خانه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۴۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ آوریل ۲۰۲۴
جز
جایگزینی متن - 'بیت معمور' به 'بیت معمور'
جز (جایگزینی متن - 'بیت معمور' به 'بیت معمور')
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
به اتاق و جایی که در آن زیست کنند [[خانه]] گویند.<ref>لغت نامه، ج ۶، ص ۹۴۴۵ - ۹۴۴۶، "خانه ".</ref> معادل‌های [[عربی]] آن [[بیت]]، دار، [[مسکن]] و حجره است.<ref>فرهنگ فرزان، ص ۳۵۹، "خانه ".</ref> بیت در اصل به معنای جایگاه و [[پناهگاه]] [[انسان]] در شب است،<ref>مفردات، ص ۱۵۱، "بیت ".</ref> ازاین‌رو خانه و قصر را نیز که بیشتر جای استراحت در شب است بیت گویند.<ref>لسان‌العرب، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۵؛ تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص ۲۳۸، "بیت ".</ref> "دار " را جای فرود آمدن و سکنا گزیدنی خوانده‌اند که دور آن با دیوار احاطه شده باشد.<ref>مفردات، ص ۳۲۱، "دار "؛ النهایه، ج ۲، ص ۱۳۹، "دور ".</ref> دار به این معنا به "دور " جمع بسته می‌شود <ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۸، "دور ".</ref> و "دیار " جمع دیگر این واژه به معنای [[خیمه‌گاه]] و [[لشکرگاه]] نیز آمده است.<ref>خزانة الادب، ج ۴، ص ۲۱۳. </ref>
به اتاق و جایی که در آن زیست کنند [[خانه]] گویند.<ref>لغت نامه، ج ۶، ص ۹۴۴۵ - ۹۴۴۶، "خانه ".</ref> معادل‌های [[عربی]] آن [[بیت]]، دار، [[مسکن]] و حجره است.<ref>فرهنگ فرزان، ص ۳۵۹، "خانه ".</ref> بیت در اصل به معنای جایگاه و [[پناهگاه]] [[انسان]] در شب است،<ref>مفردات، ص ۱۵۱، "بیت ".</ref> ازاین‌رو خانه و قصر را نیز که بیشتر جای استراحت در شب است بیت گویند.<ref>لسان‌العرب، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۵؛ تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص ۲۳۸، "بیت ".</ref> "دار " را جای فرود آمدن و ساکن شدنی خوانده‌اند که دور آن با دیوار احاطه شده باشد.<ref>مفردات، ص ۳۲۱، "دار "؛ النهایه، ج ۲، ص ۱۳۹، "دور ".</ref> دار به این معنا به "دور " جمع بسته می‌شود <ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۸، "دور ".</ref> و "دیار " جمع دیگر این واژه به معنای [[خیمه‌گاه]] و [[لشکرگاه]] نیز آمده است.<ref>خزانة الادب، ج ۴، ص ۲۱۳. </ref>


برخی در فرق دار با بیت گفته‌اند دار، [[قائم]] به دیوار و سقف نیست؛ حتی اگر دیوار یا سقف آن ویران شود، دار بر آن اطلاق می‌شود، در حالی که اگر دیوارها یا سقف آن خراب شوند، به آن بیت گفته نمی‌شود.<ref> روح‌البیان، ج ۹، ص ۴۱۸. </ref> بر این پایه، به ساختمان، عرصه، محله و مکان استقرار [[قبیله]] نیز دار گفته‌اند.<ref>العین، ج ۸، ص ۵۸، "دور ".</ref> مسکن از "س ـ ک ـ ن " به معنای استقرار در مقابل حرکت است که اعم از استقرار مادی و [[روحی]] است و اسم مکان به معنای جای سکونت است.<ref> لسان‌العرب، ج ۱۳، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ التحقیق، ج ۵، ص ۱۶۳، "سکن ".</ref>
