بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = بغی | | موضوع مرتبط = بغی | ||
| عنوان مدخل = بغی | | عنوان مدخل = بغی | ||
| مداخل مرتبط = [[بغی در لغت]] - [[بغی در قرآن]] - [[بغی در فقه اسلامی]] - [[بغی در فقه سیاسی]] - [[بغی در تاریخ اسلامی]] - [[بغی در جامعهشناسی اسلامی]] - [[بغی در معارف و سیره علوی]] - [[بغی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[بغی در لغت]] - [[بغی در قرآن]] - [[بغی در فقه اسلامی]] - [[بغی در فقه سیاسی]] - [[بغی در تاریخ اسلامی]] - [[بغی در جامعهشناسی اسلامی]] - [[بغی در معارف و سیره معصوم]] - [[بغی در معارف و سیره علوی]] - [[بغی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''بغی''' در اصطلاح به معنای [[شورش بر امام]] و [[خروج بر دولت اسلامی]] است. به همین دلیل، اصطلاح [[باغی]] در [[فقه سیاسی]] بر کسی که بر [[امام]] و پیشوای عادل بهصورت مسلحانه خروج کند اطلاق شده است. | '''بغی''' در اصطلاح به معنای [[شورش بر امام]] و [[خروج بر دولت اسلامی]] است. به همین دلیل، اصطلاح [[باغی]] در [[فقه سیاسی]] بر کسی که بر [[امام]] و پیشوای عادل بهصورت مسلحانه خروج کند اطلاق شده است. این واژه [[سیاسی]] در [[اسلام]]، هم ریشه [[قرآنی]] دارد و هم ریشه در حدیث نبوی. باید توجه داشت هرگونه خروج علیه امام ذیل حکم بغی قرار نمیگیرد بلکه شروطی برای تعلق حکم بغی به خروج کنندگان بیان شده است. حکومت اسلامی وظیفه دارد با [[بغات]] وارد جنگ شده و برای حفظ نظام اسلامی آنها را از بین ببرد. | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
# از حوزه [[اقتدار]] امام خارج باشند، به طوری که در سرزمینی به سر برند که تحت کنترل دولت اسلامی نباشند؛ | # از حوزه [[اقتدار]] امام خارج باشند، به طوری که در سرزمینی به سر برند که تحت کنترل دولت اسلامی نباشند؛ | ||
# دست به مخالفت و نافرمانی بزنند و بر علیه امام قیام کنند؛ | # دست به مخالفت و نافرمانی بزنند و بر علیه امام قیام کنند؛ | ||
# علت مخالفت و نافرمانیشان اغراض مادی و [[دنیوی]] نباشد و دلیل اشتباهی که در [[اجتهاد]] و برداشت از مسائل اسلامی مرتکب شده و دیدگاه متفاوتی پیدا کردهاند، دست به مخالفت با امام زده و علیه دولت اسلامی قیام کرده باشند. به عبارت دیگر باغی کسی است که به دنبال [[تشخیص حق]] بوده و در این راه به نتیجهای رسیده باشد که وی را بر قیام علیه امام وادارد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref>. | # علت مخالفت و نافرمانیشان اغراض مادی و [[دنیوی]] نباشد و دلیل اشتباهی که در [[اجتهاد]] و برداشت از مسائل اسلامی مرتکب شده و دیدگاه متفاوتی پیدا کردهاند، دست به مخالفت با امام زده و علیه دولت اسلامی قیام کرده باشند. به عبارت دیگر باغی کسی است که به دنبال [[تشخیص حق]] بوده و در این راه به نتیجهای رسیده باشد که وی را بر قیام علیه امام وادارد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref>. | ||
در [[فقه سیاسی اسلام]]، [[باغی]] و [[اهل بغی]] چنین تعریف شده است: "کسی که [[بیعت]] خویش را با [[پیشوای معصوم]] {{ع}} شکسته و از [[اطاعت]] وی بیرون رفته باشد<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲؛ طباطبایی، سید علی، ریاضالمسائل، ج۷، ص۴۵۶.</ref>، هر کسی که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] خروج کند و مسلحانه بشورد، [[باغی]] است. [[جهاد]] علیه این [[فرقه]] با دعوت و درخواست [[امام]] یا کسی که امام او را تعیین و [[منصوب]] کرده باشد، بر [[مسلمانان]] واجب کفایی است: {{متن قرآن|فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}<ref>"و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ كنند، ميان آنان را آشتى دهيد پس اگر يكى از آن دو بر ديگرى ستم كرد با آن كس كه ستم مىكند جنگ كنيد تا به فرمان خداوند باز گردد"؛ سوره حجرات آیه ۹</ref>؛ مگر آنکه [[توبه]] نمایند. از نمونههای تاریخی [[جنگ]] با [[اهل بغی]]، [[جنگ جمل]]، [[نهروان]] و [[صفین]] است. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} به آن حضرت خبر داده بود گروهی [[باغی]] با تو خواهند جنگید {{متن حدیث|ستقاتلک الفئة الباغیة}} و در مورد [[عمّار یاسر]] نیز فرموده بود او را [[فئۀ باغیه]] و گروه [[ستمکار]] خواهند کشت: {{متن حدیث|ستقتلك الفئة الباغية}} و وی در [[صفّین]] به دست سربازان [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. در [[نهج البلاغه]]، [[حضرت امیر]] مبارزۀ خود با دشمنانش را با عنوان [[پیکار]] با [[اهل بغی]] دانسته و آنان را [[ستمکار]] و [[طغیانگر]] شمرده و فرموده است: {{متن حدیث|ألا و قد امرنی اللّه بقتال أهل البغی و النّکث و الفساد فی الأرض...