جنگ بدر در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[بدر]] نام سه [[غزوه]] در | [[بدر]] نام سه [[غزوه]] در صدر اسلام است: | ||
#«[[بدر اولی]]» یا «[[غزوه سَفَوان]]»؛ | #«[[بدر اولی]]» یا «[[غزوه سَفَوان]]»؛ | ||
#«[[بدر کبری]]» یا «[[بدر القتال]]»؛ | #«[[بدر کبری]]» یا «[[بدر القتال]]»؛ | ||
#«[[بدر الموعد]]»؛ | #«[[بدر الموعد]]»؛ | ||
ولی اگر به صورت مطلق به کار رود، مورد دوم منظور است. [[غزوه بدر]]، نخستین و مهمترین [[جنگ]] میان [[مسلمانان]] و [[کافران]] [[قریش]] است که [[خداوند]] در [[قرآن]] از آن نام برده:{{متن قرآن|وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و بیگمان خداوند در «بدر» شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید» سوره آل عمران، آیه۱۲۳.</ref> و با عنایتی خاص آن را به طور گسترده در سورههایی مانند [[انفال]] و [[آل عمران]] آورده و نکاتی را درباره آن بیان کرده که کمتر مورد توجه | ولی اگر به صورت مطلق به کار رود، مورد دوم منظور است. [[غزوه بدر]]، نخستین و مهمترین [[جنگ]] میان [[مسلمانان]] و [[کافران]] [[قریش]] است که [[خداوند]] در [[قرآن]] از آن نام برده:{{متن قرآن|وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و بیگمان خداوند در «بدر» شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید» سوره آل عمران، آیه۱۲۳.</ref> و با عنایتی خاص آن را به طور گسترده در سورههایی مانند [[انفال]] و [[آل عمران]] آورده و نکاتی را درباره آن بیان کرده که کمتر مورد توجه مؤرخان قرار گرفته است. ابناسحاق و [[واقدی]] نیز [[آیات]] مربوط به [[جنگ بدر]] را که بیشتر در [[سوره انفال]] است، آورده و به [[تفسیر]] آنها پرداختهاند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۳۲۲ - ۳۳۳؛ المغازی، ج ۱، ص۱۳۱ - ۱۳۸.</ref>. قرآن [[روز]] بدر را {{متن قرآن| يَوْمَ الْفُرْقَانِ}}<ref>سوره انفال، آیه:۴۱.</ref> یعنی روز جدایی [[حق]] از [[باطل]] نامیده<ref>السیر والمغازی، ص۱۳۰.</ref> و آن را آیتی برای [[مردم]] دانسته است: {{متن قرآن|قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ}}<ref>«به راستی شما را در کار دو گروهی که (در «بدر») با هم رو به رو شدند، نشانهای (برای پند گیری) بود: گروهی برای خداوند جنگ میکردند و (گروه) دیگری کافر بودند که آنها را دو چندان خود به چشم میدیدند (و میهراسیدند) و خداوند هر کسی را بخواهد با یاوری خویش پش» سوره آل عمران، آیه۱۳.</ref><ref>تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۳۵۸.</ref>. خداوند در این جنگ به وضوح [[وعده]] [[پیروزی]] [[دین]] خود بر [[مشرکان]] و قطع ریشه کافران را به رسولشداده است: {{متن قرآن|وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده میفرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست میداشتید که آن دسته بیجنگافزار از آن شما گردد اما خداوند میخواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند» سوره انفال، آیه۷.</ref> منطقه [[بدر]] جایگاهی برای گردهمایی [[اعراب]] به شمار میرفت و [[بازار]] آن هر سال از آغاز ماه [[ذیقعده]] به مدت ۸ [[روز]] بر پا میشد. هم اکنون منطقه بدر به شهری در ۱۵۵ کیلومتری [[مدینه]] تبدیل شده که فاصلهای در حدود ۳۱۰ کیلومتر با [[مکه]] و حدود ۴۵ کیلومتر با [[ساحل]] دریای سرخ دارد<ref>دولت رسول خدا، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۷۸ ـ ۳۷۹.</ref> | ||
== علل و عوامل شکلگیری [[جنگ بدر]] == | == علل و عوامل شکلگیری [[جنگ بدر]] == | ||
بنابر نقل مشهور، این رخداد مهم در صبحگاه [[روز جمعه]]، هفدهم [[رمضان]]<ref>السیر والمغازی، ص۱۳۰؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۴ - ۱۵؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۴۵.</ref> و بنا بر [[نقلی]] روز | بنابر نقل مشهور، این رخداد مهم در صبحگاه [[روز جمعه]]، هفدهم [[رمضان]]<ref>السیر والمغازی، ص۱۳۰؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۴ - ۱۵؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۴۵.</ref> و بنا بر [[نقلی]] روز دوشنبه هفدهم یا نوزدهم رمضانِ<ref>الطبقات، ج ۲، ص۱۴ ـ ۱۵؛ المعارف، ص۱۵۸.</ref> [[سال دوم هجرت]] (نوزدهمین ماه [[هجرت]]) اتفاق افتاد. | ||
[[مسلمانان]] تا پیش از هجرت به طُرق گوناگون مورد [[اذیت]] و [[آزار]] و [[شکنجه]] و [[تبعید]] [[کافران]] قرار گرفته و از [[خانه]] و کاشانه خود بیرون رانده{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگتر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگتر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند، سوره بقره، آیه:۲۱۷.</ref> و از [[مناسک حج]] بازداشته شدند{{متن قرآن|وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چرا خداوند عذابشان نکند با آنکه (مردم را) از مسجد الحرام باز میدارند در حالی که سرپرست آن نمیباشند- که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند- اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>؛ ولی از سوی [[خداوند]] [[اجازه]] | [[مسلمانان]] تا پیش از هجرت به طُرق گوناگون مورد [[اذیت]] و [[آزار]] و [[شکنجه]] و [[تبعید]] [[کافران]] قرار گرفته و از [[خانه]] و کاشانه خود بیرون رانده{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگتر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگتر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند، سوره بقره، آیه:۲۱۷.</ref> و از [[مناسک حج]] بازداشته شدند{{متن قرآن|وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چرا خداوند عذابشان نکند با آنکه (مردم را) از مسجد الحرام باز میدارند در حالی که سرپرست آن نمیباشند- که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند- اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>؛ ولی از سوی [[خداوند]] [[اجازه]] رویارویی و [[جنگ با مشرکان]] [[قریش]] را نداشتند و تنها به [[صبر]] فرا خوانده میشدند. با [[هجرت]] [[مسلمانان]] به [[مدینه]]، خداوند ضمن برشمردن ستمهایی که بر مسلمانان رفته بود به آنان اجازه [[مبارزه]] داد: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}}<ref> به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند:پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است؛ سوره حج، آیه: ۳۹-۴۰.</ref>. | ||
تا پیش از [[جنگ بدر]] [[مسلمانان]] چند [[سریّه]] و [[غزوه]] داشتند که [[هدف]] از آنها ضربه زدن به [[قریش]] و [[تصرف]] کاروانهای [[تجاری]] آنان بود، هر چند که جز [[سریه نخله]]، هیچ یک نتیجهای نداشت. در این سریّه که در [[ماه حرام]] و به [[فرماندهی]] عبداللّه بن [[جحش]] و حدود یک ماه و نیم پیش از [[غزوه بدر]] رخ داد، با کشته شدن یک تن از [[مشرکان]] ([[عمرو بن حضرمی]]) و [[اسارت]] دو تن، کاروان تجاری به [[غنیمت]] گرفته شد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۵۲ ـ ۲۵۴؛ المغازی، ج ۱، ص۱۳ـ۱۶.</ref>. [[قریش]] این [[شکست]] را مایه [[سرافکندگی]] خود در میان [[قبایل عرب]] میدانست و طالب خونبهای عمرو بن حضرمی بود. این موضوع نقش قابل توجهی در وقوع جنگ بدر داشت. | تا پیش از [[جنگ بدر]] [[مسلمانان]] چند [[سریّه]] و [[غزوه]] داشتند که [[هدف]] از آنها ضربه زدن به [[قریش]] و [[تصرف]] کاروانهای [[تجاری]] آنان بود، هر چند که جز [[سریه نخله]]، هیچ یک نتیجهای نداشت. در این سریّه که در [[ماه حرام]] و به [[فرماندهی]] عبداللّه بن [[جحش]] و حدود یک ماه و نیم پیش از [[غزوه بدر]] رخ داد، با کشته شدن یک تن از [[مشرکان]] ([[عمرو بن حضرمی]]) و [[اسارت]] دو تن، کاروان تجاری به [[غنیمت]] گرفته شد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۵۲ ـ ۲۵۴؛ المغازی، ج ۱، ص۱۳ـ۱۶.</ref>. [[قریش]] این [[شکست]] را مایه [[سرافکندگی]] خود در میان [[قبایل عرب]] میدانست و طالب خونبهای عمرو بن حضرمی بود. این موضوع نقش قابل توجهی در وقوع جنگ بدر داشت. | ||
از جمله کاروانهای تجاری که به دست مسلمانان نیفتاد کاروانی بود که به سرکردگی [[ابوسفیان]] به مقصد غزه میرفت<ref>المغازی، ج ۱، ص۲۸.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} تا ذوالعُشَیره (در ۵ منزلی [[مدینه]]) پیش رفت؛ ولی بدان دست نیافت<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲؛ السیرهالنبویه، ج ۲، ص۲۴۸ ـ ۲۴۹.</ref>، پس پیامبر به مدینه بازگشت. ابوسفیان با هشدارهایی که دریافت کرد میدانست که در بازگشت، مسلمانان در کمین کاروان او خواهند نشست، از اینرو، از | از جمله کاروانهای تجاری که به دست مسلمانان نیفتاد کاروانی بود که به سرکردگی [[ابوسفیان]] به مقصد غزه میرفت<ref>المغازی، ج ۱، ص۲۸.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} تا ذوالعُشَیره (در ۵ منزلی [[مدینه]]) پیش رفت؛ ولی بدان دست نیافت<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲؛ السیرهالنبویه، ج ۲، ص۲۴۸ ـ ۲۴۹.</ref>، پس پیامبر به مدینه بازگشت. ابوسفیان با هشدارهایی که دریافت کرد میدانست که در بازگشت، مسلمانان در کمین کاروان او خواهند نشست، از اینرو، از سرزمین [[تبوک]]، ضمضم بن عمرو را برای جلب کمک قریش، به [[مکه]] اعزام کرد<ref>المغازی، ج ۱، ص۲۸.</ref>. از سوی دیگر گزارشگران پیامبر{{صل}} و به روایتی، [[جبرئیل]]<ref>الکشاف، ج ۲، ص۱۹۷.</ref> نیز خبر بازگشت کاروان را از غزه به سوی مکه به [[رسول خدا]]{{صل}} دادند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۳۱.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۷۹ ـ ۳۸۰.</ref> | ||