برخی در فرق دار با بیت گفته‌اند دار، [[قائم]] به دیوار و سقف نیست؛ حتی اگر دیوار یا سقف آن ویران شود، دار بر آن اطلاق می‌شود، در حالی که اگر دیوارها یا سقف آن خراب شوند، به آن بیت گفته نمی‌شود.<ref> روح‌البیان، ج ۹، ص ۴۱۸. </ref> بر این پایه، به ساختمان، عرصه، محله و مکان استقرار [[قبیله]] نیز دار گفته‌اند.<ref>العین، ج ۸، ص ۵۸، "دور ".</ref> مسکن از "س ـ ک ـ ن " به معنای استقرار در مقابل حرکت است که اعم از استقرار مادی و [[روحی]] است و اسم مکان به معنای جای سکونت است.<ref> لسان‌العرب، ج ۱۳، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ التحقیق، ج ۵، ص ۱۶۳، "سکن ".</ref>
خط ۹۷: خط ۹۷:
همان‌گونه که، در [[آیات]] فوق، ملاحظه می‌شود؛ واژه [[بیت]] دو بار در [[سوره مبارکه آل عمران]] ذکر شده، با توضیحی که، از منابع [[موثق]]، در ذیل نقل می‌شود. روشن می‌گردد، که غرض از بیت، در آن دو مورد، [[خانه]] [[کعبه معظمه]] است.
همان‌گونه که، در [[آیات]] فوق، ملاحظه می‌شود؛ واژه [[بیت]] دو بار در [[سوره مبارکه آل عمران]] ذکر شده، با توضیحی که، از منابع [[موثق]]، در ذیل نقل می‌شود. روشن می‌گردد، که غرض از بیت، در آن دو مورد، [[خانه]] [[کعبه معظمه]] است.


برخی از دانشمندان، در یک بحث روایتی، در مورد آیات مورد [[پژوهش]]، می‌نویسند: «[[ابن شهر آشوب]]، از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ...}} چنین نقل می‌کند: (مردی، از آن [[حضرت]] پرسید: آیا [[خانه کعبه]] اولین خانه‌ای است، که در روی [[زمین]] ساخته شده؟) حضرت فرمود: نه پیش از آن هم خانه‌هایی بود؛ لیکن خانه کعبه اولین خانه مبارکی است که برای [[پرستش]] و [[عبادت]] [[مردمان]] درست شد - در آنجا [[هدایت]] و [[رحمت]] و [[برکت]] جمع است‌-»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه عبدالکریم نیری بروجردی، ج۶، ص۲۶۰.</ref> و باز آن مرحوم در همان صفحه می‌افزاید: (در درُّ المنثور از ابن منذر و ابن حاتم، از طریق [[شعبی]] از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} راجع، به آیه... مورد بحث، نقل شده، که فرمود: «پیش از آن خانه‌هایی بوده، لیکن اولین خانه که برای [[عبادت خدا]] بنا شد؛ خانه کعبه بود».
برخی از دانشمندان، در یک بحث روایتی، در مورد آیات مورد [[پژوهش]]، می‌نویسند: «[[ابن‌شهرآشوب]]، از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ...}} چنین نقل می‌کند: (مردی، از آن [[حضرت]] پرسید: آیا [[خانه کعبه]] اولین خانه‌ای است، که در روی [[زمین]] ساخته شده؟) حضرت فرمود: نه پیش از آن هم خانه‌هایی بود؛ لکن خانه کعبه اولین خانه مبارکی است که برای [[پرستش]] و [[عبادت]] [[مردمان]] درست شد - در آنجا [[هدایت]] و [[رحمت]] و [[برکت]] جمع است‌-»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه عبدالکریم نیری بروجردی، ج۶، ص۲۶۰.</ref> و باز آن مرحوم در همان صفحه می‌افزاید: (در درُّ المنثور از ابن منذر و ابن حاتم، از طریق [[شعبی]] از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} راجع، به آیه... مورد بحث، نقل شده، که فرمود: «پیش از آن خانه‌هایی بوده، لکن اولین خانه که برای [[عبادت خدا]] بنا شد؛ خانه کعبه بود».