}}<ref>خطبۀ ۱۹۲، نیز خطبۀ ۱۴۸ در مورد جنگ جمل</ref> و از [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]] یاد میکند<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۴۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۱؛ [[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۰۴.</ref>. | در [[فقه سیاسی اسلام]]، [[باغی]] و [[اهل بغی]] چنین تعریف شده است: "کسی که [[بیعت]] خویش را با [[پیشوای معصوم]] {{ع}} شکسته و از [[اطاعت]] وی بیرون رفته باشد<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲؛ طباطبایی، سید علی، ریاضالمسائل، ج۷، ص۴۵۶.</ref>، هر کسی که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] خروج کند و مسلحانه بشورد، [[باغی]] است. [[جهاد]] علیه این [[فرقه]] با دعوت و درخواست [[امام]] یا کسی که امام او را تعیین و [[منصوب]] کرده باشد، بر [[مسلمانان]] واجب کفایی است: {{متن قرآن|فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}<ref>"و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ كنند، ميان آنان را آشتى دهيد پس اگر يكى از آن دو بر ديگرى ستم كرد با آن كس كه ستم مىكند جنگ كنيد تا به فرمان خداوند باز گردد"؛ سوره حجرات آیه ۹</ref>؛ مگر آنکه [[توبه]] نمایند. از نمونههای تاریخی [[جنگ]] با [[اهل بغی]]، [[جنگ جمل]]، [[نهروان]] و [[صفین]] است. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} به آن حضرت خبر داده بود گروهی [[باغی]] با تو خواهند جنگید {{متن حدیث|ستقاتلک الفئة الباغیة}} و در مورد [[عمّار یاسر]] نیز فرموده بود او را [[فئۀ باغیه]] و گروه [[ستمکار]] خواهند کشت: {{متن حدیث|ستقتلك الفئة الباغية}} و وی در [[صفّین]] به دست سربازان [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. در [[نهج البلاغه]]، [[حضرت امیر]] مبارزۀ خود با دشمنانش را با عنوان [[پیکار]] با [[اهل بغی]] دانسته و آنان را [[ستمکار]] و [[طغیانگر]] شمرده و فرموده است: {{متن حدیث|ألا و قد امرنی اللّه بقتال أهل البغی و النّکث و الفساد فی الأرض...}}<ref>خطبۀ ۱۹۲، نیز خطبۀ ۱۴۸ در مورد جنگ جمل</ref> و از [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]] یاد میکند<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۴۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۱؛ [[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۰۴.</ref>. | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
==== «خروج بر» امام عادل ==== | ==== «خروج بر» امام عادل ==== | ||
گروهی دیگر از [[فقها]]، بغی را به {{عربی|كُلُّ مَنْ خَرَجَ عَلَى إِمَامٍ عَادِلٍ}}<ref>محقق حلّی، شرائع الإسلام، ج۱، ص۳۰۷؛ مقدساردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان، ج۷، ص۵۲۴.</ref> و یا {{عربی|كُلُّ مَنْ خَرَجَ عَلَى الْمَعْصُومِ مِنَ الْأَئِمَّةِ}}<ref>شهید اول، محمد بن مکی عاملی، اللمعة الدمشقیة، ص۸۳؛ طباطبایی، سیدعلی بن محمد، ریاض المسائل، ج۸، ص۲۳.</ref> تعریف کردهاند که بر خلاف تعریف گروه اول از فقها، دو قید {{عربی|نَكَثَ بَيْعَتَهُ}} و {{عربی|خَالَفَهُ فِي أَحْكَامِهِ}} را ندارد. یعنی «باغی و متمرد، کسی است که بر | گروهی دیگر از [[فقها]]، بغی را به {{عربی|كُلُّ مَنْ خَرَجَ عَلَى إِمَامٍ عَادِلٍ}}<ref>محقق حلّی، شرائع الإسلام، ج۱، ص۳۰۷؛ مقدساردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان، ج۷، ص۵۲۴.</ref> و یا {{عربی|كُلُّ مَنْ خَرَجَ عَلَى الْمَعْصُومِ مِنَ الْأَئِمَّةِ}}<ref>شهید اول، محمد بن مکی عاملی، اللمعة الدمشقیة، ص۸۳؛ طباطبایی، سیدعلی بن محمد، ریاض المسائل، ج۸، ص۲۳.</ref> تعریف کردهاند که بر خلاف تعریف گروه اول از فقها، دو قید {{عربی|نَكَثَ بَيْعَتَهُ}} و {{عربی|خَالَفَهُ فِي أَحْكَامِهِ}} را ندارد. یعنی «باغی و متمرد، کسی است که بر امام عادل یا [[امام]] [[معصوم]] خروج کند»<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[سید امین ورعی|ورعی، سید امین]]، [[مستند قرآنی بغی در اصطلاح فقهی (مقاله)|مستند قرآنی بغی در اصطلاح فقهی]]، ص ۷۶.</ref>. | ||
==== «خروج از» [[اطاعت امام]] [[عادل]] ==== | ==== «خروج از» [[اطاعت امام]] [[عادل]] ==== | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