== خروج مسلمانان از مدینه == | == خروج مسلمانان از مدینه == | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
بنا به نقل [[ابنعباس]] آیه {{متن قرآن|لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است؛ سوره نساء، آیه:۹۵.</ref> نیز دراین باره نازل شده است که به یکسان نبودن کسانی که در [[نبرد بدر]] حاضر شده و آنان که از آن باز ماندند اشاره دارد<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۰۱.</ref>. بنا بر روایتی از [[عکرمه]] آیه {{متن قرآن|إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه۳۹.</ref> به [[تخلف]] کنندگان از نبرد بدر اشاره دارد<ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص۲۳۹.</ref>. البته با توجه به [[نزول]] [[سوره توبه]] در سالهای متأخر [[دوره مدنی]] [[صحت]] چنین روایتی بعید به نظر میرسد و ارتباط آن با [[غزوه تبوک]] از [[شهرت]] برخوردار است. | بنا به نقل [[ابنعباس]] آیه {{متن قرآن|لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است؛ سوره نساء، آیه:۹۵.</ref> نیز دراین باره نازل شده است که به یکسان نبودن کسانی که در [[نبرد بدر]] حاضر شده و آنان که از آن باز ماندند اشاره دارد<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۰۱.</ref>. بنا بر روایتی از [[عکرمه]] آیه {{متن قرآن|إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه۳۹.</ref> به [[تخلف]] کنندگان از نبرد بدر اشاره دارد<ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص۲۳۹.</ref>. البته با توجه به [[نزول]] [[سوره توبه]] در سالهای متأخر [[دوره مدنی]] [[صحت]] چنین روایتی بعید به نظر میرسد و ارتباط آن با [[غزوه تبوک]] از [[شهرت]] برخوردار است. | ||
به هر حال [[پیامبر]]{{صل}} در دوازدهم [[ماه رمضان]] از [[مدینه]] خارج شد و در سُقْیا فرود آمد و کم سالان را به مدینه بازگرداند<ref>المغازی، ج ۱، ص۲۱.</ref>. شامگاه همان [[روز]] به همراه ۳۰۵ یا ۳۱۳ تن (۲۷۰ تن از [[انصار]] و باقی از [[مهاجران]]) از [[سقیا]] خارج شدند<ref>المغازی، ص۲۳؛ المعارف، ص۱۵۲.</ref>. [[یعقوبی]] شمار [[مسلمانان]] را ۳۰۰ نفر دانسته که ۲۳۲ نفر از انصار و باقی از مهاجران بودند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۴۵.</ref>. در بیشتر [[روایات]] شمار مسلمانان شرکت کننده در [[بدر]] به طور دقیق ۳۱۳ تن بیان نشده، بلکه غالباً میگویند: ۳۰۰ و چند نفر بودهاند؛ ولی چون گفته میشود: شمار آنان به عدد [[سپاه]] [[طالوت]] یعنی ۳۱۳ تن بوده این عدد [[شهرت]] یافته است<ref>ر. ک: الطبقات، ج ۲، ص۱۴؛ صحیحالبخاری، ج۵، ص۶ ـ ۷؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص۷۰۸ ـ ۷۰۹.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | به هر حال [[پیامبر]]{{صل}} در دوازدهم [[ماه رمضان]] از [[مدینه]] خارج شد و در سُقْیا فرود آمد و کم سالان را به مدینه بازگرداند<ref>المغازی، ج ۱، ص۲۱.</ref>. شامگاه همان [[روز]] به همراه ۳۰۵ یا ۳۱۳ تن (۲۷۰ تن از [[انصار]] و باقی از [[مهاجران]]) از [[سقیا]] خارج شدند<ref>المغازی، ص۲۳؛ المعارف، ص۱۵۲.</ref>. [[یعقوبی]] شمار [[مسلمانان]] را ۳۰۰ نفر دانسته که ۲۳۲ نفر از انصار و باقی از مهاجران بودند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۴۵.</ref>. در بیشتر [[روایات]] شمار مسلمانان شرکت کننده در [[بدر]] به طور دقیق ۳۱۳ تن بیان نشده، بلکه غالباً میگویند: ۳۰۰ و چند نفر بودهاند؛ ولی چون گفته میشود: شمار آنان به عدد [[سپاه]] [[طالوت]] یعنی ۳۱۳ تن بوده این عدد [[شهرت]] یافته است<ref>ر. ک: الطبقات، ج ۲، ص۱۴؛ صحیحالبخاری، ج۵، ص۶ ـ ۷؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص۷۰۸ ـ ۷۰۹.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۸۰ ـ ۳۸۱.</ref> | ||
==[[قریش]] و خروج از [[مکه]] == | ==[[قریش]] و خروج از [[مکه]] == | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
۱۲۲ نفر تهیه [[خوراک]] [[سپاه قریش]] را بر عهده داشتند که عبارتاند از: [[عتبه]] و [[شیبه]] [[فرزندان]] [[ربیعه]]، نبیه و منبه فرزندان حجاج، [[ابوجهل]]، [[ابوالبختری]] بن هشام، [[نضر بن حارث]]، [[حکیم بن حزام]]، [[ابی بن خلف]]، [[زمعة بن اسود]]، حارث بن عامر و [[عباس بن عبدالمطلب]]. این افراد که در [[تاریخ]] به عنوان "مُطْعِمین" [[شهرت]] یافتهاند در [[قرآن]] چنین [[نکوهش]] شدهاند:{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ}}<ref> بیگمان کافران داراییهای خود را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا میبخشند؛ به زودی (همه) آن را خواهند بخشید آنگاه برای آنان مایه دریغ خواهد بود سپس مغلوب میگردند و کافران به سوی دوزخ گرد آورده میشوند؛ سوره انفال، آیه:۳۶.</ref><ref>اسبابالنزول، ص۱۹۵؛ کشفالاسرار، ج۴، ص۴۳.</ref>. [[شیخ طوسی]] [[نزول آیه]] بعدی را نیز در این ارتباط میداند: {{متن قرآن|لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«تا خداوند ناپاک را از پاک جدا گرداند و ناپاک (ها) را بر یکدیگر نهد پس آن همه را بر هم انبارد آنگاه در دوزخ نهد؛ (آری) آنانند که زیانکارند» سوره انفال، آیه۳۷.</ref><ref>التبیان، ج ۵، ص۱۲۰.</ref>. [[سپاهیان]] [[قریش]] پیکی برای [[ابوسفیان]] فرستادند تا او را از [[حرکت]] خود [[آگاه]] سازند؛ ولی بر اثر [[تغییر]] مسیر کاروان [[تجاری]]، پیک با ابوسفیان دیدار نکرد. رخدادهای گوناگون در جریان حرکت کاروان تجاری، از جمله [[خواب]] دیگری که یکی از [[مشرکان]] حاضر در کاروان به نام [[جهیم بن صلت]] در [[جُحفه]] دید و در آن از کشته شدن [[بزرگان قریش]] [[آگاهی]] یافت<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۰.</ref> همگی بر تردید کاروانیان در ادامه مسیر و [[تمایل]] ایشان به بازگشت به سوی [[مکّه]] میافزود. | ۱۲۲ نفر تهیه [[خوراک]] [[سپاه قریش]] را بر عهده داشتند که عبارتاند از: [[عتبه]] و [[شیبه]] [[فرزندان]] [[ربیعه]]، نبیه و منبه فرزندان حجاج، [[ابوجهل]]، [[ابوالبختری]] بن هشام، [[نضر بن حارث]]، [[حکیم بن حزام]]، [[ابی بن خلف]]، [[زمعة بن اسود]]، حارث بن عامر و [[عباس بن عبدالمطلب]]. این افراد که در [[تاریخ]] به عنوان "مُطْعِمین" [[شهرت]] یافتهاند در [[قرآن]] چنین [[نکوهش]] شدهاند:{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ}}<ref> بیگمان کافران داراییهای خود را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا میبخشند؛ به زودی (همه) آن را خواهند بخشید آنگاه برای آنان مایه دریغ خواهد بود سپس مغلوب میگردند و کافران به سوی دوزخ گرد آورده میشوند؛ سوره انفال، آیه:۳۶.</ref><ref>اسبابالنزول، ص۱۹۵؛ کشفالاسرار، ج۴، ص۴۳.</ref>. [[شیخ طوسی]] [[نزول آیه]] بعدی را نیز در این ارتباط میداند: {{متن قرآن|لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«تا خداوند ناپاک را از پاک جدا گرداند و ناپاک (ها) را بر یکدیگر نهد پس آن همه را بر هم انبارد آنگاه در دوزخ نهد؛ (آری) آنانند که زیانکارند» سوره انفال، آیه۳۷.</ref><ref>التبیان، ج ۵، ص۱۲۰.</ref>. [[سپاهیان]] [[قریش]] پیکی برای [[ابوسفیان]] فرستادند تا او را از [[حرکت]] خود [[آگاه]] سازند؛ ولی بر اثر [[تغییر]] مسیر کاروان [[تجاری]]، پیک با ابوسفیان دیدار نکرد. رخدادهای گوناگون در جریان حرکت کاروان تجاری، از جمله [[خواب]] دیگری که یکی از [[مشرکان]] حاضر در کاروان به نام [[جهیم بن صلت]] در [[جُحفه]] دید و در آن از کشته شدن [[بزرگان قریش]] [[آگاهی]] یافت<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۰.</ref> همگی بر تردید کاروانیان در ادامه مسیر و [[تمایل]] ایشان به بازگشت به سوی [[مکّه]] میافزود. | ||
