تورات در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۳٬۲۶۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ آوریل ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[آبان]]|روز=[[21]]|سال=[[۱۴۰2]]|کاربر=Msadeq  }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = تورات| عنوان مدخل  = تورات| مداخل مرتبط = [[تورات در قرآن]] -[[تورات در کلام اسلامی]] - [[تورات در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط  = }}
 
==مقدمه==
==مقدمه==
درباره [[عربی]] یا عِبری بودن و نیز اشتقاق و ساختارواژه [[تورات]] [[اختلاف]] است؛ [[فرهنگ]] نویسانی مانند [[فراهیدی]]، [[ابن دُرَید]] و [[ابن فارِس]] که آن را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند<ref>العین، ج ۸، ص۳۰۰؛ جمهرة اللغه، ج۱، ص۲۳۶ - ۲۳۷؛ مقاییس اللغه، ج ۶، ص۱۰۴، «وری».</ref> به احتمال [[زیاد]] تورات را از واژگان [[عبری]] دانسته‌اند. [[زَجّاج]] از [[اتفاق]] [[پژوهشگران]] بر عبری بودن آن و [[زبیدی]] از محتمل بودن آن سخن گفته<ref>تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸، «وری».</ref> و برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] مانند آرتور جِفری و مصطفوی بر عبری بودن آن تصریح کرده‌اند.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲؛ التحقیق، ج ۱، ص۴۰۳، «توراة».</ref> به نوشته آرتور جفری از [[زمان]] «ماراچی» [[دانشمندان]] [[غربی]] بر این باورند که واژه تورات از عبری به عربی راه یافته است.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲.</ref> در مقابل، [[فرّاء]]، [[سیبویه]] و [[مبرّد]] آن را از واژگان عربی، از ریشه «و ـ ر ـ ی» (وَرَت النار: [[آتش]] برافروخته شد)، به معنای [[نور]] و [[روشنایی]] و سبب نامگذاری تورات به این نام را روشنگر و [[هدایتگر]] بودن آموزه‌های آن دانسته‌اند.<ref>شرح شافیه، ج ۳، ص۸۱ - ۸۲، «تورات»؛ لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ مجمع البحرین، ج ۴، ص۴۹۲ - ۴۹۳، «وری».</ref> [[راغب اصفهانی]] و [[فیروزآبادی]] بی‌هیچ پرسشی این دیدگاه را پذیرفته‌اند.<ref>مفردات، ص۱۶۸؛ «توراة»؛ القاموس المحیط، ج ۲، ص۱۷۵۸، «الوری».</ref> [[ابن منظور]] آن را به شکل مبسوط گزارش کرده و [[زبیدی]] ضمن پذیرش، آن را به [[جمهور]] نسبت داده<ref>لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref> و [[زمخشری]] آن را [[استهزا]] و رد کرده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۴۱۰.</ref> کسانی که واژه تورات را عربی پنداشته‌اند، درباره ساختار آن [[اتفاق نظر]] ندارند:
درباره عربی یا عِبری بودن و نیز اشتقاق و ساختارواژه [[تورات]] [[اختلاف]] است؛ [[فرهنگ]] نویسانی مانند [[فراهیدی]]، [[ابن دُرَید]] و [[ابن فارِس]] که آن را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند<ref>العین، ج ۸، ص۳۰۰؛ جمهرة اللغه، ج۱، ص۲۳۶ - ۲۳۷؛ مقاییس اللغه، ج ۶، ص۱۰۴، «وری».</ref> به احتمال [[زیاد]] تورات را از واژگان [[عبری]] دانسته‌اند. [[زَجّاج]] از [[اتفاق]] [[پژوهشگران]] بر عبری بودن آن و [[زبیدی]] از محتمل بودن آن سخن گفته<ref>تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸، «وری».</ref> و برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] مانند [[آرتور جِفری]] و [[مصطفوی]] بر عبری بودن آن تصریح کرده‌اند.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲؛ التحقیق، ج ۱، ص۴۰۳، «توراة».</ref> به نوشته آرتور جفری از [[زمان]] «ماراچی» [[دانشمندان]] [[غربی]] بر این باورند که واژه تورات از عبری به عربی راه یافته است.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲.</ref> در مقابل، [[فرّاء]]، [[سیبویه]] و [[مبرّد]] آن را از واژگان عربی، از ریشه «و ـ ر ـ ی» (وَرَت النار: [[آتش]] برافروخته شد)، به معنای [[نور]] و [[روشنایی]] و سبب نامگذاری تورات به این نام را روشنگر و [[هدایتگر]] بودن آموزه‌های آن دانسته‌اند.<ref>شرح شافیه، ج ۳، ص۸۱ - ۸۲، «تورات»؛ لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ مجمع البحرین، ج ۴، ص۴۹۲ - ۴۹۳، «وری».</ref> [[راغب اصفهانی]] و [[فیروزآبادی]] بی‌هیچ پرسشی این دیدگاه را پذیرفته‌اند.<ref>مفردات، ص۱۶۸؛ «توراة»؛ القاموس المحیط، ج ۲، ص۱۷۵۸، «الوری».</ref> [[ابن منظور]] آن را به شکل مبسوط گزارش کرده و [[زبیدی]] ضمن پذیرش، آن را به [[جمهور]] نسبت داده<ref>لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref> و [[زمخشری]] آن را [[استهزا]] و رد کرده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۴۱۰.</ref> کسانی که واژه تورات را عربی پنداشته‌اند، درباره ساختار آن [[اتفاق نظر]] ندارند:
#گروهی آن را در اصل تَورَیَة بر وزن تَفْعَلَة می‌‌دانند که «ی» آن به سبب متحرک بودن و فتحه داشتن حرف پیش از آن به «الف» بدل شده است.  
#گروهی آن را در اصل تَورَیَة بر وزن تَفْعَلَة می‌‌دانند که «ی» آن به سبب متحرک بودن و فتحه داشتن حرف پیش از آن به «الف» بدل شده است.  
#تَوْرِیَة بر وزن تَفْعِلَة مانند «توفیة» و «توصیة» هم گفته‌اند که در آن حرف «ر» بنا بر تلفظ [[قبیله طی]] از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان [[جاریه]] را جاراة تلفظ می‌‌کردند).  
#تَوْرِیَة بر وزن تَفْعِلَة مانند «توفیة» و «توصیة» هم گفته‌اند که در آن حرف «ر» بنا بر تلفظ [[قبیله طی]] از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان [[جاریه]] را جاراة تلفظ می‌‌کردند).  
#اصل تورات «وَوْرَیَة» بر وزن فَوْعَلَة است که در آن «و» اول به «ت» و «ی» به سبب مفتوح بودن حرف قبلش به «الف» بدل شده است.<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۷۰.</ref> [[زبیدی]] پس از گزارش آرای گوناگون درباره ریشه و ساختار واژه [[تورات]]، احتمال [[عبری]] بودن آن را طرح کرده، سپس یادآور می‌‌شود که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در [[زبان عربی]] بی‌معنا خواهد بود، مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معّرب شدن، تصریف شده است.<ref> تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref>
#اصل تورات «وَوْرَیَة» بر وزن فَوْعَلَة است که در آن «و» اول به «ت» و «ی» به سبب مفتوح بودن حرف قبلش به «الف» بدل شده است.<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۷۰.</ref> [[زبیدی]] پس از گزارش آرای گوناگون درباره ریشه و ساختار واژه [[تورات]]، احتمال [[عبری]] بودن آن را طرح کرده، سپس یادآور می‌‌شود که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در [[زبان عربی]] بی‌معنا خواهد بود، مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معّرب شدن، تصریف شده است.<ref> تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref>


معادل [[انگلیسی]] [[تورات]] را Torah (توراه) و آن را واژه ای عبری دانسته‌اند. از [[زمان]] ترجمه‌های آرامی و [[یونانی]] [[عهد عتیق]] ([[قرن]] ۳ ـ ۶ ق. م.)، معنای «[[قانون]]» برای تورات مرسوم و مقبول بوده است. بعضی کاربردهای nomos در عهد عتیق<ref>ر.ک: کتاب مقدس، خروج ۱۲: ۴۹؛ لاویان ۶: ۹؛ اعداد ۶: ۲۱.</ref> به معنای قانون یا [[شریعت]] سبب شده است تا برخی این [[ترجمه]] را موجه بدانند؛<ref>The Oxford Companion to the Bible P.۷۴۷.</ref> اما بعضی از [[پژوهشگران]] متأخر [[یهودی]] بر این باورند که ترجمهعمومی Torah به «قانون» یا «شریعت» نادرست و ناشی از ترجمه واژه یاد شده به nomos (قانون، [[شریعت]]) در ترجمه یونانی «سبعینیه» است و از این راه وارد ترجمه‌های لاتین شده است. به [[عقیده]] این پژوهشگران تورات در درجه نخست به معنای «[[آموزش]]» و اشاره به [[تعلیم]] [[بنی اسرائیل]] به وسیله [[خداوند]] است.<ref>Encyclopaedia Judaica، V.۱۵. "Torah". نیز: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱.</ref>
معادل [[انگلیسی]] [[تورات]] را Torah (توراه) و آن را واژه ای عبری دانسته‌اند. از [[زمان]] ترجمه‌های آرامی و [[یونانی]] [[عهد عتیق]]، معنای «[[قانون]]» برای تورات مرسوم و مقبول بوده است. بعضی کاربردهای nomos در عهد عتیق<ref>ر.ک: کتاب مقدس، خروج ۱۲: ۴۹؛ لاویان ۶: ۹؛ اعداد ۶: ۲۱.</ref> به معنای قانون یا [[شریعت]] سبب شده است تا برخی این [[ترجمه]] را موجه بدانند؛<ref>The Oxford Companion to the Bible P.۷۴۷.</ref> اما بعضی از [[پژوهشگران]] متأخر [[یهودی]] بر این باورند که ترجمه عمومی Torah به «قانون» یا «شریعت» نادرست و ناشی از ترجمه واژه یاد شده به nomos (قانون، [[شریعت]]) در ترجمه یونانی «سبعینیه» است و از این راه وارد ترجمه‌های لاتین شده است. به [[عقیده]] این پژوهشگران تورات در درجه نخست به معنای «[[آموزش]]» و اشاره به [[تعلیم]] [[بنی اسرائیل]] به وسیله [[خداوند]] است.<ref>Encyclopaedia Judaica، V.۱۵. "Torah". نیز: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱.</ref>


تورات در [[الهیات]] یهودی و [[مسیحی]] و در رایج‌ترین کاربرد آن به ۵ سِفر (کتاب) نخستِ «[[عهد قدیم]]» یا همان «اسفار پنج گانه»<ref>pentateuch.</ref> اطلاق می‌‌شود. عهد قدیم به جز تورات، مجموعه ای متعدد از کتاب‌های دیگر را نیز دربرمی گیرد. اسفار پنج گانه، «تورات مکتوب» و در مقابل آن، تلمود، «تورات شفاهی» خوانده می‌‌شود. در [[سنت]] یهودی [[اعتقاد]] بر این بوده است که [[حضرت موسی]]{{ع}} در شرح و تفصیل تورات، [[تعالیم]] دیگری نیز داشته که بعدها به صورت کتاب تلمود در آمده است.<ref>Encyclopaedia of Jewish conocepts، PP. ۶۳۰-۶۳۱.</ref> در ادبیاتِ [[معارف اسلامی]]، تورات نام [[کتاب آسمانی]] حضرت موسی{{ع}} است.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۹۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref>
تورات در [[الهیات]] یهودی و [[مسیحی]] و در رایج‌ترین کاربرد آن به ۵ سِفر (کتاب) نخستِ «[[عهد قدیم]]» یا همان «اسفار پنج گانه»<ref>pentateuch.</ref> اطلاق می‌‌شود. عهد قدیم به جز تورات، مجموعه ای متعدد از کتاب‌های دیگر را نیز دربرمی گیرد. اسفار پنج گانه، «تورات مکتوب» و در مقابل آن، تلمود، «تورات شفاهی» خوانده می‌‌شود. در [[سنت]] یهودی [[اعتقاد]] بر این بوده است که [[حضرت موسی]]{{ع}} در شرح و تفصیل تورات، [[تعالیم]] دیگری نیز داشته که بعدها به صورت کتاب تلمود در آمده است.<ref>Encyclopaedia of Jewish conocepts، PP. ۶۳۰-۶۳۱.</ref> در ادبیاتِ [[معارف اسلامی]]، تورات نام [[کتاب آسمانی]] حضرت موسی{{ع}} است.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۹۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref>


مباحث مربوط به [[تاریخ]]، آموزه‌ها و تحولات [[تورات]] بازتاب گسترده ای در [[قرآن]]، [[احادیث]] و [[منابع اسلامی]] یافته است. بر اساس دیدگاه رایج [[اسلامی]]، [[تورات]] نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} در طول [[تاریخ]] دچار [[تغییر]] و [[تحول]] شده و نسخه کنونی با آن تفاوت زیادی دارد.
مباحث مربوط به [[تاریخ]]، آموزه‌ها و تحولات [[تورات]] بازتاب گسترده ای در [[قرآن]]، [[احادیث]] و [[منابع اسلامی]] یافته است. بر اساس دیدگاه رایج [[اسلامی]]، [[تورات]] نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} در طول [[تاریخ]] دچار [[تغییر]] و [[تحول]] شده و نسخه کنونی با آن تفاوت زیادی دارد.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 115-117</ref>
 
==عهد قدیم==
«[[کتاب مقدس]]» عنوان مجموعه ای از نوشته‌هایی است که به دو بخش بزرگ و کوچکِ «[[عهد عتیق]]» و «[[عهد جدید]]» قسمت می‌‌شود.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۸، «کتاب مقدس»؛ کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عنوان «کتاب مقدس» نخستین بار به وسیله «[[پولُس]]» و تنها درباره عهد عتیق <ref>کتاب مقدس، دوم تیموتاوس ۳: ۱۵ - ۱۶؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۲۶.</ref> و بعدها اغلب از سوی [[مسیحیان]] [[عرب]] زبان درباره مجموع دو بخش به کار رفت. <ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> در بیشتر زبان‌های اروپایی برای [[نامگذاری]]کتاب مقدس از واژه‌هایی برگرفته از واژه [[یونانی]] Bibliaبه معنای «کتاب‌ها» استفاده می‌‌شود. این واژه در [[انگلیسی]] و فرانسوی به صورت Bibleنوشته می‌‌شود.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> از میان دو بخش کتاب مقدس، [[یهودیان]] فقط عهد عتیق، ولی مسیحیان هر دو بخش را [[کتاب آسمانی]] و [[مقدس]] خود می‌‌دانند.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عهد عتیق و عهد جدید، اصطلاحی [[مسیحی]] است.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> [[یهودیان]] [[کتاب آسمانی]] خود ([[عهد عتیق]]) را «تَنَخ» می‌‌نامند. این واژه از حروف نخست سه واژه [[عبری]] «تورا» به معنای [[تورات]]، «نِویئیم» به معنای [[انبیا]] و «کِتوبیم» به معنای مکتوبات (با تبدیل «ک» به «خ» طبق [[قواعد آن]] [[زبان]]) ساخته شده و به معنای «تورات و مکتوبات انبیا» است.<ref>آشنایی با ادیان بزرگ، ص۹۷؛ Encyclopaedia Judaica، V.۱۵،"Torah"</ref> واژه «[[عهد قدیم]]» نخستین بار در سال ۱۷۰ میلادی به وسیله میلتیوس،<ref>Melitius.</ref> [[اسقف]] ساردس درباره بخش اول [[کتاب مقدس]] و واژه «[[عهد جدید]]» در سال ۲۰۰ میلادی از سوی ترتولیان <ref>Tertulian.</ref> برای بخش دوم آن به کار رفت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> البته دو مفهوم عهد جدید و قدیم و نامگذاری مزبور برگرفته ازآموزه‌های خود کتاب مقدس <ref>کتاب مقدس، ارمیا ۳۱: ۳۱ - ۳۴؛ لوقا ۲۲: ۲۰؛ عبرانیان ۸ - ۱۰.</ref> و مبتنی بر این [[باور]] [[مسیحی]] است که [[خداوند]] با [[انسان]] دو [[پیمان]] بسته است: قدیم <ref>old Testament.</ref> و جدید.<ref> New Testament.</ref> بر اساس [[عهد]] و پیمان قدیم، خداوند از انسان پیمان گرفت که [[اوامر]] و [[شریعت الهی]] را پذیرفته، بدان گردن [[نهد]] و در این صورت خداوند [[رستگاری]] و [[نجات]] او را تضمین خواهد کرد. کانون مرکزی این عهد که از طریق [[پیامبران]] پیش از [[حضرت عیسی]]{{ع}} گرفته شد، پیمانی است که با ابراهیم{{ع}} منعقد گردید و سپس در [[زمان]] [[حضرت موسی]]{{ع}} تجدید و [[تحکیم]] شد. دوره [[تاریخی]] این پیمان که نماد آن [[ختنه]] کردن و انسان‌های طرف آن، اغلب [[بنی اسرائیل]] بودند، با [[ظهور حضرت عیسی]]{{ع}} پایان پذیرفت و خداوند عهد و پیمان جدیدی از طریق [[عیسی مسیح]]{{ع}} بست که طرف آن همه [[آدمیان]] هستند. بر اساس این پیمان جدید، نجات و رستگاری [[انسان]] از طریق [[محبت خدا]] و عیسی مسیح{{ع}} به دست می‌‌آید؛ به این معنا که با [[اراده]] مهرآمیز خدای پدر، خدای پسر به شکل انسان تجسم یافته، با [[تحمل]] [[رنج]] [[صلیب]]، [[کفاره گناهان]] [[بشر]] و موجب نجات او گردید. [[مسیحیان]] با [[اعتقاد]] به این دو دوره، کتاب‌های مربوط به دوره نخست را که درباره پیمان کهن سخن می‌‌گوید، عهد عتیق و کتاب‌های دوره دوم را که درباره [[پیمان]] نو سخن می‌‌گوید [[عهد جدید]] می‌‌نامند<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۵۸ - ۱۶۰؛ ر. ک: مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۵۹۳۵.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 117-118</ref>


==[[عهد قدیم]]==
==دو نسخه کهن عهد قدیم==
«[[کتاب مقدس]]» عنوان مجموعه ای از نوشته‌هایی است که به دو بخش بزرگ و کوچکِ «[[عهد عتیق]]» و «[[عهد جدید]]» قسمت می‌‌شود.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۸، «کتاب مقدس»؛ کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عنوان «کتاب مقدس» نخستین بار به وسیله «[[پولُس]]» و تنها درباره عهد عتیق <ref>کتاب مقدس، دوم تیموتاوس ۳: ۱۵ - ۱۶؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۲۶.</ref> و بعدها اغلب از سوی [[مسیحیان]] [[عرب]] زبان درباره مجموع دو بخش به کار رفت. <ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> در بیشتر زبان‌های اروپایی برای [[نامگذاری]]کتاب مقدس از واژه‌هایی برگرفته از واژه [[یونانی]] Bibliaبه معنای «کتاب‌ها» استفاده می‌‌شود. این واژه در [[انگلیسی]] و فرانسوی به صورت Bibleنوشته می‌‌شود.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> از میان دو بخش کتاب مقدس، [[یهودیان]] فقط عهد عتیق، ولی مسیحیان هر دو بخش را [[کتاب آسمانی]] و [[مقدس]] خود می‌‌دانند.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عهد عتیق و عهد جدید، اصطلاحی [[مسیحی]] است.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> [[یهودیان]] [[کتاب آسمانی]] خود ([[عهد عتیق]]) را «تَنَخ» می‌‌نامند. این واژه از حروف نخست سه واژه [[عبری]] «تورا» به معنای [[تورات]]، «نِویئیم» به معنای [[انبیا]] و «کِتوبیم» به معنای مکتوبات (با تبدیل «ک» به «خ» طبق [[قواعد آن]] [[زبان]]) ساخته شده و به معنای «تورات و مکتوبات انبیا» است.<ref>آشنایی با ادیان بزرگ، ص۹۷؛ Encyclopaedia Judaica، V.۱۵،"Torah"</ref> واژه «[[عهد قدیم]]» نخستین بار در سال ۱۷۰ میلادی به وسیله میلتیوس،<ref>Melitius.</ref> [[اسقف]] ساردس درباره بخش اول [[کتاب مقدس]] و واژه «[[عهد جدید]]» در سال ۲۰۰ میلادی از سوی ترتولیان <ref>Tertulian.</ref> برای بخش دوم آن به کار رفت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> البته دو مفهوم عهد جدید و قدیم و نامگذاری مزبور برگرفته ازآموزه‌های خود کتاب مقدس <ref>کتاب مقدس، ارمیا ۳۱: ۳۱ - ۳۴؛ لوقا ۲۲: ۲۰؛ عبرانیان ۸ - ۱۰.</ref> و مبتنی بر این [[باور]] [[مسیحی]] است که [[خداوند]] با [[انسان]] دو [[پیمان]] بسته است: قدیم <ref>old Testament.</ref> و جدید.<ref> New Testament.</ref> بر اساس [[عهد]] و پیمان قدیم، خداوند از انسان پیمان گرفت که [[اوامر]] و [[شریعت الهی]] را پذیرفته، بدان گردن [[نهد]] و در این صورت خداوند [[رستگاری]] و [[نجات]] او را تضمین خواهد کرد. کانون مرکزی این عهد که از طریق [[پیامبران]] پیش از [[حضرت عیسی]]{{ع}} گرفته شد، پیمانی است که با ابراهیم{{ع}} منعقد گردید و سپس در [[زمان]] [[حضرت موسی]]{{ع}} تجدید و [[تحکیم]] شد. دوره [[تاریخی]] این پیمان که نماد آن [[ختنه]] کردن و انسان‌های طرف آن، اغلب [[بنی اسرائیل]] بودند، با [[ظهور حضرت عیسی]]{{ع}} پایان پذیرفت و خداوند عهد و پیمان جدیدی از طریق [[عیسی مسیح]]{{ع}} بست که طرف آن همه [[آدمیان]] هستند. بر اساس این پیمان جدید، نجات و رستگاری [[انسان]] از طریق [[محبت خدا]] و عیسی مسیح{{ع}} به دست می‌‌آید؛ به این معنا که با [[اراده]] مهرآمیز خدای پدر، خدای پسر به شکل انسان تجسم یافته، با [[تحمل]] [[رنج]] [[صلیب]]، [[کفاره گناهان]] [[بشر]] و موجب نجات او گردید. [[مسیحیان]] با [[اعتقاد]] به این دو دوره، کتاب‌های مربوط به دوره نخست را که درباره پیمان کهن سخن می‌‌گوید، عهد عتیق و کتاب‌های دوره دوم را که درباره [[پیمان]] نو سخن می‌‌گوید [[عهد جدید]] می‌‌نامند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۵۸ - ۱۶۰؛ ر. ک: مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۵۹۳۵.</ref>
«[[عهد عتیق]]» نزدیک به سه چهارم [[کتاب مقدس]] را تشکیل داده، دارای ۳۹ یا ۴۶ کتاب است. [[اختلاف]] مزبور از تفاوت دو نسخه قدیم آن ([[عبری]] و [[یونانی]]) سرچشمه می‌‌گیرد. [[زبان]] اصلی عهد قدیم، جز بخش اندکی از آنکه به زبان کلدانی [[نگارش]] یافته عبری است. در [[قرن چهارم]] پیش از میلاد و در پی اشغال [[فلسطین]] به دست [[اسکندر]]، [[یهودیان]] در سراسر [[امپراتوری]] وی پراکنده شده و با [[فراموشی]] تدریجی زبان [[مادری]] خویش (عبری) به زبان یونانی روی نهادند، بر همین اساس در سده سوم پیش از میلاد، نزدیک به ۷۰ نفر از یهودیان اسکندریه به دستور «بطلمیوس فیلادلفوس». [[حاکم مصر]]، عهد قدیم را به زبان یونانی [[ترجمه]] کردند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۶۰ - ۶۱؛ کلام مسیحی، ص۲۵۲۴؛ کتاب مقدس، ص۲۰ - ۲۲.</ref> این ترجمه به نسخه «سبعینیه»<ref>Septuagint.</ref> معروف و مهم‌ترین تفاوت آن با متن عبری در ۷ کتاب طوبیّت، [[یهودیّت]]، حکمتِ سلیمان، حکمتِ یشوع بن سلیمان، باروک، کتاب اول و دوم مُکابیان است. به رغم وجود این کتاب‌ها در نسخه سبعینیه، متن عبری آنها در دست نیست؛ همچنین برخی از کتاب‌ها در نسخه سبعینیه نسبت به متن عبری، افزوده‌هایی دارند. نسخه سبعینیه در دو [[قرن]] پیش از میلاد و یک سده پس از آن، نزد بسیاری از [[یهودیان]] و بعدها نزد [[مسیحیان]] معتبر بود. حدود سال ۱۰۰ میلادی، شورایی از سران [[یهود]] با [[رأی]] به رسمیت ۳۹ کتاب متن [[عبری]]، اسفار هفت گانه موجود در [[ترجمه]] سبعینیه را غیرقانونی اعلام کرد؛ اما مسیحیان به استفاده از آن ادامه دادند تا اینکه در [[قرن]] شانزدهم، پروتستان‌ها نیز که [[مردم]] را به بازگشت به [[ایمان]] کلیسای صدر [[مسیحیت]] فرامی خواندند با بازگشت به متن عبری، ۷ کتاب یاد شده را غیر معتبر خواندند، بنابراین یهودیان و مسیحیان پرُوتِستان،<ref>protestan</ref> فقط متن عبری را معتبر و شمار کتاب‌های [[عهد قدیم]] را ۳۹ عدد، ولی [[مسیحیان کاتولیک]] و اُرْتُدُکْس <ref>rthodox</ref> نسخه سبعینیه را قانونی و عهدقدیم را دارای ۴۶ کتاب می‌‌دانند. اضافات سبعینیه نزد پروتستان‌ها، «اپوکریفا» <ref>Apocrypha.</ref> (مخفی و پوشیده) و نزد دو [[فرقه]] دیگر [[مسیحی]] «[[قانون]] ثانوی»، بهمعنای دارای اعتبار درجه دوم یاد می‌‌شود.<ref>کلام مسیحی، ص۲۵؛ کتاب مقدس، ص۲۰ - ۲۲.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص118-119</ref>


==تقسیم‌بندی [[عهد عتیق]]==
دو نسخه کهن عهد قدیم در ترتیب کتاب‌ها نیز متفاوت‌اند؛ نسخه عبری به سه بخش [[تورات]]، نبییم ([[انبیا]]) و کتوبِیم (مکتوبات) تقسیم شده است. بخش تورات، ۵ سِفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد، و تثنیه را دربرمی گیرد.


==دو نسخه کهن [[عهد قدیم]]==
بخش دوم (کتب انبیا) به دو بخش انبیای متقدم و متأخر تقسیم شده است. در قسمت نخست، کتاب‌های یُوشَع، داوران، اول و دوم سَموئیل و اول و دوم [[پادشاهان]] و در بخش دوم کتاب‌های اَشِعْیا، اِرْمِیا، حِزْقِیال، هُوْشَع، یُوئیل، عامُوس، عُوْبَدْیا، یُونُس، مِیکاه، ناحُوم، حَبَقُّوق، صَفَنْیا، حَجَّیْ، زَکَرِیا و ملاکی را شامل می‌‌شود. بخش سوم عهد عتیق (مکتوبات) از کتاب‌های مَزامیر، أمثال، اَیّوب، غَزَل غَزَل‌ها، رُوْت، مَراثی اِرمیا، اِسْتَر، [[جامعه]]، [[دانیال]]، عَزرا، نَحَمِیا، و [[تواریخ]] اول و دوم تشکیل می‌‌شود.
«[[عهد عتیق]]» نزدیک به سه چهارم [[کتاب مقدس]] را تشکیل داده، دارای ۳۹ یا ۴۶ کتاب است. [[اختلاف]] مزبور از تفاوت دو نسخه قدیم آن ([[عبری]] و [[یونانی]]) سرچشمه می‌‌گیرد. [[زبان]] اصلی عهد قدیم، جز بخش اندکی از آنکه به زبان کلدانی [[نگارش]] یافته عبری است. در [[قرن چهارم]] پیش از میلاد و در پی اشغال [[فلسطین]] به دست [[اسکندر]]، [[یهودیان]] در سراسر [[امپراتوری]] وی پراکنده شده و با [[فراموشی]] تدریجی زبان [[مادری]] خویش (عبری) به زبان یونانی روی نهادند، بر همین اساس در سده سوم پیش از میلاد، نزدیک به ۷۰ نفر از یهودیان اسکندریه به دستور «بطلمیوس فیلادلفوس». [[حاکم مصر]]، عهد قدیم را به زبان یونانی [[ترجمه]] کردند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۶۰ - ۶۱؛ کلام مسیحی، ص۲۵۲۴؛ کتاب مقدس، ص۲۰ - ۲۲.</ref> این ترجمه به نسخه «سبعینیه»<ref>Septuagint.</ref> معروف و مهم‌ترین تفاوت آن با متن عبری در ۷ کتاب طوبیّت، [[یهودیّت]]، حکمتِ سلیمان، حکمتِ یشوع بن سلیمان، باروک، کتاب اول و دوم مُکابیان است. به رغم وجود این کتاب‌ها در نسخه سبعینیه، متن عبری آنها در دست نیست؛ همچنین برخی از کتاب‌ها در نسخه سبعینیه نسبت به متن عبری، افزوده‌هایی دارند. نسخه سبعینیه در دو [[قرن]] پیش از میلاد و یک سده پس از آن، نزد بسیاری از [[یهودیان]] و بعدها نزد [[مسیحیان]] معتبر بود. حدود سال ۱۰۰ میلادی، شورایی از سران [[یهود]] با [[رأی]] به رسمیت ۳۹ کتاب متن [[عبری]]، اسفار هفت گانه موجود در [[ترجمه]] سبعینیه را غیرقانونی اعلام کرد؛ اما مسیحیان به استفاده از آن ادامه دادند تا اینکه در [[قرن]] شانزدهم، پروتستان‌ها نیز که [[مردم]] را به بازگشت به [[ایمان]] کلیسای صدر [[مسیحیت]] فرامی خواندند با بازگشت به متن عبری، ۷ کتاب یاد شده را غیر معتبر خواندند، بنابراین یهودیان و مسیحیان پرُوتِستان،<ref>protestan</ref> فقط متن عبری را معتبر و شمار کتاب‌های [[عهد قدیم]] را ۳۹ عدد، ولی [[مسیحیان کاتولیک]] و اُرْتُدُکْس <ref>rthodox</ref> نسخه سبعینیه را قانونی و عهدقدیم را دارای ۴۶ کتاب می‌‌دانند. اضافات سبعینیه نزد پروتستان‌ها، «اپوکریفا» <ref>Apocrypha.</ref> (مخفی و پوشیده) و نزد دو [[فرقه]] دیگر [[مسیحی]] «[[قانون]] ثانوی»، بهمعنای دارای اعتبار درجه دوم یاد می‌‌شود.<ref>کلام مسیحی، ص۲۵؛ کتاب مقدس، ص۲۰ - ۲۲.</ref>


==تقسیم‌بندی [[عهد عتیق]]==
برخی از این کتاب‌ها به صورت [[شعر]]، برخی [[تاریخی]] و بعضی دیگر دربردارنده [[حکمت]]، [[پیشگویی]] و [[رؤیا]] هستند.<ref>المدخل الی الکتاب المقدس، حبیب سعید، ص۱۴۱؛ کتاب مقدس، ص۲۳.</ref> اما نسخه سبعینیه به سه بخش «کتاب‌های تاریخی»، «کتاب‌های [[حکمت]]، [[مناجات]] و [[شعر]]» و «کتاب‌های [[پیشگویی]]» قسمت می‌‌شود. بخش نخست، افزون بر اسفار پنج گانه [[تورات]]، کتاب‌های [[یوشع]]، داوران، روت، [[سموئیل]] اول و دوم، دو کتاب [[پادشاهان]]، دو کتاب [[تواریخ]] ایام، عزراء، نحیما و استر را شامل می‌‌شود. این بخش که با داستان [[آفرینش جهان]] وانسان آغاز می‌‌شود و [[تاریخ]] [[بنی اسرائیل]] را تا حدود [[قرن پنجم]] پیش از میلاد گزارش می‌‌کند، هر چند مطالب گوناگونی مانند [[شریعت]] و [[اخلاق]] نیز دارد، از آنجا که بخش عمده آن تاریخ است، آن را بخش [[تاریخی]] نامیده‌اند. بخش دوم با ۵ کتاب ایوب، [[مزامیر]]، امثال، [[جامعه]]، و غزل غزل‌ها مشتمل بر کلمات [[حکیمانه]]، مناجات‌ها و اشعار و سروده‌های شاد، غمناک، شورانگیز و گاه بدبینانه است. بخش سوم نیز ۱۷ کتاب [[اشعیا]]، [[ارمیا]]، [[مراثی]] ارمیا، [[حزقیال]]، [[دانیال]]، [[هوشع]]، [[یوئیل]]، عاموس، [[عوبدیا]]، [[یونس]]، میکاه، ناحوم، [[حبقوق]]، [[صفنیا]]، حجی، [[زکریا]] و ملاکی را دربرمی گیرد. در این قسمت [[پیامبران بنی اسرائیل]] ضمن هشدار به [[قوم]] خویش، آنان را از [[گناهان]] برحذر داشته، [[آینده]] اسفناک یا خوشایندشان را پیشگویی کرده‌اند.<ref>کتاب مقدس، ص۲۳ - ۲۴.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص119-120</ref>  
دو نسخه کهن عهد قدیم در ترتیب کتاب‌ها نیز متفاوت‌اند؛ نسخه عبری به سه بخش [[تورات]]، نبییم ([[انبیا]]) و کتوبِیم (مکتوبات) تقسیم شده است. بخش تورات، ۵ سِفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد، و تثنیه را دربرمی گیرد. بخش دوم (کتب انبیا) به دو بخش انبیای متقدم و متأخر تقسیم شده است. در قسمت نخست، کتاب‌های یُوشَع، داوران، اول و دوم سَموئیل و اول و دوم [[پادشاهان]] و در بخش دوم کتاب‌های اَشِعْیا، اِرْمِیا، حِزْقِیال، هُوْشَع، یُوئیل، عامُوس، عُوْبَدْیا، یُونُس، مِیکاه، ناحُوم، حَبَقُّوق، صَفَنْیا، حَجَّیْ، زَکَرِیا و ملاکی را شامل می‌‌شود. بخش سوم عهد عتیق (مکتوبات) از کتاب‌های مَزامیر، أمثال، اَیّوب، غَزَل غَزَل‌ها، رُوْت، مَراثی اِرمیا، اِسْتَر، [[جامعه]]، [[دانیال]]، عَزرا، نَحَمِیا، و [[تواریخ]] اول و دوم تشکیل می‌‌شود. برخی از این کتاب‌ها به صورت [[شعر]]، برخی [[تاریخی]] و بعضی دیگر دربردارنده [[حکمت]]، [[پیشگویی]] و [[رؤیا]] هستند.<ref>المدخل الی الکتاب المقدس، حبیب سعید، ص۱۴۱؛ کتاب مقدس، ص۲۳.</ref> اما نسخه سبعینیه به سه بخش «کتاب‌های تاریخی»، «کتاب‌های [[حکمت]]، [[مناجات]] و [[شعر]]» و «کتاب‌های [[پیشگویی]]» قسمت می‌‌شود. بخش نخست، افزون بر اسفار پنج گانه [[تورات]]، کتاب‌های [[یوشع]]، داوران، روت، [[سموئیل]] اول و دوم، دو کتاب [[پادشاهان]]، دو کتاب [[تواریخ]] ایام، عزراء، نحیما و استر را شامل می‌‌شود. این بخش که با داستان [[آفرینش جهان]] وانسان آغاز می‌‌شود و [[تاریخ]] [[بنی اسرائیل]] را تا حدود [[قرن پنجم]] پیش از میلاد گزارش می‌‌کند، هر چند مطالب گوناگونی مانند [[شریعت]] و [[اخلاق]] نیز دارد، از آنجا که بخش عمده آن تاریخ است، آن را بخش [[تاریخی]] نامیده‌اند. بخش دوم با ۵ کتاب ایوب، [[مزامیر]]، امثال، [[جامعه]]، و غزل غزل‌ها مشتمل بر کلمات [[حکیمانه]]، مناجات‌ها و اشعار و سروده‌های شاد، غمناک، شورانگیز و گاه بدبینانه است. بخش سوم نیز ۱۷ کتاب [[اشعیا]]، [[ارمیا]]، [[مراثی]] ارمیا، [[حزقیال]]، [[دانیال]]، [[هوشع]]، [[یوئیل]]، عاموس، [[عوبدیا]]، [[یونس]]، میکاه، ناحوم، [[حبقوق]]، [[صفنیا]]، حجی، [[زکریا]] و ملاکی را دربرمی گیرد. در این قسمت [[پیامبران بنی اسرائیل]] ضمن هشدار به [[قوم]] خویش، آنان را از [[گناهان]] برحذر داشته، [[آینده]] اسفناک یا خوشایندشان را پیشگویی کرده‌اند.<ref>کتاب مقدس، ص۲۳ - ۲۴.</ref>