# برای محارب چهار نوع [[کیفر]] (حدّ [[شرعی]]) پیشبینی شده اما برای "باغی" این حدود پیشبینی نشده است. فقط [[دستور]] [[قتال]] و [[جهاد]] داده شده که در آن یا تسلیم امام عادل مسلمانان میشوند و یا کشته میگردند. | # برای محارب چهار نوع [[کیفر]] (حدّ [[شرعی]]) پیشبینی شده اما برای "باغی" این حدود پیشبینی نشده است. فقط [[دستور]] [[قتال]] و [[جهاد]] داده شده که در آن یا تسلیم امام عادل مسلمانان میشوند و یا کشته میگردند. | ||
اما تفاوت محارب و اهل بغی با [[مرتد]] چیست؟ [[ارتداد]] برگشت صریح به [[کفر]] است و لذا [[احکام]] مربوط به [[کافر]] درباره آن [[صدق]] میکند. یعنی علاوه بر [[باطن]]، در ظاهر نیز احکام مربوط به یک [[مسلمان]] درباره او صدق و تطابق نمیکند. اما در مورد محارب و باغی ظاهرا [[حکم]] بر [[اسلام]] میشود. یعنی از نظر قبول شدن [[عبادات]]، [[طهارت]] بدن و شمول [[قانون]] توارث [[اسلامی]] و... عین یک مسلمان واقعی با آنها [[رفتار]] میشود. آنان نیز [[ارث]] میبرند و بدنشان مثل [[کفّار]] و [[مرتدان]] نجس نیست و حکم به جدایی زنانشان داده نمیشود<ref>ابوالفضل شکوری|شکوری، | اما تفاوت محارب و اهل بغی با [[مرتد]] چیست؟ [[ارتداد]] برگشت صریح به [[کفر]] است و لذا [[احکام]] مربوط به [[کافر]] درباره آن [[صدق]] میکند. یعنی علاوه بر [[باطن]]، در ظاهر نیز احکام مربوط به یک [[مسلمان]] درباره او صدق و تطابق نمیکند. اما در مورد محارب و باغی ظاهرا [[حکم]] بر [[اسلام]] میشود. یعنی از نظر قبول شدن [[عبادات]]، [[طهارت]] بدن و شمول [[قانون]] توارث [[اسلامی]] و... عین یک مسلمان واقعی با آنها [[رفتار]] میشود. آنان نیز [[ارث]] میبرند و بدنشان مثل [[کفّار]] و [[مرتدان]] نجس نیست و حکم به جدایی زنانشان داده نمیشود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۰۹؛ [[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۵.</ref>. | ||
== تفاوت بغی با نافرمانی مدنی == | == تفاوت بغی با نافرمانی مدنی == | ||
{{اصلی|نافرمانی مدنی}} | {{اصلی|نافرمانی مدنی}} | ||
نافرمانی مدنی، هر [[اقدام]] قانونشکنانه آشکار و عمدی است که با [[هدف]] جلب توجه همگان به [[نامشروع]] بودن برخی [[قوانین]] یا نادرستی آنها از جنبه [[اخلاقی]] و [[عقلانی]] انجام شود<ref>علی بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۹۲.</ref>. نافرمانی مدنی حقی است که میتوان در [[حکومت دینی]] به رسمیت [[شناخت]] البته در صورتی که راهکارهای قانونی بهمنظور [[لغو]] [[قانون]] یا تصمیم ناحق و ناعادلانه راه به جایی [[نبرد]] اما باغی هر کسی است که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] خروج کرده و مسلحانه شورش کند<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۱.</ref>. | نافرمانی مدنی، هر [[اقدام]] قانونشکنانه آشکار و عمدی است که با [[هدف]] جلب توجه همگان به [[نامشروع]] بودن برخی [[قوانین]] یا نادرستی آنها از جنبه [[اخلاقی]] و [[عقلانی]] انجام شود<ref>علی بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۹۲.</ref>. نافرمانی مدنی حقی است که میتوان در [[حکومت دینی]] به رسمیت [[شناخت]] البته در صورتی که راهکارهای قانونی بهمنظور [[لغو]] [[قانون]] یا تصمیم ناحق و ناعادلانه راه به جایی [[نبرد]] اما باغی هر کسی است که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] خروج کرده و مسلحانه شورش کند<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۱.</ref>. | ||
== بغی و براندازی == | |||
[[بغی در لغت]] به معنای از حد تجاوز کردن است<ref>محمود عبدالرحمان، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیه، ج۱، ص۳۹۲.</ref>؛ بر این اساس [[باغی]] به شخصی گفته میشود که از حدود مشخص شده [[تجاوز]] کند. واژه «براندازی» را میتوان به مثابه معادلی برای بغی به کار برد. واژه بغی در فقه شیعه و اساساً در [[اندیشه]] [[اسلامی]] در معنایی خاص به براندازی علیه حاکم عادل و [[حق]] به کار میرود؛ ولی واژه «براندازی» از بین بردن یک حکومت نامطلوب و جایگزین کردن یک حکومت مطلوب به جای آن از طریق برخی اقدامات ویژه است. البته حکومت مطلوب به معنای حکومت مورد درخواست و مورد نظر براندازان است که ممکن است رضایتبخش یا غیر رضایتبخش، حق یا ناحق باشد و این گونه نیست که [[اعمال]] براندازانه حتماً به ایجاد [[جوامع]] و حکومتهای حق یا رضایتبخش بینجامد<ref>احمد جهان بزرگی، امنیت در نظام سیاسی اسلام، ص۷۶.</ref>. با این وصف، واژه براندازی را میتوان با [[تسامح]] و به عنوان عطف توضیحی در کنار واژه [[بغی]] به کار برد<ref>[[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|فقه و امنیت]] ص ۱۷۱.</ref>. | |||
== باغی در آیات و روایات == | == باغی در آیات و روایات == | ||
این واژه [[سیاسی]] در [[اسلام]]، هم ریشه [[قرآنی]] دارد و هم ریشه در | این واژه [[سیاسی]] در [[اسلام]]، هم ریشه [[قرآنی]] دارد و هم ریشه در حدیث نبوی. [[قرآن]] به هنگام وقوع درگیری بین دو گروه (طائفه) از [[مؤمنین]]، بقیه [[امت اسلام]] را موظف به [[اصلاح]] و برقرار کردن [[صلح]] عادلانه بین دو گروه [[متخاصم]] کرده است و در صورت بروز [[تعدی]] از جانب یکی از آن دو گروه، طرف [[متجاوز]] را [[باغی]] نامیده است: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | ||
