برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۲۱: |
خط ۲۱: |
| #وسیله [[جنگ]] با شیطان است. | | #وسیله [[جنگ]] با شیطان است. |
| امام در جایی دیگر کلمه [[اخلاص]] را بهترین وسیله برای رسیدن به [[خدا]] میداند: «بهترین وسیله برای آنان که راهی به سوی [[خدای سبحان]] میجویند، [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] او و [[جهاد]] و... کلمه اخلاص {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} است که بر [[فطرت الهی]] است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶.</ref>. نیز در جایی و دیگر به ارتباط میان [[حقوق]] [[مسلمانان]] و توحید میپردازد و میفرماید: «[[خدای تعالی]] با اخلاص و توحید، ارتباط حقوق مسلمانان را با یکدیگر استوار کرده است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۲.</ref>. | | امام در جایی دیگر کلمه [[اخلاص]] را بهترین وسیله برای رسیدن به [[خدا]] میداند: «بهترین وسیله برای آنان که راهی به سوی [[خدای سبحان]] میجویند، [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] او و [[جهاد]] و... کلمه اخلاص {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} است که بر [[فطرت الهی]] است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶.</ref>. نیز در جایی و دیگر به ارتباط میان [[حقوق]] [[مسلمانان]] و توحید میپردازد و میفرماید: «[[خدای تعالی]] با اخلاص و توحید، ارتباط حقوق مسلمانان را با یکدیگر استوار کرده است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۲.</ref>. |
| سخن درباره [[فضیلت]]، اهمیت و آثار [[اعتقاد به توحید]] بیش از این است، لیک مقاله حاضر را گنجایش ذکر همه آنها نیست. از این رو، بحث را به پایان میبریم و به دیگر مباحث میپردازیم.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۴۶.</ref>. | | سخن درباره [[فضیلت]]، اهمیت و آثار [[اعتقاد به توحید]] بیش از این است، لیک مقاله حاضر را گنجایش ذکر همه آنها نیست. از این رو، بحث را به پایان میبریم و به دیگر مباحث میپردازیم.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۴۶.</ref>. |
|
| |
|
| ==معنا و اقسام [[توحید]]== | | ==معنا و اقسام [[توحید]]== |
| خط ۲۸: |
خط ۲۸: |
|
| |
|
| ===[[توحید ذاتی]]=== | | ===[[توحید ذاتی]]=== |
| از دیدگاه [[حضرت علی]]{{ع}} توحید ذاتی به معنای [[نفی]] [[شریک]]، شبیه و جزء از [[ذات مقدس]] [[ربوبی]] است. از اینرو، معانی دیگر توحید اعم از توحید عددی و توحید نوعی درباره [[خداوند]] درست نیست. ایشان، در روایتی [[ارزشمند]]، اقسام معانی واحد را برشمرده و معانی مقبول در این باره را مشخص کرده است. [[شریح بنهانی]] میگوید: در [[جنگ جمل]]، مردی [[اعرابی]] از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} پرسید: «آیا خداوند واحد است؟» [[اصحاب]] بر او تاختند و گفتند: «اکنون چه جای این پرسش است که علی در حال [[جنگ]] است؟» [[حضرت امیر]]{{ع}} فرمود: «بگذارید بپرسد که جنگ ما نیز بر سر همین است». آنگاه فرمود:
| |
| {{متن حدیث|يَا أَعْرَابِيُّ إِنَّ الْقَوْلَ فِي أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لَا يَجُوزَانِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ فَأَمَّا اللَّذَانِ لَا يَجُوزَانِ عَلَيْهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ وَاحِدٌ يَقْصِدُ بِهِ بَابَ الْأَعْدَادِ فَهَذَا مَا لَا يَجُوزُ لِأَنَّ مَا لَا ثَانِيَ لَهُ لَا يَدْخُلُ فِي بَابِ الْأَعْدَادِ أَ مَا تَرَى أَنَّهُ كَفَرَ مَنْ قَالَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ قَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ يُرِيدُ بِهِ النَّوْعَ مِنَ الْجِنْسِ فَهَذَا مَا لَا يَجُوزُ عَلَيْهِ لِأَنَّهُ تَشْبِيهٌ وَ جَلَّ رَبُّنَا عَنْ ذَلِكَ وَ تَعَالَى وَ أَمَّا الْوَجْهَانِ اللَّذَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ لَيْسَ لَهُ فِي الْأَشْيَاءِ شِبْهٌ كَذَلِكَ رَبُّنَا وَ قَوْلُ الْقَائِلِ إِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَدِيُّ الْمَعْنَى يَعْنِي بِهِ أَنَّهُ لَا يَنْقَسِمُ فِي وُجُودٍ وَ لَا عَقْلٍ وَ لَا وَهْمٍ كَذَلِكَ رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>التوحید، ص۸۳، ح٣.</ref>.
