بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = بدعت | |||
| عنوان مدخل = بدعت | |||
| مداخل مرتبط = [[بدعت در لغت]] - [[بدعت در قرآن]] - [[بدعت در حدیث]] - [[بدعت در نهج البلاغه]] - [[بدعت در کلام اسلامی]] - [[بدعت در فقه اسلامی]] - [[بدعت در معارف مهدویت]] - [[بدعت در فقه سیاسی]] - [[بدعت در معارف دعا و زیارات]] - [[بدعت در معارف و سیره سجادی]] - [[بدعت در معارف و سیره حسینی]] - [[بدعت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[بدعت از دیدگاه اهل سنت]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
«بدعت» اسم مصدر از "[[بدع]]" به معنای چیز نو و بیسابقه، [[آیین]] نو و رسم تازه است<ref>فرهنگ معین، ج۱، ص۴۸۴.</ref> و در اصطلاح [[فقه سیاسی]]، بدعتگزار، به افرادی اطلاق میگردد که بر اثر برداشت [[نادرست]] در [[استنتاج]] از منابع [[دینی]]، دچار [[گمراهی]] شده و [[احکام]] [[باطل]] و غیر [[دینی]] را به عنوان [[احکام دین]] ارایه نموده و با فراخواندن [[مردم]] به [[افکار]] [[منحرف]] خویش و [[گمراه کردن]] آنها، فتنهای در [[جامعه اسلامی]] بر پا کنند؛ ولی خود ظاهراً به [[موازین]] [[دولت اسلامی]] پایبند بوده و [[مردم]] را به طور علنی، بر [[قیام]] علیه [[امام]] وقت [[دعوت]] نمیکنند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ المستدرک، باب ۲۴ من ابواب جهاد العدو، حدیث ۹.</ref>. گروه یاد شده، هرگاه [[افساد]] نکنند، [[دولت اسلامی]] نخست، با آنها از در [[منطق]] و [[استدلال]]، [[ارشاد]] و [[پاسخ به شبهات]] وارد میشود؛ اگر مؤثر نیفتاد به شیوه [[سیاسی]] و افشاگرانه به منظور خنثیسازی آثار منفی اعمالشان، بر اساس سلسله مراتب [[امر به معروف و نهی از منکر]] عمل خواهد نمود؛ چنانکه [[امام علی]] {{ع}} در برابر [[خوارج]] چنین کرد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۵۴؛ نهج البلاغه، خطبههای ۳۵، ۳۶، ۵۸ و ۵۹.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۶.</ref> | |||
== | ==[[بدعت]]== | ||
بنیان نهادن [[عقیده]] یا عملی از پیش خود به نام [[دین]]. | |||
بدعت عبارت است از [[نوآوری]] عقیده یا عملی در حوزه دین بدون استناد به منابع پذیرفته شده در [[استنباط احکام]]، همچون [[قرآن]] و [[سنت]] [[معصومان]]{{عم}} که از آن به [[تشریع]] در دین نیز تعبیر میشود. مقابل بدعت «سنت» قرار دارد که عبارت است از مجموعه [[عقاید]]، [[اخلاقیات]] و [[احکام عملی]] که [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} پایهگذاری کردهاند<ref>عوائدالایام، ص۳۲۵؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۵۱۳-۵۱۷.</ref> از این عنوان در بابهایی مانند [[طهارت]]، [[صلات]]، [[صوم]]، [[حج]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[تجارت]] و [[طلاق]] سخن رفته است.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۲.</ref> | |||
===[[حکم]]=== | |||