==تاریخ [[نگارش]] [[عهد قدیم]]==
==تاریخ نگارش عهد قدیم==
بر اساس دیدگاه رایج در [[سنت]] [[یهودی]] ـ [[مسیحی]]، مجموعه عهد قدیم در مدت [[زمان]] تقریبی ۱۰۰۰ سال با [[وحی]] و [[الهام]] [[خداوند]]، به وسیله [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[پیامبران]] و دیگر شخصیت‌های [[الهی]] پس از وی نگارش یافته است. [[تورات]] (اسفار پنج گانه) را حضرت موسی{{ع}} و سایر کتاب‌های [[عهد عتیق]] را کسانی نوشته‌اند که این کتاب‌ها در عنوان خود به آنها منسوب‌اند. کتاب‌هایی دیگر مانند «داوران» و «پادشاهان» هم که در عنوان آنها نام کسی یاد نشده به یکی از شخصیت‌های قدیمی منسوب‌اند. بنابر این دیدگاه، «عزراء» و دیگران پس از دوران [[اسارت]] در [[بابل]] فقط به گردآوری و [[حفظ]] این کتاب‌ها پرداخته‌اند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۳ - ۳۴؛ تاریخ قوم یهود، ج ۲، ص۴۰.</ref> اما پژوهش‌های گسترده انجام گرفته درباره یکایک کتاب‌های این مجموعه به ویژه پس از پیدایش جریان نقد [[تاریخی]] [[کتاب مقدس]] نشان می‌‌دهد که [[تاریخ]] [[نگارش]] و نویسندگان شماری از آنها نامعلوم‌اند و درباره شمار باقی مانده نیز [[تردیدها]] و چالش‌هایی بسیار جدی وجود دارند. بر اساس این [[پژوهش‌ها]]، مجموعه [[عهد قدیم]] در یک فرایند تدریجی از حدود سال ۱۵۰۰ تا ۱۳۰ پیش از میلاد به وسیله شمار زیادی از افراد تألیف و گردآوری شده است و شواهدی گوناگون به ویژه مستنداتی از خود مجموعه، نشان می‌‌دهند که این کتاب‌ها یا دست کم همه بخش‌های آنها نمی‌توانند در [[زمان]] و به وسیله کسانی نوشته شده باشند که به آنها منسوب‌اند، <ref>برای آگاهی مفصل ر.ک: المدخل الی الکتاب المقدس، الفغالی، ج ۲، ص۴۰۰ - ۴۱۴؛ ج ۳، ص۱۴ - ۱۵؛ المدخل الی الکتاب المقدس، حبیب سعید، ص۹۲ - ۱۷۱؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۳۹۸ - ۶۷۳؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۱۷۱۸۱؛ هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۲ - ۱۰۳، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه».</ref> در هر صورت عموم [[پژوهشگران]] جدید و بسیاری از [[دانشمندان]] سنتی [[یهودی]] و [[مسیحی]] بر این باورند که تاریخ نگارش و تدوین نهایی عهد قدیم بعد از پایان [[اسارت]] بابلی (۵۳۸ ق. م. دوران اسارت [[بخت النصر]] در [[بابل]]) است.<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۵۳۵؛ تاریخ تمدن، ج ۱، ص۳۸۲؛ کتاب مقدس، ص۱۸۷ - ۱۸۸، ۱۹۱ - ۱۹۲.</ref> مجموعه عهد قدیم افزون بر فرآیند تدریجی نگارش، فرایند دیگری را برای قانونی شدن پیموده و این جریان به صورت پذیرش تدریجی متون عمل کرده است، بر این اساس بخش [[تورات]]، احتمالاً در حدود سال‌های ۴۰۰ پیش از میلاد، کتاب‌های [[انبیا]] در حدود سال ۲۰۰ پیش از میلاد و بخش مکتوبات نیز حدود سال‌های ۱۰۰ میلادی بسته شده است؛ به این معنا که دیگر متن جدیدی را برای افزودن بر آن نمی‌پذیرفتند.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۳ - ۴۵؛ جهان مذهبی، ج ۲، ص۶۰۷؛ تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ص۲۶۸ - ۲۷۶.</ref>
بر اساس دیدگاه رایج در [[سنت]] [[یهودی]] ـ [[مسیحی]]، مجموعه عهد قدیم در مدت [[زمان]] تقریبی ۱۰۰۰ سال با [[وحی]] و [[الهام]] [[خداوند]]، به وسیله [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[پیامبران]] و دیگر شخصیت‌های [[الهی]] پس از وی نگارش یافته است. [[تورات]] (اسفار پنج گانه) را حضرت موسی{{ع}} و سایر کتاب‌های [[عهد عتیق]] را کسانی نوشته‌اند که این کتاب‌ها در عنوان خود به آنها منسوب‌اند. کتاب‌هایی دیگر مانند «داوران» و «پادشاهان» هم که در عنوان آنها نام کسی یاد نشده به یکی از شخصیت‌های قدیمی منسوب‌اند. بنابر این دیدگاه، «عزراء» و دیگران پس از دوران [[اسارت]] در [[بابل]] فقط به گردآوری و [[حفظ]] این کتاب‌ها پرداخته‌اند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۳ - ۳۴؛ تاریخ قوم یهود، ج ۲، ص۴۰.</ref> اما پژوهش‌های گسترده انجام گرفته درباره یکایک کتاب‌های این مجموعه به ویژه پس از پیدایش جریان نقد [[تاریخی]] [[کتاب مقدس]] نشان می‌‌دهد که [[تاریخ]] نگارش و نویسندگان شماری از آنها نامعلوم‌اند و درباره شمار باقی مانده نیز [[تردیدها]] و چالش‌هایی بسیار جدی وجود دارند. بر اساس این پژوهش‌ها، مجموعه [[عهد قدیم]] در یک فرایند تدریجی از حدود سال ۱۵۰۰ تا ۱۳۰ پیش از میلاد به وسیله شمار زیادی از افراد تألیف و گردآوری شده است و شواهدی گوناگون به ویژه مستنداتی از خود مجموعه، نشان می‌‌دهند که این کتاب‌ها یا دست کم همه بخش‌های آنها نمی‌توانند در [[زمان]] و به وسیله کسانی نوشته شده باشند که به آنها منسوب‌اند، <ref>برای آگاهی مفصل ر.ک: المدخل الی الکتاب المقدس، الفغالی، ج ۲، ص۴۰۰ - ۴۱۴؛ ج ۳، ص۱۴ - ۱۵؛ المدخل الی الکتاب المقدس، حبیب سعید، ص۹۲ - ۱۷۱؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۳۹۸ - ۶۷۳؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۱۷۱۸۱؛ هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۲ - ۱۰۳، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه».</ref> در هر صورت عموم [[پژوهشگران]] جدید و بسیاری از [[دانشمندان]] سنتی [[یهودی]] و [[مسیحی]] بر این باورند که تاریخ نگارش و تدوین نهایی عهد قدیم بعد از پایان [[اسارت]] بابلی (۵۳۸ ق. م. دوران اسارت [[بخت النصر]] در [[بابل]]) است.<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۵۳۵؛ تاریخ تمدن، ج ۱، ص۳۸۲؛ کتاب مقدس، ص۱۸۷ - ۱۸۸، ۱۹۱ - ۱۹۲.</ref> مجموعه عهد قدیم افزون بر فرآیند تدریجی نگارش، فرایند دیگری را برای قانونی شدن پیموده و این جریان به صورت پذیرش تدریجی متون عمل کرده است، بر این اساس بخش [[تورات]]، احتمالاً در حدود سال‌های ۴۰۰ پیش از میلاد، کتاب‌های [[انبیا]] در حدود سال ۲۰۰ پیش از میلاد و بخش مکتوبات نیز حدود سال‌های ۱۰۰ میلادی بسته شده است؛ به این معنا که دیگر متن جدیدی را برای افزودن بر آن نمی‌پذیرفتند.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۳ - ۴۵؛ جهان مذهبی، ج ۲، ص۶۰۷؛ تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ص۲۶۸ - ۲۷۶.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 120-121</ref>


==نوشت افزار==
==نوشت افزار==
نسخه‌های عهد قدیم تا پیش از پیدایش کاغذ و [[صنعت]] چاپ، با دست روی برگه‌های پاپیروس و اغلب روی نوعی مرغوب و محکم از پوست گوسفند نوشته می‌‌شد. با گذشت [[زمان]] و فرسوده شدن نسخه‌های کهن، نسخه‌های نو جایگزین آنها می‌‌شدند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۴۸ - ۵۱.</ref> گزارش‌های خود [[عهد قدیم]] نشان می‌‌دهند که در زمان [[حضرت موسی]]{{ع}}، کتیبه‌ها و [[الواح]] سنگی <ref>کتاب مقدس، خروج ۳۴: ۱، ۴؛ تثنیه ۲۷: ۱ - ۴ قس: اشعیاء ۳۰: ۸؛ حبقوق ۲: ۲.</ref> و در دوره‌های بعد کتیبه‌ها و الواح فلزی، سنگی و خشتی <ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۶، «کتاب».</ref> و اغلب برگه‌های پاپیروس و پوست برای نگاشتن اسفار [[مقدس]] به کار می‌‌رفتند.<ref>کتاب مقدس، مزامیر ۴۰: ۷؛ ارمیا ۳۶: ۲ - ۴؛ حزقیال ۲: ۹؛ ۳: ۳۱؛ زکریا ۵: ۱ - ۲.</ref> نسخه‌های پوستین مربوط به بخش‌های گوناگون [[عهد عتیق]] در دوره‌های مختلف [[تاریخی]] و از مناطق گوناگون به وسیله کاوشگران باستانشناس یافت شده‌اند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۵۰ - ۵۷.</ref> پارچه‌های کتانی به شکل طوماری عریض که در دو طرف آن چوبی برای پیچیدن داشت و آن را در جلدی از پوست می‌‌پیچیدند، وسیله دیگری بود که برای [[نگارش]] اسفار مقدس از آن استفاده می‌‌شد.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۶، «کتاب مقدس».</ref>
نسخه‌های عهد قدیم تا پیش از پیدایش کاغذ و [[صنعت]] چاپ، با دست روی برگه‌های پاپیروس و اغلب روی نوعی مرغوب و محکم از پوست گوسفند نوشته می‌‌شد. با گذشت [[زمان]] و فرسوده شدن نسخه‌های کهن، نسخه‌های نو جایگزین آنها می‌‌شدند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۴۸ - ۵۱.</ref> گزارش‌های خود [[عهد قدیم]] نشان می‌‌دهند که در زمان [[حضرت موسی]]{{ع}}، کتیبه‌ها و [[الواح]] سنگی <ref>کتاب مقدس، خروج ۳۴: ۱، ۴؛ تثنیه ۲۷: ۱ - ۴ قس: اشعیاء ۳۰: ۸؛ حبقوق ۲: ۲.</ref> و در دوره‌های بعد کتیبه‌ها و الواح فلزی، سنگی و خشتی <ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۶، «کتاب».</ref> و اغلب برگه‌های پاپیروس و پوست برای نگاشتن اسفار [[مقدس]] به کار می‌‌رفتند.<ref>کتاب مقدس، مزامیر ۴۰: ۷؛ ارمیا ۳۶: ۲ - ۴؛ حزقیال ۲: ۹؛ ۳: ۳۱؛ زکریا ۵: ۱ - ۲.</ref> نسخه‌های پوستین مربوط به بخش‌های گوناگون [[عهد عتیق]] در دوره‌های مختلف [[تاریخی]] و از مناطق گوناگون به وسیله کاوشگران باستانشناس یافت شده‌اند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۵۰ - ۵۷.</ref> پارچه‌های کتانی به شکل طوماری عریض که در دو طرف آن چوبی برای پیچیدن داشت و آن را در جلدی از پوست می‌‌پیچیدند، وسیله دیگری بود که برای [[نگارش]] اسفار مقدس از آن استفاده می‌‌شد.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۶، «کتاب مقدس».</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 121-122</ref>  


==ترجمه‌های عهد قدیم==
==ترجمه‌های عهد قدیم==
زبان اصلی عهد قدیم، جز بخش کوچکی از آنکه به زبان کلدانی (آرامی) و [[یونانی]] نگارش یافته [[عبری]] باستان است. درباره اینکه [[تورات]] نوشته شده در زمان حضرت موسی{{ع}} به چه زبانی بوده، داده‌های دقیقی در دست نیستند. البته برخی با توجه به یافته‌های باستانشناسی به دست آمده از [[صحرای سینا]] که [[تاریخ]] آن را حدودا ۱۵۰۰ پیش از میلاد تخمین زده‌اند، [[زبان]] آن را سینایی (از زبان‌های [[سامی]] و نزدیک به زبان فنیقی) دانسته‌اند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۴۷.</ref> پس از [[ترجمه]] سبعینیه که قدیمی‌ترین ترجمه عهد عتیق به زبان یونانی است ترجمه‌های دیگری هم به زبان یونانی صورت گرفت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۶۲ - ۶۴.</ref> امروزه نسخه‌های خطی متعددی از [[ترجمه]] سبعینیه در کتابخانه‌ها و موزه‌های کشورهای مختلف نگهداری می‌‌شوند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۶۶ - ۶۸.</ref> در پی حضور درازمدت [[یهودیان]] در [[جوامع]] دیگر (مانند دوران [[اسارت]] بابلی) و نیز گسترش [[مسیحیت]] در میان [[اقوام]] و [[ملل]] گوناگون، [[عهد قدیم]] در دوره‌های مختلف [[تاریخی]] و با [[هدف]] [[تأمین نیاز]] [[مؤمنان]]، به زبان‌های مختلف آرامی، [[سریانی]]، لاتینی، قبطی، [[حبشی]]، ارمنی، [[انگلیسی]]، [[عربی]] و [[فارسی]] ترجمه شد.<ref>ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص۷۲۱ - ۷۲۲ «کتاب مقدس»؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۶۰ - ۶۴، ۶۹ - ۸۳؛ کتاب مقدس، ص۴۹ - ۵۰.</ref>
زبان اصلی عهد قدیم، جز بخش کوچکی از آنکه به زبان کلدانی (آرامی) و [[یونانی]] نگارش یافته [[عبری]] باستان است. درباره اینکه [[تورات]] نوشته شده در زمان حضرت موسی{{ع}} به چه زبانی بوده، داده‌های دقیقی در دست نیستند. البته برخی با توجه به یافته‌های باستانشناسی به دست آمده از [[صحرای سینا]] که [[تاریخ]] آن را حدوداً ۱۵۰۰ پیش از میلاد تخمین زده‌اند، [[زبان]] آن را سینایی (از زبان‌های [[سامی]] و نزدیک به زبان فنیقی) دانسته‌اند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۴۷.</ref> پس از [[ترجمه]] سبعینیه که قدیمی‌ترین ترجمه عهد عتیق به زبان یونانی است ترجمه‌های دیگری هم به زبان یونانی صورت گرفت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۶۲ - ۶۴.</ref> امروزه نسخه‌های خطی متعددی از [[ترجمه]] سبعینیه در کتابخانه‌ها و موزه‌های کشورهای مختلف نگهداری می‌‌شوند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۶۶ - ۶۸.</ref> در پی حضور درازمدت [[یهودیان]] در [[جوامع]] دیگر (مانند دوران [[اسارت]] بابلی) و نیز گسترش [[مسیحیت]] در میان [[اقوام]] و [[ملل]] گوناگون، [[عهد قدیم]] در دوره‌های مختلف [[تاریخی]] و با [[هدف]] [[تأمین نیاز]] [[مؤمنان]]، به زبان‌های مختلف آرامی، [[سریانی]]، لاتینی، قبطی، [[حبشی]]، ارمنی، [[انگلیسی]]، [[عربی]] و [[فارسی]] ترجمه شد.<ref>ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص۷۲۱ - ۷۲۲ «کتاب مقدس»؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۶۰ - ۶۴، ۶۹ - ۸۳؛ کتاب مقدس، ص۴۹ - ۵۰.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 122.</ref>  


==[[تورات]] و بخش‌های آن==
==[[تورات]] و بخش‌های آن==
خط ۳۹: خط ۴۳:
داستان [[آفرینش آدم]] و [[حوا]]، برخورداری آنان از محیطی آرام و پرنعمت و خروج و هبوطشان در پی [[نافرمانی]]، [[تاریخ]] و سرگذشت [[هابیل و قابیل]]، [[حضرت نوح]]، [[ابراهیم]]، [[اسماعیل]]، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، [[یوسف]] {{عم}} و [[برادران]] او و سکونت آنان در [[مصر]] به گونه ای پیوسته و داستانی در [[سفر]] پیدایش آمده‌اند. این کتاب که «دوره ماقبل [[تاریخ]] [[یهود]]» (عصر [[آدم]] و [[نوح نبی]]) و دوران ابراهیم{{ع}} تا دوره یوسف{{ع}} را [[روایت]] می‌‌کند، با [[وفات]] یوسف{{ع}} در مصر پایان می‌‌پذیرد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۹۳ - ۱۱۳؛ کلام مسیحی، ص۳۲ - ۳۳.</ref>
داستان [[آفرینش آدم]] و [[حوا]]، برخورداری آنان از محیطی آرام و پرنعمت و خروج و هبوطشان در پی [[نافرمانی]]، [[تاریخ]] و سرگذشت [[هابیل و قابیل]]، [[حضرت نوح]]، [[ابراهیم]]، [[اسماعیل]]، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، [[یوسف]] {{عم}} و [[برادران]] او و سکونت آنان در [[مصر]] به گونه ای پیوسته و داستانی در [[سفر]] پیدایش آمده‌اند. این کتاب که «دوره ماقبل [[تاریخ]] [[یهود]]» (عصر [[آدم]] و [[نوح نبی]]) و دوران ابراهیم{{ع}} تا دوره یوسف{{ع}} را [[روایت]] می‌‌کند، با [[وفات]] یوسف{{ع}} در مصر پایان می‌‌پذیرد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۹۳ - ۱۱۳؛ کلام مسیحی، ص۳۲ - ۳۳.</ref>
===سفر خروج===
===سفر خروج===
سفر خروج در ادامه تاریخ [[بنی اسرائیل]]، با جهشی [[تاریخی]] و بدون گزارش رخدادهای پس از وفات یوسف{{ع}} تا ولادت [[موسی]]{{ع}}، به روایت [[آزار]] و [[اذیت]] شدید بنی اسرائیل و [[بردگی]] آنان به دست [[حاکمان]] جدید، تولد و [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و درگیری‌های وی با [[فرعون]]، ماجرای خروج بنی اسرائیل از مصر و [[غرق]] شدن [[فرعونیان]] در دریا و نافرمانی و [[سرگردانی]] ۴۰ ساله بنی اسرائیل در بیابان می‌‌پردازد. در این مدت ۱۰ [[فرمان]] آمد و حضرت موسی{{ع}} [[احکام]] دیگری را نیز برای [[قوم]] خود آورد؛ توضیح بیشتر اینکه ۱۰ فرمان فهرست ده گانه ای از [[دستورات]] مذهبی است که در قالب دو [[لوح]] سنگی و سه ماه پس از خروج بنی اسرائیل از مصر در [[کوه سینا]] بر موسی{{ع}} نازل شد. این فرمان‌ها محور [[شریعت]] یهود به شمار می‌‌روند <ref>هفت آسمان، ش ۱۴، ص۲۰۴ «ده فرمان».</ref> تاریخ وقوع این رخدادها حدود سال ۱۲۵۰ قبل از میلاد است.<ref>کتاب مقدس، خروج، «مقدمه»؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۱۵ - ۱۱۷، ۱۲۱ - ۱۲۵؛ کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>
سفر خروج در ادامه تاریخ [[بنی اسرائیل]]، با جهشی [[تاریخی]] و بدون گزارش رخدادهای پس از وفات یوسف{{ع}} تا ولادت [[موسی]]{{ع}}، به روایت [[آزار]] و [[اذیت]] شدید بنی اسرائیل و [[بردگی]] آنان به دست [[حاکمان]] جدید، تولد و [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و درگیری‌های وی با [[فرعون]]، ماجرای خروج بنی اسرائیل از مصر و [[غرق]] شدن [[فرعونیان]] در دریا و نافرمانی و [[سرگردانی]] ۴۰ ساله بنی اسرائیل در بیابان می‌‌پردازد. در این مدت ۱۰ [[فرمان]] آمد و حضرت موسی{{ع}} [[احکام]] دیگری را نیز برای [[قوم]] خود آورد؛ توضیح بیشتر اینکه ۱۰ فرمان فهرست ده گانه‌ای از [[دستورات]] مذهبی است که در قالب دو [[لوح]] سنگی و سه ماه پس از خروج بنی اسرائیل از مصر در [[کوه سینا]] بر موسی{{ع}} نازل شد. این فرمان‌ها محور [[شریعت]] یهود به شمار می‌‌روند <ref>هفت آسمان، ش ۱۴، ص۲۰۴ «ده فرمان».</ref> تاریخ وقوع این رخدادها حدود سال ۱۲۵۰ قبل از میلاد است.<ref>کتاب مقدس، خروج، «مقدمه»؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۱۵ - ۱۱۷، ۱۲۱ - ۱۲۵؛ کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>


===سفر لاویان===
===سفر لاویان===
نام سِفر لاویان از نام «[[سبط]] [[لاوی]]» گرفته شده است. [[کاهنان]] بنی اسرائیل همه از این سبط بودند و چون این کتاب بیشتر درباره [[احکام]] [[کهانت]] و [[وظایف]] کاهنان[[سخن]] گفته، به این نام خوانده شده است. احکام دیگری مانند احکام خوردنی‌های [[پاک]] و [[ناپاک]]، [[حلال و حرام]] و نیز [[احکام]] [[روز]] سَبْت ([[شنبه]]) در این کتاب آمده‌اند.<ref>کتاب مقدس، لاویان، مقدمه؛ ر. ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۱۴۹ - ۱۶۱.</ref> این کتاب اصولاً کتاب [[شریعت]] است که [[شعائر]] و [[قوانین]] رایج در [[دین حضرت موسی]]{{ع}} را دربرمی گیرد.<ref>کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>
نام سِفر لاویان از نام «[[سبط]] [[لاوی]]» گرفته شده است. [[کاهنان]] بنی اسرائیل همه از این سبط بودند و چون این کتاب بیشتر درباره [[احکام]] [[کهانت]] و [[وظایف]] کاهنان [[سخن]] گفته، به این نام خوانده شده است. احکام دیگری مانند احکام خوردنی‌های [[پاک]] و [[ناپاک]]، [[حلال و حرام]] و نیز [[احکام]] [[روز]] سَبْت ([[شنبه]]) در این کتاب آمده‌اند.<ref>کتاب مقدس، لاویان، مقدمه؛ ر. ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۱۴۹ - ۱۶۱.</ref> این کتاب اصولاً کتاب [[شریعت]] است که [[شعائر]] و [[قوانین]] رایج در [[دین حضرت موسی]]{{ع}} را دربرمی گیرد.<ref>کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>


===[[سفر]] اعداد===
===[[سفر]] اعداد===
سِفر اَعداد سرگذشت [[سرگردانی]] [[بنی اسرائیل]] در بیابان را بیان می‌‌کند. آنها در پی [[سرپیچی]] از [[فرمان خداوند]] مبنی بر [[نبرد]] با ساکنان [[سرزمین موعود]]، ۴۰ سال [[سرگردان]] و آواره شدند. این کتاب آمار دقیقی از شمار [[جمعیت]] [[اسباط]] بنی اسرائیل را ارائه می‌‌دهد؛ همچنین احکام و [[دستورات]] [[فقهی]] متعددی در آن آمده اند<ref>کتاب مقدس اعداد، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۶۳ - ۱۶۸.</ref>.
سِفر اَعداد سرگذشت [[سرگردانی]] [[بنی اسرائیل]] در بیابان را بیان می‌‌کند. آنها در پی [[سرپیچی]] از [[فرمان خداوند]] مبنی بر [[نبرد]] با ساکنان [[سرزمین موعود]]، ۴۰ سال [[سرگردان]] و آواره شدند. این کتاب آمار دقیقی از شمار [[جمعیت]] [[اسباط]] بنی اسرائیل را ارائه می‌‌دهد؛ همچنین احکام و [[دستورات]] [[فقهی]] متعددی در آن آمده اند<ref>کتاب مقدس اعداد، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۶۳ - ۱۶۸.</ref>.
===سفر تثنیه===
===سفر تثنیه===
تثنیه به معنای تکرار است؛ زیرا احکام و دستورات کتاب‌های دیگر دوباره در این کتاب بازگو شده‌اند. گزارش‌های این کتاب از پایان دوره سرگردانی بنی اسرائیل و رسیدن آنان به کنار رود [[اردن]] و [[مرز]] سرزمین موعود آغاز می‌‌شوند. در این مکان [[حضرت موسی]]{{ع}} [[احکام]] را برای [[قوم بنی اسرائیل]] یادآوری و [[جانشین]] خود را تعیین می‌‌کند. در پایان این کتاب، [[وفات]] حضرت موسی و [[عزاداری]] بنی اسرائیل برای او گزارش شده است<ref>کتاب مقدس تثنیه، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۷۶۱۷۳.</ref>.
تثنیه به معنای تکرار است؛ زیرا احکام و دستورات کتاب‌های دیگر دوباره در این کتاب بازگو شده‌اند. گزارش‌های این کتاب از پایان دوره سرگردانی بنی اسرائیل و رسیدن آنان به کنار رود [[اردن]] و [[مرز]] سرزمین موعود آغاز می‌‌شوند. در این مکان [[حضرت موسی]]{{ع}} [[احکام]] را برای [[قوم بنی اسرائیل]] یادآوری و [[جانشین]] خود را تعیین می‌‌کند. در پایان این کتاب، [[وفات]] حضرت موسی و [[عزاداری]] بنی اسرائیل برای او گزارش شده است<ref>کتاب مقدس تثنیه، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۷۶۱۷۳.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 122-124</ref>


==[[تاریخ]] [[نگارش]] [[تورات]] (اسفار پنج گانه)==
==[[تاریخ]] نگارش [[تورات]] (اسفار پنج گانه)==
درباره نویسنده و تاریخ نگارش تورات سه دیدگاه وجود دارد:
درباره نویسنده و تاریخ نگارش تورات سه دیدگاه وجود دارد:


بر اساس گزارش تلمود و [[اعتقاد]] [[دانشمندان]] سنتی [[یهود]]، حضرت موسی{{ع}} [[تورات]] را در [[کوه سینا]] دریافت کرد و به نگارش درآورد و آن را پس از خود به [[یوشع]]{{ع}} سپرد و یوشع آن را به [[پیران]] دانشمند و پیران به [[انبیا]] و ایشان به اعضای انجمن کبیر سپردند.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱، ۸۴ - ۸۵؛ گنجینه ای از تلمود، ص۱۴۴؛ Encyclopaedia Judaica، V.۱۵، ۱۲۳.</ref> در [[اثبات]] این دیدگاه به گزارش‌های خود [[کتاب مقدس]] استناد شده است.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱ ـ ۴۲؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۳۴۸.</ref> برخی از این دسته صاحب‌نظران، پذیرفته‌اند که همه بخش‌های اسفار پنج گانه، نوشته خود حضرت موسی{{ع}} نیست؛ اما بر این باورند که اصل و اساس تورات نوشته‌های اوست و اگر دیگران چیزی بر آن افزوده و بخشی یا همه آن را بازنویسی کرده‌اند، همه با [[هدایت الهی]] و [[روح القدس]] بوده است؛<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۴۲ - ۴۳.</ref> همچنین صاحبان این دیدگاه پذیرفته‌اند که [[تورات موسی]]{{ع}} به وسیله نَبُوخَذ نُصَّر (بُخْتُ نُصَّر) و در [[زمان]] محاصره [[اورشلیم]] در [[آتش]] سوخت و عزراء [[کاهن]] با [[هدایت]] روح القدس دوباره آن را نگاشت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۸۵.</ref> [[تورات]] (اسفار پنج گانه) مقدس‌ترین کتاب از مجموعه [[عهد عتیق]] است و [[فرقه]] سامریان که هنوز بقایای آنان در برخی روستاهای [[فلسطین]] هستند، فقط [[وحیانی]] بودن این بخش را می‌‌پذیرند.<ref>کلام مسیحی، ص۳۱ - ۳۲.</ref> این دیدگاه درباره نویسنده و [[تاریخ]] [[نگارش]] [[تورات]] بعدها با نقد برخی از [[دانشمندان یهود]] روبه رو شد. [[ابراهیم بن عزراء]] برای نخستین بار [[کتابت]] تورات موجود (اسفار پنج گانه) به وسیله [[حضرت موسی]]{{ع}} را با زبان رمز ـ به سبب [[هراس]] از [[اتهام]] بدعتگذاری ـ رد کرد. [[باروخ اسپینوزا]] رمزهای او را باز کرد و از آن استفاده کرد که بر اساس شواهدی گوناگون از خود تورات، نویسنده آن حضرت موسی{{ع}} نیست، بلکه شخص دیگری قرن‌ها پس از وی آن را نوشته است. اسپینوزا شواهد مهم‌تر دیگری از تورات می‌‌آورد که ابن عزراء به آن توجه نکرده است.<ref>کتاب مقدس، ص۵۶ - ۶۲؛ ر. ک: هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۱ - ۱۱۶، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه».</ref> او به برخی از حوادث <ref>ر.ک: کتاب مقدس،پیدایش، ۳۶: ۳۱؛ خروج، ۱۶: ۳۵؛ یوشع، ۵: ۱۲.</ref> و نام‌های <ref>قس: کتاب مقدس، پیدایش، ۱۴: ۱۴؛ داوران، ۱۸: ۲۹.</ref> یاد شده در تورات استناد می‌‌کند که بعد از زمان [[موسی]]{{ع}} پدید آمده است. گزارش زمان و مکان [[مرگ]] و [[دفن]] موسی{{ع}}، [[عزاداری]] [[بنی اسرائیل]] برای او و جمله‌هایی مانند «[[پیامبری]] مانند موسی تا به حال در بنی اسرائیل برنخاسته» و «احدی [[قبر]] او را تا امروز ندانسته است»<ref>کتاب مقدس، تثنیه ۳۴: ۱ - ۱۰.</ref> از این قبیل‌اند که نمی‌توانند نوشته خود حضرت موسی{{ع}} باشند. <ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۸۵، ۹۶ - ۱۰۳، ۱۱۹ - ۱۲۰؛ هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۱ - ۱۱۶، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه».</ref> اسپینوزا نتیجه می‌‌گیرد که تورات موسی{{ع}} غیر از اسفار پنج گانه موجود، بسیار کمتر از آن و کاملاً متفاوت با آن است و نویسنده اسفار مزبور، آن را در جای مناسب، لابه لای نوشته‌های خود گنجانده است. به [[اعتقاد]] اسپینوزا اسفار پنج گانه پس از دوران [[اسارت]] بابلی و به احتمال [[قوی]] به دست عزراء نوشته شده است.<ref>هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۱ - ۱۱۶، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه»</ref> در [[قرن]] نوزدهم و در پی عصر [[روشنگری]] در اروپا، درباره [[کتاب مقدس]] نیز بررسی‌های انتقادی صورت گرفت که امروزه به «نقد [[تاریخی]] کتاب مقدس» معروف‌اند. [[پژوهشگران]] و نقادان کتاب مقدس در این دوره با تجزیه و تحلیل دقیق و نقادانه مجموعه [[تورات]] بر آن شدند که اسفار پنج گانه تورات[[دست]] کم از ۴ منبع اصلی در زمان‌های گوناگون به وجود آمده‌اند. این دیدگاه که به تدریج پذیرش عام یافت، [[نظریه]]«منابع تورات» نامیده شد. منابع یاد شده برای سهولت بیشتر با حروف J (: یَهُوَه ای)،<ref>Jahwist.</ref> E (: اِلوهیمی)<ref>Elohist.</ref> D (: کاهنی)<ref>Deuteronomy.</ref> و P (: تثنیه ای)<ref>Pristly.</ref> نامگذاری شدند که هر یک بیانگر خطوطکلی یا منابع دوره ای خاص است. آمدن [[نام خدا]] در منبع نخست به صورت «یَهُوَه» و در دومی به صورت «الوهیم»، تمرکز منبع سوم بر [[احکام]] [[معبد]] و [[کاهنان]] و منبع بودن چهارمی برای [[سفر]] «تثنیه» سبب این نامگذاری‌هاست.<ref>The Encyclopedia Of Religion، V.۱۴، P. ۵۵۷- ۵۵۸، The
بر اساس گزارش تلمود و [[اعتقاد]] دانشمندان سنتی [[یهود]]، حضرت موسی{{ع}} [[تورات]] را در [[کوه سینا]] دریافت کرد و به نگارش درآورد و آن را پس از خود به [[یوشع]]{{ع}} سپرد و یوشع آن را به [[پیران]] دانشمند و پیران به [[انبیا]] و ایشان به اعضای انجمن کبیر سپردند.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱، ۸۴ - ۸۵؛ گنجینه ای از تلمود، ص۱۴۴؛ Encyclopaedia Judaica، V.۱۵، ۱۲۳.</ref> در [[اثبات]] این دیدگاه به گزارش‌های خود [[کتاب مقدس]] استناد شده است.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱ ـ ۴۲؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۳۴۸.</ref> برخی از این دسته صاحب‌نظران، پذیرفته‌اند که همه بخش‌های اسفار پنج گانه، نوشته خود حضرت موسی{{ع}} نیست؛ اما بر این باورند که اصل و اساس تورات نوشته‌های اوست و اگر دیگران چیزی بر آن افزوده و بخشی یا همه آن را بازنویسی کرده‌اند، همه با [[هدایت الهی]] و [[روح القدس]] بوده است؛<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۴۲ - ۴۳.</ref> همچنین صاحبان این دیدگاه پذیرفته‌اند که [[تورات موسی]]{{ع}} به وسیله نَبُوخَذ نُصَّر (بُخْتُ نُصَّر) و در [[زمان]] محاصره [[اورشلیم]] در [[آتش]] سوخت و عزراء [[کاهن]] با [[هدایت]] روح القدس دوباره آن را نگاشت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۸۵.</ref> [[تورات]] (اسفار پنج گانه) مقدس‌ترین کتاب از مجموعه [[عهد عتیق]] است و [[فرقه]] سامریان که هنوز بقایای آنان در برخی روستاهای [[فلسطین]] هستند، فقط [[وحیانی]] بودن این بخش را می‌‌پذیرند.<ref>کلام مسیحی، ص۳۱ - ۳۲.</ref> این دیدگاه درباره نویسنده و [[تاریخ]] [[نگارش]] [[تورات]] بعدها با نقد برخی از [[دانشمندان یهود]] روبه رو شد. [[ابراهیم بن عزراء]] برای نخستین بار [[کتابت]] تورات موجود (اسفار پنج گانه) به وسیله [[حضرت موسی]]{{ع}} را با زبان رمز ـ به سبب [[هراس]] از [[اتهام]] بدعتگذاری ـ رد کرد. [[باروخ اسپینوزا]] رمزهای او را باز کرد و از آن استفاده کرد که بر اساس شواهدی گوناگون از خود تورات، نویسنده آن حضرت موسی{{ع}} نیست، بلکه شخص دیگری قرن‌ها پس از وی آن را نوشته است. اسپینوزا شواهد مهم‌تر دیگری از تورات می‌‌آورد که ابن عزراء به آن توجه نکرده است.<ref>کتاب مقدس، ص۵۶ - ۶۲؛ ر. ک: هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۱ - ۱۱۶، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه».</ref> او به برخی از حوادث <ref>ر.ک: کتاب مقدس،پیدایش، ۳۶: ۳۱؛ خروج، ۱۶: ۳۵؛ یوشع، ۵: ۱۲.</ref> و نام‌های <ref>قس: کتاب مقدس، پیدایش، ۱۴: ۱۴؛ داوران، ۱۸: ۲۹.</ref> یاد شده در تورات استناد می‌‌کند که بعد از زمان [[موسی]]{{ع}} پدید آمده است. گزارش زمان و مکان [[مرگ]] و [[دفن]] موسی{{ع}}، [[عزاداری]] [[بنی اسرائیل]] برای او و جمله‌هایی مانند «[[پیامبری]] مانند موسی تا به حال در بنی اسرائیل برنخاسته» و «احدی [[قبر]] او را تا امروز ندانسته است»<ref>کتاب مقدس، تثنیه ۳۴: ۱ - ۱۰.</ref> از این قبیل‌اند که نمی‌توانند نوشته خود حضرت موسی{{ع}} باشند. <ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۸۵، ۹۶ - ۱۰۳، ۱۱۹ - ۱۲۰؛ هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۱ - ۱۱۶، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه».</ref> اسپینوزا نتیجه می‌‌گیرد که تورات موسی{{ع}} غیر از اسفار پنج گانه موجود، بسیار کمتر از آن و کاملاً متفاوت با آن است و نویسنده اسفار مزبور، آن را در جای مناسب، لابه لای نوشته‌های خود گنجانده است. به [[اعتقاد]] اسپینوزا اسفار پنج گانه پس از دوران [[اسارت]] بابلی و به احتمال [[قوی]] به دست عزراء نوشته شده است.<ref>هفت آسمان، ش ۱، ص۱۰۱ - ۱۱۶، «مصنف واقعی اسفار پنج گانه»</ref> در [[قرن]] نوزدهم و در پی عصر [[روشنگری]] در اروپا، درباره [[کتاب مقدس]] نیز بررسی‌های انتقادی صورت گرفت که امروزه به «نقد [[تاریخی]] کتاب مقدس» معروف‌اند. [[پژوهشگران]] و نقادان کتاب مقدس در این دوره با تجزیه و تحلیل دقیق و نقادانه مجموعه [[تورات]] بر آن شدند که اسفار پنج گانه تورات[[دست]] کم از ۴ منبع اصلی در زمان‌های گوناگون به وجود آمده‌اند. این دیدگاه که به تدریج پذیرش عام یافت، [[نظریه]]«منابع تورات» نامیده شد. منابع یاد شده برای سهولت بیشتر با حروف J (: یَهُوَه ای)،<ref>Jahwist.</ref> E (: اِلوهیمی)<ref>Elohist.</ref> D (: کاهنی)<ref>Deuteronomy.</ref> و P (: تثنیه ای)<ref>Pristly.</ref> نامگذاری شدند که هر یک بیانگر خطوطکلی یا منابع دوره ای خاص است. آمدن [[نام خدا]] در منبع نخست به صورت «یَهُوَه» و در دومی به صورت «الوهیم»، تمرکز منبع سوم بر [[احکام]] [[معبد]] و [[کاهنان]] و منبع بودن چهارمی برای [[سفر]] «تثنیه» سبب این نامگذاری‌هاست.<ref>The Encyclopedia Of Religion، V.۱۴، P. ۵۵۷- ۵۵۸، The
  New Encyclopedia Britanica، V۱۴، P. ۹۲۲، کتاب مقدس، ص۶۲ - ۶۴؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۸۵ - ۸۸؛ کلام مسیحی، ص۳۲ - ۳۳.</ref> منابع مزبور، [[زبان]]، اندیشه‌های [[دینی]] و [[تاریخ]] پیدایش متفاوتی دارند؛ منبع یهوه ای با قدمتی بیشتر، در [[زمان]] [[حضرت داود]]{{ع}} و [[سلیمان]]{{ع}}، منبع الوهیمی پس از [[حضرت سلیمان]]{{ع}} و تجزیه [[کشور]] [[یهود]] به شمال و جنوب، در بخش شمالی، منبع تثنیه ای در «یوشیا» و منبع کاهنی در دوره [[اسارت]] بابلی نوشته شده است. بر اساس این دیدگاه، [[تورات]] موجود (اسفار پنج گانه) پس از دوره اسارت بابلی و از ترکیب منابع یاد شده پدید آمده است.<ref>المدخل الی الکتاب المقدس، ج ۲، ص۱۶ - ۳۹؛ دین یهود در جهان مذهبی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref> البته این نظریه با انتقاداتی نیز روبه روست.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۸۸ - ۸۹.</ref> امروزه بیشتر [[دانشمندان]] سنتی یهود و [[مسیحی]] پذیرفته‌اند که اسفار پنج گانه نمی‌تواند نوشته [[حضرت موسی]]{{ع}} باشد؛ [[توماس میشل]] از [[فرقه]] سنّتگرای «ژزونیت» مسیحی [[معتقد]] است که تورات، ۵ سده پیش از میلاد، به وسیله شخصی ناشناس و با [[الهام الهی]] نوشته شده است.<ref>کتاب مقدس، ص۶۵۶۴؛ کلام مسیحی، ص۳۲.</ref> البته دلیلی بر الهامی بودن آن اقامه نمی‌شود.
  New Encyclopedia Britanica، V۱۴، P. ۹۲۲، کتاب مقدس، ص۶۲ - ۶۴؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۸۵ - ۸۸؛ کلام مسیحی، ص۳۲ - ۳۳.</ref> منابع مزبور، [[زبان]]، اندیشه‌های [[دینی]] و [[تاریخ]] پیدایش متفاوتی دارند؛ منبع یهوه ای با قدمتی بیشتر، در [[زمان]] [[حضرت داود]]{{ع}} و [[سلیمان]]{{ع}}، منبع الوهیمی پس از [[حضرت سلیمان]]{{ع}} و تجزیه [[کشور]] [[یهود]] به شمال و جنوب، در بخش شمالی، منبع تثنیه ای در «یوشیا» و منبع کاهنی در دوره [[اسارت]] بابلی نوشته شده است. بر اساس این دیدگاه، [[تورات]] موجود (اسفار پنج گانه) پس از دوره اسارت بابلی و از ترکیب منابع یاد شده پدید آمده است.<ref>المدخل الی الکتاب المقدس، ج ۲، ص۱۶ - ۳۹؛ دین یهود در جهان مذهبی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref> البته این نظریه با انتقاداتی نیز روبه روست.<ref>ر.ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۸۸ - ۸۹.</ref> امروزه بیشتر دانشمندان سنتی یهود و [[مسیحی]] پذیرفته‌اند که اسفار پنج گانه نمی‌تواند نوشته [[حضرت موسی]]{{ع}} باشد؛ [[توماس میشل]] از [[فرقه]] سنّتگرای «ژزونیت» مسیحی [[معتقد]] است که تورات، ۵ سده پیش از میلاد، به وسیله شخصی ناشناس و با [[الهام الهی]] نوشته شده است.<ref>کتاب مقدس، ص۶۵۶۴؛ کلام مسیحی، ص۳۲.</ref> البته دلیلی بر الهامی بودن آن اقامه نمی‌شود.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 124-126</ref>


==[[تورات]] از دیدگاه [[قرآن]]==
==[[تورات]] از دیدگاه [[قرآن]]==
نام، [[تاریخ]]، ویژگی‌ها و آموزه‌های تورات بازتاب گسترده ای در قرآن یافته‌اند. [[قرآن کریم]] افزون بر واژه تورات، با تعابیر و عناوین دیگری مانند [[کتاب موسی]]{{ع}}، [[الواح]]، [[صحف موسی]]{{ع}} و جز آن نیز به [[کتاب آسمانی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر وی اشاره کرده است. نسبت این عناوین با تورات، مورد توجه و اهتمام [[مفسران]] قرار گرفته است؛ همچنین تنوع تعابیر قرآن در این باره و چرایی آن می‌‌تواند [[پرسش]] برانگیز و جالب توجه باشد.
نام، [[تاریخ]]، ویژگی‌ها و آموزه‌های تورات بازتاب گسترده ای در قرآن یافته‌اند. [[قرآن کریم]] افزون بر واژه تورات، با تعابیر و عناوین دیگری مانند [[کتاب موسی]]{{ع}}، [[الواح]]، [[صحف موسی]]{{ع}} و جز آن نیز به [[کتاب آسمانی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر وی اشاره کرده است. نسبت این عناوین با تورات، مورد توجه و اهتمام [[مفسران]] قرار گرفته است؛ همچنین تنوع تعابیر قرآن در این باره و چرایی آن می‌‌تواند [[پرسش]] برانگیز و جالب توجه باشد.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 126.</ref>


==بسامد و طبقه‌بندی [[آیات]]==
==بسامد و طبقه‌بندی [[آیات]]==
خط ۶۶: خط ۷۰:


===[[کتاب موسی]]{{ع}}===
===[[کتاب موسی]]{{ع}}===
در شماری از آیات، از کتاب حضرت موسی{{ع}} با همین عنوانِ «کِتاب [[موسی]]» و «الکِتاب» یاد شده است. [[مفسران]] مراد از «کتاب» یاد شده در این آیات را تورات دانسته‌اند.<ref>ر.ک: جامع البیان، ج ۱، ص۵۶۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۷؛ تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲.</ref> [[وحیانی]]، [[نعمت]]، روشنگر و [[رحمت]] بودن کتاب موسی{{ع}} و فرود آوردن آن برای [[هدایت]] بنی اسرائیل و [[فرعونیان]] به سوی [[مبدأ و معاد]]، مضامین این آیات‌اند. {{متن قرآن|وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به موسی کتاب و فرقان  دادیم، باشد که به راه آیید» سوره بقره، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان به موسی کتاب بخشیدیم و پس از وی پیامبران (دیگر) را در پی آوردیم و به عیسی پسر مریم برهان‌ها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس نیرومند کردیم؛ پس چرا هرگاه پیامبری، پیامی نادلخواه شما نزدتان آورد سرکشی ورزیدید، گروهی را دروغگو شمردید و گروهی را می‌کشتید؟» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«و بی‌گمان به موسی کتاب داده‌ایم، باشد که راهیاب شوند» سوره مؤمنون، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان پس از آنکه نسل‌های نخستین را از میان برداشتیم به موسی کتاب دادیم که روشنگری‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مردم بود باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۴۳.</ref> [[راهنما]] و رحمت بودن کتاب موسی پیش از قرآن، پیدایش [[اختلاف]] درباره آن {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref>«جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت» سوره هود، آیه ۱۱.</ref>،  {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ}}<ref>«و ما به موسی کتاب دادیم آنگاه در آن اختلاف درافتاد و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان  آنان داوری می‌شد و به راستی آنان از آن در تردیدی گمان‌انگیزند» سوره هود، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ}}<ref>«و ما به موسی کتاب دادیم آنگاه در آن اختلاف درافتاد و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان  آنان داوری می‌شد و به راستی آنان از آن در تردیدی گمان‌انگیزند» سوره هود، آیه ۱۱۰.</ref> و پنهان کردن بخشی و آشکار ساختن بخشی دیگر از آن توسط [[یهود]]، محتوای شمار دیگری از این دسته آیات است. {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند که گفتند: خداوند بر هیچ بشری چیزی فرو نفرستاده است؛ بگو: کتابی را که موسی آورد چه کسی فرو فرستاد؟ که فروغی و رهنمودی برای مردم بود، آن را بر کاغذهایی می‌نگارید، (برخی از) آن را آشکار می‌دارید و بسیاری (دیگر) را پنهان می‌کنید؛ و آنچه شما و پدرانتان نمی‌دانستید به شما آموخته شد. بگو: خداوند (این قرآن را فرستاده است)؛ سپس آنان رها کن در بیهودگی‌شان به بازی پردازند» سوره انعام، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینش‌اند) به آن ایمان دارند و از دسته‌ها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعده‌گاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمی‌آورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راست‌شمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی ، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است» سوره احقاف، آیه ۱۲.</ref> این آیات از نظر تاریخی اغلب در ارتباط با گزارش حوادث و اشاره به موضوعاتی‌اند که معاصر حضرت موسی{{ع}} یا نزدیک به آن روی داده‌اند. به نظر می‌‌رسد عنوان [[کتاب موسی]]{{ع}} نیز همانند [[تورات]]، اشاره به مجموعه ای کامل‌تر و گسترده‌تر از [[الواح]] باشد.
در شماری از آیات، از کتاب حضرت موسی{{ع}} با همین عنوانِ «کِتاب [[موسی]]» و «الکِتاب» یاد شده است. [[مفسران]] مراد از «کتاب» یاد شده در این آیات را تورات دانسته‌اند.<ref>ر.ک: جامع البیان، ج ۱، ص۵۶۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۷؛ تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲.</ref> [[وحیانی]]، [[نعمت]]، روشنگر و [[رحمت]] بودن کتاب موسی{{ع}} و فرود آوردن آن برای [[هدایت]] بنی اسرائیل و [[فرعونیان]] به سوی [[مبدأ و معاد]]، مضامین این آیات‌اند. {{متن قرآن|وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به موسی کتاب و فرقان  دادیم، باشد که به راه آیید» سوره بقره، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان به موسی کتاب بخشیدیم و پس از وی پیامبران (دیگر) را در پی آوردیم و به عیسی پسر مریم برهان‌ها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس نیرومند کردیم؛ پس چرا هرگاه پیامبری، پیامی نادلخواه شما نزدتان آورد سرکشی ورزیدید، گروهی را دروغگو شمردید و گروهی را می‌کشتید؟» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«و بی‌گمان به موسی کتاب داده‌ایم، باشد که راهیاب شوند» سوره مؤمنون، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان پس از آنکه نسل‌های نخستین را از میان برداشتیم به موسی کتاب دادیم که روشنگری‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مردم بود باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۴۳.</ref> [[راهنما]] و رحمت بودن کتاب موسی پیش از قرآن، پیدایش [[اختلاف]] درباره آن {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref>«جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت» سوره هود، آیه ۱۱.</ref>،  {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ}}<ref>«و ما به موسی کتاب دادیم آنگاه در آن اختلاف درافتاد و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان  آنان داوری می‌شد و به راستی آنان از آن در تردیدی گمان‌انگیزند» سوره هود، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ}}<ref>«و ما به موسی کتاب دادیم آنگاه در آن اختلاف درافتاد و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان  آنان داوری می‌شد و به راستی آنان از آن در تردیدی گمان‌انگیزند» سوره هود، آیه ۱۱۰.</ref> و پنهان کردن بخشی و آشکار ساختن بخشی دیگر از آن توسط [[یهود]]، محتوای شمار دیگری از این دسته آیات است. {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند که گفتند: خداوند بر هیچ بشری چیزی فرو نفرستاده است؛ بگو: کتابی را که موسی آورد چه کسی فرو فرستاد؟ که فروغی و رهنمودی برای مردم بود، آن را بر کاغذهایی می‌نگارید، (برخی از) آن را آشکار می‌دارید و بسیاری (دیگر) را پنهان می‌کنید؛ و آنچه شما و پدرانتان نمی‌دانستید به شما آموخته شد. بگو: خداوند (این قرآن را فرستاده است)؛ سپس آنان رها کن در بیهودگی‌شان به بازی پردازند» سوره انعام، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینش‌اند) به آن ایمان دارند و از دسته‌ها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعده‌گاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمی‌آورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راست‌شمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی ، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است» سوره احقاف، آیه ۱۲.</ref> این آیات از نظر تاریخی اغلب در ارتباط با گزارش حوادث و اشاره به موضوعاتی‌اند که معاصر حضرت موسی{{ع}} یا نزدیک به آن روی داده‌اند. به نظر می‌‌رسد عنوان [[کتاب موسی]]{{ع}} نیز همانند [[تورات]]، اشاره به مجموعه ای کامل‌تر و گسترده‌تر از [[الواح]] باشد.


===[[صحف موسی]]{{ع}}===
===[[صحف موسی]]{{ع}}===
خط ۷۲: خط ۷۶:


===تورات===
===تورات===
واژه تورات، ۱۸ بار در ۱۶ [[آیه]] از ۷ [[سوره]] قرآن به مناسبت‌های گوناگون و به صراحت یاد شده است. برخی [[آیات]] ضمن تصریح به [[وحیانی]] بودن تورات و [[هدایتگری]] آن پیش از [[قرآن]]، ماهیت [[الهی]] و [[هدف]] [[نزول]] آن را بیان کرده‌اند. {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref> شماری دیگر از [[آیات]] به ارتباط [[تورات]] با [[حضرت مسیح]]{{ع}} و [[کتاب آسمانی]] وی پرداخته‌اند؛ [[تصدیق]] تورات از سوی [[انجیل]] و [[حضرت عیسی]]{{ع}} {{متن قرآن|وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و تورات پیش از خود را راست می‌شمارم، و (آمده‌ام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانه‌ای از پروردگارتان برای شما آورده‌ام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و از پی آنان عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و به او انجیل دادیم که در آن رهنمود و روشنایی بود و تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و رهنمود و پند برای پرهیزگاران بود» سوره مائده، آیه ۴۶.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است» سوره صف، آیه ۶.</ref> و [[تعلیم]] آن به حضرت عیسی{{ع}} {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت  و تورات و انجیل می‌آموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref>،{{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> از این قبیل‌اند. این آیات به نوعی در پی آن‌اند که پیوند [[آیین]] [[مسیح]]{{ع}} با [[دین]] و کتاب آسمانی پیش از آن را بیان کنند.
واژه تورات، ۱۸ بار در ۱۶ [[آیه]] از ۷ [[سوره]] قرآن به مناسبت‌های گوناگون و به صراحت یاد شده است. برخی [[آیات]] ضمن تصریح به [[وحیانی]] بودن تورات و [[هدایتگری]] آن پیش از [[قرآن]]، ماهیت [[الهی]] و [[هدف]] [[نزول]] آن را بیان کرده‌اند. {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref> شماری دیگر از [[آیات]] به ارتباط [[تورات]] با [[حضرت مسیح]]{{ع}} و [[کتاب آسمانی]] وی پرداخته‌اند؛ [[تصدیق]] تورات از سوی [[انجیل]] و [[حضرت عیسی]]{{ع}} {{متن قرآن|وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و تورات پیش از خود را راست می‌شمارم، و (آمده‌ام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانه‌ای از پروردگارتان برای شما آورده‌ام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و از پی آنان عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و به او انجیل دادیم که در آن رهنمود و روشنایی بود و تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و رهنمود و پند برای پرهیزگاران بود» سوره مائده، آیه ۴۶.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است» سوره صف، آیه ۶.</ref> و [[تعلیم]] آن به حضرت عیسی{{ع}} {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت  و تورات و انجیل می‌آموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref>،{{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> از این قبیل‌اند. این آیات به نوعی در پی آن‌اند که پیوند [[آیین]] [[مسیح]]{{ع}} با [[دین]] و کتاب آسمانی پیش از آن را بیان کنند.


بخش دیگری از آیات به جایگاه تورات در میان [[یهودیان]] و چگونگی تعامل گروهی از آنها و عالمانشان با آن در دوره [[تاریخی]] پس از مسیح{{ع}} تا [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداخته‌اند. این آیات نشان می‌‌دهند که تورات تا [[زمان]] [[اسلام]] مبنای [[داوری]] [[پیامبران بنی اسرائیل]]، ربّانیان و [[احبار]] بوده است؛ همچنین گروهی از یهودیان به آن [[ایمان]] نداشته، برخلاف آن داوری کرده‌اند. [[تشبیه]] [[عالمان]] غیر عامل به تورات، به الاغ‌هایی که بار کتاب دارند، برخوردار شدن [[یهود]] از [[برکات]] [[زمین]] و [[آسمان]] در صورت عمل کردن به آموزه‌های تورات و بی‌ارزش بودن آنها در غیر این صورت، مضامین برخی دیگر از این آیات‌اند. {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>،  {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند ؛ برخی از ایشان امتی میانه‌رو هستند و بسیاری از آنان آنچه انجام می‌دهند زشت است» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید ؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref>،  {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که آیات خداوند را دروغ شمردند بد (داستانی) است و خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref> شمار دیگری از آیات که ناظر به دوره [[بعد از ظهور]] اسلام‌اند، به ارتباط تورات با [[قرآن کریم]] و [[پیامبر اکرم]] پرداخته‌اند. بر اساس این آیات، از یک سو تورات درباره [[بعثت]] و ویژگی‌های پیامبر اکرم{{صل}}، [[پیروان]] و فراگیر شدن [[دعوت]] او [[بشارت]] داده است و از سوی دیگر قرآن کریم[[تورات]] را تصدیق می‌‌کند. {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>، {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> این آیات که در واقع از [[تأیید]] متقابل [[دین حضرت موسی]]{{ع}} و پیامبر اکرم{{صل}} [[سخن]] می‌‌گویند، پاسخ به [[پرسش‌ها]] و مسائلی هستند که با [[پیدایش اسلام]] درباره اصل ارتباط دو [[دین]] یاد شده با یکدیگر پدید آمدند.
بخش دیگری از آیات به جایگاه تورات در میان [[یهودیان]] و چگونگی تعامل گروهی از آنها و عالمانشان با آن در دوره [[تاریخی]] پس از مسیح{{ع}} تا [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداخته‌اند. این آیات نشان می‌‌دهند که تورات تا [[زمان]] [[اسلام]] مبنای [[داوری]] [[پیامبران بنی اسرائیل]]، ربّانیان و [[احبار]] بوده است؛ همچنین گروهی از یهودیان به آن [[ایمان]] نداشته، برخلاف آن داوری کرده‌اند. [[تشبیه]] [[عالمان]] غیر عامل به تورات، به الاغ‌هایی که بار کتاب دارند، برخوردار شدن [[یهود]] از [[برکات]] [[زمین]] و [[آسمان]] در صورت عمل کردن به آموزه‌های تورات و بی‌ارزش بودن آنها در غیر این صورت، مضامین برخی دیگر از این آیات‌اند. {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>،  {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند ؛ برخی از ایشان امتی میانه‌رو هستند و بسیاری از آنان آنچه انجام می‌دهند زشت است» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید ؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref>،  {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که آیات خداوند را دروغ شمردند بد (داستانی) است و خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref> شمار دیگری از آیات که ناظر به دوره [[بعد از ظهور]] اسلام‌اند، به ارتباط تورات با [[قرآن کریم]] و [[پیامبر اکرم]] پرداخته‌اند. بر اساس این آیات، از یک سو تورات درباره [[بعثت]] و ویژگی‌های پیامبر اکرم{{صل}}، [[پیروان]] و فراگیر شدن [[دعوت]] او [[بشارت]] داده است و از سوی دیگر قرآن کریم[[تورات]] را تصدیق می‌‌کند. {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>، {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> این آیات که در واقع از [[تأیید]] متقابل [[دین حضرت موسی]]{{ع}} و پیامبر اکرم{{صل}} [[سخن]] می‌‌گویند، پاسخ به [[پرسش‌ها]] و مسائلی هستند که با [[پیدایش اسلام]] درباره اصل ارتباط دو [[دین]] یاد شده با یکدیگر پدید آمدند.
خط ۸۴: خط ۸۸:
از مجموع عناوین و تعابیر به کار رفته درباره [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[کتاب مقدس یهودیان]] می‌‌توان نتیجه گرفت که [[الواح]] در همان ماه‌های نخستِ بعد از خروج [[بنی اسرائیل]] از [[مصر]] نازل شد، در حالی که [[نزول آیات]] آغازین [[وحی]] بر حضرت موسی{{ع}} با آغاز [[رسالت]] وی، هنگام بازگشت از [[مدین]]، همزمان بود. <ref>برای نمونه ر. ک: طه / ۲۰، ۱۳ ـ ۲۴.</ref> در [[زمان]] حضور آن حضرت در مصر و رویارویی‌هایی که با [[فرعونیان]] داشت، همچنین پس از خروج از مصر، به ویژه در دوران [[سرگردانی]] ۴۰ ساله بنی اسرائیل در بیابان‌های اطراف [[سرزمین مقدس]] مجموعه وسیعی از [[آیات الهی]] بر حضرت موسی{{ع}} نازل گردید <ref>برای نمونه: ر. ک: بقره / ۲، ۶۷ ـ ۷۳؛ [[مائده]] / ۵، ۲۱ ـ ۲۶؛ [[اعراف]] / ۷، ۱۱۷، ۱۶۰؛ [[یونس]] / ۱۰، ۸۷ ـ ۸۹؛ طه / ۲۰، ۷۷، ۸۳ ـ ۸۵؛ [[شعرا]] / ۲۶، ۱۰ ـ ۱۵، ۶۳.</ref>، بر این اساس می‌‌توان گفت که الواح همان ۱۰ [[فرمان]] است که تنها بخشی از [[تورات]] و اصلی‌ترین و کلی‌ترین آموزه‌های آن را دربردارد و تورات به مجموع [[آیات]] نازل شده بر آن حضرت از [[آغاز بعثت]] تا پایان [[عمر]] وی گفته می‌‌شود. به احتمال زیاد همه آیات نازل شده، در زمان خود حضرت موسی{{ع}} به نوعی مکتوب شده‌اند که [[صحف موسی]] می‌‌تواند اشاره به آن باشد.
از مجموع عناوین و تعابیر به کار رفته درباره [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[کتاب مقدس یهودیان]] می‌‌توان نتیجه گرفت که [[الواح]] در همان ماه‌های نخستِ بعد از خروج [[بنی اسرائیل]] از [[مصر]] نازل شد، در حالی که [[نزول آیات]] آغازین [[وحی]] بر حضرت موسی{{ع}} با آغاز [[رسالت]] وی، هنگام بازگشت از [[مدین]]، همزمان بود. <ref>برای نمونه ر. ک: طه / ۲۰، ۱۳ ـ ۲۴.</ref> در [[زمان]] حضور آن حضرت در مصر و رویارویی‌هایی که با [[فرعونیان]] داشت، همچنین پس از خروج از مصر، به ویژه در دوران [[سرگردانی]] ۴۰ ساله بنی اسرائیل در بیابان‌های اطراف [[سرزمین مقدس]] مجموعه وسیعی از [[آیات الهی]] بر حضرت موسی{{ع}} نازل گردید <ref>برای نمونه: ر. ک: بقره / ۲، ۶۷ ـ ۷۳؛ [[مائده]] / ۵، ۲۱ ـ ۲۶؛ [[اعراف]] / ۷، ۱۱۷، ۱۶۰؛ [[یونس]] / ۱۰، ۸۷ ـ ۸۹؛ طه / ۲۰، ۷۷، ۸۳ ـ ۸۵؛ [[شعرا]] / ۲۶، ۱۰ ـ ۱۵، ۶۳.</ref>، بر این اساس می‌‌توان گفت که الواح همان ۱۰ [[فرمان]] است که تنها بخشی از [[تورات]] و اصلی‌ترین و کلی‌ترین آموزه‌های آن را دربردارد و تورات به مجموع [[آیات]] نازل شده بر آن حضرت از [[آغاز بعثت]] تا پایان [[عمر]] وی گفته می‌‌شود. به احتمال زیاد همه آیات نازل شده، در زمان خود حضرت موسی{{ع}} به نوعی مکتوب شده‌اند که [[صحف موسی]] می‌‌تواند اشاره به آن باشد.


نکته شایان توجه دیگر اینکه برخلاف آنچه در [[منابع حدیثی]] و [[تفسیری]] آمده و [[شهرت]] دارد، در هیچ یک از [[آیات قرآن کریم]]، کتاب نازل شده بر حضرت موسی{{ع}} با عنوان تورات یاد نشده است؛ با این توضیح که مضامینی مانند {{عربی|"اِنّا اَنزَلنَا التَّورةَ اِلی موسی"}} یا {{عربی|"آتینا موسی التوراة"}} به کار نرفته و آیات نازل شده بر وی اغلب با عنوان «[[الواح]]» و «[[کتاب موسی]]» آمده است. در حالی که [[آیات]] نازل شده بر [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به صراحت با عنوان [[انجیل]] و [[قرآن]] یاد شده‌اند. {{متن قرآن|وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ}}<ref>«عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم » سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>، بر این اساس می‌‌توان گفت که کتاب نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} نه در [[زمان]] خود آن حضرت بلکه به احتمال بسیار زیاد در دوره‌های بعدی به نام [[تورات]] خوانده شده است.
نکته شایان توجه دیگر اینکه برخلاف آنچه در [[منابع حدیثی]] و [[تفسیری]] آمده و [[شهرت]] دارد، در هیچ یک از [[آیات قرآن کریم]]، کتاب نازل شده بر حضرت موسی{{ع}} با عنوان تورات یاد نشده است؛ با این توضیح که مضامینی مانند {{عربی|"اِنّا اَنزَلنَا التَّورةَ اِلی موسی"}} یا {{عربی|"آتینا موسی التوراة"}} به کار نرفته و آیات نازل شده بر وی اغلب با عنوان «[[الواح]]» و «[[کتاب موسی]]» آمده است. در حالی که [[آیات]] نازل شده بر [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به صراحت با عنوان [[انجیل]] و [[قرآن]] یاد شده‌اند. {{متن قرآن|وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ}}<ref>«عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم » سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>، بر این اساس می‌‌توان گفت که کتاب نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} نه در [[زمان]] خود آن حضرت بلکه به احتمال بسیار زیاد در دوره‌های بعدی به نام [[تورات]] خوانده شده است.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 126-131</ref>


==[[تاریخ]] تورات==
==[[تاریخ]] تورات==
===[[تورات]]، کتابی آسمانی===
===[[تورات]]، کتابی آسمانی===
[[قرآن کریم]] [[بعثت]] حضرت موسی{{ع}} را ادامه «[[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]]» خوانده، بر [[نزول]] [[کتاب آسمانی]] بر وی تصریح می‌‌کند. {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی،  و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط  و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و پیامبرانی را (فرستادیم) که (داستان) آنها را برای تو پیش‌تر گفته‌ایم و پیامبرانی که (داستان) آنان را برای تو نگفته‌ایم؛ و موسی با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref>، {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref> قرآن هرچند نام کتاب وی را تورات نخوانده و تورات را غالباً به عنوان کتاب آسمانی [[قوم بنی اسرائیل]] و [[یهود]] یاد کرده است، بر اساس دیدگاه قریب به [[اتفاق مسلمانان]]، کتاب وی تورات نام داشته است.<ref>برای نمونه: ر. ک: تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۷؛ زادالمسیر، ج ۱، ص۱۱۲.</ref> قرآن کریم به صراحت تورات را کتابی آسمانی می‌‌خواند که همانند قرآن و انجیل و پیش از آن دو برای [[هدایت مردم]] از سوی [[خداوند]] نازل شده است: {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ}}<ref>«از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بی‌گمان آنان که به آیات خداوند کفر می‌ورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده  است» سوره آل عمران، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۵۸؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۱۹۷ - ۱۹۸.</ref>، بنابراین می‌‌توان گفت که قرآن با تصریح به منشأ [[وحیانی]] تورات، بشری بودن <ref>تفسیر المنار، ج ۳، ص۱۵۹؛ التحقیق، ج ۱۲، ص۴۰؛ الفرقان، ج ۳، ص۱۲.</ref> آن را [[نفی]] می‌‌کند، در نتیجه تورات موجود که افراد بشری، در [[نگارش]]، تدوین و تحولات آن دست داشته‌اند، نمی‌تواند، عینا همان کتاب نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} باشد؛<ref>تفسیر المنار، ج ۳، ص۱۵۹؛ المیزان، ج ۳، ص۱۹۷ - ۱۹۸.</ref> همچنین [[تورات]] یاد شده در [[قرآن]]، بخش‌های دیگر [[عهد قدیم]] را دربرنمی گیرد.
[[قرآن کریم]] [[بعثت]] حضرت موسی{{ع}} را ادامه «[[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]]» خوانده، بر [[نزول]] [[کتاب آسمانی]] بر وی تصریح می‌‌کند. {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی،  و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط  و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و پیامبرانی را (فرستادیم) که (داستان) آنها را برای تو پیش‌تر گفته‌ایم و پیامبرانی که (داستان) آنان را برای تو نگفته‌ایم؛ و موسی با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref>، {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref> قرآن هرچند نام کتاب وی را تورات نخوانده و تورات را غالباً به عنوان کتاب آسمانی [[قوم بنی اسرائیل]] و [[یهود]] یاد کرده است، بر اساس دیدگاه قریب به [[اتفاق مسلمانان]]، کتاب وی تورات نام داشته است.<ref>برای نمونه: ر. ک: تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۷؛ زادالمسیر، ج ۱، ص۱۱۲.</ref> قرآن کریم به صراحت تورات را کتابی آسمانی می‌‌خواند که همانند قرآن و انجیل و پیش از آن دو برای [[هدایت مردم]] از سوی [[خداوند]] نازل شده است: {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ}}<ref>«از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بی‌گمان آنان که به آیات خداوند کفر می‌ورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده  است» سوره آل عمران، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۵۸؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۱۹۷ - ۱۹۸.</ref>، بنابراین می‌‌توان گفت که قرآن با تصریح به منشأ [[وحیانی]] تورات، بشری بودن <ref>تفسیر المنار، ج ۳، ص۱۵۹؛ التحقیق، ج ۱۲، ص۴۰؛ الفرقان، ج ۳، ص۱۲.</ref> آن را [[نفی]] می‌‌کند، در نتیجه تورات موجود که افراد بشری، در [[نگارش]]، تدوین و تحولات آن دست داشته‌اند، نمی‌تواند، عینا همان کتاب نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} باشد؛<ref>تفسیر المنار، ج ۳، ص۱۵۹؛ المیزان، ج ۳، ص۱۹۷ - ۱۹۸.</ref> همچنین [[تورات]] یاد شده در [[قرآن]]، بخش‌های دیگر [[عهد قدیم]] را دربرنمی گیرد.