از سوی دیگر، وقتی ابوسفیان نزدیک [[مدینه]] رسید [[ترس]] شدیدی او را گرفت و با یافتن آثار شتران دو تن از [[جاسوسان]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[بدر]]، مسلم دانست که پیامبر{{صل}} با نیروهایش برای دستیابی به کاروان از مدینه خارج خواهند شد، از همین رو بلافاصله مسیر کاروان را از منطقه بدر به سوی کناره [[دریای سرخ]] [[تغییر]] داد و توانست از محدوده آنان خارج شود و پیکی نیز به سوی [[سپاه قریش]] فرستاد تا آنان را از ماجرا باخبر کند و به بازگشت به [[مکه]] فراخواند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۶۹ ـ ۲۷۰؛ المغازی، ج ۱، ص۳۹ ـ ۴۱.</ref>. در [[جحفه]] (چند منزلی بدر) [[پیام]] به سپاه قریش رسید؛ ولی آنان بازگشت را مایه [[سرافکندگی]] خود میدانستند و میخواستند با قدرتنمایی، ضعفی را که از [[سریه نخله]] بر آنان [[تحمیل]] شده بود جبران کنند تا در میان [[قبایل عرب]] بار دیگر سرافکنده نشوند، ازاینرو تصمیم گرفتند سه [[روز]] در بدر برای [[قدرت]] نمایی خود به [[عیش و نوش]] و نوازندگی بپردازند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۰؛ المغازی، ج ۱، ص۴۳ ـ ۴۴.</ref>. تنها [[بنیزهره]] با سخنان و [[حیله]] [[اخنس بن شریق]] (از همپیمانان [[بنی زهره]]) توانستند از [[سپاه]] جدا شده، به [[مکه]] بازگردند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۱؛ المغازی، ج ۱، ص۴۴؛ المعارف، ص۱۵۳.</ref>. بنو عدی نیز گروه دیگری بودند که با [[تغییر]] مسیر خود به سوی دریا، به مکه بازگشتند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۱؛ المغازی، ج ۱، ص۴۴ ـ ۴۵.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | از سوی دیگر، وقتی ابوسفیان نزدیک [[مدینه]] رسید [[ترس]] شدیدی او را گرفت و با یافتن آثار شتران دو تن از [[جاسوسان]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[بدر]]، مسلم دانست که پیامبر{{صل}} با نیروهایش برای دستیابی به کاروان از مدینه خارج خواهند شد، از همین رو بلافاصله مسیر کاروان را از منطقه بدر به سوی کناره [[دریای سرخ]] [[تغییر]] داد و توانست از محدوده آنان خارج شود و پیکی نیز به سوی [[سپاه قریش]] فرستاد تا آنان را از ماجرا باخبر کند و به بازگشت به [[مکه]] فراخواند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۶۹ ـ ۲۷۰؛ المغازی، ج ۱، ص۳۹ ـ ۴۱.</ref>. در [[جحفه]] (چند منزلی بدر) [[پیام]] به سپاه قریش رسید؛ ولی آنان بازگشت را مایه [[سرافکندگی]] خود میدانستند و میخواستند با قدرتنمایی، ضعفی را که از [[سریه نخله]] بر آنان [[تحمیل]] شده بود جبران کنند تا در میان [[قبایل عرب]] بار دیگر سرافکنده نشوند، ازاینرو تصمیم گرفتند سه [[روز]] در بدر برای [[قدرت]] نمایی خود به [[عیش و نوش]] و نوازندگی بپردازند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۰؛ المغازی، ج ۱، ص۴۳ ـ ۴۴.</ref>. تنها [[بنیزهره]] با سخنان و [[حیله]] [[اخنس بن شریق]] (از همپیمانان [[بنی زهره]]) توانستند از [[سپاه]] جدا شده، به [[مکه]] بازگردند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۱؛ المغازی، ج ۱، ص۴۴؛ المعارف، ص۱۵۳.</ref>. بنو عدی نیز گروه دیگری بودند که با [[تغییر]] مسیر خود به سوی دریا، به مکه بازگشتند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۱؛ المغازی، ج ۱، ص۴۴ ـ ۴۵.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۸۱ ـ ۳۸۴.</ref> | ||
== استقرار دو سپاه در [[بدر]] == | == استقرار دو سپاه در [[بدر]] == | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
[[قرآن]] وصف دقیقی از موقعیت مسلمانان و مشرکان ارائه کرده است: {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه۴۲.</ref> | [[قرآن]] وصف دقیقی از موقعیت مسلمانان و مشرکان ارائه کرده است: {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه۴۲.</ref> | ||
میان [[مؤرخان]] و [[مفسران]] درباره اینکه کدام یک از دو [[سپاه]] زودتر به بدر رسیدند [[اختلاف]] وجود دارد؛ مؤرخانی چون [[واقدی]] و [[ابناسحاق]] گفتهاند که مسلمانان زودتر به بدر رسیدند و چاههای آب را گرفتند؛ ولی مفسران ورود [[سپاه قریش]] را پیش از مسلمانان دانستهاند، از همین روست که وقتی در شب بدر مسلمانان خوابیدند و صبح نیاز به آب پیدا کردند نتوانستند [[غسل]] کنند و [[شیطان]] آنان را بر اثر وضعیت [[بدی]] که پیدا کرده بودند [[وسوسه]] میکرد. [[خداوند]] بدین منظور و نیز جهت محکم کردن [[زمین]] زیر پای آنان [[باران]] فرستاد:{{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref><ref>التبیان، ج ۵، ص۸۶؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۵۷ ـ ۲۵۹؛ المیزان، ج ۹، ص۲۲.</ref>ساختن حوضهای آب نیز پس از این باران بود؛ زیرا آنقدر آب در آبراهها جاری شد که این حوضها را برای جمعآوری [[آبها]] ساختند<ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۰۴.</ref>. خداوند در آن شب برای [[آرامش]] [[مسلمانان]]، [[خواب]] را بر آنان مسلط کرد: {{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref> بر پایه روایتی از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در آن شب در حالی که همه [[اصحاب]] به [[خواب]] رفته بودند [[رسول خدا]]{{صل}} در کنار درختی تا هنگام صبح به [[عبادت]] پرداخت<ref>روض الجنان، ج ۵، ص۴۷.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | میان [[مؤرخان]] و [[مفسران]] درباره اینکه کدام یک از دو [[سپاه]] زودتر به بدر رسیدند [[اختلاف]] وجود دارد؛ مؤرخانی چون [[واقدی]] و [[ابناسحاق]] گفتهاند که مسلمانان زودتر به بدر رسیدند و چاههای آب را گرفتند؛ ولی مفسران ورود [[سپاه قریش]] را پیش از مسلمانان دانستهاند، از همین روست که وقتی در شب بدر مسلمانان خوابیدند و صبح نیاز به آب پیدا کردند نتوانستند [[غسل]] کنند و [[شیطان]] آنان را بر اثر وضعیت [[بدی]] که پیدا کرده بودند [[وسوسه]] میکرد. [[خداوند]] بدین منظور و نیز جهت محکم کردن [[زمین]] زیر پای آنان [[باران]] فرستاد:{{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref><ref>التبیان، ج ۵، ص۸۶؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۵۷ ـ ۲۵۹؛ المیزان، ج ۹، ص۲۲.</ref>ساختن حوضهای آب نیز پس از این باران بود؛ زیرا آنقدر آب در آبراهها جاری شد که این حوضها را برای جمعآوری [[آبها]] ساختند<ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۰۴.</ref>. خداوند در آن شب برای [[آرامش]] [[مسلمانان]]، [[خواب]] را بر آنان مسلط کرد: {{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref> بر پایه روایتی از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در آن شب در حالی که همه [[اصحاب]] به [[خواب]] رفته بودند [[رسول خدا]]{{صل}} در کنار درختی تا هنگام صبح به [[عبادت]] پرداخت<ref>روض الجنان، ج ۵، ص۴۷.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۸۴ ـ ۳۸۷.</ref> | ||
== صف آرایی دو [[سپاه]] == | == صف آرایی دو [[سپاه]] == | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
[[سپاهیان]] [[پیامبر]] پشت به [[آفتاب]] و و سپاه قریش رو به آفتاب قرار داشتند<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۶.</ref>. [[واقدی]] گوید: بر [[میمنه]] و [[میسره]] هیچ یک از دو سپاهِ [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] کسی [[فرمانده]] نشد<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۸.</ref>. لوای [[ریاست]] به نام [[عقاب]]<ref>المصنف، ابنابی شیبه، ج ۷، ص۷۲۱؛ الاستیعاب، ج ۴، ص۲۴۰.</ref> که تنها در دست بزرگان و افراد خاص قرار میگرفت<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص۲۴۰؛ تاریخ دمشق، ج ۲۴، ص۱۱۸.</ref>، در دست علی{{ع}} بود<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۶۴؛ الاغانی، ج ۴، ص۱۸۰؛ الصحیح من سیره، ج ۵، ص۳۷؛ ج ۶، ص۱۱۵ ـ ۱۲۱.</ref>. ابتدا پیامبر{{صل}} طی پیامی، ضمن اعلام عدم [[تمایل]] به [[رویارویی]] با قریش، آنان را از جنگ برحذر داشت. | [[سپاهیان]] [[پیامبر]] پشت به [[آفتاب]] و و سپاه قریش رو به آفتاب قرار داشتند<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۶.</ref>. [[واقدی]] گوید: بر [[میمنه]] و [[میسره]] هیچ یک از دو سپاهِ [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] کسی [[فرمانده]] نشد<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۸.</ref>. لوای [[ریاست]] به نام [[عقاب]]<ref>المصنف، ابنابی شیبه، ج ۷، ص۷۲۱؛ الاستیعاب، ج ۴، ص۲۴۰.</ref> که تنها در دست بزرگان و افراد خاص قرار میگرفت<ref>الاستیعاب، ج ۴، ص۲۴۰؛ تاریخ دمشق، ج ۲۴، ص۱۱۸.</ref>، در دست علی{{ع}} بود<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۶۴؛ الاغانی، ج ۴، ص۱۸۰؛ الصحیح من سیره، ج ۵، ص۳۷؛ ج ۶، ص۱۱۵ ـ ۱۲۱.</ref>. ابتدا پیامبر{{صل}} طی پیامی، ضمن اعلام عدم [[تمایل]] به [[رویارویی]] با قریش، آنان را از جنگ برحذر داشت. | ||