[[حرمت]] بدعت از مسلمات [[شریعت مقدس اسلام]] و [[ضروری دین]] است؛ بلکه بدعت در حوزه عقاید گاه موجب [[کفر]] و [[شرک]] میشود، مانند قول به تجسم ذات [[خداوند متعال]] یا [[حلول]] او در کسی<ref>عوائدالایام، ص۳۱۹.</ref>. [[روایات]] بسیاری در [[نکوهش]] بدعت وارد شده است. مضمون برخی از آنها این است که: «هر بدعتی [[گمراهی]]، و فرجام هر گمراهی [[آتش]] است»<ref>وسائلالشیعه، ج۸، ص۳۳۵.</ref> «هیچ بدعتی نهاده نشده مگر آنکه در کنار آن سنتی ترک شده است»<ref>وسائلالشیعه، ج۱۶، ص۱۷۵.</ref>. | |||
کتاب دربردارنده بدعت از کتابهای ضاله است، که هر گونه کسب با آن به فروختن، [[اجاره]] یا عاریه دادن و جز آنها، [[حرام]] و از بین بردن آن [[واجب]] است<ref>جواهرالکلام، ج۲۲، ص۵۶-۵۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۲.</ref> | |||
===مصادیق=== | |||
بعضی مصادیق روشن بدعت عبارت است از: [[اذان]] دوم یا سوم در [[روز جمعه]]<ref>جواهرالکلام، ج۹، ص۳۰.</ref> گفتن جمله {{متن حدیث|الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ}}<ref>جواهرالکلام، ج۹، ص۷۹ و ۱۱۲-۱۱۴.</ref> در اذان [[صبح]] خواندن نوافل شبهای [[ماه رمضان]] به [[جماعت]]<ref>سئوال و جواب (یزدی)، ص۷۷.</ref> تقدم [[خطبهها]] بر [[نماز]] در [[نماز عید]] [[فطر]] و قربان<ref>جواهرالکلام، ج۱۱، ص۳۹۷.</ref> و نیز بنیان نهادن [[قیاس]]، [[استحسان]] و [[مصالح مرسله]] به عنوان [[ادله]] [[استنباط احکام شرعی]]. | |||
[[وجوب]] [[مبارزه با بدعت]]: [[مقابله با بدعت]] به اظهار [[علم]]، بر [[عالمان دینی]]، واجب و [[کتمان]] علم، جز در موارد [[تقیه]] و [[خوف]] حرام است. در روایات آمده است: «اگر عالم، به [[رویارویی]] با [[بدعتها]] برنخیزد و [[دانش]] خود را - به منظور روشن کردن [[افکار عمومی]] - عرضه نکند، دچار [[نفرین]] [[خداوند]] میشود»<ref>وسائلالشیعه، ج۱۶، ص۲۶۹.</ref>. | |||
[[بیزاری جستن]] از [[بدعتگذاران]] و ترک [[تعظیم]] آنان و نیز بر [[حذر]] داشتن [[مردم]] از نزدیک شدن و [[ارتباط]] با ایشان، [[واجب]] است. از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که «چنانچه پس از من با بدعتگذاران برخورد کردید، از آنان [[بیزاری]] بجویید و آنان را بسیار [[دشنام]] دهید و به [[بدی]] یاد کنید تا در [[اسلام]] [[طمع]] فسادانگیز نورزند و نیز مردم را از ایشان بر حذر دارید که تحت تأثیر بدعتهای آنان قرار نگیرند» در [[حدیثی]] دیگر آمده است: «هر کس نزد [[بدعتگذاری]] برود و او را تعظیم نماید، سعی در [[نابودی اسلام]] کرده است»<ref>وسائلالشیعه، ج۱۶، ص۲۶۷؛ فرهنگ فقه، ج۲، ص۷۵.</ref>. | |||
[[ | بنابراین [[بدعت]] عبارت از [[اثبات]] هر نوع نظر و عملی است که در [[نصوص دینی]] [[نفی]] شده و یا نفی نظر و عملی است که مورد [[تأیید]] [[دین]] قرار گرفته است و از این رو مصداق بدعت الزاماً هر امر نو نیست و ممکن است بدعت در [[واپسگرایی]] و بازگشت به [[فکر]] یا عملی [[صدق]] کند که با آمدن اسلام [[منسوخ]] شده و به جای آن، ایده نو جایگزین شده است. بازگشت به [[جاهلیت]] و آثار [[ضد]] [[توحیدی]] آن بدعت محسوب میشود. | ||
[[رده: | بدعت به اشکال مختلف و در قالبهای متعدد [[تفسیر]] شده که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | ||
#بسیاری از [[فقها]] بدعت را مختص به تعبدیات دانسته و انجام اعمالی که در [[شریعت]] به آنها امر تعبدی نشده را اگر به قصد [[تعبد]] صورت گیرد، بدعت شمردهاند<ref>عوائدالایام (نراقی)، ص۳۲۰.</ref>؛ | |||
#نسبت دادن هر نوع [[اعتقاد]] یا عملی که مورد تأیید دین نیست به دین و یا نفی کردن هر نوع اعتقاد و عملی که مورد تأیید دین است از قلمروی دین؛ | |||
#تثبیت [[باورها]] و یا [[اعمال]] خاص به منظور این که دیگران آنها را به عنوان جزیی از [[دین]] پذیرا و یا عامل باشند، بدون آنکه بر آنها [[دلیل شرعی]] وجود داشته باشد مانند بسیاری از بدعتهای خلفای [[جور]]<ref>عوائدالایام (نراقی)، ص۳۲۵.</ref>؛ | |||
#نهادینه کردن امور غیر [[دینی]] در دین و یا ایدئولوژیک کردن امور غیر دینی مانند ایدئولوژیک کردن مسائل عادی از قبیل [[لباس]]، [[غذا]]، درمان و [[احساسات]] و [[عواطف]] بشری مگر آنکه امکان ایدئولوژیک نمودن آن در [[شریعت]] [[پیشبینی]] شده باشد مانند این که میتوان هر عمل [[سودمندی]] را به قصد [[تقرب به خدا]] به عنوان [[عبادت]] انجام داد<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۰۹-۲۱۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۲.</ref> | |||
==[[بدعتگذاران فتنهگر]]== | |||
گروهی هستند که به دلیل برداشت غلط و سوءفهم در [[استنتاج]] از منابع [[شناخت دین]] دچار [[گمراهی]] شده و مرام و [[مذهب]] جدیدی را [[بدعت]] گذاردهاند و با فراخواندن [[مردم]] به مرام و مذهب خویش و [[گمراه کردن]] آنان فتنهای را در [[جامعه اسلامی]] به پا میکنند، ولی خود به [[موازین]] [[دولت اسلامی]] پایبندند و مردم را نیز به [[قیام]] علیه [[امام]] [[دعوت]] نمیکنند. با چنین فرضی عنوان [[باغی]] بر آنها [[صدق]] نخواهد کرد. | |||
این گروه که عنوان [[مبتدع]] بر آنها اطلاق میشود، اگر [[افساد]] نکنند<ref>وسائلالشیعه، ج۶، ص۹۵.</ref> دولت اسلامی با آنان به دو روش [[مبارزه]] خواهد کرد: | |||
نخست از راه [[منطق]] و [[استدلال]] و [[ارشاد]] و توجیه و بحث و [[پاسخ به شبهات]] و [[اشتباهات]]؛ و دوم به شیوه [[سیاسی]] و افشاگرانه به منظور خنثی کردن آثار منفی دعوت آنان در میان مردم. و در صورت بیاثر ماندن مقابله با شیوه [[فرهنگی]] و شیوه سیاسی، بر اساس سلسله مراتبی که در [[امر به معروف و نهی از منکر]] مقرر شده عمل خواهد کرد. چنان که [[خوارج]] که کارشان بالا گرفت و از [[انتقاد]] به [[شعار]] دادن و تحریک مردم پرداختند، علی{{ع}} تنها به جواب منطقی و [[سیاست]] افشاگرانه بسنده کرد. | |||
هنگامی که امام مشغول [[خطابه]] بود یکی از آنان فریاد زد: {{عربی|لَا حُكْمَ إِلّا لِلّهِ لَا لَكَ يَا عَلِيّ}} ([[حکومت]] از آن خداست نه برای تو). امام با آرامی پاسخ داد: {{متن حدیث|كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ}} (سخن حقی است که گوینده از آن قصد [[باطل]] و [[فریب]] دارد)<ref>نهجالبلاغه، خ ۴۰.</ref>. | |||
سپس افزود شما بر عهده من ([[دولت اسلامی]]) سه [[حق]] دارید: | |||
نخست آنکه شما را از شرکت در [[مساجد]] و [[عبادت خدا]] بازنمیداریم. دوم آنکه با شما آغاز به [[جنگ]] نمیکنیم. سوم شما را از [[بیتالمال]] [[محروم]] نمینمائیم تا آنگاه که دستتان با ماست<ref>نهجالبلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکامالسطانیه، ص۵۴.</ref>. | |||
[[خوارج]] به دنبال [[اعتراض]] به [[امام]]، از [[حکومت]] و [[همکاری]] با امام کناره گرفتند و در محلی به نام [[نهروان]] [[اجتماع]] کردند و از طرف امام مورد تعرض قرار نگرفتند. امام نمایندهای بر آنها گماشت که تا مدتی از وی [[پیروی]] میکردند و او نیز با آنان [[مدارا]] میکرد تا آنکه شوریدند و او را به [[قتل]] رسانیدند و امام در برابر این [[شورش]] واکنش نرم نشان داد و از آنان خواست [[قاتل]] نمایندهاش را تحویل دهند، و آنها در پاسخ گفتند: ما همه قاتل وی هستیم<ref>نهجالبلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکامالسطانیه، ص۵۴.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۱۳-۳۱۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۳.</ref> | |||
==بدعت== | |||
بدعت نوعی خروج از مرزهای پذیرفته یک [[سنت]] تاریخی بادوام است؛ سنتی ناظر به بنیانهای [[معرفتی]]، ارزشی و آرمانی خاص که بر [[حفظ]] آنها پای میفشارد. از این منظر، نوعی [[گرایش]] به خروج از محدوده [[معرفتی]] یا هنجاری تثبیت شده یک [[سنت]] است. | |||
[[بدعت]] با توجه به [[منابع روایی شیعه]]، سه قید اساسی دارد: ۱. نوعی [[تصرف]] در [[احکام]] و [[عقاید]] [[دین]] است (تصرف به افزودن یا کاستن)؛ ۲. با اشاعه و [[تبلیغ]] و [[دعوت]] همراه است؛ ۳. در [[اسناد]] [[شرع]]، دلیلی عام یا خاص بر جواز آن موجود نیست. اتصاف به بدعت معمولاً در فضای منازعاتی ظهور مییابد که یک سوی آن [[مجادله]] بر مقولههای [[دینی]] است. معمولاً بدعت از سوی دو جریان متصور است: جریان [[دینداران]] منتقد و جریان غیر [[دیندار]]<ref>سیدرضا کلوری، «عاملیت بدعت و تحجر در عرفی شدن دین»، ص۴۹.</ref>. | |||
بدعت در واقع [[نوآوری در دین]] است؛ به طوری که در عین حالی که در دین نیست، به عنوان یک طریق [[شرعی]] وانمود میشود. به طور خلاصه، بدعت عملی با دو ویژگی است: اول آنکه اصل و اساسی در [[شریعت]] ندارد؛ دوم آنکه یک طریق شرعی وانمود میشود. [[علامه مجلسی]] در روایتی از [[رسول اکرم]]{{صل}} در خصوص [[ضلالت]] بودن هر نوع بدعت مینویسد: {{متن حدیث|البدعة كل رأي أو دين أو حكم أو عبادة لم يرد من الشارع بخصوصها ولا في ضمن حكم عام و به يظهر بطلان ما ذكره بعض أصحابنا تبعا للعامة من انقسام البدعة بانقسام الأحكام الخمسة}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲، ص۲۶۴.</ref>: «بدعت هر [[رأی]] یا [[حکم]] یا عبادتی است که [[شارع]] آن را نفرموده، نه به صورت خاص و نه در ضمن حکم عام؛ بنابراین میتوان سخن کسانی را که به [[تبعیت]] از [[عامه]] ([[اهل سنت]]) بدعت را همانند [[احکام خمسه]]، پنج قسمت کرده و دارای پنج حکم میدانند، سخنی [[باطل]] دانست». | |||
نکته شایان ذکر اینکه بدعت سه پیامد بسیاری منفی بر [[جامعه اسلامی]] دارد: | |||
#موجب ترک [[سنتها]] میشود: {{عربی|ما احدثت بدعة إلا ترك بها سنة فاتقوا البدع}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.</ref>. | |||
# بدعت چهرهای مغشوش از دین ارائه میکند که گاهی در مخاطبان دافعه ایجاد میکند. | |||
#موجب استحاله در دین میشود؛ به طوری که حتی [[متدینان]] نیز هم متوجه استحاله تدریجی [[دین]] نمیشوند؛ چراکه [[بدعت]] گاهی چنان به آرامی و بطیء در دین و [[دینداران]] [[نفوذ]] میکند که همچون حرکت مورچه در سیاهی شب بر روی سنگی سیاه است. | |||
بدعت و نقش ویرانگر آن را میتوان در جای جای [[روایات]] [[مشاهده]] کرد که [[اهل بیت]]{{عم}} کوشیدهاند با شناساندن بدعت و نقش پیدا و پنهان آن، دست کم [[شیعیان]] را از گزند آن دور نگه دارند: {{متن حدیث|ما هدم الدين مثل البدع}}<ref>ابوالفتح کراچکی، کنز الفوائد، ص۱۶۳.</ref>: «هیچ چیزی مانند بدعت موجب از بین رفتن دین نمیشود»؛ زیرا {{متن حدیث|مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.</ref>: «هیچ بدعتی ایجاد نمیشود؛ مگر آنکه [[سنت]] [حسنهای] را استحاله میکند و آن سنت ترک میشود»، {{متن حدیث|أَمَّا أَهْلُ الْبِدْعَةِ فَالْمُخَالِفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ لِكِتَابِهِ وَ لِرَسُولِهِ الْعَامِلُونَ بِرَأْيِهِمْ وَ أَهْوَائِهِمْ}}<ref>احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۶.</ref>: «[بدانید] بدعت [[مخالفت با قانون]] [[خدا]]، [[کتاب خدا]] و [[رسول]] خداست و عمل به [[رأی]] خود و خواستههای خویش است» و {{متن حدیث|مَنْ أَتَى ذَا بِدْعَةٍ فَعَظَّمَهُ فَإِنَّمَا سَعَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ}}<ref>احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۰۸.</ref>: «کسی که نزد بدعتگذاری برود و او را بزرگ بدارد، بهراستی که در استحاله [[فرهنگ اسلامی]] و منهدم کردنش کوشیده است». | |||
[[حضرت امیر]]{{ع}} در سخنانی بانیان [[بدعتها]] را سردمداران [[ستمگری]] معرفی میکند که خود گمراهند و دیگران نیز به وسیله آنها [[گمراه]] میشوند؛ آنان احیاگران بدعتها و میراندگان [[سنتها]] هستند: {{{متن حدیث|إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيَا بِدْعَةً مَتْرُوكَةً}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۶۰ و ۱۶۳.</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} [[مسئولیت]] [[مقابله با بدعت]] گذاران را بر دوش [[عالمان]] میگذارد و میفرماید: {{متن حدیث|إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۹.</ref>: «زمانی که [[بدعتها]] در [[امت]] من ظاهر شدند، عالم باید علمش را ظاهر کند؛ پس اگر چنین نکند، [[لعنت]] و [[نفرین]] [[خدا]] بر او باشد» آن حضرت در [[نکوهش]] [[بدعتگذاران]]، [[بدعت]] را موجب [[غش]] و [[فریب]] تودهها میداند که به دوریشان از [[رحمت الهی]] میانجامد: {{متن حدیث|من غش امتي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين قالوا يا رسول الله و ما الغش قال أن يبتدع لهم بدعة فيعمل بها}}<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۹.</ref>. «از [[صادقین]]{{ع}} نیز [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۹۷.</ref>: «هر بدعتی [[گمراهی]] است و هر گمراهی را به [[دوزخ]] میبرد». | |||
