ولایت تکوینی

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از زیرشاخه‌های بحث ولایت است. "ولایت تکوینی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ولایت تکوینی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • یکی از شئون بسیار مهم، شأنی است که در ادبیات کلامی، فلسفی و عرفانی به شأن ولایت تکوینی معروف شده است. پذیرش یا عدم پذیرش این شأن برای امامان از دیرباز مورد بحث میان دانشمندان امامیه بوده است. از‌این‌رو باید این مسئله با دقت بیشتری بررسی شود.
  • به‌نظر می‌رسد اصل این واژه، در متون روایی و کلامی پیشینه چندانی ندارد. از‌این‌رو، باید مقصود از این اصطلاح به‌خوبی روشن شود؛ چراکه ممکن است منکران این شأن، معنایی از آن در نظر داشته باشند که این معنا مورد پذیرش باورمندان نیز نباشد.
  • عالمان دینی مصادیقی برای شأن ولایت تکوینی بیان کرده‌اند.[۱] با وجود این، به‌نظر می‌رسد می‌توان این شأن را در دو حوزه جداگانه بررسی کرد:
  1. تفويض محدود: بدین معنا که امامعلیه السلام یا هر کسی که چنین ولایتی دارد، توانایی تصرف در عالم تکوین را داشته باشد. معجزات پیامبران و کرامات امامان و بزرگان دین "صرف‌نظر از گستره آن" در این قسمت قابل بررسی است؛[۲]
  2. تفويض مطلق: بدین معنا که امامعلیه السلام بر نظام هستی ولایت دارد و تدبیر امر بندگان، مسئولیت امر روزی، نزول باران، حیات و ممات موجودات و خلاصه آنچه مربوط به مدیریت نظام هستی است، بر عهده اوست.
  • تفاوت میان این دو روشن است؛ بدین معنا که قابل تصور است که کسی بر زنده کردن مرده توانا باشد؛ اما چنین نباشد که او مسئول كل امر حیات و ممات باشد. یا آنکه کسی بتواند از زیر سنگ برای کسی آب درآورد؛ اما چنین نباشد که او مسئول كل امر روزی در دنیا باشد.
  • پرواضح است که ممکن است کسی تفویض مطلق را نپذیرد؛ اما تفویض محدود را باور داشته باشد[۳] البته هرکس تفویض محدود را نپذیرد، به طریق اولی تفویض مطلق را نیز نخواهد پذیرفت. اینک باید دید براساس آیات قرآن کریم و نیز روایات پیشوایان دین، کدام شأن برای امامانعلیهم السلام اثبات شدنی است[۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. برای نمونه، ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۹، ص۱۶۱-۱۶۳.
  2. گفتنی است اصطلاح "تفویض محدود" در آثار دانشمندان شیعی کمتر به چشم می‌خورد و ایشان هرگاه از واژه "تفويض" استفاده می‌کنند، مقصودشان همان تفویض مطلق است. نکته دیگر آنکه ممکن است بتوان برای مفهوم تفويض مطلق، از اصطلاح "ولایت بر تكوين"، و برای مفهوم تفويض محدود، از اصطلاح "ولایت در تکوین" استفاده کرد. ولایت بر تکوین، همان سیطره کلی بر نظام تکوین همراه با مسئولیت‌هایی است که بیان شد؛ اما ولایت در تکوین همان تصرفات جزئی در نظام هستی است.
  3. اهمیت تفکیک این دو مسئله از یکدیگر آنجا خود را نشان می‌دهد که اولاً، در طول تاریخ نسبت به پذیرش یا عدم پر مسئله ولایت تکوینی نزاع‌های فراوانی وجود داشته است؛ ثانياً، شاید کمتر فرد صحابی یا عالم شیعی باشد که ولایت تکوینی به‌معنای کرامت امام یا معجزه پیامبر را باور نداشته باشد. از‌این‌روست که تفکیک یادشده می‌تواند در تقریب میان دیدگاه‌ها مؤثر بوده، این مسئله را روشن سازد که آنچه میان عالمان شیعی مورد نزاع بوده و هست، ولایت تکوینی به معنای تفویض و واگذاری امور به امامانعلیهم السلام است. عدم تفکیک میان این دو نیز موجب شده تا برخی، اعتقاد به قدرت تصرف در کائنات را هم‌ردیف با قول به تفويض مطلق به‌شمار آورده، هردو را رد کنند؛ سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۶۲ و ۹۸.
  4. ر. ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.