برخی از نویسندگان، زیر واژه بیت، در آیه مورد پژوهش می‌نویسند: بیت، یعنی [[مکه]]. زمحشری گفت: [[روایت]] شده این که [[خداوند]]، یاقوتی از یاقوت‌های [[بهشتی]] را فرو فرستاد، که دو درّ زمردین داشت، شرقی و [[غربی]] و به [[حضرت آدم]] گفت: «آنچه را که گرد [[عرش]] من، [[طواف]] می‌کند، برای تو فرو فرستادم، پس حضرت آدم از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به سوی آن روی آورد و [[فرشتگان]] او را [[ملاقات]] کردند و گفتند: ای [[آدم]]! [[حج]] خود را خوب به جای آور، همانا ما این خانه را دو هزار سال پیش از تو [[حج]] نمودیم. [[حضرت آدم]]، برای انجام حج چهل بار، از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به [[مکه]] رفت. و به همین منوال گذشت؛ تا این که [[خداوند]]، در [[زمان]] [[طوفان نوح]]{{ع}}، آن را به [[آسمان]] چهارم، که [[بیت المعمور]] است، بالا برد. سپس خداوند، به [[ابراهیم]] [[فرمان]] داد، که آن را بنا [[نهد]] و [[جبرئیل]] مکان آن را به او نشان داد.
برخی از نویسندگان، زیر واژه بیت، در آیه مورد پژوهش می‌نویسند: بیت، یعنی [[مکه]]. زمحشری گفت: [[روایت]] شده این که [[خداوند]]، یاقوتی از یاقوت‌های [[بهشتی]] را فرو فرستاد، که دو درّ زمردین داشت، شرقی و [[غربی]] و به [[حضرت آدم]] گفت: «آنچه را که گرد [[عرش]] من، [[طواف]] می‌کند، برای تو فرو فرستادم، پس حضرت آدم از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به سوی آن روی آورد و [[فرشتگان]] او را [[ملاقات]] کردند و گفتند: ای [[آدم]]! [[حج]] خود را خوب به جای آور، همانا ما این خانه را دو هزار سال پیش از تو [[حج]] نمودیم. [[حضرت آدم]]، برای انجام حج چهل بار، از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به [[مکه]] رفت. و به همین منوال گذشت؛ تا این که [[خداوند]]، در [[زمان]] [[طوفان نوح]]{{ع}}، آن را به [[آسمان]] چهارم، که [[بیت المعمور]] است، بالا برد. سپس خداوند، به [[ابراهیم]] [[فرمان]] داد، که آن را بنا [[نهد]] و [[جبرئیل]] مکان آن را به او نشان داد.
خط ۱۴۵: خط ۱۴۵:
از طرف دیگر کاروانی به آن محل رسید. و برای کشیدن آب، دلو خود را به [[چاه]] انداخت و یوسف از این [[فرصت]] استفاده نموده و با ریسمان دلو، خود را بالا کشید.
از طرف دیگر کاروانی به آن محل رسید. و برای کشیدن آب، دلو خود را به [[چاه]] انداخت و یوسف از این [[فرصت]] استفاده نموده و با ریسمان دلو، خود را بالا کشید.
به هر تقدیر، یوسف به عنوان برده، به فروش می‌رود و در [[اختیار]] [[عزیز مصر]] قرار می‌گیرد و او این [[نوجوان]] را به زنش می‌سپارد، تا او را به [[فرزندی]] بپذیرد.
به هر تقدیر، یوسف به عنوان برده، به فروش می‌رود و در [[اختیار]] [[عزیز مصر]] قرار می‌گیرد و او این [[نوجوان]] را به زنش می‌سپارد، تا او را به [[فرزندی]] بپذیرد.
