بدون خلاصۀ ویرایش
(←مصادیق) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = بدعت | | موضوع مرتبط = بدعت | ||
| عنوان مدخل = بدعت | | عنوان مدخل = بدعت | ||
| مداخل مرتبط = [[بدعت در لغت]] - [[بدعت در قرآن]] - [[بدعت در حدیث]] - [[بدعت در نهج البلاغه]] - [[بدعت در کلام اسلامی]] - [[بدعت در فقه اسلامی]] - [[بدعت در معارف | | مداخل مرتبط = [[بدعت در لغت]] - [[بدعت در قرآن]] - [[بدعت در حدیث]] - [[بدعت در نهج البلاغه]] - [[بدعت در کلام اسلامی]] - [[بدعت در فقه اسلامی]] - [[بدعت در معارف مهدویت]] - [[بدعت در فقه سیاسی]] - [[بدعت در معارف دعا و زیارات]] - [[بدعت در معارف و سیره سجادی]] - [[بدعت در معارف و سیره حسینی]] - [[بدعت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[بدعت از دیدگاه اهل سنت]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
نخست آنکه شما را از شرکت در [[مساجد]] و [[عبادت خدا]] بازنمیداریم. دوم آنکه با شما آغاز به [[جنگ]] نمیکنیم. سوم شما را از [[بیتالمال]] [[محروم]] نمینمائیم تا آنگاه که دستتان با ماست<ref>نهجالبلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکامالسطانیه، ص۵۴.</ref>. | نخست آنکه شما را از شرکت در [[مساجد]] و [[عبادت خدا]] بازنمیداریم. دوم آنکه با شما آغاز به [[جنگ]] نمیکنیم. سوم شما را از [[بیتالمال]] [[محروم]] نمینمائیم تا آنگاه که دستتان با ماست<ref>نهجالبلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکامالسطانیه، ص۵۴.</ref>. | ||
[[خوارج]] به دنبال [[اعتراض]] به [[امام]]، از [[حکومت]] و [[همکاری]] با امام کناره گرفتند و در محلی به نام [[نهروان]] [[اجتماع]] کردند و از طرف امام مورد تعرض قرار نگرفتند. امام نمایندهای بر آنها گماشت که تا مدتی از وی [[پیروی]] میکردند و او نیز با آنان [[مدارا]] میکرد تا آنکه شوریدند و او را به [[قتل]] رسانیدند و امام در برابر این [[شورش]] واکنش نرم نشان داد و از آنان خواست [[قاتل]] نمایندهاش را تحویل دهند، و آنها در پاسخ گفتند: ما همه قاتل وی هستیم<ref>نهجالبلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکامالسطانیه، ص۵۴.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۱۳-۳۱۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۳.</ref> | [[خوارج]] به دنبال [[اعتراض]] به [[امام]]، از [[حکومت]] و [[همکاری]] با امام کناره گرفتند و در محلی به نام [[نهروان]] [[اجتماع]] کردند و از طرف امام مورد تعرض قرار نگرفتند. امام نمایندهای بر آنها گماشت که تا مدتی از وی [[پیروی]] میکردند و او نیز با آنان [[مدارا]] میکرد تا آنکه شوریدند و او را به [[قتل]] رسانیدند و امام در برابر این [[شورش]] واکنش نرم نشان داد و از آنان خواست [[قاتل]] نمایندهاش را تحویل دهند، و آنها در پاسخ گفتند: ما همه قاتل وی هستیم<ref>نهجالبلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکامالسطانیه، ص۵۴.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۱۳-۳۱۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۳.</ref> | ||
==بدعت== | |||
بدعت نوعی خروج از مرزهای پذیرفته یک [[سنت]] تاریخی بادوام است؛ سنتی ناظر به بنیانهای [[معرفتی]]، ارزشی و آرمانی خاص که بر [[حفظ]] آنها پای میفشارد. از این منظر، نوعی [[گرایش]] به خروج از محدوده [[معرفتی]] یا هنجاری تثبیت شده یک [[سنت]] است. | |||
[[بدعت]] با توجه به [[منابع روایی شیعه]]، سه قید اساسی دارد: ۱. نوعی [[تصرف]] در [[احکام]] و [[عقاید]] [[دین]] است (تصرف به افزودن یا کاستن)؛ ۲. با اشاعه و [[تبلیغ]] و [[دعوت]] همراه است؛ ۳. در [[اسناد]] [[شرع]]، دلیلی عام یا خاص بر جواز آن موجود نیست. اتصاف به بدعت معمولاً در فضای منازعاتی ظهور مییابد که یک سوی آن [[مجادله]] بر مقولههای [[دینی]] است. معمولاً بدعت از سوی دو جریان متصور است: جریان [[دینداران]] منتقد و جریان غیر [[دیندار]]<ref>سیدرضا کلوری، «عاملیت بدعت و تحجر در عرفی شدن دین»، ص۴۹.</ref>. | |||