نقش مخرب بدعت بر [[دین]] و آموزهها و ارزشهای آن چنان میتواند عمیق و گسترده باشد که ایبسا، [[اصل دین]] دچار چالش شود؛ چنان که در مورد [[دین مسیحیت]] چنین اتفاقی افتاده است. به همین علت، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وقتی از [[بدعت گذاران]] سخن میگوید، با شدت به تقبیح آنان میپردازد. [[امام صادق]]{{ع}} از قول [[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلِ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةِ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ- وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُونَ مِنْ بِدَعِهِمْ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۷.</ref>: «اگر [[اهل]] [[شک]] و بدعت را دیدید از آنان [[بیزاری]] بجویید، بسیار به آنان [[دشنام]] دهید، درباره آنان [[بدگویی]] کنید و [[طعن]] زنید، ایشان را خفه و وامانده سازید تا به [[فساد]] در [[اسلام]] [[طمع]] نکنند و [[مردم]] از آنها بر [[حذر]] شوند و از بدعتهای آنان نیاموزند». | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} و همچنین در تقبیح [[بدعتگذار]] - حتی [[اعمال عبادی]] و [[کار خیر]] او - میفرماید: {{متن حدیث|لا يقبل الله لصاحب بدعة صلاة ولا صوما ولا صدقة ولا عمرة ولا جهادا ولا صرفا ولا عدلا و...}}<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۹.</ref>: «[[خداوند]] [[نماز]]، [[روزه]]، [[صدقه]]، [[عمره]]، [[جهاد]]، [[انفاق]] و [[بخشش]] بدعتگذار را قبول نمیکند». | |||
[[فقها]] در برابر کتابهای بدعتآموز نیز به شدت موضع گرفته و به اجتناب از آنها فراخواندهاند. [[سیدجواد عاملی]] در مفتاح الکرامه مینویسد: {{عربی|اما كتب البدع في هذه الملة فهي أصناف منها كتب الجبر ونفي الغرض المفردة التي ليس معها غيرها... و كتب الخوارج أصولا و فروعا و الفتاوي المفردة لأحد فهذه حالها حال ما تقدمها}}<ref>سید جواد عاملی، مفتاح الکرامه، ج۴، ص۶۳.</ref>: «اما کتب [[بدعت در دین]] بر چند نوع است: کتابهای [[جبر]] و [[نفی]] غرض در [[خلقت]] – آنهایی که اختصاصاً بر همین مورد نوشته شدهاند -... کتب اصول و [[فروع]] [[خوارج]] و فتاوای مختص برای یکی از فقهای اربعه. [[حکم]] اینها حکم قبلیهاست [یعنی [[حرام]] است]». | |||
برای مقابله با [[بدعتگذاران]]، در [[روایات]]، شیوههایی بیان شده است؛ از جمله [[مقاومت منفی]] در قبال تحرکات آنهاست تا [[نقاب]] از چهره آنان برداشته شود؛ چراکه تا خواهان و شیفتگانی برای [[بدعت]] نباشد، بدعتگذار هم به این سمت کشیده نمیشود. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[نکوهش]] [[همراهی]] با بدعتگذاران میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ مَشَى إِلَى صَاحِبِ بِدْعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ مَشَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۸.</ref>: «هر کس با بدعتگذار همراهی کند و او را [[توقیر]] و بزرگ دارد، او را در [[نابودی اسلام]] همراهی کرده است»؛ همچنین میفرماید: {{متن حدیث|لَا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ فَتَصِيرُوا عِنْدَ النَّاسِ كَوَاحِدٍ مِنْهُمْ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۸۱، حدیث ۳.