تاریخ و تفسیر مرجع ضمیر‌ها را زنی می‌داند، که از او در [[قصص]] [[انبیاء]] به نام [[زلیخا]] یاد می‌شود.
تاریخ و تفسیر مرجع ضمیر‌ها را زنی می‌داند، که از او در [[قصص انبیاء]] به نام [[زلیخا]] یاد می‌شود.
پس منظور از بیتها در آیه مورد بحث، [[منزل]] زلیخا، [[همسر]] عزیز مصر می‌باشد.
پس منظور از بیتها در آیه مورد بحث، [[منزل]] زلیخا، [[همسر]] عزیز مصر می‌باشد.
اکثر نویسندگان قصص؛ نامی از مکان دقیق بیت، ذکری نکرده‌اند و به واژه [[مصر]] اکتفا نموده‌اند؛ لذا ما، در این مقوله باید روشن نماییم؛ منظور از مصر چیست؟<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۸.</ref>
اکثر نویسندگان قصص؛ نامی از مکان دقیق بیت، ذکری نکرده‌اند و به واژه [[مصر]] اکتفا نموده‌اند؛ لذا ما، در این مقوله باید روشن نماییم؛ منظور از مصر چیست؟<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۸.</ref>
خط ۲۲۳: خط ۲۲۳:


===حسن مطلب===
===حسن مطلب===
در بین [[علما]] و [[مفسران]] [[قرآن]] هیچ اختلافی در این نیست که واژه [[بیت]] به کار رفته در آیات مورد بحث - چه با الف لام تعریف و چه بدون آن - اختصاص به [[خانه کعبه]] دارند. اما در خصوص اینکه خداوند [[جسم]] نیست و نیاز به خانه ندارد پس چرا تعبیر {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} (خانه من) را به کار برده است [[رجوع]] می‌کنیم به بیان شیوای برخی از [[علما]]: در [[آیه]] ۱۲۵ [[سوره بقره]] از [[خانه کعبه]] به عنوان {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} ([[خانه]] من) تعبیر شده در حالی که روشن است [[خداوند]] نه [[جسم]] است و نه نیاز به خانه دارد. منظور از این اضافه همان «اضافه تشریفی» است به این معنی که برای بیان [[شرافت]] و [[عظمت]] چیزی آن را به [[خدا]] نسبت می‌دهند. [[ماه رمضان]] را «[[شهر]] [[الله]]» و خانه کعبه را «[[بیت الله]]» می‌گویند»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۰.</ref>.
در بین [[علما]] و [[مفسران]] [[قرآن]] هیچ اختلافی در این نیست که واژه [[بیت]] به کار رفته در آیات مورد بحث - چه با الف لام تعریف و چه بدون آن - اختصاص به [[خانه کعبه]] دارند. اما در خصوص اینکه خداوند [[جسم]] نیست و نیاز به خانه ندارد پس چرا تعبیر {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} (خانه من) را به کار برده است [[رجوع]] می‌کنیم به بیان شیوای برخی از دانشمندان: در [[آیه]] ۱۲۵ [[سوره بقره]] از [[خانه کعبه]] به عنوان {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} ([[خانه]] من) تعبیر شده در حالی که روشن است [[خداوند]] نه [[جسم]] است و نه نیاز به خانه دارد. منظور از این اضافه همان «اضافه تشریفی» است به این معنی که برای بیان [[شرافت]] و [[عظمت]] چیزی آن را به [[خدا]] نسبت می‌دهند. [[ماه رمضان]] را «[[شهر]] [[الله]]» و خانه کعبه را «[[بیت الله]]» می‌گویند»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۰.</ref>.