برخی چون [[حکیم بن حزام]] [[پیام]] را منصفانه دانسته، خواهان بازگشت شدند؛ اما جنگطلبی و گرد نفرازی [[ابوجهل]] مانع شد<ref>المغازی، ج ۱، ص۶۱.</ref>. عمیربن وهب جمحی هم که با گروهی مسلمانان را دور زدند تا از نداشتن کمین گاه مطمئن شوند در بازگشت مسلمانان را گروهی بیساز و برگ ولی مصمم برای [[مرگ]] توصیف کرد. [[تحکیم]] بن [[حزام]] نیز نزد [[عتبة بن ربیعه]]، از بزرگان و [[ثروتمندان]] [[قریش]]، رفت و از او خواست تا با پرداخت خونبهای [[عمرو بن حضرمی]] و خسارت کالاهایی که مسلمانان در [[سریه نخله]] گرفته بودند، از درگیری جلوگیری کند و آنگاه [[عتبه]] پس از [[سخنرانی]] و برشمردن پیامدهای این جنگ متعهّد شد که خونبها و قیمت کالاها را بپردازد؛ امّا ابوجهل از آن روی که اگر [[مردم]] بازگردند عتبه را بزرگ خود خواهند دانست خطاب به مردم گفت که [[عتبه]] از روی [[ترس]] و نیز حضور پسرش [[ابوحذیفه]] در کنار محمد{{صل}} و ارتباط نسبی با [[پیامبر]]{{صل}} چنین سخنانی را میگوید<ref>المغازی، ج ۱، ص۶۲ ـ ۶۴؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۴ ـ ۲۷۵.</ref>. گویند: چند نفر از جمله [[حکیم بن حزام]] برای برداشتن آب کنار حوضهای [[مسلمانان]] آمدند. پیامبر{{صل}} دستور داد که کسی متعرض آنان نشود و بر پایه روایتی دیگر به جز [[حکیم]] سایر آنان کشته شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص۶۱.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | برخی چون [[حکیم بن حزام]] [[پیام]] را منصفانه دانسته، خواهان بازگشت شدند؛ اما جنگطلبی و گرد نفرازی [[ابوجهل]] مانع شد<ref>المغازی، ج ۱، ص۶۱.</ref>. عمیربن وهب جمحی هم که با گروهی مسلمانان را دور زدند تا از نداشتن کمین گاه مطمئن شوند در بازگشت مسلمانان را گروهی بیساز و برگ ولی مصمم برای [[مرگ]] توصیف کرد. [[تحکیم]] بن [[حزام]] نیز نزد [[عتبة بن ربیعه]]، از بزرگان و [[ثروتمندان]] [[قریش]]، رفت و از او خواست تا با پرداخت خونبهای [[عمرو بن حضرمی]] و خسارت کالاهایی که مسلمانان در [[سریه نخله]] گرفته بودند، از درگیری جلوگیری کند و آنگاه [[عتبه]] پس از [[سخنرانی]] و برشمردن پیامدهای این جنگ متعهّد شد که خونبها و قیمت کالاها را بپردازد؛ امّا ابوجهل از آن روی که اگر [[مردم]] بازگردند عتبه را بزرگ خود خواهند دانست خطاب به مردم گفت که [[عتبه]] از روی [[ترس]] و نیز حضور پسرش [[ابوحذیفه]] در کنار محمد{{صل}} و ارتباط نسبی با [[پیامبر]]{{صل}} چنین سخنانی را میگوید<ref>المغازی، ج ۱، ص۶۲ ـ ۶۴؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۴ ـ ۲۷۵.</ref>. گویند: چند نفر از جمله [[حکیم بن حزام]] برای برداشتن آب کنار حوضهای [[مسلمانان]] آمدند. پیامبر{{صل}} دستور داد که کسی متعرض آنان نشود و بر پایه روایتی دیگر به جز [[حکیم]] سایر آنان کشته شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص۶۱.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۸۷.</ref> | ||
== [[نابرابری]] نیروها == | == [[نابرابری]] نیروها == | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
برخی نیز گفتهاند که منظور [[مشرکان]] هستند که [[مسلمانان]] را دو برابر خود میدیدند و این معنا با [[آیه]] {{متن قرآن|وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ}}<ref>«شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد» سوره انفال، آیه۴۴.</ref> که بیان میکند [[دشمنان]]، شما مسلمانان را اندک میدیدند مخالفتی ندارد؛ زیرا آیه [[سوره انفال]] پیش از [[نبرد]] را بیان میکند و علت آن این است که مشرکان [[تجهیز]] کامل نکنند؛ ولی به هنگام نبرد دو برابر ببینند تا [[ترس]] بر آنان مسلط شود<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۷۰۹؛ حقائق التأویل، ص۳۴ ـ ۴۵.</ref>. در این رابطه برخی در [[شأن نزول آیه]] {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان میگفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه۴۹.</ref> آوردهاند که گروهی از [[مکیان]] [[اسلام]] آوردند، ولی [[هجرت]] نکردند و با [[قریش]] به [[بدر]] آمدند و چون کم شماری مسلمانان را دیدند گفتند: اینان به دینشان چنان [[مغرور]] شدهاند که با این شمار اندک به [[جنگ]] با این شمار فراوان آمدهاند<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۶؛ تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص۲۶۰ ـ ۲۶۱؛ زاد المسیر، ج ۲، ص۱۷۸.</ref>. | برخی نیز گفتهاند که منظور [[مشرکان]] هستند که [[مسلمانان]] را دو برابر خود میدیدند و این معنا با [[آیه]] {{متن قرآن|وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ}}<ref>«شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد» سوره انفال، آیه۴۴.</ref> که بیان میکند [[دشمنان]]، شما مسلمانان را اندک میدیدند مخالفتی ندارد؛ زیرا آیه [[سوره انفال]] پیش از [[نبرد]] را بیان میکند و علت آن این است که مشرکان [[تجهیز]] کامل نکنند؛ ولی به هنگام نبرد دو برابر ببینند تا [[ترس]] بر آنان مسلط شود<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۷۰۹؛ حقائق التأویل، ص۳۴ ـ ۴۵.</ref>. در این رابطه برخی در [[شأن نزول آیه]] {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان میگفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه۴۹.</ref> آوردهاند که گروهی از [[مکیان]] [[اسلام]] آوردند، ولی [[هجرت]] نکردند و با [[قریش]] به [[بدر]] آمدند و چون کم شماری مسلمانان را دیدند گفتند: اینان به دینشان چنان [[مغرور]] شدهاند که با این شمار اندک به [[جنگ]] با این شمار فراوان آمدهاند<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۶؛ تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص۲۶۰ ـ ۲۶۱؛ زاد المسیر، ج ۲، ص۱۷۸.</ref>. | ||
[[فرمان]] [[تشویق]] کردن [[مؤمنان]] به جنگ و [[پایداری]] ۲۰ نفر از مسلمانان در برابر ۲۰۰ نفر و ۱۰۰ نفر در برابر ۱۰۰۰ نفر از مشرکان به هنگام [[جنگ بدر]] به [[پیامبر]]{{صل}} داده شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref>ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند؛ سوره انفال، آیه: ۶۵.</ref>؛ ولی این [[حکم]] [[تخفیف]] داده شد و دستور [[پایداری]] ۱۰۰ به ۲۰۰ و ۱۰۰۰ به ۲۰۰۰ در [[آیه]] بعد صادر شد: {{متن قرآن|الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز میشوند و خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه: ۶۶.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} در خطابهای [[مسلمانان]] را به [[جنگ]] [[تحریض]] و به [[ثواب]] [[ترغیب]] و بارها برای [[پیروزی]] مسلمانان[[دعا]] کرد و میفرمود: خدایا! اگر این گروه اندک کشته شوند دیگر کسی تو را [[عبادت]] نخواهد کرد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۹؛ المغازی، ج ۱، ص۵۸ ـ ۵۹، ۸۱.</ref>. آیه {{متن قرآن|إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه۹.</ref> نشان میدهد که مسلمانان بیمناک و مضطرب بوده و از [[خدا]] کمک و [[یاری]] میطلبیدهاند. رسول خدا{{صل}} نیز آنقدر [[دعا]] کرد که ردای مبارکش از دوشش افتاد<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۵۱؛ مسند احمد، ج ۱، ص۳۰؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۴۳۷.</ref>. بنابر گزارشی که مورد نقد جدی برخی [[محققان]] است<ref>الصحیح من سیره، ج ۵، ص۴۱ ـ ۴۵.</ref> برای [[پیامبر]]{{صل}} سایبانی ساختند<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۵؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۲ ـ ۲۷۳؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۱.</ref>؛ ولی بر اساس سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} پیامبر{{صل}} در [[بدر]] از همه مسلمانان به [[دشمن]] نزدیکتر بود و هرگاه جنگ سخت میشد مسلمانان به آن حضرت [[پناه]] میبردند<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۸۶، ۱۲۶؛ مسند ابی یعلی، ج ۱، ص۳۲۹؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۷.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | [[فرمان]] [[تشویق]] کردن [[مؤمنان]] به جنگ و [[پایداری]] ۲۰ نفر از مسلمانان در برابر ۲۰۰ نفر و ۱۰۰ نفر در برابر ۱۰۰۰ نفر از مشرکان به هنگام [[جنگ بدر]] به [[پیامبر]]{{صل}} داده شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref>ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند؛ سوره انفال، آیه: ۶۵.</ref>؛ ولی این [[حکم]] [[تخفیف]] داده شد و دستور [[پایداری]] ۱۰۰ به ۲۰۰ و ۱۰۰۰ به ۲۰۰۰ در [[آیه]] بعد صادر شد: {{متن قرآن|الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز میشوند و خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه: ۶۶.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} در خطابهای [[مسلمانان]] را به [[جنگ]] [[تحریض]] و به [[ثواب]] [[ترغیب]] و بارها برای [[پیروزی]] مسلمانان[[دعا]] کرد و میفرمود: خدایا! اگر این گروه اندک کشته شوند دیگر کسی تو را [[عبادت]] نخواهد کرد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۹؛ المغازی، ج ۱، ص۵۸ ـ ۵۹، ۸۱.</ref>. آیه {{متن قرآن|إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه۹.</ref> نشان میدهد که مسلمانان بیمناک و مضطرب بوده و از [[خدا]] کمک و [[یاری]] میطلبیدهاند. رسول خدا{{صل}} نیز آنقدر [[دعا]] کرد که ردای مبارکش از دوشش افتاد<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۵۱؛ مسند احمد، ج ۱، ص۳۰؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۴۳۷.</ref>. بنابر گزارشی که مورد نقد جدی برخی [[محققان]] است<ref>الصحیح من سیره، ج ۵، ص۴۱ ـ ۴۵.</ref> برای [[پیامبر]]{{صل}} سایبانی ساختند<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۵؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۷۲ ـ ۲۷۳؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۱.</ref>؛ ولی بر اساس سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} پیامبر{{صل}} در [[بدر]] از همه مسلمانان به [[دشمن]] نزدیکتر بود و هرگاه جنگ سخت میشد مسلمانان به آن حضرت [[پناه]] میبردند<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۸۶، ۱۲۶؛ مسند ابی یعلی، ج ۱، ص۳۲۹؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۷.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۸۷ ـ ۳۸۹.</ref> | ||
