «رحیلا» یا [[قلب]] و تصحیف به صورت «[[زلیخا]]» بر وزن «چلیپا» یا زلیخا بر وزن «هویدا» در آمده باشد، چنان که نام قبطی [[عزیز]] که فوطیفار است به صورت قطفیر در آمده است وجه دوم، آنکه «زلیخا» از ریشه «زلیقه» گرفته شود که در [[زبان عربی]] و [[عبری]] به معنی زنی [[لغزش]] کار است<ref>خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۷۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۰.</ref>
===[[خانه]] زلیخا===
برخی نویسندگان زیر عنوان [[ابراهیم]] و [[مهاجرت]] به [[فلسطین]] بعد از بیان سرگذشت ابراهیم و [[وفات]] او و انتقال [[ریاست]] [[طایفه]] به [[اسحاق]] و پس از او به نوه‌اش [[یعقوب]] و بستن بار مهاجرت به نواحی [[مصر]] در یک جمله اظهار می‌دارند: «از اینجا داستان یوسف پسر یعقوب آغاز می‌شود و یک سلسله وقایع در [[سرزمین]] بارور وادی نیل، همانجا که به گوشن موسوم است، برای آنها روی می‌دهد»<ref>جان بی. ناس، تاریخ جامع ادیان، ص۴۹۰.</ref>.
مؤلف [[باستان‌شناسی]] و جغرافیای [[تاریخی]] و [[قصص قرآن]]، گوشن مصر را جغرافیای تاریخی محل استقرار [[خاندان]] یعقوب می‌داند. [[مخلص]] این استقرار به نقل از آن مؤلف که دلالت بر [[سفر]] چهارم خاندان یعقوب به مصر دارد از این قرار است: چون [[حضرت یعقوب]]{{ع}} و خاله یوسف و [[برادران]] و خانواده‌هایشان بنا به [[دعوت]] یوسف{{ع}} به مصر آمدند، یوسف از آنان خواست که همگی به [[سرزمین مصر]] در آیند و به خواست [[خدا]] در [[امنیت]] کامل به سر برند». او در ادامه مطالب خویش اضافه می‌کند: بنابراین خاندان یعقوب{{ع}} در سرزمین گوشن (جوشن) مستقر شدند. در [[نصوص]] [[مصری]] نام این سرزمین به اسم [[جسم]] یا جسام قرائت شده و در [[تورات]] [[یهود]] [[زمین]] جاسان jasan خوانده شده است. این سرزمین در وادی طمیلات در [[شرق]] دلتا واقع شده است»<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۲۱۶.</ref>.
برخی پژوهشگران این را هم آورده‌اند که: سرزمین جوشن (گوشن) در کدام منطقه مصر واقع شده نظریات گوناگونی ارائه شده که بعضی آن را بر [[سوید]] و برخی دیگر وادی طمیلات، از دریاچه تمساح تا [[رود نیل]] و بعضی آن را شبه جزیره سینا و برخی در جنوب [[غربی]] [[فلسطین]] و بعضی جوشن را نامی برای سینا دانسته‌اند<ref>عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، تاریخ جامع ادیان، ص۲۱۷.</ref>.
خوانندگان گرامی واقف هستند که برای [[شناخت]] خانه‌ایی که [[زلیخا]] در آن قصد کام‌یابی از یوسف را داشته است نیازمند این هستیم که محل اسکان [[حضرت یعقوب]] و محل رسیدن یوسف به خزانه‌داری را بشناسیم. دو نکته تا اینجا مشخص می‌شود:
#سکونت اولیه [[خاندان]] [[یعقوب]] در جایی به غیر از گوشن (جوشن) بوده است. توضیح بیشتر را در مطلب مربوط به «[[جب]]» بجویید.
# [[حضرت یوسف]]{{ع}} [[پدر]]، [[مادر]] و [[برادران]] خود را بعداً در جایی سکونت داده که جوشن (گوشن) خوانده می‌شود. جوشن محدوده‌ای است مابین کانال سوئز و [[جیزه]] در کرانه نیل.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۱.</ref>
===اما این نقطه جغرافیایی کجاست؟===
[[دایرة المعارف کتاب مقدس]] در این باره سخن‌ها دارد: جوشن: «سرزمینی در [[مصر]] که به نام «[[سرزمین]] جوشن» نیز نامیده شده و در [[اراضی]] رعمسیس واقع بوده است<ref>پیدایش ۱۱:۴۷.</ref>. یعقوب و خانواده‌اش پس از ورود به مصر با [[اجازه]] [[فرعون]] در آنجا ساکن شدند و یکی از شهر‌های [[انبار]] محسوب می‌گردید<ref>خروج ۱۱:۱.</ref>.