علاوه بر اینکه [[صفا و مروه]] دو کوهی هستند که سعی میان آنها جزو [[مناسک حج]] است و «نخستین خانه‌ای که به منظور [[پرستش]] خداوند برای [[مردم]] ساخته شد در [[سرزمین مکه]] بود»<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. این که این [[مراسم]] مخصوص را «[[حج]]» نامیده‌اند برای این است که به هنگام حرکت برای شرکت در این مراسم «قصد [[زیارت]] [[خانه خدا]]» می‌کنند و به همین دلیل در آیه فوق<ref>آیه ۱۵۸.</ref> اضافه به «[[بیت]]» (خانه کعبه) شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۶.</ref>.
علاوه بر اینکه [[صفا و مروه]] دو کوهی هستند که سعی میان آنها جزو [[مناسک حج]] است و «نخستین خانه‌ای که به منظور [[پرستش]] خداوند برای [[مردم]] ساخته شد در [[سرزمین مکه]] بود»<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. این که این [[مراسم]] مخصوص را «[[حج]]» نامیده‌اند برای این است که به هنگام حرکت برای شرکت در این مراسم «قصد [[زیارت]] [[خانه خدا]]» می‌کنند و به همین دلیل در آیه فوق<ref>آیه ۱۵۸.</ref> اضافه به «[[بیت]]» (خانه کعبه) شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۶.</ref>.
و اما اینکه خانه کعبه اولین خانه‌ای است که روی [[زمین]] بنا شده تا مردم از آن منتفع شوند و قبل از آن خانه دیگری ساخته نشده باشد معنایی است که لفظ آیه به آن دلالتی ندارد<ref>تفسیر المیزان، ج۳، ص۵۷۴.</ref>.
و اما اینکه خانه کعبه اولین خانه‌ای است که روی [[زمین]] بنا شده تا مردم از آن منتفع شوند و قبل از آن خانه دیگری ساخته نشده باشد معنایی است که لفظ آیه به آن دلالتی ندارد<ref>تفسیر المیزان، ج۳، ص۵۷۴.</ref>.
خط ۲۸۲: خط ۲۸۲:
همین منبع درباره رعمسیس (پسر [[آفتاب]]) چنین نظر می‌دهد: نام شهری در مصر که در شمال شرقی دلتا قرار داشته و منطقه‌ای بود که یوسف بعد از [[مهاجرت]] پدر و برادرانش آنها را در آنجا ساکن گردانید<ref>پیدایش ۱۱:۴۷.</ref><ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۹۳.</ref>.
همین منبع درباره رعمسیس (پسر [[آفتاب]]) چنین نظر می‌دهد: نام شهری در مصر که در شمال شرقی دلتا قرار داشته و منطقه‌ای بود که یوسف بعد از [[مهاجرت]] پدر و برادرانش آنها را در آنجا ساکن گردانید<ref>پیدایش ۱۱:۴۷.</ref><ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۹۳.</ref>.
ما در آخر این گفتار از آنجا که صاحب کتاب اطلس [[قرآن]] به منابع [[مصری]] دسترسی داشته است موضع [[خانه]] زلیخا (قصر) را در «صان الحجر» (تانیس به [[یونانی]]/ Tanis در استان شرقیه نزدیک دریاچه المنزله Almanzeleh [[پایین‌تر]] از جیزه (Giza) و محل استقرار خاندان یعقوب را در جاشان واقع در شمال بلبیس Bilbeis ([[سفط]] الحنه فعلی) دانسته و ما با او متفق القول می‌شویم<ref>ر.ک: اطلس قرآن، ص۷۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۳.</ref>
ما در آخر این گفتار از آنجا که صاحب کتاب اطلس [[قرآن]] به منابع [[مصری]] دسترسی داشته است موضع [[خانه]] زلیخا (قصر) را در «صان الحجر» (تانیس به [[یونانی]]/ Tanis در استان شرقیه نزدیک دریاچه المنزله Almanzeleh [[پایین‌تر]] از جیزه (Giza) و محل استقرار خاندان یعقوب را در جاشان واقع در شمال بلبیس Bilbeis ([[سفط]] الحنه فعلی) دانسته و ما با او متفق القول می‌شویم<ref>ر.ک: اطلس قرآن، ص۷۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۳.</ref>
==[[بیت]]==
{{متن قرآن|أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ...}}<ref>«یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۳.</ref>.
