←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
[[حدیث غدیر]] از احادیثی است که محدثان و مورخان [[اسلامی]] ـ اعم از [[شیعه]] و [[اهلسنت]] ـ به صورت متواتر آن را [[روایت]] کردهاند. متواتر بودن حدیث غدیر، متقضای [[قوانین]] طبیعتی است، زیرا [[پیامبر]] {{صل}} آن را در میان انبوه مسلمانانی که با او در [[حجة الوداع]] شرکت کرده بودند در [[غدیر خم]] ایراد کرد. شرایط ایراد آن [[خطبه]] به گونهای بود که [[حاجیان]] پس از بازگشت از [[سفر]] [[حج]] به [[وطن]] خود آن را برای دیگران بازگو میکردند، زیرا پیامبر {{صل}} [[دستور]] داد تا کسانی که از غدیر خم گذشته بودند بازگردند و کسانی که عقبتر بودند برسند، آنگاه آنان را برای اقامه نماز جماعت فراخواند و در آن هوای بسیار گرم، [[خطبه غدیر]] را ایراد کرد و [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را برای آنان [[اعلان]] کرد و از آنان خواست تا با او [[بیعت]] کنند و به وی تهنیت گویند. | [[حدیث غدیر]] از احادیثی است که محدثان و مورخان [[اسلامی]] ـ اعم از [[شیعه]] و [[اهلسنت]] ـ به صورت متواتر آن را [[روایت]] کردهاند. متواتر بودن حدیث غدیر، متقضای [[قوانین]] طبیعتی است، زیرا [[پیامبر]] {{صل}} آن را در میان انبوه مسلمانانی که با او در [[حجة الوداع]] شرکت کرده بودند در [[غدیر خم]] ایراد کرد. شرایط ایراد آن [[خطبه]] به گونهای بود که [[حاجیان]] پس از بازگشت از [[سفر]] [[حج]] به [[وطن]] خود آن را برای دیگران بازگو میکردند، زیرا پیامبر {{صل}} [[دستور]] داد تا کسانی که از غدیر خم گذشته بودند بازگردند و کسانی که عقبتر بودند برسند، آنگاه آنان را برای اقامه نماز جماعت فراخواند و در آن هوای بسیار گرم، [[خطبه غدیر]] را ایراد کرد و [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را برای آنان [[اعلان]] کرد و از آنان خواست تا با او [[بیعت]] کنند و به وی تهنیت گویند. | ||
طبیعی است که چنین حادثهای توجه حاضران در [[غدیر]] را به خود جلب کرده است و در بازگشت از سفر از آن به عنوان خاطرهای مهم برای دیگران سخن گفتهاند. بنابراین مقتضای قوانین طبیعی و [[فطری]]، این است که حدیث غدیر توسط صدها نفر از [[صحابه پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] شده باشد و پس از آنان نیز صدها نفر از [[تابعین]] و سایر [[مسلمانان]] آن را نقل کرده باشند. اگر جز این باشد عاملی بشری در آن دخالت کرده و از نقل گسترده آن جلوگیری کرده است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۸۴.</ref> | طبیعی است که چنین حادثهای توجه حاضران در [[غدیر]] را به خود جلب کرده است و در بازگشت از سفر از آن به عنوان خاطرهای مهم برای دیگران سخن گفتهاند. بنابراین مقتضای قوانین طبیعی و [[فطری]]، این است که حدیث غدیر توسط صدها نفر از [[صحابه پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] شده باشد و پس از آنان نیز صدها نفر از [[تابعین]] و سایر [[مسلمانان]] آن را نقل کرده باشند. اگر جز این باشد عاملی بشری در آن دخالت کرده و از نقل گسترده آن جلوگیری کرده است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۸۴.</ref>. | ||
=== معیار حدیث متواتر === | === معیار حدیث متواتر === | ||
اقوال درباره معیار حدیث متواتر از نظر تعداد ناقلان، مختلف است. برخی اصولاً تعداد خاصی را برای | اقوال درباره معیار حدیث متواتر از نظر تعداد ناقلان، مختلف است. برخی اصولاً تعداد خاصی را برای راویان شرط ندانسته و گفتهاند: حدیث متواتر، آن است که تعداد و شرایط راویان آن به گونهای باشد که احتمال تبانی در [[جعل حدیث]] داده نشود و به [[درستی]] آن [[اطمینان]] حاصل شود<ref>ابنحجر عسقلانی گفته است: «در خبر متواتر، عدد معینی شرط نیست، بلکه آنچه مفید علم باشد کافی است» (فتح الباری، ج۱، ص۱۷۷). شوکانی نیز گفته است خبر متواتر، خبر کسانی است که کثرت آنها به حدی است که از گفته آنها علم حاصل میشود (ارشاد الفحول الی تحقیق الحق فی علم الاصول، ج۱، ص۱۲۸، دارالکتاب العربی). بدرالدین زرکشی گفته است: «خبر متواتر، خبر گروه بسیاری از چیز محسوسی است که توافق آنان بر کذب ممتنع است» (البحر المحیط فی اصول الفقه، ج۳، ص۲۹۶)؛ ملاعلی قاری گفته است: «تواتر، تعداد معینی ندارد، بلکه تعداد ناقلان به قدری است که عادتا تبانی آنها بر کذب ممکن نیست» (شرح نخبة الفکر فی مصطلحات اهل الاثر، ج۱، ص۱۶۳).</ref>، اما برخی گفتهاند [[حدیثی]] را که ده نفر [[روایت]] کنند متواتر است، چنان که [[سیوطی]] در این باره گفته است: {{عربی|"و ما رواه عدد جم يجب احالة اجتماعهم على الكذب فالمتواتر وقوم حددواً بعشره وهو لدى أجود"}}<ref>ألفیة السیوطی فی علم الحدیث، ص۴۶.</ref>، مطلبی را که تعداد زیادی روایت کردهاند که اجتماعشان بر [[کذب]] محال است متواتر است، و گروهی آن را به ده راوی تحدید کردهاند، و این قول از نظر من پسندیدهتر است. | ||
ابنحجر عسقلانی [[حدیث]] {{متن حدیث|تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}} را که [[پیامبر]] {{صل}} خطاب به [[عمار]] فرمود و از طریق عمار، [[عثمان]]، [[ابنمسعود]]، [[حذیفه]]، [[ابنعباس]] و برخی دیگر روایت شده، متواتر دانسته است<ref>{{عربی|تواترت الروایات به، روی ذلک عن عمار و عثمان و ابنمسعود و حذیفة و ابنعباس فی آخرین}}. تهذیب التهذیب، ج۶، ص۱۳، شماره ۴۹۸۷.</ref>. | ابنحجر عسقلانی [[حدیث]] {{متن حدیث|تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}} را که [[پیامبر]] {{صل}} خطاب به [[عمار]] فرمود و از طریق عمار، [[عثمان]]، [[ابنمسعود]]، [[حذیفه]]، [[ابنعباس]] و برخی دیگر روایت شده، متواتر دانسته است<ref>{{عربی|تواترت الروایات به، روی ذلک عن عمار و عثمان و ابنمسعود و حذیفة و ابنعباس فی آخرین}}. تهذیب التهذیب، ج۶، ص۱۳، شماره ۴۹۸۷.</ref>. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
[[حدیث غدیر]] را [[احمد بن حنبل]] از [[چهل]] طریق، [[ابنجریر طبری]] از هفتاد و چند طریق، جزری مقری از هشتاد طریق، ابنعقده از ۱۰۵ طریق، [[ابوسعید سجستانی]] از ۱۲۰ طریق و [[ابوبکر جعابی]] از ۱۲۵ طریق [[نقل]] کردهاند<ref>ر. ک: الغدیر، ج۱، ص۱۴، پاورقی چاپ دوم.</ref>. با این حال، اقوال عالمان اهلسنت در این باره مختلف است. | [[حدیث غدیر]] را [[احمد بن حنبل]] از [[چهل]] طریق، [[ابنجریر طبری]] از هفتاد و چند طریق، جزری مقری از هشتاد طریق، ابنعقده از ۱۰۵ طریق، [[ابوسعید سجستانی]] از ۱۲۰ طریق و [[ابوبکر جعابی]] از ۱۲۵ طریق [[نقل]] کردهاند<ref>ر. ک: الغدیر، ج۱، ص۱۴، پاورقی چاپ دوم.</ref>. با این حال، اقوال عالمان اهلسنت در این باره مختلف است. | ||
[[اکثریت]] [[قاطع]] عالمان اهلسنت حدیث غدیر را معتبر و غیر قابل تردید دانسته، و برخی از آنان آن را متواتر یا | [[اکثریت]] [[قاطع]] عالمان اهلسنت حدیث غدیر را معتبر و غیر قابل تردید دانسته، و برخی از آنان آن را متواتر یا مستفیض و برخی دیگر آن را صحیح شمردهاند. | ||
'''حدیث غدیر متواتر است''': | '''حدیث غدیر متواتر است''': | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
# [[حافظ ابنحجر عسقلانی]] (متوفای ۸۵۲ق) گفته است: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} را [[ترمذی]] و [[نسائی]] [[روایت]] کردهاند و طرق آن جداً بسیار است، ابنعقده آنها را در کتابی نقل کرده است و بسیاری از اسانید آن صحیح و [[حسن]] است”<ref>فتح الباری، ج۷، ص۷۴.</ref>. | # [[حافظ ابنحجر عسقلانی]] (متوفای ۸۵۲ق) گفته است: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} را [[ترمذی]] و [[نسائی]] [[روایت]] کردهاند و طرق آن جداً بسیار است، ابنعقده آنها را در کتابی نقل کرده است و بسیاری از اسانید آن صحیح و [[حسن]] است”<ref>فتح الباری، ج۷، ص۷۴.</ref>. | ||
# [[ابنحجر هیتمی مکی]](متوفای ۹۷۴ق) تصریح کرده که این [[حدیث]]، صحیح است و تردیدی در آن نیست<ref>الصواعق المحرقة، ص۵۴.</ref>. | # [[ابنحجر هیتمی مکی]](متوفای ۹۷۴ق) تصریح کرده که این [[حدیث]]، صحیح است و تردیدی در آن نیست<ref>الصواعق المحرقة، ص۵۴.</ref>. | ||
# [[نورالدین هروی قاری حنفی]] (متوفای ۱۰۱۴ق) گفته است: “این [[حدیث صحیح]] است و تردیدی در آن نیست و برخی از | # [[نورالدین هروی قاری حنفی]] (متوفای ۱۰۱۴ق) گفته است: “این [[حدیث صحیح]] است و تردیدی در آن نیست و برخی از محدثان، آن را متواتر دانستهاند، زیرا در روایت [[احمد]] آمده است که سی نفر از [[صحابه]] که آن را از [[پیامبر]] {{صل}} شنیده بودند، در ایام [[خلافت علی]] {{ع}} بر آن [[شهادت]] دادند”<ref>المرقاة شرح المشکاة، ج۱۰، ص۴۶۴، حدیث ۶۰۹۱.</ref>. | ||
# [[عبدالحق دهلوی]] (متوفای ۱۰۵۲ق) گفته است: “این حدیث، صحیح است و تردیدی در آن نیست. عدهای مانند: ترمذی، نسائی و احمد آن را روایت کردهاند. طرق آن بسیار است. شانزده نفر [[صحابی]] آن را روایت کردهاند. در روایتی آمده است که سی نفر از صحابه، آن را از پیامبر {{صل}} شنیده و برای [[علی]] {{ع}} در [[زمان]] خلافتش شهادت دادند و بسیاری از اسانید آن صحیح و حسن است و به سخن کسی که در صحت آن اشکال کرده، اعتنایی نمیشود”<ref>الغدیر، ج۱، ص۵۵۸.