در حدیث نبوی آمده است که [[عمار]] را [[فئه باغیه]] به [[قتل]] خواهد رسانید: {{متن حدیث|يَا عَمَّارُ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}}<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۷.</ref> و [[روایات]] متعددی در این زمینه تحت عنوان فئه باغیه از [[ائمه معصومین]]{{عم}} نقل شده است<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | در حدیث نبوی آمده است که [[عمار]] را [[فئه باغیه]] به [[قتل]] خواهد رسانید: {{متن حدیث|يَا عَمَّارُ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}}<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۷.</ref> و [[روایات]] متعددی در این زمینه تحت عنوان فئه باغیه از [[ائمه معصومین]]{{عم}} نقل شده است<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
== انواع باغی == | == انواع باغی == | ||
| خط ۱۰۷: | خط ۱۱۰: | ||
# [[احزاب]] و گروههایی که در [[دارالاسلام]] از [[اطاعت امام]] ([[حاکم اسلامی]]) سرپیچی نموده و دست به [[قیام]] علیه او بزنند و [[فرمانبرداری]] خود را موکول به ایجاد تغییرات و [[اصلاحات]] مورد نظر خود میکنند<ref>تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۹۲.</ref>؛ | # [[احزاب]] و گروههایی که در [[دارالاسلام]] از [[اطاعت امام]] ([[حاکم اسلامی]]) سرپیچی نموده و دست به [[قیام]] علیه او بزنند و [[فرمانبرداری]] خود را موکول به ایجاد تغییرات و [[اصلاحات]] مورد نظر خود میکنند<ref>تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۹۲.</ref>؛ | ||
# گروههایی که با تحریک، [[مردم]] را به [[شورش]] واداشته و قصدشان، براندازی [[حکومت اسلامی]]، [[هرج و مرج]] و نقض حاکمیت اسلام بوده، بدون اینکه طرحی برای دستیابی به قدرت داشته باشند؛ مانند [[ناکثین]] در جریان [[جنگ جمل]]<ref>تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۹۲؛ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۶۰، باب ۲۶ از ابواب جهاد عدو، حدیث ۴، ۶ و ۱۳.</ref>؛ | # گروههایی که با تحریک، [[مردم]] را به [[شورش]] واداشته و قصدشان، براندازی [[حکومت اسلامی]]، [[هرج و مرج]] و نقض حاکمیت اسلام بوده، بدون اینکه طرحی برای دستیابی به قدرت داشته باشند؛ مانند [[ناکثین]] در جریان [[جنگ جمل]]<ref>تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۹۲؛ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۶۰، باب ۲۶ از ابواب جهاد عدو، حدیث ۴، ۶ و ۱۳.</ref>؛ | ||
# احزاب و سازمانهایی که به منظور تجزیه قسمتی از [[دار الاسلام]] و جدا کردن آن از | # احزاب و سازمانهایی که به منظور تجزیه قسمتی از [[دار الاسلام]] و جدا کردن آن از حاکمیت امام دست به شورش و تحریک مردم میزنند و با [[مخالفت]] و [[نافرمانی]] از امام، مرکزیت حکومت اسلامی را نقض و خواستار [[سیاست]] ملوکالطوائفی و یا ایجاد دولت جدید در بخشی از دارالاسلام هستند و [[هدف]] خود را از راه تضعیف [[دولت اسلامی]] و ایجاد [[تفرقه]] و [[بدبینی]] و در نهایت سلب [[حاکمیت]] در قلمروی مورد نظر دنبال میکنند؛ | ||
# جمعیتی که با [[تشکیلات]] [[سازمان]] یافته با [[اعمال]] فشار [[سیاسی]] و | # جمعیتی که با [[تشکیلات]] [[سازمان]] یافته با [[اعمال]] فشار [[سیاسی]] و تبلیغاتی و راه اندازی [[توطئهها]] از خارج [[دارالاسلام]] و نفوذ در داخل بخواهند به صورت یک حرکت خزنده [[مردم]] را علیه [[امام]] بشورانند و حاکمیت [[دولت اسلامی]] را نقض و [[حکومت]] را ساقط کنند؛ | ||
# [[احزاب]] و سازمانهائی که بخواهند یکی از اهداف ذکر شده را از طریق اعمال | # [[احزاب]] و سازمانهائی که بخواهند یکی از اهداف ذکر شده را از طریق اعمال قوه قهریه، از خارج و یا داخل [[کشور اسلامی]] دنبال و علیه امام مسلحانه [[قیام]] کنند؛ | ||
# ستون پنجمی که میان طرفین درگیری، پس از انجام [[صلح]] دو طرف، یکی از طرفین را وادار کند تا دست به [[تجاوز]] بزند<ref>فقه سیاسی اسلام، ج۳، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | # ستون پنجمی که میان طرفین درگیری، پس از انجام [[صلح]] دو طرف، یکی از طرفین را وادار کند تا دست به [[تجاوز]] بزند<ref>فقه سیاسی اسلام، ج۳، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
== احکام باغی == | == احکام باغی == | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۴: | ||
