دروغ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۱۶: خط ۲۱۶:
* [[ترک دروغ]] به [[حج]] [[واجب]] اختصاص ندارد، بلکه از [[محرّمات]] [[عمره]] [[تمتع]] و عمره مفرده نیز به شمار می‌رود<ref>کتاب الحج، ج۳، ص۳۶۰؛ ج۴، ص۱۵۵؛ جامع المدارک، ج۲، ص۴۰۴.</ref>. درباره مراد از این [[دروغ]] (در حج) میان [[فقها]] دو نظریه هست: به نظر مشهور [[فقهای شیعه]] مطلق دروغ مراد است<ref>الحدائق، ج۱۵، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۵۵؛ کتاب الحج، ج۴، ص۱۵۵.</ref>؛ اما عده‌ای آن را تنها [[دروغ بر خدا]] و [[رسول]] دانسته‌اند<ref>جامع الخلاف و الوفاق، ص۱۸۵؛ مختلف الشیعه، ج۴، ص۸۴؛ کتاب الحج، ج۴، ص۱۵۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۳، ص۳۷.</ref>.
* [[ترک دروغ]] به [[حج]] [[واجب]] اختصاص ندارد، بلکه از [[محرّمات]] [[عمره]] [[تمتع]] و عمره مفرده نیز به شمار می‌رود<ref>کتاب الحج، ج۳، ص۳۶۰؛ ج۴، ص۱۵۵؛ جامع المدارک، ج۲، ص۴۰۴.</ref>. درباره مراد از این [[دروغ]] (در حج) میان [[فقها]] دو نظریه هست: به نظر مشهور [[فقهای شیعه]] مطلق دروغ مراد است<ref>الحدائق، ج۱۵، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۵۵؛ کتاب الحج، ج۴، ص۱۵۵.</ref>؛ اما عده‌ای آن را تنها [[دروغ بر خدا]] و [[رسول]] دانسته‌اند<ref>جامع الخلاف و الوفاق، ص۱۸۵؛ مختلف الشیعه، ج۴، ص۸۴؛ کتاب الحج، ج۴، ص۱۵۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۳، ص۳۷.</ref>.


===[[دروغ]] در [[حال]] [[ضرورت]] ===
===[[دروغ]] در حال [[ضرورت]] ===
* به فتوای بسیاری از [[فقهای اسلامی]] دروغ در حال ضرورت جایز است<ref>النصائح الکافیه، ص۲۲۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۱۲؛ ج۲، ص۳۴۷.</ref>. مستند برخی آیه {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند -نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است». سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> است که [[سخن گفتن]] را بر خلاف [[عقیده]] [[قلبی]] در حال [[اکراه]] جایز می‌داند؛ با این [[استدلال]] که وقتی سخن [[کفر]] گفتن بر خلاف [[اعتقاد قلبی]] هنگام [[اضطرار]] جایز باشد، مسلّم‌تر سخنان دیگر با وجود عدم [[اعتقاد]] به آن جایزند <ref>مصباح الفقاهه، ج۱،ص ۶۲۰.</ref>. بعضی در این مورد به آیه {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید»سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> که [[دوستی با کافران]] در [[حال]] [[تقیه]] را جایز دانسته است استناد کرده‌اند؛ با این [[استدلال]] که وقتی اظهار دوستی با کافران و کمک گرفتن و [[پناه بردن]] به آنان با عدم [[اعتقاد قلبی]] در حال تقیه جایز باشد، مسلّم‌تر سخنان و [[اعمال]] دیگر برخلاف [[عقیده]] [[قلبی]] جایزند <ref>المکاسب، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰.</ref>.
* به فتوای بسیاری از فقهای اسلامی دروغ در حال ضرورت جایز است<ref>النصائح الکافیه، ص۲۲۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۱۲؛ ج۲، ص۳۴۷.</ref>. مستند برخی آیه {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند -نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است». سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> است که [[سخن گفتن]] را بر خلاف [[عقیده]] [[قلبی]] در حال [[اکراه]] جایز می‌داند؛ با این [[استدلال]] که وقتی سخن [[کفر]] گفتن بر خلاف [[اعتقاد قلبی]] هنگام [[اضطرار]] جایز باشد، مسلّم‌تر سخنان دیگر با وجود عدم [[اعتقاد]] به آن جایزند <ref>مصباح الفقاهه، ج۱،ص ۶۲۰.</ref>. بعضی در این مورد به آیه {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید»سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> که [[دوستی با کافران]] در [حال [[تقیه]] را جایز دانسته است استناد کرده‌اند؛ با این [[استدلال]] که وقتی اظهار دوستی با کافران و کمک گرفتن و [[پناه بردن]] به آنان با عدم [[اعتقاد قلبی]] در حال تقیه جایز باشد، مسلّم‌تر سخنان و [[اعمال]] دیگر برخلاف [[عقیده]] [[قلبی]] جایزند <ref>المکاسب، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰.</ref>.
* [[روایات اسلامی]] نیز [[دروغ]] را به هنگام [[ضرورت]] جایز شمرده‌اند<ref>من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۷۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰، ۶۲۶.</ref>. با توجه به ضرورت‌های مختلف، [[دروغ]] گاه [[مباح]] و گاه [[پسندیده]] و در مواردی مانند دروغ برای [[نجات جان]] [[انسان‌ها]] [[واجب]] می‌گردد<ref>المستصفی، ص۴۶؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ الدر المختار، ج، ص۷۴۹؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۵.</ref>؛ اما در اینکه در این گونه موارد توریه در صورت توان لازم است یا نه، دو نظریه هست: بیشتر [[فقهای اسلامی]] توریه را واجب دانسته‌اند<ref>تحریر الاحکام، ج۴، ص۳۰۰؛ جامع المقاصد، ج۴، ص۲۷؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۳۸.</ref>؛ اما نزد برخی ضرورتی ندارد<ref>المکاسب، ج۲، ص۱۷-۱۸؛ بحار الانوار، ج۶۹،ص ۲۵۲.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۳، ص۳۷.</ref>.
* [[روایات اسلامی]] نیز [[دروغ]] را به هنگام [[ضرورت]] جایز شمرده‌اند<ref>من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۷۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰، ۶۲۶.</ref>. با توجه به ضرورت‌های مختلف، [[دروغ]] گاه [[مباح]] و گاه [[پسندیده]] و در مواردی مانند دروغ برای [[نجات جان]] [[انسان‌ها]] [[واجب]] می‌گردد<ref>المستصفی، ص۴۶؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ الدر المختار، ج، ص۷۴۹؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۵.</ref>؛ اما در اینکه در این گونه موارد توریه در صورت توان لازم است یا نه، دو نظریه هست: بیشتر [[فقهای اسلامی]] توریه را واجب دانسته‌اند<ref>تحریر الاحکام، ج۴، ص۳۰۰؛ جامع المقاصد، ج۴، ص۲۷؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۳۸.</ref>؛ اما نزد برخی ضرورتی ندارد<ref>المکاسب، ج۲، ص۱۷-۱۸؛ بحار الانوار، ج۶۹،ص ۲۵۲.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۳، ص۳۷.</ref>.


۱۳۰٬۴۰۱

ویرایش