</ref>؛ | # [[عبدالحق دهلوی]] (متوفای ۱۰۵۲ق) گفته است: “این حدیث، صحیح است و تردیدی در آن نیست. عدهای مانند: ترمذی، نسائی و احمد آن را روایت کردهاند. طرق آن بسیار است. شانزده نفر [[صحابی]] آن را روایت کردهاند. در روایتی آمده است که سی نفر از صحابه، آن را از پیامبر {{صل}} شنیده و برای [[علی]] {{ع}} در [[زمان]] خلافتش شهادت دادند و بسیاری از اسانید آن صحیح و حسن است و به سخن کسی که در صحت آن اشکال کرده، اعتنایی نمیشود”<ref>الغدیر، ج۱، ص۵۵۸.</ref>؛ | ||
# شیخ [[محمود بن محمد شیخانی قادری]] در الصراط السوی فی [[مناقب]] [[آل]] النبی، حدیث غدیر را از احادیث صحیح دانسته است<ref>الغدیر، ج۱، ص۵۵۸.</ref>. | # شیخ [[محمود بن محمد شیخانی قادری]] در الصراط السوی فی [[مناقب]] [[آل]] النبی، حدیث غدیر را از احادیث صحیح دانسته است<ref>الغدیر، ج۱، ص۵۵۸.</ref>. | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
# [[ناصرالدین آلبانی]] گفته است: “هر دو بخش [[حدیث غدیر]]<ref>مقصود جمله {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و جمله {{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}} است.</ref> صحیح است، بلکه بخش اول آن متواتر است”<ref>سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج۶، ص۱۲۰۲، حدیث ۲۹۸۲.</ref>. | # [[ناصرالدین آلبانی]] گفته است: “هر دو بخش [[حدیث غدیر]]<ref>مقصود جمله {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و جمله {{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}} است.</ref> صحیح است، بلکه بخش اول آن متواتر است”<ref>سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج۶، ص۱۲۰۲، حدیث ۲۹۸۲.</ref>. | ||
'''حدیث غدیر، مشهور و | '''حدیث غدیر، مشهور و مستفیض است''': | ||
[[ابن ابیالحدید معتزلی]](متوفای ۶۵۵ق) گفته است: “حدیث [[غدیر]]، یکی از [[روایات]] شایع در [[فضایل امیرالمؤمنین]] {{ع}} است”<ref>سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج۶، ص۱۶۷، شرح خطبه ۷۳.</ref> و در جای دیگری گفته است: “در اینجا روایاتی را بازگو میکنیم که به صورت مستفیض درباره احتجاج امیرالمؤمنین {{ع}} با [[اصحاب شورا]] [[نقل]] شده است”، سپس حدیث غدیر را نقل کرده است<ref>شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۶۶، شرح خطبه ۱۵۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۸۶؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref> | [[ابن ابیالحدید معتزلی]](متوفای ۶۵۵ق) گفته است: “حدیث [[غدیر]]، یکی از [[روایات]] شایع در [[فضایل امیرالمؤمنین]] {{ع}} است”<ref>سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج۶، ص۱۶۷، شرح خطبه ۷۳.</ref> و در جای دیگری گفته است: “در اینجا روایاتی را بازگو میکنیم که به صورت مستفیض درباره احتجاج امیرالمؤمنین {{ع}} با [[اصحاب شورا]] [[نقل]] شده است”، سپس حدیث غدیر را نقل کرده است<ref>شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۶۶، شرح خطبه ۱۵۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۸۶؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref> | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:غدیر]] | [[رده:حدیث غدیر]] | ||