# تملّک داراییهای [[باغی]] جز مقداری که در [[جنگ]] به دست سپاهیان [[حق]] میافتد جایز نیست. [[غنیمت]] بودن آن مقدار نیز اختلافی است. بنابر قول به غنیمت بودن، [[اموال]] به غنیمت گرفته شده تنها میان [[مجاهدان]] تقسیم میگردد؛ یک سهم به پیاده، دو سهم به کسی که یک اسب با خود آورده و سه سهم به کسی که همراه دو اسب یا بیشتر در جنگ شرکت کرده است داده میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۹ ـ ۳۴۲.</ref>. کسی ضامن اموال تلف شده باغی در جنگ نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۱.</ref>، امّا اگر اموال و [[نفوس]] افراد جبهه حق توسط باغی تلف شود، وی ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | # تملّک داراییهای [[باغی]] جز مقداری که در [[جنگ]] به دست سپاهیان [[حق]] میافتد جایز نیست. [[غنیمت]] بودن آن مقدار نیز اختلافی است. بنابر قول به غنیمت بودن، [[اموال]] به غنیمت گرفته شده تنها میان [[مجاهدان]] تقسیم میگردد؛ یک سهم به پیاده، دو سهم به کسی که یک اسب با خود آورده و سه سهم به کسی که همراه دو اسب یا بیشتر در جنگ شرکت کرده است داده میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۹ ـ ۳۴۲.</ref>. کسی ضامن اموال تلف شده باغی در جنگ نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۱.</ref>، امّا اگر اموال و [[نفوس]] افراد جبهه حق توسط باغی تلف شود، وی ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | ||
# اگر باغی گناهی مرتکب شود که موجب ثبوت [[حد]] باشد مانند [[زنا]]، در صورت دستیابی به وی، حدّ [[شرعی]] بر او جاری میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | # اگر باغی گناهی مرتکب شود که موجب ثبوت [[حد]] باشد مانند [[زنا]]، در صورت دستیابی به وی، حدّ [[شرعی]] بر او جاری میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | ||
# باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرّمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۰۴؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۹۹.</ref>. | # باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرّمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۰۴؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۹۹.</ref>. | ||
== جهاد با اهل بغی == | == جهاد با اهل بغی == | ||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۳۸: | ||
[[جنگ]] با [[بغاة]] مانند [[جهاد]] با [[مشرکین]] است و به مقتضای [[آیه]] ۹ [[سوره زخرف]] تا دست از شورش برنداشته و به [[حکم خدا]] [[راضی]] نشده و به [[اطاعت امام]] بازنگشتهاند، تحت تعقیب نظامی قرار میگیرند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>. درخواست [[آتشبس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمیشود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شدهاند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات میشوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>. | [[جنگ]] با [[بغاة]] مانند [[جهاد]] با [[مشرکین]] است و به مقتضای [[آیه]] ۹ [[سوره زخرف]] تا دست از شورش برنداشته و به [[حکم خدا]] [[راضی]] نشده و به [[اطاعت امام]] بازنگشتهاند، تحت تعقیب نظامی قرار میگیرند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>. درخواست [[آتشبس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمیشود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شدهاند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات میشوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>. | ||
برخی از [[فقها]] مانند ابنجنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفتهاند: ستوده نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | برخی از [[فقها]] مانند ابنجنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفتهاند: ستوده نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
=== شیوه مقابله با بغات و براندازان === | |||
یکی از مسائل مهم در مبحث [[بغی]] و براندازی، کیفیت و شیوههای مقابله با آن است. ابتدا ذکر این نکته لازم است که [[باغیان]] در ظاهر مسلماناند که با خروج و [[شورش مسلحانه علیه امام]] [[عادل]]، اساس [[نظم]] و [[امنیت جامعه]] را بر هم میزنند و از درون، [[اسلام]] و مسلمانان را تضعیف میکنند و زمینه تهاجم و دستاندازی [[کافران]] را به [[سرزمین اسلامی]] فراهم مینمایند و این با [[حفظ]] [[کیان اسلامی]] در تعارض است که از قواعد [[فقهی]] قلمداد میشود. بنابراین بر [[حکومت اسلامی]] است که به مقابله با باغیان و سرکوبی آنان اقدام کند. | |||
با توجه به رویکرد [[عدالت]] خواهانه فقه شیعه، [[فقها]] در مقام مقابله با [[باغیان]]، آنها را به دو دسته تقسیم میکنند که [[احکام]] مقابله با هر یک از این دو گروه، متفاوت است: | |||