بدعت در واقع [[نوآوری در دین]] است؛ به طوری که در عین حالی که در دین نیست، به عنوان یک طریق [[شرعی]] وانمود میشود. به طور خلاصه، بدعت عملی با دو ویژگی است: اول آنکه اصل و اساسی در [[شریعت]] ندارد؛ دوم آنکه یک طریق شرعی وانمود میشود. [[علامه مجلسی]] در روایتی از [[رسول اکرم]]{{صل}} در خصوص [[ضلالت]] بودن هر نوع بدعت مینویسد: {{متن حدیث|البدعة كل رأي أو دين أو حكم أو عبادة لم يرد من الشارع بخصوصها ولا في ضمن حكم عام و به يظهر بطلان ما ذكره بعض أصحابنا تبعا للعامة من انقسام البدعة بانقسام الأحكام الخمسة}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۲۶۴.</ref>: «بدعت هر [[رأی]] یا [[حکم]] یا عبادتی است که [[شارع]] آن را نفرموده، نه به صورت خاص و نه در ضمن حکم عام؛ بنابراین میتوان سخن کسانی را که به [[تبعیت]] از [[عامه]] ([[اهل سنت]]) بدعت را همانند [[احکام خمسه]]، پنج قسمت کرده و دارای پنج حکم میدانند، سخنی [[باطل]] دانست». | |||
نکته شایان ذکر اینکه بدعت سه پیامد بسیاری منفی بر [[جامعه اسلامی]] دارد: | |||
#موجب ترک [[سنتها]] میشود: {{عربی|ما احدثت بدعة إلا ترك بها سنة فاتقوا البدع}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.</ref>. | |||
# بدعت چهرهای مغشوش از دین ارائه میکند که گاهی در مخاطبان دافعه ایجاد میکند. | |||
#موجب استحاله در دین میشود؛ به طوری که حتی [[متدینان]] نیز هم متوجه استحاله تدریجی [[دین]] نمیشوند؛ چراکه [[بدعت]] گاهی چنان به آرامی و بطیء در دین و [[دینداران]] [[نفوذ]] میکند که همچون حرکت مورچه در سیاهی شب بر روی سنگی سیاه است. | |||
بدعت و نقش ویرانگر آن را میتوان در جای جای [[روایات]] [[مشاهده]] کرد که [[اهل بیت]]{{عم}} کوشیدهاند با شناساندن بدعت و نقش پیدا و پنهان آن، دست کم [[شیعیان]] را از گزند آن دور نگه دارند: {{متن حدیث|ما هدم الدين مثل البدع}}<ref>ابوالفتح کراچکی، کنز الفوائد، ص۱۶۳.</ref>: «هیچ چیزی مانند بدعت موجب از بین رفتن دین نمیشود»؛ زیرا {{متن حدیث|مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.</ref>: «هیچ بدعتی ایجاد نمیشود؛ مگر آنکه [[سنت]] [حسنهای] را استحاله میکند و آن سنت ترک میشود»، {{متن حدیث|أَمَّا أَهْلُ الْبِدْعَةِ فَالْمُخَالِفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ لِكِتَابِهِ وَ لِرَسُولِهِ الْعَامِلُونَ بِرَأْيِهِمْ وَ أَهْوَائِهِمْ}}<ref>احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۶.</ref>: «[بدانید] بدعت [[مخالفت با قانون]] [[خدا]]، [[کتاب خدا]] و [[رسول]] خداست و عمل به [[رأی]] خود و خواستههای خویش است» و {{متن حدیث|مَنْ أَتَى ذَا بِدْعَةٍ فَعَظَّمَهُ فَإِنَّمَا سَعَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ}}<ref>احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۰۸.</ref>: «کسی که نزد بدعتگذاری برود و او را بزرگ بدارد، بهراستی که در استحاله [[فرهنگ اسلامی]] و منهدم کردنش کوشیده است». | |||