«لجوجان بهانه گیر، آوردن [[معجزه]] را کار [[رسول]] می‌دانستند»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۷۴۹.</ref>. «زخرف، در اصل به معنی [[زینت]] است و از آنجا که طلا یکی فلزات معروف زینتی است به آن زخرف گفته می‌شود. خانه‌های پر نقش و نگار را نیز زخرف می‌گویند و همچنین سخنان پر آب و رنگ [[فریبنده]] را گفتار مزخرف می‌نامند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۲.</ref>.
[[کفار]] لجوج [[قریش]] از [[پیامبر]] می‌خواستند تا معجزه کند خانه‌اش را طلاکاری شده کند. «[[خانه پیامبر]] واقع در [[مکه]]» بود پس بیت در این [[آیه]] به آن [[خانه]] اشارت دارد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۵.</ref>
=={{متن قرآن|بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}}==
{{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ...}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
این [[آیه]]، دعایی است که از زبان [[حضرت ابراهیم]] جاری می‌شود. در حول و حوش دعای [[ابراهیم]] به قدر زیاد نوشته‌اند و [[گفتگو]] کرده‌اند اما نکته‌ای که در اینجا سخت شایان درنگ است علت چنین درخواستی از [[خداوند]] است. کم و کیف ماجرا را عیناً از [[قصص الانبیا (کتاب)|قصص الانبیا]] در اینجا نقل می‌کنیم: «چون هنگام درد بارنهادن؛ [[ساره]] بر [[هاجر]] بخندید، هاجر را بر او [[خشم]] آمد. پس ابراهیم را گفت: یا ابراهیم تا کی [[غم]] هاجر خورم و [[غیرت]] وی و غم اسمعیل؟ اکنون که به فضل [[خدای تعالی]] مرا [[فرزندی]] است و به [[کرامت]] [[پروردگار]] اسحق را دارا شده‌ایم چه نیازی است به بودن هاجر و اسمعیل؟ ایشان را از پیش من ببر و چندان دور کن و به جایی ببر خشک و بی‌آب و علف که در سرزمینش [[گیاه]] نروید... ابراهیم چون روی به [[خدا]] آورد و [[صلاح]] کار خوست؛ [[جبرئیل]] آمد و گفت: یا ابراهیم آن کن که ساره فرماید و آنچه خواست اوست [[اجابت]] کن که ساره را بر تو [[حق]] بسیار است و به گردن تو بیش از اینها حق دارد»<ref>ابواسحق بن منصور بن خلف نیشابوری، قصص الانبیا، ص۱۲۸.</ref>. سپس «ابراهیم به دنبال مشکلی که با همسرش ساره بر سر [[ازدواج]] با هاجر و [[تولد]] اسماعیل پیدا کرد، همراه هاجر و فرزندش به [[مکه]] آمد و آن [[مادر]] و فرزند را در این [[سرزمین]] تنها گذاشت و بازگشت»<ref>جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۴۱.</ref> و مقصود از محترم بودن آن همان حرمتی است که [[خداوند]] برای [[خانه]] تشریح نموده و ظرف مکان {{متن قرآن|عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}} متعلق به جمله {{متن قرآن|أَسْكَنْتُ}} است<ref>تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۱۱.</ref>.
با این اوصاف موضع {{متن قرآن|بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}} «[[خانه کعبه]]» است که در [[شهر مکه]] می‌باشد و [[حضرت ابراهیم]] «پس از [[بنای کعبه]] اسمعیل را در آنجا ساکن گردانیده و از [[خدا]] خواسته است که دل‌های آن وادی را به او راغب گرداند»<ref>خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۰.</ref>
==[[بیت العتیق]]==
#{{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>.