# '''باغیان ذیفئه:''' باغیانی که دارای گروه و سازماندهی و [[تشکیلات]] هستند. [[حکومت اسلامی]] در مقابله با این دسته از [[بغات]] باید آنان را سرکوب کند و مجروحشان را که [[اسیر]] میشوند، اعدام نماید و فراریهای از [[جنگ]] را تحت تعقیب قرار دهد تا [[سازمان]] آنها کاملاً فرو پاشد<ref>علامه حلی، تبصره المتعلمین، ص۸۱.</ref>. از مصادیق [[تاریخی]] فعالیت این گروه میتوان به [[قاسطین]] و سپاهیان معاویه در جنگ صفین اشاره کرد که [[امام علی]]{{ع}} در مقابله با آنها احکام فوق را اجرا کردند<ref>رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ج۲، ص۴۶۵-۴۷۰.</ref>. | |||
# '''باغیان غیرذیفئه:''' این بغات سازماندهی و تشکیلات پشت جبهه ندارند، بلکه تنها همان ستیزهجویان و [[شورشیان]] در معرکه جنگ هستند. فقها در مورد این دسته از بغات معتقدند مجروحان این گروه را نمیشود اعدام کرد، فراریان آنها تحت تعقیب قرار نمیگیرند و فقط تا حد تفریق و پراکندهسازی با آنان برخورد میشود<ref>علامه حلی، تبصره المتعلمین، ص۷۱.</ref>. از مصادیق تاریخی این گروه میتوان به [[طغیان]] [[خوارج]] علیه امام عادل در [[جنگ نهروان]] اشاره کرد که [[حضرت علی]]{{ع}} در موردشان احکام فوق را اجرا کرد. [[شیخ طوسی]] در مبسوط درباره دسته دوم از بغات [[معتقد]] است: «وقتی [[اهل بغی]] به [[اطاعت]] (از [[امام]] به [[حق]]) برگردند و جدایی (از [[امت]]) را رها کنند، [[جنگ]] با آنان [[حرام]] است؛ همچنین است اگر از [[قیام]] دست بردارند و [[سلاح]] خود را بر [[زمین]] گذارند و نیز اگر از جنگ فرار کنند، اما نه برای پیوستن به گروهی. در هر یک از این سه صورت، [[حکم]] یکی است و آن اینکه کشته نمیشوند و روگردانده آنان تعقیب نمیشود و مجروح آنان از پا در نمیآید. دلیل این حکم افزون بر [[اجماع]]، [[آیه شریفه]] "با گروه [[متجاوز]] [[پیکار]] کنید تا به [[فرمان خدا]] بازگردد" است»<ref>{{عربی|إذا عاد أهل البغي إلى الطاعة و تركوا المباينة حرم قتالهم، و هكذا إن قعدوا فألقوا السلاح، و هكذا إن ولوا منهزمين إلى غير فئة، الحكم في هذه المسائل الثلاث واحد لا يقتلون و لا يتبع مدبرهم، و لا يدنف على جريحهم بلا خلاف فيه، لقوله تعالى: {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}؛ محمد بن حسن طوسی، مبسوط، ج۷، ص۲۶۸.</ref>. | |||
نکته مهم این است که طبق مبانی [[فقهی]] [[اسلام]]، [[اموال]] [[اهل بغی]] را نمیشود به [[غارت]] برد و به غنیمت جنگی گرفت؛ همچنین [[زنان]] و فرزندانشان را نمیتوان [[اسیر]] کرد. دلیل این [[احکام]] نیز [[مسلمان]] بودن آنان است؛ اگرچه فقط در ظاهر مسلمان باشند و به آن تظاهر بکنند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۰۵.</ref>. | |||
در پایان ذکر این نکته لازم است که خروج علیه امام عادل زمینهساز خروج از وضعیت [[امن]] موجود در [[نظام]] [[عدل]] است که در نتیجه اسباب پایمال شدن حقوق [[سیاسی]] [[شهروندان]] میشود. مصداق آشکار [[تاریخی]] این پیامد، فضای ناامنی بود که [[باغیان]] [[شام]] ([[قاسطین]])، [[بصره]] ([[ناکثین]]) و [[نهروان]] ([[مارقین]]) در حکومت عدل علوی فراهم کردند. نکته درخور توجه اینکه خروج [[بغات]] علیه حکومت عدل، از دو جهت موجب [[تهدید]] [[امنیت]] [[مردم]] و تحدید حقوق سیاسی آنان میشود: از یک سو باغیان در [[شهرها]] و سرزمینهایی که مستولی میشوند، به [[قتل]] و غارت و [[حبس]] میپردازند و در پی آن سبب تضعیف [[حکومت]] [[عادل]] میشوند. از سوی دیگر خود نظام عادل برای تمهید دفع بغات و رفع زمینههای سوء استفاده آنان از فضای آرام و [[آزاد]] [[جامعه اسلامی]]، ناچار میشود برخی از حقوق سیاسی مردم را به طور موقت محدود یا سلب کند تا [[فتنه]] کبری از بین برود. | |||
بنابراین نگاهی به [[آیات]] و [[روایات]] و آرای فقهی [[فقها]] بیانگر آن است که [[احکام شرعی]] راجع به دفع [[بغی]] و حدود سرکوبی آنان و حد و مرز [[وجوب]] و [[حرمت]] در روند [[مبارزه]] با [[باغیان]]، همه یک [[هدف]] را پی میگیرند و آن [[حفظ]] کیان حکومت عدل و تأمین امنیت [[جان]]، [[مال]]، [[دین]] و... آحاد [[مسلمان]] است؛ به طوری که اگر اقدام برای دفع [[بغات]] خود موجب ناامنی برای [[شهروندان]] شود و [[حقوق]] آنان را تحدید کند، در حالی که میشد از آن اجتناب کرد، به [[اعتقاد]] غالب [[فقها]] ادامه [[قتال با باغیان]] [[حرام]] است<ref>محمد بن حسن طوسی، مبسوط، ج۷، ص۲۶۸؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۸-۳۲۹.</ref>؛ مانند اینکه تعقیب باغیان فراری از [[جنگ]] که [[عقبه]] سازمانی ندارند، حرام است و نباید با آنان [[قتال]] شود؛ همانند [[سیره امام علی]]{{ع}} در [[جنگ نهروان]]<ref>[[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|فقه و امنیت]]، ص ۱۷۱.</ref>. | |||
=== دلایل [[قتال با اهل بغی]] === | === دلایل [[قتال با اهل بغی]] === | ||
==== وجوب حفظ نظام ==== | ==== وجوب حفظ نظام ==== | ||
جواز [[جنگ]] و [[قتال با اهل بغی]] و بلکه [[وجوب]] آن از اموری است که [[کتاب و سنت]] بر آن دلالت دارد و فقهای شیعه و [[سنی]] بر [[ضرورت]] آن [[فتوا]] دادهاند. آنچه فقهای شیعه و سنی در مفهوم [[بغی]] مطرح کردهاند، همان [[طغیان]] بر امام عادل است، از باب اینکه در سه [[جنگ جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] بر امام عدل طغیان شد. در هر صورت به طور اجمال [[مسلمانان]] در [[وجوب]] [[جنگ با باغی]] اختلافی ندارند و به تأخیر انداختن آن، یکی از [[گناهان کبیره]] است<ref>حسینعلی منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج۶، ص۴۸۳.</ref>. | |||
جواز [[جنگ]] و [[قتال با اهل بغی]] و بلکه [[وجوب]] آن از اموری است که [[کتاب و سنت]] بر آن دلالت دارد و | |||
دقت نظر در مباحث [[فقهی]] بغی نشان میدهد دلیل [[حرمت]] بغی و وضع [[تعزیر]] و وجوب دفع آن توسط [[حاکم اسلامی]] و مسلمانان، همانا به خطر افتادن [[امنیت]] [[نظام اسلامی]] و مصونیت | دقت نظر در مباحث [[فقهی]] بغی نشان میدهد دلیل [[حرمت]] بغی و وضع [[تعزیر]] و وجوب دفع آن توسط [[حاکم اسلامی]] و مسلمانان، همانا به خطر افتادن [[امنیت]] [[نظام اسلامی]] و مصونیت آحاد [[جامعه اسلامی]] است. اساساً [[هدف]] بغی برهم زدن [[نظم]] و امنیت موجود در [[جامعه]] است؛ در حالی که [[وجوب حفظ نظام]] به عنوان یک قاعده، مورد توجه فقهاست و بر مبنای آن، [[احکام]] بسیاری را [[استنباط]] کردهاند. [[تحریم]] بغی و وجوب دفع آن، افزون بر مستندات [[شرعی]] [[نقلی]]، از احکام عقلی نیز به شمار میرود؛ چراکه هر [[عقل]] سالمی [[حفظ نظام]] و امنیت در جامعه را ـ چه برای تأمین معاش و چه برای [[عبادت]] و [[معنویات]] ـ ضروری میداند. شاید به همین دلیل است که برخی [[فقها]] افزون بر وجوب [[قتال]] با [[بغات]]، به حرمت [[نکاح]] با آنان نیز فتوا دادهاند<ref>{{عربی|من أحكامها حرمة نكاحها ووجوب قتلها}}: از جمله احکام باغیان، حرمت نکاح با آنان و وجوب قتلشان است (سید محمد صدر، ما وراء الفقه، ج۹، ص۲۳۲).</ref> تا با وجود محدودیتهای بیشتر، امکان ظهور و بروز چنین تهدیدهای براندازنده علیه نظام اسلامی کاهش یابد یا به طور کلی از بین برود. | ||
از مستندات فقها برای حرمت بغی و وجوب دفع بغات میتوان به [[آیات]] و روایاتی اشاره کرد؛ از جمله: | از مستندات فقها برای حرمت بغی و وجوب دفع بغات میتوان به [[آیات]] و روایاتی اشاره کرد؛ از جمله: | ||
| خط ۱۴۹: | خط ۱۶۳: | ||
۱. مهمترین مستند فقها در بحث بغی، [[آیه]] ۹ [[سوره حجرات]] است: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | ۱. مهمترین مستند فقها در بحث بغی، [[آیه]] ۹ [[سوره حجرات]] است: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | ||
[[سید محمد صدر]]، از فقهای معاصر، در [[استدلال]] به این [[آیه]] مینویسد | [[سید محمد صدر]]، از فقهای معاصر، در [[استدلال]] به این [[آیه]] مینویسد: «بر اساس [[نص]] این [[آیه کریمه]]، [[قتال با باغی]]، جایز و بلکه [[واجب]] است. از آیه به دست میآید که [[باغی]] در اصل [[مسلمان]] است و نه [[مشرک]].... دوست دارم اشاره کنم به مطلبی که گفته شده که همانا [[خداوند]] باغی را [[مؤمن]] خطاب کرده این صحیح نیست؛ بلکه همانا باغی پیش از اقدام به [[جنگ]]، مؤمن بوده و در آیه کریمه اشارهای به اینکه باغی حتی پس از جنگ یا پس از اینکه باغی شد نیز مؤمن مانده، وجود ندارد. باغی همان طرف غیر [[حق]] از طرفین [[قتال]] است و ظاهر آیه نشان میدهد او کسی است که [[صلح]] را نمیپذیرد»<ref>{{عربی|فقتال الباغي جائز بل واجب بنص هذه الآية الكريمة وواضح منها أيضاً أنه على أصل الإسلام وليس مشركا... و أود أن أشير إلى ما قد قيل: من أن الله سبحانه سمي الباغي مؤمنا ليس بصحيح إطلاقا. وإنما كان مؤمنا قبل أن يتورط في الحرب. و ليس في الآية الكريمة أي إشارة إلى أنه يبقى مؤمنا حتى بعد الحرب أو بعد أن يصبح باغيا. و الباغي هو الطرف غير المحق منهما. و ظاهر الآية كونه هو الذي لا يقبل الصلح}}؛ سید محمد صدر، ما وراء الفقه، ج۲، ص۳۸۹.</ref>. | ||
درباره اطلاق مؤمن به باغی، برخی از [[فقها]] معتقدند تعبیر {{متن قرآن|طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} بر یک نحو مجاز در تعبیر حمل میشود که به اعتبار در نظر گرفتن حال | درباره اطلاق مؤمن به باغی، برخی از [[فقها]] معتقدند تعبیر {{متن قرآن|طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} بر یک نحو مجاز در تعبیر حمل میشود که به اعتبار در نظر گرفتن حال طایفه [[باغی]] قبل از [[بغی]] است یا به ملاحظه [[اعتقادی]] است که باغی دارد (که خود را [[مؤمن]] میداند) یا به جهت این است که بین [[فسق]] و بعضی از [[مراتب ایمان]] منافاتی نیست<ref>حسینعلی منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج۶، ص۴۸۰.</ref>. | ||
