ولایت تکوینی: تفاوت میان نسخهها
←پانویس
جز (جایگزینی متن - 'ه. ق)' به 'ﻫ.ق)') |
(←پانویس) |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = ولایت | | موضوع مرتبط = ولایت | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[ولایت تکوینی در لغت]] - [[ولایت تکوینی در قرآن]] - [[ولایت تکوینی در حدیث]] - [[ولایت تکوینی در کلام اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[ولایت تکوینی در لغت]] - [[ولایت تکوینی در قرآن]] - [[ولایت تکوینی در حدیث]] - [[ولایت تکوینی در کلام اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
یکی از [[شئون]] بسیار مهم، شأنی است که در | یکی از [[شئون]] بسیار مهم، شأنی است که در ادبیات [[کلامی]]، [[فلسفی]] و [[عرفانی]] به [[شأن]] ولایت تکوینی معروف شده است. پذیرش یا عدم پذیرش این [[شأن]] برای [[امامان]] از دیرباز مورد بحث میان دانشمندان [[امامیه]] بوده است. ازاینرو باید این مسئله با دقت بیشتری بررسی شود. | ||
بهنظر میرسد اصل این واژه، در متون [[روایی]] و [[کلامی]] پیشینه چندانی ندارد. ازاینرو، باید مقصود از این اصطلاح بهخوبی روشن شود؛ چراکه ممکن است [[منکران]] این [[شأن]]، معنایی از آن در نظر داشته باشند که این معنا مورد [[پذیرش]] باورمندان نیز نباشد. | بهنظر میرسد اصل این واژه، در متون [[روایی]] و [[کلامی]] پیشینه چندانی ندارد. ازاینرو، باید مقصود از این اصطلاح بهخوبی روشن شود؛ چراکه ممکن است [[منکران]] این [[شأن]]، معنایی از آن در نظر داشته باشند که این معنا مورد [[پذیرش]] باورمندان نیز نباشد. | ||
[[عالمان دینی]] مصادیقی برای [[شأن]] ولایت تکوینی بیان کردهاند.<ref>برای نمونه، ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۹، ص۱۶۱-۱۶۳.</ref> با وجود این، بهنظر میرسد میتوان این [[شأن]] را در دو حوزه جداگانه بررسی کرد: | [[عالمان دینی]] مصادیقی برای [[شأن]] ولایت تکوینی بیان کردهاند.<ref>برای نمونه، ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۹، ص۱۶۱-۱۶۳.</ref> با وجود این، بهنظر میرسد میتوان این [[شأن]] را در دو حوزه جداگانه بررسی کرد: | ||
# [[تفویض محدود]]: بدین معنا که [[امام]] {{ع}} یا هر کسی که چنین [[ولایتی]] دارد، [[توانایی]] [[تصرف]] در عالم [[تکوین]] را داشته باشد. [[معجزات]] [[پیامبران]] و [[کرامات]] [[امامان]] و بزرگان [[دین]] "صرفنظر از گستره آن" در این قسمت قابل بررسی است؛<ref>گفتنی است اصطلاح "تفویض محدود" در آثار دانشمندان شیعی کمتر به چشم میخورد و ایشان هرگاه از واژه "تفويض" استفاده میکنند، مقصودشان همان تفویض مطلق است. نکته دیگر آنکه ممکن است بتوان برای مفهوم تفويض مطلق، از اصطلاح "ولایت بر تكوين"، و برای مفهوم تفويض محدود، از اصطلاح "ولایت در تکوین" استفاده کرد. ولایت بر تکوین، همان سیطره کلی بر نظام تکوین همراه با مسئولیتهایی است که بیان شد؛ اما ولایت در تکوین همان تصرفات جزئی در نظام هستی است.</ref> | |||
# [[ | |||
# [[تفويض مطلق]]: بدین معنا که [[امام]] {{ع}} بر [[نظام هستی]] [[ولایت]] دارد و [[تدبیر]] امر [[بندگان]]، [[مسئولیت]] امر روزی، [[نزول]] [[باران]]، [[حیات]] و ممات موجودات و خلاصه آنچه مربوط به [[مدیریت]] [[نظام هستی]] است، بر عهده اوست. | # [[تفويض مطلق]]: بدین معنا که [[امام]] {{ع}} بر [[نظام هستی]] [[ولایت]] دارد و [[تدبیر]] امر [[بندگان]]، [[مسئولیت]] امر روزی، [[نزول]] [[باران]]، [[حیات]] و ممات موجودات و خلاصه آنچه مربوط به [[مدیریت]] [[نظام هستی]] است، بر عهده اوست. | ||
تفاوت میان این دو روشن است؛ بدین معنا که قابل [[تصور]] است که کسی بر زنده کردن مرده توانا باشد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر [[حیات]] و ممات باشد. یا آنکه کسی بتواند از زیر سنگ برای کسی [[آب]] درآورد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر روزی در [[دنیا]] باشد. | تفاوت میان این دو روشن است؛ بدین معنا که قابل [[تصور]] است که کسی بر زنده کردن مرده توانا باشد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر [[حیات]] و ممات باشد. یا آنکه کسی بتواند از زیر سنگ برای کسی [[آب]] درآورد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر روزی در [[دنیا]] باشد. | ||
پرواضح است که ممکن است کسی [[تفویض مطلق]] را نپذیرد؛ اما [[تفویض محدود]] را [[باور]] داشته باشد<ref>اهمیت تفکیک این دو مسئله از یکدیگر آنجا خود را نشان میدهد که اولاً، در طول تاریخ نسبت به پذیرش یا عدم پر مسئله ولایت تکوینی نزاعهای فراوانی وجود داشته است؛ ثانياً، شاید کمتر فرد صحابی یا عالم شیعی باشد که ولایت تکوینی بهمعنای کرامت امام یا معجزه پیامبر را باور نداشته باشد. ازاینروست که تفکیک یادشده میتواند در تقریب میان دیدگاهها مؤثر بوده، این مسئله را روشن سازد که آنچه میان عالمان شیعی مورد نزاع بوده و هست، ولایت تکوینی به معنای تفویض و واگذاری امور به [[امامان]] {{عم}} است. عدم تفکیک میان این دو نیز موجب شده تا برخی، اعتقاد به قدرت تصرف در کائنات را همردیف با قول به تفويض مطلق بهشمار آورده، هردو را رد کنند؛ سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۶۲ و ۹۸.</ref> البته هرکس [[تفویض محدود]] را نپذیرد، به طریق اولی [[تفویض مطلق]] را نیز نخواهد پذیرفت. اینک باید دید براساس [[آیات]] [[قرآن کریم]] و نیز [[روایات]] [[پیشوایان دین]]، کدام [[شأن]] برای [[امامان]] {{عم}} [[اثبات]] شدنی است<ref>ر. ک | پرواضح است که ممکن است کسی [[تفویض مطلق]] را نپذیرد؛ اما [[تفویض محدود]] را [[باور]] داشته باشد<ref>اهمیت تفکیک این دو مسئله از یکدیگر آنجا خود را نشان میدهد که اولاً، در طول تاریخ نسبت به پذیرش یا عدم پر مسئله ولایت تکوینی نزاعهای فراوانی وجود داشته است؛ ثانياً، شاید کمتر فرد صحابی یا عالم شیعی باشد که ولایت تکوینی بهمعنای کرامت امام یا معجزه پیامبر را باور نداشته باشد. ازاینروست که تفکیک یادشده میتواند در تقریب میان دیدگاهها مؤثر بوده، این مسئله را روشن سازد که آنچه میان عالمان شیعی مورد نزاع بوده و هست، ولایت تکوینی به معنای تفویض و واگذاری امور به [[امامان]] {{عم}} است. عدم تفکیک میان این دو نیز موجب شده تا برخی، اعتقاد به قدرت تصرف در کائنات را همردیف با قول به تفويض مطلق بهشمار آورده، هردو را رد کنند؛ سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۶۲ و ۹۸.</ref> البته هرکس [[تفویض محدود]] را نپذیرد، به طریق اولی [[تفویض مطلق]] را نیز نخواهد پذیرفت. اینک باید دید براساس [[آیات]] [[قرآن کریم]] و نیز [[روایات]] [[پیشوایان دین]]، کدام [[شأن]] برای [[امامان]] {{عم}} [[اثبات]] شدنی است<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۱۰۳ ـ ۱۰۴.</ref>. | ||
== [[ولایت]] [[مقام امامت]] و [[ولایت]] در [[نظام تکوین]] == | == [[ولایت]] [[مقام امامت]] و [[ولایت]] در [[نظام تکوین]] == | ||
ساختار [[نظام خلقت]] در عالم [[تکوین]]، بر اساس مراتب اسماء [[استوار]] گردیده است؛ یعنی چینش اسماء نسبت به ذات [[باری تعالی]]، بر اساس تقدّم و تأخّر وجودی و [[شرافت]] رتبی در [[نظام]] طولی عالم است. بنابراین، در سلسله عالم امکان و در [[نظام]] چینشی اسماء [[الهی]]، اقرب اسماء به ذات باری [[متعال]]، آن اسم کلّی است که عالَم به [[یمن]] وجود او موجود شد و [[مشیّت الهی]] در [[تدبیر]] عالم، از [[بیت]] او بر خلایق جاری گردید<ref>{{متن حدیث|إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ وَ الصَّادِرُ عَمَّا فَصَلَ مِنْ أَحْكَامِ الْعِبَادِ}}.(الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ﻫ.ق)، ج۴، ص۵۷۷؛ باب زیاره قبر أبی عبدالله الحسین بن علی {{ع}}.</ref>. چنین اسمی، اعظم اسماء [[الهی]] است و هیچ اسم دیگری اقرب از او نبوده و میان او و ذات باری فاصلی نیست. لذا به لحاظ لغوی، به چنین اسمی در [[نظام تکوین]] "ولیّالله" اطلاق میگردد. هرچند که در [[قرآن]] و کلمات [[اهل بیت]] {{عم}}، از این اسم با عناوین گوناگون دیگری از قبیل خلیفهالله، | ساختار [[نظام خلقت]] در عالم [[تکوین]]، بر اساس مراتب اسماء [[استوار]] گردیده است؛ یعنی چینش اسماء نسبت به ذات [[باری تعالی]]، بر اساس تقدّم و تأخّر وجودی و [[شرافت]] رتبی در [[نظام]] طولی عالم است. بنابراین، در سلسله عالم امکان و در [[نظام]] چینشی اسماء [[الهی]]، اقرب اسماء به ذات باری [[متعال]]، آن اسم کلّی است که عالَم به [[یمن]] وجود او موجود شد و [[مشیّت الهی]] در [[تدبیر]] عالم، از [[بیت]] او بر خلایق جاری گردید<ref>{{متن حدیث|إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ وَ الصَّادِرُ عَمَّا فَصَلَ مِنْ أَحْكَامِ الْعِبَادِ}}.(الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ﻫ.ق)، ج۴، ص۵۷۷؛ باب زیاره قبر أبی عبدالله الحسین بن علی {{ع}}.</ref>. چنین اسمی، اعظم اسماء [[الهی]] است و هیچ اسم دیگری اقرب از او نبوده و میان او و ذات باری فاصلی نیست. لذا به لحاظ لغوی، به چنین اسمی در [[نظام تکوین]] "ولیّالله" اطلاق میگردد. هرچند که در [[قرآن]] و کلمات [[اهل بیت]] {{عم}}، از این اسم با عناوین گوناگون دیگری از قبیل خلیفهالله، مقام حمل [[امانت]]، مشکات [[ولایت]] و یا [[مقام امامت]] نیز یاد شده، ولی بنابر قاعده [[عقلی]]، اوّلین اسم صادر از ذات که سایر اسماء محتاج [[خوان]] [[کرم]] او هستند، [[اسم اعظم الهی]] است که مدیر و مدبّر سایر اسماء میباشد و [[اراده الهی]] در تمشیت عالم، از مجرای او صادر میشود و در بازگشت نیز، همه امور از طریق او به ذات باری [[متعال]] باز میگردد. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید» سوره مائده، آیه ۳۵.</ref>. | ||
[[خداوند]] در [[قرآن]]، به جلوههایی از این [[ولایت]] [[اولیاء]] خود {{عم}} در [[تکوین]] اشاره نموده است؛ چنانکه خطاب به [[حضرت عیسی]] {{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | [[خداوند]] در [[قرآن]]، به جلوههایی از این [[ولایت]] [[اولیاء]] خود {{عم}} در [[تکوین]] اشاره نموده است؛ چنانکه خطاب به [[حضرت عیسی]] {{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۷: | ||
== [[اثبات ولایت تکوینی ائمه]] {{عم}} == | == [[اثبات ولایت تکوینی ائمه]] {{عم}} == | ||
ثبوت ولایت تکوینی و [[تشریعی]] برای [[امامان معصوم]] {{عم}} از نظر [[عقلی]] مشکلی ندارد؛ زیرا چه اشکالی دارد که [[خداوند متعال]]، زمام امور [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[جهان]] و و [[انسان]] را در قلمرو معینی - که خود [[صلاح]] میداند - به افراد [[شایسته]] و لایقی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه معصومین]] {{عم}} واگذار کند <ref>مراد از واگذاری، واسطه در تدبیر و تصرّف به اذن و اراده الهی است، چه این واسطه پیامبر باشد چه امام و چه فرشتگان. (ر. ک: المیزان، ج۱۶، ص۳۷۱ - ۳۷۳ و ج۲۰، ص۱۷۹ - ۱۸۴).</ref>، همچنان که به برخی [[فرشتگان]] والا | ثبوت ولایت تکوینی و [[تشریعی]] برای [[امامان معصوم]] {{عم}} از نظر [[عقلی]] مشکلی ندارد؛ زیرا چه اشکالی دارد که [[خداوند متعال]]، زمام امور [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[جهان]] و و [[انسان]] را در قلمرو معینی - که خود [[صلاح]] میداند - به افراد [[شایسته]] و لایقی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه معصومین]] {{عم}} واگذار کند <ref>مراد از واگذاری، واسطه در تدبیر و تصرّف به اذن و اراده الهی است، چه این واسطه پیامبر باشد چه امام و چه فرشتگان. (ر. ک: المیزان، ج۱۶، ص۳۷۱ - ۳۷۳ و ج۲۰، ص۱۷۹ - ۱۸۴).</ref>، همچنان که به برخی [[فرشتگان]] والا مقام مقرّبش واگذار کرده و آنها به [[اذن]] و [[اراده]] [[ربوبی]] در بسیاری از امور [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[جهان]] و [[انسان]] [[اعمال]] [[ولایت]] و تصرّف مینمایند<ref>قرآن [[کریم]] در یک نظر کلی از زبان [[فرشتگان]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ}} «و هیچ یک از ما ([[فرشتگان]]) نیست مگر که جایگاهی معیّن دارد» [[سوره صافات]]، [[آیه]] ۱۶۴. | ||
برخی از این [[مسئولیتها]] و مأموریتهای برخی [[فرشتگان]] به این شرح است: | برخی از این [[مسئولیتها]] و مأموریتهای برخی [[فرشتگان]] به این شرح است: | ||
| خط ۸۹: | خط ۸۸: | ||
[[ولایت تشریعی]]، یعنی [[خداوند]] - افزون بر [[قانونگذار]] بودنش - در امور [[مردم]] و [[شئون]] آنان دست میبرد و [[حق حاکمیت]] بر مردم در اصل، از آنِ اوست و چنین [[ولایت]] و اولویتی را به پیامبرش{{صل}} وامیگذارد و او نیز در طول [[ولایت الهی]]، چنین [[ولایتی]] دارد؛ | [[ولایت تشریعی]]، یعنی [[خداوند]] - افزون بر [[قانونگذار]] بودنش - در امور [[مردم]] و [[شئون]] آنان دست میبرد و [[حق حاکمیت]] بر مردم در اصل، از آنِ اوست و چنین [[ولایت]] و اولویتی را به پیامبرش{{صل}} وامیگذارد و او نیز در طول [[ولایت الهی]]، چنین [[ولایتی]] دارد؛ | ||
یعنی ولایت آن حضرت همان ولایت خداوندی و شعاعی از آن به شمار میرود. از این رو، [[اداره امور جامعه]] و [[برپایی حکومت]] و [[اختیار]] [[جنگ]] و [[صلح]] و دیگر [[مقدرات]] [[جامعه]]، به دست [[پیامبر]]{{صل}} و در اختیار اوست و او بر اساس [[مصالح جامعه]]، بر مردم [[حکم]] میراند. | یعنی ولایت آن حضرت همان ولایت خداوندی و شعاعی از آن به شمار میرود. از این رو، [[اداره امور جامعه]] و [[برپایی حکومت]] و [[اختیار]] [[جنگ]] و [[صلح]] و دیگر [[مقدرات]] [[جامعه]]، به دست [[پیامبر]]{{صل}} و در اختیار اوست و او بر اساس [[مصالح جامعه]]، بر مردم [[حکم]] میراند. | ||
همین ولایت در قالب امانتی [[الهی]]، پس از پیامبر{{صل}} به [[کاملترین]] و [[شایستهترین]] [[انسانها]] میرسد که در | همین ولایت در قالب امانتی [[الهی]]، پس از پیامبر{{صل}} به [[کاملترین]] و [[شایستهترین]] [[انسانها]] میرسد که در مقام [[منیع]] [[عصمت]] جای گرفتهاند و هریک از آنان، در [[زمان]] خویش، [[راهبری مردم]] را به سوی غایات و اهداف بلند [[انسانی]] بر عهده دارد. | ||
بر پایه [[اجماع]] [[مفسران]] و نقل [[محدثان]]، علی{{ع}} در [[رکوع]]، [[انگشتر]] خود را به [[سائل]] داد و این [[آیه]] در [[شأن]] وی نازل شد. با توجه به این واقعه و دیگر قرینهها، لفظ مشترک «ولی» در این آیه به معنای [[سرپرستی]] و [[ولایت عام]] [[امت]] به کار رفته و بر [[ولایت کلی]] الهی دلالت میکند و از دید [[تکوینی]] و [[تشریعی]]، با [[جعل الهی]] برای [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] پس از آن حضرت اثباتپذیر است.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و | بر پایه [[اجماع]] [[مفسران]] و نقل [[محدثان]]، علی{{ع}} در [[رکوع]]، [[انگشتر]] خود را به [[سائل]] داد و این [[آیه]] در [[شأن]] وی نازل شد. با توجه به این واقعه و دیگر قرینهها، لفظ مشترک «ولی» در این آیه به معنای [[سرپرستی]] و [[ولایت عام]] [[امت]] به کار رفته و بر [[ولایت کلی]] الهی دلالت میکند و از دید [[تکوینی]] و [[تشریعی]]، با [[جعل الهی]] برای [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] پس از آن حضرت اثباتپذیر است.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۰۲.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۲: | ||
{{خداشناسی}} | {{خداشناسی}} | ||
[[رده: | [[رده:شئون امامت]] | ||
[[رده:اصطلاحات کلامی]] | [[رده:اصطلاحات کلامی]] | ||
[[رده:اعتقادات شیعه]] | [[رده:اعتقادات شیعه]] | ||
[[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]] | [[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]] | ||
[[رده:اختلافات شیعه با وهابیت]] | [[رده:اختلافات شیعه با وهابیت]] | ||
[[رده:ولایت | [[رده:اقسام ولایت]] | ||