#{{متن قرآن|لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«در آن (چارپایان) برای شما تا زمانی معیّن سودهاست سپس قربانگاه آنها به سوی خانه دیرین (کعبه) است» سوره حج، آیه ۳۳.</ref>.
===[[عتیق]] یعنی چه؟===
ساختار دیگری از «[[بیت]]»؛ بیت العتیق، در [[قرآن مجید]] است، که دوبار به کار رفته است و هر دو در [[سوره]] حج‌اند. «با توجه به این که «عتیق» از ماده «[[عتق]]» به معنی [[آزاد]] شدن از بند رقیت است ممکن است از این نظر باشد که خانه کعبه از قید ملکیت [[بندگان]] آزاد است و در هیچ زمانی جز خدا، [[مالکی]] نداشته است و نیز از قید [[سیطره]] جبارانی همچون «ابرهه‌ها» [[آزاد شده]] است. یکی از معانی «عتیق»، «قدیم» است، چنان که «راغب» در مفردات می‌گوید: {{عربی|العتیق المتقدم فی الزمان أو المکان او الرتبة}}: «عتیق چیزی است که از نظر زمانی یا مکانی و یا مرتبه متقدم باشد». این نیز روشن است که خانه کعبه قدیمی‌ترین کانون [[توحید]] است و به گفته [[قرآن]] اولین خانه‌ای است که برای [[انسان]] برپا شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۲.</ref>
===توضیح بیشتر===
عتیق چه به معنای قدیمی گرفته شود و چه با [[ارزش]] تلقی گردد و یا آزاد و رها، در هر سه مورد در خصوص خانه‌ای مصداق پیدا می‌کند که قدیمی است و به قول برخی بزرگان «قریب چهار هزار سال از [[عمر]] این [[خانه]] می‌گذرد و هنوز آباد و معمور است و در آن روزهایی که [[آیات]] مورد بحث نازل می‌شد بیش از [[دو هزار و پانصد سال]] از عمر آن گذشته بود»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۵۱.</ref> و دارای [[ارزش]] و اهمیت به خاطر حرمتی که دارد و [[آزاد]] است به این علت که از قید [[مالکیت]] رهاست. [[خداوند]] [[شعائر]] [[مناسک حج]] را بیان می‌کند و در پایان [[آیه]] ۳۳ در مورد سرانجام کار [[قربانی]]، چنین می‌گوید: سپس محل آن [[خانه کعبه]]، آن خانه قدیمی و گرامی است {{متن قرآن|ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}} و به این ترتیب، مادامی که حیوانات مخصوص قربانی به محل [[قربانگاه]] نرسیده‌اند می‌توان از آنها بهره گرفت و پس از وصول به قربانگاه باید [[وظیفه]] قربان کردن را درباره آنها انجام داد. البته طبق آنچه [[فقها]] بر اساس مدارک [[اسلامی]] گفته‌اند اگر قربانی مربوط به [[حج]] باشد، در [[سرزمین]] «[[منی]]» باید [[ذبح]] شود و اگر برای «[[عمره]] مفرده» باشد در سرزمین «[[مکه]]» و از آنجا که آیات مورد بحث از «[[مراسم حج]]» سخن می‌گوید باید «[[بیت العتیق]]» (خانه کعبه) در اینجا به معنی وسیع کلمه باشد تا اطراف مکه (منی) را نیز شامل گردد»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۳.</ref>
===پایان سخن===
[[تفسیر جوامع الجامع]]<ref>جوامع الجامع، ج۴، ص۲۰.</ref>؛ [[مجمع البیان فی تفسیر القرآن]]<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۲۰۷.</ref> و [[المیزان]]<ref>المیزان، ج۱۴، ص۵۵۱.</ref> و بسیاری از منابع دیگر می‌گویند منظور از [[بیت عتیق]] «[[کعبه]]» است و «[[قرآن]] کعبه را به این نام خوانده است».