[[حضرت امیر]]{{ع}} در سخنانی بانیان [[بدعتها]] را سردمداران [[ستمگری]] معرفی میکند که خود گمراهند و دیگران نیز به وسیله آنها [[گمراه]] میشوند؛ آنان احیاگران بدعتها و میراندگان [[سنتها]] هستند: {{{متن حدیث|إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيَا بِدْعَةً مَتْرُوكَةً}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۶۰ و ۱۶۳.</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} [[مسئولیت]] [[مقابله با بدعت]] گذاران را بر دوش [[عالمان]] میگذارد و میفرماید: {{متن حدیث|إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۹.</ref>: «زمانی که [[بدعتها]] در [[امت]] من ظاهر شدند، عالم باید علمش را ظاهر کند؛ پس اگر چنین نکند، [[لعنت]] و [[نفرین]] [[خدا]] بر او باشد» آن حضرت در [[نکوهش]] [[بدعتگذاران]]، [[بدعت]] را موجب [[غش]] و [[فریب]] تودهها میداند که به دوریشان از [[رحمت الهی]] میانجامد: {{متن حدیث|من غش امتي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين قالوا يا رسول الله و ما الغش قال أن يبتدع لهم بدعة فيعمل بها}}<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۹.</ref>. «از [[صادقین]]{{ع}} نیز [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۹۷.</ref>: «هر بدعتی [[گمراهی]] است و هر گمراهی را به [[دوزخ]] میبرد». | |||
نقش مخرب بدعت بر [[دین]] و آموزهها و ارزشهای آن چنان میتواند عمیق و گسترده باشد که ایبسا، [[اصل دین]] دچار چالش شود؛ چنان که در مورد [[دین مسیحیت]] چنین اتفاقی افتاده است. به همین علت، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وقتی از [[بدعت گذاران]] سخن میگوید، با شدت به تقبیح آنان میپردازد. [[امام صادق]]{{ع}} از قول [[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلِ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةِ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ- وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُونَ مِنْ بِدَعِهِمْ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۷.</ref>: «اگر [[اهل]] [[شک]] و بدعت را دیدید از آنان [[بیزاری]] بجویید، بسیار به آنان [[دشنام]] دهید، درباره آنان [[بدگویی]] کنید و [[طعن]] زنید، ایشان را خفه و وامانده سازید تا به [[فساد]] در [[اسلام]] [[طمع]] نکنند و [[مردم]] از آنها بر [[حذر]] شوند و از بدعتهای آنان نیاموزند». | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} و همچنین در تقبیح [[بدعتگذار]] - حتی [[اعمال عبادی]] و [[کار خیر]] او - میفرماید: {{متن حدیث|لا يقبل الله لصاحب بدعة صلاة ولا صوما ولا صدقة ولا عمرة ولا جهادا ولا صرفا ولا عدلا و...}}<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۹.</ref>: «[[خداوند]] [[نماز]]، [[روزه]]، [[صدقه]]، [[عمره]]، [[جهاد]]، [[انفاق]] و [[بخشش]] بدعتگذار را قبول نمیکند». | |||
[[فقها]] در برابر کتابهای بدعتآموز نیز به شدت موضع گرفته و به اجتناب از آنها فراخواندهاند. [[سیدجواد عاملی]] در مفتاح الکرامه مینویسد: {{عربی|اما كتب البدع في هذه الملة فهي أصناف منها كتب الجبر ونفي الغرض المفردة التي ليس معها غيرها... و كتب الخوارج أصولا و فروعا و الفتاوي المفردة لأحد فهذه حالها حال ما تقدمها}}<ref>سید جواد عاملی، مفتاح الکرامه، ج۴، ص۶۳.</ref>: «اما کتب [[بدعت در دین]] بر چند نوع است: کتابهای [[جبر]] و [[نفی]] غرض در [[خلقت]] – آنهایی که اختصاصاً بر همین مورد نوشته شدهاند -... کتب اصول و [[فروع]] [[خوارج]] و فتاوای مختص برای یکی از فقهای اربعه. [[حکم]] اینها حکم قبلیهاست [یعنی [[حرام]] است]». | |||
برای مقابله با [[بدعتگذاران]]، در [[روایات]]، شیوههایی بیان شده است؛ از جمله [[مقاومت منفی]] در قبال تحرکات آنهاست تا [[نقاب]] از چهره آنان برداشته شود؛ چراکه تا خواهان و شیفتگانی برای [[بدعت]] نباشد، بدعتگذار هم به این سمت کشیده نمیشود. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[نکوهش]] [[همراهی]] با بدعتگذاران میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ مَشَى إِلَى صَاحِبِ بِدْعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ مَشَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۸.