←مصادیق امامان
| (۴۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = امامت | | موضوع مرتبط = امامت | ||
| عنوان مدخل = امامت | | عنوان مدخل = امامت | ||
| مداخل مرتبط = [[امامت در لغت]] - [[امامت در قرآن]] - [[امامت در حدیث]] - [[امامت در نهج البلاغه]] - [[امامت در کلام اسلامی]] - [[امامت در | | مداخل مرتبط = [[امامت در لغت]] - [[امامت در قرآن]] - [[امامت در حدیث]] - [[امامت در نهج البلاغه]] - [[امامت در کلام اسلامی]] - [[امامت در تاریخ اسلامی]] - [[امامت در عرفان اسلامی]] - [[امامت در فلسفه اسلامی]] - [[امامت در فرق و مذاهب]] - [[امامت در فقه سیاسی]] - [[امامت در معارف دعا و زیارات]] - [[امامت در معارف و سیره فاطمی]] - [[امامت در معارف و سیره حسینی]] - [[امامت در معارف و سیره سجادی]] - [[امامت در معارف و سیره رضوی]] - [[امامت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[امامت از دیدگاه اهل سنت]] | ||
| پرسش مرتبط = امامت (پرسش) | | پرسش مرتبط = امامت (پرسش) | ||
}} | }} | ||
'''[[امامت]]''' و موضوعات و مسائل حول آن از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است که در هر | '''[[امامت]]''' و موضوعات و مسائل حول آن از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است که در هر عصر و زمانی از اعصار [[حیات]] [[اهل بیت]]{{عم}} مورد تاکید آن حضرات بوده و [[معصومین]] با بیانهای مختلف، به تبیین مفهوم [[امامت]]، و موضوعات آن پرداختهاند. عصر [[امام حسین]]{{ع}} نیز از این مسأله مستثنی نبوده و فرمایشات آن حضرت پیرامون [[امامت]] با توجه به شرایط [[سیاسی]] موجود در آن عصر که منتهی به [[قیام عاشورا]] و [[شهادت]] حضرت گردید، غالباً در قالب [[روایات]] و کلمات پراکنده از ایشان برجای مانده است. بارزترین مباحثی که [[امام حسین]]{{ع}} پیرامون [[امامت]] مطرح میکند حول سه محور است: [[ویژگیهای امام]]؛ [[وظایف]] و [[مسئولیتهای امام]] و [[وظایف مردم نسبت به امام]]. تاکید بر حقانیت و [[افضلیت]] خویش نسبت به [[یزید]] [[فاسق]] بر [[حکومت]] و [[رهبری]] [[مردم]] از جمله موضوعات دیگری است که در کلمات آن حضرت قابل مشاهده است. | ||
== معناشناسی امام == | == معناشناسی == | ||
=== معنای لغوی امام و امامت === | |||
{{اصلی|امام در لغت|امامت در لغت}} | |||
اهل لغت برای امام معانی مختلفی [[ذکر]] کرده و گفتهاند: امام در معانی [[پیشوا]]، پیشرو، [[مقتدا]]، قیِّم، [[مصلح]]، [[الگو]]، طریق و راه اصلی، [[راهنما]]<ref>ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۱؛ ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج۱، ص۲۱۳-۲۱۵؛ راغب، حسین بن محمد، المفردات، ص۸۷.</ref> و کسی که همواره مقصود و [[هدف]] حرکت و تلاش دیگران قرار گیرد، آمده است<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۶-۱۳۷.</ref>. همچنین به معنای مصلح و [[سرپرست]]<ref>ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۲، ص۲۵.</ref> و شاقول و ریسمان بنّایی نیز به کار رفته است<ref>ابن فارس، محمد، معجم مقاییس اللغة، ج ۱ ص۲۹؛ ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۲ ص۲۵ و ۲۶؛ صاحب ابن عباد، المحیط فی اللغة، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد (مقاله)|بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد]]، ص۱۲؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۲۳.</ref>. صرف نظر از [[اختلافات]] معنایی واژۀ «امام»، اغلب لغت شناسان (لغویین) امام را از مصدر ائتمام به معنای تقدم و [[پیشوایی]] و به معنای چیزی که مورد [[اقتدا]] و [[پیروی]] قرار گیرد، دانستهاند<ref>نک: طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۴؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۷؛ ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ص۳۳.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv۰?playlist=۳۷۶۱۹۷ درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»].</ref> | اهل لغت برای امام معانی مختلفی [[ذکر]] کرده و گفتهاند: امام در معانی [[پیشوا]]، پیشرو، [[مقتدا]]، قیِّم، [[مصلح]]، [[الگو]]، طریق و راه اصلی، [[راهنما]]<ref>ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۱؛ ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج۱، ص۲۱۳-۲۱۵؛ راغب، حسین بن محمد، المفردات، ص۸۷.</ref> و کسی که همواره مقصود و [[هدف]] حرکت و تلاش دیگران قرار گیرد، آمده است<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۶-۱۳۷.</ref>. همچنین به معنای مصلح و [[سرپرست]]<ref>ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۲، ص۲۵.</ref> و شاقول و ریسمان بنّایی نیز به کار رفته است<ref>ابن فارس، محمد، معجم مقاییس اللغة، ج ۱ ص۲۹؛ ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۲ ص۲۵ و ۲۶؛ صاحب ابن عباد، المحیط فی اللغة، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد (مقاله)|بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد]]، ص۱۲؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۲۳.</ref>. صرف نظر از [[اختلافات]] معنایی واژۀ «امام»، اغلب لغت شناسان (لغویین) امام را از مصدر ائتمام به معنای تقدم و [[پیشوایی]] و به معنای چیزی که مورد [[اقتدا]] و [[پیروی]] قرار گیرد، دانستهاند<ref>نک: طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۴؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۷؛ ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ص۳۳.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv۰?playlist=۳۷۶۱۹۷ درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»].</ref> | ||
=== معنای اصطلاحی === | |||
علاوه بر اهل لغت، متکلمان اسلامی نیز با اندک تفاوتهایی در قیود تعریف، امامت را به [[ریاست عامه]] در امر [[دین]] و [[دنیا]] از باب [[جانشینی پیامبر]] {{صل}} تعریف کردهاند<ref>نک: عضدالدین ایجی، المواقف فی علم کلام، ص۶۰۳؛ قوشچی، شرح تجرید، ص۴۷۲؛ میثم بن علی بن البحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین مختاری مازندرانی|مختاری مازندرانی، محمد حسین]]، [[امامت و رهبری - مختاری مازندرانی (کتاب)|امامت و رهبری]]، ص۳۰؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۲۵-۳۳.</ref> | علاوه بر اهل لغت، متکلمان اسلامی نیز با اندک تفاوتهایی در قیود تعریف، امامت را به [[ریاست عامه]] در امر [[دین]] و [[دنیا]] از باب [[جانشینی پیامبر]] {{صل}} تعریف کردهاند<ref>نک: عضدالدین ایجی، المواقف فی علم کلام، ص۶۰۳؛ قوشچی، شرح تجرید، ص۴۷۲؛ میثم بن علی بن البحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین مختاری مازندرانی|مختاری مازندرانی، محمد حسین]]، [[امامت و رهبری - مختاری مازندرانی (کتاب)|امامت و رهبری]]، ص۳۰؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۲۵-۳۳.</ref> | ||
== | == حقیقت امامت == | ||
{{اصلی| | === نصب الهی === | ||
[[امام حسین]]{{ع}} در | {{اصلی|نصب الهی امام}} | ||
[[امام حسین]] {{ع}} در سخنانی که در سال بعد از مرگ [[معاویه]] در [[حج]] در جمع حجاج بیان فرمود، ضمن سخنانی [[بلیغ]] و شیوا به مسائل اساسی در رابطه با [[الهی]] بودن و غیر انتخابی بودن [[مقام امامت]] چنین اشاره فرموده اند: «شما را به [[خدا]] [[سوگند]] مى دهم، آیا مى دانید که پیامبر [[خدا]]، او [[علی]]{{ع}}] را [[روز غدیر خم]]، بر پا داشت و به ولایتِ او ندا داد و فرمود: حاضر به غایب برساند؟»<ref>{{متن حدیث|أنشُدُکُمُ اللّهَ، أتعلَمونَ أنَّ رَسولَ اللّه نَصَبَهُ یَومَ غَدیرِ خُمٍّ، فَنادى لَهُ بِالوِلایَهِ و قالَ: «لِیُبَلِّغِ الشّاهِدُ الغائِبَ»؟}} سلیم ابن قیس، ص ۷۸۸؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۳، ص۱۸۱.</ref>. | |||
در [[روایت]] دیگری از [[امام حسین]] {{ع}} چنین [[نقل]] شده که فرمود: «پدرم [[امیر مؤمنان]] {{ع}} از [[پیامبر خدا]] {{صل}} از جبرئیل روح الأمین، از [[خداوند]] که نامهایش [[پاک]] و ذاتش باشکوه است چنین خبر داد [که مىفرماید]: «منم [[خداوند]] یکتایى که خدایى جز من نیست. [[بندگان]] من! مرا بپرستید و هر یک از شما که مرا با گواهى [[خالصانه]] به یکتایى و یگانگى ام دیدار کند، باید بداند که به قلعه من در آمده است، و هر کس به قلعه من در آید، از [[عذاب]] من، ایمن است». گفتند: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! گواهى [[خالصانه]] براى خدا، یعنى چه؟ فرمود: «[[اطاعت]] از خدا و پیامبرش و [[پذیرفتن]] ولایت خاندان [[پیامبر]]»<ref>{{متن حدیث|أخبَرَنی جَبرَئیلُ الرّوحُ الأَمینُ عَنِ اللّهِ تَقَدَّسَت أسماؤُهُ وجَلَّ وَجهُهُ، قالَ: أنَا اللّهُ لا إلهَ إلّا أنَا؛ عِبادی فَاعبُدونی، وَلیَعلَم مَن لَقِیَنی مِنکُم بِشَهادَهِ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ مُخلِصا بِها أنَّهُ قَد دَخَلَ حصنی، ومن دَخَلَ حِصنی أمِنَ عَذابی. قالوا: یَا بنَ رَسولِ اللّهِ، وما إخلاصُ الشَّهادَهِ للّهِ؟ قالَ: طاعَهُ اللّهِ ورَسولِهِ، ووِلایَهُ أهلِ بَیتِهِ}}، شیخ طوسی، الامالی، ص۵۸۹.</ref>. | |||
با توجه به این [[احادیث]] میتوان نتیجه گرفت که [[امام حسین]] {{ع}}[[ امامت]] را مقام و منصبی [[الهی]] دانسته و بر آن است که [[انتصاب امام]] تنها از جانب [[خدا]] است و هرگز امکان ندارد این مقام گزینشی باشد، از این رو [[انتخاب]] [[اهل حل و عقد]]، [[شورا]] یا [[تعیین خلیفه]] قبلی نمیتواند تعیین کننده [[مقام امامت]] در شخصی باشند<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>. | |||
== ضرورت امامت == | |||
{{اصلی|ضرورت امامت در معارف و سیره حسینی}} | |||
اهمیت و [[ضرورت]] [[شناخت]] و [[معرفت]] نسبت به [[امام]] [[معصوم]] درحدی است که عدم این [[شناخت]] موجب [[مرگ جاهلیت]] برای [[انسان]] میشود. در روایتی از [[امام حسین]] {{ع}} و آن حضرت از پدرشان و ایشان از [[رسول خدا]]{{صل}} در باب [[ضرورت]] [[معرفت]] امام چنین [[نقل]] شده که آن حضرت فرموده است: «هر کس بمیرد ولى امامى از [[فرزندان]] من نداشته باشد، به [[مرگ]] جاهلى مرده است و بدانچه در [[جاهلیت]] و اسلامْ عمل کرده است، مؤاخذه مى شود»<ref>{{متن حدیث|بإسناده عن الحسین بن علیّ:حَدَّثَنی أبی عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ قالَ: «قالَ رَسولُ اللّهِ: مَن ماتَ ولَیسَ لَهُ إمامٌ مِن وُلدی ماتَ میتَهً جاهِلِیَّهً، ویُؤخَذُ بِما عمِلَ فی الجاهِلِیَّهِ وَالإِسلامِ»}} صدوق، ابن بابویه،عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۵۸</ref>. | |||
وجه [[استدلال]] به این [[حدیث]]، این است که [[معرفت امام]] به عنوان یک تکلیف دینی بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است؛ تا آنجا که نشناختن او، اصل [[ایمان]] و [[اسلام]] را خدشه دار میسازد. روشن است که چنین حکم قطعی، مستلزم آن است که [[زمان]]، هیچ گاه، فاقد [[امام]] نباشد. از این [[حدیث]]، نکته دیگری نیز استفاده میشود و آن این است که [[امامت]]، صرفاً، یک مقام عادی و در [[حد]] [[رهبری سیاسی]] نیست که عهدهدار [[برقراری نظم و امنیت]] [[جامعه بشری]] باشد؛ بلکه [[مقام امامت]]، با [[ایمان]] و [[دین]] [[مردم]] ارتباط دارد، تا آن جا که نشناختن او، زندگی انسان را به [[زندگی]] [[جاهلیت]] پیش از [[اسلام]] مبدل میسازد. از اینجا روشن میشود که [[جایگاه امامت]] در [[جهان بینی اسلامی]]، همان جایگاه نبوت است. همان گونه که نشناختن [[پیامبر]] و [[عدم اطاعت]] از او، [[ایمان]] و [[اسلام]] [[انسان]] را مخدوش میسازد، نشناختن و عدم [[اطاعت از امام]] نیز چنین است. در این صورت، شرایط و [[صفات امام]] نیز باید در مرتبه شرایط و صفات [[پیامبر]] باشد و این، همان دیدگاه [[شیعه]] در مسئله [[امامت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۵۸.</ref>. | |||
[[امامت]] چنان از اهمیت و [[ارزش]] بالایی برخوردار است که میتوان گفت بدون [[معرفت امام]] [[شناخت]] خدای متعال، میسور نیست. در [[حقیقت]] امامشناسی و [[معرفت ائمه]] پایه و اساس [[خداشناسی]] است. این یک [[حقیقت]] [[انکار]] ناپذیر است که [[امام صادق]] {{ع}} از زبان سید الشهدا {{ع}} [[نقل]] فرموده است: آنجا که میفرماید: «[[امام حسین]] {{ع}} روزی بر یارانش وارد شد و فرمود: «اى [[مردم]]! [[خداوند]] بزرگِ بِشْکوه، بندگانش را نیافریده، جز براى آنکه او را بشناسند و چون او را شناختند، عبادتش کنند و چون عبادتش کردند، با [[عبادت]] او، از [[عبادت]] جز او، بى نیاز شوند». پس مردى گفت: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! پدر و مادرم فداى تو! [[معرفت خدا]]، یعنى چه؟ فرمود: «[[شناخت]] [[مردم]] هر عصر نسبت به امامى که اطاعتش بر آنان، واجب است»<ref>{{متن حدیث|عن أبی عبد اللّه [الصادق] خَرَجَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ عَلى أصحابِهِ فَقالَ: أیُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه َ جَلَّ ذِکرُهُ ما خلَقَ العِبادَ إلّا لِیَعرِفوهُ، فَإِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ، فإِذا عبَدوهُ استَغنَوا بعِبادَتِهِ عن عبادَهِ مَن سِواهُ. فَقالَ لَه رَجُلٌ: یَابنَ رَسولِ اللّه ِ بِأَبی أنتَ واُمّی، فَما مَعرِفَهُ اللّه ِ؟ قالَ: مَعرِفَهُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ إمامَهُمُ الَّذی یَجبُ علَیهِم طاعَتُهُ}}، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵، ص۳۱۲.</ref>.<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref> | |||
== اقسام امام == | == اقسام امام == | ||
«بشربن غالب» به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کرد: «معنای این [[آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}} [[روزی]] که هر [[انسانی]] را با امامش فرا میخوانیم<ref>سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref> چیست؟ حضرت فرمودند: [[امام]] دوگونه است: امام هدایت که [[مردم]] را به [[هدایت]] میخواند، و پیشوای گمراهی که به سوی [[گمراهی]] [[دعوت]] مینماید. هر که امام هدایت را [[اجابت]] کند او را به [[بهشت]] میرساند و هر که از پیشوای [[ضلالت]] [[پیروی]] کند او را به [[آتش]] سوق میدهد»<ref>مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۲۲۰ و ر.ک: فتوح، ابن اعثم کوفی، ج۵، ص۷۷.</ref>. | «بشربن غالب» به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کرد: «معنای این [[آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}} [[روزی]] که هر [[انسانی]] را با امامش فرا میخوانیم<ref>سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref> چیست؟ حضرت فرمودند: [[امام]] دوگونه است: امام هدایت که [[مردم]] را به [[هدایت]] میخواند، و پیشوای گمراهی که به سوی [[گمراهی]] [[دعوت]] مینماید. هر که امام هدایت را [[اجابت]] کند او را به [[بهشت]] میرساند و هر که از پیشوای [[ضلالت]] [[پیروی]] کند او را به [[آتش]] سوق میدهد»<ref>مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۲۲۰ و ر.ک: فتوح، ابن اعثم کوفی، ج۵، ص۷۷.</ref>. | ||
== | == شرایط امام == | ||
{{اصلی|شروط امامت در معارف و سیره حسینی}} | {{اصلی|شروط امامت در معارف و سیره حسینی}} | ||
در کلمات مختلف [[امام حسین]]{{ع}} که در مواضع گوناگون از آن حضرت [[نقل]] شده، به شرایط و ویيگیهای [[امام]] تصریح شده که بارزترین انها [[عصمت]]، [[علم غیب]] و [[افضلیت]] است. در کنار این شرایط، حضرت شرایط دیگری را نیز برای [[امام]] مورد تاکید قرار گرفته است. به عنوان نمونه: حضرت در پاسخ به | در کلمات مختلف [[امام حسین]]{{ع}} که در مواضع گوناگون از آن حضرت [[نقل]] شده، به شرایط و ویيگیهای [[امام]] تصریح شده که بارزترین انها [[عصمت]]، [[علم غیب]] و [[افضلیت]] است. در کنار این شرایط، حضرت شرایط دیگری را نیز برای [[امام]] مورد تاکید قرار گرفته است. به عنوان نمونه: حضرت در پاسخ به نامه [[کوفیان]] که اظهار کرده بودند بدون [[امام]] هستند، فرمود: «... به [[جان]] خویش که [[امام]] و [[پیشوا]] و [[رهبر]] [[مسلمین]] نمی شود مگر آن کسی که به [[کتاب خدا]] عمل کند و [[انصاف]] گیرد و مجری [[حق]] باشد و خویشتن را [[خالص]] کند.»<ref>محمد بن جریر طبری ، تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، چاپ سوم (اساطیر، تهران ، ۱۳۶۹)، ج ۷، ص ۲۹۲۴.</ref>. | ||
=== منصوص بودن از جانب خدا === | |||
{{اصلی|نص بر امام}} | |||
یکی از [[شرایط امام]]، [[منصوص بودن]] او از جانب [[خدای متعال]] است بدین معنا که بر [[امامت]] وی از سوی [[خدای متعال]] [[دلیل]] روشن و صریحی وجود داشته باشد. [[امام حسین]] {{ع}} در روایتی از [[پیامبراکرم]] {{صل}} این شرط را این گونه بیان میفرماید: «بر [[رسول خدا]] {{صل}} وارد شدم در حالی که ایشان در [[فکر]] و غمّ بود. سبب را پرسیدم. ایشان فرمود: فرزندم! [[جبرئیل]] بر من فرود آمد و گفت: ای [[رسول خدا]]، [[خداوند]] علیّ اعلی [[سلام]] تو را میرساند و میفرماید: [[پیامبری]] ات را به پایان بردی و روزگارت به پایان رسید، [[اسم اعظم]] و [[میراث]] علم [[الهی]] و آثار [[دانش]] [[پیامبری]] را به [[علی بن ابی طالب]] بسپار؛ زیرا من [[زمین]] را جز با عالمی که [[بندگی]] من با او دانسته شود و [[ولایت]] من با او شناخته شود نگذارم و من [[پیام]] رسانی از جهان غیب را از نسل تو نبریدهام، چنانکه آن را از نسل پیامبرانی که میان تو و [[آدم]] بودند نیز قطع نکردم. پرسیدم: ای [[رسول]] خدا! بعد از شما چه کسی این مهم را بر عهده میگیرد؟ فرمود: پدرت [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]] و [[جانشین]] من ـ و پس از [[علی]]، [[حسن]]، سپس تو و نه نفر از نسل تو جمعا [[دوازده امام]] ـ عهده دار آن خواهید بود...»<ref>{{متن حدیث|دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ {{صل}} وهُوَ متَفَکِّرٌ مَغمومٌ، فَقُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ! مالی أراکَ مُتَفَکِّرا؟ قالَ: یا بُنَیَّ! إنَّ الرّوحَ الأَمینَ قَد أتانی، فَقالَ: یا رَسولَ اللّهِ! العَلِیُّ الأَعلى یُقرِئُکَ السَّلامَ ویَقولُ لَکَ: إنَّکَ قَد قَضَیتَ نُبُوَّتَکَ وَاستَکمَلتَ أیّامَکَ، فَاجعَلِ الاِسمَ الأَکبرَ ومیراثَ العِلمِ وآثارَ عِلمِ النُّبُوَّهِ عِندَ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ{{ع}}، فَإِنّی لا أترُکُ الأَرضَ إلّا وفیها عالِمٌ یُعرَفُ بِهِ طاعَتی ویُعرَفُ بِهِ وِلایَتی، فَإِنّی لَم أقطَع عِلمَ النُّبُوَّهِ مِنَ الغَیبِ من ذُرِّیَّتکَ کَما لَم أقطَعها مِن ذُرِّیّاتِ الأَنبیاءِ الَّذینَ کانوا بَینَکَ وبَینَ أبیکَ آدَمَ»}}، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۴۵.</ref>. | |||
دراین [[روایت]] [[امام حسین]] {{ع}} با تمسک به سخن پیامبر {{صل}}[[ امامت]] را [[جانشینی پیامبر]] معرفی نموده که دارای ویژگی هایی همچون [[نص الهی]]، داشتن مقام ولایت الهی بر مردم و تبلغ [[دین]] و برپا کننده [[حدود الهی]] است<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>. | |||
=== [[عصمت]] === | === [[عصمت]] === | ||
| خط ۲۹: | خط ۵۲: | ||
=== [[علم غیب]] === | === [[علم غیب]] === | ||
یکی از ویژگیهای مهم و برجسته [[امام]]، دارا بودن علم به دین و [[اخبار]] و امور غیبی است. متکلمان امامیه معتقدند: [[امام]] باید به جمیع [[احکام شریعت]] [[عالم]] باشد؛ زیرا او [[حافظ شریعت]] است و [[حفظ شریعت]] بدون آگاهی کامل و [[جامع]] از آن ممکن نخواهد بود. | |||
در همین راستا چنین [[نقل]] شده که مردى [[امام حسین]] {{ع}} را که آهنگ کربلا داشت، در ثَعلَبیه دید. بر او در آمد و [[سلام]] داد. [[امام حسین]] {{ع}} از او پرسید: «کجایى هستى؟». گفت: [[اهل کوفه]] ام. [[امام]] فرمود: «هان! به [[خدا]] [[سوگند]]، اى مرد کوفى! اگر تو را در [[مدینه]] مى دیدم، جاى پاى [[جبرئیل]]{{ع}} را در [[خانه]] مان و جایگاه نزول او بر جدّمان را به تو نشان مى دادم. اى مرد کوفى! آیا آبشخور علمِ مردم، نزد ما باشد و آن گاه، آنها بدانند و ما ندانیم؟! این، نشدنى است»<ref>{{متن حدیث|لَقِیَ رَجُلٌ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ{{ع}} فی الثَّعلَبِیَّهِ وهُوَ یُریدُ کَربَلاءَ، فَدَخَلَ عَلَیهِ فَسَلَّمَ عَلَیهِ، فَقالَ لَهُ الحُسَینُ{{ع}}: من أیِّ البلادِ أنتَ؟ قالَ: مِن أهلِ الکوفَهِ. قالَ: أما وَاللّهِ یا أخا أهلِ الکوفَهِ، لَو لَقیتُکَ بِالمَدینَهِ لَأَرَیتُکَ أثَرَ جَبرَئیلَ{{ع}} مِن دارِنا ونُزولِهِ بِالوَحیِ عَلى جَدّی، یا أخا أهلِ الکوفَهِ، أفَمُستَقَى النّاسِ العلمَ من عِندِنا؛ فعَلِموا وجَهِلنا؟! هذا ما لا یَکونُ}} حسن صفار، بصائر الدرجات، ج۲، ص۱۲؛ کلینى، کافی، ج۱، ص۳۹۸.</ref>. | |||
در [[روایت]] دیگری نیز از شخصی به نام جُعَید هَمْدانى که از همراهان [[امام حسین]]{{ع}} در [[کربلا]] بود، چنین [[نقل]] شده که میگوید: «به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم! به چه چیزْ، [[حکم]] مىکنید؟ فرمود: «اى جُعَید! به [[حُکم]] [[خاندان]] داوود {{ع}} [[حکم]] مىکنیم. پس چون در چیزى در ماندیم، [[روح]] القُدُس به ما یاد مىدهد»<ref>{{متن حدیث|وکانَ مِمَّن خرَجَ مَعَ الحُسَین بِ کَربَلاءَ، قالَ: قُلتُ لِلحُسَینِ: جُعِلتُ فِداکَ بِأَیِّ شَیءٍ تَحکُمونَ؟ قالَ: یا جُعَیدُ نَحکُمُ بِحُکمِ آلِ داوُدَ، فإِذا عیینا عَن شَیءٍ تَلَقّانا بِهِ روحُ القُدُسِ}}. صفار، بصائر الدرجات، ج۲، ص۴۵۲</ref>. در این [[روایت]] به مهمترین منبع علم [[امام]] که [[روح القدس]] باشد اشاره شده است<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>. | |||
در روایتی که از [[امام حسین]]{{ع}} از قول [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده، آن حضرت ضمن اشاره به تعداد و مصادیق [[امامان]] و [[جانشینان]] خود، به برخی اوصاف و ویژگیهایی که به واسطه خدای متعال در [[اختیار]] آن حضرت قرار داده شده و پس از ایشان به دیگر امامان منتقل میگردد تصریح کرده است که از جمله آنها [[علم]] خاصی است که مشتمل بر [[آگاهی]] از [[اسم اعظم]] [[الهی]] است. | در روایتی که از [[امام حسین]]{{ع}} از قول [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده، آن حضرت ضمن اشاره به تعداد و مصادیق [[امامان]] و [[جانشینان]] خود، به برخی اوصاف و ویژگیهایی که به واسطه خدای متعال در [[اختیار]] آن حضرت قرار داده شده و پس از ایشان به دیگر امامان منتقل میگردد تصریح کرده است که از جمله آنها [[علم]] خاصی است که مشتمل بر [[آگاهی]] از [[اسم اعظم]] [[الهی]] است. | ||
[[امام]] حسین{{ع}} میفرمایند: | [[امام]] حسین{{ع}} میفرمایند: «روزی بر رسول خدا{{صل}}وارد شدم؛ او را غمناک و در [[فکر]] فرو رفته دیدم؛ گفتم: ای رسول خدا چه شده است که در فکر فرو رفتهاید؟ حضرت پاسخ داد: ای پسرم، همانا [[جبرئیل]] نزد من آمد و فرمود: «[[خداوند بزرگ]] و [[برتر]] به تو [[سلام]] میرساند و میفرماید: همانا [[رسالت]] خود را سپری کرده (و دوران [[زندگی]] تو به کمال رسیده است)، پس اسم اعظم و میراث علمی و آثار علم [[نبوت]] را به [[علی بن ابی طالب]] واگذار؛ زیرا [[زمین]] را بحال خود رها نمیکنم، مگر اینکه همواره عالمی در آن باقی میگذارم که به وسیله او راه [[عبادت]] و [[بندگی]] و [[سرپرستی]] و رهبریام شناخته میشود... . | ||
گفتم: ای رسول خدا! چه کسی این امر را پس از شما به دست میگیرد؟ پاسخ داد: پدرت علی بن ابی طالب که [[برادر]] و [[جانشین]] من است و بعد از علی{{ع}}، حسن و سپس تو و نه امام که همه از [[فرزندان]] تو هستند، [[دوازده امام]]، [[قدرت]] را به دست خواهند گرفت. سرانجام [[قائم]] ما [[قیام]] میکند و [[جهان]] را پر از [[عدل و داد]] خواهد کرد»<ref>عوالم، بحرانی، ج۱۵، ص۲۲۷؛ و ر.ک: بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۴۵.</ref>. شبیه [[روایت]] یاد شده به صورتهای مختلف و متعدد از امام حسین{{ع}}، نقل شده است<ref>مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۵۵؛ عوالم، بحرانی، ج۱۵، ص۲۲۲ و ۲۳۰؛ ر.ک: اثباة الهداة، حرّعاملی، ج۲، ص۵۴۵؛ ر.ک: عیون اخبار الامام رضا{{ع}}، ج۱، ص۶۰، ح۲۵؛ اثباة الهداة، ج۳، ص۱۳۳.</ref>. از این [[روایت]] و [[روایات]] مشابه آن میتوان جهت [[اثبات]] تعداد و مصادیق [[امامان]] و نیز برخی [[شرایط امام]] همچون [[علم غیب]] و همچنین [[ضرورت]] نیاز به امام استناد نمود. | گفتم: ای رسول خدا! چه کسی این امر را پس از شما به دست میگیرد؟ پاسخ داد: پدرت علی بن ابی طالب که [[برادر]] و [[جانشین]] من است و بعد از علی{{ع}}، حسن و سپس تو و نه امام که همه از [[فرزندان]] تو هستند، [[دوازده امام]]، [[قدرت]] را به دست خواهند گرفت. سرانجام [[قائم]] ما [[قیام]] میکند و [[جهان]] را پر از [[عدل و داد]] خواهد کرد»<ref>عوالم، بحرانی، ج۱۵، ص۲۲۷؛ و ر.ک: بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۴۵.</ref>. شبیه [[روایت]] یاد شده به صورتهای مختلف و متعدد از امام حسین{{ع}}، نقل شده است<ref>مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۵۵؛ عوالم، بحرانی، ج۱۵، ص۲۲۲ و ۲۳۰؛ ر.ک: اثباة الهداة، حرّعاملی، ج۲، ص۵۴۵؛ ر.ک: عیون اخبار الامام رضا{{ع}}، ج۱، ص۶۰، ح۲۵؛ اثباة الهداة، ج۳، ص۱۳۳.</ref>. از این [[روایت]] و [[روایات]] مشابه آن میتوان جهت [[اثبات]] تعداد و مصادیق [[امامان]] و نیز برخی [[شرایط امام]] همچون [[علم غیب]] و همچنین [[ضرورت]] نیاز به امام استناد نمود. | ||
| خط ۴۰: | خط ۶۹: | ||
[[پیامبر]] گرامى [[اسلام]]{{صل}} نیز در روایتى به شایستگى [[امام حسین]]{{ع}} براى [[امامت]] و رهبرى [[امّت]] اشاره فرموده، [[دلیل]] آن را شایستگى و [[بهترین]] [[خلق]] بودن ایشان معرفى کرده و میفرماید: {{متن حدیث|خیرُ الخلقِ بعد اخیه و هو امام المسلمین و حجةٌ على خلقه}}<ref>گروه نویسندگان، کلمات الامام الحسین، قم، دارالمعروف، ۱۳۷۳، ص۱۲.</ref>. | [[پیامبر]] گرامى [[اسلام]]{{صل}} نیز در روایتى به شایستگى [[امام حسین]]{{ع}} براى [[امامت]] و رهبرى [[امّت]] اشاره فرموده، [[دلیل]] آن را شایستگى و [[بهترین]] [[خلق]] بودن ایشان معرفى کرده و میفرماید: {{متن حدیث|خیرُ الخلقِ بعد اخیه و هو امام المسلمین و حجةٌ على خلقه}}<ref>گروه نویسندگان، کلمات الامام الحسین، قم، دارالمعروف، ۱۳۷۳، ص۱۲.</ref>. | ||
[[امام حسین]]{{ع}} در سخنى [[جامع]]، در نامهاى به بزرگان [[بصره]] مىفرمایند: «[[خداوند]] [[محمّد]]{{صل}} را [[پیامبر]] بر خلقش برگزید... و ما [[اهل]]، [[دوستداران]]، [[جانشینان]] و [[وارثان]] او هستیم... مىدانیم که ما از کسانى که این امر را بر عهده گرفتهاند، به این حقى که مستحق آنیم، سزاوارتریم...»<ref> | [[امام حسین]]{{ع}} در سخنى [[جامع]]، در نامهاى به بزرگان [[بصره]] مىفرمایند: «[[خداوند]] [[محمّد]]{{صل}} را [[پیامبر]] بر خلقش برگزید... و ما [[اهل]]، [[دوستداران]]، [[جانشینان]] و [[وارثان]] او هستیم... مىدانیم که ما از کسانى که این امر را بر عهده گرفتهاند، به این حقى که مستحق آنیم، سزاوارتریم...»<ref>محمد بن جریر طبرى، همان، ص۲۴۰ / المقرم، همان، ص۱۵۹ / محمدباقر مجلسى، همان، ص۳۴.</ref>. | ||
== | === همراهی با [[حق]] و حق گویی === | ||
یکی دیگر از شرایط لازم در [[امام]] [[همراهی]] با [[حق]] و حقگویی است. [[امام حسین]] {{ع}} ضمن معرفی [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} آنها را نشانه [[حق]] معرفی میکند که [[خداوند]] [[حق]] را در دل و زبان آنها جاری ساخته است: «ما، [[اهل بیت]] [[کرامت]] و [[معدن]] رسالتیم و نشانههاى برافراشته [[حق]]؛ کسانى که [[خداوند]] عز و جل، [[حق]] را در دلمان به ودیعت نهاد و زبانمان را به آن، گویا کرد. پس به اذن خداى عز و جل به [[سخن]] در آمد...»<ref>{{متن حدیث|... عَلِمتَ أنّا أهلُ بیتِ الکَرامهِ ومَعدِنُ الرِّسالَهِ، وأعلامُ الحَقِّ الَّذینَ أودَعَهُ اللّهُ عز و جل قُلوبَنا، وأنطَقَ بِهِ ألسِنَتَنا، فَنَطَقَت بِإِذنِ اللّهِ عز و جل،..}} مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۱۲.</ref>. | |||
در [[روایت]] دیگری [[امام حسین]] {{ع}}، [[ اهل بیت پیامبر]] {{صل}} را محور [[حق]] و حق گویان راستین معرفی میفرماید: «ما [[خاندان پیامبر]] [[خدا]] هستیم. حق، در میان ماست و زبان ما به [[حق]]، گویاست»<ref>{{متن حدیث|«إنا أهلُ بیتِ رَسولِ اللّهِ، وَالحَقُّ فینا، وبِالحَقِّ تَنطِقُ ألسِنَتُنا}} تفسیر فرات الکوفی، ج۵، ص۱۷.</ref>.<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref> | |||
== تعداد امامان اهل بیت {{عم}} == | |||
{{اصلی|تعداد امامان}} | {{اصلی|تعداد امامان}} | ||
امام حسین {{ع}} فرمودند: [[علی]] {{ع}} فرمود: به پیامبر خدا {{صل}} گفتم: از [[تعداد امامان]] {{عم}}پس از خودت، مرا [[آگاه]] کن. فرمود: «ای علی! آنان، دوازده نفرند که نخستین آنان، تویی و آخرین آنها، [[قائم]] است»<ref>{{متن حدیث|قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} أَخْبِرْنِي بِعَدَدِ الْأَئِمَّةِ بَعْدَكَ فَقَالَ يَا عَلِيُّ هُمُ اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ}}، الأمالی، صدوق، ص۷۲۸، ح۹۹۸.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۴۱.</ref> | امام حسین {{ع}} فرمودند: [[علی]] {{ع}} فرمود: به پیامبر خدا {{صل}} گفتم: از [[تعداد امامان]] {{عم}}پس از خودت، مرا [[آگاه]] کن. فرمود: «ای علی! آنان، دوازده نفرند که نخستین آنان، تویی و آخرین آنها، [[قائم]] است»<ref>{{متن حدیث|قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} أَخْبِرْنِي بِعَدَدِ الْأَئِمَّةِ بَعْدَكَ فَقَالَ يَا عَلِيُّ هُمُ اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ}}، الأمالی، صدوق، ص۷۲۸، ح۹۹۸.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۴۱.</ref> | ||
== مصادیق امامان == | == مصادیق امامان == | ||
[[امام حسین]] {{ع}} در مسیر راه [[کوفه]] پس از برخورد با [[سپاه]] | {{اصلی|امامان دوازدهگانه از اهل بیت پیامبر خاتم}} | ||
[[امام حسین]] {{ع}} در مسیر راه [[کوفه]] پس از برخورد با [[سپاه]] حر در خطابهای که ایراد کرد، چنین فرمود: «ای [[مردم]]! اگر تقوای [[خدا]] پیشه کنید و حق را برای صاحبانش بشناسید، خدا از شما بیشتر [[راضی]] خواهد بود، ما [[دودمان]] پیامبریم و به عهدهداری این امر و [[ولایت]] بر شما از دیگران که به ناحق مدعی آنند و در میان شما به [[ستم]] و [[تجاوز]] [[حکومت]] میکنند سزاوارتریم»<ref>الارشاد، ج۲، ص۷۹.</ref>. | |||
در کتاب [[عیون أخبار الرضا (کتاب)|عیون أخبار الرضا]] {{ع}} از [[امام حسین]] {{ع}} اینچنین نقل شده است: پدرم [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برایم نقل کرد که [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: «هر کس بمیرد، ولی امامی از [[فرزندان]] من نداشته باشد، به [[مرگ جاهلی]] مرده است و بدانچه در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] عمل کرده است، مؤاخذه میشود»<ref>{{متن حدیث|حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مِنْ وُلْدِي مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ يُؤْخَذُ بِمَا عَمِلَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ الْإِسْلَامِ}}، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۵۸، ح۲۱۴.</ref>. | در کتاب [[عیون أخبار الرضا (کتاب)|عیون أخبار الرضا]] {{ع}} از [[امام حسین]] {{ع}} اینچنین نقل شده است: پدرم [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برایم نقل کرد که [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: «هر کس بمیرد، ولی امامی از [[فرزندان]] من نداشته باشد، به [[مرگ جاهلی]] مرده است و بدانچه در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] عمل کرده است، مؤاخذه میشود»<ref>{{متن حدیث|حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مِنْ وُلْدِي مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ يُؤْخَذُ بِمَا عَمِلَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ الْإِسْلَامِ}}، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۵۸، ح۲۱۴.</ref>. | ||
در کتاب [[الإستنصار (کتاب)|الإستنصار]] از امام حسین {{ع}} آمده است: پیامبر خدا {{صل}} فرمود: «من و دوازده نفر از [[اهل]] بیتم ـ که نخستینِ آنها علی بن ابی طالب است | در کتاب [[الإستنصار (کتاب)|الإستنصار]] از امام حسین {{ع}} آمده است: پیامبر خدا {{صل}} فرمود: «من و دوازده نفر از [[اهل]] بیتم ـ که نخستینِ آنها علی بن ابی طالب است ـ از اَوتاد (میخهای) [[زمین]] هستیم که [[خدا]]، زمین را به خاطر آنان، از فرو کشیدن ساکنانش نگاه میدارد و هر گاه [همه] دوازده نفر از خاندانم بروند، زمین، ساکنانش را فرو میبَرَد»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: إِنِّي وَ اثْنَيْ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} أَوْتَادُ الْأَرْضِ الَّتِي أَمْسَكَهَا اللَّهُ بِهَا أَنْ تَسِيخَ بِأَهْلِهَا فَإِذَا ذَهَبَ الِاثْنَا عَشَرَ مِنْ أَهْلِي سَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا}}، الاستبصار، ص۸.</ref>. | ||
در کتاب [[کمالالدین (کتاب)|کمالالدین]] از امام حسین {{ع}} نقل شده است: در نهمین فرزند از | در کتاب [[کمالالدین (کتاب)|کمالالدین]] از امام حسین {{ع}} نقل شده است: در نهمین فرزند از نسل من، سنّتی از [[یوسف]] {{ع}} و سنّتی از [[موسی بن عمران]] {{ع}} است و او، قائم ما اهل بیت است. خدای ـ تبارک و تعالی ـ، کار او در یک شب، به سامان میکند»<ref>{{متن حدیث|فِي التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِي سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ {{ع}} وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ}}، کمال الدین، ص۳۱۷، ح۱؛ إعلام الوری، ج۲، ص۲۳۰.</ref>. | ||
از [[عبداللّه بن عمر]] نقل شده است: شنیدم که [[حسین بن علی]] {{ع}} میفرماید: «اگر از [[دنیا]] جز یک [[روز]] نمانَد، [[خدا]] آن روز را چندان طولانی میکند تا مردی از | از [[عبداللّه بن عمر]] نقل شده است: شنیدم که [[حسین بن علی]] {{ع}} میفرماید: «اگر از [[دنیا]] جز یک [[روز]] نمانَد، [[خدا]] آن روز را چندان طولانی میکند تا مردی از نسل من، [[قیام]] کند و دنیا را از [[انصاف]] و داد پُر کند، همانگونه که از [[بیداد]] و [[ستم]] پُر شده است. از [[پیامبر خدا]] {{صل}} شنیدم که این چنین میفرمود»<ref>{{متن حدیث|سَمِعْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ {{ع}} يَقُولُ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي فَيَمْلَأَهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً كَذَلِكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} يَقُولُ}}، کمال الدین، ص۳۱۸، ح۴؛ إعلام الوری، ج۲، ص۲۳۱.</ref>. | ||
در کتاب [[دلائل الإمامة (کتاب)|دلائل الإمامة]] از [[امام حسین]] {{ع}} نقل شده است: [[پیامبر]] {{صل}} به [[فاطمه]] ـ که درودهای خدا بر او باد ـ فرمود: «مهدی، از نسل توست»<ref>{{متن حدیث|أَنَّ النَّبِيَّ {{صل}} قَالَ لِفَاطِمَةَ {{س}}: الْمَهْدِيُ مِنْ وُلْدِكَ}}، دلائل الإمامة، ص۴۴۴، ح۴۱۷.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۴۰ ـ ۹۴۲.</ref> | در کتاب [[دلائل الإمامة (کتاب)|دلائل الإمامة]] از [[امام حسین]] {{ع}} نقل شده است: [[پیامبر]] {{صل}} به [[فاطمه]] ـ که درودهای خدا بر او باد ـ فرمود: «مهدی، از نسل توست»<ref>{{متن حدیث|أَنَّ النَّبِيَّ {{صل}} قَالَ لِفَاطِمَةَ {{س}}: الْمَهْدِيُ مِنْ وُلْدِكَ}}، دلائل الإمامة، ص۴۴۴، ح۴۱۷.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۴۰ ـ ۹۴۲.</ref> | ||
== [[حقوق امام]] ([[وظایف امت در برابر امام]]) == | == [[حقوق امام]] ([[وظایف امت در برابر امام]]) == | ||
=== [[ | {{اصلی|وظایف امت نسبت به امام در معارف و سیره حسینی}} | ||
بدون شک مردم در قبال [[امام]] [[تکالیف]] و وظایفی دارند که اگر به آنها عمل کنند هرگز [[رهبری]] و [[حکومت]] بر آنها به دست [[ستمکاران]] و [[طاغوتها]] نمیافتد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۹۰.</ref> در ادامه برخی از [[وظایف]] [[امّت]] نسبت به امام در کلام امام حسین{{ع}} بیان میگردد. | |||
=== [[شناخت امام]] === | |||
[[امام حسین]]{{ع}} در خطبهای خطاب به [[اصحاب]] خود پس از بیان اینکه [[شناخت خدای متعال]] و [[عبادت]] او، فلسفه خلقت است، در پاسخ به یکی از [[اصحاب]] که از چگونگی [[شناخت خدا]] سوال کرد، فرمود: [[شناخت خدا]] به واسطه [[شناخت امام]] هر عصری است که [[اطاعت]] از او بر همگان [[واجب]] شده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ{{ع}} قَالَ: خَرَجَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ اَلْعِبَادَ إِلاَّ لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اِسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اَللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ اَلَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}، صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.</ref>. | [[امام حسین]]{{ع}} در خطبهای خطاب به [[اصحاب]] خود پس از بیان اینکه [[شناخت خدای متعال]] و [[عبادت]] او، فلسفه خلقت است، در پاسخ به یکی از [[اصحاب]] که از چگونگی [[شناخت خدا]] سوال کرد، فرمود: [[شناخت خدا]] به واسطه [[شناخت امام]] هر عصری است که [[اطاعت]] از او بر همگان [[واجب]] شده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ{{ع}} قَالَ: خَرَجَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ اَلْعِبَادَ إِلاَّ لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اِسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اَللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ اَلَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}، صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.</ref>. | ||
=== [[وجوب اطاعت از امام]] === | === [[وجوب اطاعت از امام]] === | ||
[[امام حسین]]{{ع}} | [[امام حسین]] {{ع}} در روایتی میفرماید: «[[خداوند]] تبارک و تعالى همه [[آداب]] را به پیامبرش آموخت و چون آنها را [[استوار]] کرد، [[کار]] را به او وا نهاد و فرمود: «آنچه را [[پیامبر]] برایتان آورده، بگیرید و آنچه را از آن باز داشته، رها کنید». بى [[گمان]]، [[پیامبر خدا]]، همان آدابى را که آموخته بود، به على یاد داد و چون على آنها را [[استوار]] ساخت، [[کار]] ([[ولایت]]) را به او وا نهاد و فرمود: هر که من مولاى اویم، پس على، مولاى اوست». <ref>{{متن حدیث|إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتعالى أدَّب نَبِیَّهُ الآدابَ کُلَّها، فَلَمَّا استَحکَمَ الأَدَبُ فَوَّضَ الأَمرَ إلَیهِ فَقالَ: مَآ ءَاتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ إنَّ رَسولَ اللّه {{صل}} أدَّبَ عَلِیّا بِتِلکَ الآدابِ الَّتی أدَّبَهُ بِها، فلَمَّا استَحکَمَ الآدابُ کُلُّها فَوَّضَ الأَمرَ إلَیهِ، فَقالَ: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ»}} تفسیر فرات کوفی،ج۲: ص۴۲۸</ref>. | ||
دراین [[روایت]] دو نکته مهم وجود دارد: | |||
یکی اینکه [[خداوند]] همه [[آداب]] را به پیامبرش میآموزد و امر را به او میسپارد.از این رو [[امام حسین]] {{ع}} به [[قرآن]] استناد میکند که [[خداوند]][[ امر]] فرموده هرچه را [[پیامبر]] برایتان آورده بگیرید وغیر آن را رها کنید. | |||
دیگر اینکه میفرماید: «[[پیامبر]] نیز [[آداب]] را به علی{{ع}} میدهد و [[ولایت]] را به اومی سپارد و میفرماید هرکه من مولای اویم [[علی]] مولای اوست». آنچه از این بیان برداشت میشود این است که [[ولایت علی]] {{ع}} مصداق [[آیه]] {{متن قرآن|مَآ ءَاتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ}} است. پس طبق این [[روایت]] شایستگیهایی که [[خدا]] به پیامبرش داده او آنها را به [[علی]] {{ع}} میبخشد و اینها در راستای یکدیگرند؛ زیرا شایسته نیست باوجود فرد [[برتری]] که [[رسول خدا]] امر به ولایت او کرده [[مردم]] شخص دیگری را [[انتخاب]] کنند؛ چراکه [[امامت]] واقعیتی است در [[وجود امام]] که مردم توانایی [[شناخت]] آن را ندارند و فقط باید از طریق [[خدا]] به [[مردم]] معرفی شود. | |||
[[امام حسین]]{{ع}}، آن گاه که [[معاویه]] ایشان را به [[خطبه]] خواندن بر [[منبر]] فراخواند، فرمود: «ما [[حزب خدا]] و عترت [[پیامبر اکرم]] و یکی از دو ثقل یا گوهر گرانبهایی هستیم که [[رسول خدا]] ما را در کنار [[کتاب خدا]] قرار داد پس از ما [[اطاعت]] کنید که [[اطاعت]] و [[پیروی]] از ما [[واجب]] شده است؛ چراکه [[اطاعت]] ما در کنار [[اطاعت خدا]] و [[پیامبر]] قرار گرفته آنجا که [[خدای متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.<ref>محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص۱۴۴، حدیث ۴۵.</ref> | |||
از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که [[روزی]] | از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که [[روزی]] "عبد الله بن شداد بن هادی" به شدّت [[بیمار]] شده و تب داشت، او را خدمت [[امام حسین]]{{ع}} بردند. با اشارهای از [[امام]]{{ع}} «تب شدید» از بدن [[بیمار]]، رخت بربست و [[سلامت]] را بازیافت. [[بیمار]] در حالی که تشکر میکرد گفت: از [[لطف]] و [[محبت]] شما بحق [[خشنود]] شدم و دیدم که تب به [[فرمان]] شما از من دور شد. [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: [[سوگند]] به [[خدا]]، [[خداوند]] هیچ پدیدهای را نیافرید جز آنکه آن را به [[اطاعت]] ما، [[فرمان]] داد<ref>رجال کشی، شیخ طوسی، ج۱، ص۲۹۸.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۷۴: | خط ۱۲۰: | ||
# [[پرونده:Emamatp.jpg|22px]] [[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد (مقاله)|'''بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد''']] | # [[پرونده:Emamatp.jpg|22px]] [[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد (مقاله)|'''بررسی تعریف امامت در مدرسه بغداد''']] | ||
# [[پرونده:11114.jpg|22px]] [[محمد حسین مختاری مازندرانی|مختاری مازندرانی، محمد حسین]]، [[امامت و رهبری - مختاری مازندرانی (کتاب)|'''امامت و رهبری''']] | # [[پرونده:11114.jpg|22px]] [[محمد حسین مختاری مازندرانی|مختاری مازندرانی، محمد حسین]]، [[امامت و رهبری - مختاری مازندرانی (کتاب)|'''امامت و رهبری''']] | ||
# [[پرونده:118564654.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|'''امامت در بینش اسلامی''']] | |||
# [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی - محمدی (کتاب)|'''امامشناسی''']] | |||
# [[پرونده:IM010567.jpg|22px]] [[محمد رنجبر حسینی|رنجبر حسینی، محمد]]، [[عصمت عدل پیوست|عدل پیوست، عصمت]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|'''تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی''']]، [[پژوهشنامه معارف حسینی (نشریه)|فصلنامه پژوهشنامه معارف حسینی]] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||