| |
| بنابراین [[روایت]]، واحد را چهار معنا است: واحد عددی، واحد نوعی، واحد به معنای موجود بینظیر و واحد به معنای موجود تجزیه ناپذیر. دو معنای اول، درباره [[خداوند]] ناروا، و دو معنای دیگر روا است. اینک به توضیح آنها میپردازیم.
| |
|
| |
| '''[[توحید]] عددی''': «واحد عددی» آن واحدی است که تکثر و تعدد پذیر است؛ هرچند این کثرات با یکدیگر مجانس نباشند. وقتی برای موجودی، عدد «یک» را به کار میبریم، این موجود قابلیت «دو» و «سه» شدن را نیز دارا است. اینگونه واحد را نمیتوان برای [[خداوند متعال]] به کار برد؛ زیرا [[ذات مقدس]] [[حضرت حق]]، تعدد بردار نیست. این سخن [[کفرآمیز]] [[نصارا]] که میگویند {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ}}<ref>«به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است» سوره مائده، آیه ۷۳.</ref>، در [[حقیقت]] به معنای [[اعتقاد]] به عددی بودن [[واحدیت]] [[خدا]] است. [[حضرت امیر]]{{ع}} با تعابیری گوناگون [[وحدت]] عددی را برای [[باری تعالی]] [[نفی]] کرده است. گذشته از تعبیرهایی که نقل شد، میتوان به سخنان دیگری نیز اشاره کرد که همگی از اویند:
| |
| #{{متن حدیث|وَاحِدٌ لَا بِعَدَدٍ}}؛ «یگانه است نه به شماره»<ref>نهج البلاغه، خطبه ١٨٠.</ref>.
| |
| #{{متن حدیث|الْأَحَدِ بِلَا تَأْوِيلِ عَدَدٍ}}؛ «یگانه است نه به معنای شماره»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۸.</ref>.
| |
| #{{متن حدیث|وَاحِدٌ لَا مِنْ عَدَدٍ}}؛ «یگانه است نه به شماره»<ref>التوحید، ص۷۰، ج۲۶.</ref>.
| |
|
| |
| '''توحید نوعی''': مراد از واحد نوعی، واحدی است که تعدد بردار، و با افراد دیگر مجانس است. «نوع» در لغت [[عرب]] به گروهی از افراد مشابه و مجانس میگویند<ref>ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۲۷۰.</ref>؛ مثلاً چون میگویند: {{عربی|ليس هذا من نوع ذاك}}، منظور این است که این دو چیز مشابه و همجنس یکدیگر نیستند<ref>ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۳۷۰.</ref>. همچنین، وقتی درباره کسی میگویند {{عربی|واحد من الناس}} مقصود این است که آن شخص یکی از افراد مشابه و همجنس [[مردم]] است. بنابراین، در [[وحدت]] نوعی تعدد و تشابه هست و واحد نوعی با افراد دیگر نوع، همجنس و مشابه است. بدینسان، نمیتوان گفت [[خدا]] واحد نوعی است؛ زیرا لازمه آن تشابه خدا با دیگر موجودات است. از اینرو، هرگاه [[ائمه اطهار]]{{عم}} میفرمایند {{متن حدیث|اللَّهُ شَيْءٌ}}، بیدرنگ میافزایند {{متن حدیث|لَا كَالْأَشْيَاءِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، کتاب التوحید.</ref>؛ یعنی [[خداوند]]، چیزی است؛ اما نه همچون دیگر چیزها.
| |
|
| |
| '''[[توحید]] به معنای بیشبیه بودن''': [[امام علی]]{{ع}} پس از [[نفی]] وحدت عددی و وحدت نوعی، دو معنای دیگر را برای [[خدای تعالی]] [[اثبات]] میکند که یکی عبارت است از واحد به معنای بیشبیه: {{متن حدیث|وَاحِدٌ لَيْسَ لَهُ فِي الْأَشْيَاءِ شِبْهٌ}}. در بحث درباره شرطهای توحید به این معنای توحید بیشتر میپردازیم.
