←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
*[[امام باقر]]{{ع}} به جناب [[محمد بن مسلم]] میفرماید: اگر [[مردم]] میدانستند که [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] خود چه کشتارهایی را انجام خواهد داد، [[آرزو]] میکردند که هیچ گاه آن [[حضرت]] را نمیدیدند. بدانید که [[قائم]]{{ع}} ابتدا سراغ قریش خواهد رفت و [[حق]] را با [[شمشیر]] از آنان میگیرد و با [[شمشیر]] در میان آنان [[اجرا]] میکند. تا جایی که [[مردم]] (از بسیاریِ [[کشتار]] زبان به [[اعتراض]] گشوده و) میگویند: به درستی که اگر این شخص از آل [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، رحم مینمود<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۳۱.</ref>. | *[[امام باقر]]{{ع}} به جناب [[محمد بن مسلم]] میفرماید: اگر [[مردم]] میدانستند که [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] خود چه کشتارهایی را انجام خواهد داد، [[آرزو]] میکردند که هیچ گاه آن [[حضرت]] را نمیدیدند. بدانید که [[قائم]]{{ع}} ابتدا سراغ قریش خواهد رفت و [[حق]] را با [[شمشیر]] از آنان میگیرد و با [[شمشیر]] در میان آنان [[اجرا]] میکند. تا جایی که [[مردم]] (از بسیاریِ [[کشتار]] زبان به [[اعتراض]] گشوده و) میگویند: به درستی که اگر این شخص از آل [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، رحم مینمود<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۳۱.</ref>. | ||
*در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[عبدالله]] [[مغیره]] فرمود: زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید، پانصد نفر از قریش را به پا داشته و سر از تنشان جدا میکند و این کار را شش بار تکرار میکند، [[راوی]] تعجب نموده و گفت: آیا تعداد آنان به این اندازه میرسد [[حضرت]] فرمود: آری! [[حضرت]] خودشان و [[دوستان]] آنها را خواهد کشت. در روایتی دیگر به همین مضمون [[امام حسین]]{{ع}} به شخصی فرمود: زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید پانصد نفر از [[قریشیان]] را پیش کشیده و گردن میزند، و سپس پانصد نفر دیگر و باز پانصد نفر دیگر را نیز به همان گونه خواهد کشت<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۲۷ و غیبت نعمانی، ص ۲۳۵.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۹۷.</ref>. | *در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[عبدالله]] [[مغیره]] فرمود: زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید، پانصد نفر از قریش را به پا داشته و سر از تنشان جدا میکند و این کار را شش بار تکرار میکند، [[راوی]] تعجب نموده و گفت: آیا تعداد آنان به این اندازه میرسد [[حضرت]] فرمود: آری! [[حضرت]] خودشان و [[دوستان]] آنها را خواهد کشت. در روایتی دیگر به همین مضمون [[امام حسین]]{{ع}} به شخصی فرمود: زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید پانصد نفر از [[قریشیان]] را پیش کشیده و گردن میزند، و سپس پانصد نفر دیگر و باز پانصد نفر دیگر را نیز به همان گونه خواهد کشت<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۲۷ و غیبت نعمانی، ص ۲۳۵.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۹۷.</ref>. | ||
==[[قریش]]== | |||
از [[قبایل]] معروف [[عرب عدنانی]] و از [[اولاد]] [[حضرت اسماعیل]] [[پیامبر]] است که در [[جاهلیت]] در [[حجاز]] اهمیت یافت و [[پیش از ظهور اسلام]] بر [[مکه]] مسلط شد و تولیت [[خانه کعبه]] را یافت و مناصبی برای [[کعبه]] قرار داد و بر کعبه پرده پوشانید و برای خود در [[مناسک]] ویژگیهای خاصی را نسبت به دیگران قائل گردید و یک بار ساختمان کعبه را تجدید بنا نمود. | |||
قریش به دو [[قبیله]] عمده تقسیم میشود؛ قریش ابطحی و قریش [[ظواهر]] و در جهت نام این قبایل به قریش گفتهاند: | |||
# نسبت آنها به قریش [[نضر بن کنانه]] (از [[اجداد پیامبر]]) میرسد. | |||
# مشتق از قرش است به معنی [[تجارت]] که [[شغل]] عمده آنها بوده است. | |||
# مأخوذ از تقریش است به معنی مجتمع ساختن؛ زیرا [[قصی بن کلاب]] ([[جد رسول الله]]) افراد قبیله را که در حدود حجاز پراکنده بودند جمع کرد. | |||
قریش ابطحی - یا قریش [[بطحا]] یا قریش [[بطاح]]. قریشیانی بودند که در [[شهر مکه]] و مرکز آن (آن جا که آب [[زمزم]] جمع و بطحا نامیده میشد) [[سکونت]] گزیدند و به [[بازرگانی]] معروف بودند. بطون یا [[طوایف]] مهم قریش بطاح عبارت بودند از ده بطن [[بنی هاشم]]، [[بنی امیه]]، [[بنی نوفل]]، [[بنی زهره]]، [[بنی مخزوم]]، [[بنی اسد]]، [[بنی جمح]]، [[بنی سهم]]، [[بنی عدی]]، [[بنی تیم]]. | |||
قریش ظواهر - قریشیانی بودند که در پشت (خارج) شهر مکه و دامنه و شعب تپههای اطراف آن سکونت داشتند و ظاهراً با بعضی قبایل مجاور مخلوط شده بودند. ظواهر از [[نفوذ]] کمتری برخوردار بودند، اما در [[دلاوری]] و جنگجویی نام و آوازه بیشتری داشتند و تیرههای آن عبارت بودند از [[بنی معیص]]، [[بنی تمیم]]، [[بنی محارب]] و [[بنی حارث]]. | |||
اقدامات ناجوانمردانه قریش؛ سردمداران و گردن کشان این قبیله، بیش از هرکس به وجود [[مقدس]] [[پیغمبر اسلام]]{{صل}} [[اذیت]] و [[آزار]] رساندند و از انواع [[شکنجه]] و اذیت و [[کارشکنی]] درباره آن حضرت کوتاهی نکردند، چه در دورانی که آن حضرت در [[مکه]] بود و چه پس از [[هجرت به مدینه]]، جنگهای خونین مانند [[بدر]] و [[احد]] و [[احزاب]] به وسیله این [[قبیله]] به وقوع پیوست. در [[تاریخ]] نمونههای فراوانی از [[بدرفتاری]] [[قریش]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مسلمانان]] وجود دارد که علاقمندان میتوانند به کتب [[تاریخی]] مراجعه نمایند. | |||
[[معمر بن یزید]] نماینده قریش؛ قریش «معمر بن یزید» را که [[زعیم]] [[بنی کنانه]] بود، برای [[اذیت]] و [[آزار]] رساندن به رسول خدا{{صل}} به کمکطلبیدند و او [[اجابت]] نمود و گفت: من به زودی شما را از وجود او [[آسوده]] خواهم کرد. من بیست هزار مرد [[مسلح]] در [[اختیار]] دارم و [[گمان]] نکنم این قبیله کوچک [[بنی هاشم]] توان مقابله با من را داشته باشند و اگر چنانچه آنها خونبها بخواهند به جای یکی، ده [[دیه]] به آنها میپردازم که [[ثروت]] فراوان دارم. معمر شمشیری حمایل داشت که ده وجب طول و یک وجب عرض آن بود، وی در حالی که [[پیامبر]]{{صل}} در [[حجر اسماعیل]] به [[سجده]] رفته بود به سوی حضرت رفت و چون نزدیک شد پایش بلغزید و پیشانیاش به سنگ خورد و [[خون]] زیادی سرازیر گشت و چنان به [[وحشت]] افتاد که پا به [[فرار]] نهاد و دوید تا به [[بطحاء]] که بیرون [[شهر مکه]] است رسید. چون [[یاران]]، در اطرافش جمع شدند که خون سر و رویش را بشویند، به وی گفتند: تو را چه شد که بدینسان به [[زمین]] خوردی و گریختی؟ وی گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] [[بدبخت]] است کسی که [[فریب]] شما را بخورد، گفتند: مگر چه دیدی؟ گفت: چون به وی نزدیک شدم دو اژدهای مهیب از سمت او به من حملهور شدند که از دهانشان [[آتش]] میجهید<ref>بحارالانوار، ج۱۸، ص۶۵ (به نقل از معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۸، ص۳۰۲).</ref>. | |||
کار [[عداوت]] قریش با [[پیغمبر]]{{صل}} به آنجا کشید که همه [[قبایل قریش]] مقرر داشتند که با قبیله بنی هاشم قطع ارتباط کنند و با آنان زیر یک سقف جمع نگردند و از آنها [[زن]] نستانند و به آنها زن ندهند و با آنها [[داد و ستد]] نکنند و [[تعهد]] مکتوبی تدوین نمودند و سرانجام در شب اول [[ماه محرم]] [[سال هفتم بعثت]]، [[بنی هاشم]] را در [[شعب ابی طالب]] محصور ساختند. مواد غذایی به [[طور]] کلی از آنها قطع شد، جز در [[موسم حج]]، [[حق]] خروج از شعب را نداشتند. سه سال متوالی خانوادههای بنی هاشم در این [[محنت]] بسر بردند<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۸، ص۳۰۲.</ref>. بنی هاشم در سه سال [[محاصره اقتصادی]] در [[خانه]] و کاشانه خود در [[شعب ابوطالب]] [[زندگی]] میکردند.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۵۱.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{یادآوری پانویس}} | {{یادآوری پانویس}} | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||