←مقدمه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←مقدمه) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حضرت یونس | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قوم یونس در علوم قرآنی]]| پرسش مرتبط = }} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[قرآن کریم]] بسیار کوتاه و گذرا ضمن بیان داستان [[حضرت یونس]] {{ع}} به [[قصه]] | [[قرآن کریم]] بسیار کوتاه و گذرا ضمن بیان داستان [[حضرت یونس]] {{ع}} به [[قصه]] قوم یونس {{ع}} اشاره کرده است. در مجموع چنین استفاده میشود که او از [[قوم]] خویش [[خشمگین]] و ناراضی بود {{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا}}<ref>«و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت» سوره انبیاء، آیه ۸۷.</ref> و [[رفتار]] قوم، ایشان را بسیار بیتاب کرد؛ تا آنجا که قوم خود را رها کرد و به جانب دریا (احتمالاً دریای مدیترانه) روآورد. | ||
در قاموس [[کتاب مقدس]] آمده است: "[[خداوند]] وی را | در قاموس [[کتاب مقدس]] آمده است: "[[خداوند]] وی را مأمور کرد تا ضد [[نینوا]] [[نبوت]] کند آن حضرت بسیار کوشید از این مأموریت استعفا دهد. بنابراین از (یافا) به کشتی سوار شد و به قصد (ترشیش) حرکت کرد که حتیالامکان به طرف دیگر فرار کند؛ اما به طوفان عظیمی [[مبتلا]] و به حسب خواهش خودش به دریا انداخته شد و اعجازاً ماهی عظیمی وی را ببلعید. پس از سه [[روز]]، ماهی وی را به ساحلی افکند که احتمال دارد به (صیدون) نزدیک بوده است. ثانیاً خطاب رسید برخیز و به نینوا برو! فوراً [[اطاعت]] کرد". | ||
براساس [[قصص]] [[اسلامی]]، حضرت یونس {{ع}} زمانی که دید [[مردم]] نینوا سخنان وی را نمیپذیرند و همچنان به [[بتپرستی]] و [[گمراهی]] خود ادامه میدهند، خشمگین شد و در کشتی نشست تا از آن قوم [[گمراه]] دور شود. | براساس [[قصص]] [[اسلامی]]، حضرت یونس {{ع}} زمانی که دید [[مردم]] نینوا سخنان وی را نمیپذیرند و همچنان به [[بتپرستی]] و [[گمراهی]] خود ادامه میدهند، خشمگین شد و در کشتی نشست تا از آن قوم [[گمراه]] دور شود. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۵: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:حضرت یونس]] | ||