وجه تسمیه کعبه به این اسم از چند جهت است:
#از سطوت و [[شکوه]] [[جباران]] آزاد است و دستگاه [[جبروت]] ایشان در برابر [[عظمت]] آن مکان [[ارج]] و [[بهایی]] ندارد.
#یکی از معانی [[عتیق]] [[کریم]] است و هر چیز مکرم و [[زیبا]] را عتیق می‌نامند و چون کعبه این دو مزیت را دارد، به این نام خوانده می‌شود.
# عتیق به معنی قدیم است و چون نخستین خانه‌ای که به عنوان [[عبادت]] [[پروردگار]] در روی [[زمین]] بنا شد، این [[خانه]] است، [[عتیق]] نامیده شده و دلیل این معنی قول [[خدای تعالی]] در [[آیه]] ۹۶ از [[سوره]] «[[آل عمران]]» است<ref>اطلاعات قرآنی، ص۱۶۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۴.</ref>
==[[بیت المعمور]]==
{{متن قرآن|وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ}}<ref>«و سوگند به آن خانه آبادان،» سوره طور، آیه ۴.</ref>.
بیت المعمور یکی از نام‌هایی است که تنها در [[قرآن]]، یک مرتبه آمده است و «وجه نامگذاری‌اش به بیت المعمور آن است که به جهت [[پیوستگی]] و کثرت [[زائران]] و [[طواف]] کنندگان و [[نمازگزاران]] آباد است»<ref>اطلاعات قرآنی، ص۱۶۱.</ref>.
===[[تفاسیر]] گوناگون===
«در مورد «بیت المعمور» تفسیر‌های گوناگونی شده، بعضی آن را اشاره به خانه‌ای می‌دانند که در آسمان‌های محاذی «[[خانه کعبه]]» است و با عبادت [[فرشتگان]]، معمور و آباد است»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام چهارم]]{{ع}} [[روایت]] شده است که «فرمود: فرشتگان هفت هزار سال به طواف [[عرش الهی]] [[پناه]] بردند تا [[خدا]] توبه‌شان را پذیرفت و در [[آسمان]] چهارم بیت المعمور را برای عبادت و طواف ایشان قرار داد و آن را جایگاه [[امن]] و [[امان]] ساخت چنان که [[بیت الحرام]] و خانه کعبه را در زمین برای [[مردمان]] جایگاه امن و امان و محل عبادت و طواف ساخت»<ref>تاریخ انبیاء، محلاتی ص۲۹.</ref>.
بعضی آن را به «[[کعبه]]» و [[خانه خدا]] در زمین [[تفسیر]] کرده‌اند که به وسیله [[زوار]] و [[حاجیان]] همواره معمور و آباد است و می‌دانیم نخستین خانه‌ای است که برای عبادت، در روی زمین ساخته و آباد شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۶.</ref>
===پایان‌بندی بحث===
[[گمان]] ما بر این است که مراد از بیت المعمور خانه خدا در روی زمین است و این اسم یکی از اسامی خانه خداست. «بر پایه نبشتار [[طبری]] [[حضرت]] پروردگار [[ابراهیم]] و اسماعیل را فرمود تا در آن جای که بیت المعمور بود خانه‌ای بسازند.
بیت المعمور آمده است که [[بیت معمور]] / بیت المعمور / بیت الصراح، خانه‌ای بود از یاقوت سرخ در جایی که امروز «کعبه» است»<ref>ابواسحق بن منصور بن خلف نیشابوری، قصص الانبیاء، ص۱۳۴.</ref>.
دیگر از [[دلایل]] ما استناد برخی از دانشمندان است: با توجه به تعبیرات مختلفی که در [[قرآن]]، از «[[کعبه]]» به عنوان «[[بیت]] آمده، معنی دوم از همه مناسب‌تر به نظر می‌رسد<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>. چون «کعبه اولین خانه‌ای بود که برای [[عبادت]] [[مردم]] بنا شد و همواره از اولین [[روز]] بنایش تا کنون آباد و معمور بوده است»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۷.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش