←عبدالرحیم بن عبدالرحمان
(←منابع) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
[[مسعودی]] دراینباره مینویسد: از حوادث بزرگ [[عهد]] [[عبدالملک بن مروان]]، خلع او توسط [[عبدالرحمان بن اشعث بن قیس بن معدیکربکندی]] در سال ۸۱ بود. چون [[لشکریان]] [[عبدالرحمان]] زیاد شدند و بسیاری از [[مردم]] [[عراق]] از رؤسای قبایل، قاریان و عابدان، به او پیوستند، عبدالملک را خلع کرد و [[مردم]] نیز عبدالملک را خلع کردند. این واقعه نزدیک اصطخر [[فارس]] به وقوع پیوست. وی پس از خلع عبدالملک خود را "ناصرالمؤمنین" نامید و مدعی شد که همان قحطانی است که اهل [[یمن]] در [[انتظار]] اویند؛ همو که زمامداری را به اهل [[یمن]] باز میگرداند<ref>التنبیه و الاشراف، ص۲۷۱.</ref>.<ref>[[نصرتالله آیتی|آیتی، نصرتالله]]، [[تأملی در نشانههای حتمی ظهور (کتاب)|تأملی در نشانههای حتمی ظهور]]، ص ۴۹ - ۵۲.</ref> | [[مسعودی]] دراینباره مینویسد: از حوادث بزرگ [[عهد]] [[عبدالملک بن مروان]]، خلع او توسط [[عبدالرحمان بن اشعث بن قیس بن معدیکربکندی]] در سال ۸۱ بود. چون [[لشکریان]] [[عبدالرحمان]] زیاد شدند و بسیاری از [[مردم]] [[عراق]] از رؤسای قبایل، قاریان و عابدان، به او پیوستند، عبدالملک را خلع کرد و [[مردم]] نیز عبدالملک را خلع کردند. این واقعه نزدیک اصطخر [[فارس]] به وقوع پیوست. وی پس از خلع عبدالملک خود را "ناصرالمؤمنین" نامید و مدعی شد که همان قحطانی است که اهل [[یمن]] در [[انتظار]] اویند؛ همو که زمامداری را به اهل [[یمن]] باز میگرداند<ref>التنبیه و الاشراف، ص۲۷۱.</ref>.<ref>[[نصرتالله آیتی|آیتی، نصرتالله]]، [[تأملی در نشانههای حتمی ظهور (کتاب)|تأملی در نشانههای حتمی ظهور]]، ص ۴۹ - ۵۲.</ref> | ||
== [[یزید بن ملهب]] | == یزید بن ملهب == | ||
{{اصلی|یزید بن ملهب}} | |||
[[فخر رازی]] علاوه بر ابناشعث، از "یزید بن ملهب" نیز به عنوان کسی که مدعی قحطانی [[موعود]] است، یاد میکند<ref>المحصول، ج۴، ص۳۴۸.</ref>.<ref>[[نصرتالله آیتی|آیتی، نصرتالله]]، [[تأملی در نشانههای حتمی ظهور (کتاب)|تأملی در نشانههای حتمی ظهور]]، ص ۴۹ - ۵۲.</ref> | |||
== [[ | == عبدالرحمن بن محمد == | ||
{{اصلی|عبدالرحمن بن محمد بن عبدالله بن عامر}} | |||
[[ابن خلدون]] در ضمن حوادث مربوط به قرن چهارم هجری مینویسد: آنگاه که "المظفر بن محمد بن عبدالله بن عامر" مُرد، برادرش (عبدالرحمان) [[جانشین]] او ([[وزیر]] [[هشام بن الحکم]]، (المؤید بالله) شد و ملقّب به "الناصر لدین الله" گردید. وی راه پدر و برادرش را در پیش گرفت و مانند آن دو، [[خلیفه]] وقت، هشام را از تصرف در امور منع میکرد و با او مستبدانه [[رفتار]] مینمود و او را در فرمانروایی دخالت نمیداد. سپس از هشام خواست که وی را [[ولیعهد]] خود معرفی کند...، و هشام نیز چنین نوشت:... [[امیرالمؤمنین]] بر آن شد تا ولی عهدش قحطانی باشد؛ همو که [[عبدالله بن عمرو بن العاص]] و [[ابوهریره]] دربارهاش از [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} چنین [[نقل]] کردهاند: {{متن حدیث|لا تَقُومُ السّاعَةُ حَتَّى يَخْرُجَ رَجُلٌ من قَحْطانَ يَسُوقُ النّاسَ بعَصاهُ}}<ref>صحیح البخاری، ج۴، ص۱۵۹.</ref>؛ [[قیامت]] برپا نمیشود تا اینکه مردی از قحطان که [[مردم]] را با عصایش [[رهبری]] میکند، [[خروج]] نماید<ref>تاریخ، ج۴، ص۱۴۸.</ref>.<ref>[[نصرتالله آیتی|آیتی، نصرتالله]]، [[تأملی در نشانههای حتمی ظهور (کتاب)|تأملی در نشانههای حتمی ظهور]]، ص ۴۹ - ۵۲.</ref> | |||
== [[عبدالرحیم بن عبدالرحمان]] | == عبدالرحیم بن عبدالرحمان == | ||
{{اصلی|عبدالرحیم بن عبدالرحمان}} | |||
[[ابن خلدون]] ضمن بیان حوادث مربوط به قرن هفتم مینویسد: عبدالرحیم بن عبدالرحمان بن الفرس که از طبقه علمای اندلس بود، روزی در مجلس منصور حاضر شد. سخنی تند بر زبان راند و پس از آن از مجلس خارج شد و مدتی مخفیانه [[زندگی]] کرد. پس از [[مرگ]] منصور، در منطقه "کزوله" ظاهر شد و ادعای امامت کرد و مدعی شد که همان قحطانی است که [[پیامبر]]{{صل}} دربارهاش فرموده: "[[قیامت]] برپا نمیشود تا اینکه مردی از قحطان ([[یمن]]) [[قیام]] کند و [[مردم]] را با عصایش [[رهبری]] نماید و [[زمین]] را همچنانکه پر از [[ظلم]] شده از [[عدل]] سرشار سازد." ناصر بن منصور سپاهی را به سوی او روانه کرد. عبدالرحیم در این [[نبرد]] پس از [[شکست]]، کشته شد و سرش به مراکش فرستاده و در آنجا به دار آویخته شد<ref>تاریخ، ج۶، ص۲۵۰.</ref>.<ref>[[نصرتالله آیتی|آیتی، نصرتالله]]، [[تأملی در نشانههای حتمی ظهور (کتاب)|تأملی در نشانههای حتمی ظهور]]، ص۴۹ - ۵۲.</ref> | |||
== [[احمد حسن یمانی]] == | == [[احمد حسن یمانی]] == | ||