== [[نبرد تن به تن]] و آغاز [[جنگ]] == | == [[نبرد تن به تن]] و آغاز [[جنگ]] == | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
بر اساس روایتی از [[امام سجاد]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}}، پیامبر{{صل}} از علی{{ع}} خواست تا از مکانی خاص، مشتی خاک به او دهد و علی{{ع}} این را از [[مناقب]] خاص خود میدانست<ref>الخصال، ص۵۷۶؛ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۵۲.</ref>. در [[منابع اهل سنت]] این [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل شده و در ادامه آمده که این خاکها به چشمان همه [[مشرکان]] فرو رفت و به گزارشی [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه۱۷.</ref> در این باره نازل شد<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص۲۲۷؛ الکشاف، ج ۲، ص۲۰۷؛ مجمع الزوائد، ج ۶، ص۸۴.</ref>. بدین گونه [[جنگ]] میان صفوف مسلمانان و مشرکان درگرفت و این در حالی بود که شعار مسلمانان در این جنگ "[[یا منصور امت]]" <ref> المغازی، ج ۱، ص۷۲؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۰.</ref> و بنا به [[نقلی]] "اَحَدٌ اَحَد"<ref>السیرهالنبویه، ج ۲، ص۲۸۷.</ref> بود. [[خداوند]] مسلمانان را در [[بدر]] از هرگونه [[عقبنشینی]] در برابر کافران به شدت برحذر داشت و آنان را به [[دوزخ]] [[تهدید]] کرد. آیه ذیل به این مطلب تصریح دارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید! و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد - مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره انفال، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. این احتمال میرود که چنین تحلیلی از سوی [[مفسران]] برای رعایت [[شأن]] برخی از [[صحابه]] صورت گرفته باشد که در جنگهایی چون [[احد]] و حنین و... [[فرار]] کردند. | بر اساس روایتی از [[امام سجاد]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}}، پیامبر{{صل}} از علی{{ع}} خواست تا از مکانی خاص، مشتی خاک به او دهد و علی{{ع}} این را از [[مناقب]] خاص خود میدانست<ref>الخصال، ص۵۷۶؛ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۵۲.</ref>. در [[منابع اهل سنت]] این [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل شده و در ادامه آمده که این خاکها به چشمان همه [[مشرکان]] فرو رفت و به گزارشی [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه۱۷.</ref> در این باره نازل شد<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص۲۲۷؛ الکشاف، ج ۲، ص۲۰۷؛ مجمع الزوائد، ج ۶، ص۸۴.</ref>. بدین گونه [[جنگ]] میان صفوف مسلمانان و مشرکان درگرفت و این در حالی بود که شعار مسلمانان در این جنگ "[[یا منصور امت]]" <ref> المغازی، ج ۱، ص۷۲؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۰.</ref> و بنا به [[نقلی]] "اَحَدٌ اَحَد"<ref>السیرهالنبویه، ج ۲، ص۲۸۷.</ref> بود. [[خداوند]] مسلمانان را در [[بدر]] از هرگونه [[عقبنشینی]] در برابر کافران به شدت برحذر داشت و آنان را به [[دوزخ]] [[تهدید]] کرد. آیه ذیل به این مطلب تصریح دارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید! و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد - مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره انفال، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. این احتمال میرود که چنین تحلیلی از سوی [[مفسران]] برای رعایت [[شأن]] برخی از [[صحابه]] صورت گرفته باشد که در جنگهایی چون [[احد]] و حنین و... [[فرار]] کردند. | ||
با توجه به اینکه [[پیروزی]] [[بدر]] ضربهای مهلک به [[سران قریش]] در [[مکه]] بود، برخی مفسران [[آیات]] در بردارنده [[وعده]] [[شکست]] [[کافران]] را بر [[کشتگان بدر]] تطبیق کردهاند: {{متن قرآن|سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ}}<ref>«زودا که آن گروه در هم شکنند و واپس بگریزند» سوره قمر، آیه۴۵.</ref><ref>جامع البیان، مج۱۳، ج۲۷، ص۱۴۲ ـ ۱۴۳؛ مجمعالبیان، ج ۹، ص۲۹۳.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | با توجه به اینکه [[پیروزی]] [[بدر]] ضربهای مهلک به [[سران قریش]] در [[مکه]] بود، برخی مفسران [[آیات]] در بردارنده [[وعده]] [[شکست]] [[کافران]] را بر [[کشتگان بدر]] تطبیق کردهاند: {{متن قرآن|سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ}}<ref>«زودا که آن گروه در هم شکنند و واپس بگریزند» سوره قمر، آیه۴۵.</ref><ref>جامع البیان، مج۱۳، ج۲۷، ص۱۴۲ ـ ۱۴۳؛ مجمعالبیان، ج ۹، ص۲۹۳.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۸۹ ـ ۳۹۱.</ref> | ||
== [[امدادهای غیبی]] در [[بدر]] == | == [[امدادهای غیبی]] در [[بدر]] == | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز [[روایت]] شده که در [[بدر]] سه تند باد وزید که [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] هریک با ۱۰۰۰۰ نفر حاضر شدند. [[جبرئیل]] در کنار [[پیامبر]]{{صل}} و میکائیل در سمت راست [[سپاه]] و اسرافیل در جناج چپ سپاه مستقر شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۵۹؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۲، ص۳۰۲.</ref>. [[طبرسی]] و [[ابوالفتوح رازی]] در [[تفاسیر]] خود تعداد ۸۰۰۰ یا ۹۰۰۰ را نیز نقل کردهاند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۸۲۸؛ روض الجنان، ج ۵، ص۵۶.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[مسلمانان]] را به حضور [[ملائکه]] [[بشارت]] داد<ref>المغازی، ج ۱، ص۷۰ ـ ۷۱.</ref>. برخی مقصود از غمام در [[آیه]] {{متن قرآن|هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود» سوره بقره، آیه۲۱۰.</ref> را همان ابرهای سفیدی دانستهاند که [[ملائکه]] [[روز]] [[بدر]] در آن آمدند<ref>التبیان، ج ۱، ص۲۵۸.</ref>. | از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز [[روایت]] شده که در [[بدر]] سه تند باد وزید که [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] هریک با ۱۰۰۰۰ نفر حاضر شدند. [[جبرئیل]] در کنار [[پیامبر]]{{صل}} و میکائیل در سمت راست [[سپاه]] و اسرافیل در جناج چپ سپاه مستقر شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص۵۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۵۹؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۲، ص۳۰۲.</ref>. [[طبرسی]] و [[ابوالفتوح رازی]] در [[تفاسیر]] خود تعداد ۸۰۰۰ یا ۹۰۰۰ را نیز نقل کردهاند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۸۲۸؛ روض الجنان، ج ۵، ص۵۶.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[مسلمانان]] را به حضور [[ملائکه]] [[بشارت]] داد<ref>المغازی، ج ۱، ص۷۰ ـ ۷۱.</ref>. برخی مقصود از غمام در [[آیه]] {{متن قرآن|هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود» سوره بقره، آیه۲۱۰.</ref> را همان ابرهای سفیدی دانستهاند که [[ملائکه]] [[روز]] [[بدر]] در آن آمدند<ref>التبیان، ج ۱، ص۲۵۸.</ref>. | ||
از جمله [[امدادهای غیبی]] که نقشی بسیار مهم در [[شکست]] [[مشرکان]] داشت [[وحشت]] و هراسی بود که [[خداوند]] بر [[دل]] مشرکان افکند: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردنها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>. برخی این وحشت را ناشی از صداهای مهیبی میدانند که همانند ریختن سنگ در طشت بود<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۵؛ اسباب النزول، ص۱۹۲؛ سبل الهدی، ج ۴، ص۴۸.</ref>. از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: من با [[رعب]] و ترسی که [[خدا]] بر [[دشمنان]] وارد میکرد [[یاری]] شدهام<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص۶۲.</ref>. خداوند این کمکها را بشارتی به [[مسلمانان]] و مایه قوت و [[اطمینان]] و تسکین [[قلب]] آنان دانسته است: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و خداوند آن را جز مژدهای (برایتان) قرار نداد و اینکه دلتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند نیست که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه۱۰.</ref>، ازاینرو بجاست که خداوند تیر انداختن و کشتن مشرکان را به خود نسبت دهد: {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref> و [[مکر]] [[کافران]] را [[سست]] گرداند: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ میکند» سوره انفال، آیه ۱۸.</ref><ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۰۸.