نامۀ ۱۲ نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'ref>[[دانشنامه نهج البلاغه' به 'ref>دین‌پرور، سید حسین، [[دانشنامه نهج البلاغه')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = نهج البلاغه
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
* [[امام]] {{ع}} حتی در میدان [[جنگ]] نیز به اصول و [[ارزش‌های دینی]] پایبند است. [[امام]] این [[نامه]] را خطاب به [[معقل بن قیس]] می‌نویسد. [[فیض الاسلام]] در شرح خود درباره معقل چنین می‌نویسد: از وصیت‌های آن [[حضرت]] {{ع}} است به [[معقل بن قیس ریاحی]] (که از [[یاران]] و [[شیعیان]] آن بزرگوار بوده) هنگامی‌که او را (از [[مدائن]]) با سه هزار تن به‌سوی (لشگر) [[شام]] فرستاده که جلودار ([[سپاهیان]]) آن [[حضرت]] باشد (و در آن روش [[جنگ]] با [[دشمن]] را به او می‌آموزد)؛ و آن [[وصیت]] این است: اما قبل از هر چیز [[تقوای الهی]] را به او یادآوری می‌کند و او را تنها به [[نبرد]] با کسی فرامی‌خواند که آهنگ [[جنگ]] با او را کرده است. وی را سفارش می‌کند که ایستادن و حرکت [[سپاهیان]] را به‌گونه‌ای تنظیم کند که موجب [[آرامش]] و [[آسایش]] آن‌ها فراهم آید. [[امام]] {{ع}} چند تاکتیک [[نظامی]] را به او یادآور می‌شود، اما به او سفارش می‌کند تا آن‌جا که می‌شود از راه [[گفت‌وگو]] در [[اصلاح]] آن‌ها بکوشد و از درگیری پرهیز کند. [[امام]] [[جنگ]] را آخرین راه برمی‌شمرد که پس از آن چاره‌ای دیگر در کار نباشد. [[تاریخ]] صدور این [[نامه]] سال ۳۶ قمری است<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 761.</ref>.
[[امام علی]] {{ع}} حتی در میدان [[جنگ]] نیز به اصول و [[ارزش‌های دینی]] پایبند است. [[امام]] این [[نامه]] را خطاب به [[معقل بن قیس]] می‌نویسد. [[فیض الاسلام]] در شرح خود درباره معقل چنین می‌نویسد: از وصیت‌های آن [[حضرت]] {{ع}} است به [[معقل بن قیس ریاحی]] (که از [[یاران]] و [[شیعیان]] آن بزرگوار بوده) هنگامی‌که او را (از [[مدائن]]) با سه هزار تن به‌سوی (لشگر) [[شام]] فرستاده که جلودار ([[سپاهیان]]) آن حضرت باشد (و در آن روش [[جنگ]] با [[دشمن]] را به او می‌آموزد)؛ و آن [[وصیت]] این است: اما قبل از هر چیز [[تقوای الهی]] را به او یادآوری می‌کند و او را تنها به [[نبرد]] با کسی فرامی‌خواند که آهنگ [[جنگ]] با او را کرده است. وی را سفارش می‌کند که ایستادن و حرکت [[سپاهیان]] را به‌گونه‌ای تنظیم کند که موجب [[آرامش]] و [[آسایش]] آن‌ها فراهم آید. [[امام]] {{ع}} چند تاکتیک [[نظامی]] را به او یادآور می‌شود، اما به او سفارش می‌کند تا آن‌جا که می‌شود از راه [[گفت‌وگو]] در [[اصلاح]] آن‌ها بکوشد و از درگیری پرهیز کند. [[امام]] [[جنگ]] را آخرین راه برمی‌شمرد که پس از آن چاره‌ای دیگر در کار نباشد. [[تاریخ]] صدور این [[نامه]] سال ۳۶ قمری است<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۷۶۱.</ref>.
 
== فرازی از [[نامه]] ==
== فرازی از [[نامه]] ==
* از خدایی که به‌ناچار، روزی با او [[دیدار]] خواهی کرد و جز درگاه او پایانی نداری، بترس، [[جنگ]] مکن مگر با آن‌که با تو بجنگد. لشکرت را در ابتدا یا انتهای روز به حرکت درآور و به هنگام گرمای نیم‌روز فرود آر. مرکب‌ها را خسته مدار و در آغاز شب، [[لشکر]] را به حرکت درمیاور که [[خداوند]] شب را برای آسودن قرار داده و آن را برای درنگ کردن مقرر کرده، نه سیر و سفر. به هنگام شب، خود و مرکبت را از خستگی برآور و چون برآسودی، یا هنگام [[سحر]] یا زمان دمیدن سپیده (به [[برکت]] خداوندی) حرکت کن. هرگاه با [[دشمن]] رویاروی شدی، خد در میانه لشکرت قرار گیر و به [[دشمن]] چنان نزدیک مشو که پندارد قصد حمله داری و چندان دور مایست چون کسی که از [[جنگ]] بیمناک است، تا [[فرمان]] من به تو رسد. [[کینه]] آنان تو را وادار نکند پیش از آن‌که به اطاعتشان فراخوانی و [[حجت]] را بر آنان تمام کنی، [[جنگ]] را بیاغازی<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 762.</ref>.
از خدایی که به‌ناچار، روزی با او [[دیدار]] خواهی کرد و جز درگاه او پایانی نداری، بترس، [[جنگ]] مکن مگر با آن‌که با تو بجنگد. لشکرت را در ابتدا یا انتهای روز به حرکت درآور و به هنگام گرمای نیم‌روز فرود آر. مرکب‌ها را خسته مدار و در آغاز شب، [[لشکر]] را به حرکت درمیاور که [[خداوند]] شب را برای آسودن قرار داده و آن را برای درنگ کردن مقرر کرده، نه سیر و سفر. به هنگام شب، خود و مرکبت را از خستگی برآور و چون برآسودی، یا هنگام [[سحر]] یا زمان دمیدن سپیده (به [[برکت]] خداوندی) حرکت کن. هرگاه با [[دشمن]] رویاروی شدی، خد در میانه لشکرت قرار گیر و به [[دشمن]] چنان نزدیک مشو که پندارد قصد حمله داری و چندان دور مایست چون کسی که از [[جنگ]] بیمناک است، تا [[فرمان]] من به تو رسد. [[کینه]] آنان تو را وادار نکند پیش از آن‌که به اطاعتشان فراخوانی و [[حجت]] را بر آنان تمام کنی، [[جنگ]] را بیاغازی<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۷۶۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۰۴

مقدمه

امام علی (ع) حتی در میدان جنگ نیز به اصول و ارزش‌های دینی پایبند است. امام این نامه را خطاب به معقل بن قیس می‌نویسد. فیض الاسلام در شرح خود درباره معقل چنین می‌نویسد: از وصیت‌های آن حضرت (ع) است به معقل بن قیس ریاحی (که از یاران و شیعیان آن بزرگوار بوده) هنگامی‌که او را (از مدائن) با سه هزار تن به‌سوی (لشگر) شام فرستاده که جلودار (سپاهیان) آن حضرت باشد (و در آن روش جنگ با دشمن را به او می‌آموزد)؛ و آن وصیت این است: اما قبل از هر چیز تقوای الهی را به او یادآوری می‌کند و او را تنها به نبرد با کسی فرامی‌خواند که آهنگ جنگ با او را کرده است. وی را سفارش می‌کند که ایستادن و حرکت سپاهیان را به‌گونه‌ای تنظیم کند که موجب آرامش و آسایش آن‌ها فراهم آید. امام (ع) چند تاکتیک نظامی را به او یادآور می‌شود، اما به او سفارش می‌کند تا آن‌جا که می‌شود از راه گفت‌وگو در اصلاح آن‌ها بکوشد و از درگیری پرهیز کند. امام جنگ را آخرین راه برمی‌شمرد که پس از آن چاره‌ای دیگر در کار نباشد. تاریخ صدور این نامه سال ۳۶ قمری است[۱].

فرازی از نامه

از خدایی که به‌ناچار، روزی با او دیدار خواهی کرد و جز درگاه او پایانی نداری، بترس، جنگ مکن مگر با آن‌که با تو بجنگد. لشکرت را در ابتدا یا انتهای روز به حرکت درآور و به هنگام گرمای نیم‌روز فرود آر. مرکب‌ها را خسته مدار و در آغاز شب، لشکر را به حرکت درمیاور که خداوند شب را برای آسودن قرار داده و آن را برای درنگ کردن مقرر کرده، نه سیر و سفر. به هنگام شب، خود و مرکبت را از خستگی برآور و چون برآسودی، یا هنگام سحر یا زمان دمیدن سپیده (به برکت خداوندی) حرکت کن. هرگاه با دشمن رویاروی شدی، خد در میانه لشکرت قرار گیر و به دشمن چنان نزدیک مشو که پندارد قصد حمله داری و چندان دور مایست چون کسی که از جنگ بیمناک است، تا فرمان من به تو رسد. کینه آنان تو را وادار نکند پیش از آن‌که به اطاعتشان فراخوانی و حجت را بر آنان تمام کنی، جنگ را بیاغازی[۲].

منابع

پانویس