از سوی دیگر یادکرد تورات در کنار [[انجیل]] و [[قرآن]] و به عنوان «کتاب»، موجودیت و [[واقعیت]] خارجی آن به عنوان مجموعه ای از [[تعالیم آسمانی]] را ثابت می‌‌کند؛ از تورات ۱۱ بار به عنوان زوج انجیل {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>،  {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت  و تورات و انجیل می‌آموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم چون و چرا می‌کنید؟ با آنکه تورات و انجیل جز پس از وی فرو فرستاده نشده است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره آل عمران، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند ؛ برخی از ایشان امتی میانه‌رو هستند و بسیاری از آنان آنچه انجام می‌دهند زشت است» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید ؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>،{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> و سه بار در کنار انجیل و قرآن یاد شده است. {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ}}<ref>«از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بی‌گمان آنان که به آیات خداوند کفر می‌ورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده  است» سوره آل عمران، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن| إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ }}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند.  و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخم‌ها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند.  و از پی آنان عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و به او انجیل دادیم که در آن رهنمود و روشنایی بود و تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و رهنمود و پند برای پرهیزگاران بود. و باید پیروان انجیل بنابر آنچه خداوند در آن فرو فرستاده است داوری کنند و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند نافرمانند.  و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان  بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۴-۴۸.</ref>، {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> البته، قرآن فقط [[نزول]] مجموعه ای از [[آیات]] [[وحیانی]] به نام تورات و نه کتاب به معنای شناخته شده آن را [[تأیید]] می‌‌کند و درباره صورت مکتوب و [[نگارش]] یافتن آن در [[زمان]] [[حیات]] [[موسی]]{{ع}} به دست یا املای وی، نفیا و اثباتا، گزارشی ندارد، هر چند بر اساس [[تفسیری]] که «[[الواح موسی]]» را همان تورات یا دربردارنده اصول [[تعالیم]] آن می‌‌داند، [[تورات]] یا آموزه‌های محوری و بنیادین آن در قالب الواحی مکتوب بوده است {{متن قرآن|قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«فرمود: ای موسی! بی‌گمان من با پیام‌هایم و با سخنم تو را بر مردم برگزیده‌ام پس آنچه به تو داده‌ام بگیر و از سپاسگزاران باش!» سوره اعراف، آیه ۱۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الْأَلْوَاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و برای او در «الواح» (تورات) در هر زمینه پندی و برای هر چیز تفصیلی نوشتیم؛ پس (گفتیم) آن را با توانمندی  بستان و به قوم خود فرمان ده تا نیکوترین آن را برگزینند؛ به زودی سرای نافرمانان را به شما نشان خواهم داد» سوره اعراف، آیه ۱۴۵.</ref>؛<ref>ر.ک: الکشاف، ج ۲، ص۴۵۰؛ التبیان، ج ۱، ص۲۳۳؛ ج ۳، ص۳۷۳؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۳۲؛ ج ۳، ص۲۰۵ - ۲۰۶.</ref> همچنین دسته‌ای از [[مفسران]] مراد از آیات {{متن قرآن|وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ}}<ref>«و به کتابی نگاشته،» سوره طور، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ}}<ref>«در نازک‌پوستی  برگشاده،» سوره طور، آیه ۳.</ref> را صورت مکتوب تورات <ref>تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص۱۲۳؛ زاد المسیر، ج ۸، ص۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۱۹۵.</ref> بر روی پوست <ref>تفسیر سمعانی، ج ۵، ص۲۶۶ - ۲۶۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۵۹؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۱۹۵.</ref> دانسته‌اند که هنگام [[تلاوت]] گشوده می‌‌شد: {{متن قرآن|وَالطُّورِ}}<ref>«سوگند به طور،» سوره طور، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ}}<ref>«و به کتابی نگاشته،» سوره طور، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ}}<ref>«در نازک‌پوستی  برگشاده،» سوره طور، آیه ۳.</ref>. [[تفسیر]] کتاب به تورات با [[سوگند]] به [[کوه طور]] (محل [[نزول]] [[الواح]]) در [[آیه]] نخست، سازگاری و تناسب بیشتری دارد.<ref>تفسیر ابی السعود، ج ۸، ص۱۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۶.</ref>
از سوی دیگر یادکرد تورات در کنار [[انجیل]] و [[قرآن]] و به عنوان «کتاب»، موجودیت و [[واقعیت]] خارجی آن به عنوان مجموعه ای از [[تعالیم آسمانی]] را ثابت می‌‌کند؛ از تورات ۱۱ بار به عنوان زوج انجیل {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>،  {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت  و تورات و انجیل می‌آموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم چون و چرا می‌کنید؟ با آنکه تورات و انجیل جز پس از وی فرو فرستاده نشده است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره آل عمران، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند ؛ برخی از ایشان امتی میانه‌رو هستند و بسیاری از آنان آنچه انجام می‌دهند زشت است» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید ؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>،{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> و سه بار در کنار انجیل و قرآن یاد شده است. {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«(این) کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ}}<ref>«از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بی‌گمان آنان که به آیات خداوند کفر می‌ورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده  است» سوره آل عمران، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن| إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ }}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند.  و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخم‌ها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند.  و از پی آنان عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و به او انجیل دادیم که در آن رهنمود و روشنایی بود و تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و رهنمود و پند برای پرهیزگاران بود. و باید پیروان انجیل بنابر آنچه خداوند در آن فرو فرستاده است داوری کنند و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند نافرمانند.  و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان  بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۴-۴۸.</ref>، {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> البته، قرآن فقط [[نزول]] مجموعه ای از [[آیات]] [[وحیانی]] به نام تورات و نه کتاب به معنای شناخته شده آن را [[تأیید]] می‌‌کند و درباره صورت مکتوب و [[نگارش]] یافتن آن در [[زمان]] [[حیات]] [[موسی]]{{ع}} به دست یا املای وی، نفیا و اثباتا، گزارشی ندارد، هر چند بر اساس [[تفسیری]] که «[[الواح موسی]]» را همان تورات یا دربردارنده اصول [[تعالیم]] آن می‌‌داند، [[تورات]] یا آموزه‌های محوری و بنیادین آن در قالب الواحی مکتوب بوده است {{متن قرآن|قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«فرمود: ای موسی! بی‌گمان من با پیام‌هایم و با سخنم تو را بر مردم برگزیده‌ام پس آنچه به تو داده‌ام بگیر و از سپاسگزاران باش!» سوره اعراف، آیه ۱۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الْأَلْوَاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و برای او در «الواح» (تورات) در هر زمینه پندی و برای هر چیز تفصیلی نوشتیم؛ پس (گفتیم) آن را با توانمندی  بستان و به قوم خود فرمان ده تا نیکوترین آن را برگزینند؛ به زودی سرای نافرمانان را به شما نشان خواهم داد» سوره اعراف، آیه ۱۴۵.</ref>؛<ref>ر.ک: الکشاف، ج ۲، ص۴۵۰؛ التبیان، ج ۱، ص۲۳۳؛ ج ۳، ص۳۷۳؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۳۲؛ ج ۳، ص۲۰۵ - ۲۰۶.</ref> همچنین دسته‌ای از [[مفسران]] مراد از آیات {{متن قرآن|وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ}}<ref>«و به کتابی نگاشته،» سوره طور، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ}}<ref>«در نازک‌پوستی  برگشاده،» سوره طور، آیه ۳.</ref> را صورت مکتوب تورات <ref>تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص۱۲۳؛ زاد المسیر، ج ۸، ص۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۱۹۵.</ref> بر روی پوست <ref>تفسیر سمعانی، ج ۵، ص۲۶۶ - ۲۶۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۵۹؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۱۹۵.</ref> دانسته‌اند که هنگام [[تلاوت]] گشوده می‌‌شد: {{متن قرآن|وَالطُّورِ}}<ref>«سوگند به طور،» سوره طور، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ}}<ref>«و به کتابی نگاشته،» سوره طور، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ}}<ref>«در نازک‌پوستی  برگشاده،» سوره طور، آیه ۳.</ref>. [[تفسیر]] کتاب به تورات با [[سوگند]] به [[کوه طور]] (محل [[نزول]] [[الواح]]) در [[آیه]] نخست، سازگاری و تناسب بیشتری دارد.<ref>تفسیر ابی السعود، ج ۸، ص۱۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۶.</ref>
خط ۱۰۲: خط ۱۰۶:


===ویژگی‌های عمومی [[تورات]]===
===ویژگی‌های عمومی [[تورات]]===
[[قرآن کریم]] در وصفی کلی از کتاب حضرت موسی{{ع}}، آن را مایه هدایت، [[بصیرت]] و [[رحمت الهی]] برای مردم می‌‌خواند: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان پس از آنکه نسل‌های نخستین را از میان برداشتیم به موسی کتاب دادیم که روشنگری‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مردم بود باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۴۳.</ref>؛ همچنین جداکننده [[حق]] از [[باطل]]، روشن‌گر راه و مایه [[تذکر]] و یادآوری برای [[پرهیزگاران]] و [[خردمندان]] و مایه [[یاد خدا]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی  برای پرهیزگاران دادیم؛» سوره انبیاء، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ}}<ref>«و ما به راستی به موسی رهنمود دادیم و برای بنی اسرائیل کتاب (آسمانی) را به ارث نهادیم،» سوره غافر، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«که رهنمود و یادکردی برای خردمندان بود» سوره غافر، آیه ۵۴.</ref> و نیز دارای [[نور]] و مایه [[روشنگری]] مردم معرفی شده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> [[مفسران]] هدایت را به وجود آموزه‌های [[توحیدی]] و [[تنزیه]] [[خداوند]] از داشتن [[همسر]]، فرزند، [[شریک]] و انباز،<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۲۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹؛ تفسیر المنار، ج ۶، ص۴۰۱.</ref> [[معارف]] مربوط به [[معاد]]،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹.</ref> [[تصدیق]] و [[تنزیه انبیا]]، [[بشارت]] [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}}،<ref> جامع البیان، ج ۳، ص۲۲۶.</ref> احکام الهی و [[ادله]] آن <ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۵۸؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۴.</ref> [[تفسیر]] کرده‌اند. قرآن کریم نیز مایه هدایت خوانده شده است. {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref> فهمیدن این معنا و توجه به آن می‌‌تواند در [[فهم]] وصف تورات به مایه هدایت بودن بسیار راهگشا باشد، چنان که در تفسیر اشتمال تورات بر نور، آن را اشاره به [[بیان احکام]] [[شرعی]]،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹.</ref> ادله، مثل‌ها، [[فضایل]] و ارزش‌های رهنمون به سوی حق <ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص۴۰۱.</ref> و زدودن تاریکی‌های [[جهل و نادانی]]<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۵۸ - ۳۵۹.</ref> از سوی [[تورات]] معنا کرده‌اند و مراد از وجود [[موعظه]] در آن را، [[فرمان‌های الهی]] مبنی بر [[پرهیز از گناه]] و انجام [[عبادات]] و [[پند]] و اندرزهای شیوا و رسا گفته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹.</ref>
[[قرآن کریم]] در وصفی کلی از کتاب حضرت موسی{{ع}}، آن را مایه هدایت، [[بصیرت]] و [[رحمت الهی]] برای مردم می‌‌خواند: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان پس از آنکه نسل‌های نخستین را از میان برداشتیم به موسی کتاب دادیم که روشنگری‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مردم بود باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۴۳.</ref>؛ همچنین جداکننده [[حق]] از [[باطل]]، روشن‌گر راه و مایه [[تذکر]] و یادآوری برای [[پرهیزگاران]] و [[خردمندان]] و مایه [[یاد خدا]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی  برای پرهیزگاران دادیم؛» سوره انبیاء، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ}}<ref>«و ما به راستی به موسی رهنمود دادیم و برای بنی اسرائیل کتاب (آسمانی) را به ارث نهادیم،» سوره غافر، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«که رهنمود و یادکردی برای خردمندان بود» سوره غافر، آیه ۵۴.</ref> و نیز دارای [[نور]] و مایه [[روشنگری]] مردم معرفی شده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> [[مفسران]] هدایت را به وجود آموزه‌های [[توحیدی]] و [[تنزیه]] [[خداوند]] از داشتن [[همسر]]، فرزند، [[شریک]] و انباز،<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۲۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹؛ تفسیر المنار، ج ۶، ص۴۰۱.</ref> [[معارف]] مربوط به [[معاد]]،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹.</ref> [[تصدیق]] و [[تنزیه انبیا]]، [[بشارت]] [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}}،<ref> جامع البیان، ج ۳، ص۲۲۶.</ref> احکام الهی و [[ادله]] آن <ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۵۸؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۴.</ref> [[تفسیر]] کرده‌اند. قرآن کریم نیز مایه هدایت خوانده شده است. {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref> فهمیدن این معنا و توجه به آن می‌‌تواند در [[فهم]] وصف تورات به مایه هدایت بودن بسیار راهگشا باشد، چنان که در تفسیر اشتمال تورات بر نور، آن را اشاره به [[بیان احکام]] [[شرعی]]،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹.</ref> ادله، مثل‌ها، [[فضایل]] و ارزش‌های رهنمون به سوی حق <ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص۴۰۱.</ref> و زدودن تاریکی‌های [[جهل و نادانی]]<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۵۸ - ۳۵۹.</ref> از سوی [[تورات]] معنا کرده‌اند و مراد از وجود [[موعظه]] در آن را، [[فرمان‌های الهی]] مبنی بر [[پرهیز از گناه]] و انجام [[عبادات]] و [[پند]] و اندرزهای شیوا و رسا گفته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۹.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 131-135</ref>  


==آموزه‌های تورات==
==آموزه‌های تورات==
خط ۱۱۱: خط ۱۱۵:


=== [[معادشناسی]]===
=== [[معادشناسی]]===
[[قرآن کریم]] در حوزه معادشناسی نیز تصویری کلی و نسبتا کامل از [[آموزه‌های وحیانی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و کتاب وی ارائه می‌‌کند. بر اساس [[آیات قرآن]]، [[خداوند]] دادن کتاب به حضرت موسی{{ع}} را کامل کردن [[نعمت]] خویش بر [[نیکوکاران]] <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۲۷؛ تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۵۳؛ المیزان، ج ۷، ص۳۸۱ - ۳۸۲.</ref> و مایه [[رحمت]] و [[هدایت]] آنان می‌‌خواند؛ باشد که به وسیله آموزه‌های معادشناختی، زمینه‌ساز[[ایمان]] آنها به دیدار [[پروردگار]]، یعنی [[روز رستاخیز]] گردد: «ثُمَّ ءاتَینا موسَی الکِتـبَ تَمامـًا عَلَی الَّذِی اَحسَنَ وتَفصیلاً لِکُلِّ شَی ءٍ وهُدیً ورَحمَةً لَعَلَّهُم بِلِقاءِ رَبِّهِم یُؤمِنون». (انعام / ۶، ۱۵۴)<ref>تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۵۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۴؛ المیزان، ج ۷، ص۳۸۳.</ref> برپایه گزارش قرآن، حتمی بودن وقوع [[قیامت]]، [[کیفر]] و [[پاداش]] [[انسان‌ها]] به سبب [[کارهای نیک]] و بد و هشدار درباره [[تکذیب]] قیامت و [[غفلت]] از آن، از نخستین آموزه‌های نازل شده بر حضرت موسی{{ع}} بودند: «اِنَّ السّاعَةَ ءاتِیَةٌ اَکادُ اُخفیها لِتُجزی کُلُّ نَفسٍ بِما تَسعی * فَلا یَصُدَّنَّکَ عَنها مَن لا یُؤمِنُ بِها واتَّبَعَ هَوهُ فَتَردی». (طه / ۲۰، ۱۵ ـ ۱۶) [[مرگ انسان]] و [[رستاخیز]] و [[زنده شدن دوباره]] او به دست خداوند از دیگر آموزه‌های معادشناختی حضرت موسی{{ع}} است که هنگام [[دعوت]] [[فرعون]] به [[یگانه پرستی]] و معرفی [[خدای یگانه]] به وی مطرح شد: «مِنها خَلَقنـکُم وفیها نُعیدُکُم ومِنها نُخرِجُکُم تارَةً اُخری». (طه / ۲۰، ۵۵) بازگشت نهایی [[انسان]] به سوی [[خداوند]]، [[ثواب و عقاب]] برای [[اعمال انسان]] در [[آخرت]] و اینکه در آن [[روز]] هرکسی تنها از نتیجه تلاش خویش بهره مند شده، هیچ کس بار [[گناه]] دیگری را بر دوش نخواهد کشید، از آموزه‌های مهم و به نسبت جزئی‌تر [[صحف]] [[حضرت موسی]]{{ع}} در حوزه معادباوری اند: «اَفَرَءَیتَ الَّذی تَوَلّی * واَعطی قَلیلاً واَکدی * اَعِندَهُ عِلمُ الغَیبِ فَهُوَ یَری * اَم لَم یُنَبَّأ بِما فی صُحُفِ [[موسی]]... اَلاّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخری * واَن لَیسَ لِلاِنسـنِ اِلاّ ما سَعی * واَنَّ سَعیَهُ سَوفَ یُری * ثُمَّ یُجزهُ الجَزاءَ الاَوفی * واَنَّ اِلی رَبِّکَ المُنتَهی... واَنَّ عَلَیهِ النَّشاَةَ الاُخری.»... ([[نجم]] / ۵۳، ۳۳ ـ ۳۶، ۳۸ ـ ۴۲، ۴۷)<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۷۱؛ المیزان، ج ۱۹، ص۴۶ - ۴۷.</ref> [[سیاق آیات]]، مؤید گزارش‌های رسیده درباره [[شأن نزول]] آن هاست که براساس آنها یکی از [[مسلمانان]] برای [[آمرزش گناهان]] خود، [[مال]] فراوانی [[انفاق]] می‌‌کرد. برخی ضمن هشدار درباره تمام شدن [[دارایی]]، به وی گفتند که اگر به جای انفاق زیاد، بخشی از [[اموال]] خود را به او دهد، وی همه [[گناهان]] او را بر عهده می‌‌گیرد. هنگامی که او از انفاق[[دست]] کشید، این [[آیات]] نازل شد که وی از کجا می‌‌داند که اموالش با انفاق کردن پایان پذیرفته یا دیگران می‌‌توانند گناهان او را بر دوش کشند؟ مگر او [[علم غیب]] دارد؟ آن گاه در [[نفی]] پندارهای وی، آموزه‌های معادشناختی و آمدن آنها در صحف [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و موسی{{ع}} یاد شده است.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۴۴ - ۴۶.</ref> [[وعده خداوند]] مبنی بر [[پاداش]] [[بهشت]] برای [[مؤمنان]] نیز از آموزه‌های صریح [[تورات]] به [[روایت]] [[قرآن]] است؛ مؤمنانی که با [[جان]] و مال خویش در [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌‌کنند و در این راه کشته می‌‌شوند و [[دشمنان خدا]] را می‌‌کشند: «اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم واَمولَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقـتِلونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَیَقتُلونَ ویُقتَلونَ وَعدًا عَلَیهِ حَقـًّا فِی التَّورةِ والاِنجیلِ والقُرءانِ.»... ([[توبه]] / ۹، ۱۱۱) بر اساس آموزه‌های [[صحف]] [[حضرت موسی]]{{ع}}، [[جهان آخرت]] بهتر و پایدارتر از [[زندگی]] دنیاست: «بَل تُؤثِرونَ الحَیوةَ الدُّنیا * والأخِرَةُ خَیرٌ واَبقی * اِنَّ هـذا لَفِی الصُّحُفِ الاولی * صُحُفِ اِبرهیمَ وموسی». ([[اعلی]] / ۸۷، ۱۶ ـ ۱۹) آموزه‌های معادشناختی، در سخنان [[پیروان]] معاصر حضرت موسی{{ع}} نیز به چشم می‌‌خورد. این سخنان در واقع می‌‌تواند بازتابی از [[آموزه‌های وحیانی]] حضرت موسی{{ع}} و [[کتاب آسمانی]] او باشد؛ سخنان [[ساحران]] [[فرعون]] پس از [[ایمان]] به [[موسی]]{{ع}} از این قبیل است؛ آنان در پاسخ به تهدیدهای فرعون، ماندگاری همیشگی در [[جهنم]] را [[کیفر]] [[تبهکاران]] و بالاترین درجات یعنی [[بهشت]] جاودان با نهرهای جاری را [[پاداش]] [[مؤمنان]] [[صالح]] و [[انسان‌های پاک]] دانستند: «اِنَّهُ مَن یَأتِ رَبَّه مُجرِمـًا فَاِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا یَموتُ فیها ولا یَحیی * ومَن یَأتِهِ مُؤمِنـًا قَد عَمِلَ الصّــلِحـتِ فَاُولـئِکَ لَهُمُ الدَّرَجـتُ العُلی * جَنّـتُ عَدنٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها وذلِکَ جَزاءُ مَن تَزَکّی». (طه / ۲۰، ۷۴ ـ ۷۶) سخنان [[مؤمن آل فرعون]] نیز که در پی تصمیم [[فرعونیان]] برای کشتن حضرت موسی{{ع}} و در [[دفاع]] از آن حضرت گفته شده، از این نمونه است. او که گویا پس از ایمان ساحران فرعون، به حضرت موسی{{ع}} گرویده بود، ولی ایمان خویش را [[کتمان]] می‌‌ساخت، [[آخرت]] را در مقایسه با [[دنیا]]، سرای [[پایدار]] خواند و از کیفر [[بدکاران]] و نیز بهشت و روزی بی‌حساب آن به عنوان پاداش مؤمنان صالح یاد کرد: «یـقَومِ اِنَّما هـذِهِ الحَیوةُ الدُّنیا مَتـعٌ واِنَّ الأخِرَةَ هِیَ دارُ القَرار * مَن عَمِلَ سَیِّئَةً فَلا یُجزَی اِلاّ مِثلَها ومَن عَمِلَ صــلِحـًا مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وهُوَ مُؤمِنٌ فَاُولـئِکَ یَدخُلُونَ الجَنَّةَ یُرزَقُونَ فیها بِغَیرِ حِساب». ([[غافر]] / ۴۰، ۳۹ ـ ۴۰)
[[قرآن کریم]] در حوزه معادشناسی نیز تصویری کلی و نسبتا کامل از [[آموزه‌های وحیانی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و کتاب وی ارائه می‌‌کند. بر اساس [[آیات قرآن]]، [[خداوند]] دادن کتاب به حضرت موسی{{ع}} را کامل کردن [[نعمت]] خویش بر [[نیکوکاران]] <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۲۷؛ تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۵۳؛ المیزان، ج ۷، ص۳۸۱ - ۳۸۲.</ref> و مایه [[رحمت]] و [[هدایت]] آنان می‌‌خواند؛ باشد که به وسیله آموزه‌های معادشناختی، زمینه‌ساز[[ایمان]] آنها به دیدار [[پروردگار]]، یعنی [[روز رستاخیز]] گردد: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref>.<ref>تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۵۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۴؛ المیزان، ج ۷، ص۳۸۳.</ref> برپایه گزارش قرآن، حتمی بودن وقوع [[قیامت]]، [[کیفر]] و [[پاداش]] [[انسان‌ها]] به سبب [[کارهای نیک]] و بد و هشدار درباره [[تکذیب]] قیامت و [[غفلت]] از آن، از نخستین آموزه‌های نازل شده بر حضرت موسی{{ع}} بودند: {{متن قرآن|إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى}}<ref>«که رستخیز آمدنی است؛ برآنم که آن را پنهان دارم تا هر کس بدانچه می‌کوشد پاداش داده شود» سوره طه، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى}}<ref>«پس آن کس که بدان ایمان ندارد و از هوای نفس خویش پیروی کرده است نباید تو را از آن باز دارد که نابود می‌شوی» سوره طه، آیه ۱۶.</ref> [[مرگ انسان]] و [[رستاخیز]] و [[زنده شدن دوباره]] او به دست خداوند از دیگر آموزه‌های معادشناختی حضرت موسی{{ع}} است که هنگام [[دعوت]] [[فرعون]] به [[یگانه پرستی]] و معرفی [[خدای یگانه]] به وی مطرح شد: {{متن قرآن|مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى}}<ref>«شما را از آن آفریدیم و در آن باز می‌گردانیم و بار دیگر از همان برمی‌آوریم» سوره طه، آیه ۵۵.</ref> بازگشت نهایی [[انسان]] به سوی [[خداوند]]، [[ثواب و عقاب]] برای [[اعمال انسان]] در [[آخرت]] و اینکه در آن [[روز]] هرکسی تنها از نتیجه تلاش خویش بهره مند شده، هیچ کس بار [[گناه]] دیگری را بر دوش نخواهد کشید، از آموزه‌های مهم و به نسبت جزئی‌تر [[صحف]] [[حضرت موسی]]{{ع}} در حوزه معادباوری اند: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى وَأَعْطَى قَلِيلا وَأَكْدَى أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى}}<ref>« و آیا آن کس را که روی گرداند دیدی؟ و اندکی بخشید و دست بداشت.  آیا او علم غیب دارد که (همه چیز را) می‌بیند؟ یا او را از آنچه در صحیفه‌های موسی است آگاه نکرده‌اند؟» سوره نجم، آیه ۳۳-۳۶.</ref>، {{متن قرآن|أَلاَّ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَأَن لَّيْسَ لِلإِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الأَوْفَى وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى }}<ref>«که هیچ باربرداری بار گناه دیگری را برنمی‌دارد. و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود. و اینکه (بهره) کوشش وی زودا که دیده شود. سپس او را برابر آن کیفری هر چه تمام‌تر می‌دهند. و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۳۸-۴۲.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى}}<ref>«و اینکه آفرینش جهان دیگر با اوست» سوره نجم، آیه ۴۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۷۱؛ المیزان، ج ۱۹، ص۴۶ - ۴۷.</ref> [[سیاق آیات]]، مؤید گزارش‌های رسیده درباره [[شأن نزول]] آن هاست که براساس آنها یکی از [[مسلمانان]] برای [[آمرزش گناهان]] خود، [[مال]] فراوانی [[انفاق]] می‌‌کرد. برخی ضمن هشدار درباره تمام شدن [[دارایی]]، به وی گفتند که اگر به جای انفاق زیاد، بخشی از [[اموال]] خود را به او دهد، وی همه [[گناهان]] او را بر عهده می‌‌گیرد. هنگامی که او از انفاق[[دست]] کشید، این [[آیات]] نازل شد که وی از کجا می‌‌داند که اموالش با انفاق کردن پایان پذیرفته یا دیگران می‌‌توانند گناهان او را بر دوش کشند؟ مگر او [[علم غیب]] دارد؟ آن گاه در [[نفی]] پندارهای وی، آموزه‌های معادشناختی و آمدن آنها در صحف [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و موسی{{ع}} یاد شده است.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۴۴ - ۴۶.</ref> [[وعده خداوند]] مبنی بر [[پاداش]] [[بهشت]] برای [[مؤمنان]] نیز از آموزه‌های صریح [[تورات]] به [[روایت]] [[قرآن]] است؛ مؤمنانی که با [[جان]] و مال خویش در [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌‌کنند و در این راه کشته می‌‌شوند و [[دشمنان خدا]] را می‌‌کشند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> بر اساس آموزه‌های [[صحف]] [[حضرت موسی]]{{ع}}، [[جهان آخرت]] بهتر و پایدارتر از [[زندگی]] دنیاست: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمی‌گزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى}}<ref>«با آنکه جهان واپسین بهتر و پایدارتر است» سوره اعلی، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى}}<ref>«این (حقیقت) بی‌گمان در صحیفه‌های (آسمانی) پیشین (نیز آمده) است» سوره اعلی، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى}}<ref>«صحیفه‌های ابراهیم و موسی» سوره اعلی، آیه ۱۹.</ref> آموزه‌های معادشناختی، در سخنان [[پیروان]] معاصر حضرت موسی{{ع}} نیز به چشم می‌‌خورد. این سخنان در واقع می‌‌تواند بازتابی از [[آموزه‌های وحیانی]] حضرت موسی{{ع}} و [[کتاب آسمانی]] او باشد؛ سخنان [[ساحران]] [[فرعون]] پس از [[ایمان]] به [[موسی]]{{ع}} از این قبیل است؛ آنان در پاسخ به تهدیدهای فرعون، ماندگاری همیشگی در [[جهنم]] را [[کیفر]] [[تبهکاران]] و بالاترین درجات یعنی [[بهشت]] جاودان با نهرهای جاری را [[پاداش]] [[مؤمنان]] [[صالح]] و [[انسان‌های پاک]] دانستند: {{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى}}<ref>«چنین است که هر کس نزد پروردگارش گناهکار بیاید بی‌گمان دوزخ او راست که در آن نه می‌میرد و نه زندگی می‌کند» سوره طه، آیه ۷۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى}}<ref>«و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند» سوره طه، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى}}<ref>«بوستان‌هایی جاودان  که از بن آنها جویباران جاری است، در آن جاودانند و آن پاداش کسانی است که پاکی ورزند» سوره طه، آیه ۷۶.</ref> سخنان [[مؤمن آل فرعون]] نیز که در پی تصمیم [[فرعونیان]] برای کشتن حضرت موسی{{ع}} و در [[دفاع]] از آن حضرت گفته شده، از این نمونه است. او که گویا پس از ایمان ساحران فرعون، به حضرت موسی{{ع}} گرویده بود، ولی ایمان خویش را [[کتمان]] می‌‌ساخت، [[آخرت]] را در مقایسه با [[دنیا]]، سرای [[پایدار]] خواند و از کیفر [[بدکاران]] و نیز بهشت و روزی بی‌حساب آن به عنوان پاداش مؤمنان صالح یاد کرد: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>«ای قوم من! زندگی این جهان، تنها بهره‌ای (اندک) است و جهان واپسین است که سرای ماندگاری است» سوره غافر، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«کسانی که گناهی کنند جز همانند آن کیفر نمی‌بینند و کسانی که کاری شایسته بجای آورند و مؤمن باشند چه مرد چه زن به بهشت درمی‌آیند؛ در آن بی‌حساب (و شمار) روزی داده می‌شوند» سوره غافر، آیه ۴۰.</ref>


=== [[نبوت]]===
=== [[نبوت]]===
فراخوان [[ایمان به انبیای الهی]] از آموزه‌های [[تورات]] است. [[تاریخ]] و سرگذشت برخی [[پیامبران]] و [[اقوام]] پیش از [[موسی]]{{ع}} مانند [[قوم نوح]]، [[عاد]] و [[ثمود]] در [[صحف]] او آمده است: «اَم لَم یُنَبَّأ بِما فی صُحُفِ موسی... واَنَّهُ اَهلَکَ عادًا اَلاولی وثَمودًا فَما اَبقی وقَومَ نوحٍ مِن قَبلُ اِنَّهُم کانوا هُم اَظلَمَ واَطغی والمُؤتَفِکَةَ اَهوی فَغَشـّـها ما غَشّی». ([[نجم]] / ۵۳، ۳۶، ۵۰ ـ ۵۴) [[روایت]] سرگذشت اقوام یاد شده در [[صحف موسی]]{{ع}} به احتمال زیاد از جمله با [[هدف]] [[انذار]] درباره پیامد [[تکذیب]] آن حضرت از سوی [[بنی اسرائیل]] و [[ترغیب]] [[ایمان]] به وی بوده است.
فراخوان [[ایمان به انبیای الهی]] از آموزه‌های [[تورات]] است. [[تاریخ]] و سرگذشت برخی [[پیامبران]] و [[اقوام]] پیش از [[موسی]]{{ع}} مانند [[قوم نوح]]، [[عاد]] و [[ثمود]] در [[صحف]] او آمده است: {{متن قرآن|أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى}}<ref>«یا او را از آنچه در صحیفه‌های موسی است آگاه نکرده‌اند؟» سوره نجم، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى}}<ref>«و اوست که قوم نخستین عاد را نابود کرد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى}}<ref>«و (نیز) ثمود را که (چیزی از آنها) بر جای ننهاد» سوره نجم، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى}}<ref>«و (نیز) پیش از آن، قوم نوح را که ستمگرتر و سرکش‌تر بودند» سوره نجم، آیه ۵۲.</ref>،{{متن قرآن|وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى}}<ref>«و شهرهای زیر و روشده (ی قوم لوط)  را نگونسار کرد» سوره نجم، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى}}<ref>«و به آن فرو پوشاند آنچه فرو پوشاند» سوره نجم، آیه ۵۴.</ref> [[روایت]] سرگذشت اقوام یاد شده در [[صحف موسی]]{{ع}} به احتمال زیاد از جمله با [[هدف]] [[انذار]] درباره پیامد [[تکذیب]] آن حضرت از سوی [[بنی اسرائیل]] و [[ترغیب]] [[ایمان]] به وی بوده است.