جوشن در شرقی‌ترین ناحیه دلتا و شمال شرقی هلیوپولیس (Heliopolis) قرار داشت»<ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۸۳.</ref>.
همین منبع درباره رعمسیس (پسر [[آفتاب]]) چنین نظر می‌دهد: نام شهری در مصر که در شمال شرقی دلتا قرار داشته و منطقه‌ای بود که یوسف بعد از [[مهاجرت]] پدر و برادرانش آنها را در آنجا ساکن گردانید<ref>پیدایش ۱۱:۴۷.</ref><ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۹۳.</ref>.
ما در آخر این گفتار از آنجا که صاحب کتاب اطلس [[قرآن]] به منابع [[مصری]] دسترسی داشته است موضع [[خانه]] زلیخا (قصر) را در «صان الحجر» (تانیس به [[یونانی]]/ Tanis در استان شرقیه نزدیک دریاچه المنزله Almanzeleh [[پایین‌تر]] از جیزه (Giza) و محل استقرار خاندان یعقوب را در جاشان واقع در شمال بلبیس Bilbeis ([[سفط]] الحنه فعلی) دانسته و ما با او متفق القول می‌شویم<ref>ر.ک: اطلس قرآن، ص۷۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۳.</ref>
==[[بیت]]==
{{متن قرآن|أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ...}}<ref>«یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۳.</ref>.
«لجوجان بهانه گیر، آوردن [[معجزه]] را کار [[رسول]] می‌دانستند»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۷۴۹.</ref>. «زخرف، در اصل به معنی [[زینت]] است و از آنجا که طلا یکی فلزات معروف زینتی است به آن زخرف گفته می‌شود. خانه‌های پر نقش و نگار را نیز زخرف می‌گویند و همچنین سخنان پر آب و رنگ [[فریبنده]] را گفتار مزخرف می‌نامند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۲.</ref>.
[[کفار]] لجوج [[قریش]] از [[پیامبر]] می‌خواستند تا معجزه کند خانه‌اش را طلاکاری شده کند. «[[خانه پیامبر]] واقع در [[مکه]]» بود پس بیت در این [[آیه]] به آن [[خانه]] اشارت دارد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۵.</ref>
=={{متن قرآن|بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}}==
{{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ...}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
این [[آیه]]، دعایی است که از زبان [[حضرت ابراهیم]] جاری می‌شود. در حول و حوش دعای [[ابراهیم]] به قدر زیاد نوشته‌اند و [[گفتگو]] کرده‌اند اما نکته‌ای که در اینجا سخت شایان درنگ است علت چنین درخواستی از [[خداوند]] است. کم و کیف ماجرا را عیناً از [[قصص الانبیا (کتاب)|قصص الانبیا]] در اینجا نقل می‌کنیم: «چون هنگام درد بارنهادن؛ [[ساره]] بر [[هاجر]] بخندید، هاجر را بر او [[خشم]] آمد. پس ابراهیم را گفت: یا ابراهیم تا کی [[غم]] هاجر خورم و [[غیرت]] وی و غم اسمعیل؟ اکنون که به فضل [[خدای تعالی]] مرا [[فرزندی]] است و به [[کرامت]] [[پروردگار]] اسحق را دارا شده‌ایم چه نیازی است به بودن هاجر و اسمعیل؟ ایشان را از پیش من ببر و چندان دور کن و به جایی ببر خشک و بی‌آب و علف که در سرزمینش [[گیاه]] نروید... ابراهیم چون روی به [[خدا]] آورد و [[صلاح]] کار خوست؛ [[جبرئیل]] آمد و گفت: یا ابراهیم آن کن که ساره فرماید و آنچه خواست اوست [[اجابت]] کن که ساره را بر تو [[حق]] بسیار است و به گردن تو بیش از اینها حق دارد»<ref>ابواسحق بن منصور بن خلف نیشابوری، قصص الانبیا، ص۱۲۸.</ref>. سپس «ابراهیم به دنبال مشکلی که با همسرش ساره بر سر [[ازدواج]] با هاجر و [[تولد]] اسماعیل پیدا کرد، همراه هاجر و فرزندش به [[مکه]] آمد و آن [[مادر]] و فرزند را در این [[سرزمین]] تنها گذاشت و بازگشت»<ref>جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۴۱.</ref> و مقصود از محترم بودن آن همان حرمتی است که [[خداوند]] برای [[خانه]] تشریح نموده و ظرف مکان {{متن قرآن|عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}} متعلق به جمله {{متن قرآن|أَسْكَنْتُ}} است<ref>تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۱۱.</ref>.
با این اوصاف موضع {{متن قرآن|بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}} «[[خانه کعبه]]» است که در [[شهر مکه]] می‌باشد و [[حضرت ابراهیم]] «پس از [[بنای کعبه]] اسمعیل را در آنجا ساکن گردانیده و از [[خدا]] خواسته است که دل‌های آن وادی را به او راغب گرداند»<ref>خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۰.</ref>
==[[بیت العتیق]]==
#{{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>.
#{{متن قرآن|لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«در آن (چارپایان) برای شما تا زمانی معیّن سودهاست سپس قربانگاه آنها به سوی خانه دیرین (کعبه) است» سوره حج، آیه ۳۳.</ref>.
===[[عتیق]] یعنی چه؟===
ساختار دیگری از «[[بیت]]»؛ بیت العتیق، در [[قرآن مجید]] است، که دوبار به کار رفته است و هر دو در [[سوره]] حج‌اند. «با توجه به این که «عتیق» از ماده «[[عتق]]» به معنی [[آزاد]] شدن از بند رقیت است ممکن است از این نظر باشد که خانه کعبه از قید ملکیت [[بندگان]] آزاد است و در هیچ زمانی جز خدا، [[مالکی]] نداشته است و نیز از قید [[سیطره]] جبارانی همچون «ابرهه‌ها» [[آزاد شده]] است. یکی از معانی «عتیق»، «قدیم» است، چنان که «راغب» در مفردات می‌گوید: {{عربی|العتیق المتقدم فی الزمان أو المکان او الرتبة}}: «عتیق چیزی است که از نظر زمانی یا مکانی و یا مرتبه متقدم باشد». این نیز روشن است که خانه کعبه قدیمی‌ترین کانون [[توحید]] است و به گفته [[قرآن]] اولین خانه‌ای است که برای [[انسان]] برپا شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۲.</ref>
===توضیح بیشتر===
عتیق چه به معنای قدیمی گرفته شود و چه با [[ارزش]] تلقی گردد و یا آزاد و رها، در هر سه مورد در خصوص خانه‌ای مصداق پیدا می‌کند که قدیمی است و به قول برخی بزرگان «قریب چهار هزار سال از [[عمر]] این [[خانه]] می‌گذرد و هنوز آباد و معمور است و در آن روزهایی که [[آیات]] مورد بحث نازل می‌شد بیش از [[دو هزار و پانصد سال]] از عمر آن گذشته بود»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۵۱.</ref> و دارای [[ارزش]] و اهمیت به خاطر حرمتی که دارد و [[آزاد]] است به این علت که از قید [[مالکیت]] رهاست. [[خداوند]] [[شعائر]] [[مناسک حج]] را بیان می‌کند و در پایان [[آیه]] ۳۳ در مورد سرانجام کار [[قربانی]]، چنین می‌گوید: سپس محل آن [[خانه کعبه]]، آن خانه قدیمی و گرامی است {{متن قرآن|ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}} و به این ترتیب، مادامی که حیوانات مخصوص قربانی به محل [[قربانگاه]] نرسیده‌اند می‌توان از آنها بهره گرفت و پس از وصول به قربانگاه باید [[وظیفه]] قربان کردن را درباره آنها انجام داد. البته طبق آنچه [[فقها]] بر اساس مدارک [[اسلامی]] گفته‌اند اگر قربانی مربوط به [[حج]] باشد، در [[سرزمین]] «[[منی]]» باید [[ذبح]] شود و اگر برای «[[عمره]] مفرده» باشد در سرزمین «[[مکه]]» و از آنجا که آیات مورد بحث از «[[مراسم حج]]» سخن می‌گوید باید «[[بیت العتیق]]» (خانه کعبه) در اینجا به معنی وسیع کلمه باشد تا اطراف مکه (منی) را نیز شامل گردد»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۳.</ref>
===پایان سخن===
[[تفسیر جوامع الجامع]]<ref>جوامع الجامع، ج۴، ص۲۰.</ref>؛ [[مجمع البیان فی تفسیر القرآن]]<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۲۰۷.</ref> و [[المیزان]]<ref>المیزان، ج۱۴، ص۵۵۱.</ref> و بسیاری از منابع دیگر می‌گویند منظور از [[بیت عتیق]] «[[کعبه]]» است و «[[قرآن]] کعبه را به این نام خوانده است».
وجه تسمیه کعبه به این اسم از چند جهت است:
#از سطوت و [[شکوه]] [[جباران]] آزاد است و دستگاه [[جبروت]] ایشان در برابر [[عظمت]] آن مکان [[ارج]] و [[بهایی]] ندارد.
#یکی از معانی [[عتیق]] [[کریم]] است و هر چیز مکرم و [[زیبا]] را عتیق می‌نامند و چون کعبه این دو مزیت را دارد، به این نام خوانده می‌شود.
# عتیق به معنی قدیم است و چون نخستین خانه‌ای که به عنوان [[عبادت]] [[پروردگار]] در روی [[زمین]] بنا شد، این [[خانه]] است، [[عتیق]] نامیده شده و دلیل این معنی قول [[خدای تعالی]] در [[آیه]] ۹۶ از [[سوره]] «[[آل عمران]]» است<ref>اطلاعات قرآنی، ص۱۶۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۴.</ref>
==[[بیت المعمور]]==
{{متن قرآن|وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ}}<ref>«و سوگند به آن خانه آبادان،» سوره طور، آیه ۴.</ref>.
بیت المعمور یکی از نام‌هایی است که تنها در [[قرآن]]، یک مرتبه آمده است و «وجه نامگذاری‌اش به بیت المعمور آن است که به جهت [[پیوستگی]] و کثرت [[زائران]] و [[طواف]] کنندگان و [[نمازگزاران]] آباد است»<ref>اطلاعات قرآنی، ص۱۶۱.</ref>.
===[[تفاسیر]] گوناگون===
«در مورد «بیت المعمور» تفسیر‌های گوناگونی شده، بعضی آن را اشاره به خانه‌ای می‌دانند که در آسمان‌های محاذی «[[خانه کعبه]]» است و با عبادت [[فرشتگان]]، معمور و آباد است»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام چهارم]]{{ع}} [[روایت]] شده است که «فرمود: فرشتگان هفت هزار سال به طواف [[عرش الهی]] [[پناه]] بردند تا [[خدا]] توبه‌شان را پذیرفت و در [[آسمان]] چهارم بیت المعمور را برای عبادت و طواف ایشان قرار داد و آن را جایگاه [[امن]] و [[امان]] ساخت چنان که [[بیت الحرام]] و خانه کعبه را در زمین برای [[مردمان]] جایگاه امن و امان و محل عبادت و طواف ساخت»<ref>تاریخ انبیاء، محلاتی ص۲۹.</ref>.
بعضی آن را به «[[کعبه]]» و [[خانه خدا]] در زمین [[تفسیر]] کرده‌اند که به وسیله [[زوار]] و [[حاجیان]] همواره معمور و آباد است و می‌دانیم نخستین خانه‌ای است که برای عبادت، در روی زمین ساخته و آباد شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۶.</ref>
===پایان‌بندی بحث===
[[گمان]] ما بر این است که مراد از بیت المعمور خانه خدا در روی زمین است و این اسم یکی از اسامی خانه خداست. «بر پایه نبشتار [[طبری]] [[حضرت]] پروردگار [[ابراهیم]] و اسماعیل را فرمود تا در آن جای که بیت المعمور بود خانه‌ای بسازند.
بیت المعمور آمده است که [[بیت معمور]] / بیت المعمور / بیت الصراح، خانه‌ای بود از یاقوت سرخ در جایی که امروز «کعبه» است»<ref>ابواسحق بن منصور بن خلف نیشابوری، قصص الانبیاء، ص۱۳۴.</ref>.
دیگر از [[دلایل]] ما استناد برخی از دانشمندان است: با توجه به تعبیرات مختلفی که در [[قرآن]]، از «[[کعبه]]» به عنوان «[[بیت]] آمده، معنی دوم از همه مناسب‌تر به نظر می‌رسد<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>. چون «کعبه اولین خانه‌ای بود که برای [[عبادت]] [[مردم]] بنا شد و همواره از اولین [[روز]] بنایش تا کنون آباد و معمور بوده است»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۷.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۱۱: خط ۳۲۷:
# [[پرونده:000062.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]] و [[مرضیه قدمی|قدمی]]، [[خانه (مقاله)|مقاله «خانه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱''']]
# [[پرونده:000062.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]] و [[مرضیه قدمی|قدمی]]، [[خانه (مقاله)|مقاله «خانه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱''']]
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']]
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']]
# [[پرونده:IM010430.jpg|22px]] [[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|'''اماکن جغرافیایی در قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۲۴٬۸۶۴

ویرایش