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | از جمله [[امدادهای غیبی]] که نقشی بسیار مهم در [[شکست]] [[مشرکان]] داشت [[وحشت]] و هراسی بود که [[خداوند]] بر [[دل]] مشرکان افکند: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردنها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>. برخی این وحشت را ناشی از صداهای مهیبی میدانند که همانند ریختن سنگ در طشت بود<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۵؛ اسباب النزول، ص۱۹۲؛ سبل الهدی، ج ۴، ص۴۸.</ref>. از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: من با [[رعب]] و ترسی که [[خدا]] بر [[دشمنان]] وارد میکرد [[یاری]] شدهام<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص۶۲.</ref>. خداوند این کمکها را بشارتی به [[مسلمانان]] و مایه قوت و [[اطمینان]] و تسکین [[قلب]] آنان دانسته است: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و خداوند آن را جز مژدهای (برایتان) قرار نداد و اینکه دلتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند نیست که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه۱۰.</ref>، ازاینرو بجاست که خداوند تیر انداختن و کشتن مشرکان را به خود نسبت دهد: {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref> و [[مکر]] [[کافران]] را [[سست]] گرداند: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ میکند» سوره انفال، آیه ۱۸.</ref><ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۰۸.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۹۱ ـ ۳۹۲.</ref> | ||
== پایان [[جنگ بدر]] == | == پایان [[جنگ بدر]] == | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
[[پیامبر]]{{صل}} نیز که [[منتظر]] خبر کشته شدن [[ابوجهل]] بود و او را رأس [[پیشوایان]] [[کفر]] و [[فرعون]] [[امت]] نامیده بود<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۱؛ جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۳۲۲؛ الامالی، ص۳۱۰.</ref> با شنیدن خبر [[قتل]] او گفت: خدایا! [[وعده]] خود را محقق ساختی<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۱.</ref>. ابوجهل به دست دو [[جوان]] کم سال یعنی [[معاذ بن عمرو]] و [[معاذ بن عفراء]] کشته شد و هنوز رمقی در بدن داشت که عبداللّه بن [[مسعود]]، سر او را از تن جدا کرد<ref>ر. ک: صحیح البخاری، ج ۲، ص۶۸ ـ ۶۹.</ref>. از دیگر افرادی که پیامبر{{صل}} وی را [[نفرین]] کرد و خواهان کشته شدن او بود [[نوفل]] بن [[خویلد]] بود که به دست علی{{ع}} کشته شد. با [[مرگ]] او پیامبر{{صل}} [[تکبیر]] گفت و فرمود: [[خدا]] را [[سپاس]] که دعایم را به [[اجابت]] رساند<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۱ ـ ۹۲.</ref>. | [[پیامبر]]{{صل}} نیز که [[منتظر]] خبر کشته شدن [[ابوجهل]] بود و او را رأس [[پیشوایان]] [[کفر]] و [[فرعون]] [[امت]] نامیده بود<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۱؛ جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۳۲۲؛ الامالی، ص۳۱۰.</ref> با شنیدن خبر [[قتل]] او گفت: خدایا! [[وعده]] خود را محقق ساختی<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۱.</ref>. ابوجهل به دست دو [[جوان]] کم سال یعنی [[معاذ بن عمرو]] و [[معاذ بن عفراء]] کشته شد و هنوز رمقی در بدن داشت که عبداللّه بن [[مسعود]]، سر او را از تن جدا کرد<ref>ر. ک: صحیح البخاری، ج ۲، ص۶۸ ـ ۶۹.</ref>. از دیگر افرادی که پیامبر{{صل}} وی را [[نفرین]] کرد و خواهان کشته شدن او بود [[نوفل]] بن [[خویلد]] بود که به دست علی{{ع}} کشته شد. با [[مرگ]] او پیامبر{{صل}} [[تکبیر]] گفت و فرمود: [[خدا]] را [[سپاس]] که دعایم را به [[اجابت]] رساند<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۱ ـ ۹۲.</ref>. | ||
درباره [[شهدای بدر]] برخی بر اساس پندارهای خود میگفتند که فلانی مُرد و از لذتهای [[دنیا]] بهرهای [[نبرد]]. [[خداوند]] برای رد گفتههایشان این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه۱۵۴.</ref><ref>اسباب النزول، ص۴۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۳.</ref> بر اساس روایتی دیگر چون شهدای بدر در [[بهشت]] از [[کرامت]] و [[نعمتهای بهشتی]] برخوردار شدند گفتند: ای کاش [[خویشان]] ما میدانستند که [[حال]] ما چگونه است، در نتیجه این آیه نازل شد<ref>زاد المسیر، ج ۱، ص۱۶۱.</ref> که با [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref> که در [[شأن]] [[شهدای اُحد]] نازل شده متفاوت است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۸۰.</ref>. [[جنگ بدر]] که بیش از نصف [[روز]] طول نکشید<ref>المغازی، ج ۱، ص۷۵، ۱۱۲.</ref> یکی از مهمترین رخدادهای [[صدر اسلام]] را رقم زد، چنان که [[پیامبر]]{{صل}} درباره آن فرمود: هیچگاه [[شیطان]] کوچکتر و در ماندهتر از [[روز عرفه]] نبوده، مگر در روز [[بدر]]<ref>الموطأ، ج ۱، ص۴۲۲؛ المصنف، صنعانی ج۴، ص۳۷۸؛ المغازی، ج ۱، ص۷۷ ـ ۷۸.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | درباره [[شهدای بدر]] برخی بر اساس پندارهای خود میگفتند که فلانی مُرد و از لذتهای [[دنیا]] بهرهای [[نبرد]]. [[خداوند]] برای رد گفتههایشان این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه۱۵۴.</ref><ref>اسباب النزول، ص۴۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۳.</ref> بر اساس روایتی دیگر چون شهدای بدر در [[بهشت]] از [[کرامت]] و [[نعمتهای بهشتی]] برخوردار شدند گفتند: ای کاش [[خویشان]] ما میدانستند که [[حال]] ما چگونه است، در نتیجه این آیه نازل شد<ref>زاد المسیر، ج ۱، ص۱۶۱.</ref> که با [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref> که در [[شأن]] [[شهدای اُحد]] نازل شده متفاوت است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۸۰.</ref>. [[جنگ بدر]] که بیش از نصف [[روز]] طول نکشید<ref>المغازی، ج ۱، ص۷۵، ۱۱۲.</ref> یکی از مهمترین رخدادهای [[صدر اسلام]] را رقم زد، چنان که [[پیامبر]]{{صل}} درباره آن فرمود: هیچگاه [[شیطان]] کوچکتر و در ماندهتر از [[روز عرفه]] نبوده، مگر در روز [[بدر]]<ref>الموطأ، ج ۱، ص۴۲۲؛ المصنف، صنعانی ج۴، ص۳۷۸؛ المغازی، ج ۱، ص۷۷ ـ ۷۸.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۹۳ ـ ۳۹۴.</ref> | ||
==[[بدر]] وعدهگاه [[عذاب الهی]] == | ==[[بدر]] وعدهگاه [[عذاب الهی]] == | ||
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
[[کفر]] و [[انکار خداوند]] از دیگر عوامل [[نزول عذاب]] در [[بدر]] است: {{متن قرآن| فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.</ref><ref>المغازی، ج ۱، ص۱۳۳.</ref>. [[خداوند]] در جای دیگر از این [[عذاب]] به "عذاب [[یوم]] عقیم" یاد کرده است: {{متن قرآن|وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ}}<ref>«و کافران همواره در آن شک دارند تا آنکه ناگاه رستخیز یا عذاب روزی بیدنباله بر آنان سر برسد» سوره حج، آیه۵۵.</ref>؛ زیرا هیچ خیر و برکتی برای [[مشرکان]] نداشت<ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص۴۱۰؛ جامع البیان، مج ۱۰، ج ۱۷، ص۲۵۳؛ تفسیر ماوردی، ج ۴، ص۳۷.</ref> و نیز در آن [[روز]] شبی برای مشرکان وجود نداشت؛ زیرا پیش از فرا رسیدن شب نابود شدند<ref>زادالمسیر، ج ۵، ص۴۴۵.</ref>. | [[کفر]] و [[انکار خداوند]] از دیگر عوامل [[نزول عذاب]] در [[بدر]] است: {{متن قرآن| فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.</ref><ref>المغازی، ج ۱، ص۱۳۳.</ref>. [[خداوند]] در جای دیگر از این [[عذاب]] به "عذاب [[یوم]] عقیم" یاد کرده است: {{متن قرآن|وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ}}<ref>«و کافران همواره در آن شک دارند تا آنکه ناگاه رستخیز یا عذاب روزی بیدنباله بر آنان سر برسد» سوره حج، آیه۵۵.</ref>؛ زیرا هیچ خیر و برکتی برای [[مشرکان]] نداشت<ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص۴۱۰؛ جامع البیان، مج ۱۰، ج ۱۷، ص۲۵۳؛ تفسیر ماوردی، ج ۴، ص۳۷.</ref> و نیز در آن [[روز]] شبی برای مشرکان وجود نداشت؛ زیرا پیش از فرا رسیدن شب نابود شدند<ref>زادالمسیر، ج ۵، ص۴۴۵.</ref>. | ||
از نظر برخی [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref> به تحقق [[وعده خداوند]] درباره [[قتل]] [[دشمنان]] در [[جنگ بدر]] اشاره دارد<ref>التبیان، ج ۳، ص۲۳.</ref>، هرچند که سزاوار آن است که مقصود از آن [[جنگ احد]] است؛ نیز برخی مقصود از {{متن قرآن|وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و به یادآور که پگاهان از خانوادهات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای میدادی و خداوند شنوای داناست» سوره آل عمران، آیه۱۲۱.</ref> را [[نصرت خداوند]] در [[نبرد بدر]] دانستهاند<ref>زاد المسیر، ج ۲، ص۲۳.</ref>. بعضی از [[مفسران]] نیز با تطبیق برخی [[آیات]] مکیِ [[عذاب]] بر [[روز]] [[بدر]] بر | از نظر برخی [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref> به تحقق [[وعده خداوند]] درباره [[قتل]] [[دشمنان]] در [[جنگ بدر]] اشاره دارد<ref>التبیان، ج ۳، ص۲۳.</ref>، هرچند که سزاوار آن است که مقصود از آن [[جنگ احد]] است؛ نیز برخی مقصود از {{متن قرآن|وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و به یادآور که پگاهان از خانوادهات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای میدادی و خداوند شنوای داناست» سوره آل عمران، آیه۱۲۱.</ref> را [[نصرت خداوند]] در [[نبرد بدر]] دانستهاند<ref>زاد المسیر، ج ۲، ص۲۳.</ref>. بعضی از [[مفسران]] نیز با تطبیق برخی [[آیات]] مکیِ [[عذاب]] بر [[روز]] [[بدر]] بر عظمت [[شکست]] [[مشرکان]] در این روز تأکید کردهاند: | ||
#{{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ}}<ref>«و کاش آنگاه را میدیدی که هراسان شده باشند، دیگر (راه) گریزی نیست و از جایی نزدیک فرو گرفته میشوند» سوره سبأ، آیه۵۱.</ref> | #{{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ}}<ref>«و کاش آنگاه را میدیدی که هراسان شده باشند، دیگر (راه) گریزی نیست و از جایی نزدیک فرو گرفته میشوند» سوره سبأ، آیه۵۱.</ref> | ||
#{{متن قرآن|يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ}}<ref>«روزی که آن گرفت و گیر بزرگتر خود را بنمایانیم، که ما داد میستانیم» سوره دخان، آیه ۱۶.</ref><ref>التبیان، ج ۹، ص۲۲۸.</ref> | #{{متن قرآن|يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ}}<ref>«روزی که آن گرفت و گیر بزرگتر خود را بنمایانیم، که ما داد میستانیم» سوره دخان، آیه ۱۶.</ref><ref>التبیان، ج ۹، ص۲۲۸.</ref> | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۵: | ||
#{{متن قرآن|فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ}}<ref>«و به یقین کسانی را که ستم ورزیدند از عذاب بهرهای است همانند بهره یارانشان، از این روی (در آن) از من شتاب نخواهند» سوره ذاریات، آیه۵۹.</ref><ref>المغازی، ج ۱، ص۱۳۷.</ref> | #{{متن قرآن|فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ}}<ref>«و به یقین کسانی را که ستم ورزیدند از عذاب بهرهای است همانند بهره یارانشان، از این روی (در آن) از من شتاب نخواهند» سوره ذاریات، آیه۵۹.</ref><ref>المغازی، ج ۱، ص۱۳۷.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا وَإِذًا لَا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«و به راستی نزدیک بود که تو را از این سرزمین بلغزانند تا از آن بیرون رانند و در آن صورت (آنها نیز) پس از تو جز اندکی درنگ نداشتند» سوره اسراء، آیه۷۶.</ref> | #{{متن قرآن|وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا وَإِذًا لَا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«و به راستی نزدیک بود که تو را از این سرزمین بلغزانند تا از آن بیرون رانند و در آن صورت (آنها نیز) پس از تو جز اندکی درنگ نداشتند» سوره اسراء، آیه۷۶.</ref> | ||
#{{متن قرآن|فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و بیگمان ما به کافران عذابی سخت میچشانیم و برابر با بدترین کرداری که داشتهاند کیفرشان میدهیم» سوره فصلت، آیه۲۷.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۰.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | #{{متن قرآن|فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و بیگمان ما به کافران عذابی سخت میچشانیم و برابر با بدترین کرداری که داشتهاند کیفرشان میدهیم» سوره فصلت، آیه۲۷.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۰.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۹۴ ـ ۳۹۵.</ref> | ||
== [[غنایم]] [[بدر]] == | == [[غنایم]] [[بدر]] == | ||
| خط ۱۴۱: | خط ۱۴۰: | ||
همچنین درباره [[حکم]] [[اسیران جنگی]] پیامبر پیش از [[جنگ]]، [[مسلمانان]] را از کشتن افرادی چون [[ابوالبختری]] از [[قبیله بنی اسد]] به سبب خدماتش به مسلمانان در [[مکه]] و حارث بن عامر بن [[نوفل]] و [[بنی هاشم]] را بر اثر خروج اجباری و [[زمعة بن اسود]] منع و بر [[اسیر]] کردن آنان تأکید ورزیده بود<ref>السیرهالنبویه، ج ۲، ص۲۸۱ ـ ۲۸۲؛ المغازی، ج ۱، ص۸۰ ـ ۸۱.</ref>. اگرچه مسلمانان بر اثر ناآشنایی با برخی از این افراد آنان را در جنگ کشتند؛ همچنین در پی اعلام پیامبر برخی از مسلمانان نیز تلاش کردند که در [[زمان]] جنگ افراد دیگری از [[سپاه قریش]] را به [[اسارت]] درآورند. شاید بتوان انگیزه این گروه از مسلمانان را در این کار [[حفظ جان]] بستگان یا [[دوستان]] خود که در [[جبهه]] مخالف قرار داشتند یا حتی انگیزههای [[اقتصادی]] و در یافت فدیه در برابر [[آزادی]] [[اسیران]] دانست، به هر روی [[خداوند]] در [[آیات]] ۶۷ ـ ۶۸ [[سوره انفال]] که پس از بدر نازل شد عمل این دسته از مسلمانان را [[نکوهش]] و ضمن رد اسارت گرفتن [[دشمنان]] در زمان جنگ، متخلفان از این دستور را به عذابی بزرگ [[تهدید]] کرد: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است اگر در آنچه گرفتهاید نوشتهای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما میرسید» سوره انفال، آیه ۶۷-۶۸.</ref>. پس از [[جنگ]] در [[تعیین سرنوشت]] [[اسیران]] [[مشرک]] اختلافهایی روی داد؛ از یک سو برخی از [[مسلمانان]] از جمله [[سعد بن معاذ]]<ref>السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج۱، ص۱۰۶.</ref> که از انگیزههای [[قوی]] [[دینی]] برخوردار بودند خواهان کشتن [[اسرا]] بودند. در این میان [[عمر بن خطاب]] نیز از کشتن اسرا <ref> السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج ۱، ص۱۰۵، ۱۰۸ ـ ۱۰۹.</ref> [[حمایت]] میکرد و بر آن پای میفشرد <ref>اسباب النزول، ص۱۹۸؛ سبل الهدی، ج ۴، ص۹۲.</ref>. شاید بتوان گفت که از [[قبیله]] عمر بن خطاب فردی در [[سپاه قریش]] نبود<ref>المعارف، ص۱۵۳.</ref> تا عمر بن خطاب بخواهد با [[اسارت]] گرفتن وی جانش را [[نجات]] دهد، ازاینرو وی به [[راحتی]] از کشتن اسرا[[سخن]] میگفت. | همچنین درباره [[حکم]] [[اسیران جنگی]] پیامبر پیش از [[جنگ]]، [[مسلمانان]] را از کشتن افرادی چون [[ابوالبختری]] از [[قبیله بنی اسد]] به سبب خدماتش به مسلمانان در [[مکه]] و حارث بن عامر بن [[نوفل]] و [[بنی هاشم]] را بر اثر خروج اجباری و [[زمعة بن اسود]] منع و بر [[اسیر]] کردن آنان تأکید ورزیده بود<ref>السیرهالنبویه، ج ۲، ص۲۸۱ ـ ۲۸۲؛ المغازی، ج ۱، ص۸۰ ـ ۸۱.</ref>. اگرچه مسلمانان بر اثر ناآشنایی با برخی از این افراد آنان را در جنگ کشتند؛ همچنین در پی اعلام پیامبر برخی از مسلمانان نیز تلاش کردند که در [[زمان]] جنگ افراد دیگری از [[سپاه قریش]] را به [[اسارت]] درآورند. شاید بتوان انگیزه این گروه از مسلمانان را در این کار [[حفظ جان]] بستگان یا [[دوستان]] خود که در [[جبهه]] مخالف قرار داشتند یا حتی انگیزههای [[اقتصادی]] و در یافت فدیه در برابر [[آزادی]] [[اسیران]] دانست، به هر روی [[خداوند]] در [[آیات]] ۶۷ ـ ۶۸ [[سوره انفال]] که پس از بدر نازل شد عمل این دسته از مسلمانان را [[نکوهش]] و ضمن رد اسارت گرفتن [[دشمنان]] در زمان جنگ، متخلفان از این دستور را به عذابی بزرگ [[تهدید]] کرد: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است اگر در آنچه گرفتهاید نوشتهای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما میرسید» سوره انفال، آیه ۶۷-۶۸.</ref>. پس از [[جنگ]] در [[تعیین سرنوشت]] [[اسیران]] [[مشرک]] اختلافهایی روی داد؛ از یک سو برخی از [[مسلمانان]] از جمله [[سعد بن معاذ]]<ref>السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج۱، ص۱۰۶.</ref> که از انگیزههای [[قوی]] [[دینی]] برخوردار بودند خواهان کشتن [[اسرا]] بودند. در این میان [[عمر بن خطاب]] نیز از کشتن اسرا <ref> السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج ۱، ص۱۰۵، ۱۰۸ ـ ۱۰۹.</ref> [[حمایت]] میکرد و بر آن پای میفشرد <ref>اسباب النزول، ص۱۹۸؛ سبل الهدی، ج ۴، ص۹۲.</ref>. شاید بتوان گفت که از [[قبیله]] عمر بن خطاب فردی در [[سپاه قریش]] نبود<ref>المعارف، ص۱۵۳.</ref> تا عمر بن خطاب بخواهد با [[اسارت]] گرفتن وی جانش را [[نجات]] دهد، ازاینرو وی به [[راحتی]] از کشتن اسرا[[سخن]] میگفت. | ||