۲. [[آیه]] دیگری که درباره بغی به آن استناد میشود، آیه ۳۳ [[سوره اعراف]] است: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ}}<ref>«جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref>. | ۲. [[آیه]] دیگری که درباره بغی به آن استناد میشود، آیه ۳۳ [[سوره اعراف]] است: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ}}<ref>«جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref>. | ||
[[علامه طباطبایی]] ذیل این آیه مینویسد: «مراد از بغی، [[تعدی]] و | [[علامه طباطبایی]] ذیل این آیه مینویسد: «مراد از بغی، [[تعدی]] و طلب کردن چیزی است که [[حق]] طلب کردن آن را نداشته باشد؛ مانند انواع [[ظلمها]] و تعدیات بر [[مردم]] و استیلای [[نامشروع]] بر آنان»<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۸، ص۱۱۸.</ref>. بر اساس نظر علامه طباطبایی، بغی معنایی ضد ارزشی دارد و کلمهای خنثی نیست. | ||
[[روایات]] بسیاری مورد استناد [[فقها]] در [[حرمت]] بخی و [[وجوب]] [[قتال]] با [[بغات]] و اساساً تقبیح بغی قرارگرفته است؛ از جمله: | [[روایات]] بسیاری مورد استناد [[فقها]] در [[حرمت]] بخی و [[وجوب]] [[قتال]] با [[بغات]] و اساساً تقبیح بغی قرارگرفته است؛ از جمله: | ||
# [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} در تقبیح بغی میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ أَعْجَلَ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْيُ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۴۱؛ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۸۹-۳۹۰.</ref>: «به [[درستی]] که شری که [[عقوبت]] آن بسیار نزدیک است، همانا بغی است». همچنین آن حضرت هنگام حفر [[خندق]] در [[جنگ احزاب]]، به [[عمار یاسر]] فرمود: {{متن حدیث|تَقْتُلُكَ فِئَةٌ بَاغِيَةٌ}}<ref>مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج۸، ص۱۸۵، به نقل از: احمد جهان بزرگی، امنیت در نظام سیاسی اسلام، ص۷۹.</ref>: «تو را گروهی باغی و برانداز [علیه [[حکومت حق]]] به [[قتل]] میرسانند». | |||
# [[امام علی]]{{ع}} در مورد بغی میفرماید: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْبَغْيَ يَقُودُ أَصْحَابَهُ إِلَى النَّارِ}}<ref>محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۹، ص۳۴۷.</ref>: «ای مردم، به درستی که بغی [[یاران]] و اصحابش را به سوی [[آتش]] رهنمون میشود». | |||
[[صاحب جواهر]] با عنایت به [[آیات]] و روایات و نیز آرای فقهای متقدم، بر [[وجوب]] دفع [[تهدید]] [[بغات]] ادعای [[اجماع]] میکند و مینویسد: «در هر حال بین [[مسلمانان]] و بلکه [[شیعیان]] اختلافی نیست که [[جنگ]] و [[قتال]] با کسانی که بر امام عادل{{ع}} با [[شمشیر]] و مانند آن خروج کردهاند، [[واجب]] است زمانی که امام عادل{{ع}} عموم [[مردم]] را یا [[منصوب]] خود به این امر را به قتال [[دعوت]] کند؛ بلکه بر این [[حکم]]، اجماع محصول و منقول است»<ref>{{عربی|كيف كان فلا خلاف بين المسلمين فضلا عن المؤمنين في أنه يجب قتال من خرج على إمام عادل{{ع}} بالسيف ونحوه إذا ندب إليه الإمام{{ع}} عموما أو خصوصا أو من نصبه الإمام لذلك أو ما يشمله، بل الإجماع بقسميه عليه}}؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۴.</ref>.<ref>[[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|فقه و امنیت]] ص ۱۷۱.</ref> | |||
==== سیره امام علی{{ع}} ==== | ==== سیره امام علی{{ع}} ==== | ||
| خط ۲۱۴: | خط ۲۲۵: | ||
# [[پرونده:IM010552.jpg|22px]] [[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[سید امین ورعی|ورعی، سید امین]]، [[مستند قرآنی بغی در اصطلاح فقهی (مقاله)|'''مستند قرآنی بغی در اصطلاح فقهی''']] | # [[پرونده:IM010552.jpg|22px]] [[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[سید امین ورعی|ورعی، سید امین]]، [[مستند قرآنی بغی در اصطلاح فقهی (مقاله)|'''مستند قرآنی بغی در اصطلاح فقهی''']] | ||
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | # [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | ||
# [[پرونده:1100676.jpg|22px]] [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|'''فقه سیاسی اسلام''']] | # [[پرونده:1100676.jpg|22px]] [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|'''فقه سیاسی اسلام''']] | ||
# [[پرونده: 1100770.jpg|22px]] [[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|'''کلیات فقه سیاسی''']] | # [[پرونده: 1100770.jpg|22px]] [[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|'''کلیات فقه سیاسی''']] | ||