[[بشارت]] به آمدن برخی [[پیامبران]] پس از موسی{{ع}} از آموزه‌های دیگر [[تورات]] در این باره است؛ بنابر [[نص صریح]] برخی [[آیات قرآن]] و نیز ظاهر برخی دیگر، خبر [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و ویژگی‌های او در تورات و [[انجیل]] نازل شده از سوی [[خدا]]، آمده است. این موضوع در میان آموزه‌های یاد شده تورات و انجیل در [[قرآن]] برجستگی ویژه ای دارد: «اَلَّذینَ یَتَّبِعونَ الرَّسولَ النَّبِیَّ الاُمِّیَّ الَّذی یَجِدونَهُ مَکتوبـًا عِندَهُم فِی التَّورةِ والاِنجیلِ یَأمُرُهُم بِالمَعروفِ ویَنهـهُم عَنِ المُنکَرِ ویُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبـتِ ویُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبـئِثَ ویَضَعُ عَنهُم اِصرَهُم والاَغلـلَ الَّتی کانَت عَلَیهِم». ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۷) از [[ظاهر آیه]] بر می‌‌آید که اوصاف سه گانه «[[رسول]]»، «[[نبیّ]]» و «اُمّی» (درس ناخوانده و خط نانوشته) همه در تورات و انجیل برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یاد شده‌اند (۱) و اگر [[آیه]] درصدد چنین بیانی نبود، یادکرد هر سه وصف در کنار هم که منحصر به همین آیه است، به ویژه آوردن ویژگی سوم، نکته پیدایی نداشت؛(۲) همچنین [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[حلال]] کردن خوراکی‌های [[پاکیزه]] و [[تحریم]] چیزهای [[ناپاک]] بر [[مردم]] و برداشتن بارهای گران و [[غل]] و زنجیرها از دوش و گردن آنها از ویژگی‌هایی است که تورات و انجیل برای آن حضرت گفته‌اند.
[[بشارت]] به آمدن برخی [[پیامبران]] پس از موسی{{ع}} از آموزه‌های دیگر [[تورات]] در این باره است؛ بنابر [[نص صریح]] برخی [[آیات قرآن]] و نیز ظاهر برخی دیگر، خبر [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و ویژگی‌های او در تورات و [[انجیل]] نازل شده از سوی [[خدا]]، آمده است. این موضوع در میان آموزه‌های یاد شده تورات و انجیل در [[قرآن]] برجستگی ویژه ای دارد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> از [[ظاهر آیه]] بر می‌‌آید که اوصاف سه گانه «[[رسول]]»، «[[نبیّ]]» و «اُمّی» (درس ناخوانده و خط نانوشته) همه در تورات و انجیل برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یاد شده‌اند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۱۲ - ۱۱۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۶۲؛ ج ۳، ص۴۲۷؛ المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref> و اگر [[آیه]] درصدد چنین بیانی نبود، یادکرد هر سه وصف در کنار هم که منحصر به همین آیه است، به ویژه آوردن ویژگی سوم، نکته پیدایی نداشت؛<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref> همچنین [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[حلال]] کردن خوراکی‌های [[پاکیزه]] و [[تحریم]] چیزهای [[ناپاک]] بر [[مردم]] و برداشتن بارهای گران و [[غل]] و زنجیرها از دوش و گردن آنها از ویژگی‌هایی است که تورات و انجیل برای آن حضرت گفته‌اند.
 
بر اساس برخی دیگر از آیات قرآن، گزارش‌های تورات و انجیل درباره [[بعثت]] و ویژگی‌های پیامبر اکرم{{صل}} به گونه ای دقیق و روشن بوده است که برای [[یهود]] و [[نصارا]] یا دست کم برای [[دانشمندان]] آنان هیچ تردیدی در [[شناخت]] آن حضرت و [[حقانیت]] [[دعوت]] و [[رسالت]] وی باقی نمی‌گذاشت؛<ref>المیزان، ج ۷، ص۴۰.</ref> اما گروهی از آنان بر اثر انگیزه‌های گوناگون به [[کتمان]] آن می‌‌پرداختند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را  می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه 146.</ref> از این [[آیه]] و همانند آن {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«کسانی که پیش از آن به آنان کتاب (آسمانی) داده بودیم به آن ایمان می‌آورند» سوره قصص، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ}}<ref>«و چون (قرآن) برای آنان خوانده شود می‌گویند: ما بدان باور داریم که راستین است، از سوی پروردگار ماست، ما پیش از آن (هم) گردن نهاده بودیم» سوره قصص، آیه ۵۳.</ref> برمی‌آید که گزارش‌های یاد شده در [[تورات]] و انجیل‌های موجود در [[عصر نزول]] نیز بوده است. در غیر این صورت، یهود ونصارا با استناد بر آن به عنوان بهترین دلیل، شدیدا به [[تکذیب]] [[قرآن]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دعوت او می‌‌پرداختند،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص۱۱۹؛ البیان، ص۱۲۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴.</ref> در حالی که شماری از آنان به ویژه برخی از [[دانشمندان یهود]] و نصارا بر اساس بشارت‌های یاد شده و شناخت پیشین از پیامبر اکرم به وی [[ایمان]] آوردند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ المیزان، ج ۱۶، ص۵۴؛ البیان، ص۱۱۹.</ref> البته با توجه به [[تحریف]] آمیز بودن بسیاری از گزارش‌های [[عهد قدیم]]، آنچه قرآن در این باره آورده است، به طور کامل در آن وجود ندارد و آنچه یافت می‌‌شود برخی عبارات کلی است که قابل انطباق بر پیامبر اکرم است، در حالی که از قرآن برمی آید که در تورات و [[انجیل]] به روشنی و با صراحت از آمدن [[پیامبر]]{{صل}} خبر داده شده است.<ref>قرآن‌شناسی، ص۱۸۸.</ref> در آیه {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> نیز از یادکرد برخی [[اوصاف پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[پیروان راستین]] او در تورات و انجیل[[سخن]] به میان آمده است. بر اساس این آیه در کتب یاد شده آمده است که پیامبر و پیروانش با [[کافران]]، سرسخت و با یکدیگر بسی مهربان‌اند؛ همچنین آنان به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که [[روز]] به روز [[رشد]]، بالندگی و [[استحکام]] بیشتری یافته، [[شگفتی]] کشاورزان را برمی انگیزد؛ به این معنا که [[مسلمانان]] نیز در آغاز اندک‌اند؛ اما در گذر ایام چنان بر شمار و نیروی آنان افزوده می‌‌شود که [[کافران]] را به [[خشم]] آورده، هراسان می‌‌سازند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۱۴۱ - ۱۴۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۲۹۲.</ref>. [[مفسران]] در اینکه همه اوصاف یاد شده، در هر دو کتاب [[تورات]] و [[انجیل]] آمده‌اند یا بخشی در تورات و بخشی دیگر در انجیل، [[اختلاف]] دارند؛ شماری از [[مفسران شیعه]]<ref>التبیان، ج ۹، ص۳۳۶ - ۳۳۷؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۲.</ref> و [[سنی]]<ref>جامع البیان، ج۲۶، ص۱۴۵ - ۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴،ص ۲۱۹؛ معانی القرآن، ج ۶، ص۵۱۵.</ref> به [[پیروی]] از تفسیرگران نخستینی چون [[قتاده]]، [[ضحاک]] و [[ابن جبیر]]،<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۵؛ تفسیر صنعانی، ج ۳، ص۲۱۵؛ زادالمسیر، ج ۷، ص۴۴۸ - ۴۴۹.</ref> اوصافی را که پیش از واژه {{متن قرآن|ذَلِكَ}} آمده‌اند، یاد شده در تورات، و [[تشبیه]] به زرع و کِشته را آمده در انجیل می‌‌دانند. [[طبری]] در [[اثبات]] این دیدگاه می‌‌گوید: اگر {{متن قرآن|الزُّرَّاعَ}} عطف بر اوصاف پیشین و به تورات هم مربوط بود، باید همراه «واوِ» عطف می‌‌آمد.<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۶.</ref> در مقابل، شوکانی، جمله {{متن قرآن|كَزَرْعٍ}} را مستأنفه دانسته، به پیروی از [[مجاهد]] [[معتقد]] است که همه ویژگی‌های یاد شده از آغاز تا پایان [[آیه]]، هم در تورات و هم در انجیل آمده‌اند،<ref>فتح القدیر، ج ۵، ص۵۶.</ref> چنان که [[ابو سلیمان]] دمشقی بر این [[باور]] است که فقط تشبیه به زرع و کِشته در تورات و انجیل یاد شده است.<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۴۴۸.</ref>


بر اساس برخی دیگر از آیات قرآن، گزارش‌های تورات و انجیل درباره [[بعثت]] و ویژگی‌های پیامبر اکرم{{صل}} به گونه ای دقیق و روشن بوده است که برای [[یهود]] و [[نصارا]] یا دست کم برای [[دانشمندان]] آنان هیچ تردیدی در [[شناخت]] آن حضرت و [[حقانیت]] [[دعوت]] و [[رسالت]] وی باقی نمی‌گذاشت؛(۳) اما گروهی از آنان بر اثر انگیزه‌های گوناگون به [[کتمان]] آن می‌‌پرداختند: «اَلَّذینَ ءاتَینـهُمُ الکِتـبَ یَعرِفونَهُ کَما یَعرِفونَ اَبناءَهُم واِنَّ فَریقـًا مِنهُم لَیَکتُمونَ الحَقَّ وهُم یَعلَمون». (بقره / ۲، ۱۴۶) از این [[آیه]] و همانند آن ([[قصص]] / ۲۸، ۵۲ ـ ۵۳) برمی آید که گزارش‌های یاد شده در [[تورات]] و انجیلهای موجود در [[عصر نزول]] نیز بوده است. در غیر این صورت، یهود ونصارا با استناد بر آن به عنوان بهترین دلیل، شدیدا به [[تکذیب]] [[قرآن]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دعوت او می‌‌پرداختند،(۴) در حالی که شماری از آنان به ویژه برخی از [[دانشمندان یهود]] و نصارا بر اساس بشارت‌های یاد شده و شناخت پیشین از پیامبر اکرم به وی [[ایمان]] آوردند:(۵) «اَلَّذینَ ءاتَینـهُمُ الکِتـبَ مِن قَبلِهِ هُم بِهِ یُؤمِنون * واِذا یُتلی عَلَیهِم قالوا ءامَنّا بِهِ اِنَّهُ الحَقُّ مِن رَبِّنا اِنّا کُنّا مِن قَبلِهِ مُسلِمین». (قصص / ۲۸، ۵۲ - ۵۳) البته با توجه به [[تحریف]] * آمیز بودن بسیاری از گزارش‌های [[عهد قدیم]]، آنچه قرآن در این باره آورده است، به طور کامل در آن وجود ندارد و آنچه یافت می‌‌شود برخی عبارات کلی است که قابل انطباق بر پیامبر اکرم است، در حالی که از قرآن برمی آید که در تورات و [[انجیل]] به روشنی و با صراحت از آمدن [[پیامبر]]{{صل}} خبر داده شده است.(۶) در آیه ۲۹ فتح / ۴۸ نیز از یادکرد برخی [[اوصاف پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[پیروان راستین]] او در تورات و انجیل[[سخن]] به میان آمده است. بر اساس این آیه در کتب یاد شده آمده است که پیامبر و پیروانش با [[کافران]]، سرسخت و با یکدیگر بسی مهربان‌اند؛ همچنین آنان به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که [[روز]] به روز [[رشد]]، بالندگی و [[استحکام]] بیشتری یافته، [[شگفتی]] کشاورزان را برمی انگیزد؛ به این معنا که [[مسلمانان]] نیز در آغاز اندک‌اند؛ اما در گذر ایام چنان بر شمار و نیروی آنان افزوده می‌‌شود که [[کافران]] را به [[خشم]] آورده، هراسان می‌‌سازند: «(۷) مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ والَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم تَرهُم رُکَّعـًا سُجَّدًا یَبتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ ورِضونـًا سیماهُم فی وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجودِ ذلِکَ مَثَلُهُم فِی التَّورةِ ومَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطـ ٔ هُ فَـ ٔ زَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوی عَلی سوقِهِ یُعجِبُ الزُّرّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّارَ.»... (فتح / ۴۸، ۲۹) [[مفسران]] در اینکه همه اوصاف یاد شده، در هر دو کتاب [[تورات]] و [[انجیل]] آمده‌اند یا بخشی در تورات و بخشی دیگر در انجیل، [[اختلاف]] دارند؛ شماری از [[مفسران شیعه]] (۸) و [[سنی]] (۹) به [[پیروی]] از تفسیرگران نخستینی چون [[قتاده]]، ضحّاک و ابن جُبیر،(۱۰) اوصافی را که پیش از واژه «ذلِکَ» آمده‌اند، یاد شده در تورات، و [[تشبیه]] به زرع و کِشته را آمده در انجیل می‌‌دانند. [[طبری]] در [[اثبات]] این دیدگاه می‌‌گوید: اگر «کَزَرعٍ» عطف بر اوصاف پیشین و به تورات هم مربوط بود، باید همراه «واوِ» عطف می‌‌آمد.(۱۱) در مقابل، شوکانی، جمله «کَزَرعٍ» را مستأنفه دانسته، به پیروی از [[مجاهد]] [[معتقد]] است که همه ویژگی‌های یاد شده از آغاز تا پایان [[آیه]]، هم در تورات و هم در انجیل آمده‌اند،(۱۲) چنان که [[ابو سلیمان]] دمشقی بر این [[باور]] است که فقط تشبیه به زرع و کِشته در تورات و انجیل یاد شده است.(۱۳)
۱. <ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۱۲ - ۱۱۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۶۲؛ ج ۳، ص۴۲۷؛ المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref>
۲. <ref>المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref>
۳. <ref>المیزان، ج ۷، ص۴۰.</ref>
۴. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص۱۱۹؛ البیان، ص۱۲۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴.</ref>
۵. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ المیزان، ج ۱۶، ص۵۴؛ البیان، ص۱۱۹.</ref>
۶. <ref>قرآن‌شناسی، ص۱۸۸.</ref>
۷. <ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۱۴۱ - ۱۴۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۲۹۲.</ref>
۸. <ref>التبیان، ج ۹، ص۳۳۶ - ۳۳۷؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۲.</ref>
۹. <ref>جامع البیان، ج۲۶، ص۱۴۵ - ۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴،ص ۲۱۹؛ معانی القرآن، ج ۶، ص۵۱۵.</ref>
۱۰. <ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۵؛ تفسیر صنعانی، ج ۳، ص۲۱۵؛ زادالمسیر، ج ۷، ص۴۴۸ - ۴۴۹.</ref>
۱۱. <ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۶.</ref>
۱۲. <ref>فتح القدیر، ج ۵، ص۵۶.</ref>
۱۳. <ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۴۴۸.</ref>
===[[احکام]]===
===[[احکام]]===
بررسی [[آیات قرآن]] نشان می‌‌دهد که [[تورات]] [[احکام]] فردی، [[اجتماعی]]، [[عبادی]]، [[قضایی]]، [[سیاسی]] و نظامی مهمی را شامل بوده است و [[خداوند]] [[تورات]] را به [[موسی]]{{ع}} داد تا به بیان تفصیلی همه چیز بپردازد: «ثُمَّ ءاتَینا موسَی الکِتـبَ... و تَفصیلاً لِکُلِّ شَی ءٍ.»... (انعام / ۶، ۱۵۴ و نیز [[اعراف]] / ۷، ۱۴۵) به [[عقیده]] [[مفسران]]، مراد بیان تفصیلی در حوزه مسائل و نیازهای [[دینی]] و [[شریعت]] * است.<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۱۲۱؛ تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۵۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۱۹۹.</ref> بعضی مفسران با [[اعتقاد]] به ارتباط این [[آیه]] با [[آیات]] پیشین (انعام / ۶، ۱۵۱ ـ ۱۵۳ و نیز [[شوری]] / ۴۲، ۱۳) معتقدند که [[محرمات]] یاد شده در آیات مزبور در [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از تورات به همین صورت کلی آمده‌اند؛ ولی تورات در پاسخ به نیاز عصری مخاطبانش به بیان تفصیلی آنها پرداخته است.<ref>المیزان، ج ۷، ص۳۸۱ - ۳۸۴؛ نمونه، ج ۶، ص۴۰.</ref> [[پرهیز]] از [[شرک به خدا]] و کشتن [[فرزندان]] از [[ترس]] نداری، دوری از [[کارهای زشت]] آشکار و [[نهان]]، نکشتن بی‌گناهان، اجتناب از [[خوردن مال یتیم]]، کمفروشی نکردن، [[نیکی]] کردن به پدر و مادر و عادلانه [[سخن گفتن]] آموزه‌هایی‌اند که در آیات یاد شده آمده‌اند.
بررسی [[آیات قرآن]] نشان می‌‌دهد که [[تورات]] [[احکام]] فردی، [[اجتماعی]]، [[عبادی]]، [[قضایی]]، [[سیاسی]] و نظامی مهمی را شامل بوده است و [[خداوند]] [[تورات]] را به [[موسی]]{{ع}} داد تا به بیان تفصیلی همه چیز بپردازد: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref>، {{متن قرآن|تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref> به [[عقیده]] [[مفسران]]، مراد بیان تفصیلی در حوزه مسائل و نیازهای [[دینی]] و [[شریعت]] است.<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۱۲۱؛ تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۵۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۱۹۹.</ref> بعضی مفسران با [[اعتقاد]] به ارتباط این [[آیه]] با [[آیات]] پیشین {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیه‌های ما را بر شما می‌خواند و (جان) شما را پاکیزه می‌گرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی می‌آموزد و آنچه را نمی‌دانستید به شما یاد می‌دهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>، {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ}}<ref>«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس بگزارید و با من ناسپاسی نورزید» سوره بقره، آیه ۱۵۲.</ref> ،{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از شکیبایی  و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.</ref>، {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> معتقدند که [[محرمات]] یاد شده در آیات مزبور در [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از تورات به همین صورت کلی آمده‌اند؛ ولی تورات در پاسخ به نیاز عصری مخاطبانش به بیان تفصیلی آنها پرداخته است.<ref>المیزان، ج ۷، ص۳۸۱ - ۳۸۴؛ نمونه، ج ۶، ص۴۰.</ref> [[پرهیز]] از [[شرک به خدا]] و کشتن [[فرزندان]] از [[ترس]] نداری، دوری از [[کارهای زشت]] آشکار و [[نهان]]، نکشتن بی‌گناهان، اجتناب از [[خوردن مال یتیم]]، کم‌فروشی نکردن، [[نیکی]] کردن به پدر و مادر و عادلانه [[سخن گفتن]] آموزه‌هایی‌اند که در آیات یاد شده آمده‌اند.


[[اقامه نماز]] برای یاد خداوند از نخستین آموزه‌های نازل شده بر موسی{{ع}} در حوزه [[احکام عبادی]] است: «واَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکری». (طه / ۲۰، ۱۴) پرهیز از بستن [[دروغ]] و دادن نسبت‌های ناروا به خداوند و نیز [[ستمگر]] خواندن کسانی که بر اساس [[آموزه‌های الهی]] [[حکم]] نمی‌کنند از دیگر [[احکام]] [[تورات]] در حوزه [[ارتباط با خدا]] و [[دین الهی]] اند: «اِنّا اَنزَلنَا التَّورةَ... ومَن لَم یَحکُم بِما اَنزَلَ اللّهُ فَاُولـئِکَ هُمُ الظّــلِمون». ([[مائده]] / ۵، ۴۴ ـ ۴۵ و نیز [[اعراف]] / ۷، ۱۶۹) [[لزوم]] [[پرهیز]] از [[جنگ]] و درگیری داخلی، بیرون نکردن یکدیگر از [[خانه]] و کاشانه خویش، [[همپیمانی]] و [[همکاری]] نکردن با [[بیگانگان]] بر ضد یکدیگر و لزوم آزاد‌سازی [[اسیران]] خویش با پرداخت فدیه، از آموزه‌های [[اجتماعی]] [[تورات]] با رویکرد [[سیاسی]] و نظامی‌اند: «واِذ اَخَذنا میثـقَکُم لاتَسفِکونَ دِماءَکُم ولا تُخرِجونَ اَنفُسَکُم مِن دِیـرِکُم... * اَفَتُؤمِنونَ بِبَعضِ الکِتـبِ وتَکفُرونَ بِبَعضٍ» (بقره / ۲، ۸۴ - ۸۵)<ref>الکشاف، ج ۱، ص۱۶۰ - ۱۶۱؛ التبیان، ج ۱، ص۳۳۱ - ۳۳۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۰.</ref>، همچنان که یکی دیگر از آموزه‌های تورات با رویکرد نظامی، [[جنگ]] و [[جهاد در راه خدا]] و [[وعده]] حتمی [[بهشت]] به مؤمنانی است که در این مسیر، [[دشمنان خدا]] را کشته یا خود کشته می‌‌شوند. ([[توبه]] / ۹، ۱۱۱) [[آیه]] مورد اشاره را درباره صاحبان [[بیعت عقبه]] دانسته‌اند <ref>زاد المسیر، ج ۳، ص۵۰۳ - ۵۰۴.</ref> و [[مفسران]] بر این باورند که وجود [[حکم جهاد]] در همه [[ادیان آسمانی]] را می‌‌رساند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۴؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۴۹.</ref>[[احکام]] [[قصاص]] بخش دیگری از آموزه‌های تورات در حوزه [[احکام قضایی]] و [[حقوق]] جزاست: «اِنّا اَنزَلنَا التَّورةَ... * وکَتَبنا عَلَیهِم فیها اَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ والعَینَ بِالعَینِ والاَنفَ بِالاَنفِ والاُذُنَ بِالاُذُنِ والسِّنَّ بِالسِّنِّ والجُروحَ قِصاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّارَةٌ لَهُ و.»... (مائده / ۵، ۴۴ - ۴۵) این احکام در عصر [[نزول قرآن]] وجود داشتند و پاسخگوی نیاز [[یهودیان]] بودند. (مائده / ۵، ۴۳) تورات حتی برای تنظیم ارتباط [[پیروان]] خویش با [[طبیعت]] و پدیده‌های آن نیز احکامی داشته است. بر اساس آموزه‌های تورات همه خوراکی‌ها پیش از [[نزول]] آن، بر [[بنی اسرائیل]] [[حلال]] بوده است: «کُلُّ الطَّعامِ کانَ حِلاًّ لِبَنِی اِسرءیلَ اِلاّ ما حَرَّمَ اِسرءیلُ عَلی نَفسِهِ مِن قَبلِ اَن تُنَزَّلَ التَّورةُ.»... ([[آل عمران]] / ۳، ۹۳) بعدها شماری از این [[خوردنی‌ها]] به عنوان [[کیفر]] برخی از [[گناهان]] [[بنی اسرائیل]] و در قالب آموزه‌های [[تورات]] بر آنان [[حرام]] شد. ([[نساء]] / ۴، ۱۶۰ ـ ۱۶۱؛ انعام / ۶، ۱۴۶) برخی از این [[احکام]] تحریمی به وسیله [[حضرت مسیح]]{{ع}} [[حلال]] و [[منسوخ]] شدند. (آل عمران / ۳، ۵۰)
[[اقامه نماز]] برای یاد خداوند از نخستین آموزه‌های نازل شده بر موسی{{ع}} در حوزه [[احکام عبادی]] است: {{متن قرآن|وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي}}<ref>«نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴.</ref> پرهیز از بستن [[دروغ]] و دادن نسبت‌های ناروا به خداوند و نیز [[ستمگر]] خواندن کسانی که بر اساس [[آموزه‌های الهی]] [[حکم]] نمی‌کنند از دیگر [[احکام]] [[تورات]] در حوزه [[ارتباط با خدا]] و دین الهی‌اند: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخم‌ها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثَاقُ الْكِتَابِ أَنْ لَا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«پس از آنان، جانشینانی آمدند که کتاب (آسمانی) را به ارث بردند؛ کالای ناپایدار این جهان فروتر را می‌گیرند و می‌گویند: به زودی (توبه می‌کنیم و) آمرزیده خواهیم شد و اگر باز کالای ناپایداری مانند آن به دستشان برسد آن را می‌گیرند! آیا از اینان در کتاب (تورات) پیمان گرفته نشده است که جز حقّ به خداوند نسبت ندهند؟ در حالی که آنچه در آن (کتاب) است آموخته‌اند و سرای واپسین برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره اعراف، آیه ۱۶۹.</ref> [[لزوم]] [[پرهیز]] از [[جنگ]] و درگیری داخلی، بیرون نکردن یکدیگر از [[خانه]] و کاشانه خویش، [[همپیمانی]] و [[همکاری]] نکردن با [[بیگانگان]] بر ضد یکدیگر و لزوم آزاد‌سازی [[اسیران]] خویش با پرداخت فدیه، از آموزه‌های [[اجتماعی]] [[تورات]] با رویکرد [[سیاسی]] و نظامی‌اند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانه‌هاتان آواره نسازید سپس اقرار کردید در حالی که خود (بر آن) گواهی می‌دهید» سوره بقره، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را می‌کشید و دسته‌ای از خودتان را از خانه‌هاشان بیرون می‌رانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی می‌کنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد می‌کنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سخت‌ترین عذاب باز برده می‌شوند؛ و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۱۶۰ - ۱۶۱؛ التبیان، ج ۱، ص۳۳۱ - ۳۳۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۰.</ref>، همچنان که یکی دیگر از آموزه‌های تورات با رویکرد نظامی، [[جنگ]] و [[جهاد در راه خدا]] و [[وعده]] حتمی [[بهشت]] به مؤمنانی است که در این مسیر، [[دشمنان خدا]] را کشته یا خود کشته می‌‌شوند. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> [[آیه]] مورد اشاره را درباره صاحبان [[بیعت عقبه]] دانسته‌اند <ref>زاد المسیر، ج ۳، ص۵۰۳ - ۵۰۴.</ref> و [[مفسران]] بر این باورند که وجود [[حکم جهاد]] در همه [[ادیان آسمانی]] را می‌‌رساند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۴؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۴۹.</ref>[[احکام]] [[قصاص]] بخش دیگری از آموزه‌های تورات در حوزه [[احکام قضایی]] و [[حقوق]] جزاست: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخم‌ها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۵.</ref> این احکام در عصر [[نزول قرآن]] وجود داشتند و پاسخگوی نیاز [[یهودیان]] بودند. {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref> تورات حتی برای تنظیم ارتباط [[پیروان]] خویش با [[طبیعت]] و پدیده‌های آن نیز احکامی داشته است. بر اساس آموزه‌های تورات همه خوراکی‌ها پیش از [[نزول]] آن، بر [[بنی اسرائیل]] [[حلال]] بوده است: {{متن قرآن|كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«همه خوردنی‌ها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه ۹۳.</ref> بعدها شماری از این [[خوردنی‌ها]] به عنوان [[کیفر]] برخی از [[گناهان]] [[بنی اسرائیل]] و در قالب آموزه‌های [[تورات]] بر آنان [[حرام]] شد. {{متن قرآن|فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز می‌داشتند چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«و (نیز) برای رباخواری آنان با آنکه از آن نهی شده بودند و ناروا خوردن دارایی‌های مردم؛ و برای کافرانشان عذابی دردناک آماده کرده‌ایم» سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref> برخی از این [[احکام]] تحریمی به وسیله [[حضرت مسیح]]{{ع}} [[حلال]] و [[منسوخ]] شدند. {{متن قرآن|وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و تورات پیش از خود را راست می‌شمارم، و (آمده‌ام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانه‌ای از پروردگارتان برای شما آورده‌ام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>


===[[اخلاق]]===
===[[اخلاق]]===
[[صحف موسی]]{{ع}} [[تزکیه نفس]] را مایه [[فلاح]] و [[رستگاری]] خوانده است. ([[اعلی]] / ۸۷، ۱۴، ۱۸ ـ ۱۹) [[الواح موسی]]{{ع}} آموزه‌های پندآمیز فراگیری را که اغلب در حوزه [[اخلاق]] جای دارند دربرداشته است: «وکَتَبنا لَهُ فِی الاَلواحِ مِن کُلِّ شَی ءٍ مَوعِظَةً.»... ([[اعراف]] / ۷، ۱۴۵) این نوع آموزه‌ها زمینه‌ساز تزکیه نفس هستند. انجام دادن [[کار نیک]] یکی از [[آموزه‌های اخلاقی]] [[تورات]] است. [[قرآن کریم]] بنی اسرائیل را [[سرزنش]] می‌‌کند که چرا به رغم خواندن تورات فقط [[مردم]] را به [[نیکی]] [[فرمان]] داده، ولی خود را از یاد می‌‌برند: «اَتَأمُرونَ النّاسَ بِالبِرِّ وتَنسَونَ اَنفُسَکُم واَنتُم تَتلونَ الکِتـبَ». (بقره / ۲، ۴۴)
[[صحف موسی]]{{ع}} [[تزکیه نفس]] را مایه [[فلاح]] و [[رستگاری]] خوانده است. {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى}}<ref>«بی‌گمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد،» سوره اعلی، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى}}<ref>«این (حقیقت) بی‌گمان در صحیفه‌های (آسمانی) پیشین (نیز آمده) است» سوره اعلی، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى}}<ref>«صحیفه‌های ابراهیم و موسی» سوره اعلی، آیه ۱۹.</ref> [[الواح موسی]]{{ع}} آموزه‌های پندآمیز فراگیری را که اغلب در حوزه [[اخلاق]] جای دارند دربرداشته است: {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الْأَلْوَاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً}}<ref>«و برای او در «الواح» (تورات) در هر زمینه پندی و برای هر چیز تفصیلی نوشتیم» سوره اعراف، آیه ۱۴۵.</ref> این نوع آموزه‌ها زمینه‌ساز تزکیه نفس هستند. انجام دادن [[کار نیک]] یکی از [[آموزه‌های اخلاقی]] [[تورات]] است. [[قرآن کریم]] بنی اسرائیل را [[سرزنش]] می‌‌کند که چرا به رغم خواندن تورات فقط [[مردم]] را به [[نیکی]] [[فرمان]] داده، ولی خود را از یاد می‌‌برند: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 135-142</ref>


==تورات و [[یهود]]==
==تورات و [[یهود]]==
===جایگاه تورات در میان یهود===
===جایگاه تورات در میان یهود===
کتاب [[حضرت موسی]]{{ع}} (تورات) بعد از آن حضرت در میان بنی اسرائیل بوده و از نسلی به [[نسل]] دیگر منتقل می‌‌شده تا مایه [[هدایت مردم]] و [[تذکر]] [[خردمندان]] شود: «ولَقَد ءاتَینا موسَی الهُدی واَورَثنا بَنی اِسرءیلَ الکِتـب * هُدًی وذِکری لاُِولِی الاَلبـب». ([[غافر]] / ۴۰، ۵۳ ـ ۵۴)<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۴۴، ۳۳۸؛ روح المعانی، ج ۲۴، ص۱۱۷ - ۱۱۸.</ref> [[مفسران]] ذیل برخی از [[آیات قرآن]] گفته‌اند که همه [[پیامبران الهی]] پس از [[موسی]]{{ع}} تا [[زمان]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} [[مأمور]] به [[تبلیغ]] تورات و عمل بر اساس آن بوده اند: «ولَقَد ءاتَینا موسَی الکِتـبَ وقَفَّینا مِن بَعدِهِ بِالرُّسُلِ». (بقره / ۲، ۸۷)<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۶۷ ـ ۵۶۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۷۶.</ref> تورات و آموزه‌های آن همواره جایگاهی بلند و برجسته در [[تاریخ]] و [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[یهودیان]] داشته است. از جمله اینکه [[مرجع قضایی]] [[یهود]] به شمار می‌‌رفته و [[پیامبران بنی اسرائیل]] و [[علما]] و [[احبار]] یهود بر اساس [[تعالیم]] آن در میان [[مردم]] [[داوری]] می‌‌کرده اند: «اِنّا اَنزَلنَا التَّورةَ فیها هُدیً ونورٌ یَحکُمُ بِهَا النَّبِیّونَ الَّذینَ اَسلَموا لِلَّذینَ هادوا والرَّبّـنِیّونَ والاَحبارُ بِمَا استُحفِظوا مِن کِتـبِ اللّهِ وکانوا عَلَیهِ شُهَداءَ». ([[مائده]] / ۵، ۴۴) [[قرآن کریم]] در برخی [[آیات]] از [[تلاوت]] شایسته [[کتاب آسمانی]] به وسیله گروهی از [[اهل کتاب]]، [[ایمان]] خاشعانه آنها به آن و عمل به آموزه هایش و نیز نفروختن [[آیات الهی]] به بهای اندک سخن گفته و به همین سبب ضمن [[ستایش]]، به آنان [[وعده]] [[پاداش]] داده است: «واِنَّ مِن اَهلِ الکِتـبِ لَمَن یُؤمِنُ بِاللّهِ وما اُنزِلَ اِلَیکُم وما اُنزِلَ اِلَیهِم خـشِعینَ لِلّهِ لایَشتَرونَ بِـ ٔ یـتِ اللّهِ ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِکَ لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم.»... ([[آل عمران]] / ۳، ۱۹۹ و نیز بقره / ۲، ۱۲۱) به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] [[آیه]] ۳۰ [[احقاف]] / ۴۶ دلالت می‌‌کند که افزون بر یهودیان، گروهی از [[جنّ]] نیز به [[حضرت موسی]]{{ع}} و کتاب وی [[ایمان]] داشته اند: «واِذ صَرَفنا اِلَیکَ نَفَرًا مِنَ الجِنِّ... قالوا یـقَومَنا اِنّا سَمِعنا کِتـبـًا اُنزِلَ مِن بَعدِ [[موسی]] مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ.»...<ref>تفسیر مقاتل، ج ۴، ص۲۷؛ المیزان، ج ۱۸، ص۲۱۶.</ref>
کتاب [[حضرت موسی]]{{ع}} (تورات) بعد از آن حضرت در میان بنی اسرائیل بوده و از نسلی به [[نسل]] دیگر منتقل می‌‌شده تا مایه [[هدایت مردم]] و [[تذکر]] [[خردمندان]] شود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ}}<ref>«و ما به راستی به موسی رهنمود دادیم و برای بنی اسرائیل کتاب (آسمانی) را به ارث نهادیم،» سوره غافر، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«که رهنمود و یادکردی برای خردمندان بود» سوره غافر، آیه ۵۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۴۴، ۳۳۸؛ روح المعانی، ج ۲۴، ص۱۱۷ - ۱۱۸.</ref> [[مفسران]] ذیل برخی از [[آیات قرآن]] گفته‌اند که همه [[پیامبران الهی]] پس از [[موسی]]{{ع}} تا [[زمان]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} [[مأمور]] به [[تبلیغ]] تورات و عمل بر اساس آن بوده اند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ}}<ref>«و بی‌گمان به موسی کتاب بخشیدیم و پس از وی پیامبران (دیگر) را در پی آوردیم» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۶۷ ـ ۵۶۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۷۶.</ref> تورات و آموزه‌های آن همواره جایگاهی بلند و برجسته در [[تاریخ]] و [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[یهودیان]] داشته است. از جمله اینکه [[مرجع قضایی]] [[یهود]] به شمار می‌‌رفته و [[پیامبران بنی اسرائیل]] و [[علما]] و [[احبار]] یهود بر اساس [[تعالیم]] آن در میان [[مردم]] [[داوری]] می‌‌کرده اند: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>
 
[[قرآن کریم]] در برخی [[آیات]] از [[تلاوت]] شایسته [[کتاب آسمانی]] به وسیله گروهی از [[اهل کتاب]]، [[ایمان]] خاشعانه آنها به آن و عمل به آموزه هایش و نیز نفروختن [[آیات الهی]] به بهای اندک سخن گفته و به همین سبب ضمن [[ستایش]]، به آنان [[وعده]] [[پاداش]] داده است: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و بی‌گمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی می‌ورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمی‌فروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بی‌گمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.</ref>،  {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«کسانی که بدان‌ها کتاب (آسمانی) داده‌ایم، آن را چنان که سزاوار خواندن آن است می‌خوانند، آنان بدان ایمان دارند؛ و کسانی که به آن انکار ورزند زیانکارند» سوره بقره، آیه ۱۲۱.</ref> به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا می‌دادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم می‌دادند» سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref> {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم ! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتاب‌های آسمانی) که پیش از آن بوده است راست می‌شمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی می‌کند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> دلالت می‌‌کند که افزون بر یهودیان، گروهی از [[جنّ]] نیز به [[حضرت موسی]]{{ع}} و کتاب وی [[ایمان]] داشته‌اند.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۴، ص۲۷؛ المیزان، ج ۱۸، ص۲۱۶.</ref>


===[[اختلاف]] درباره [[تورات]]===
===[[اختلاف]] درباره [[تورات]]===
قرآن کریم در برخی از آیات خود به پیدایش [[اختلاف]] درباره کتاب تورات حضرت موسی{{ع}} اشاره می‌‌کند: «ولَقَد ءاتَینا موسَی الکِتـبَ فَاختُلِفَ فیهِ... واِنَّهُم لَفی شَکٍّ مِنهُ مُریب». ([[هود]] / ۱۱، ۱۱۰؛ فصّلت / ۴۱، ۴۵) بیشتر مفسران اختلاف و تردید یاد شده را مربوط به یهودیان معاصر حضرت موسی{{ع}} دانسته و گفته‌اند که گروهی از آنان تورات را [[تصدیق]] کرده، گروهی دیگر به [[تکذیب]] و [[انکار]] آن پرداختند. بر اساس این [[تفسیر]]، آیه در [[مقام]] [[دلداری]] دادن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است،؛ چراکه گروهی از [[قوم]] وی نیز به تکذیب کتاب آسمانی وی پرداخته، دسته ای دیگر به آن [[ایمان]] آوردند؛<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۱۶۰؛ التبیان، ج ۶، ص۷۲ - ۷۳؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۰۳.</ref> اما برخی [[مفسران]]، [[اختلاف]] و تردید مزبور را مربوط به یهودیانی دانسته‌اند که بسیار متاخر از [[حضرت موسی]]{{ع}} بودند، بر این اساس [[تورات اصلی]] در ماجرای [[یورش]] بُخْتُ نُصَّر به [[بیت المقدس]] و [[آتش]] زدن آن، نابود شد و [[تورات]] موجود پس از دوران [[اسارت]] بابلی و به وسیله عزرای [[کاهن]] [[نگارش]] یافته است، بنابراین چون سند تورات کنونی به یک نفر بازمی گردد و [[اطمینان]] آور نیست، زمینه [[اختلاف]] و تردید درباره آن پدید آمد.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۳۰۰؛ المیزان، ج ۱۱، ص۴۵ - ۴۶.</ref>
قرآن کریم در برخی از آیات خود به پیدایش [[اختلاف]] درباره کتاب تورات حضرت موسی{{ع}} اشاره می‌‌کند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ}}<ref>«و ما به موسی کتاب دادیم آنگاه در آن اختلاف درافتاد و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان  آنان داوری می‌شد و به راستی آنان از آن در تردیدی گمان‌انگیزند» سوره هود، آیه ۱۱۰.</ref> بیشتر مفسران اختلاف و تردید یاد شده را مربوط به یهودیان معاصر حضرت موسی{{ع}} دانسته و گفته‌اند که گروهی از آنان تورات را [[تصدیق]] کرده، گروهی دیگر به [[تکذیب]] و [[انکار]] آن پرداختند. بر اساس این [[تفسیر]]، آیه در [[مقام]] [[دلداری]] دادن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است،؛ چراکه گروهی از [[قوم]] وی نیز به تکذیب کتاب آسمانی وی پرداخته، دسته ای دیگر به آن [[ایمان]] آوردند؛<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۱۶۰؛ التبیان، ج ۶، ص۷۲ - ۷۳؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۰۳.</ref> اما برخی [[مفسران]]، [[اختلاف]] و تردید مزبور را مربوط به یهودیانی دانسته‌اند که بسیار متاخر از [[حضرت موسی]]{{ع}} بودند، بر این اساس [[تورات اصلی]] در ماجرای [[یورش]] بُخْتُ نُصَّر به [[بیت المقدس]] و [[آتش]] زدن آن، نابود شد و [[تورات]] موجود پس از دوران [[اسارت]] بابلی و به وسیله عزرای [[کاهن]] [[نگارش]] یافته است، بنابراین چون سند تورات کنونی به یک نفر بازمی گردد و [[اطمینان]] آور نیست، زمینه [[اختلاف]] و تردید درباره آن پدید آمد.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۳۰۰؛ المیزان، ج ۱۱، ص۴۵ - ۴۶.</ref>


=== [[کتمان]] آموزه‌های تورات===
=== [[کتمان]] آموزه‌های تورات===
بر اساس [[آیات قرآن]]، [[خداوند]] از [[یهود]] و [[عالمان]] آنها [[پیمان]] گرفت تا [[تعالیم]] [[تورات]] را برای [[مردم]] بیان کرده، از کتمان و پنهان‌سازی آن بپرهیزند، با این حال گروهی از یهود و [[دانشمندان]] آنان به ملاحظاتی و در برابر [[بهایی]] اندک بخشی از آموزه‌های تورات را نادیده گرفته، کتمان می‌‌کردند: «واِذ اَخَذَ اللّهُ میثـقَ الَّذینَ اُوتوا الکِتـبَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنّاسِ ولا تَکتُمونَهُ فَنَبَذوهُ وراءَ ظُهورِهِم واشتَرَوا بِهِ ثَمَنـًا قَلیلاً». ([[آل عمران]] / ۳، ۱۸۷ و نیز: بقره / ۲، ۱۵۹، ۱۷۴ ـ ۱۷۵؛ آل عمران / ۳، ۷۱، ۷۷) در آیاتی به کتمان بخشی از آموزه‌های تورات و دیگر [[کتب آسمانی]] از سوی [[یهودیان]] اشاره شده است. این آموزه‌ها اغلب به [[بشارت]] درباره [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} مربوط بود که کتمان آن از سوی یهودیان معاصر آن حضرت صورت می‌‌گرفت. (برای نمونه ر. ک: بقره / ۲، ۴۱ ـ ۴۲، ۱۵۹، ۱۷۴؛ آل عمران / ۳، ۱۸۷ ـ ۱۸۸)؛ از جمله در [[سوره انعام]] به این برخورد ابزاری و گزینشی با آموزه‌های کتاب حضرت موسی{{ع}} اشاره شده است: «قُل مَن اَنزَلَ الکِتـبَ الَّذی جاءَ بِهِ [[موسی]] نورًا وهُدیً لِلنّاسِ تَجعَلونَهُ قَراطیسَ تُبدونَها وتُخفونَ کَثیرًا». (انعام / ۶، ۹۱) بر اساس این [[آیه]] [[یهودیان]]، با [[نوشتن]] کتاب [[حضرت موسی]]{{ع}} در برگه‌های مختلف و در قالب کتاب‌ها و نوشته‌های پراکنده،<ref>التبیان، ج ۴، ص۲۰۰؛ الکشاف، ج ۲، ص۴۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۵۱۵.</ref> بخشی از آن را آشکار و بخش زیادی را [[کتمان]] می‌‌کردند و آیه به نوعی آنان را [[توبیخ]] و ملامت می‌‌کند.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۳۳.</ref> مشهور [[مفسران]] معتقدند که آنها در مواجهه با [[اسلام]]، آموزه‌های مربوط به [[بعثت پیامبر اکرم]] و ویژگی‌های آن حضرت را پنهان کردند <ref>جامع البیان، ج ۷، ص۳۵۰ - ۳۵۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۷۴ - ۷۶؛ الصافی، ج ۱، ص۲۰۶.</ref> و با این کار موجب [[گمراهی]] [[مردم]] شدند، در حالی که کتاب حضرت موسی{{ع}} برای [[هدایت مردم]] آمده بود.
بر اساس [[آیات قرآن]]، [[خداوند]] از [[یهود]] و [[عالمان]] آنها [[پیمان]] گرفت تا [[تعالیم]] [[تورات]] را برای [[مردم]] بیان کرده، از کتمان و پنهان‌سازی آن بپرهیزند، با این حال گروهی از یهود و [[دانشمندان]] آنان به ملاحظاتی و در برابر [[بهایی]] اندک بخشی از آموزه‌های تورات را نادیده گرفته، کتمان می‌‌کردند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آن (کتاب آسمانی) را برای مردم، روشن بگویید و پنهانش مدارید اما آن را پس پشت افکندند و با آن بهای ناچیزی ستاندند و بد است آنچه می‌ستاندند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۷.</ref> در آیاتی به کتمان بخشی از آموزه‌های تورات و دیگر [[کتب آسمانی]] از سوی [[یهودیان]] اشاره شده است. این آموزه‌ها اغلب به [[بشارت]] درباره [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} مربوط بود که کتمان آن از سوی یهودیان معاصر آن حضرت صورت می‌‌گرفت. <ref>برای نمونه ر. ک: بقره:۴۱ ـ ۴۲، ۱۵۹، ۱۷۴؛ آل عمران: ۱۸۷ ـ ۱۸۸.</ref>؛ از جمله در [[سوره انعام]] به این برخورد ابزاری و گزینشی با آموزه‌های کتاب حضرت موسی{{ع}} اشاره شده است: {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند که گفتند: خداوند بر هیچ بشری چیزی فرو نفرستاده است؛ بگو: کتابی را که موسی آورد چه کسی فرو فرستاد؟ که فروغی و رهنمودی برای مردم بود، آن را بر کاغذهایی می‌نگارید، (برخی از) آن را آشکار می‌دارید و بسیاری (دیگر) را پنهان می‌کنید؛ و آنچه شما و پدرانتان نمی‌دانستید به شما آموخته شد. بگو: خداوند (این قرآن را فرستاده است)؛ سپس آنان رها کن در بیهودگی‌شان به بازی پردازند» سوره انعام، آیه ۹۱.</ref> بر اساس این [[آیه]] [[یهودیان]]، با [[نوشتن]] کتاب [[حضرت موسی]]{{ع}} در برگه‌های مختلف و در قالب کتاب‌ها و نوشته‌های پراکنده،<ref>التبیان، ج ۴، ص۲۰۰؛ الکشاف، ج ۲، ص۴۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۵۱۵.</ref> بخشی از آن را آشکار و بخش زیادی را [[کتمان]] می‌‌کردند و آیه به نوعی آنان را [[توبیخ]] و ملامت می‌‌کند.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۳۳.</ref> مشهور [[مفسران]] معتقدند که آنها در مواجهه با [[اسلام]]، آموزه‌های مربوط به [[بعثت پیامبر اکرم]] و ویژگی‌های آن حضرت را پنهان کردند <ref>جامع البیان، ج ۷، ص۳۵۰ - ۳۵۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۷۴ - ۷۶؛ الصافی، ج ۱، ص۲۰۶.</ref> و با این کار موجب [[گمراهی]] [[مردم]] شدند، در حالی که کتاب حضرت موسی{{ع}} برای [[هدایت مردم]] آمده بود.


[[قرآن کریم]] با [[سرزنش]] کتمان کنندگان آموزه‌ها و [[حقایق]] [[تورات]]، این کار را مایه گمراهی مردم و سبب گرفتار شدن کتمان کنندگان به [[عذاب]] دردناک [[الهی]]، [[آتش دوزخ]] و [[لعنت خدا]] و مردم و [[محروم]] شدن از [[لطف]] و [[عنایت خدا]] در [[روز قیامت]] می‌‌خواند. (بقره / ۲، ۱۵۹، ۱۷۴ ـ ۱۷۵؛ [[آل عمران]] / ۳، ۷۱، ۷۷)
[[قرآن کریم]] با [[سرزنش]] کتمان کنندگان آموزه‌ها و [[حقایق]] [[تورات]]، این کار را مایه گمراهی مردم و سبب گرفتار شدن کتمان کنندگان به [[عذاب]] دردناک [[الهی]]، [[آتش دوزخ]] و [[لعنت خدا]] و مردم و [[محروم]] شدن از [[لطف]] و [[عنایت خدا]] در [[روز قیامت]] می‌‌خواند. <ref>بقره:۱۵۹، ۱۷۴ ـ ۱۷۵؛ آل عمران:۷۱، ۷۷.</ref>


=== عمل نکردن به آموزه‌های تورات===
=== عمل نکردن به آموزه‌های تورات===
[[آیات قرآن]] نشان می‌‌دهند که همواره گروهی از [[یهود]] و [[عالمان]] آنها در دوره‌هایی از [[تاریخ]] [[زندگی]] خویش آموزه‌های تورات را نادیده گرفته و به آن [[کفر]] ورزیده‌اند. نخستین [[کفرورزی]] [[بنی اسرائیل]] به [[آموزه‌های وحیانی]] حضرت موسی{{ع}} و نادیده گرفتن آن در ماه‌های آغازین پس از خروج از [[مصر]] و نزد [[کوه طور]] بوده است؛ زمانی که [[خداوند]] از آنان [[پیمان]] گرفت که کتاب داده شده را به جد و جهد گرفته، به آموزه‌های آن گوش فرا دهند؛ ولی آنان به سبب کفر خویش به گوساله پرستی‌گراییدند. (بقره / ۲، ۹۳) در برخی [[آیات]] به مواردی از تورات که بدان عمل نمی‌شده به صورت جزئی‌تر اشاره شده است؛ در آیه ۸۳ بقره / ۲ رویگردانی اکثر بنی اسرائیل از آموزه‌هایی چون [[یگانه پرستی]]، [[احسان به پدر و مادر]]، [[خویشاوندان]]، [[یتیمان]] و [[بیچارگان]]، همچنین خوش زبانی با [[مردم]]، [[اقامه نماز]] و [[پرداخت زکات]] گزارش شده است. اینها از آموزه‌های مهم تورات‌اند که [[خداوند]] از [[بنی اسرائیل]] [[پیمان]] گرفت که آنها را رعایت کنند.
[[آیات قرآن]] نشان می‌‌دهند که همواره گروهی از [[یهود]] و [[عالمان]] آنها در دوره‌هایی از [[تاریخ]] [[زندگی]] خویش آموزه‌های تورات را نادیده گرفته و به آن [[کفر]] ورزیده‌اند. نخستین [[کفرورزی]] [[بنی اسرائیل]] به [[آموزه‌های وحیانی]] حضرت موسی{{ع}} و نادیده گرفتن آن در ماه‌های آغازین پس از خروج از [[مصر]] و نزد [[کوه طور]] بوده است؛ زمانی که [[خداوند]] از آنان [[پیمان]] گرفت که کتاب داده شده را به جد و جهد گرفته، به آموزه‌های آن گوش فرا دهند؛ ولی آنان به سبب کفر خویش به گوساله پرستی‌گراییدند. {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم (و گفتیم) آنچه به شما بخشیده‌ایم، با توانمندی (در اختیار) گیرید و گوش به فرمان باشید؛ (به زبان) گفتند شنفتیم و (به دل گفتند) نپذیرفتیم و به سبب کفری که داشتند، (مهر) گوساله در دلش» سوره بقره، آیه ۹۳.</ref> در برخی [[آیات]] به مواردی از تورات که بدان عمل نمی‌شده به صورت جزئی‌تر اشاره شده است؛ در آیه {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref> رویگردانی اکثر بنی اسرائیل از آموزه‌هایی چون [[یگانه پرستی]]، [[احسان به پدر و مادر]]، [[خویشاوندان]]، [[یتیمان]] و [[بیچارگان]]، همچنین خوش زبانی با [[مردم]]، [[اقامه نماز]] و [[پرداخت زکات]] گزارش شده است. اینها از آموزه‌های مهم تورات‌اند که [[خداوند]] از [[بنی اسرائیل]] [[پیمان]] گرفت که آنها را رعایت کنند.


[[یهودیان]] بشارت‌های [[تورات]] درباره برخی [[پیامبران الهی]] را نیز نادیده گرفته، به آن [[کفر]] ورزیدند؛ آنان برخلاف بشارت‌های تورات درباره [[بعثت]] [[پیامبراکرم]] و تأکید آن مبنی بر [[ایمان]] به وی، آن حضرت و [[کتاب آسمانی]] او را [[تکذیب]] کردند: «ولَمّا جاءَهُم کِتـبٌ مِن عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم وکانوا مِن قَبلُ یَستَفتِحونَ عَلَی الَّذینَ کَفَروا فَلَمّا جاءَهُم ما عَرَفوا کَفَروا بِهِ فَلَعنَةُ اللّهِ عَلَی الکـفِرین». (بقره / ۲، ۸۹) [[قرآن کریم]] نادیده گرفتن بشارت‌های یاد شده را ناشی از [[حسادت]] یهودیان می‌‌داند؛ زیرا [[پیامبر]] [[موعود]] برخلاف [[انتظار]] آنها از میان بنی اسرائیل برگزیده نشد. (بقره / ۲، ۹۰)<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۱۱ - ۳۱۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۸۰ - ۱۸۱؛ المیزان، ج ۱، ص۲۲۲.</ref> یهودیان آموزه‌های کتاب آسمانی خود را درباره [[پیامبران]] خویش نیز نادیده می‌‌گرفتند؛ وقتی از آنان خواسته شد که به [[قرآن]] ایمان بیاورند، آنها گفتند که فقط به آنچه بر خود آنان نازل شده ایمان می‌‌آورند. قرآن کریم با اشاره به کشته شدن [[انبیای الهی]] به دست [[یهود]]، آن را دلیل [[بی‌ایمانی]] آنها به [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر خودشان از جمله تورات می‌‌داند: «واِذا قیلَ لَهُم ءامِنوا بِما اَنزَلَ اللّهُ قالوا نُؤمِنُ بِما اُنزِلَ عَلَینا ویَکفُرونَ بِما وَراءَهُ وهُوَ الحَقُّ مُصَدِّقـًا لِما مَعَهُم قُل فَلِمَ تَقتُلونَ اَنبِیاءَ اللّهِ مِن قَبلُ اِن کُنتُم مُؤمِنِین». (بقره / ۲، ۹۱)<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۱۵ - ۳۱۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۸۵ - ۱۸۶؛ المیزان، ج ۱، ص۲۲۲.</ref> برخی آموزه‌های تورات درباره ارتباط و تعامل [[اجتماعی]] نیز نادیده گرفته می‌‌شد؛ بر اساس گزارش قرآن کریم، خداوند در کتاب (تورات) از آنان [[پیمان]] گرفته بود که [[خون]] یکدیگر را نریزند، همدیگر را از [[خانه]] و کاشانه خویش بیرون نکرده، با [[بیگانگان]] بر ضدّ یکدیگر [[همکاری]] و [[همپیمانی]] نکنند؛ همچنین در صورت [[اسارت]] یکی از آنان در دست بیگانگان با پرداخت فدیه او را [[آزاد]] کنند؛ اما آنان سه [[حکم]] نخست را نادیده گرفته، تنها به حکم اخیر عمل می‌‌کردند. [[خداوند]] چنین برخورد [[تبعیض]] آمیزی با آموزه‌های [[تورات]] را [[ایمان]] به بخشی و کفرورزیدن به بخشی دیگر خوانده، ضمن [[سرزنش]] [[یهودیان]]، به آنان [[وعده]] [[عذاب]] می‌‌دهد. (بقره / ۲، ۸۴ ـ ۸۵) بر اساس دیدگاه مشهور، [[آیات]] مورد اشاره درباره یهودیان [[بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]] نازل شده است. هر یک از آنان ضمن همپیمان شدن با یکی از دو [[قبیله]] [[مشرک]] [[اوس و خزرج]]، هنگام [[جنگ]] با یکدیگر از همپیمان خویش [[یاری]] می‌‌جستند.<ref>التبیان، ج ۱، ص۳۳۶؛ الکشاف، ج ۱، ص۱۶۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۳ - ۳۰۴.</ref> نادیده گرفتن حکم [[رجم]] زنای محصنه مورد دیگری از عمل نکردن شماری از [[عالمان یهود]] به آموزه‌های تورات است که در [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} رخ داده است. ([[مائده]] / ۵، ۴۳)<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۳۶ - ۳۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۸۷ - ۱۸۸.</ref> عمل نکردن یهودیان به آموزه‌های تورات با واکنش تند [[قرآن]] روبه رو شده است؛ از جمله گروهی از [[یهود]] و علمای آنان را که به رغم [[تعلم]] و [[تلاوت]] تورات، به [[تعالیم]] آن عمل نمی‌کردند به چارپایانی [[تشبیه]] می‌‌کندکه باری از کتاب دارند؛ ولی محتوای آن هیچ سودی به حال آنان ندارد: «مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلوا التَّورةَ ثُمَّ لَم یَحمِلوها کَمَثَلِ الحِمارِ یَحمِلُ اَسفارًا بِئسَ مَثَلُ القَومِ الَّذینَ کَذَّبوا بِـ ٔ یـتِ اللّهِ.»... ([[جمعه]] / ۶۲، ۵)<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۵؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸؛ المیزان، ج ۱۹، ص۲۶۶.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] ۴۴ بقره / ۲ [[بنی اسرائیل]] را به سبب اینکه به رغم تلاوت [[کتاب آسمانی]] خویش، [[مردم]] را به [[کارهای نیک]] و شایسته فراخوانده ولی خود به آن عمل نمی‌کنند، [[سرزنش]] کرده، تلویحا نابخرد می‌‌خواند. شدیدترین موضعگیری [[قرآن]] در این باره جایی است که نادیده گرفتن آموزه‌های [[تورات]] از سوی [[یهودیان]] و [[عالمان]] آنها را [[کفر]] و [[بی‌ایمانی]] و سبب آن را [[دنیاطلبی]] خوانده است که پیامدهایی چون [[خواری]] و [[خفت]] در [[دنیا]] و [[عذاب]] سخت [[الهی]] در [[قیامت]] دارد. (بقره / ۲، ۸۵ ـ ۸۶؛ [[مائده]] / ۵، ۴۳) براساس گزارش [[قرآن کریم]] همچنین شماری از علمای [[یهود]] به رغم [[آگاهی]] از [[تعالیم]] [[تورات]] به [[تکذیب]] آن نیز دست زده‌اند. [[خداوند]] این گروه را [[ظالم]] و تکذیب تورات را موجب [[تباهی]] [[اعمال]] و [[محرومیت از هدایت الهی]] خوانده است. ([[اعراف]] / ۷، ۱۴۵ - ۱۴۷؛ [[جمعه]] / ۶۲، ۵)
[[یهودیان]] بشارت‌های [[تورات]] درباره برخی [[پیامبران الهی]] را نیز نادیده گرفته، به آن [[کفر]] ورزیدند؛ آنان برخلاف بشارت‌های تورات درباره [[بعثت]] [[پیامبراکرم]] و تأکید آن مبنی بر [[ایمان]] به وی، آن حضرت و [[کتاب آسمانی]] او را [[تکذیب]] کردند: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند ؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد» سوره بقره، آیه ۸۹.</ref> [[قرآن کریم]] نادیده گرفتن بشارت‌های یاد شده را ناشی از [[حسادت]] یهودیان می‌‌داند؛ زیرا [[پیامبر]] [[موعود]] برخلاف [[انتظار]] آنها از میان بنی اسرائیل برگزیده نشد. {{متن قرآن|بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«خود را به بد چیزی فروختند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است، از سر افزونجویی  کفر می‌ورزند (و می‌گویند:) چرا خداوند برای برخی از بندگانش که بخواهد، از بخشش خویش، فرو می‌فرستد! و سزاوار خشمی از پی خشمی گشتند و برای کافران، عذابی خواری آور، خواهد بود» سوره بقره، آیه ۹۰.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۱۱ - ۳۱۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۸۰ - ۱۸۱؛ المیزان، ج ۱، ص۲۲۲.</ref> یهودیان آموزه‌های کتاب آسمانی خود را درباره [[پیامبران]] خویش نیز نادیده می‌‌گرفتند؛ وقتی از آنان خواسته شد که به [[قرآن]] ایمان بیاورند، آنها گفتند که فقط به آنچه بر خود آنان نازل شده ایمان می‌‌آورند. قرآن کریم با اشاره به کشته شدن [[انبیای الهی]] به دست [[یهود]]، آن را دلیل [[بی‌ایمانی]] آنها به [[آموزه‌های وحیانی]] نازل شده بر خودشان از جمله تورات می‌‌داند: {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و چون به آنان گفته شود به آنچه خداوند (بر پیامبر اسلام) فرو فرستاده است؛ ایمان آورید؛ می‌گویند: ما به آنچه بر (پیامبر) خودمان فرو فرستاده شده است ایمان می‌آوریم؛ و جز آن را انکار می‌کنند با آنکه آن (قرآن)، راستین است و کتابی را که آنان دارند، راست می‌شمارد؛ (نیز) بگو، اگر ایمان دارید، چرا از این پیش، پیامبران خداوند را می‌کشتید؟» سوره بقره، آیه ۹۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۱۵ - ۳۱۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۸۵ - ۱۸۶؛ المیزان، ج ۱، ص۲۲۲.</ref> برخی آموزه‌های تورات درباره ارتباط و تعامل [[اجتماعی]] نیز نادیده گرفته می‌‌شد؛ بر اساس گزارش قرآن کریم، خداوند در کتاب (تورات) از آنان [[پیمان]] گرفته بود که [[خون]] یکدیگر را نریزند، همدیگر را از [[خانه]] و کاشانه خویش بیرون نکرده، با [[بیگانگان]] بر ضدّ یکدیگر [[همکاری]] و [[همپیمانی]] نکنند؛ همچنین در صورت [[اسارت]] یکی از آنان در دست بیگانگان با پرداخت فدیه او را [[آزاد]] کنند؛ اما آنان سه [[حکم]] نخست را نادیده گرفته، تنها به حکم اخیر عمل می‌‌کردند. [[خداوند]] چنین برخورد [[تبعیض]] آمیزی با آموزه‌های [[تورات]] را [[ایمان]] به بخشی و کفرورزیدن به بخشی دیگر خوانده، ضمن [[سرزنش]] [[یهودیان]]، به آنان [[وعده]] [[عذاب]] می‌‌دهد. {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانه‌هاتان آواره نسازید سپس اقرار کردید در حالی که خود (بر آن) گواهی می‌دهید» سوره بقره، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را می‌کشید و دسته‌ای از خودتان را از خانه‌هاشان بیرون می‌رانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی می‌کنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد می‌کنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سخت‌ترین عذاب باز برده می‌شوند؛ و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> بر اساس دیدگاه مشهور، [[آیات]] مورد اشاره درباره یهودیان [[بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]] نازل شده است. هر یک از آنان ضمن همپیمان شدن با یکی از دو [[قبیله]] [[مشرک]] [[اوس و خزرج]]، هنگام [[جنگ]] با یکدیگر از همپیمان خویش [[یاری]] می‌‌جستند.<ref>التبیان، ج ۱، ص۳۳۶؛ الکشاف، ج ۱، ص۱۶۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۰۳ - ۳۰۴.</ref> نادیده گرفتن حکم [[رجم]] زنای محصنه مورد دیگری از عمل نکردن شماری از [[عالمان یهود]] به آموزه‌های تورات است که در [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} رخ داده است. {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۳۶ - ۳۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۸۷ - ۱۸۸.</ref> عمل نکردن یهودیان به آموزه‌های تورات با واکنش تند [[قرآن]] روبه رو شده است؛ از جمله گروهی از [[یهود]] و علمای آنان را که به رغم [[تعلم]] و [[تلاوت]] تورات، به [[تعالیم]] آن عمل نمی‌کردند به چارپایانی [[تشبیه]] می‌‌کندکه باری از کتاب دارند؛ ولی محتوای آن هیچ سودی به حال آنان ندارد: {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که آیات خداوند را دروغ شمردند بد (داستانی) است و خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref>.<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۵؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸؛ المیزان، ج ۱۹، ص۲۶۶.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref> [[بنی اسرائیل]] را به سبب اینکه به رغم تلاوت [[کتاب آسمانی]] خویش، [[مردم]] را به [[کارهای نیک]] و شایسته فراخوانده ولی خود به آن عمل نمی‌کنند، [[سرزنش]] کرده، تلویحا نابخرد می‌‌خواند. شدیدترین موضعگیری [[قرآن]] در این باره جایی است که نادیده گرفتن آموزه‌های [[تورات]] از سوی [[یهودیان]] و [[عالمان]] آنها را [[کفر]] و [[بی‌ایمانی]] و سبب آن را [[دنیاطلبی]] خوانده است که پیامدهایی چون [[خواری]] و [[خفت]] در [[دنیا]] و [[عذاب]] سخت [[الهی]] در [[قیامت]] دارد. {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref>،  {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را می‌کشید و دسته‌ای از خودتان را از خانه‌هاشان بیرون می‌رانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی می‌کنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد می‌کنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سخت‌ترین عذاب باز برده می‌شوند؛ و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ}}<ref>«آنان، زندگانی این جهان را به بهای جهان واپسین خریدند؛ پس، نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه یاری خواهند شد» سوره بقره، آیه ۸۶.</ref> براساس گزارش [[قرآن کریم]] همچنین شماری از علمای [[یهود]] به رغم [[آگاهی]] از [[تعالیم]] [[تورات]] به [[تکذیب]] آن نیز دست زده‌اند. [[خداوند]] این گروه را [[ظالم]] و تکذیب تورات را موجب [[تباهی]] [[اعمال]] و [[محرومیت از هدایت الهی]] خوانده است. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که آیات خداوند را دروغ شمردند بد (داستانی) است و خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref>


=== [[تحریف تورات]]===
=== [[تحریف تورات]]===
آیاتی از قرآن کریم به انواع [[تحریف]] در [[آموزه‌های دینی]] [[اهل کتاب]] ناظرند. این [[آیات]] را می‌‌توان به ۴ دسته کلی قسمت کرد: أ. آیاتی که با کاربرد واژگان همخانواده با «تحریف»، نمونه‌هایی از تحریفگری در آموزه‌ها و سخنان [[دینی]] و الهی، به ویژه از سوی یهود را گزارش می‌‌کنند؛ مانند «یُحَرِّفون». (بقره / ۲، ۷۵؛ [[نساء]] / ۴، ۴۶؛ مائده / ۵، ۱۳، ۴۱) واژگان دیگری نیز که از نظر معنایی نزدیک به تحریف و بیانگر یکی از گونه‌های آن هستند، در این گروه جای می‌‌گیرند؛ واژگان «یَلوونَ» ([[آل عمران]] / ۳، ۷۸) و «لَیـًّا» (نساء / ۴، ۴۶) از این قبیل‌اند که در ارتباط با تحریف [[کتاب مقدس یهودیان]] به کار رفته‌اند.
آیاتی از قرآن کریم به انواع [[تحریف]] در [[آموزه‌های دینی]] [[اهل کتاب]] ناظرند. این [[آیات]] را می‌‌توان به ۴ دسته کلی قسمت کرد:
 
#آیاتی که با کاربرد واژگان همخانواده با «تحریف»، نمونه‌هایی از تحریفگری در آموزه‌ها و سخنان [[دینی]] و الهی، به ویژه از سوی یهود را گزارش می‌‌کنند؛ مانند: {{متن قرآن|يُحَرِّفُونَ}}<ref> سوره بقره، آیه ۷۵.</ref> واژگان دیگری نیز که از نظر معنایی نزدیک به تحریف و بیانگر یکی از گونه‌های آن هستند، در این گروه جای می‌‌گیرند؛ واژگان {{متن قرآن|يَلْوُونَ}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۷۸.</ref> و {{متن قرآن| لَيًّا }}<ref> سوره نساء، آیه ۴۶.</ref> از این قبیل‌اند که در ارتباط با تحریف [[کتاب مقدس یهودیان]] به کار رفته‌اند. لفظی یا [[معنوی]] بودن تحریف در این آیات و اینکه مراد، [[تحریف]] کدام آموزه و سخن است، اغلب مورد [[اختلاف]] [[مفسران]] است. بر اساس یک دیدگاه موارد یاد شده ناظر به تحریف تورات‌اند.
لفظی یا [[معنوی]] بودن تحریف در این آیات و اینکه مراد، [[تحریف]] کدام آموزه و سخن است، اغلب مورد [[اختلاف]] [[مفسران]] است. بر اساس یک دیدگاه موارد یاد شده ناظر به تحریف تورات‌اند. (<= تحریف) ب. آیاتی که صراحتا پاره ای از [[آموزه‌های وحیانی]] تورات و [[انجیل]] نازل شده بر [[موسی]] و [[عیسی]]{{ع}} را گزارش می‌‌کنند، در حالی که این آموزه‌ها دست کم به آن صراحت هرگز در [[کتاب مقدس]] ([[عهدین]]) کنونی یافت نمی‌شوند؛ آیاتی که از یادکرد صریح ویژگی‌ها و [[بشارت]] آمدن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[تورات]] و [[انجیل]] خبر می‌‌دهند، از این قبیل‌اند. ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۷؛ فتح / ۴۸، ۲۹) ج. آیاتی که ضمن انتساب پاره ای از باورهای [[شرک]] آمیز، گزارش‌ها و [[عقاید]] [[تاریخی]] به [[یهود]] و [[نصارا]]، به نقد و [[نفی]] صریح آنها می‌‌پردازند. (برای نمونه: ر. ک: بقره / ۲، ۱۱۶؛ [[نساء]] / ۴، ۱۵۷؛ [[مائده]] / ۵، ۱۸) این موارد که به گونه ای در [[کتاب مقدس]] نیز بازتاب یافته‌اند،<ref>ر. ک: کتاب مقدس، اعداد ۱۵: ۳۷ - ۴۱.</ref> نمونه‌هایی از [[تحریف]] در آموزه‌های تورات و دیگر [[کتب مقدس]] [[یهودیان]] به شمار می‌‌روند.
#آیاتی که صراحتا پاره ای از [[آموزه‌های وحیانی]] تورات و [[انجیل]] نازل شده بر [[موسی]] و [[عیسی]]{{ع}} را گزارش می‌‌کنند، در حالی که این آموزه‌ها دست کم به آن صراحت هرگز در [[کتاب مقدس]] ([[عهدین]]) کنونی یافت نمی‌شوند؛ آیاتی که از یادکرد صریح ویژگی‌ها و [[بشارت]] آمدن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[تورات]] و [[انجیل]] خبر می‌‌دهند، از این قبیل‌اند. {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>، {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>
 
#آیاتی که ضمن انتساب پاره ای از باورهای [[شرک]] آمیز، گزارش‌ها و [[عقاید]] [[تاریخی]] به [[یهود]] و [[نصارا]]، به نقد و [[نفی]] صریح آنها می‌‌پردازند. {{متن قرآن|وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ}}<ref>«و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند» سوره بقره، آیه ۱۱۶.</ref>،  {{متن قرآن|وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا}}<ref>«و (این) گفتارشان که «ما مسیح عیسی فرزند مریم، پیامبر خداوند را کشتیم» در حالی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه بر آنان مشتبه شد و آنان که در این (کار) اختلاف کردند نسبت بدان در تردیدند، هیچ دانشی بدان ندارند، جز پیروی از گمان و به یقین او را نکشت» سوره نساء، آیه ۱۵۷.</ref> این موارد که به گونه ای در [[کتاب مقدس]] نیز بازتاب یافته‌اند،<ref>ر. ک: کتاب مقدس، اعداد ۱۵: ۳۷ - ۴۱.</ref> نمونه‌هایی از [[تحریف]] در آموزه‌های تورات و دیگر [[کتب مقدس]] [[یهودیان]] به شمار می‌‌روند.
د. آیاتی که بخش‌های مهمی از [[تاریخ]] [[زندگی]] و [[معجزات]] پیامبرانی چون ابراهیم، اسماعیل و [[عیسی]]{{عم}} و نیز رخدادهای مهم [[دینی]] ـ تاریخی [[یهودیت]] را گزارش می‌‌کنند و این به سبب اهمیت بسیار فراوان آنها در تاریخ [[ادیان الهی]] و [[تکوین]] و تصحیح [[باورها]] و ارزش‌های [[توحیدی]] است (برای نمونه ر. ک: بقره / ۲، ۱۲۷، ۲۶۰؛ نساء / ۴، ۱۵۷؛ انعام / ۶، ۷۴ ـ ۸۱)، بر همین اساس تورات و انجیل نازل شده نمی‌توانستند به آنها بی‌توجه باشند؛ ولی این گزارش‌ها در کتاب مقدس کنونی نیامده‌اند، در حالی که در بسیاری از موارد، جزئی‌ترین مسائل مربوط به حوادث و شخصیت‌های دینی و سخنان آنها را گزارش کرده‌اند. موارد یاد شده را می‌‌توان به احتمال، از آموزه‌هایی دانست که در یکی از مقاطع تاریخی از تورات حذف شده‌اند. (<=[[تحریف]]) [[قرآن کریم]]، [[دنیاطلبی]] و جلب [[منافع مادی]] و [[قساوت قلب]] را عامل [[تحریف تورات]] خوانده (بقره / ۲، ۷۹؛ [[آل عمران]] / ۳، ۷۷ ـ ۷۸؛ مائده / ۵، ۱۲ ـ ۱۳) و ضمن [[تهدید]] تحریف کنندگان، از [[عذاب الهی]] آنان در [[آخرت]]، [[خواری]] در [[دنیا]]، [[محرومیت]] از [[الطاف]] و [[مواهب الهی]]، [[پاک]] نشدن دل‌هایشان از [[کفر]] و [[نفاق]] و سخن نگفتن [[خداوند]] با آنها به عنوان پیامدهای [[تحریف]] یاد کرده است.(بقره / ۲، ۷۹؛ [[آل عمران]] / ۳، ۷۷ ـ ۷۸؛ [[مائده]] / ۵، ۴۱)
#آیاتی که بخش‌های مهمی از [[تاریخ]] [[زندگی]] و [[معجزات]] پیامبرانی چون ابراهیم، اسماعیل و [[عیسی]]{{عم}} و نیز رخدادهای مهم [[دینی]] ـ تاریخی [[یهودیت]] را گزارش می‌‌کنند و این به سبب اهمیت بسیار فراوان آنها در تاریخ [[ادیان الهی]] و [[تکوین]] و تصحیح [[باورها]] و ارزش‌های [[توحیدی]] است {{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند): پروردگارا! از ما بپذیر، بی‌گمان تویی که شنوای دانایی» سوره بقره، آیه ۱۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref>، بر همین اساس تورات و انجیل نازل شده نمی‌توانستند به آنها بی‌توجه باشند؛ ولی این گزارش‌ها در کتاب مقدس کنونی نیامده‌اند، در حالی که در بسیاری از موارد، جزئی‌ترین مسائل مربوط به حوادث و شخصیت‌های دینی و سخنان آنها را گزارش کرده‌اند. موارد یاد شده را می‌‌توان به احتمال، از آموزه‌هایی دانست که در یکی از مقاطع تاریخی از تورات حذف شده‌اند.


[[قرآن کریم]]، [[دنیاطلبی]] و جلب [[منافع مادی]] و [[قساوت قلب]] را عامل [[تحریف تورات]] خوانده{{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ}}<ref>«بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند» سوره بقره، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ}}<ref>«و به راستی خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم و خداوند فرمود: من با شمایم؛ اگر نماز را بر پا داشتید و زکات پرداختید و به پیامبران من ایمان آوردید و آنان را یاری کردید و به خداوند وامی نکو پرداختید من از گناهان شما چشم می‌پوشم و شما را به بوستان‌هایی در می‌آورم که از بن آنها جویبارها روان است، پس از آن، هر یک از شما کفر ورزد بی‌گمان راه میانه را گم کرده است» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«پس، برای پیمان‌شکنی  لعنتشان کردیم و دل‌هاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش می‌کردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی می‌یابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بی‌گمان خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۱۳.</ref> و ضمن [[تهدید]] تحریف کنندگان، از [[عذاب الهی]] آنان در [[آخرت]]، [[خواری]] در [[دنیا]]، [[محرومیت]] از [[الطاف]] و [[مواهب الهی]]، [[پاک]] نشدن دل‌هایشان از [[کفر]] و [[نفاق]] و سخن نگفتن [[خداوند]] با آنها به عنوان پیامدهای [[تحریف]] یاد کرده است.{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند  جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره مائده، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ}}<ref>«بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند» سوره بقره، آیه ۷۹.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 142-147</ref>


==[[تورات]] و [[مسیحیت]]==
==[[تورات]] و [[مسیحیت]]==
[[قرآن کریم]] با معرّفی «[[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]]» به عنوان یک حرکت [[توحیدی]] واحد ([[نساء]] / ۴، ۱۶۳)، نگرش قومگرایانه و انحصارطلبانه به [[تاریخ انبیا]] و [[ادیان]] تحریف ناشده آسمانی گذشته را رد می‌‌کند. (بقره / ۲، ۱۴۰) بر همین اساس است که [[بعثت]] [[حضرت مسیح]]{{ع}} را ادامه [[رسالت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} (بقره / ۲، ۸۷؛ مائده / ۵، ۴۴ ـ ۴۶) و در نتیجه [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[انجیل]] را [[تصدیق]] کننده تورات می‌‌خواند: «وقَفَّینا عَلی ءاثـرِهِم بِعیسَی ابنِ مَریَمَ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ التَّورةِ وءاتَینـهُ الاِنجیلَ فیهِ هُدیً ونورٌ ومُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ التَّورةِ». (مائده / ۵، ۴۶ و نیز آل عمران / ۳، ۵۰؛ صفّ / ۶۱، ۶) تکرار تصدیق و نسبت دادن آن به انجیل در کاربرد دوم، نشان می‌‌دهد که [[گواهی]] بر [[حقانیت]] [[تورات]] و [[نزول]] [[الهی]] آن افزون بر سخنان حضرت مسیح{{ع}}، در [[آیات]] انجیل نیز آمده است. البته روشن است که مراد، [[تورات اصلی]] و نازل شده بر [[موسی]]{{ع}} است که [[خداوند]] آن را عاری از [[تحریفات]] پدید آمده، به [[عیسی]]{{ع}} [[تعلیم]] داد: «ویُعَلِّمُهُ الکِتـبَ والحِکمَةَ والتَّورةَ والاِنجیل» (آل عمران / ۳، ۴۸؛ مائده / ۵، ۱۱۰)، بنابراین تصدیق یاد شده، هرگز به معنای [[تأیید]] کامل تورات موجود در عصر عیسی{{ع}} و پیراسته بودن آن از تحریف نیست.<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۰۱.</ref> تصدیق تورات از سوی حضرت مسیح{{ع}} در [[اناجیل چهارگانه]] موجود نیز به چشم می‌‌خورد.<ref>کتاب مقدس، متی ۵: ۱۷ - ۱۸.</ref> شماری از [[مفسران]] <ref>جامع البیان، ج ۳، ص۳۸۳ - ۳۸۴؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۴۸۶؛ روح المعانی، ج ۳، ص۲۷۳.</ref> با استناد به دو [[آیه]] یاد شده و همانند آنها بر این باورند که انجیل نازل شده بر [[مسیح]]{{ع}} به [[امضا]] و تکمیل [[احکام]] تورات تحریف ناشده پرداخته و [[آیین]] آن حضرت جز در پاره ای [[احکام]]، [[ناسخ]] [[شریعت موسی]]{{ع}} نبوده است. در [[انجیل]] [[متّی]] و از زبان [[عیسی]]{{ع}} نیز به این مطلب تصریح شده است،<ref>کتاب مقدس، متی ۵: ۱۷ - ۱۸.</ref> بر همین اساس [[مسیحیان]]، [[تورات]] (اسفار پنج گانه) و دیگر کتاب‌های [[عهد عتیق]] را نیز بخشی از [[کتاب مقدس]] خود می‌‌دانند.<ref>آشنائی با ادیان بزرگ، ص۱۵۸؛ کلام مسیحی، ص۳۲؛ مسیحیت، ص۶۳.</ref> تصریح [[قرآن]] به [[تعلیم]] [[تورات]] به عیسی{{ع}} از سوی [[خدا]] و تأکید بر آن به عنوان نعمتی بر وی، می‌‌تواند [[مؤیّد]] دیدگاه یاد شده باشد: «ویُعَلِّمُهُ الکِتـبَ والحِکمَةَ والتَّورةَ والاِنجیل» ([[آل عمران]] / ۳، ۴۸؛ [[مائده]] / ۵، ۱۱۰)؛ همچنین برخی [[آیات]] نشان می‌‌دهد [[حکم]] گوشت و برخی دیگر از اجزای شماری از حیوانات که بر اساس تورات بر [[قوم یهود]] [[حرام]] شده بود، به وسیله انجیل، [[نسخ]] شده است: «ومُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیَّ مِنَ التَّورةِ ولاُِحِلَّ لَکُم بَعضَ الَّذی حُرِّمَ عَلَیکُم». (آل عمران / ۳، ۵۰ قس: انعام / ۶، ۱۴۶)<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۳۸۴؛ التبیان، ج ۲، ص۴۷۰؛ الکشاف، ج ۱، ص۳۶۵.</ref> قرآن سبب تحریم‌های یاد شده به رغم [[حلال]] بودن آنها را، [[ستمگری]]، [[حق‌ستیزی]] و [[تمرد]] قوم یهود و به عنوان [[کیفر]] آنان معرفی می‌‌کند. ([[نساء]] / ۴، ۱۶۰؛ انعام / ۶، ۱۴۶)
[[قرآن کریم]] با معرّفی «[[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]]» به عنوان یک حرکت [[توحیدی]] واحد {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی،  و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط  و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>، نگرش قوم‌گرایانه و انحصارطلبانه به [[تاریخ انبیا]] و [[ادیان]] تحریف ناشده آسمانی گذشته را رد می‌‌کند. {{متن قرآن|أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«یا می‌گویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا مسیحی بودند؛ بگو: شما داناترید یا خداوند؟ و کیست ستمکارتر از کسی که گواهی‌یی را که از خداوند نزد اوست پنهان می‌دارد؟ و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۱۴۰.</ref> بر همین اساس است که [[بعثت]] [[حضرت مسیح]]{{ع}} را ادامه [[رسالت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان به موسی کتاب بخشیدیم و پس از وی پیامبران (دیگر) را در پی آوردیم و به عیسی پسر مریم برهان‌ها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس نیرومند کردیم؛ پس چرا هرگاه پیامبری، پیامی نادلخواه شما نزدتان آورد سرکشی ورزیدید، گروهی را دروغگو شمردید و گروهی را می‌کشتید؟» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> و در نتیجه [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[انجیل]] را [[تصدیق]] کننده تورات می‌‌خواند: {{متن قرآن|وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و از پی آنان عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و به او انجیل دادیم که در آن رهنمود و روشنایی بود و تورات پیش از خود را راست می‌شمرد و رهنمود و پند برای پرهیزگاران بود» سوره مائده، آیه ۴۶.</ref> تکرار تصدیق و نسبت دادن آن به انجیل در کاربرد دوم، نشان می‌‌دهد که [[گواهی]] بر [[حقانیت]] [[تورات]] و [[نزول]] [[الهی]] آن افزون بر سخنان حضرت مسیح{{ع}}، در [[آیات]] انجیل نیز آمده است. البته روشن است که مراد، [[تورات اصلی]] و نازل شده بر [[موسی]]{{ع}} است که [[خداوند]] آن را عاری از [[تحریفات]] پدید آمده، به [[عیسی]]{{ع}} [[تعلیم]] داد: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت  و تورات و انجیل می‌آموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref>،{{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>، بنابراین تصدیق یاد شده، هرگز به معنای [[تأیید]] کامل تورات موجود در عصر عیسی{{ع}} و پیراسته بودن آن از تحریف نیست.<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۰۱.</ref> تصدیق تورات از سوی حضرت مسیح{{ع}} در [[اناجیل چهارگانه]] موجود نیز به چشم می‌‌خورد.<ref>کتاب مقدس، متی ۵: ۱۷ - ۱۸.</ref> شماری از [[مفسران]] <ref>جامع البیان، ج ۳، ص۳۸۳ - ۳۸۴؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۴۸۶؛ روح المعانی، ج ۳، ص۲۷۳.</ref> با استناد به دو [[آیه]] یاد شده و همانند آنها بر این باورند که انجیل نازل شده بر [[مسیح]]{{ع}} به [[امضا]] و تکمیل [[احکام]] تورات تحریف ناشده پرداخته و [[آیین]] آن حضرت جز در پاره ای [[احکام]]، [[ناسخ]] [[شریعت موسی]]{{ع}} نبوده است. در [[انجیل]] [[متّی]] و از زبان [[عیسی]]{{ع}} نیز به این مطلب تصریح شده است،<ref>کتاب مقدس، متی ۵: ۱۷ - ۱۸.</ref> بر همین اساس [[مسیحیان]]، [[تورات]] (اسفار پنج گانه) و دیگر کتاب‌های [[عهد عتیق]] را نیز بخشی از [[کتاب مقدس]] خود می‌‌دانند.<ref>آشنائی با ادیان بزرگ، ص۱۵۸؛ کلام مسیحی، ص۳۲؛ مسیحیت، ص۶۳.</ref> تصریح [[قرآن]] به [[تعلیم]] [[تورات]] به عیسی{{ع}} از سوی [[خدا]] و تأکید بر آن به عنوان نعمتی بر وی، می‌‌تواند [[مؤیّد]] دیدگاه یاد شده باشد. همچنین برخی [[آیات]] نشان می‌‌دهد [[حکم]] گوشت و برخی دیگر از اجزای شماری از حیوانات که بر اساس تورات بر [[قوم یهود]] [[حرام]] شده بود، به وسیله انجیل، [[نسخ]] شده است: {{متن قرآن|وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و تورات پیش از خود را راست می‌شمارم، و (آمده‌ام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانه‌ای از پروردگارتان برای شما آورده‌ام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۳۸۴؛ التبیان، ج ۲، ص۴۷۰؛ الکشاف، ج ۱، ص۳۶۵.</ref> قرآن سبب تحریم‌های یاد شده به رغم [[حلال]] بودن آنها را، [[ستمگری]]، [[حق‌ستیزی]] و [[تمرد]] قوم یهود و به عنوان [[کیفر]] آنان معرفی می‌‌کند. {{متن قرآن|فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز می‌داشتند چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.</ref>،  {{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص147-148</ref>


==تورات و [[اسلام]]==
==تورات و [[اسلام]]==
[[قرآن کریم]] در آیاتی به بیان ارتباط خود، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[مسلمانان]] با تورات پرداخته است. این آیات، نسبت [[دین اسلام]] با [[دین حضرت موسی]]{{ع}} و [[کتاب آسمانی]] آن حضرت را بیان می‌‌کنند.
[[قرآن کریم]] در آیاتی به بیان ارتباط خود، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[مسلمانان]] با تورات پرداخته است. این آیات، نسبت [[دین اسلام]] با [[دین حضرت موسی]]{{ع}} و [[کتاب آسمانی]] آن حضرت را بیان می‌‌کنند.
=== [[تصدیق]] تورات از سوی قرآن و پیامبر اکرم{{صل}}===
=== [[تصدیق]] تورات از سوی قرآن و پیامبر اکرم{{صل}}===
در آیاتی قرآن کریم و پیامبر اکرم{{صل}} تصدیق کننده همه [[کتاب‌های آسمانی]] پیشین و به طور مشخص تورات و انجیل معرفی شده اند: «واَنزَلنا اِلَیکَ الکِتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ الکِتـبِ ومُهَیمِنـًا عَلَیه.»... (مائده / ۵، ۴۸ و نیز بقره / ۲، ۴۱، ۸۹ ـ ۹۱، ۱۰۱؛ آل عمران / ۳، ۳؛ انعام / ۶، ۹۲؛ [[یونس]] / ۱۰، ۳۷؛ [[فاطر]] / ۳۵، ۳۱؛ [[احقاف]] / ۴۶، ۱۲) [[مفسران]] در معنای [[تصدیق]] و [[تأیید]] یاد شده به اختلاف‌گراییده‌اند؛(۱) دیدگاه نخست، آن را به معنای [[گواهی دادن]] [[قرآن]] بر [[نزول]] کتب پیشین از سوی [[خداوند]] و [[درستی]] آموزه‌های آنها می‌‌داند؛ با این توضیح که این تأیید، هرگز به معنای تصدیق همه محتویات کتاب‌هایی نیست که امروزه به نام [[تورات]] و [[انجیل]] نامیده می‌‌شوند. دیدگاه دوم تصدیق یاد شده را به معنای تأیید همه یا بخشی از محتوای [[کتب آسمانی]] گذشته می‌‌داند و دیدگاه سومی هم بر آن است که [[کتاب‌های آسمانی]] پیشین درباره [[نزول قرآن]] از سوی خداوند خبر داده است و نزول قرآن ـ نه [[شهادت]] گفتاری آن ـ دلیل درستی آن [[خبر غیبی]] و [[مطابق با واقع]] بودن و از سوی [[خدا]] بودن کتب آسمانی گذشته است.(۲) به نظر می‌‌رسد، دقت در [[آیات]] مربوط و تفاوت تعابیر می‌‌تواند چالش یاد شده را برچیده، زمینه [[وحدت]] نظر را فراهم آورد؛ با این توضیح که آیات تصدیق کننده را می‌‌توان از یک جهت به دو دسته قسمت کرد: أ. آیاتی که تعابیری چون «الَّذی بَینَ یَدَیه» و «ما بَینَ یَدَیه» دارند. این آیات صریحا به تصدیق کتاب‌های پیش از قرآن اشاره دارند و نمی‌توانند جز به معنای تأیید کتبی چون تورات و انجیل نازل شده باشند: «وما کانَ هـذا القُرءانُ اَن یُفتَری مِن دونِ اللّهِ ولـکِن تَصدیقَ الَّذی بَینَ یَدَیهِ وتَفصیلَ الکِتـبِ.»... (بقره / ۲، ۹۷؛ [[آل عمران]] / ۳، ۳؛ [[مائده]] / ۵، ۴۸؛ یونس / ۱۰، ۳۷ و نیز یوسف / ۱۲، ۱۱۱؛ فاطر / ۳۵، ۳۱؛ احقاف / ۴۶، ۳۰) تصدیق در این آیات یقینا می‌‌تواند به معنای گواهی دادن قرآن بر نزول [[الهی]] تورات و انجیل [[واقعی]] و تأیید [[وحیانی]] بودن همه آموزه‌های آن دو باشد.(۳) روشن است که تصدیق به این معنا، بشارت‌های تورات و انجیل درباره [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[نزول قرآن]] را نیز دربرمی گیرد. نکته شایان توجه اینکه، [[قرآن]] به عنوان یک توضیح تکمیلی درباره [[تصدیق]] [[کتاب‌های آسمانی]] گذشته، بر «مُهَیْمِن» بودن خود نسبت به آنها تصریح می‌‌کند تا از پیدایش توهم تصدیق، بی‌هیچ دخل و تصرفی، [[پیشگیری]] کند. [[مهیمن]] بودن قرآن را هر چند متفاوت ولی نزدیک به هم معنا کرده‌اند.(۴) برآیند این معانی، آن است که قرآن نسبت به کتب گذشته مسلط، فرادست و فراگیر است و بر اساس آن می‌‌تواند انواع دخل و تصرف‌ها را در آنها انجام دهد، بر همین اساس آموزه‌های اصلی آنها را [[حفظ]] و [[امضا]]، موارد حذف و [[تحریف]] شده را یادآوری و [[اصلاح]] و [[تعالیم]] تابع شرایط خاص [[زمان]]، مکان و مخاطبان را [[نسخ]] کرده است.(۵) ب. آیاتی که با تعابیری چون «لِما مَعَکُم» و «لِما مَعَهُم» به [[اهل کتاب]] ([[یهود]] و [[نصارا]]) اشاره دارند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ اُوتوا الکِتـبَ ءامِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقـًا لِما مَعَکُم مِن قَبلِ اَن نَطمِسَ وُجوهـًا.»... ([[نساء]] / ۴، ۴۷ و نیز بقره / ۲، ۴۱، ۹۱) هر چند می‌‌توان ظاهر این تعابیر را اشاره به [[تورات]] و [[اناجیل]] و حتی کل مجموعه [[عهد قدیم]] و جدید موجود در [[عصر نزول]] دانست که در دست اهل کتاب بود، قطعا به معنای تصدیق همه محتوای آن کتاب‌ها نیست، بلکه چنان که برخی از [[آیات]] نیز اشعار دارد ([[مائده]] / ۵، ۱۴)، [[تأیید]] بخشی از آموزه‌های تحریف ناشده آن هاست و این بدان سبب است که از جمله تورات (اسفار پنج گانه) دارای آموزه‌های ضد و نقیض و [[شرک]] آمیز است و سخنان، [[کارها]] و حوادثی را به [[خداوند]] و [[پیامبران]] نسبت می‌‌دهد که با [[عقل]] و تعالیم [[توحیدی]] سازگار نیستند. در قرآن به مواردی از این گزارش‌ها، [[عقاید]] و [[احکام]] نادرست، [[شرک]] آلود و تحریف شده، اشاره شده است.(۶) (نساء / ۴، ۱۵۷، ۱۷۱؛ مائده / ۵، ۱۷، ۷۲ ـ ۷۳، ۱۱۶ ـ ۱۱۷؛ [[توبه]] / ۹، ۳۰) (<=[[تحریف]]) [[تأیید]] ضمنی و به [[اجمال]] [[تورات]] [[عصر نزول]] از برخی [[آیات]] دیگر نیز بر می‌‌آید؛ [[آیه]] ۶۶ [[مائده]] / ۵ از این قبیل است که در [[ترغیب]] [[اهل کتاب]] برای عمل به آموزه‌های تورات و [[انجیل]]، برخوردار شدن از [[برکات]] [[آسمان]] و [[زمین]] را پیامد آن می‌‌خواند: «ولَو اَنَّهُم اَقاموا التَّورةَ والاِنجیلَ و ما اُنزِلَ اِلَیهِم مِن رَبِّهِم لاََکَلوا مِن فَوقِهِم ومِن تَحتِ اَرجُلِهِم.»... [[مفسران]]، مراد از اقامه تورات و انجیل را [[اعتقاد]] و عمل به [[تعالیم]] آن دو درباره مبدأ، [[معاد]]،(۷) [[احکام]] و [[حدود الهی]] (۸) و نیز اعتراف به وجود [[بشارت]] مربوط به [[پیامبر اکرم]]،(۹) بدون هر گونه [[تحریف]] و [[کتمان]] (۱۰) دانسته‌اند، بنابراین دست کم تورات (اسفار پنج گانه) موجود در عصر نزول، آموزه‌هایی از تورات نازل شده را دربرداشته است. در غیر این صورت و با توجه به فقدان تورات [[واقعی]]، [[دعوت]] به اقامه آن، توجیه خردمندانه ای نخواهد داشت.
در آیاتی قرآن کریم و پیامبر اکرم{{صل}} تصدیق کننده همه [[کتاب‌های آسمانی]] پیشین و به طور مشخص تورات و انجیل معرفی شده اند: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. [[مفسران]] در معنای [[تصدیق]] و [[تأیید]] یاد شده به اختلاف‌گراییده‌اند؛<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۶۱۵؛ ج ۳، ص۲۲۶؛ ج ۶، ص۳۶۰ - ۳۶۱؛ التبیان، ج ۸، ص۴۲۹؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶ - ۶۹۷؛ ج ۳، ص۳۱۳؛ ج ۸، ص۶۳۷.</ref> دیدگاه نخست، آن را به معنای [[گواهی دادن]] [[قرآن]] بر [[نزول]] کتب پیشین از سوی [[خداوند]] و [[درستی]] آموزه‌های آنها می‌‌داند؛ با این توضیح که این تأیید، هرگز به معنای تصدیق همه محتویات کتاب‌هایی نیست که امروزه به نام [[تورات]] و [[انجیل]] نامیده می‌‌شوند. دیدگاه دوم تصدیق یاد شده را به معنای تأیید همه یا بخشی از محتوای [[کتب آسمانی]] گذشته می‌‌داند و دیدگاه سومی هم بر آن است که [[کتاب‌های آسمانی]] پیشین درباره [[نزول قرآن]] از سوی خداوند خبر داده است و نزول قرآن ـ نه [[شهادت]] گفتاری آن ـ دلیل درستی آن [[خبر غیبی]] و [[مطابق با واقع]] بودن و از سوی [[خدا]] بودن کتب آسمانی گذشته است.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶ - ۶۹۷؛ قرآن‌شناسی، ج ۱، ص۱۸۲ - ۱۸۳.</ref> به نظر می‌‌رسد، دقت در [[آیات]] مربوط و تفاوت تعابیر می‌‌تواند چالش یاد شده را برچیده، زمینه [[وحدت]] نظر را فراهم آورد؛ با این توضیح که آیات تصدیق کننده را می‌‌توان از یک جهت به دو دسته قسمت کرد:
#آیاتی که تعابیری چون {{متن قرآن|الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ}} و {{متن قرآن|مَا بَيْنَ يَدَيْهَ}} دارند. این آیات صریحا به تصدیق کتاب‌های پیش از قرآن اشاره دارند و نمی‌توانند جز به معنای تأیید کتبی چون تورات و انجیل نازل شده باشند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ}}<ref>«و (چنین) نیست که این قرآن را از سوی کسی بربافته باشند و جز از سوی خداوند باشد؛ بلکه هماهنگ با چیزی است که پیش از آن بوده است و بیان روشن کتاب است، در آن هیچ تردیدی نیست، از سوی پروردگار جهانیان است» سوره یونس، آیه ۳۷.</ref> تصدیق در این آیات یقینا می‌‌تواند به معنای گواهی دادن قرآن بر نزول [[الهی]] تورات و انجیل [[واقعی]] و تأیید [[وحیانی]] بودن همه آموزه‌های آن دو باشد.<ref>التبیان، ج ۳، ص۵۴۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۳؛ المیزان، ج ۵، ص۳۴۹.</ref> روشن است که تصدیق به این معنا، بشارت‌های تورات و انجیل درباره [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[نزول قرآن]] را نیز دربرمی گیرد. نکته شایان توجه اینکه، [[قرآن]] به عنوان یک توضیح تکمیلی درباره [[تصدیق]] [[کتاب‌های آسمانی]] گذشته، بر {{متن قرآن|مُهَيْمِنً}} بودن خود نسبت به آنها تصریح می‌‌کند تا از پیدایش توهم تصدیق، بی‌هیچ دخل و تصرفی، [[پیشگیری]] کند. [[مهیمن]] بودن قرآن را هر چند متفاوت ولی نزدیک به هم معنا کرده‌اند.<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۶۰ - ۳۶۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۳، تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۶۸.</ref> برآیند این معانی، آن است که قرآن نسبت به کتب گذشته مسلط، فرادست و فراگیر است و بر اساس آن می‌‌تواند انواع دخل و تصرف‌ها را در آنها انجام دهد، بر همین اساس آموزه‌های اصلی آنها را [[حفظ]] و [[امضا]]، موارد حذف و [[تحریف]] شده را یادآوری و [[اصلاح]] و [[تعالیم]] تابع شرایط خاص [[زمان]]، مکان و مخاطبان را [[نسخ]] کرده است.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶ - ۶۹۷؛ تفسیر المنار، ج ۶، ص۴۱۰ - ۴۱۱؛المیزان، ج ۵، ص۳۴۹.</ref>
#آیاتی که با تعابیری چون {{متن قرآن|لِمَا مَعَكُمْ}} و {{متن قرآن|لِمَا مَعَهُمْ}} به [[اهل کتاب]] ([[یهود]] و [[نصارا]]) اشاره دارند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا}}<ref>«ای اهل کتاب! به آنچه فرستاده‌ایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست می‌شمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهره‌هایی را ناپدید سازیم » سوره نساء، آیه ۴۷.</ref> هر چند می‌‌توان ظاهر این تعابیر را اشاره به [[تورات]] و [[اناجیل]] و حتی کل مجموعه [[عهد قدیم]] و جدید موجود در [[عصر نزول]] دانست که در دست اهل کتاب بود، قطعا به معنای تصدیق همه محتوای آن کتاب‌ها نیست، بلکه چنان که برخی از [[آیات]] نیز اشعار دارد {{متن قرآن|وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ}}<ref>«و از کسانی که می‌گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه می‌کردند آگاه کند» سوره مائده، آیه ۱۴.</ref>، [[تأیید]] بخشی از آموزه‌های تحریف ناشده آن هاست و این بدان سبب است که از جمله تورات (اسفار پنج گانه) دارای آموزه‌های ضد و نقیض و [[شرک]] آمیز است و سخنان، [[کارها]] و حوادثی را به [[خداوند]] و [[پیامبران]] نسبت می‌‌دهد که با [[عقل]] و تعالیم [[توحیدی]] سازگار نیستند. در قرآن به مواردی از این گزارش‌ها، [[عقاید]] و [[احکام]] نادرست، [[شرک]] آلود و تحریف شده، اشاره شده است. {{متن قرآن|وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا}}<ref>«و (این) گفتارشان که «ما مسیح عیسی فرزند مریم، پیامبر خداوند را کشتیم» در حالی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه بر آنان مشتبه شد و آنان که در این (کار) اختلاف کردند نسبت بدان در تردیدند، هیچ دانشی بدان ندارند، جز پیروی از گمان و به یقین او را نکشت» سوره نساء، آیه ۱۵۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سه‌گانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بی‌گمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمان‌ها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی می‌کند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده می‌شوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref>.<ref>المیزان، ج ۳، ص۱۹۷ - ۱۹۸.</ref> [[تأیید]] ضمنی و به [[اجمال]] [[تورات]] [[عصر نزول]] از برخی [[آیات]] دیگر نیز بر می‌‌آید؛ [[آیه]]{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند ؛ برخی از ایشان امتی میانه‌رو هستند و بسیاری از آنان آنچه انجام می‌دهند زشت است» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref> از این قبیل است که در [[ترغیب]] [[اهل کتاب]] برای عمل به آموزه‌های تورات و [[انجیل]]، برخوردار شدن از [[برکات]] [[آسمان]] و [[زمین]] را پیامد آن می‌‌خواند. [[مفسران]]، مراد از اقامه تورات و انجیل را [[اعتقاد]] و عمل به [[تعالیم]] آن دو درباره مبدأ، [[معاد]]،<ref>المیزان، ج ۶، ص۳۷ - ۳۸.</ref> [[احکام]] و [[حدود الهی]] <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۴۴۴.</ref> و نیز اعتراف به وجود [[بشارت]] مربوط به [[پیامبر اکرم]]،<ref>معانی القرآن، ج ۲، ص۳۳۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۶۹.</ref> بدون هر گونه [[تحریف]] و [[کتمان]] <ref>التبیان، ج ۳، ص۵۸۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۴۱؛ المیزان، ج ۶، ص۳۷ - ۳۸.</ref> دانسته‌اند، بنابراین دست کم تورات (اسفار پنج گانه) موجود در عصر نزول، آموزه‌هایی از تورات نازل شده را دربرداشته است. در غیر این صورت و با توجه به فقدان تورات [[واقعی]]، [[دعوت]] به اقامه آن، توجیه خردمندانه ای نخواهد داشت.
 
تأیید ضمنی و اجمالی یاد شده رااز آیه {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید ؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref> نیز می‌‌توان برداشت کرد. در [[شأن نزول آیه]] گفته‌اند<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۵۱۷؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۸۳.</ref> که گروهی از [[یهودیان]]، پس از پاسخ پیامبر اکرم{{صل}} به [[پرسش]] آنان درباره [[تصدیق]] تورات از سوی او گفتند: ما نیز تورات را قبول داریم؛ ولی به غیر آن [[ایمان]] نمی‌آوریم و [[خداوند]] بر اساس این آیه، [[دین]] و [[آیین]] آنان را بدون اعتقاد و عمل به تورات و انجیل فاقد [[ارزش]] و بی‌پایه و اساس می‌‌خواند. اعتقاد و عمل به آن نیز [[ایمان به پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[قرآن]] را می‌‌طلبد. [[قرآن کریم]] در {{متن قرآن|وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و باید پیروان انجیل بنابر آنچه خداوند در آن فرو فرستاده است داوری کنند و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۷.</ref> [[پیروان]] [[تورات]] را به [[داوری]] و [[حکم]] کردن بر اساس آنچه خداوند در تورات نازل کرده است، فرا می‌‌خواند. این آیه نیز تأیید ضمنی و اجمالی تورات [[عصر نزول]] را می‌‌رساند.


تأیید ضمنی و اجمالی یاد شده رااز آیه ۶۸ مائده / ۵ نیز می‌‌توان برداشت کرد: «قُل یـاَهلَ الکِتـبِ لَستُم عَلی شَی ءٍ حَتّی تُقیموا التَّورةَ والاِنجیلَ وما اُنزِلَ اِلَیکُم مِن رَبِّکُم.»... در [[شأن نزول آیه]] گفته‌اند (۱۱) که گروهی از [[یهودیان]]، پس از پاسخ پیامبر اکرم{{صل}} به [[پرسش]] آنان درباره [[تصدیق]] تورات از سوی او گفتند: ما نیز تورات را قبول داریم؛ ولی به غیر آن [[ایمان]] نمی‌آوریم و [[خداوند]] بر اساس این آیه، [[دین]] و [[آیین]] آنان را بدون اعتقاد و عمل به تورات و انجیل فاقد [[ارزش]] و بی‌پایه و اساس می‌‌خواند. اعتقاد و عمل به آن نیز [[ایمان به پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[قرآن]] را می‌‌طلبد. [[قرآن کریم]] در ۴۷ مائده / ۵ [[پیروان]] [[تورات]] را به [[داوری]] و [[حکم]] کردن بر اساس آنچه خداوند در تورات نازل کرده است، فرا می‌‌خواند: «ولیَحکُم اَهلُ الاِنجیلِ بِما اَنزَلَ اللهُ فیهِ.»... این آیه نیز تأیید ضمنی و اجمالی تورات [[عصر نزول]] را می‌‌رساند.
۱. <ref>جامع البیان، ج ۱، ص۶۱۵؛ ج ۳، ص۲۲۶؛ ج ۶، ص۳۶۰ - ۳۶۱؛ التبیان، ج ۸، ص۴۲۹؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶ - ۶۹۷؛ ج ۳، ص۳۱۳؛ ج ۸، ص۶۳۷.</ref>
۲. <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶ - ۶۹۷؛ قرآن‌شناسی، ج ۱، ص۱۸۲ - ۱۸۳.</ref>
۳. <ref>التبیان، ج ۳، ص۵۴۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۳؛ المیزان، ج ۵، ص۳۴۹.</ref>
۴. <ref>جامع البیان، ج ۶، ص۳۶۰ - ۳۶۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۱۳، تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۶۸.</ref>
۵. <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۶۹۶ - ۶۹۷؛ تفسیر المنار، ج ۶، ص۴۱۰ - ۴۱۱؛المیزان، ج ۵، ص۳۴۹.</ref>
۶. <ref>المیزان، ج ۳، ص۱۹۷ - ۱۹۸.</ref>
۷. <ref>المیزان، ج ۶، ص۳۷ - ۳۸.</ref>
۸. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۴۴۴.</ref>
۹. <ref>معانی القرآن، ج ۲، ص۳۳۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۶۹.</ref>
۱۰. <ref>التبیان، ج ۳، ص۵۸۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۴۱؛ المیزان، ج ۶، ص۳۷ - ۳۸.</ref>
۱۱. <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۵۱۷؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۸۳.</ref>
===[[احتجاج]] [[قرآن]] به [[تورات]]===
===[[احتجاج]] [[قرآن]] به [[تورات]]===
با [[ظهور اسلام]] [[اندیشه‌ها]] و ایده‌های نوی مطرح شد که گاه ناظر به نقد برخی [[باورها]] و [[عقاید دینی]] و [[تاریخی]] [[اهل کتاب]] به ویژه [[یهودیان]] یا در [[تعارض]] با آن بود؛ همچنین گاهی یهودیان بعضی از [[آموزه‌های قرآن]] را به چالش می‌‌کشیدند. در موارد بسیاری از این چالش‌ها، [[قرآن کریم]] در [[ابطال]] برخی باورها و [[دعاوی]] یهودیان به مواردی مانند [[زمان]] و اصل [[نزول]] تورات و برخی آموزه‌های آن استناد و [[احتجاج]] کرده است که خود به نوعی دلیل دیگری بر [[تأیید]] تورات از سوی قرآن کریم است. مهم‌ترین موارد احتجاج از این قرارند:
با [[ظهور اسلام]] [[اندیشه‌ها]] و ایده‌های نوی مطرح شد که گاه ناظر به نقد برخی [[باورها]] و [[عقاید دینی]] و [[تاریخی]] [[اهل کتاب]] به ویژه [[یهودیان]] یا در [[تعارض]] با آن بود؛ همچنین گاهی یهودیان بعضی از [[آموزه‌های قرآن]] را به چالش می‌‌کشیدند. در موارد بسیاری از این چالش‌ها، [[قرآن کریم]] در [[ابطال]] برخی باورها و [[دعاوی]] یهودیان به مواردی مانند [[زمان]] و اصل [[نزول]] تورات و برخی آموزه‌های آن استناد و [[احتجاج]] کرده است که خود به نوعی دلیل دیگری بر [[تأیید]] تورات از سوی قرآن کریم است. مهم‌ترین موارد احتجاج از این قرارند:
ا. [[نفی]] [[یهودی]] بودن ابراهیم{{ع}}
====[[نفی]] [[یهودی]] بودن ابراهیم{{ع}}====
هر یک از [[یهود]] و [[نصارا]] بر اساس [[اعتقاد]] متعصبانه، با معرفی [[دین]] خود به عنوان تنها دین بر [[حق و باطل]] خواندن [[ادیان]] دیگر، درباره [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، با یکدیگر به [[نزاع]] پرداخته، آن حضرت را پیرو دین خود می‌‌خواندند. ([[آل عمران]] / ۳، ۶۷)<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۴۱۴ - ۴۱۵؛ التبیان، ج ۲، ص۴۹۲ - ۴۹۳؛ المیزان، ج ۳، ص۲۵۲ - ۲۵۳.</ref> [[قرآن کریم]] با [[احتجاج]] به اینکه [[تورات]] و [[انجیل]] پس از ابراهیم{{ع}} نازل شده‌اند، این ادعای آنان را نادرست و نابخردانه می‌‌خواند: «یـاَهلَ الکِتـبِ لِمَ تُحاجّونَ فی اِبرهیمَ وما اُنزِلَتِ التَّورةُ والاِنجیلُ اِلاّ مِن بَعدِهِ اَفَلا تَعقِلون» ([[آل عمران]] / ۳، ۶۵)؛ زیرا کاملاً روشن است که [[یهودیت]] و [[مسیحیت]] پس از [[نزول]] تورات و انجیل پدید آمده است و آن حضرت نمی‌تواند پیرو [[ادیان]] یاد شده باشد.<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۴۱۴؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۹۳؛ المیزان، ج ۳، ص۲۵۱.</ref>
هر یک از [[یهود]] و [[نصارا]] بر اساس [[اعتقاد]] متعصبانه، با معرفی [[دین]] خود به عنوان تنها دین بر [[حق و باطل]] خواندن [[ادیان]] دیگر، درباره [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، با یکدیگر به [[نزاع]] پرداخته، آن حضرت را پیرو دین خود می‌‌خواندند. {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref><ref>جامع البیان، ج ۳، ص۴۱۴ - ۴۱۵؛ التبیان، ج ۲، ص۴۹۲ - ۴۹۳؛ المیزان، ج ۳، ص۲۵۲ - ۲۵۳.</ref> [[قرآن کریم]] با [[احتجاج]] به اینکه [[تورات]] و [[انجیل]] پس از ابراهیم{{ع}} نازل شده‌اند، این ادعای آنان را نادرست و نابخردانه می‌‌خواند؛ زیرا کاملاً روشن است که [[یهودیت]] و [[مسیحیت]] پس از [[نزول]] تورات و انجیل پدید آمده است و آن حضرت نمی‌تواند پیرو [[ادیان]] یاد شده باشد.<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۴۱۴؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۹۳؛ المیزان، ج ۳، ص۲۵۱.</ref>
====[[حلال]] بودن همه [[خوردنی‌ها]] پیش از نزول تورات====
قرآن کریم از [[حرام]] شدن گوشت و برخی دیگر از اجزای [[حلال]] شماری از حیوانات بر [[بنی اسرائیل]] به عنوان [[کیفر]] بعضی از [[گناهان]] آنها سخن گفته است. {{متن قرآن|فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز می‌داشتند چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«و (نیز) برای رباخواری آنان با آنکه از آن نهی شده بودند و ناروا خوردن دارایی‌های مردم؛ و برای کافرانشان عذابی دردناک آماده کرده‌ایم» سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> [[یهودیان]] در [[نفی]] این گزارش و برای [[القای شبهه]] در اذهان [[مسلمانان]] ادعا می‌‌کردند که موارد یاد شده از همان آغاز، پیش از نزول تورات و در [[دین]] همه [[انبیا]] از جمله [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز حرام بوده است و [[نسخ]] [[حکم الهی]] امکان ندارد و در نتیجه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در ادعای [[پیروی]] از حضرت ابراهیم{{ع}} و [[دین حنیف]] او صادق نیست.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۳۸۵ ـ ۳۸۶؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۲۰۳؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۴ ـ ۷۹۵.</ref> قرآن کریم در پاسخ آنان به تورات موجود در [[عصر نزول]] [[احتجاج]] کرده، می‌‌گوید: پیش از نزول تورات همه خوردنی‌ها بر بنی اسرائیل حلال بود و فقط [[حضرت یعقوب]]{{ع}}، خودش بعضی چیزها را بنا به [[ادله]] ای بر خود حرام کرده بود. در ادامه نیز از آنان می‌‌خواهد اگر راست می‌‌گویند که پیش از تورات نیز بعضی از خوراکی‌ها بر همه حرام بوده است، [[تورات]] را آورده، آن را بخوانند تا [[حقیقت]] روشن شود: {{متن قرآن|كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«همه خوردنی‌ها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه ۹۳.</ref> بر پایه گزارش‌های [[تفسیری]]، از آنجا که [[یهودیان]] از [[درستی]] این سخن [[قرآن]] [[آگاه]] بوده و می‌‌دانستند که [[احکام]] یاد شده، در [[تورات]] وجود دارند، از آوردن تورات خودداری کردند.<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۳۲؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۲۰۳؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۴ - ۷۹۵.</ref>
====[[بی‌ایمانی]] گروهی از یهودیان====
برخی [[آیات]] نشان می‌‌دهد که برای گروهی از یهودیان معاصر [[پیامبر]]{{صل}} حادثه ای رخ داد. [[عالمان یهود]] به سبب پاره ای ملاحظات، برخلاف آموزه‌های صریح تورات، درباره آن حادثه [[حکم]] کرده، سپس برای به دست آوردن تأییدی بر حکم خود و [[فرار]] از حکم تورات، افرادی را نزد [[پیامبر اکرم]] فرستادند تا در این باره [[داوری]] کند. به این افراد توصیه شد در صورتی که پیامبر{{صل}} بر حکمِ خلاف آنان صحه نگذاشت، آن را نپذیرند. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا ۛ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند  جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره مائده، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام  خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند  و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref> براساس [[شأن نزول]] مشهور، [[احبار]] [[یهود]] با گرفتن [[رشوه]]، [[حکم]] تورات مبنی بر [[رجم]] زناکار را درباره [[زن]] و مردی از اشراف با تازیانه و تشهیر جایگزین کردند؛ گویا در پی [[اعتراض]] به این حکم، عالمان یهود افرادی را برای داوری خواستن نزد پیامبر فرستادند. پیامبر{{صل}} با استناد به تورات، حکم به رجم کرد؛ ولی آنان نپذیرفتند.<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹۹ - ۳۰۱؛ تفسیر ابی السعود، ج ۳، ص۳۶ - ۳۸؛ زادالمسیر، ج ۲، ص۳۵۶ - ۳۵۸.</ref>


ب. [[حلال]] بودن همه [[خوردنی‌ها]] پیش از نزول تورات
[[قرآن کریم]] با اشاره به وجود حکم الهیِ تورات در این باره، داوری خواستن و سپس رویگردانی آنها از پیامبر را به نوعی غیر [[صادقانه]] و [[نشانه]]بی‌ایمانی آنان به تورات و پیامبر اکرم <ref>المیزان، ج ۵، ص۳۴۲.</ref> می‌‌خواند: {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری می‌گیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref> بر اساس این [[آیه]] چنین حکمی در [[تورات]] [[عصر نزول]] بوده است، چنان که در تورات کنونی نیز هست.<ref>ر. ک: قاموس الکتاب المقدس، ص۴۰۰، «رجم».</ref>
قرآن کریم از [[حرام]] شدن گوشت و برخی دیگر از اجزای [[حلال]] شماری از حیوانات بر [[بنی اسرائیل]] به عنوان [[کیفر]] بعضی از [[گناهان]] آنها سخن گفته است. ([[نساء]] / ۴، ۱۶۰ ـ ۱۶۱؛ انعام / ۶، ۱۴۶) [[یهودیان]] در [[نفی]] این گزارش و برای [[القای شبهه]] در اذهان [[مسلمانان]] ادعا می‌‌کردند که موارد یاد شده از همان آغاز، پیش از نزول تورات و در [[دین]] همه [[انبیا]] از جمله [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز حرام بوده است و [[نسخ]] [[حکم الهی]] امکان ندارد و در نتیجه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در ادعای [[پیروی]] از حضرت ابراهیم{{ع}} و [[دین حنیف]] او صادق نیست.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۳۸۵ ـ ۳۸۶؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۲۰۳؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۴ ـ ۷۹۵.</ref> قرآن کریم در پاسخ آنان به تورات موجود در [[عصر نزول]] [[احتجاج]] کرده، می‌‌گوید: پیش از نزول تورات همه خوردنی‌ها بر بنی اسرائیل حلال بود و فقط [[حضرت یعقوب]]{{ع}}، خودش بعضی چیزها را بنا به [[ادله]] ای بر خود حرام کرده بود. در ادامه نیز از آنان می‌‌خواهد اگر راست می‌‌گویند که پیش از تورات نیز بعضی از خوراکی‌ها بر همه حرام بوده است، [[تورات]] را آورده، آن را بخوانند تا [[حقیقت]] روشن شود: «کُلُّ الطَّعامِ کانَ حِلاًّ لِبَنِی اِسرءیلَ اِلاّ ما حَرَّمَ اِسرءیلُ عَلی نَفسِهِ مِن قَبلِ اَن تُنَزَّلَ التَّورةُ قُل فَأتوا بِالتَّورةِ فَاتلوها اِن کُنتُم صـدِقین». ([[آل عمران]] / ۳، ۹۳) بر پایه گزارش‌های [[تفسیری]]، از آنجا که [[یهودیان]] از [[درستی]] این سخن [[قرآن]] [[آگاه]] بوده و می‌‌دانستند که [[احکام]] یاد شده، در [[تورات]] وجود دارند، از آوردن تورات خودداری کردند.<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۳۲؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۲۰۳؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۴ - ۷۹۵.</ref>
====امکان [[نزول]] [[کتاب آسمانی]] بر [[بشر]]====
[[قرآن کریم]] که [[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]] را از لوازم [[الوهیت]] و [[ربوبیت الهی]] و [[هدایت مردم]] می‌‌داند <ref>المیزان، ج ۷، ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> در پاسخ [[منکران قرآن]] <ref>الکشاف، ج ۲، ص۴۴؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۰۰ - ۴۰۱؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۳۳.</ref> که نزول هر گونه [[وحی]] و کتاب آسمانی بر [[انسان]] را [[انکار]] می‌‌کردند، آن را بازتاب عدم [[شناخت]] درست [[خداوند]] دانسته، در رد آن به نزول کتاب [[حضرت موسی]]{{ع}} از سوی خداوند [[احتجاج]] می‌‌کند: {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند که گفتند: خداوند بر هیچ بشری چیزی فرو نفرستاده است؛ بگو: کتابی را که موسی آورد چه کسی فرو فرستاد؟ که فروغی و رهنمودی برای مردم بود، آن را بر کاغذهایی می‌نگارید، (برخی از) آن را آشکار می‌دارید و بسیاری (دیگر) را پنهان می‌کنید؛ و آنچه شما و پدرانتان نمی‌دانستید به شما آموخته شد. بگو: خداوند (این قرآن را فرستاده است)؛ سپس آنان رها کن در بیهودگی‌شان به بازی پردازند» سوره انعام، آیه ۹۱.</ref> دیدگاه مشهور، [[یهود]] را مخاطب آیه می‌‌داند،<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۱۵؛ الکشاف، ج ۲، ص۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۷۴ - ۷۶.</ref> زیرا اولاً [[مشرکان قریش]] به کتاب حضرت موسی{{ع}} و نزول [[الهی]] آن [[باور]] نداشتند، پس بر اساس آن نمی‌توان ضد آنها احتجاج کرد. ثانیا مخاطبان در ادامه به سبب پراکنده ساختن [[کتاب موسی]]{{ع}} و نیز [[آشکار کردن]] بخشی از آن و پنهان کردن بخشی دیگر [[سرزنش]] شده‌اند و این از ویژگی‌های یهود است و آنان نمونه‌های دیگری از این اظهارات خلاف [[عقاید]] خویش داشتند که از سر [[لجاجت]] و [[دشمنی]] بود. <ref>ر. ک: نساء، آیه ۵۱؛ آل عمران، آیه ۶۷.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۷۴ - ۷۶؛ المیزان، ج ۷، ص۲۶۸ - ۲۷۲.</ref>
====رد بهانه [[مشرکان]] برای انکار [[قرآن]]====
خداوند با اشاره به اینکه پیش از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هیچ منذری برای [[قریش]] نیامده است، ارسال آن حضرت را برای [[اتمام حجت]] بر آنان می‌‌خواند،؛ چراکه اگر آنها پیش از آمدن [[پیامبری]] به سبب کردارشان [[مجازات]] می‌‌شدند، می‌‌گفتند: پروردگارا! اگر [[پیامبری]] می‌‌فرستادی از [[آیات]] تو [[پیروی]] کرده، [[ایمان]] می‌‌آوردیم {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«و آنگاه که ندا سر دادیم تو در سوی (غربی) طور نبودی ولی (این وحی) بخشایشی از پروردگار توست تا به گروهی که پیش از تو بیم‌دهنده‌ای برای آنان نیامده است بیم دهی، باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه 46.</ref>؛ اما هنگامی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مبعوث]] و [[قرآن]] نازل شد به [[تکذیب]] آن حضرت پرداخته، گفتند: چرا همانند آنچه که به [[موسی]] داده شد به او داده نشده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى}}<ref>«و چون حقّ از سوی ما به آنان رسید گفتند: چرا به او مانند آنچه به موسی داده شد نداده‌اند؟ مگر اینان پیش‌تر آنچه را که به موسی داده شد انکار نکردند؟ گفتند: (تورات و قرآن) دو جادویند که از هم پشتیبانی می‌کنند و گفتند ما هر دو را انکار می‌کنیم» سوره قصص، آیه ۴۸.</ref> بر اساس یک [[تفسیر]]، [[مشرکان]] با اشاره به [[نزول دفعی]] [[تورات]] که به سبب ارتباط با [[اهل کتاب]] با آن آشنا بودند، قرآن را به سبب [[نزول تدریجی]] آن مورد تردید قرار داده و از [[ایمان]] به آن سر باز زدند،<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۷، ص۴۰۱ - ۴۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۲۶۰؛ روح المعانی، ج ۲۰، ص۱۳۵.</ref> از این رو [[خداوند]] در رد [[بهانه جویی]] آنها به [[کفر]] پیشین آنان (زمانی که [[یهودیان]]، قرآن را [[تصدیق]] کردند) نسبت به [[کتاب موسی]]{{ع}} و قرآن و [[سحر]] نامیدن آن دو، [[احتجاج]] می‌‌کند؛ یعنی اگر یکجا هم نازل می‌‌شد باز ایمان نمی‌آوردید، چنان که به [[تورات]] کفر ورزیدید و در [[مقام]] [[محاجه]] از مشرکان می‌‌خواهد که اگر راست می‌‌گویند، کتابی [[هدایت]] کننده‌تر از تورات و قرآن از سوی خداوند بیاورند: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ}}<ref>« مگر اینان پیش‌تر آنچه را که به موسی داده شد انکار نکردند؟ گفتند: (تورات و قرآن) دو جادویند که از هم پشتیبانی می‌کنند و گفتند ما هر دو را انکار می‌کنیم» سوره قصص، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بگو: اگر راست می‌گویید (خود) کتابی از سوی خداوند بیاورید که از آن دو رهنمون‌تر باشد تا من از آن پیروی کنم» سوره قصص، آیه ۴۹.</ref> [[سیاق آیات]] و برخی گزارش‌های [[تفسیری]] نشان می‌‌دهند که [[مشرکان قریش]] با مراجعه به [[یهود]] درباره [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و قرآن جویا شدند و هنگامی که آنها براساس [[بشارت‌ها]] و وصف‌های تورات به [[تأیید]] آن حضرت پرداختند، مشرکان ناخرسند از این موضوع، تورات و قرآن را [[سحری]] خواندند که یکدیگر را تأیید می‌‌کنند و نسبت به هر دو اظهار کفر کردند.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۴۰۲؛ المیزان، ج ۱۶، ص۴۷ - ۵۳؛ روح المعانی، ج ۲۰، ص۱۳۴.</ref>


ج. [[بی‌ایمانی]] گروهی از یهودیان
===[[آگاهی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از آموزه‌های [[تورات]]===
برخی [[آیات]] نشان می‌‌دهد که برای گروهی از یهودیان معاصر [[پیامبر]]{{صل}} حادثه ای رخ داد. [[عالمان یهود]] به سبب پاره ای ملاحظات، برخلاف آموزه‌های صریح تورات، درباره آن حادثه [[حکم]] کرده، سپس برای به دست آوردن تأییدی بر حکم خود و [[فرار]] از حکم تورات، افرادی را نزد [[پیامبر اکرم]] فرستادند تا در این باره [[داوری]] کند. به این افراد توصیه شد در صورتی که پیامبر{{صل}} بر حکمِ خلاف آنان صحه نگذاشت، آن را نپذیرند. ([[مائده]] / ۵، ۴۱ ـ ۴۲) براساس [[شأن نزول]] مشهور، [[احبار]] [[یهود]] با گرفتن [[رشوه]]، [[حکم]] تورات مبنی بر [[رجم]] زناکار را درباره [[زن]] و مردی از اشراف با تازیانه و تشهیر جایگزین کردند؛ گویا در پی [[اعتراض]] به این حکم، عالمان یهود افرادی را برای داوری خواستن نزد پیامبر فرستادند. پیامبر{{صل}} با استناد به تورات، حکم به رجم کرد؛ ولی آنان نپذیرفتند.<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹۹ - ۳۰۱؛ تفسیر ابی السعود، ج ۳، ص۳۶ - ۳۸؛ زادالمسیر، ج ۲، ص۳۵۶ - ۳۵۸.</ref> [[قرآن کریم]] با اشاره به وجود حکم الهیِ تورات در این باره، داوری خواستن و سپس رویگردانی آنها از پیامبر را به نوعی غیر [[صادقانه]] و [[نشانه]]بی‌ایمانی آنان به تورات و پیامبر اکرم <ref>المیزان، ج ۵، ص۳۴۲.</ref> می‌‌خواند: «وکَیفَ یُحَکِّمونَکَ وعِندَهُمُ التَّورةُ فیها حُکمُ اللّهِ ثُمَّ یَتَوَلَّونَ مِن بَعدِ ذلِکَ وما اُولـئِکَ بِالمُؤمِنین». (مائده / ۵، ۴۳) بر اساس این [[آیه]] چنین حکمی در [[تورات]] [[عصر نزول]] بوده است، چنان که در تورات کنونی نیز هست.<ref>ر. ک: قاموس الکتاب المقدس، ص۴۰۰، «رجم».</ref>
براساس [[آیات قرآن]]، پیامبر اکرم{{صل}} بسیاری از [[حقایق]] و آموزه‌های [[کتب آسمانی]] از جمله تورات را که [[اهل کتاب]] به [[کتمان]] آن می‌‌پرداختند، بیان کرده، از آشکار ساختن بسیاری دیگر خودداری کرد: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است» سوره مائده، آیه ۱۵.</ref> [[مفسران]] مواردی چون [[حکم]] [[رجم]] زنای محصنه و بشارت‌های تورات درباره ویژگی‌ها و [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} را مصداق آموزه‌های کتمان شده تورات دانسته و گفته‌اند که بیان [[پیامبر]]{{صل}} همان چیزی است که در [[آیات]] {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه ۱۴۶.</ref>،  {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ۛ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا ۛ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ ۖ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا ۚ وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ۚ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند  جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره مائده، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>، {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> آمده است.<ref>التبیان، ج ۳، ص۴۷۴، ۵۲۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۰۰ - ۳۰۱؛ المیزان، ج ۵، ص۲۴۴.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است» سوره مائده، آیه ۱۵.</ref> نشان می‌‌دهد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[طریق وحی]] [[الهی]] از آموزه‌های تورات [[آگاه]] بوده است و همین مسئله با توجه به [[امی بودن]] آن حضرت، [[صداقت]] وی در [[ادعای نبوت]] را [[گواهی]] می‌‌کند.<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۴۳ - ۲۴۴.</ref>


د. امکان [[نزول]] [[کتاب آسمانی]] بر [[بشر]]
=== [[لزوم]] [[ایمان مسلمانان]] به تورات===
[[قرآن کریم]] که [[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]] را از لوازم [[الوهیت]] و [[ربوبیت الهی]] و [[هدایت مردم]] می‌‌داند <ref>المیزان، ج ۷، ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> در پاسخ [[منکران قرآن]] <ref>الکشاف، ج ۲، ص۴۴؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۰۰ - ۴۰۱؛ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۳۳.</ref> که نزول هر گونه [[وحی]] و کتاب آسمانی بر [[انسان]] را [[انکار]] می‌‌کردند، آن را بازتاب عدم [[شناخت]] درست [[خداوند]] دانسته، در رد آن به نزول کتاب [[حضرت موسی]]{{ع}} از سوی خداوند [[احتجاج]] می‌‌کند: «وما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدرِهِ اِذ قالوا ما اَنزَلَ اللّهُ عَلی بَشَرٍ مِن شَی ءٍ قُل مَن اَنزَلَ الکِتـبَ الَّذی جاءَ بِهِ [[موسی]] نورًا وهُدیً لِلنّاسِ تَجعَلونَهُ قَراطیسَ تُبدونَها وتُخفونَ کَثیرًا». (انعام / ۶، ۹۱) دیدگاه مشهور، [[یهود]] را مخاطب آیه می‌‌داند،<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۱۵؛ الکشاف، ج ۲، ص۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۷۴ - ۷۶.</ref> زیرا اولاً [[مشرکان قریش]] به کتاب حضرت موسی{{ع}} و نزول [[الهی]] آن [[باور]] نداشتند، پس بر اساس آن نمی‌توان ضد آنها احتجاج کرد. ثانیا مخاطبان در ادامه به سبب پراکنده ساختن [[کتاب موسی]]{{ع}} و نیز [[آشکار کردن]] بخشی از آن و پنهان کردن بخشی دیگر [[سرزنش]] شده‌اند و این از ویژگی‌های یهود است و آنان نمونه‌های دیگری از این اظهارات خلاف [[عقاید]] خویش داشتند که از سر [[لجاجت]] و [[دشمنی]] بود. (ر. ک: [[نساء]] / ۴، ۵۱؛ [[آل عمران]] / ۳، ۶۷)<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۷۴ - ۷۶؛ المیزان، ج ۷، ص۲۶۸ - ۲۷۲.</ref>
بر اساس آنچه که درباره [[تأیید]] [[قرآن]] و پیامبر اکرم{{صل}} نسبت به همه کتب آسمانی از جمله تورات گفته شد، [[مسلمانان]] باید بدون هر گونه تبعیضی به [[آموزه‌های وحیانی]] و کتب نازل شده بر همه [[انبیای الهی]] از جمله [[حضرت موسی]]{{ع}} [[ایمان]] داشته باشند: {{متن قرآن|قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى}}<ref>«بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان  فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آورده‌ایم؛ میان هیچ‌یک از آنان فرق نمی‌نهیم و ما فرما» سوره بقره، آیه ۱۳۶.</ref>، {{متن قرآن|لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«میان هیچ‌یک از آنان فرق نمی‌نهیم » سوره بقره، آیه ۱۳۶.</ref> البته بدیهی است که [[ایمان]] یاد شده مربوط به صورت [[تحریف]] ناشده آن کتب و محدود به دوره [[تاریخی]] آن‌هاست.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص 148-155</ref>  


ه. رد بهانه [[مشرکان]] برای انکار [[قرآن]]
== منابع ==
خداوند با اشاره به اینکه پیش از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هیچ منذری برای [[قریش]] نیامده است، ارسال آن حضرت را برای [[اتمام حجت]] بر آنان می‌‌خواند،؛ چراکه اگر آنها پیش از آمدن [[پیامبری]] به سبب کردارشان [[مجازات]] می‌‌شدند، می‌‌گفتند: پروردگارا! اگر [[پیامبری]] می‌‌فرستادی از [[آیات]] تو [[پیروی]] کرده، [[ایمان]] می‌‌آوردیم ([[قصص]] / ۲۸، ۴۶ ـ ۴۷)؛ اما هنگامی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مبعوث]] و [[قرآن]] نازل شد به [[تکذیب]] آن حضرت پرداخته، گفتند: چرا همانند آنچه که به [[موسی]] داده شد به او داده نشده است: «فَلَمّا جاءَهُمُ الحَقُّ مِن عِندِنا قالوا لَولا اوتِیَ مِثلَ ما اوتِیَ موسی». (قصص / ۲۸، ۴۸) بر اساس یک [[تفسیر]]، [[مشرکان]] با اشاره به [[نزول دفعی]] [[تورات]] که به سبب ارتباط با [[اهل کتاب]] با آن آشنا بودند، قرآن را به سبب [[نزول تدریجی]] آن مورد تردید قرار داده و از [[ایمان]] به آن سر باز زدند،<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۷، ص۴۰۱ - ۴۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۲۶۰؛ روح المعانی، ج ۲۰، ص۱۳۵.</ref> از این رو [[خداوند]] در رد [[بهانه جویی]] آنها به [[کفر]] پیشین آنان (زمانی که [[یهودیان]]، قرآن را [[تصدیق]] کردند) نسبت به [[کتاب موسی]]{{ع}} و قرآن و [[سحر]] نامیدن آن دو، [[احتجاج]] می‌‌کند؛ یعنی اگر یکجا هم نازل می‌‌شد باز ایمان نمی‌آوردید، چنان که به [[تورات]] کفر ورزیدید و در [[مقام]] [[محاجه]] از مشرکان می‌‌خواهد که اگر راست می‌‌گویند، کتابی [[هدایت]] کننده‌تر از تورات و قرآن از سوی خداوند بیاورند: «اَوَ لَم یَکفُروا بِما اوتِیَ موسی مِن قَبلُ قالوا سِحرانِ تَظـهَرا وقالوا اِنّا بِکُلٍّ کـفِرون * قُل فَأتوا بِکِتـبٍ مِن عِندِ اللّهِ هُوَ اَهدی مِنهُما اَتَّبِعهُ اِن کُنتُم صـدِقین». (قصص / ۲۸، ۴۸ ـ ۴۹) [[سیاق آیات]] و برخی گزارش‌های [[تفسیری]] نشان می‌‌دهند که [[مشرکان قریش]] با مراجعه به [[یهود]] درباره پیامبر اکرم{{صل}} و قرآن جویا شدند و هنگامی که آنها براساس [[بشارت‌ها]] و وصف‌های تورات به [[تأیید]] آن حضرت پرداختند، مشرکان ناخرسند از این موضوع، تورات و قرآن را [[سحری]] خواندند که یکدیگر را تأیید می‌‌کنند و نسبت به هر دو اظهار کفر کردند.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۴۰۲؛ المیزان، ج ۱۶، ص۴۷ - ۵۳؛ روح المعانی، ج ۲۰، ص۱۳۴.</ref>
{{منابع}}
# [[پرونده:000060.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[تورات - اسدی (مقاله)|مقاله «تورات»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| '''دائرة المعارف قرآن کریم ج۹''']]
{{پایان منابع}}


===[[آگاهی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از آموزه‌های [[تورات]]===
== پانویس ==
براساس [[آیات قرآن]]، پیامبر اکرم{{صل}} بسیاری از [[حقایق]] و آموزه‌های [[کتب آسمانی]] از جمله تورات را که [[اهل کتاب]] به [[کتمان]] آن می‌‌پرداختند، بیان کرده، از آشکار ساختن بسیاری دیگر خودداری کرد: «یـاَهلَ الکِتـبِ قَد جاءَکُم رَسولُنا یُبَیِّنُ لَکُم کَثیرًا مِمّا کُنتُم تُخفونَ مِنَ الکِتـبِ ویَعفوا عَن کَثیرٍ». ([[مائده]] / ۵، ۱۵) [[مفسران]] مواردی چون [[حکم]] [[رجم]] زنای محصنه و بشارت‌های تورات درباره ویژگی‌ها و [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} را مصداق آموزه‌های کتمان شده تورات دانسته و گفته‌اند که بیان [[پیامبر]]{{صل}} همان چیزی است که در [[آیات]] ۱۴۶ بقره / ۲، ۴۱ مائده / ۵، ۱۵۷ [[اعراف]] / ۷، و ۲۹ فتح / ۴۸ آمده است.<ref>التبیان، ج ۳، ص۴۷۴، ۵۲۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۰۰ - ۳۰۱؛ المیزان، ج ۵، ص۲۴۴.</ref> [[آیه]] ۱۵ مائده / ۵ نشان می‌‌دهد که پیامبر اکرم{{صل}} از [[طریق وحی]] [[الهی]] از آموزه‌های تورات [[آگاه]] بوده است و همین مسئله با توجه به [[امی بودن]] آن حضرت، [[صداقت]] وی در [[ادعای نبوت]] را [[گواهی]] می‌‌کند.<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۴۳ - ۲۴۴.</ref>
{{پانویس}}


 
[[رده:تورات]]
=== [[لزوم]] [[ایمان مسلمانان]] به تورات===
بر اساس آنچه که درباره [[تأیید]] [[قرآن]] و پیامبر اکرم{{صل}} نسبت به همه کتب آسمانی از جمله تورات گفته شد، [[مسلمانان]] باید بدون هر گونه تبعیضی به [[آموزه‌های وحیانی]] و کتب نازل شده بر همه [[انبیای الهی]] از جمله [[حضرت موسی]]{{ع}} [[ایمان]] داشته باشند: «قولوا ءامَنّا بِاللّهِ وما اُنزِلَ اِلَینا وما اُنزِلَ اِلی اِبرهیمَ واِسمـعیلَ واِسحـقَ ویَعقوبَ والاَسباطِ وما اوتِیَ [[موسی]]... لانُفَرِّقُبَینَ اَحَدٍ مِنهُم ونَحنُ لَهُ مُسلِمون». (بقره / ۲، ۱۳۶ و نیز [[آل عمران]] / ۳، ۸۴) البته بدیهی است که [[ایمان]] یاد شده مربوط به صورت [[تحریف]] ناشده آن کتب و محدود به دوره [[تاریخی]] آن هاست.
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش