←منابع
جز (جایگزینی متن - 'شکوه' به 'شکوه') |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = خشوع | |||
| عنوان مدخل = خشوع | |||
| مداخل مرتبط = [[خشوع در قرآن]] - [[خشوع در حدیث]] - [[خشوع در نهج البلاغه]] - [[خشوع در معارف دعا و زیارات]] - [[خشوع در معارف و سیره علوی]] - [[خشوع در معارف و سیره سجادی]] - [[خشوع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==تنظیم آیات خشوع به ترتیب مصحفی آن== | == تنظیم آیات خشوع به ترتیب مصحفی آن == | ||
#{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و بیگمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستادهاند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی میورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمیفروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بیگمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.</ref>. | #{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و بیگمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستادهاند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی میورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمیفروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بیگمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}<ref>«و با روی بر زمین میافتند، میگریند و (قرآن) بر فروتنی آنان میافزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۹.</ref>. | #{{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}<ref>«و با روی بر زمین میافتند، میگریند و (قرآن) بر فروتنی آنان میافزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۹.</ref>. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۶: | ||
#{{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}<ref>«رخسارههایی در آن روز خاکسارند،» سوره غاشیه، آیه ۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۳.</ref> | #{{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}<ref>«رخسارههایی در آن روز خاکسارند،» سوره غاشیه، آیه ۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۳.</ref> | ||
==خشوع در [[تفاسیر]]== | == خشوع در [[تفاسیر]] == | ||
[[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، فرموده: یعنی با اطاعت و فرمانبرداریکردن، خاضعند؛ در حال طاعتش، [[فروتن]] و خوار و ذلیلاند، و ابنزید گفته است: خاشع؛ یعنی خوار و ذلیلی که خایف است<ref>تبیان، ج۳، ص۹۴؛ مجمع البیان، ج۲، ص۵۶۱.</ref>. | [[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، فرموده: یعنی با اطاعت و فرمانبرداریکردن، خاضعند؛ در حال طاعتش، [[فروتن]] و خوار و ذلیلاند، و ابنزید گفته است: خاشع؛ یعنی خوار و ذلیلی که خایف است<ref>تبیان، ج۳، ص۹۴؛ مجمع البیان، ج۲، ص۵۶۱.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}، فرموده: یعنی آنچه در [[قرآن]] است از [[پندها]] و عبرتها فروتنی آنان را برای [[خدای تعالی]] و اطاعت او و خضوع برای او افزایش میدهد<ref>تبیان، ج۶، ص۵۳۲.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}، فرموده: یعنی آنچه در [[قرآن]] است از [[پندها]] و عبرتها فروتنی آنان را برای [[خدای تعالی]] و اطاعت او و خضوع برای او افزایش میدهد<ref>تبیان، ج۶، ص۵۳۲.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، فرموده: یعنی خضوع و فروتنی میکنند برای او؛ بدین معنا که آهسته هستند و صدا بلند نمیشود، و بنا بر قول [[ابنعباس]]، خشوع؛ یعنی [[خضوع]]<ref>تبیان، ج۷، ص۱۸۵.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، فرموده: یعنی خضوع و فروتنی میکنند برای او؛ بدین معنا که آهسته هستند و صدا بلند نمیشود، و بنا بر قول [[ابنعباس]]، خشوع؛ یعنی [[خضوع]]<ref>تبیان، ج۷، ص۱۸۵.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی در نمازشان برای [[خدای تعالی]] خضوع ذلّتگونه دارند، و گفتهاند: معنایش آن است که سعی دارند، [[نماز]] را در برابر [[قبله]]، با حالت خضوع و [[ذلّت]] و [[خواری]] برای پروردگارشان به جا آوردند، و گفتهاند: معنای آن، [[ترس]] و بیمدارندگان است، و [[مجاهد]] گفته است: معنایش، [[چشمپوشی]] کردن، [[تواضع]]، [[فروتنی]]، و [[وقار]] و آرامی است، و گفتهاند: نگاهکردن [[نمازگزار]] است به موضع سجودش، و [[پیامبر]]{{صل}}، نگاهش را به طرف [[آسمان]] بالا مینمود، این [[آیه]] نازل گردید، و پس از آن، پیامبر{{صل}} سرش را فرود آورد و به سجدهگاهش نظر افکند، و خشوع در نماز، عبارت است از فروتنی با جمیع [[همّت]] برای آن، رویگردان بودن از آنچه سوای نماز است تا آنچه را جاری میکند از [[تکبیر]] و [[تسبیح]] و [[تحمید]] برای خدای تعالی و [[تلاوت قرآن]]، در آن [[تدبّر]] نماید، و آن، محل خضوع و فروتنی برای [[پروردگار]] است. پس برای آنکس که [[رضایت]] او تعالی را طالب است، [[طاعت]] او تعالی وسیله میباشد<ref>تبیان، ج۷، ص۳۰۸.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی در نمازشان برای [[خدای تعالی]] خضوع ذلّتگونه دارند، و گفتهاند: معنایش آن است که سعی دارند، [[نماز]] را در برابر [[قبله]]، با حالت خضوع و [[ذلّت]] و [[خواری]] برای پروردگارشان به جا آوردند، و گفتهاند: معنای آن، [[ترس]] و بیمدارندگان است، و [[مجاهد]] گفته است: معنایش، [[چشمپوشی]] کردن، [[تواضع]]، [[فروتنی]]، و [[وقار]] و آرامی است، و گفتهاند: نگاهکردن [[نمازگزار]] است به موضع سجودش، و [[پیامبر]] {{صل}}، نگاهش را به طرف [[آسمان]] بالا مینمود، این [[آیه]] نازل گردید، و پس از آن، پیامبر {{صل}} سرش را فرود آورد و به سجدهگاهش نظر افکند، و خشوع در نماز، عبارت است از فروتنی با جمیع [[همّت]] برای آن، رویگردان بودن از آنچه سوای نماز است تا آنچه را جاری میکند از [[تکبیر]] و [[تسبیح]] و [[تحمید]] برای خدای تعالی و [[تلاوت قرآن]]، در آن [[تدبّر]] نماید، و آن، محل خضوع و فروتنی برای [[پروردگار]] است. پس برای آنکس که [[رضایت]] او تعالی را طالب است، [[طاعت]] او تعالی وسیله میباشد<ref>تبیان، ج۷، ص۳۰۸.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آن مردان متواضعی که [[تکبّر]] ندارند و آن [[زنان]] فروتنی که بدون تکبّر هستند<ref>تبیان. ج۸، ص۳۰۹.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آن مردان متواضعی که [[تکبّر]] ندارند و آن [[زنان]] فروتنی که بدون تکبّر هستند<ref>تبیان. ج۸، ص۳۰۹.</ref>. | ||
| خط ۲۹: | خط ۳۱: | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، به [[نقل]] از [[ابنعباس]] فرموده: یعنی صداها برای [[عظمت]] [[خدای رحمان]] به آرامی و به [[ملایمت]]، خفیف و آهسته میشوند<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۱.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، به [[نقل]] از [[ابنعباس]] فرموده: یعنی صداها برای [[عظمت]] [[خدای رحمان]] به آرامی و به [[ملایمت]]، خفیف و آهسته میشوند<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۱.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی خاضعند، و در حالت ذلّتگونه و تواضع، چشمانشان را از مواضع سجودشان به بالا نیاندازد و به سمت راست و چپ توجّهی ندارند، و [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} مردی را دید که در حال [[نماز]] با ریشهای خود [[بازی]] میکند، آن [[حضرت]] فرمود: اگر او دلش تواضع داشت، اعضای [[بدن]] او هم تواضع داشتند، و در این، دلالتی است بر این که خشوع در نماز، هم با [[قلب]] است و هم با اعضا و جوارح، و اما خشوع با [[قلب]] به این است که از هر چه همّ او برای آن است و یا برای متفرعات آن چیز است، فارغ و آسوده باشد؛ پس در [[دل]] او جز [[عبادت]] [[الله]] و [[معبود]]، چیزی نگذرد، و اما خشوع با اعضا و جوارح، به این است که چشم را به پایین بیاندازد و به [[نماز]] | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی خاضعند، و در حالت ذلّتگونه و تواضع، چشمانشان را از مواضع سجودشان به بالا نیاندازد و به سمت راست و چپ توجّهی ندارند، و [[روایت]] شده که [[پیامبر]] {{صل}} مردی را دید که در حال [[نماز]] با ریشهای خود [[بازی]] میکند، آن [[حضرت]] فرمود: اگر او دلش تواضع داشت، اعضای [[بدن]] او هم تواضع داشتند، و در این، دلالتی است بر این که خشوع در نماز، هم با [[قلب]] است و هم با اعضا و جوارح، و اما خشوع با [[قلب]] به این است که از هر چه همّ او برای آن است و یا برای متفرعات آن چیز است، فارغ و آسوده باشد؛ پس در [[دل]] او جز [[عبادت]] [[الله]] و [[معبود]]، چیزی نگذرد، و اما خشوع با اعضا و جوارح، به این است که چشم را به پایین بیاندازد و به [[نماز]] اقبال داشته باشد و توجه به غیر آن یا انجام کار [[بیهوده]] را ترک نماید. [[ابن عباس]] فرمود: آنکه در حال نماز، [[خاشع]] و [[متواضع]] است، به کسی که در طرف راست او یا در طرف چپ او است، متوجه نیست، و [[روایت]] است که [[پیامبر خدا]] {{صل}} در حال نماز چشمانش را به سمت بالا، سوی [[آسمان]]، میانداخت. [[آیه]] مزبور نازل گردید، پس از آن، [[پیامبر]] {{صل}} سر فرود آورد و چشمش را به [[زمین]] دوخت<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۹.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آنان که برای [[خدای تعالی]] [[فروتن]] و خاضعند، و گفتهاند: یعنی آن مردانی که در حال [[خوف]] و [[بیم]] هستند، و آن زنانی که در حال خوف و بیم هستند<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۸۵.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آنان که برای [[خدای تعالی]] [[فروتن]] و خاضعند، و گفتهاند: یعنی آن مردانی که در حال [[خوف]] و [[بیم]] هستند، و آن زنانی که در حال خوف و بیم هستند<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۸۵.</ref>. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۹: | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: یعنی صداها پایین میآید، به این جهت که آنان در ذلّت، خواری و [[بیچارگی]] برای خدای تعالی هستند. پس شنونده به جز صداهای آهسته را نمیشنود<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۲۸.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: یعنی صداها پایین میآید، به این جهت که آنان در ذلّت، خواری و [[بیچارگی]] برای خدای تعالی هستند. پس شنونده به جز صداهای آهسته را نمیشنود<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۲۸.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}. فرموده: خشوع، تأثر خاصی است از ناحیه [[مقهور]] در برابر [[قاهر]] به گونهای که با توجّهنمودن به او، از غیرش [[بریده]] شود، و ظاهر این است که آن، از صفات قلب است. پس از آن، به نوعی از [[عنایت]]، به اعضا یا به غیر آنها نسبت داده شده، مانند: قول [[پیامبر]]{{صل}} بنا بر آنچه [[روایت]] شده که آن بزرگوار درباره کسی که در [[نماز]] با ریش خود [[بازی]] میکرد، فرمود: اگر [[دل]] او خشوع داشت، اعضایش هم خشوع داشتند، و قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. خشوع با این معنا، جامع جمیع معانی است که خشوع را بدان [[تفسیر]] نمودهاند، مانند قول بعضی که گفتهاند: آن، [[ترس]] و [[آرامش]] اعضا است، و قول دیگر آنکه خشوع، فرو انداختن چشم و [[فروتنی]] و [[تواضع]]، با سر به زیر افکندن، با توجهنکردن به سمت راست و چپ، یا موقعیت را بزرگ و مهم دانستن و منتهای سعی و کو شش را به کار بستن، یا تذلّل و غیر آن است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۴.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}. فرموده: خشوع، تأثر خاصی است از ناحیه [[مقهور]] در برابر [[قاهر]] به گونهای که با توجّهنمودن به او، از غیرش [[بریده]] شود، و ظاهر این است که آن، از صفات قلب است. پس از آن، به نوعی از [[عنایت]]، به اعضا یا به غیر آنها نسبت داده شده، مانند: قول [[پیامبر]] {{صل}} بنا بر آنچه [[روایت]] شده که آن بزرگوار درباره کسی که در [[نماز]] با ریش خود [[بازی]] میکرد، فرمود: اگر [[دل]] او خشوع داشت، اعضایش هم خشوع داشتند، و قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. خشوع با این معنا، جامع جمیع معانی است که خشوع را بدان [[تفسیر]] نمودهاند، مانند قول بعضی که گفتهاند: آن، [[ترس]] و [[آرامش]] اعضا است، و قول دیگر آنکه خشوع، فرو انداختن چشم و [[فروتنی]] و [[تواضع]]، با سر به زیر افکندن، با توجهنکردن به سمت راست و چپ، یا موقعیت را بزرگ و مهم دانستن و منتهای سعی و کو شش را به کار بستن، یا تذلّل و غیر آن است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۴.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، فرموده: خشوع، تذلّل [[باطنی]] به وسیله [[قلب]] است؛ همچنان که [[خضوع]]، تذلّل ظاهری به وسیله اعضا میباشد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۳۲.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، فرموده: خشوع، تذلّل [[باطنی]] به وسیله [[قلب]] است؛ همچنان که [[خضوع]]، تذلّل ظاهری به وسیله اعضا میباشد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۳۲.</ref>. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۹: | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: در این هنگام، دعوتکننده [[الهی]] [[مردم]] را به [[حیات]] و جمع در [[محشر]] و حساب [[دعوت]] میکند و همگی بی کم و کاست دعوت او را لبیک میگویند و از او [[پیروی]] مینمایند: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ}}. آیا این دعوتکننده، [[اسرافیل]] است یا [[فرشته]] دیگری از [[فرشتگان]] بزرگ [[خدا]]؟ در [[قرآن]] دقیقاً مشخص نشده است، ولی هر کس باشد، آنچنان فرمانش نافذ است که هیچکس [[قدرت]] بر تخلّف از آن را ندارد. جمله {{متن قرآن|لَا عِوَجَ لَهُ}}: (هیچ [[انحراف]] و [[کجی]] ندارد، ممکن است توصیف برای دعوت این دعوتکننده بوده باشد، و یا توصیفی برای پیرویکردن دعوتشدگان و یا هر دو. جالب توجه این که: همانگونه که سطح [[زمین]] آنچنان صاف و مستوی میشود که کمترین اعوجاجی در آن نیست، [[فرمان الهی]] و دعوتکننده او نیز آنچنان صاف و مستقیم، و پیروی از او آنچنان مشخص است که هیچ انحراف و کجی در آن نیز [[راه]] ندارد. در این موقع، اصوات در برابر [[عظمت]] [[پروردگار]] [[رحمان]]، [[خاضع]] میگردد و جز صدای آهسته، چیزی نمیشنوی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: در این هنگام، دعوتکننده [[الهی]] [[مردم]] را به [[حیات]] و جمع در [[محشر]] و حساب [[دعوت]] میکند و همگی بی کم و کاست دعوت او را لبیک میگویند و از او [[پیروی]] مینمایند: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ}}. آیا این دعوتکننده، [[اسرافیل]] است یا [[فرشته]] دیگری از [[فرشتگان]] بزرگ [[خدا]]؟ در [[قرآن]] دقیقاً مشخص نشده است، ولی هر کس باشد، آنچنان فرمانش نافذ است که هیچکس [[قدرت]] بر تخلّف از آن را ندارد. جمله {{متن قرآن|لَا عِوَجَ لَهُ}}: (هیچ [[انحراف]] و [[کجی]] ندارد، ممکن است توصیف برای دعوت این دعوتکننده بوده باشد، و یا توصیفی برای پیرویکردن دعوتشدگان و یا هر دو. جالب توجه این که: همانگونه که سطح [[زمین]] آنچنان صاف و مستوی میشود که کمترین اعوجاجی در آن نیست، [[فرمان الهی]] و دعوتکننده او نیز آنچنان صاف و مستقیم، و پیروی از او آنچنان مشخص است که هیچ انحراف و کجی در آن نیز [[راه]] ندارد. در این موقع، اصوات در برابر [[عظمت]] [[پروردگار]] [[رحمان]]، [[خاضع]] میگردد و جز صدای آهسته، چیزی نمیشنوی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: آنها کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. در [[تفسیر]] آن چنین میفرماید: خاشعون، از ماده خُشُوع به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر شخص بزرگ یا [[حقیقت]] مهمی در [[انسان]] پیدا میشود و آثارش در [[بدن]] ظاهر میگردد، و در اینجا [[قرآن]] اقامه [[صلوة]] ([[خواندن نماز]]) را [[نشانه]] [[مؤمنان]] نمیشمارد، بلکه تنوع در [[نماز]] را از ویژگیهای آنان میشمرد؛ اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بیروح و فاقد معنا نیست؛ بلکه به هنگام نماز آنچنان حالت توجه به [[پروردگار]] در آنها پیدا میشود که از غیر او جدا میگردند و به او میپیوندند؛ چنان [[غرق]] حالت [[تفکر]] و حضور و [[راز و نیاز]] با پروردگار میشوند که بر تمام وجودشان اثر میگذارد؛ خود را ذرهای میبینند در برابر وجودی بیپایان، و قطرهای در برابر اقیانوس بیکران. لحظات این نماز، هر کدام برای او درسی است از [[خودسازی]] و [[تربیت]] [[انسانی]]، و وسیلهای است برای [[تهذیب روح]] و [[جان]]. در [[حدیثی]] میخوانیم که: [[پیامبر]]{{صل}} مردی را دید که در حال نماز با ریش خود [[بازی]] میکند، فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}: اگر او در قلبش خُشُوع بود، اعضای بدنش نیز [[خاشع]] میشد؛ اشاره به اینکه خُشُوع، یک حالت درونی است که در برون اثر میگذارد، و [[پیشوایان]] بزرگ [[اسلام]] آنچنان خُشُوعی در حالت نماز داشتند که به کلی از ما سوی [[اللّه]] [[بیگانه]] میشدند، تا آنجا که در حدیثی میخوانیم: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} گاه به هنگام نماز به [[آسمان]] نظر میکرد، اما هنگامیکه [[آیه]] فوق نازل شد، دگر سر بر نمیداشت و دائماً به [[زمین]] نگاه میکرد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۴ – ۱۹۵.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: آنها کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. در [[تفسیر]] آن چنین میفرماید: خاشعون، از ماده خُشُوع به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر شخص بزرگ یا [[حقیقت]] مهمی در [[انسان]] پیدا میشود و آثارش در [[بدن]] ظاهر میگردد، و در اینجا [[قرآن]] اقامه [[صلوة]] ([[خواندن نماز]]) را [[نشانه]] [[مؤمنان]] نمیشمارد، بلکه تنوع در [[نماز]] را از ویژگیهای آنان میشمرد؛ اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بیروح و فاقد معنا نیست؛ بلکه به هنگام نماز آنچنان حالت توجه به [[پروردگار]] در آنها پیدا میشود که از غیر او جدا میگردند و به او میپیوندند؛ چنان [[غرق]] حالت [[تفکر]] و حضور و [[راز و نیاز]] با پروردگار میشوند که بر تمام وجودشان اثر میگذارد؛ خود را ذرهای میبینند در برابر وجودی بیپایان، و قطرهای در برابر اقیانوس بیکران. لحظات این نماز، هر کدام برای او درسی است از [[خودسازی]] و [[تربیت]] [[انسانی]]، و وسیلهای است برای [[تهذیب روح]] و [[جان]]. در [[حدیثی]] میخوانیم که: [[پیامبر]] {{صل}} مردی را دید که در حال نماز با ریش خود [[بازی]] میکند، فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}: اگر او در قلبش خُشُوع بود، اعضای بدنش نیز [[خاشع]] میشد؛ اشاره به اینکه خُشُوع، یک حالت درونی است که در برون اثر میگذارد، و [[پیشوایان]] بزرگ [[اسلام]] آنچنان خُشُوعی در حالت نماز داشتند که به کلی از ما سوی [[اللّه]] [[بیگانه]] میشدند، تا آنجا که در حدیثی میخوانیم: [[پیامبر اسلام]] {{صل}} گاه به هنگام نماز به [[آسمان]] نظر میکرد، اما هنگامیکه [[آیه]] فوق نازل شد، دگر سر بر نمیداشت و دائماً به [[زمین]] نگاه میکرد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۴ – ۱۹۵.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}، فرموده: آنها از قبرهای خود خارج میشوند، در حالیکه چشمهایشان از شدت [[وحشت]] به زیر افتاده، و بدون [[هدف]]؛ هم چون ملخهای پراکنده، به هر سو میدوند. نسبت خشوع به [[چشمها]]، به خاطر آن است که صحنه آنقدر هولناک است که تاب تماشای آن را ندارند. لذا چشم از آن بر میگیرند و به زیر میاندازند، و [[تشبیه]] به ملخهای پراکنده، به تناسب این است که [[توده]] ملخها، بر خلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دسته جمعی، با [[نظم]] و ترتیب خاصی حرکت میکنند، هرگز نظم و ترتیبی ندارند؛ در هم فرو میروند و [[بیهدف]] به هر سو روانه میشوند، و به علاوه، آنها همچون ملخها در آن [[روز]] موجوداتی [[ضعیف]] و ناتوانند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۳.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}، فرموده: آنها از قبرهای خود خارج میشوند، در حالیکه چشمهایشان از شدت [[وحشت]] به زیر افتاده، و بدون [[هدف]]؛ هم چون ملخهای پراکنده، به هر سو میدوند. نسبت خشوع به [[چشمها]]، به خاطر آن است که صحنه آنقدر هولناک است که تاب تماشای آن را ندارند. لذا چشم از آن بر میگیرند و به زیر میاندازند، و [[تشبیه]] به ملخهای پراکنده، به تناسب این است که [[توده]] ملخها، بر خلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دسته جمعی، با [[نظم]] و ترتیب خاصی حرکت میکنند، هرگز نظم و ترتیبی ندارند؛ در هم فرو میروند و [[بیهدف]] به هر سو روانه میشوند، و به علاوه، آنها همچون ملخها در آن [[روز]] موجوداتی [[ضعیف]] و ناتوانند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۳.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}، فرموده: آیا وقت آن نرسیده است که دلهای افراد با [[ایمان]]، در برابر [[ذکر خدا]] و آنچه از [[حق]] نازل شده است، [[خاشع]] گردد و همانند کسانی نباشند که در گذشته، [[کتاب آسمانی]] به آنها داده شد (مانند [[یهود]] و [[نصاری]])، سپس در میان آنها و [[پیامبران]] فاصله افتاد، عمرهای طولانی یافتند و [[خدا]] را فراموش کردند و قلبهای آنها [[قساوت]] پیدا کرد و بسیاری از آنها [[فاسق]] و [[گنهکار]] بودند. {{متن قرآن|تَخْشَعَ}}، از ماده خشوع، به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر [[حقیقت]] مهم یا شخص بزرگی به [[انسان]] دست میدهد. روشن است یاد [[خداوند]] اگر در عمق [[جان]] قرار گیرد، و همچنین شنیدن آیاتی که بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است، هر گاه به [[درستی]] [[تدبر]] شود، باید مایه خشوع گردد، ولی [[قرآن]] گروهی از [[مؤمنان]] را در اینجا سخت ملامت میکند که چرا در برابر این امور، خاشع نمیشوند؟ و چرا هم چون بسیاری از [[امتهای پیشین]]، گرفتار [[غفلت]] و بیخبری شدهاند؟ همان غفلتی که نتیجه آن، قساوت [[دل]]، و همان قساوتی که ثمره آن، [[فسق]] و [[گناه]] است. آیا تنها به [[ادعای ایمان]] قناعتکردن و از کنار این مسایل مهم به [[سادگی]] گذشتن و تن به [[زندگی]] مرفه سپردن، در ناز و [[نعمت]] زیستن، و پیوسته مشغول [[عیش و نوش]] بودن، با [[ایمان]] سازگار است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۴۱.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}، فرموده: آیا وقت آن نرسیده است که دلهای افراد با [[ایمان]]، در برابر [[ذکر خدا]] و آنچه از [[حق]] نازل شده است، [[خاشع]] گردد و همانند کسانی نباشند که در گذشته، [[کتاب آسمانی]] به آنها داده شد (مانند [[یهود]] و [[نصاری]])، سپس در میان آنها و [[پیامبران]] فاصله افتاد، عمرهای طولانی یافتند و [[خدا]] را فراموش کردند و قلبهای آنها [[قساوت]] پیدا کرد و بسیاری از آنها [[فاسق]] و [[گنهکار]] بودند. {{متن قرآن|تَخْشَعَ}}، از ماده خشوع، به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر [[حقیقت]] مهم یا شخص بزرگی به [[انسان]] دست میدهد. روشن است یاد [[خداوند]] اگر در عمق [[جان]] قرار گیرد، و همچنین شنیدن آیاتی که بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده است، هر گاه به [[درستی]] [[تدبر]] شود، باید مایه خشوع گردد، ولی [[قرآن]] گروهی از [[مؤمنان]] را در اینجا سخت ملامت میکند که چرا در برابر این امور، خاشع نمیشوند؟ و چرا هم چون بسیاری از [[امتهای پیشین]]، گرفتار [[غفلت]] و بیخبری شدهاند؟ همان غفلتی که نتیجه آن، قساوت [[دل]]، و همان قساوتی که ثمره آن، [[فسق]] و [[گناه]] است. آیا تنها به [[ادعای ایمان]] قناعتکردن و از کنار این مسایل مهم به [[سادگی]] گذشتن و تن به [[زندگی]] مرفه سپردن، در ناز و [[نعمت]] زیستن، و پیوسته مشغول [[عیش و نوش]] بودن، با [[ایمان]] سازگار است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۴۱.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}} هم فرموده: چهرهها در آن [[روز]]، [[خاشع]] و ذلّتبار است، و [[ذلّت]] و [[ترس]] از [[عذاب]] و کیفرهای [[عظیم]] آن روز، تمام وجود آنها را فراگرفته، و از آنجا که حالات [[روحی]] [[انسان]]، بیش از همهجا، در چهره او منعکس میشود، اشاره به [[خوف]] و ذلّت و وحشتی میکند که سراسر چهره آنها را میپوشاند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۱۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۷-۶۸۹.</ref> | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}} هم فرموده: چهرهها در آن [[روز]]، [[خاشع]] و ذلّتبار است، و [[ذلّت]] و [[ترس]] از [[عذاب]] و کیفرهای [[عظیم]] آن روز، تمام وجود آنها را فراگرفته، و از آنجا که حالات [[روحی]] [[انسان]]، بیش از همهجا، در چهره او منعکس میشود، اشاره به [[خوف]] و ذلّت و وحشتی میکند که سراسر چهره آنها را میپوشاند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۱۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۷-۶۸۹.</ref> | ||
==خشوع در [[تفاسیر]] [[روایی]]== | == خشوع در [[تفاسیر]] [[روایی]] == | ||
[[علامه]] [[عبد علی بن جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]]، و [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، و علامه شیخ [[جلال الدین عبدالرحمن سیوطی]]، در [[تفسیر]] درّ المنثور، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، روایاتی را [[نقل]] فرمودهاند، از جمله | [[علامه]] [[عبد علی بن جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]]، و [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، و علامه شیخ [[جلال الدین عبدالرحمن سیوطی]]، در [[تفسیر]] درّ المنثور، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، روایاتی را [[نقل]] فرمودهاند، از جمله | ||
#در [[کتاب کافی]]، [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش از [[حلبی]]، و او از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کند که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|اذا کنت فی صلاتک، فعلیک بالخُشُوع و الاقبال علی صلوتک؛ فان الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}؛ یعنی چون در حال [[نماز خواندن]] باشی، پس همانا بر تو لازم است که خشوع کنی و به نمازت توجه داشته باشی؛ که [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن| الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸.</ref>. | # در [[کتاب کافی]]، [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش از [[حلبی]]، و او از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کند که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|اذا کنت فی صلاتک، فعلیک بالخُشُوع و الاقبال علی صلوتک؛ فان الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}؛ یعنی چون در حال [[نماز خواندن]] باشی، پس همانا بر تو لازم است که خشوع کنی و به نمازت توجه داشته باشی؛ که [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن| الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸.</ref>. | ||
#در [[اصول کافی]] با اسنادش تا [[مسمع بن عبد الملک]]، از ابیعبدالله، امام صادق{{ع}} روایت کند که آن حضرت فرموده: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَا زَادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلَى مَا فِي الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ}}؛ یعنی [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: هرچه خشوع [[بدن]] بر [[خشوع قلب]] زیادتر باشد، آن زیادی در نزد ما [[نفاق]] است<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>. | # در [[اصول کافی]] با اسنادش تا [[مسمع بن عبد الملک]]، از ابیعبدالله، امام صادق {{ع}} روایت کند که آن حضرت فرموده: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: مَا زَادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلَى مَا فِي الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ}}؛ یعنی [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: هرچه خشوع [[بدن]] بر [[خشوع قلب]] زیادتر باشد، آن زیادی در نزد ما [[نفاق]] است<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>. | ||
#در تفسیر [[علی ابن ابراهیم]] فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: از هر چه نارواست، [[چشمپوشی]] کن و به [[نماز]] توجه داشته باش<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>. | # در تفسیر [[علی ابن ابراهیم]] فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: از هر چه نارواست، [[چشمپوشی]] کن و به [[نماز]] توجه داشته باش<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>. | ||
#در [[مجمع البیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرمود: [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} مردی را دید که در حال بهجا آوردن [[نماز]]، با ریشش [[بازی]] میکند، پس آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}؛ یعنی اگر [[قلب]] و [[دل]] او [[خاشع]] بود، اعضای [[بدن]] و جوارحش خاشع بود<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۱.</ref>. | # در [[مجمع البیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرمود: [[روایت]] شده که [[پیامبر]] {{صل}} مردی را دید که در حال بهجا آوردن [[نماز]]، با ریشش [[بازی]] میکند، پس آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}؛ یعنی اگر [[قلب]] و [[دل]] او [[خاشع]] بود، اعضای [[بدن]] و جوارحش خاشع بود<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۱.</ref>. | ||
# روایت شده که پیامبر{{صل}} در حال نماز چشمانش را به طرف [[آسمان]] بلند میکرد. پس [[آیه]] مزبور نازل شد و پیامبر سرش را به زیر آورد و به [[زمین]] نگاه کرد<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۲.</ref>. | # روایت شده که پیامبر {{صل}} در حال نماز چشمانش را به طرف [[آسمان]] بلند میکرد. پس [[آیه]] مزبور نازل شد و پیامبر سرش را به زیر آورد و به [[زمین]] نگاه کرد<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۲.</ref>. | ||
#در [[کتاب خصال]]، از [[امیر المؤمنین]]، [[علی]]{{ع}} است که: {{متن حدیث|لیخشع الرجل فی صلوته؛ فانه من خشع قلبه لله عزوجل، خشعت جوارحه، فلایعبث بشیء}}؛ یعنی باید [[آدمی]] در نمازش خاشع باشد. پس همانا هر کس از روی خشوع قلبش برای [[خدای عزوجل]] خشوع ورزد، اعضای بدنش هم خاشع شود، پس با چیزی بازی نکند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۳.</ref>. | # در [[کتاب خصال]]، از [[امیر المؤمنین]]، [[علی]] {{ع}} است که: {{متن حدیث|لیخشع الرجل فی صلوته؛ فانه من خشع قلبه لله عزوجل، خشعت جوارحه، فلایعبث بشیء}}؛ یعنی باید [[آدمی]] در نمازش خاشع باشد. پس همانا هر کس از روی خشوع قلبش برای [[خدای عزوجل]] خشوع ورزد، اعضای بدنش هم خاشع شود، پس با چیزی بازی نکند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۳.</ref>. | ||
#ابنجریر و [[ابن ابیحاتم]] از [[حسن]] درباره قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، [[اخراج]] نمودند که گفت: {{عربی|کان خُشُوعهم فی قلوبهم، فغضوا بذلک ابصارهم و خفضوا لذلک الجناح}}؛ یعنی خشوع آنان در قلبهای آنان است. پس به واسطه آن، چشمهایشان را فرو پوشند و به واسطه آن، [[فروتنی]] و [[ملایمت]] کنند<ref>در المنثور، ج۵، ص۳.</ref>. | # ابنجریر و [[ابن ابیحاتم]] از [[حسن]] درباره قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، [[اخراج]] نمودند که گفت: {{عربی|کان خُشُوعهم فی قلوبهم، فغضوا بذلک ابصارهم و خفضوا لذلک الجناح}}؛ یعنی خشوع آنان در قلبهای آنان است. پس به واسطه آن، چشمهایشان را فرو پوشند و به واسطه آن، [[فروتنی]] و [[ملایمت]] کنند<ref>در المنثور، ج۵، ص۳.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ * عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}}<ref>«رخسارههایی در آن روز خاکسارند،* کوشنده رنج کشیده (اما بیبهره) اند» سوره غاشیه، آیه ۲-۳.</ref>، روایاتی را [[نقل]] نمودهاند، از جمله: | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ * عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}}<ref>«رخسارههایی در آن روز خاکسارند، * کوشنده رنج کشیده (اما بیبهره) اند» سوره غاشیه، آیه ۲-۳.</ref>، روایاتی را [[نقل]] نمودهاند، از جمله: | ||
# [[محمد یعقوب]] با اسنادش تا محمد، و او از پدرش، از [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}} روایت کند که: به [[امام]]{{ع}} گفتم: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}<ref>«آیا داستان (رستخیز) فراپوشنده به تو رسیده است؟» سوره غاشیه، آیه ۱.</ref>. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَغْشَاهُمُ الْقَائِمُ بِالسَّيْفِ}}؛ یعنی [[قائم آل محمد]] به وسیله [[شمشیر]] بر آنان | # [[محمد یعقوب]] با اسنادش تا محمد، و او از پدرش، از [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}} روایت کند که: به [[امام]] {{ع}} گفتم: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}<ref>«آیا داستان (رستخیز) فراپوشنده به تو رسیده است؟» سوره غاشیه، آیه ۱.</ref>. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَغْشَاهُمُ الْقَائِمُ بِالسَّيْفِ}}؛ یعنی [[قائم آل محمد]] به وسیله [[شمشیر]] بر آنان غالب گردیده و ایشان را فرا میگیرد. به آن بزرگوار گفتم: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|خاشعة لا تطیق الامتناع}}؛ یعنی آنچنان [[ذلیل]] خواهند شد که توان سرپیچیکردن ندارند. به آن بزرگوار گفتم: {{متن قرآن|عَامِلَةٌ}}. آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث| عَمِلَتْ بِغَيْرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ}}. گفتم: {{متن قرآن|نَاصِبَةٌ}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|نَصَبَتْ غَيْرَ وُلَاةِ الْأَمْرِ}}؛ غیر از [[والیان امر]] [[منصوب]] به امور شدهاند. گفتم: {{متن قرآن|تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً}}<ref>«به آتشی بسیار سوزان درمیآیند،» سوره غاشیه، آیه ۴.</ref>. حضرت فرمود: {{متن حدیث|تَصْلى نَارَ الْحَرْبِ فِي الدُّنْيَا عَلى عَهْدِ الْقَائِمِ، وَ فِي الْآخِرَةِ نَارَ جَهَنَّمَ}}؛ یعنی در [[دنیا]] در [[عهد]] [[قائم]]، گرفتار [[آتش]] [[جنگ]] باشند، و در [[آخرت]] گرفتار آتش سوزان [[جهنم]] شوند<ref>برهان، ص۱۱۸۶؛ نورالثقلین، ج۵، ص۵۶۳، ح۳.</ref>. | ||
# [[عبدالرزاقی]]، [[عبد بن حمید]]، ابنجریر، ابنمنذر و [[ابن ابیحاتم]] درباره: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}، از [[قتاده]] [[اخراج]] نمودهاند که گفت: [[حدیث]] [[قیامت]]. {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. را گفت: ذلیل و خوارند در آتش. {{متن قرآن|عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}} را گفت: در دنیا از [[اطاعت خدا]] [[تکبّر]] کردند، پس به آن تکبّر عمل نمودند و در آتش افکنده شدند<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۸۹.</ref> | # [[عبدالرزاقی]]، [[عبد بن حمید]]، ابنجریر، ابنمنذر و [[ابن ابیحاتم]] درباره: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}، از [[قتاده]] [[اخراج]] نمودهاند که گفت: [[حدیث]] [[قیامت]]. {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. را گفت: ذلیل و خوارند در آتش. {{متن قرآن|عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}} را گفت: در دنیا از [[اطاعت خدا]] [[تکبّر]] کردند، پس به آن تکبّر عمل نمودند و در آتش افکنده شدند<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۸۹.</ref> | ||
==[[تدبّر]] در [[آیات]] خشوع== | == [[تدبّر]] در [[آیات]] خشوع == | ||
قوله تعالی: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. با یک بررسی اجمالی در آیات و معانی، [[تفاسیر]] و روایاتی که درباره، خشوع آمده، چنین به دست میآید که خشوع، [[وجدان]] [[ذلّت]] و [[خواری]] توأم با [[خوف]]، در برابر [[عظمت]]، جلال و کبریایی است. و چون وجدان، امری است که از [[قلب]] نشأت میگیرد، بنابراین، زمینه ایجاد خشوع، قلب بوده و تجلّی آن، در [[ظواهر]] اعضا، آشکار میگردد و به تناسب موقعیت، این تجلّی یا در قلب و [[جسم]] است: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، و یا در حال اشکریختن. بر چانه به [[خاک]] افتادن و ازدیاد خشوع است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}. و یا در صداها و اصوات است: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. و یا در کیفیت هیأت [[بدن]] در حال [[نماز]] است: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، و یا در حالات کلی است. و {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، و یا در چشمهاست: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ}}، و یا در چهره و صورت است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}، و لذا در این تحقیق، با [[استعانت]] از [[الطاف]] [[خدای سبحان]] و با استفاده از [[آیات قرآن کریم]]، تجلیات خشوع را زیر عنوان: “معانی و مفاهیم خشوع” [[تدبر]] مینماییم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۱.</ref> | قوله تعالی: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. با یک بررسی اجمالی در آیات و معانی، [[تفاسیر]] و روایاتی که درباره، خشوع آمده، چنین به دست میآید که خشوع، [[وجدان]] [[ذلّت]] و [[خواری]] توأم با [[خوف]]، در برابر [[عظمت]]، جلال و کبریایی است. و چون وجدان، امری است که از [[قلب]] نشأت میگیرد، بنابراین، زمینه ایجاد خشوع، قلب بوده و تجلّی آن، در [[ظواهر]] اعضا، آشکار میگردد و به تناسب موقعیت، این تجلّی یا در قلب و [[جسم]] است: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، و یا در حال اشکریختن. بر چانه به [[خاک]] افتادن و ازدیاد خشوع است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}. و یا در صداها و اصوات است: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. و یا در کیفیت هیأت [[بدن]] در حال [[نماز]] است: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، و یا در حالات کلی است. و {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، و یا در چشمهاست: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ}}، و یا در چهره و صورت است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}، و لذا در این تحقیق، با [[استعانت]] از [[الطاف]] [[خدای سبحان]] و با استفاده از [[آیات قرآن کریم]]، تجلیات خشوع را زیر عنوان: “معانی و مفاهیم خشوع” [[تدبر]] مینماییم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۱.</ref> | ||
===معانی و مفاهیم خشوع به ترتیب [[آیات]] [[مصحف]]=== | === معانی و مفاهیم خشوع به ترتیب [[آیات]] [[مصحف]] === | ||
====معنا و مفهوم اول خشوع==== | ==== معنا و مفهوم اول خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[طاعت]] و [[فرمانبرداری]] [[مؤمنین]] [[اهل کتاب]] از [[اوامر]] [[وحی]] در کتب [[تورات]]، [[انجیل]] و [[قرآن کریم]]، در حال [[خوف]] [[باطنی]] توأم با [[فروتنی]] و [[تواضع]] [[جسمانی]] برای [[خدای تعالی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}. | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[طاعت]] و [[فرمانبرداری]] [[مؤمنین]] [[اهل کتاب]] از [[اوامر]] [[وحی]] در کتب [[تورات]]، [[انجیل]] و [[قرآن کریم]]، در حال [[خوف]] [[باطنی]] توأم با [[فروتنی]] و [[تواضع]] [[جسمانی]] برای [[خدای تعالی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}. | ||
همه اهل کتاب یکسان نیستند | همه اهل کتاب یکسان نیستند | ||
قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ * يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند * آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳-۱۱۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref> | قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ * يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند * آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳-۱۱۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref> | ||
====معنا و مفهوم دوم خشوع==== | ==== معنا و مفهوم دوم خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[استمرار]] در افزایش [[وجدان]] تذلّل [[قلبی]] [[علما]] و [[دانشمندان]] در برابر [[عظمت]] قرآن کریم است، و در حال [[گریه]]، به خاکافتادن و چهره بر [[خاک]] نهادن، جلوهای از آن وجدان است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}. | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[استمرار]] در افزایش [[وجدان]] تذلّل [[قلبی]] [[علما]] و [[دانشمندان]] در برابر [[عظمت]] قرآن کریم است، و در حال [[گریه]]، به خاکافتادن و چهره بر [[خاک]] نهادن، جلوهای از آن وجدان است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}. | ||
[[علما]] در برابر [[عظمت]] [[قرآن کریم]]، [[فروتنی]] و تذلّل دارند: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref> | [[علما]] در برابر [[عظمت]] [[قرآن کریم]]، [[فروتنی]] و تذلّل دارند: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref> | ||
====معنا و مفهوم سوم خشوع==== | ==== معنا و مفهوم سوم خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، خفهبودن و خفیفبودن صدا در برابر عظمت [[رحمان]] است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}؛ یعنی در آن [[روز]] (که در [[قیامت]] است)، دعوتکننده را بدون [[سرپیچی]]، [[پیروی]] و [[اطاعت]] میکنند، و صداها در برابر عظمت و کبریایی [[خدای رحمان]]، در سینهها خفه شود، پس در این حال به جز صدای خفیفی را نمیشنوی. | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، خفهبودن و خفیفبودن صدا در برابر عظمت [[رحمان]] است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}؛ یعنی در آن [[روز]] (که در [[قیامت]] است)، دعوتکننده را بدون [[سرپیچی]]، [[پیروی]] و [[اطاعت]] میکنند، و صداها در برابر عظمت و کبریایی [[خدای رحمان]]، در سینهها خفه شود، پس در این حال به جز صدای خفیفی را نمیشنوی. | ||
خفیف و ملایمبودن صدا در محضر [[پیامبر]]{{صل}}، [[آزمایش الهی]] از [[تقوای قلب]] (و یا [[خشیت]] [[دل]]) است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref> | خفیف و ملایمبودن صدا در محضر [[پیامبر]] {{صل}}، [[آزمایش الهی]] از [[تقوای قلب]] (و یا [[خشیت]] [[دل]]) است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref> | ||
====معنا و مفهوم چهارم خشوع==== | ==== معنا و مفهوم چهارم خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلل [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر عظمت و کبریایی [[خدای سبحان]] در حال [[نماز]] و به هنگام ادای [[اذکار]] و انجام [[افعال]] و ارکان مخصوص به آن: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}. | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلل [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر عظمت و کبریایی [[خدای سبحان]] در حال [[نماز]] و به هنگام ادای [[اذکار]] و انجام [[افعال]] و ارکان مخصوص به آن: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}. | ||
موارد زیر نیز از این باب است: | موارد زیر نیز از این باب است: | ||
#خاشعین، کسانی هستند که به [[ملاقات]] آثار [[قدرت]] [[خدای تعالی]] در قیامت و بازگشت به سوی او [[اطمینان]] دارند، و به آنان امر شده که در برخورد با [[مشکلات]]، از [[صبر]] و نماز کمک بگیرند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند “ سوره بقره، آیه ۴۵.</ref> {{متن قرآن|الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند» سوره بقره، آیه ۴۶.</ref> | # خاشعین، کسانی هستند که به [[ملاقات]] آثار [[قدرت]] [[خدای تعالی]] در قیامت و بازگشت به سوی او [[اطمینان]] دارند، و به آنان امر شده که در برخورد با [[مشکلات]]، از [[صبر]] و نماز کمک بگیرند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند “ سوره بقره، آیه ۴۵.</ref> {{متن قرآن|الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند» سوره بقره، آیه ۴۶.</ref> | ||
# [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} هنگام برخورد با [[مشکلات]]، از [[نماز]] (و [[روزه]]) [[استعانت]] میکردند. [[شیخ طایفه]] [[طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، و [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] فرمودهاند: {{متن حدیث|و کان النبی{{صل}} اذا احزنه امر، استعان بالصلاة و الصوم}}؛ یعنی چون امری پیامبر{{صل}} را [[غمگین]] و محزون میساخت، آن [[حضرت]] از نماز و روزه استعانت میجست<ref>تبیان، ج۱، ص۲۰۲؛ مجمع البیان. ج۱، ص۹۹.</ref>. و در [[کتاب کافی]] از [[امام صادق]]{{ع}} میخوانیم که: {{متن حدیث|کان علی{{ع}} اذا اهاله امر فزع، قام الی الصلوة، ثم تلا هذه الایة: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref>}}؛ یعنی هنگامیکه مشکل مهمی برای [[علی]]{{ع}} پیش میآمد، او به نماز برمیخاست، و سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] میفرمود: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. | # [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}} هنگام برخورد با [[مشکلات]]، از [[نماز]] (و [[روزه]]) [[استعانت]] میکردند. [[شیخ طایفه]] [[طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، و [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] فرمودهاند: {{متن حدیث|و کان النبی {{صل}} اذا احزنه امر، استعان بالصلاة و الصوم}}؛ یعنی چون امری پیامبر {{صل}} را [[غمگین]] و محزون میساخت، آن [[حضرت]] از نماز و روزه استعانت میجست<ref>تبیان، ج۱، ص۲۰۲؛ مجمع البیان. ج۱، ص۹۹.</ref>. و در [[کتاب کافی]] از [[امام صادق]] {{ع}} میخوانیم که: {{متن حدیث|کان علی {{ع}} اذا اهاله امر فزع، قام الی الصلوة، ثم تلا هذه الایة: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref>}}؛ یعنی هنگامیکه مشکل مهمی برای [[علی]] {{ع}} پیش میآمد، او به نماز برمیخاست، و سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] میفرمود: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. | ||
# امام صادق{{ع}} فرمود: با خواندن دو رکعت نماز از [[خدا]] بخواهید، همّ و [[غم]] شما برطرف گردد، {{متن حدیث|و روی عن الصادق أنه قال: ما یمنع احدهم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا. ان یتوضا ثم یدخل المسجد فیرکع رکعتین یدعو الله فیها؟ أما سمعت الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}: و از امام صادق [[روایت]] شده که فرمود: چه چیز منع میکند یکی از آنان را، آن گاه که غمی از غمهای [[دنیا]] به او وارد میشود، [[وضو]] گرفته و سپس داخل در [[مسجد]] گردد و دو رکعت نماز به جا آورد و در آن غم خدا را بخواند؟ مگر نشنیدهای که [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تبیان، ج۱، ص۱۰۰.</ref>؟<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref> | # امام صادق {{ع}} فرمود: با خواندن دو رکعت نماز از [[خدا]] بخواهید، همّ و [[غم]] شما برطرف گردد، {{متن حدیث|و روی عن الصادق أنه قال: ما یمنع احدهم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا. ان یتوضا ثم یدخل المسجد فیرکع رکعتین یدعو الله فیها؟ أما سمعت الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}: و از امام صادق [[روایت]] شده که فرمود: چه چیز منع میکند یکی از آنان را، آن گاه که غمی از غمهای [[دنیا]] به او وارد میشود، [[وضو]] گرفته و سپس داخل در [[مسجد]] گردد و دو رکعت نماز به جا آورد و در آن غم خدا را بخواند؟ مگر نشنیدهای که [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تبیان، ج۱، ص۱۰۰.</ref>؟<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref> | ||
====معنا و مفهوم پنجم خشوع==== | ==== معنا و مفهوم پنجم خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل [[قلبی]] و [[تواضع]] بدنی توأم با [[خوف]]، در مردان و [[زنان]] است در حال [[نماز]]، در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[خدای سبحان]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}: البته، مردان و زنان [[مسلمان]]، و مردان و زنان [[مؤمن]]، و مردان و زنان [[مطیع]] و [[خاضع]]، و مردان [[راستگو]]، و زنان راستگو، و مردان و زنان [[صابر]] و [[شکیبا]]، و مردان و زنانی که در حال نماز تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف دارند، و مردان و زنان صدقهدهنده و انفاقکننده، و مردان و زنان [[روزهدار]]، و مردانی که منافذشان را از ارتکاب به [[گناه]] [[حفظ]] کنند و زنانی که خود را از [[ارتکاب گناه]] حفظ کنند، و مردان و زنانی که [[خدا]] را بسیار یاد کنند، [[خدای تعالی]] برای آنان [[آمرزش]] و [[پاداش]] عظیمی را آماده نموده است. | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل [[قلبی]] و [[تواضع]] بدنی توأم با [[خوف]]، در مردان و [[زنان]] است در حال [[نماز]]، در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[خدای سبحان]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}: البته، مردان و زنان [[مسلمان]]، و مردان و زنان [[مؤمن]]، و مردان و زنان [[مطیع]] و [[خاضع]]، و مردان [[راستگو]]، و زنان راستگو، و مردان و زنان [[صابر]] و [[شکیبا]]، و مردان و زنانی که در حال نماز تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف دارند، و مردان و زنان صدقهدهنده و انفاقکننده، و مردان و زنان [[روزهدار]]، و مردانی که منافذشان را از ارتکاب به [[گناه]] [[حفظ]] کنند و زنانی که خود را از [[ارتکاب گناه]] حفظ کنند، و مردان و زنانی که [[خدا]] را بسیار یاد کنند، [[خدای تعالی]] برای آنان [[آمرزش]] و [[پاداش]] عظیمی را آماده نموده است. | ||
[[مؤمنین]]، آنان که در نمازشان در برابر عظمت و کبریایی [[خدای متعال]] تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف ناشی از [[خشیت]] دارند و بر نمازشان محافظت میکنند، از جمله کسانی هستند که [[رستگار]] شدهاند، و اینان [[وارثان]] [[بهشت]] و جاویدان در آن هستند: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ * أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بیگمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند * و آنان که از یاوه رویگردانند * و آنان که دهنده زکاتند * و آنان که پاکدامنند * جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند * و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند * و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند * آنانند که میراث برند * همانان که بهشت را به میراث میبرند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۱۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۴.</ref> | [[مؤمنین]]، آنان که در نمازشان در برابر عظمت و کبریایی [[خدای متعال]] تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف ناشی از [[خشیت]] دارند و بر نمازشان محافظت میکنند، از جمله کسانی هستند که [[رستگار]] شدهاند، و اینان [[وارثان]] [[بهشت]] و جاویدان در آن هستند: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ * أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بیگمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند * و آنان که از یاوه رویگردانند * و آنان که دهنده زکاتند * و آنان که پاکدامنند * جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند * و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند * و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند * آنانند که میراث برند * همانان که بهشت را به میراث میبرند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۱۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۴.</ref> | ||
====معنا و مفهوم ششم خشوع==== | ==== معنا و مفهوم ششم خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[ذلّت]] و [[خواری]] [[باطنی]] و ظاهری است که در به زیر افتادن [[چشمها]] ظاهر میگردد: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}. در حالیکه چشمهای آنان به نشانه ذلّت و خواری به زیر افتاده، از قبرها خارج میگردند و هم چون ملخها، به هر سو پراکنده میشوند. آنان که در [[دنیا]]، [[دعوت]] به [[سجاده]] (و [[اقامه نماز]]) میشدند و در حالی که تندرست و سالم بودند، دعوت را [[اجابت]] نمیکردند و [[نماز]] را اقامه نمینمودند، در [[قیامت]]، سراسر وجودشان را خواری و ذلّت [[حسرت]] و [[ندامت]] فراگرفته، چشمان [[ذلیل]] و خفّتبار خود را به پایین میاندازند، به آنها گفته میشود:(این است آن روزی که در [[زمان]] [[تکلیف]]) به شما [[وعده]] داده میشد (و شما آن را [[انکار]] میکردید): {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است (گرد) خواری (چهره) آنان را میپوشاند و (پیشتر هم) در حالی که تندرست بودند به سجده کردن فرا خوانده میشدند (و سجده نمیکردند)» سوره قلم، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته، (گردی از) خواری (سراپای) آنان را پوشانده است. این روزی است که به آنان وعده میدادند» سوره معارج، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۵.</ref> | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[ذلّت]] و [[خواری]] [[باطنی]] و ظاهری است که در به زیر افتادن [[چشمها]] ظاهر میگردد: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}. در حالیکه چشمهای آنان به نشانه ذلّت و خواری به زیر افتاده، از قبرها خارج میگردند و هم چون ملخها، به هر سو پراکنده میشوند. آنان که در [[دنیا]]، [[دعوت]] به [[سجاده]] (و [[اقامه نماز]]) میشدند و در حالی که تندرست و سالم بودند، دعوت را [[اجابت]] نمیکردند و [[نماز]] را اقامه نمینمودند، در [[قیامت]]، سراسر وجودشان را خواری و ذلّت [[حسرت]] و [[ندامت]] فراگرفته، چشمان [[ذلیل]] و خفّتبار خود را به پایین میاندازند، به آنها گفته میشود:(این است آن روزی که در [[زمان]] [[تکلیف]]) به شما [[وعده]] داده میشد (و شما آن را [[انکار]] میکردید): {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است (گرد) خواری (چهره) آنان را میپوشاند و (پیشتر هم) در حالی که تندرست بودند به سجده کردن فرا خوانده میشدند (و سجده نمیکردند)» سوره قلم، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته، (گردی از) خواری (سراپای) آنان را پوشانده است. این روزی است که به آنان وعده میدادند» سوره معارج، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۵.</ref> | ||
====معنا و مفهوم هفتم خشوع==== | ==== معنا و مفهوم هفتم خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، نرمشدن و رقّتآوردن [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر ذکر و [[یاد خدا]] و در برابر آنچه از جانب [[حق]] نازل گردیده: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}: آیا وقت آن نرسیده، آن کسانی که [[ایمان]] آوردهاند، در برابر ذکر و یاد [[خدای متعال]] و در برابر آنچه از جانب حق نازل گردیده، دلهایشان نرم گردد و رقّت آورند و [[تواضع]] نمایند، و مانند کسانی که پیش از این [[کتاب آسمانی]] به آنان داده شده، نباشند که با طولانیشدن [[زمان]]، دلهای آنان سخت گردید و بسیاری از آنان فاسقند و حال آن که: | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، نرمشدن و رقّتآوردن [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر ذکر و [[یاد خدا]] و در برابر آنچه از جانب [[حق]] نازل گردیده: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}: آیا وقت آن نرسیده، آن کسانی که [[ایمان]] آوردهاند، در برابر ذکر و یاد [[خدای متعال]] و در برابر آنچه از جانب حق نازل گردیده، دلهایشان نرم گردد و رقّت آورند و [[تواضع]] نمایند، و مانند کسانی که پیش از این [[کتاب آسمانی]] به آنان داده شده، نباشند که با طولانیشدن [[زمان]]، دلهای آنان سخت گردید و بسیاری از آنان فاسقند و حال آن که: | ||
# [[زمین]] [[خاشع]]، در حالی که [[خاضع]] است، [[نزول]] [[باران]] بر او، حرکت، [[جنبش]] و [[حیات]] را در او دمیده و او را زنده میگرداند. {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>. | # [[زمین]] [[خاشع]]، در حالی که [[خاضع]] است، [[نزول]] [[باران]] بر او، حرکت، [[جنبش]] و [[حیات]] را در او دمیده و او را زنده میگرداند. {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>. | ||
#و اگر [[قرآن]] بر کوهی نازل میشد، مسلّماً ملاحظه میکردی که آن از [[خشیت]] [[خدای تعالی]] در حال [[خضوع]]، شکاف میخورد: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۶.</ref> | # و اگر [[قرآن]] بر کوهی نازل میشد، مسلّماً ملاحظه میکردی که آن از [[خشیت]] [[خدای تعالی]] در حال [[خضوع]]، شکاف میخورد: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۶.</ref> | ||
====معنا و مفهوم هشتم خشوع==== | ==== معنا و مفهوم هشتم خشوع ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل و [[خواری]] چهره و به پایینافتادن آن است که [[طاقت]] [[امتناع]] و [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] در آن نیست: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. یعنی آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهرهها آنچنان [[ذلیل]] و [[خوار]] و به پایین فرو افتاده است که توان [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] را ندارند. | یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل و [[خواری]] چهره و به پایینافتادن آن است که [[طاقت]] [[امتناع]] و [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] در آن نیست: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. یعنی آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهرهها آنچنان [[ذلیل]] و [[خوار]] و به پایین فرو افتاده است که توان [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] را ندارند. | ||
چهرهها در آن روز که قیامت است: | چهرهها در آن روز که قیامت است: | ||
#چهرههایی سفید و [[نورانی]] است، و آنان (که [[مؤمنین]] [[اهل]] [[دعوت به خیر]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] هستند) در [[رحمت]] [[خدای تعالی]] [[جاودانه]] خواهند بود، و چهرههایی سیاه و تاریک است، و آنان کافرانی (اهل [[نفاق]] و [[تفرقهافکنی]]) هستند که بعد از ایمانشان [[کفر]] ورزیدند. آنان در آن روز، [[عذاب]] را در برابر کفرورزیشان باید بچشند: {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد؛ امّا (به) آنان که سیهرویند (میگویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید * و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>. | # چهرههایی سفید و [[نورانی]] است، و آنان (که [[مؤمنین]] [[اهل]] [[دعوت به خیر]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] هستند) در [[رحمت]] [[خدای تعالی]] [[جاودانه]] خواهند بود، و چهرههایی سیاه و تاریک است، و آنان کافرانی (اهل [[نفاق]] و [[تفرقهافکنی]]) هستند که بعد از ایمانشان [[کفر]] ورزیدند. آنان در آن روز، [[عذاب]] را در برابر کفرورزیشان باید بچشند: {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد؛ امّا (به) آنان که سیهرویند (میگویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید * و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>. | ||
#و در آن روز که قیامت است، چهرهها در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[حیّ]] قیوم، ذلیل و [[خاضع]] است، و کسی که [[ظلم]] و ستمی را حمل نموده، از [[پاداش الهی]] [[ناامید]] میباشد: {{متن قرآن|وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا}}<ref>«چهرهها در برابر (خداوند) زنده بسیار پایدار فروتن میشود و هر کس (بار) ستمی بر دوش دارد نومید میگردد» سوره طه، آیه ۱۱۱.</ref>.. | # و در آن روز که قیامت است، چهرهها در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[حیّ]] قیوم، ذلیل و [[خاضع]] است، و کسی که [[ظلم]] و ستمی را حمل نموده، از [[پاداش الهی]] [[ناامید]] میباشد: {{متن قرآن|وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا}}<ref>«چهرهها در برابر (خداوند) زنده بسیار پایدار فروتن میشود و هر کس (بار) ستمی بر دوش دارد نومید میگردد» سوره طه، آیه ۱۱۱.</ref>.. | ||
#آن روز (که قیامت است)، چهرههایی شاداب و خوشحال است که تنها به (رحمت) پروردگارشان نظاره دارند، و چهرههایی [[عبوس]] و محزون است. آنان [[گمان]] نزدیک به [[یقین]] دارند که عذاب کمرشکنی در مورد آنان انجامشدنی است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ}}<ref>«چهرههایی در آن روز شاداب است،* (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد * و چهرههایی در آن روز، گرفته است * میداند کاری کمرشکن با او خواهند کرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۵.</ref>. | # آن روز (که قیامت است)، چهرههایی شاداب و خوشحال است که تنها به (رحمت) پروردگارشان نظاره دارند، و چهرههایی [[عبوس]] و محزون است. آنان [[گمان]] نزدیک به [[یقین]] دارند که عذاب کمرشکنی در مورد آنان انجامشدنی است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ}}<ref>«چهرههایی در آن روز شاداب است، * (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد * و چهرههایی در آن روز، گرفته است * میداند کاری کمرشکن با او خواهند کرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۵.</ref>. | ||
#آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهرههایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهرههایی که صاحبان [[عقاید]] و [[اعمال]] [[فاسد]] بودهاند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و [[دود]] و [[تاریکی]] آنها را پوشانیده است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«چهرههایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهرههایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو میپوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.</ref>. | # آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهرههایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهرههایی که صاحبان [[عقاید]] و [[اعمال]] [[فاسد]] بودهاند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و [[دود]] و [[تاریکی]] آنها را پوشانیده است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«چهرههایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهرههایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو میپوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.</ref>. | ||
#و آن روز (که قیامت است)، چهرههایی از فرط [[نعمت]]، شاداب و [[نورانی]] است، و صاحبان آن چهرهها از تلاشی که داشتهاند، راضیاند، و آنان در بهشتهای عالیای که هیچ سخن لغوی را در آن نمیشنوی، جای دارند. در آن بهشتها، چشمهسارها جاری است. تختهای بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدحهایی نهادهاند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرشهایی را گسترانیدهاند: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«رخسارههایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمیشنوند * در آن چشمههایی روان است * تختهایی بر فراز نهاده، در آن است * و جامهایی در دسترس * و ناز بالشهایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۷.</ref> | # و آن روز (که قیامت است)، چهرههایی از فرط [[نعمت]]، شاداب و [[نورانی]] است، و صاحبان آن چهرهها از تلاشی که داشتهاند، راضیاند، و آنان در بهشتهای عالیای که هیچ سخن لغوی را در آن نمیشنوی، جای دارند. در آن بهشتها، چشمهسارها جاری است. تختهای بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدحهایی نهادهاند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرشهایی را گسترانیدهاند: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«رخسارههایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمیشنوند * در آن چشمههایی روان است * تختهایی بر فراز نهاده، در آن است * و جامهایی در دسترس * و ناز بالشهایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۷.</ref> | ||
== | ==[[نرمی]] و [[ذلّت]] [[قلبی]] در برابر خدای [[قاهر]]== | ||
[[خشوع]] در لغت به [[خضوع]]<ref>الصحاح، ج ۳، ص۱۲۰۴؛ لسان العرب، ج ۸، ص۷۱؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۱۸، «خشع».</ref>، [[تواضع]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۷۳؛ زاد المسیر، ج ۵، ص۳۱۴؛ التعریفات، ص۱۳۲.</ref> و [[فروتنی]]<ref>لغت نامه، ج ۷، ص۹۸۳۱، «خشوع».</ref> معنا شده است. معانی دیگری مانند چشم انداختن به [[زمین]] و بستن چشم<ref>العین، ج ۱، ص۱۱۲؛ لسان العرب، ج ۸، ص۷۱، «خشع».</ref>، پایین آوردن صدا<ref>لسان العرب، ج ۸، ص۷۱، «خشع».</ref>، پایین انداختن سر<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۱۸۲، «خشع».</ref>، [[ترس]]<ref>تفسیر ابن زمنین، ج ۴، ص۳۵۲.</ref>، سکون و [[سکوت]]<ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۱.</ref> نیز برای آن ذکر شده است. به [[عقیده]] برخی معنای اصلی این مادّه، حالتی قلبی است که از نرمی و فروتنی و پذیرش پدید میآید و دیگر معانی یادشده، [[تفسیر]] آن به لوازم یا آثارند<ref>التحقیق، ج ۳، ص۵۹ ـ ۶۰، «خشع».</ref>. خشوع در [[فرهنگ اسلامی]] به معنای تذلّل در برابر [[خدا]] به کار میرود و در کتابهای [[اخلاقی]] معمولاً از آن در میان مباحث [[نماز]] یاد شده است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۱۵۰ ـ ۱۵۲؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۵۹، ۲۷۵ ـ ۲۷۶.</ref>. در [[عرفان]] بیشتر به خشوع توجه کرده و برای آن تعاریف گوناگونی برشمردهاند؛ مانند [[تسلیم]] و [[فرمانبرداری]] از [[حق]]، [[خوف]] همیشگی در [[قلب]]، [[خواری]] [[دلها]] برای خدایی که پنهانها را میداند<ref>التعریفات، ص۱۳۲؛ مصطلحات التصوف، ص۳۲۱ ـ ۳۲۳؛ فرهنگ نور بخش، ج ۵، ص۲۱۳ ـ ۲۱۴.</ref>. [[عارفان]]، خشوع را از منازل [[سلوک]] به سوی خدا به شمار آوردهاند<ref>منازل السائرین، ص۲۸ ـ ۲۹.</ref>. گرچه معنای خشوع با مفهوم واژههایی مانند خضوع، تواضع، ضراعه و [[اخبات]] نزدیک است، با آنها تفاوتهایی دارد: بسیاری تفاوت خشوع و خضوع را در محل تحقق آنها دانستهاند؛ برخی خشوع را مربوط به جوارح و اعضای ظاهری و خضوع را مربوط به قلب<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۳۱۷؛ تفسیر ابوالسعود، ج ۱، ص۹۸.</ref> و بعضی کاملاً بر عکس، [[خشوع]] را با [[قلب]] و [[خضوع]] را مختص جوارح دانسته و گفتهاند [[اسناد]] خشوع به جوارح از روی عنایتی خاص مانند ظهور [[آثار خشوع]] در آنهاست<ref>المیزان، ج ۱، ص۱۵۲؛ ج ۱۵، ص۶؛ ج ۲۰، ص۲۴.</ref>؛ همچنین گفته شده است: خضوع با بدن است و خشوع با صدا و [[بینایی]]<ref>تاج العروس، ج ۱۱، ص۹۴.</ref> یا با صدا، بینایی و بدن<ref>لسان العرب، ج ۸، ص۷۱.</ref> یا با صدا، بینایی، بدن و قلب<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۳۰۱ ـ ۳۰۲.</ref>. در تفاوت خشوع و خضوع آرای دیگری نیز هست<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۱۶ ـ ۲۱۷.</ref>. تفاوت خشوع با [[تواضع]] در این است که اصطلاحا خشوع در تذلّل برای [[خدا]] به کار میرود و تواضع در [[فروتنی]] برای [[مؤمنان]]<ref>احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۷۷.</ref>. برخی گفتهاند: تواضع در [[اخلاق]] و [[افعال]] ظاهری و [[باطنی]] به کار میرود؛ ولی کاربست خشوع به اعتبار جوارح است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۱۵ ـ ۲۱۶.</ref>. فرق خشوع با ضراعه نیز این دانسته شده است که خشوع بیشتر در جوارح به کار میرود و ضراعه در قلب، از همین رو نقل شده است: اذا ضرع القلب خشعت الجوارح<ref>مفردات، ص۲۸۳؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۱.</ref>؛ البته دو قول اخیر با [[قلبی]] بودن خشوع ناسازگارند. | |||
==منابع== | [[اخبات]] در منابع متعددی به خشوع [[تفسیر]] شده است<ref>الصحاح، ج ۱، ص۲۴۷؛ جامع البیان، ج ۱۲، ص۳۳ ـ ۳۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۲۱.</ref>؛ ولی به نظر میرسد که خشوع ملازم با اخبات باشد؛ زیرا اخبات به معنای فرود آمدن شخص در مکانی گسترده و آرام و جای گرفتن در آن است، به گونهای که از [[اضطراب]] و [[انحراف]] و [[اختلاف]] [[رهایی]] یابد<ref>التحقیق، ج ۳، ص۶، «خبت».</ref> و این امر، ملازم با خشوع و فروتنی است. | ||
مشتقات واژه خشوع ۱۷ بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته و در [[آیات]] دربردارنده آنها به موضوعاتی، مانند [[ستایش خشوع]] و [[ترغیب]] به آن، آثار خشوع، اسباب خشوع و خشوع در [[قیامت]] پرداخته شده است؛ همچنین [[مفسران]] موضوع [[خشوع]] را از واژههای دیگری مانند خُفیَه<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۶۹.</ref>.<ref>{{متن قرآن|ٱدْعُوا۟ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًۭا وَخُفْيَةً إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ}} «پروردگارتان را به لابه و نهانی بخوانید که او تجاوزگران را دوست نمیدارد» سوره اعراف، آیه ۵۵.</ref>، [[تضرّع]]<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۲۲۱.</ref><ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref> و [[اخبات]]<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۴۹، ۱۵۱.</ref><ref>{{متن قرآن|قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ}} «فرمود: پس از آن (بهشت) بیرون رو که تو راندهای؛» سوره حجّ، آیه ۳۴.</ref> نیز برداشت کردهاند. | |||
در آیهای نیز از [[ادله توحید]]<ref>التبیان، ج ۹، ص۱۲۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۴، ص۳۰۲.</ref> و [[معاد]]<ref>تفسیر مراغی، ج ۲۴، ص۱۳۶.</ref> این دانسته شده است که [[زمین]] خشک و بیآب و علف پس از باریدن [[باران]] به [[حرکت]] آمده و [[گیاه]] میرویاند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۱۱۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۶۵؛ ارشاد الاذهان، ص۴۸۶.</ref>. در این [[آیه]]، خشکی و فرسودگی زمین به شخص [[خاشع]] و [[ذلیل]] [[تشبیه]] شده است<ref>الصافی، ج ۴، ص۳۶۲؛ روح البیان، ج ۸، ص۲۶۷؛ التفسیر المظهری، ج ۸، ص۳۰۰.</ref>: {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلْأَرْضَ خَـٰشِعَةًۭ فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ ٱلَّذِىٓ أَحْيَاهَا لَمُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰٓ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصّلت، آیه ۳۹.</ref>، بنابراین کاربست خشوع در این آیه مجازی است. | |||
به [[عقیده]] برخی خشوع در [[قرآن]] به ۴ معنا به کار رفته است: [[تواضع]]؛ سکون؛ [[ترس]]؛ [[خواری]]<ref>وجوه القرآن، ص۲۲۹؛ الوجوه و النظائر، ج ۱، ص۳۱۶؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۱، «خشع».</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۲۶.</ref>. | |||
==[[حقیقت]] و گستره [[خشوع]]== | |||
خشوع در [[قرآن کریم]]، هم برای [[مؤمنان]] فضیلتی [[معنوی]] یادشده است و هم برای [[کافران]] به جهت ترسیم [[خواری]] آنان در [[آخرت]]. | |||
#'''خشوع مؤمنان''': در [[آیات]] پرشماری، از خشوع مؤمنان به ویژه در [[نماز]] سخن رفته است. این گونه خشوع فضیلتی [[اخلاقی]]<ref>احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۱۵۰.</ref> و منزلی [[عرفانی]]<ref>منازل السائرین، ص۲۸ ـ ۲۹؛ مدارج السالکین، ج ۱، ص۵۵۷ ـ ۵۵۸.</ref> است که مؤمنان باید بکوشند به آن آراسته شوند.<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}} «آیا هنگام آن نرسیده است که دلهای مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دلهاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] [[اختلاف]] دارند که خشوع مؤمنان، امری [[قلبی]] است یا [[جوارحی]]<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۴ ـ ۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹.</ref>: بسیاری آن را امری قلبی دانستهاند؛ زیرا خشوع تأثری خاص از [[مقهور]] در برابر [[قاهر]] است، به گونهای که با توجه به قاهر از جز او گسسته شود<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۷.</ref>. تعبیراتی مانند [[ترس]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۷۲ ـ ۳۷۳؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۹۶؛ روض الجنان، ج ۱۴، ص۴.</ref> یا ترس ثابت و همیشگی در [[قلب]]<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۱۰؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص۲۲۵.</ref> یا ترس آمیخته با [[تعظیم]]<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۱، ص۲۹۴، «مراحل اخلاق در قرآن».</ref> تذلّل برای [[خدا]]<ref>روض الجنان، ج ۱۴، ص۴.</ref>، [[تصدیق]] به [[وعده]] و [[وعید]] [[الهی]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۷۲.</ref>، [[ایمان]]<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۱۹۶.</ref>، [[رقّت]] و [[نرمی]] [[دل]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۹۴.</ref> در [[تفسیر]] خشوع، گویای قلبی بودن آن است. براساس این دیدگاه، اطلاق [[خشوع]] بر امور [[جوارحی]]، مانند سکون بدن و توجه نکردن به راست و چپ در [[نماز]]، از آن روست که اینگونه امور از [[آثار خشوع]] قلبیاند و نبودن آنها نشانه خالی بودن [[قلب]] از خشوع است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۷۴ ـ ۳۷۵، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۲۲۶؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶ ـ ۷.</ref>، چنان که بر پایه روایتی، [[پیامبر اکرم]] پس از دیدن شخصی که در نماز با ریش خود [[بازی]] میکرد فرمود: اگر قلب وی [[خاشع]] بود، جوارح او نیز خاشع میشد<ref>تخریج الاحادیث والآثار، ج ۲، ص۳۹۹؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص۲۲۶.</ref>. بر همین اساس، نباید خشوع [[انسان]] تنها ظاهری و قلب خالی از خشوع باشد که از این حالت به [[خشوع نفاق]] یاد شده است<ref>مدارجالسالکین، ج ۱، ص۵۵۹؛ بصائر ذویالتمییز، ج ۲، ص۵۴۲؛ الدرالمنثور، ج ۶، ص۸۴.</ref>، همچنین نباید خشوع ظاهری بیشتر از خشوع [[باطنی]] باشد<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۷۵؛ الفرقان، ج ۱۸، ص۲۰۲.</ref>. در روایتی، پیامبر اکرم{{صل}} این گونه خشوع را نیز [[نفاق]] نامیدهاند<ref>الکافی، ج ۲، ص۳۹۶.</ref>. برخی دیگر، خشوع را جوارحی و خشوع در نماز را به معنای سکون بدن، نگاه کردن به موضع [[سجده]]، [[چشم]] برهم نهادن و رو نکردن به [[چپ و راست]] دانستهاند<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۴ ـ ۵؛ روض الجنان، ج ۱۴، ص۴؛ التبیان، ج ۷، ص۳۴۸.</ref>. برپایه گزارش، پیش از [[نزول آیه]] ۲ مؤمنون<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خَـٰشِعُونَ}} «همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه ۲.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] در نماز به [[آسمان]] نگاه میکردند و در آن [[زمان]] نگاه کردن به راست و چپ و بالا در نماز جایز بود؛ ولی پس از [[نزول]] این [[آیه]]، چشم از موضع سجده بر نمیداشتند<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۴؛ روضالجنان، ج ۱۴، ص۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹.</ref>. برخی نیز خشوع را هم [[قلبی]] و هم جوارحی دانستهاند که باید هر دو در نماز پدیدار شوند<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۱۷۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۷۶؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۵۹.</ref>، هر چند آنچه از [[خشوع]] که برای دیگران دیدنی است، تنها خشوع [[جوارحی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹.</ref>. | |||
#'''خشوع [[کافران]]''': کافران که در [[دنیا]] با [[تکبّر]]، از [[عبادت الهی]] روی بر میتافتند، در [[آخرت]] با خشوع و [[ذلت]] و [[پستی]] [[محشور]] میشوند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۴۳۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۶۰۸؛ ارشاد الاذهان، ص۴۹۳.</ref> و ذلّتشان سبب میشود که نگاه از [[زمین]] بر ندارند<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۸۸.</ref>. به گفته برخی، خشوع حالتی است که در آخرت از [[مؤمنان]] و سعادتمندان به [[متکبران]] و [[اصحاب شمال]] منتقل میشود<ref>رحمة من الرحمن، ج ۳، ص۱۸۵؛ الفتوحات المکیه، ج ۷، ص۳۷۲.</ref>؛ البته خشوع کافران برای [[تعظیم الهی]] و از روی [[اقرار]] به [[عبودیت]] نیست<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۲۷.</ref>، بلکه به سبب [[مشاهده]] عذابهای ترسناک [[الهی]]<ref>التبیان، ج ۹، ص۱۷۲؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۵۹؛ ج ۱۰، ص۳۳۵؛ تفسیر مراغی، ج ۳۰، ص۱۳۱.</ref> و براثر ذلت و [[خواری]] است<ref>ارشاد الاذهان، ص۴۹۳؛ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۲۷.</ref>: {{متن قرآن|وَتَرَىٰهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَـٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِىٍّۢ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ ٱلْخَـٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ أَلَآ إِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ فِى عَذَابٍۢ مُّقِيمٍۢ}}<ref>«و میبینی که آنان را بر آن (دوزخ) عرضه میدارند در حالی که از خواری خاکسارند، از زیر چشم مینگرند، و مؤمنان میگویند: زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و کسان خویش زیان رساندهاند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دیرپایند» سوره شوری، آیه ۴۵.</ref> آنان از شدت و گوناگونی [[عذاب]] [[خدا]] نمیتوانند با چشم باز آن را مشاهده کنند، بلکه پنهانی و زیرچشمی به آن نگاه میکنند: {{متن قرآن|يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِىٍّۢ}}<ref>التبیان، ج ۹، ص۱۷۲؛ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۲۷؛ التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۵۳۱ ـ ۵۳۲.</ref>. در آیهای خشوع و ذلت کافران در آخرت به چهرههای آنان [[اسناد]] داده شده است<ref>مجمعالبیان، ج ۱۰، ص۳۳۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۱۳۸ ـ ۱۳۹.</ref>: {{متن قرآن|وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍ خَـٰشِعَةٌ}}<ref>«رخسارههایی در آن روز خاکسارند،» سوره غاشیه، آیه ۲.</ref>؛ زیرا [[ذلت]] و [[خشوع]] [[انسان]] در چهره وی آشکار میشود<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۳۳۴.</ref> و در آیاتی دیگر به چشمهای آنان نسبت داده شده است: {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است (گرد) خواری (چهره) آنان را میپوشاند و (پیشتر هم) در حالی که تندرست بودند به سجده کردن فرا خوانده میشدند (و سجده نمیکردند)» سوره قلم، آیه ۴۳.</ref>، چون اثر [[خواری]] هر ذلیلی یا [[عزت]] هر عزیزی در چشم وی ظاهر میشود<ref>جامع البیان، جزء۲۷، ص۱۱۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۵۹.</ref>؛ یا اینکه ظهور آن در چشم بیشتر از دیگر اعضاست<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۵.</ref>. در آیهای نیز به خشوع همه [[انسانها]] در برابر هیبت [[الهی]] و براثر [[ترس]] از [[محاسبه]] [[خدا]]<ref>روح البیان، ج ۵، ص۴۲۸؛ فتح القدیر، ج ۳، ص۳۸۷؛ تفسیر مراغی، ج ۱۶، ص۱۵۲.</ref> در [[روز قیامت]] اشاره شده و آمده است که در آن [[روز]] صداها برای خدا خاشعاند و چیزی جز صدایی آهسته شنیده نمیشود: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍۢ يَتَّبِعُونَ ٱلدَّاعِىَ لَا عِوَجَ لَهُۥ وَخَشَعَتِ ٱلْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَـٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًۭا}}<ref>«در این روز (همگان) از فراخواننده پیروی میکنند که (در کار خویش) هیچ کژی ندارد و صداها در برابر (خداوند) بخشنده فرو میافتند چنان که جز نوای آرامی (از نفسها) نمیشنوی» سوره طه، آیه ۱۰۸.</ref> این صدای خفیف، صدای قدمهای انسانهاست که به سوی [[محشر]] میروند؛ یا صدای [[سخن گفتن]] [[ضعیف]] انسانهاست<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۷، ص۲۴۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۲۴۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۲۸.</ref>. | |||
==اهمیت و [[آثار خشوع]]== | |||
اهمیت ویژه خشوع در [[فرهنگ اسلامی]]، از [[آیات]] متعددی برداشتپذیر است. [[قرآن کریم]] برخی از [[مؤمنان]] را به سبب نداشتن خشوع [[سرزنش]] کرده و آنان را از اینکه مانند [[اهل کتاب]] به [[سنگدلی]] گرفتار شوند برحذر داشته است: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}<ref>«آیا هنگام آن نرسیده است که دلهای مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دلهاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref><ref>التبیان، ج ۹، ص۵۲۸ ـ ۵۲۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۳۲؛ تفسیر مراغی، ج ۲۷، ص۱۷۲.</ref>. برخی این [[آیه]] را درباره [[منافقان]] دانستهاند؛ زیرا آنان [[ایمان]] اظهار میکردند، در حالی که در دلهایشان [[نفاق]] بود و نفاق مباین با [[خشوع]] است <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۰.</ref>. [[آیات]] ۱ ـ ۲ مؤمنون نیز بر [[رستگاری]] مؤمنانی تأکید دارند که در [[نماز]] خویش خاشعاند، به گفته برخی هر کس در نماز [[خاشع]] نباشد، از زمره [[اهل]] ایمان بیرون است: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>«بیگمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۲.</ref><ref>آداب الصلوة، ص۱۴.</ref>. برخی برای [[اثبات]] [[وجوب]] خشوع در نماز، به آیات و [[روایات]] متعددی [[استدلال]] کردهاند؛ البته معنای این وجوب آن است که خشوع شرط قبول نماز است نه شرط [[صحت]] [[فقهی]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹ـ ۲۶۰.</ref>. در آیاتی دیگر در [[ستایش]] برخی از [[بندگان]] برجسته [[الهی]]، از خشوع آنان یاد شده است؛ مانند خشوع [[زکریا]]{{ع}} و [[همسر]] و فرزندش: {{متن قرآن|فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> و [[خشوع]] برخی از [[اهل کتاب]] که به [[پیامبر]]{{صل}} و [[شریعت]] وی [[ایمان]] آوردند: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ لَمَن يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَـٰشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنًۭا قَلِيلًا أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ}}<ref>«و بیگمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستادهاند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی میورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمیفروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بیگمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آلعمران، آیه ۱۹۹.</ref>؛<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۴۵۳؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۸۳.</ref> همچنین [[خدا]] به [[انسانها]] [[فرمان]] میدهد که پروردگارشان را با تذلّل و همراه خشوع [[دلها]] و [[یقین]] به [[وحدانیت]] [[الهی]] و پنهانی بخوانند: {{متن قرآن|ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً}}<ref>«پروردگارتان را به لابه و نهانی بخوانید که او تجاوزگران را دوست نمیدارد» سوره اعراف، آیه ۵۵.</ref><ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۶۹؛ اطیب البیان، ج ۵، ص۳۴۲.</ref>، چنان که به شنونده [[قرآن]] نیز دستور میدهد با خشوع و [[تواضع]] از [[آیات قرآن]] [[پند]] گرفته و [[پروردگار]] خود و بازگشت خویش به سوی او را یاد کند: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً}}<ref>«و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref><ref>جامعالبیان، ج ۹، ص۲۲۱؛ تبیین القرآن، ص۱۸۸؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۴۴۲.</ref>. بر اساس آیهای دیگر فرشتگانی که نزد پروردگار هستند، از [[عبادت الهی]] و تواضع و خشوع برای او [[استکبار]] نورزیده و با این خشوع پروردگارشان را بزرگ میدارند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref>«بیگمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمیورزند و او را پاک میخوانند و برای او سجده میکنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۶.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۲۲۳.</ref>. در [[روایات]] نیز به [[خشوع]] رویکردی ویژه و از آن به یکی از نشانههای [[شیعیان اهل بیت]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۷۴.</ref>، [[یاور]] خوبی برای [[دعا]]<ref>عیون الحکم، ص۴۹۳.</ref> و [[زینت]] [[اولیای الهی]]<ref>الجواهر السنیه، ص۷۳.</ref> یاد شده است که رسیدن به [[یقین]]، بیآن شدنی نیست<ref>تحف العقول، ص۳۰۴.</ref> و هشدار داده شده است که نخستین چیزی از [[دین]] که [[مسلمانان]] آن را از دست میدهند خشوع است<ref>کنز العمال، ج ۳، ص۱۴۴.</ref>. به گفته برخی، اصل [[اخلاق پسندیده]]، خشوع و [[علوّ]] [[همت]] است<ref>الفوائد، ص۱۴۴.</ref>. خشوع دارای آثار فراوانی مانند [[اصلاح]] [[مفاسد]]، پاککردن [[گناهان]]، دور کردن [[انسان]] از [[دوزخ]] و [[راهنمایی]] او به [[بهشت]]، [[رغبت]] و [[رهبت]]<ref>{{متن قرآن|فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ}} «آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> [[انقیاد]] و پذیرش است<ref>کشف الاسرار، ج ۶، ص۴۲۲ ـ ۴۲۳؛ التحقیق، ج ۳، ص۶۱، «خشی».</ref>. [[قرآن کریم]] پس از سفارش به کمک گرفتن از [[صبر]] و [[نماز]]، آن را جز برای خاشعان سنگین میداند: {{متن قرآن|وَٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلْخَـٰشِعِينَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref> درباره ضمیر «ها» در این [[آیه]] در [[تفاسیر]] احتمالاتی یاد شده است: بیشتر [[مفسران]] مراد از آن را نماز دانستهاند<ref>التبیان، ج ۱، ص۲۰۳؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۸۱.</ref>، یعنی نماز جز برای خاشعان دشوار است؛ ولی خاشعان که به [[ثواب]] و [[پاداش]] بزرگی که به آنان [[وعده]] داده شده [[امید]] دارند و خود را برای [[اقامه نماز]] آماده کردهاند<ref>الکشاف، ج ۱، ص۲۷۷ ـ ۲۷۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۸؛ روح المعانی، ج ۱، ص۲۴۹.</ref>، نه تنها [[نماز]] برایشان دشوار نیست، [[لذتبخش]] نیز هست<ref>فتح القدیر، ج ۱، ص۷۹.</ref>. بر پایه احتمالات دیگری، [[صبر]] و نماز، کمک گرفتن از صبر و نماز، پذیرش [[دعوت پیامبر]]{{صل}}، همه آنچه که در [[آیه]] ۴۰ ـ ۴۵ [[سوره بقره]] به [[بنی اسراییل]] [[فرمان]] داده شده (یاد کردن [[نعمت الهی]]، [[وفا به عهد]]، [[ترس از خدا]]، [[ایمان به قرآن]] و...) و... جز برای انسانهای [[خاشع]] دشوارند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷ ـ ۲۱۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۸۱؛ التفسیر المظهری، ج ۱، ص۶۵.</ref>. برخی با دیدگاهی [[عرفانی]] و [[فلسفی]] در [[تفسیر آیه]] یادشده گفتهاند: [[فناء]] فیاللّه با صبر از نفس و [[هوای نفس]] و بقاء باللّه با نماز و [[مناجات]] بسیار دشوار است، مگر با [[خشوع]] و شکستگی و [[عبودیت]] [[دل]]<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۹۳.</ref>؛ زیرا هر [[حرکت]] کننده طبیعی یا ارادی، هنگامی از صورتی به صورت شریفتر و قویتر بار مییابد که صورت اوّلی، [[ضعیف]] شده و [[رسوخ]] آن نابود گردد؛ مثلاً جماداتی که صورتشان قویتر است ـ مانند فلزات ـ تبدیل شدنشان به [[گیاه]] بعیدتر است، در حالی که بذر به سبب [[سستی]] و قصوری که در صورت [[جمادی]] دارد، به گیاه بدل میشود. در میان [[انسانها]] نیز هر کس قلبش با [[محبت]] و [[انقیاد]] خاشع شود و از هوای نفس خویش در [[طلب]] مولایش بگذرد، درهای [[رحمت]] به روی او باز و [[انوار الهی]] بر وی [[افاضه]] میشود و هرکس در [[مقام]] نفس خویش و [[انانیّت]] و [[هوا پرستی]] بایستد، از درگاه [[حق]] رانده و از [[لقاء الهی]] [[محروم]] میشود، پس هرکس قلبش برای [[خدا]] خاشع گردد، ترک هوای نفس و صبر از [[دنیا]] و آنچه در دنیاست با [[روزه]] گرفتن از دنیا (چشمپوشی از لذتهای آن) و با روی آوردن به خدا به کمک نماز که [[روح]] آن [[شناخت حق]] و تعبّد ظاهری و [[باطنی]] است، آسان خواهد شد<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۲۹۴.</ref>. در آیهای به انسانهای [[متواضع]] و [[خاشع]] [[بشارت]] داده شده است: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref>سوره حج، آیه ۳۴.</ref>.<ref>الکشاف، ج ۳، ص۱۴؛ الاصفی، ج ۲، ص۸۰۷؛ التفسیر المظهری، ج ۶، ص۳۲۲.</ref> و بر اساس آیهای دیگر [[خدا]] برای مردان و [[زنان]] [[مسلمان]] و مؤمنی که اوصافی از جمله [[خشوع]] دارند، [[آمرزش]] و [[پاداش]] بزرگی آماده کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلْمُسْلِمِينَ وَٱلْمُسْلِمَـٰتِ وَٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ وَٱلْقَـٰنِتِينَ وَٱلْقَـٰنِتَـٰتِ وَٱلصَّـٰدِقِينَ وَٱلصَّـٰدِقَـٰتِ وَٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰبِرَٰتِ وَٱلْخَـٰشِعِينَ وَٱلْخَـٰشِعَـٰتِ وَٱلْمُتَصَدِّقِينَ وَٱلْمُتَصَدِّقَـٰتِ وَٱلصَّـٰٓئِمِينَ وَٱلصَّـٰٓئِمَـٰتِ وَٱلْحَـٰفِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَٱلْحَـٰفِظَـٰتِ وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةًۭ وَأَجْرًا عَظِيمًۭا}}<ref>«بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راستگفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد میکنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> به [[اعتقاد]] برخی، خشوع نخست سبب تپش و لرزش میشود؛ زیرا [[انسان]] در برابر کبریای [[الهی]] [[حقارت]] [[حس]] میکند و ترسان میشود؛ ولی اگر این خشوع ادامه یابد، لرزش و تپش به [[آرامش]] بدل میشود: {{متن قرآن|ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِيثِ كِتَـٰبًۭا مُّتَشَـٰبِهًۭا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهْدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ}}<ref>«خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوستهای آنان که از پروردگار خویش میهراسند از آن به لرزه میافتد سپس با یاد خداوند پوستها و دلهاشان نرم میشود؛ این رهنمود خداوند است که با آن هر که» سوره زمر، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۳۰.</ref>. | |||
==اسباب خشوع== | |||
[[قرآن کریم]] با [[عتاب]] مؤمنانی که قلبهایشان سخت و از خشوع خالی است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref> میفرماید: آیا برای کسانی که [[ایمان]] آوردهاند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به [[یاد خدا]] و آن حقی که نازل شده است [[خاشع]] شود: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}<ref>«آیا هنگام آن نرسیده است که دلهای مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دلهاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] «[[حق]] نازل شده» را [[قرآن کریم]] دانستهاند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۰۵؛ تفسیر الجلالین، ص۲۲۱؛ التفسیر المظهری، ج ۹، ص۱۹۷.</ref>. از این [[آیه]] بر میآید که یاد [[الهی]] و قرآن کریم میتوانند در [[دل]] [[مؤمنان]] [[خشوع]] ایجاد کنند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref>. برخی مقدّم شدن یاد خدا بر [[قرآن]] را از این جهت دانستهاند که خشوع تنها با [[ذکر خدا]] به دست میآید و حاصل شدن آن، هنگام شنیدن [[آیات قرآن]] نیز به جهت اشتمال [[آیات الهی]] بر [[ذکر الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>. برخی از ذکر خدا در آیه یادشده را نیز قرآن کریم دانستهاند، پس از دو خصوصیت قرآن یاد شده است که هر یک مایه حصول خشوع در دل [[مؤمن]] میشود<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۹۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۶۴؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۲۴۸.</ref>. تأثیر قرآن کریم در تحقق خشوع را از [[آیات]] دیگری نیز میتوان برداشت کرد، چنان که در آیهای [[خدا]] برای [[توبیخ]] کسانی که با وجود فهمی که به آنان ارزانی داشته است، بر اثر [[قساوت]] دل و کمی [[تدبّر]]، هنگام [[تلاوت قرآن]] حالت خشوع ندارند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۴۶؛ الصافی، ج ۵، ص۱۵۹.</ref>، در [[تعظیم]] [[شأن]] و [[جلالت]] قرآن [[مَثَل]] میزند که اگر امکان داشت قرآن بر کوهی نازل شود، آن [[کوه]] با تمام [[غلظت]] و بزرگی و سختیای که داشت در برابر آن [[خاشع]] میشد و فرو میریخت<ref>التبیان، ج ۹، ص۵۷۲؛ تفسیر بغوی، ج ۴، ص۳۲۶؛ تفسیر نسفی، ج ۴، ص۲۴۴.</ref>: {{متن قرآن|لَوْ أَنزَلْنَا هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ عَلَىٰ جَبَلٍۢ لَّرَأَيْتَهُۥ خَـٰشِعًۭا مُّتَصَدِّعًۭا مِّنْ خَشْيَةِ ٱللَّهِ وَتِلْكَ ٱلْأَمْثَـٰلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref> و در آیهای دیگر به [[خشوع]] [[مؤمنان]] در برابر [[آیات قرآن]] اشاره شده است: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۲۵۱؛ تفسیر واحدی، ج ۲، ص۷۳۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۸۶ ـ ۸۷.</ref>. و بر اساس [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۹ [[اسراء]]، شنیدن [[قرآن]]<ref>الصافی، ج ۳، ص۲۲۷؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۸۹؛ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص۲۳۵.</ref> بر خشوع صاحبان [[علم]] میافزاید: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند * و میگویند: پاکا که پروردگار ماست، به راستی وعده پروردگار ما انجام یافتنی است * و با روی بر زمین میافتند، میگریند و (قرآن) بر فروتنی آنان میافزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۷-۱۰۹.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی، [[شایستهترین]] [[انسانها]] به [[خشوع]] در پنهان و آشکار، حامل [[قرآن]] است<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref>. از آیاتی دیگر برداشت میشود که [[علم]] و [[معرفت]] و [[شناخت]] [[مبدأ و معاد]]، عامل تحقق خشوع در [[قلب]] است، چنان که بر اساس آیهای کسانی که به آنان علم و معرفت داده شده است، هنگام [[تلاوت آیات]] [[الهی]] بر آنها، حالت خشوع یافته و با صورت به [[سجده]] میافتند: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref> و طبق [[آیات]] ۴۵ ـ ۴۶ بقره حالت خشوع، از آنِ کسانی است که به دیدار با پروردگارشان و بازگشت به سوی او [[باور]] دارند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند» سوره بقره، آیه ۴۵-۴۶.</ref><ref>اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۴۱۴ـ ۴۱۶.</ref>. «[[ظنّ]]» در این [[آیه]] به معنای «علم» است<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۴۶؛ التبیان، ج ۱، ص۲۰۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۹۱.</ref>؛ زیرا لازمِ [[ظن]] به معنای [[اعتقاد]] [[راجح]]، آن است که شخص به وقوع [[قیامت]] [[یقین]] نداشته باشد، که این [[کفر]] است و ممکن نیست [[خدا]] آن را [[ستایش]] کند<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۹۵.</ref>. برخی ظن را در این آیه همان [[گمان]] دانستهاند، پس میتوان آیه را به چند گونه [[تفسیر]] کرد: | |||
# [[ملاقات]] [[پروردگار]]، همان [[مرگ]] است و معنای آیه این است که خشوع، از آنِ کسانی است که هر لحظه گمان مرگ دارند. | |||
# گمان به دیدار [[ثواب الهی]] مراد است که امری ناقطعی است. | |||
# [[انسان]] [[خاشع]] برای [[طاعات]] خویش ارزشی [[معتقد]] نیست و [[گمان]] میکند با گناهانش پروردگارش را [[ملاقات]] میکند. | |||
# [[علم یقینی]] به کیفیت [[معاد]]، تنها برای [[عارفان]] کامل حاصل میشود و آنچه عموم [[مؤمنان]] از آن برخوردارند (در مقایسه با [[علم]] عارفان کامل) مرتبه [[ظن]] به شمار میآید<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۹۵ ـ ۲۹۶.</ref>. برخی گفتهاند: [[خشوع]] از [[ادراک]] [[عظمت]] و هیبت [[جمال و جلال الهی]] به دست میآید و هر چه مرتبه این ادراک بیشتر باشد، مرتبه خشوع نیز بالاتر است<ref>آداب الصلوة، ص۱۳ ـ ۱۴.</ref>. بعضی تحقق خشوع را همیشه براثر تجلّی [[حقّ]] بر [[دلها]] دانسته و گفتهاند: تجلّی در [[قلب]] [[مؤمن]] سبب علم و نظر پنهانی مؤمن به [[حق]] میشود و علم، سبب به وجود آمدن [[خشیت]] و خشیت، مایه حصول خشوع است<ref>رحمة من الرحمن، ج ۱، ۴۸۹؛ ج ۳، ص۳۹۴.</ref>. برخی نیز سبب خشوع را [[ترس از خدا]] و [[عقاب]] او دانستهاند<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۲.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۳۳.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']] | # [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']] | ||
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:خشوع]] | [[رده:خشوع]] | ||