</ref>: «هر کس با بدعتگذار همراهی کند و او را [[توقیر]] و بزرگ دارد، او را در [[نابودی اسلام]] همراهی کرده است»؛ همچنین میفرماید: {{متن حدیث|لَا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ فَتَصِيرُوا عِنْدَ النَّاسِ كَوَاحِدٍ مِنْهُمْ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۸۱، حدیث ۳.</ref>: «با بدعتگذاران [[مصاحبت]] و [[مجالست]] نکنید که همانند آنان میشوید». در واقع اگر بدعتگذار [[هوادار]] و مؤیدی در میان [[مردم]] نداشته باشد و سخنش خریداری نیابد، دیگر برای چه کسی دینسازی خواهد کرد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَعْرَضَ عَنْ صَاحِبِ بِدْعَةٍ بُغْضاً لَهُ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهُ يَقِيناً وَ إِیمَاناً}}<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۸.</ref>: «هر کس از بدعتگذاران [[اعراض]] کند و روی بگرداند، [[خداوند بزرگ]] قلبش را از [[امن]] و [[ایمان]] لبریز گرداند». | |||
در روایتی، [[امام صادق]]{{ع}} از قول [[پیامبر خدا]]{{صل}} راهکارهای فیزیکی و روانی جلوگیری از [[بدعت در دین]] را نشان میدهد<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۷.</ref> که در [[حقیقت]] این راهکارهای [[امام]] همان راههای دفع [[تهدیدات]] و تأمین [[امنیت فرهنگی]] در [[جامعه اسلامی]] است؛ از جمله [[تبری]] جستن از [[بدعتگذاران]]، [[سبّ]] بسیار آنان، [[بدگویی]] و [[طعنه]] زدن به آنها تا تأثیرگذاری بدعتشان کاهش یابد، جلوگیری از انتشار سخنان بدعتآمیز آنان و تحت فشار قرار دادنشان تا به [[فساد]] و [[بدعت]] در [[اسلام]] [[طمع]] نکند و [[آگاه کردن]] و هشدار دادن به [[مردم]] برای در [[امان]] ماندن از پیامدهای بدعت او<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۸.</ref>. | |||
در این راستا [[امام علی]]{{ع}} پس از دستیابی به [[خلافت]]، در جهت دفع تهدیدات دو گروه بدعتگذار، یعنی [[حاکمان ستمگر]] و [[عالمان]] [[فاسد]] سعی کرد از [[دین]] و ارزشهای متعالی آن [[پاسداری]] کند و با کجاندیشیها و بدعتهایی که دو گروه پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} در جامعه اسلامی ایجاد کرده بودند، [[مبارزه]] کند. آن حضرت این مهم را در شمار [[وظایف دولت]] [[نبوی]] قلمداد میکند و میفرماید: {{متن حدیث|أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَيَّنَ بِهِ الْأَحْكَامَ الْمَفْصُولَةَ}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶۱.</ref>: «بدو [[[رسول خدا]]{{صل}}] حکمهای نادانسته را آشکار کرد و [[بدعتها]] را که در آن راه یافته بود، کوفت و برکنار کرد و حکمهای گونهگون را پدیدار». | |||
همچنین آن حضرت در خطابی به [[خلیفه سوم]]، [[عثمان بن عفان]]، [[وظیفه]] [[پاسداری از دین]] را برای [[دولت اسلامی]]، [[برترین]] [[عبادت]] معرفی میکند: {{متن حدیث|فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref>: «بدان که برترین [[بندگان خدا]] نزد او امامی است [[دادگر]]، [[هدایت]] شده و [[راهبر]] که سنتی را که شناخته است، بر پا دارد و بدعتی را که ناشناخته است، بمیراند».<ref>[[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|فقه و امنیت]] ص ۳۰۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۴: | خط ۶۸: | ||
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] | # [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] | ||
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']] | # [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']] | ||
# [[پرونده:IM010643.jpg|22px]] [[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|'''فقه و امنیت''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||