| |
|
| |
| '''توحید به معنای تجزیه ناپذیر''': دومین معنای مقبول برای واحد، نفی هرگونه تجزیه و تقسیم از [[ذات اقدس الهی]] است؛ یعنی هرگونه تقسیم - اعم از تقسیم خارجی، تقسیم [[عقلی]] و تقسیم و همی<ref>تقسیم خارجی مانند تقسیم انسان به بدن و روح؛ تقسیم عقلی مانند تقسیم ان انسان به حیوان و ناطق، و تقسیم و همی مانند تقسیم انسان به دو نیمه.</ref>- درباره خداوند منتفی است؛ چنانکه علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|وَ لَا تَنَالُهُ التَّجْزِئَةُ وَ التَّبْعِيضُ}}؛ «جزء جزء شدن و پاره پاره گشتن در او راه ندارد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۱.</ref>. همچنین آن حضرت در این باره فرموده است:
| |
| نه جزئی دارد که به آن وصفش کنند و نه جوارح دارد و نه اعضا و عَرَض و نه توانند بدین وصفش کنند که بگویند غیر از دیگران است و بعض بعض است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۹.</ref>.
| |
| از این [[روایت]] روشن میشود که ترکیب در ذات [[خدای تعالی]] به هیچ وجه راه ندارد و او تجزیه و تحلیل پذیر نیست و فاعلیت [[حق متعال]]، فاعلیت ارادی و [[خلقت]] او {{متن حدیث|لَا مِنْ شَيْءٍ}} است.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۴۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===[[توحید صفاتی]]=== | | ===[[توحید صفاتی]]=== |
| توحید صفاتی، یعنی چنانکه [[باری تعالی]] در [[مقام]] ذات، یگانه و [[بیهمتا]] است، صفات در کمالیه خود نیز یگانه و [[یکتا]] است و همانند و نظیری برای صفاتش نیست. [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}}، میفرماید:
| |
| {{متن حدیث|كُلُّ عَزِيزٍ غَيْرَهُ ذَلِيلٌ وَ كُلُّ قَوِيٍّ غَيْرَهُ ضَعِيفٌ وَ كُلُّ مَالِكٍ غَيْرَهُ مَمْلُوكٌ وَ كُلُّ عَالِمٍ غَيْرَهُ مُتَعَلِّمٌ وَ كُلُّ قَادِرٍ غَيْرَهُ يَقْدِرُ وَ يَعْجَزُ}}. هر [[عزتمندی]] غیر او [[ذلیل]] است و هر [[نیرومندی]] جز او [[ناتوان]] است و هر [[مالکی]] جز او مملوک است و هر عالمی جز او نوآموز است و هر [[توانایی]] جز او گاه توانا و گاه ناتوان است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۵.</ref>.
| |
| از این روایت استفاده میشود که [[اوصاف خدای تعالی]] تنها ویژه اویند و کسی در آنها با او [[شریک]] نیست. عالم و [[قادر]] و مالکی در عرض او نیست و همه به او عالم و مالک و قادرند. این سخن بدان معنا نیست که صفات و و [[کمالات]] همه اشیا صفات حقند و جز [[حق]] را مطلقاً هیچ صفت و کمالی نیست؛ زیرا [[وجدان]] و [[برهان]] دلالت میکند که اوصاف کمالی [[انسان]] مانند [[قدرت]] و [[حیات]] مربوط به خود او است؛ نه اینکه [[صفات خدا]] بوده باشد. به عبارت دیگر صفات و کمالات موجودات از [[خدا]] و به [[اراده]] اویند؛ هر چند [[صفات خداوند]] نیستند.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۰.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===[[توحید افعالی]]=== | | ===[[توحید افعالی]]=== |
| مراد از توحید افعالی آن است که در دار تحقق، هیچ فعلی و انفعالی انجام نمیگیرد مگر این که تحت [[سلطنت]] [[حضرت حق]] و به [[مشیت]] و اراده و [[اذن]] او است. پر واضح است که این امر هیچگونه منافاتی با اختیاری بودن [[افعال]] [[انسان]] ندارد؛ زیرا از جمله مقدمات فعل اختیاری، خود [[اختیار]] است که [[خدای تعالی]] [[قدرت]] این اختیار را به انسان تملیک کرده و [[اراده]] و [[مشیت]] او بر فعل اختیاری انسان تعلق گرفته است.
| |
| در زمینه [[توحید افعالی]]، تحلیلهای دیگری وجود دارد که از سوی برخی مکاتب [[فلسفی]] و [[عرفانی]] ارائه شده که به نظر صحیح نمیرسد. از جمله اینکه [[اراده خدای تعالی]] بلکه [[ذات الهی]]، علت تامه همه موجودات از جمله افعال [[انسانها]] است. روشن است که در این صورت، [[بندگان]] در افعال خود مجبور بوده و جایی برای اختیار وجود نخواهد داشت. از سوی دیگر بنابر [[وحدت وجود]] و موجود نیز، چون غیریتی در کار نیست، نسبت فعل به انسان نسبتی مجازی است و [[جبر و تفویض]] موضوعاً منتفی است. [[لاهیجی]] در شرح گلشن [[راز]] در بیان [[مراتب توحید]] [[شهودی]] که یکی از آنها توحید افعالی است، مینویسد:
| |
| آنکه [[حضرت حق]] به [[تجلی افعالی]] بر سالک متجلی شود و سالک صاحب تجلی، جمیع افعال و اشیا را در افعال [[حق]] فانی یابد و در هیچ مرتبه هیچ شیئی را غیر از [[حق متعال]] فاعل نبیند و غیر از او مؤثر نشناسد<ref>لاهیجی، محمد، شرح گلشن راز، ص۲۶۸.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۱.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===[[توحید عبادی]]=== | | ===[[توحید عبادی]]=== |
| [[امام علی]]{{ع}} در [[تفسیر]] فرازهای [[اذان]] میفرماید:
| |
| {{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُهُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ... كَأَنَّهُ يَقُولُ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا مَعْبُودَ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَّ كُلَّ مَعْبُودٍ بَاطِلٌ سِوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ اما این سخن [[مؤذن]]: «[[گواهی]] میدهم که خدایی جز [[الله]] نیست» گویا او میگوید: «به [[یقین]] میدانم که معبودی جز الله - عزوجل - نیست. و میدانم که همه معبودها جز او باطلند»<ref>صدوق، معانی الاخبار، ص۳۹.</ref>.
| |
| در سخنی دیگر یکی از [[اهداف مهم بعثت پیامبر]] گرامی [[اسلام]]{{صل}} را سوق دادن [[مردم]] به [[عبادت]] خدای تعالی دانسته، میفرماید: {{متن حدیث|فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً{{صل}} بِالْحَقِّ لِيُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ عِبَادِهِ إِلَى عِبَادَتِهِ}}؛ «همانا [[خدای تعالی]] محمد{{صل}} را به [[حق]] [[مبعوث]] کرد تا بندگانش را از [[پرستش]] [[بندگان]] به پرستش خود درآورد»<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۸۶.</ref>. [[عبادت]] به معنای [[خضوع]] و [[خشوع]] و افتادگی است. هیچ یک از بندگان و [[مخلوقات]] [[الهی]] را نسبت به دیگری مولویت و [[مالکیت]] نیست تا خضوع و خشوع در مقابل او لازم باشد؛ زیرا پرستش و افتادگی کردن فقط از [[شئون]] استحقاقی مولا و مالک [[حقیقی]] است. این عبادت و افتادگی ملازم با [[اطاعت]] و [[پیروی]] هم میباشد و به همین جهت است که [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا * كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا}}<ref>«و به جای خداوند خدایانی گزیدند تا برای آنان مایه عزت باشند * هرگز! به زودی پرستش آنها را انکار میکنند و با آنان ناساز میشوند» سوره مریم، آیه ۸۱-۸۲.</ref>. سپس فرمود: «پرستش و عبادت، [[سجده]] و [[رکوع]] نیست؛ بلکه پرستش همان اطاعت است. هر که مخلوقی را در [[نافرمانی]] و [[معصیت]] خدای تعالی اطاعت کند، او را پرستیده است»<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۲، ص۵۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۱.</ref>.
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']] | | # [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| | |
| | [[رده:توحید]] |