غدیر خم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳۱: خط ۳۱:
پاسخ: مسأله [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] در سال دهم [[هجرت]] حل شده بود و همه آنها یا [[تسلیم]] [[مسلمانان]] شده و یا [[تسلیم]] [[مسلمانان]] شده و یا مجبور به [[هجرت]] گشته بودند؛ بنابراین، طبق آنچه در [[آیه]] ۴۱ [[سوره]] [[مائده]] آمده است، [[ترس]] و [[بیم]] [[پیامبر]] {{صل}} از [[مسلمانان]] و [[ایمان]] آورندگان بود، نه از بیگانگان از [[اسلام]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است» سوره مائده، آیه ۴۱.</ref> <ref>ر.ک: آیات ولایت در قرآن، ص ۳۲.</ref>.
پاسخ: مسأله [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] در سال دهم [[هجرت]] حل شده بود و همه آنها یا [[تسلیم]] [[مسلمانان]] شده و یا [[تسلیم]] [[مسلمانان]] شده و یا مجبور به [[هجرت]] گشته بودند؛ بنابراین، طبق آنچه در [[آیه]] ۴۱ [[سوره]] [[مائده]] آمده است، [[ترس]] و [[بیم]] [[پیامبر]] {{صل}} از [[مسلمانان]] و [[ایمان]] آورندگان بود، نه از بیگانگان از [[اسلام]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است» سوره مائده، آیه ۴۱.</ref> <ref>ر.ک: آیات ولایت در قرآن، ص ۳۲.</ref>.


'''ارتباط این [[آیه]] با قبل و بعد:''' برخی گفته‌اند: سیاق [[آیات]] قبل و بعد، که درباره [[اهل کتاب]] است، تناسبی با مسأله [[امامت]] و [[خلافت]] ندارد، این دوگانگی با [[بلاغت]] و [[فصاحت قرآن]] سازگار نیست.<ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص ۴۶۶.</ref> پاسخ: [[آیات قرآن]] تدریجاً و به مناسبت‌های مختلف نازل شده است، به همین [[دلیل]] دیده می‌شود که یک [[سوره]] درباره مسائل مختلفی سخن می‌گوید، بخشی از آن درباره یک حادثه [[تاریخی]] است بخشی دیگر درباره حکمی از [[احکام]] [[شریعت اسلامی]] است، بخشی با [[منافقان]] سخن می‌گوید و بخشی [[مؤمنان]] را مخاطب قرار می‌دهد. [[دلیل]] این تنوّع محتوای [[سوره]] همان است که گفته شد: [[قرآن]] تدریجاً و بر حسب نیازها و ضرورت‌ها و در وقایع مختلف نازل شده است و هرگز به شکل یک کتاب کلاسیک نیست که موضوع واحدی را، که از پیش تعیین شده، دنبال کند<ref>آیات ولایت در قرآن، ص ۴۹. </ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]] ص </ref>
'''ارتباط این [[آیه]] با قبل و بعد:''' برخی گفته‌اند: سیاق [[آیات]] قبل و بعد، که درباره [[اهل کتاب]] است، تناسبی با مسأله [[امامت]] و [[خلافت]] ندارد، این دوگانگی با [[بلاغت]] و [[فصاحت قرآن]] سازگار نیست.<ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص ۴۶۶.</ref> پاسخ: [[آیات قرآن]] تدریجاً و به مناسبت‌های مختلف نازل شده است، به همین [[دلیل]] دیده می‌شود که یک [[سوره]] درباره مسائل مختلفی سخن می‌گوید، بخشی از آن درباره یک حادثه [[تاریخی]] است بخشی دیگر درباره حکمی از [[احکام]] [[شریعت اسلامی]] است، بخشی با [[منافقان]] سخن می‌گوید و بخشی [[مؤمنان]] را مخاطب قرار می‌دهد. [[دلیل]] این تنوّع محتوای [[سوره]] همان است که گفته شد: [[قرآن]] تدریجاً و بر حسب نیازها و ضرورت‌ها و در وقایع مختلف نازل شده است و هرگز به شکل یک کتاب کلاسیک نیست که موضوع واحدی را، که از پیش تعیین شده، دنبال کند<ref>آیات ولایت در قرآن، ص ۴۹. </ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>


== [[آیه اکمال]] ==
== [[آیه اکمال]] ==
خط ۵۸: خط ۵۸:
پاسخ: این احتمال خلاف ظاهر است و حمل لفظ بر خلاف ظاهر [[نیاز]] به قرینه دارد، علاوه بر اینکه تعبیر برخی از [[مفسران اهل سنت]] با کلمه "قیل"<ref>تفسیر المنار ذیل آیه اکمال: {{عربی|قیل: ان المراد بالیوم فی هذه الجمله و فیما بعدها مطلق الوقت و الزمن کما تقول کنت بالامس طفلاً او غلاما و قد صرت الیوم رجلا}} رشید رضا در المنار، ج ۶، ص ۱۵۴ و بیضاوی در انوار التنریل، ج ۲، ص ۱۱۵ این نظر را رد کرده‌اند.</ref> خود [[شاهد]] بر [[ضعف]] این [[شبهه]] است. بر فرض قبول این معنا برای "الیوم" تزول [[آیه]] در روز [[فتح مکه]] مناسب‌تر بود تا سال آخر [[عمر]] [[پیامبر]] {{صل}} و حال آنکه هیچ کس این را نگفته است<ref>رک: تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۱۶۸.</ref>. [[نزول]] [[سوره]] [[مائده]] در سال‌های آخر [[عمر]] [[نبی اکرم]] {{صل}} مورد توافق همه [[دانشمندان]] [[اسلامی]] است <ref>رک: بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت در دیدگاه فریقین، ص۱۷۹.</ref> و قول غالب – همان‌گونه که در [[شأن نزول]] گفته شد - [[نزول]] [[آیه]] در هجدهم ذی الحجه [[سال دهم هجری]] بعد از انجام [[مناسک]] [[حجه الوداع]] است. بنا‌بر‌این مراد از کلمه الیوم همین روز است.
پاسخ: این احتمال خلاف ظاهر است و حمل لفظ بر خلاف ظاهر [[نیاز]] به قرینه دارد، علاوه بر اینکه تعبیر برخی از [[مفسران اهل سنت]] با کلمه "قیل"<ref>تفسیر المنار ذیل آیه اکمال: {{عربی|قیل: ان المراد بالیوم فی هذه الجمله و فیما بعدها مطلق الوقت و الزمن کما تقول کنت بالامس طفلاً او غلاما و قد صرت الیوم رجلا}} رشید رضا در المنار، ج ۶، ص ۱۵۴ و بیضاوی در انوار التنریل، ج ۲، ص ۱۱۵ این نظر را رد کرده‌اند.</ref> خود [[شاهد]] بر [[ضعف]] این [[شبهه]] است. بر فرض قبول این معنا برای "الیوم" تزول [[آیه]] در روز [[فتح مکه]] مناسب‌تر بود تا سال آخر [[عمر]] [[پیامبر]] {{صل}} و حال آنکه هیچ کس این را نگفته است<ref>رک: تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۱۶۸.</ref>. [[نزول]] [[سوره]] [[مائده]] در سال‌های آخر [[عمر]] [[نبی اکرم]] {{صل}} مورد توافق همه [[دانشمندان]] [[اسلامی]] است <ref>رک: بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت در دیدگاه فریقین، ص۱۷۹.</ref> و قول غالب – همان‌گونه که در [[شأن نزول]] گفته شد - [[نزول]] [[آیه]] در هجدهم ذی الحجه [[سال دهم هجری]] بعد از انجام [[مناسک]] [[حجه الوداع]] است. بنا‌بر‌این مراد از کلمه الیوم همین روز است.


'''استناد به [[آیه اکمال]]:''' در سخنان [[امامان اهل بیت]] [[عصمت]] {{عم}} استناد به [[آیه اکمال]] دیده می‌شود برای رعایت اختصار به یک نمونه اشاره می‌کنیم: در [[خطابه]] [[حضرت رضا]] {{ع}} آمده است: [[خداوند تعالی]] که [[دین]] خود را کامل نساخت، پیامبرش را از [[جهان]] [[نبرد]]، [[قرآن]] را بر او فرستاد که شرح و [[بیان]] همه چیز در آن هست، [[حلال و حرام]]، حدود اندازه [[کیفر]] جرائم، [[احکام]] و تمامی نیازمندی‌های [[مردم]] بی‌کم و کسر در آن [[بیان]] گشته، و [[خداوند]] عزّوجلّ فرموده است: {{متن قرآن|مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۳۸.</ref> و در آخرین سفر [[حج]] [[پیغمبر]] {{صل}} که سال آخر [[زندگی]] آن بزرگوار نیز بود و [[حجه‌الوداع]] نامیده شد، پس از اینکه در [[غدیر خم]] به [[دستور خدا]] [[جانشین]] خود را معرفی کرد، و این آخرین [[فریضه الهی]] را به [[مردم]] [[ابلاغ]] نمود: [[خداوند]] به او این‌گونه [[وحی]] فرمود: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ}}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref> بنا‌بر مفهوم این [[آیه شریفه]] با [[ابلاغ]] مسأله [[امامت علی]] {{ع}}، مجموعه فرائض تکمیل شد و بعد از آن هیچ فریضه‌ای نازل نگردید و [[پیامبر اکرم]] {{صل}} رخت از [[جهان]] نیست مگر آنکه دستورهای [[دین]] و راه‌های [[آگاهی]] و [[فهم]] واقعیت آن را روشن ساخت و آنان را بر شاهراه [[حقّ]] قرار داد، تا خود راه [[راستی]] و [[حقیقت]] را بیابند و [[علی]] {{ع}} را به عنوان نشانگر راه [[حق]] به [[پیشوائی]] و [[امامت]] تعیین کرد، هیچ یک از نیازهای [[امّت]] را فرو نگذاشت مگر آنکه توضیح داد. با این همه هر کس [[گمان]] ببرد که [[خداوند]] [[دین]] خود را تکمیل نکرده، [[کتاب خدا]] را صریحاً نپذیرفته و کسی که دست ردّ بر [[قرآن]] زند به او نگرویده است<ref>ر.ک: معانی الاخبار معانی الأخبار، ص ۹۶. والکافی، ج ۱، ص۱۹۹ و الإحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص۴۳۳.</ref>.
'''استناد به [[آیه اکمال]]:''' در سخنان [[امامان اهل بیت]] [[عصمت]] {{عم}} استناد به [[آیه اکمال]] دیده می‌شود برای رعایت اختصار به یک نمونه اشاره می‌کنیم: در [[خطابه]] [[حضرت رضا]] {{ع}} آمده است: [[خداوند تعالی]] که [[دین]] خود را کامل نساخت، پیامبرش را از [[جهان]] [[نبرد]]، [[قرآن]] را بر او فرستاد که شرح و [[بیان]] همه چیز در آن هست، [[حلال و حرام]]، حدود اندازه [[کیفر]] جرائم، [[احکام]] و تمامی نیازمندی‌های [[مردم]] بی‌کم و کسر در آن [[بیان]] گشته، و [[خداوند]] عزّوجلّ فرموده است: {{متن قرآن|مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشته‌ایم» سوره انعام، آیه ۳۸.</ref> و در آخرین سفر [[حج]] [[پیغمبر]] {{صل}} که سال آخر [[زندگی]] آن بزرگوار نیز بود و [[حجه‌الوداع]] نامیده شد، پس از اینکه در [[غدیر خم]] به [[دستور خدا]] [[جانشین]] خود را معرفی کرد، و این آخرین [[فریضه الهی]] را به [[مردم]] [[ابلاغ]] نمود: [[خداوند]] به او این‌گونه [[وحی]] فرمود: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ}}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref> بنا‌بر مفهوم این [[آیه شریفه]] با [[ابلاغ]] مسأله [[امامت علی]] {{ع}}، مجموعه فرائض تکمیل شد و بعد از آن هیچ فریضه‌ای نازل نگردید و [[پیامبر اکرم]] {{صل}} رخت از [[جهان]] نیست مگر آنکه دستورهای [[دین]] و راه‌های [[آگاهی]] و فهم واقعیت آن را روشن ساخت و آنان را بر شاهراه [[حقّ]] قرار داد، تا خود راه [[راستی]] و [[حقیقت]] را بیابند و [[علی]] {{ع}} را به عنوان نشانگر راه [[حق]] به [[پیشوائی]] و [[امامت]] تعیین کرد، هیچ یک از نیازهای [[امّت]] را فرو نگذاشت مگر آنکه توضیح داد. با این همه هر کس [[گمان]] ببرد که [[خداوند]] [[دین]] خود را تکمیل نکرده، [[کتاب خدا]] را صریحاً نپذیرفته و کسی که دست ردّ بر [[قرآن]] زند به او نگرویده است<ref>ر.ک: معانی الاخبار معانی الأخبار، ص ۹۶. والکافی، ج ۱، ص۱۹۹ و الإحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص۴۳۳.</ref>.


سؤال: چرا در [[قرآن]] میان [[آیات غدیر]] فاصله افناده است؟<ref>یکی آیه۳ سوره مائده و دیگری آیه ۶۷ همین سوره وآیه سوره معارج و سوره انفال که در انتهای اینجا می‌آید. </ref> و چرا این قسمت از [[آیه]] که مربوط به [[جریان غدیر]] است با مطالبی همراه شده که درباره گوشت‌های [[حلال و حرام]] است و در میان این دو تناسب چندانی به نظر نمی‌رسد؟
سؤال: چرا در [[قرآن]] میان [[آیات غدیر]] فاصله افناده است؟<ref>یکی آیه۳ سوره مائده و دیگری آیه ۶۷ همین سوره وآیه سوره معارج و سوره انفال که در انتهای اینجا می‌آید. </ref> و چرا این قسمت از [[آیه]] که مربوط به [[جریان غدیر]] است با مطالبی همراه شده که درباره گوشت‌های [[حلال و حرام]] است و در میان این دو تناسب چندانی به نظر نمی‌رسد؟


پاسخ: اوّلاً اگر [[آیات]] بر طبق [[تاریخ]] [[نزول]] جمع‌آوری شده بود جای این ایراد بود. ثانیاً ممکن است قرار دادن [[آیه]] مربوط به [[غدیر]] در لابه‌لای [[احکام]] مربوط به غذاهای [[حلال و حرام]] برای محافظت از [[تحریف]] و حذف و تغییر بوده باشد. حوادثی که در آخرین ساعات [[عمر]] [[پیامبر]] {{صل}} واقع شد و [[مخالفت]] صریحی که از طرف بعضی افراد برای [[نوشتن]] وصیت‌نامه از طرف [[پیامبر]] {{صل}} به عمل آمد- تا آنجا که حتی [[پیامبر]] {{صل}} را متهم به [[هذیان]] و [[بیماری]] وگفتن سخنان ناموزون کردند<ref>ر.ک: صحیح بخاری، ج۱، ص ۳۷ و، ج ۵، ص ۱۳۸ و، ج ۸، ص ۱۶۱ و مسند احمد، ج ۱، ص ۳۲۵ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۴۹ و السقیفه، ص ۸۶ و نامه‌ای که نانوشته ماند تحلیلی درباره حدیث قلم و دوات.</ref>. [[شاهد]] گویایی است بر اینکه بعضی از افراد حساسیت خاصی در مسأله [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر]] {{صل}} داشتند و برای [[انکار]] آن حد و مرزی قائل نبودند. چنین شرایطی ایجاب می‌کرد که برای حفظ اسناد مربوط به [[خلافت]] و رساندن آن به دست آیندگان چنین پیش‌بینی‌هایی بشود و یا مطالب دیگری که حساسیت برانگیز نباشد آمیخته گردد که کمتر جلب توجه [[مخالفان]] سر سخت را کند<ref>تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۷۰.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]] ص </ref>
پاسخ: اوّلاً اگر [[آیات]] بر طبق [[تاریخ]] [[نزول]] جمع‌آوری شده بود جای این ایراد بود. ثانیاً ممکن است قرار دادن [[آیه]] مربوط به [[غدیر]] در لابه‌لای [[احکام]] مربوط به غذاهای [[حلال و حرام]] برای محافظت از [[تحریف]] و حذف و تغییر بوده باشد. حوادثی که در آخرین ساعات [[عمر]] [[پیامبر]] {{صل}} واقع شد و [[مخالفت]] صریحی که از طرف بعضی افراد برای [[نوشتن]] وصیت‌نامه از طرف [[پیامبر]] {{صل}} به عمل آمد- تا آنجا که حتی [[پیامبر]] {{صل}} را متهم به [[هذیان]] و [[بیماری]] وگفتن سخنان ناموزون کردند<ref>ر.ک: صحیح بخاری، ج۱، ص ۳۷ و، ج ۵، ص ۱۳۸ و، ج ۸، ص ۱۶۱ و مسند احمد، ج ۱، ص ۳۲۵ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۴۹ و السقیفه، ص ۸۶ و نامه‌ای که نانوشته ماند تحلیلی درباره حدیث قلم و دوات.</ref>. [[شاهد]] گویایی است بر اینکه بعضی از افراد حساسیت خاصی در مسأله [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر]] {{صل}} داشتند و برای [[انکار]] آن حد و مرزی قائل نبودند. چنین شرایطی ایجاب می‌کرد که برای حفظ اسناد مربوط به [[خلافت]] و رساندن آن به دست آیندگان چنین پیش‌بینی‌هایی بشود و یا مطالب دیگری که حساسیت برانگیز نباشد آمیخته گردد که کمتر جلب توجه [[مخالفان]] سر سخت را کند<ref>تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۷۰.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>


== سایر [[آیات]] مربوط به [[غدیر]] ==
== سایر [[آیات]] مربوط به [[غدیر]] ==
[[آیات]] دیگری در [[قرآن کریم]] [[شاهد]] بر [[ماجرای غدیر]] و اعلام [[وصایت]] و [[جانشینی]] [[امیر المؤمنین]] [[علی]] {{ع}} است از جمله [[آیه]] {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست» سوره معارج، آیه ۱.</ref> وآیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گفتند: بار خداوندا! اگر این (آیات) که از سوی توست راستین است بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.</ref> در [[شأن نزول]] این [[آیه]] گفته‌اند: نعمان بن حارث قهری-که از [[منافقان]] بود- [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} آمد و گفت: به ما گفتی [[شهادت به توحید]] و نفی [[بت‌ها]] بدهیم و [[گواهی]] به [[رسالت]] تو بدهیم و [[گواهی]] به [[رسالت]] تو بدهیم و [[دستور]] به [[جهاد]] و [[حج]] و [[روزه]] و [[نماز]] و [[زکات]] دادی همه را پذیرفتیم، ولی به این [[قناعت]] نکردی و [[علی]] را [[خلیفه]] کردی آیا این سخن از تو است یا دستوری از طرف خداست؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: به خدای که جز او معبودی نیست از [[ناحیه]] خداست، نعمان برگشت در حالی که می‌گفت: خداوندا اگر این سخن از [[ناحیه]] تو است بارانی از سنگ از [[آسمان]] بفرست چیزی نگذشت که سنگی بر او سقوط کرد و کشته شد<ref>منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، ص ۱۱۸ و آیات الغدیر، ص ۲۸۶ و پیام قرآن، ج ۹، ص ۱۸۶ و آیات ولایت در قرآن، ص ۴۵.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]] ص </ref>
[[آیات]] دیگری در [[قرآن کریم]] [[شاهد]] بر [[ماجرای غدیر]] و اعلام [[وصایت]] و [[جانشینی]] [[امیر المؤمنین]] [[علی]] {{ع}} است از جمله [[آیه]] {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست» سوره معارج، آیه ۱.</ref> وآیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گفتند: بار خداوندا! اگر این (آیات) که از سوی توست راستین است بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.</ref> در [[شأن نزول]] این [[آیه]] گفته‌اند: نعمان بن حارث قهری-که از [[منافقان]] بود- [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} آمد و گفت: به ما گفتی [[شهادت به توحید]] و نفی [[بت‌ها]] بدهیم و [[گواهی]] به [[رسالت]] تو بدهیم و [[گواهی]] به [[رسالت]] تو بدهیم و [[دستور]] به [[جهاد]] و [[حج]] و [[روزه]] و [[نماز]] و [[زکات]] دادی همه را پذیرفتیم، ولی به این [[قناعت]] نکردی و [[علی]] را [[خلیفه]] کردی آیا این سخن از تو است یا دستوری از طرف خداست؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: به خدای که جز او معبودی نیست از [[ناحیه]] خداست، نعمان برگشت در حالی که می‌گفت: خداوندا اگر این سخن از [[ناحیه]] تو است بارانی از سنگ از [[آسمان]] بفرست چیزی نگذشت که سنگی بر او سقوط کرد و کشته شد<ref>منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، ص ۱۱۸ و آیات الغدیر، ص ۲۸۶ و پیام قرآن، ج ۹، ص ۱۸۶ و آیات ولایت در قرآن، ص ۴۵.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۶: خط ۷۶:


[[رده:غدیر]]
[[رده:غدیر]]
[[رده:فضائل امام علی]]
[[رده:اثبات امامت امام علی]]
۱۳۰٬۵۵۳

ویرایش