</ref>: «با بدعتگذاران [[مصاحبت]] و [[مجالست]] نکنید که همانند آنان میشوید». در واقع اگر بدعتگذار [[هوادار]] و مؤیدی در میان [[مردم]] نداشته باشد و سخنش خریداری نیابد، دیگر برای چه کسی دینسازی خواهد کرد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَعْرَضَ عَنْ صَاحِبِ بِدْعَةٍ بُغْضاً لَهُ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهُ يَقِيناً وَ إِیمَاناً}}<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۸.</ref>: «هر کس از بدعتگذاران [[اعراض]] کند و روی بگرداند، [[خداوند بزرگ]] قلبش را از [[امن]] و [[ایمان]] لبریز گرداند». | |||
در روایتی، [[امام صادق]]{{ع}} از قول [[پیامبر خدا]]{{صل}} راهکارهای فیزیکی و روانی جلوگیری از [[بدعت در دین]] را نشان میدهد<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۷.</ref> که در [[حقیقت]] این راهکارهای [[امام]] همان راههای دفع [[تهدیدات]] و تأمین [[امنیت فرهنگی]] در [[جامعه اسلامی]] است؛ از جمله [[تبری]] جستن از [[بدعتگذاران]]، [[سبّ]] بسیار آنان، [[بدگویی]] و [[طعنه]] زدن به آنها تا تأثیرگذاری بدعتشان کاهش یابد، جلوگیری از انتشار سخنان بدعتآمیز آنان و تحت فشار قرار دادنشان تا به [[فساد]] و [[بدعت]] در [[اسلام]] [[طمع]] نکند و [[آگاه کردن]] و هشدار دادن به [[مردم]] برای در [[امان]] ماندن از پیامدهای بدعت او<ref>صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج۲، ص۳۸.</ref>. | |||
در این راستا [[امام علی]]{{ع}} پس از دستیابی به [[خلافت]]، در جهت دفع تهدیدات دو گروه بدعتگذار، یعنی [[حاکمان ستمگر]] و [[عالمان]] [[فاسد]] سعی کرد از [[دین]] و ارزشهای متعالی آن [[پاسداری]] کند و با کجاندیشیها و بدعتهایی که دو گروه پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} در جامعه اسلامی ایجاد کرده بودند، [[مبارزه]] کند. آن حضرت این مهم را در شمار [[وظایف دولت]] [[نبوی]] قلمداد میکند و میفرماید: {{متن حدیث|أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَيَّنَ بِهِ الْأَحْكَامَ الْمَفْصُولَةَ}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶۱.</ref>: «بدو [[[رسول خدا]]{{صل}}] حکمهای نادانسته را آشکار کرد و [[بدعتها]] را که در آن راه یافته بود، کوفت و برکنار کرد و حکمهای گونهگون را پدیدار». | |||
همچنین آن حضرت در خطابی به [[خلیفه سوم]]، [[عثمان بن عفان]]، [[وظیفه]] [[پاسداری از دین]] را برای [[دولت اسلامی]]، [[برترین]] [[عبادت]] معرفی میکند: {{متن حدیث|فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref>: «بدان که برترین [[بندگان خدا]] نزد او امامی است [[دادگر]]، [[هدایت]] شده و [[راهبر]] که سنتی را که شناخته است، بر پا دارد و بدعتی را که ناشناخته است، بمیراند».<ref>[[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|فقه و امنیت]] ص ۳۰۳.</ref> | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] | |||
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']] | |||
# [[پرونده:IM010643.jpg|22px]] [[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|'''فقه و امنیت''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:بدعت]] | |||