از سوی دیگر [[پیامبر]] ضمن [[فرمان]] [[قتل]] برخی از اسیران مشرک چون [[عقبة بن ابی معیط]]، نضربن حارث و طعیمة بن ابی عدی<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۲۳۸.</ref> که سابقهای دیرین در [[دشمنی]] با مسلمانان داشتند و [[حکم]] [[اعدام]] آنان به دست [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[اجرا]] گردید<ref>المغازی، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۹۸؛ عیون الاثر، ج ۱، ص۳۴۷؛ سبل الهدی، ج ۴، ص۶۳ ـ ۶۴.</ref>، از [[آزادی]] سایر اسیران در برابر پرداخت فدیه یا [[تعلیم]] [[کودکان]] [[مسلمان]]، سخن به میان آورد<ref>الطبقات، ج ۲، ص۱۳، ۱۶.</ref>. [[مسلمانان]] نیز طبق نظر آن حضرت [[رفتار]] کردند. بنابر روایاتی از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} [[آیه]]: {{متن قرآن|أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) میگویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آل عمران، آیه۱۶۵.</ref> به [[آزادی]] [[اسرا]] در برابر فدیه اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۸۷۷.</ref>. گزارشهای متعددی از برخورد خوب مسلمانان با [[اسیران]] در راه بازگشت به [[مدینه]] و همچنین در [[زمان]] حضور در مدینه آمده است<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۱۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص۱۵۹.</ref>. به موجب گزارشهایی، [[قریش]] در ابتدا نمیخواست تا هم کشته داده باشد و هم فدیه بپردازد، ازاینرو مُطَّلِب پسر [[ابووداعه]]، نخستین کسی که فدیه پرداخت و پدرش را [[آزاد]] ساخت، مورد [[سرزنش]] قریش قرار گرفت؛ ولی پس از این، ممنوعیت پرداخت فدیه برداشته شد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۳۰۲ ـ ۳۰۳.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | از سوی دیگر [[پیامبر]] ضمن [[فرمان]] [[قتل]] برخی از اسیران مشرک چون [[عقبة بن ابی معیط]]، نضربن حارث و طعیمة بن ابی عدی<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۲۳۸.</ref> که سابقهای دیرین در [[دشمنی]] با مسلمانان داشتند و [[حکم]] [[اعدام]] آنان به دست [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[اجرا]] گردید<ref>المغازی، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۹۸؛ عیون الاثر، ج ۱، ص۳۴۷؛ سبل الهدی، ج ۴، ص۶۳ ـ ۶۴.</ref>، از [[آزادی]] سایر اسیران در برابر پرداخت فدیه یا [[تعلیم]] [[کودکان]] [[مسلمان]]، سخن به میان آورد<ref>الطبقات، ج ۲، ص۱۳، ۱۶.</ref>. [[مسلمانان]] نیز طبق نظر آن حضرت [[رفتار]] کردند. بنابر روایاتی از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} [[آیه]]: {{متن قرآن|أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) میگویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آل عمران، آیه۱۶۵.</ref> به [[آزادی]] [[اسرا]] در برابر فدیه اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۸۷۷.</ref>. گزارشهای متعددی از برخورد خوب مسلمانان با [[اسیران]] در راه بازگشت به [[مدینه]] و همچنین در [[زمان]] حضور در مدینه آمده است<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۱۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص۱۵۹.</ref>. به موجب گزارشهایی، [[قریش]] در ابتدا نمیخواست تا هم کشته داده باشد و هم فدیه بپردازد، ازاینرو مُطَّلِب پسر [[ابووداعه]]، نخستین کسی که فدیه پرداخت و پدرش را [[آزاد]] ساخت، مورد [[سرزنش]] قریش قرار گرفت؛ ولی پس از این، ممنوعیت پرداخت فدیه برداشته شد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۳۰۲ ـ ۳۰۳.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۹۶ ـ ۳۹۸.</ref> | ||
== بازتاب [[جنگ بدر]] در مدینه == | == بازتاب [[جنگ بدر]] در مدینه == | ||
| خط ۱۵۲: | خط ۱۵۱: | ||
حقارت اسرای [[مشرک]] به ویژه اشراف از آنان مانند [[سهیل بن عمرو]] تا بدان حد بود که [[سوده]] [[همسر پیامبر]]{{صل}} را نیز تحت تأثیر قرار داده بود، ازاینرو به [[سهیل]] گفت: ای [[ابو یزید]] چگونه به [[اسارت]] تن دادی؟! مگر نمیتوانستی با [[بزرگواری]] بمیری! [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: ای [[سوده]] آیا بر ضد [[خدا]] و [[رسول]] او [[ترغیب]] و تحریک میکنی؟ سوده گفت: ای [[رسول خدا]]! [[سوگند]] به کسی که تو را به [[حق پیامبر]] قرار داده است وقتی ابو یزید را دیدم که دستهایش به گردنش بسته است نتوانستم خودداری کنم <ref>المغازی، ج ۱، ص۱۱۸ ـ ۱۱۹.</ref>. در آن هنگام که هنوز [[نوشیدن شراب]] ممنوع نشده بود عدهای از جمله [[خلیفه اول]] و دوم در [[خانه]] [[ابوطلحه انصاری]] [[اجتماع]] کرده، ضمن نوشیدن شراب در سوگ کشته شدگان [[قریش]] اشعاری سرودند. رسول خدا{{صل}} هنگامی که از اشعار آنان باخبر شد با چهرهای برافروخته و دامن کشان نزد [[ابوبکر]] آمد. عمر با دیدن چهره [[غضبناک]] پیامبر{{صل}} از [[خشم]] ایشان به خدا [[پناه]] برد و سوگند یاد کرد که دیگر شراب ننوشد<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۸۰؛ نوادر الاصول، ج ۱، ص۲۴۸.</ref>. [[زمخشری]] این اشعار را به عمر نسبت داده است<ref>ربیع الابرار، ج ۴، ص۵۱ ـ ۵۳.</ref>. [[سید حمیری]] و [[شیخ طوسی]] به این اشعار استناد کردهاند<ref>الهدایة الکبری، ص۱۱۰؛ الاصابه، ج ۴، ص۲۲؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص۴۸۷؛ ج ۷۶، ص۱۳۱.</ref>. دیک الجن نیز اشعار وی در آن جلسه را نزد [[متوکل]] خوانده است<ref>اللمعة البیضاء، ص۴۳۹.</ref>. [[علامه امینی]]<ref>الغدیر، ج ۷، ص۹۵ ـ ۱۰۳.</ref> و [[علامه شرف الدین]] عاملی<ref>النص و الاجتهاد، ص۳۱۰.</ref> و [[سید جعفر مرتضی عاملی]]<ref>الصحیح من سیره، ج ۹، ص۵، ۳۰۵ ـ ۳۰۷.</ref> به تفصیل به این موضوع پرداختهاند. | حقارت اسرای [[مشرک]] به ویژه اشراف از آنان مانند [[سهیل بن عمرو]] تا بدان حد بود که [[سوده]] [[همسر پیامبر]]{{صل}} را نیز تحت تأثیر قرار داده بود، ازاینرو به [[سهیل]] گفت: ای [[ابو یزید]] چگونه به [[اسارت]] تن دادی؟! مگر نمیتوانستی با [[بزرگواری]] بمیری! [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: ای [[سوده]] آیا بر ضد [[خدا]] و [[رسول]] او [[ترغیب]] و تحریک میکنی؟ سوده گفت: ای [[رسول خدا]]! [[سوگند]] به کسی که تو را به [[حق پیامبر]] قرار داده است وقتی ابو یزید را دیدم که دستهایش به گردنش بسته است نتوانستم خودداری کنم <ref>المغازی، ج ۱، ص۱۱۸ ـ ۱۱۹.</ref>. در آن هنگام که هنوز [[نوشیدن شراب]] ممنوع نشده بود عدهای از جمله [[خلیفه اول]] و دوم در [[خانه]] [[ابوطلحه انصاری]] [[اجتماع]] کرده، ضمن نوشیدن شراب در سوگ کشته شدگان [[قریش]] اشعاری سرودند. رسول خدا{{صل}} هنگامی که از اشعار آنان باخبر شد با چهرهای برافروخته و دامن کشان نزد [[ابوبکر]] آمد. عمر با دیدن چهره [[غضبناک]] پیامبر{{صل}} از [[خشم]] ایشان به خدا [[پناه]] برد و سوگند یاد کرد که دیگر شراب ننوشد<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۸۰؛ نوادر الاصول، ج ۱، ص۲۴۸.</ref>. [[زمخشری]] این اشعار را به عمر نسبت داده است<ref>ربیع الابرار، ج ۴، ص۵۱ ـ ۵۳.</ref>. [[سید حمیری]] و [[شیخ طوسی]] به این اشعار استناد کردهاند<ref>الهدایة الکبری، ص۱۱۰؛ الاصابه، ج ۴، ص۲۲؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص۴۸۷؛ ج ۷۶، ص۱۳۱.</ref>. دیک الجن نیز اشعار وی در آن جلسه را نزد [[متوکل]] خوانده است<ref>اللمعة البیضاء، ص۴۳۹.</ref>. [[علامه امینی]]<ref>الغدیر، ج ۷، ص۹۵ ـ ۱۰۳.</ref> و [[علامه شرف الدین]] عاملی<ref>النص و الاجتهاد، ص۳۱۰.</ref> و [[سید جعفر مرتضی عاملی]]<ref>الصحیح من سیره، ج ۹، ص۵، ۳۰۵ ـ ۳۰۷.</ref> به تفصیل به این موضوع پرداختهاند. | ||
از جمله پیامدهای دیگر [[جنگ بدر]] در [[مدینه]] [[نگرانی]] [[انصار]] نسبت به همپیمانان [[یهودی]] خود بود و ازاینرو به آنان گفتند: پیش از اینکه همانند آنچه بر قریش در [[بدر]] وارد شد بر شما بیاید [[اسلام]] را بپذیرید<ref>جامعالبیان، مج ۴، ج ۶، ص۳۷۲؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص۳۵۴.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | از جمله پیامدهای دیگر [[جنگ بدر]] در [[مدینه]] [[نگرانی]] [[انصار]] نسبت به همپیمانان [[یهودی]] خود بود و ازاینرو به آنان گفتند: پیش از اینکه همانند آنچه بر قریش در [[بدر]] وارد شد بر شما بیاید [[اسلام]] را بپذیرید<ref>جامعالبیان، مج ۴، ج ۶، ص۳۷۲؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص۳۵۴.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۹۸ ـ ۴۰۰.</ref> | ||
== بازتاب [[جنگ بدر]] در [[مکه]] == | == بازتاب [[جنگ بدر]] در [[مکه]] == | ||
| خط ۱۵۹: | خط ۱۵۸: | ||
چون [[قریش]] به مکه بازگشت و همه چیز روشن شد [[ابوسفیان]] برای برافروخته نگه داشتن [[خشم]] مشرکان نسبت به [[مسلمانان]] آنان را از هر گونه [[گریستن]] و [[نوحه]] و [[مرثیه سرایی]] بر کشتگان و از هر گونه [[خوشی]] و [[لذتجویی]] برحذر داشت<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۱، ۱۲۳.</ref>. برخی که نمیتوانستند برای کشته شدگانشان [[عزاداری]] نکنند به بیرون مکه رفته، در آنجا [[نوحه سرایی]] میکردند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۳.</ref>؛ اما وقتی [[کعب بن اشرف]] [[یهودی]] به مکه آمد و مرثیه سرایی کرد دیگران نیز اشعار او را خوانده، [[گریه و زاری]] را آشکار کردند. مکه یک ماه در [[غم]] و [[اندوه]] فرو رفته بود و هیچ خانهای نبود مگر اینکه بر کشتگان خود مرثیه میخواند. [[زنها]] نیز موهای خود را پریشان کردند. گاه گِرد شتر یا اسب مردی که کشته شده بود به نوحه خوانی میپرداختند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۲ ـ ۱۲۳.</ref>. [[قریش]] بر کشتگان خود اشعار غمانگیز فراوانی سراییده که در کتابهای [[تاریخی]] و ادبی آمده است<ref>العقدالفرید، ج ۳، ص۳۰۰ ـ ۳۰۱؛ الاغانی، ج ۱، ص۲۳ ـ ۲۴.</ref>. این خشم چنان بود که [[عمیر بن وهب]] جُمَحی با [[تشویق]] و [[حمایت]] صفوان بن امیه تصمیم به [[کشتن پیامبر]]{{صل}} گرفت؛ ولی چون به مدینه رسید دستگیر و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورده شد. [[پیامبر]]{{صل}} از [[هدف]] او پرسید. او گفت: برای [[آزادی]] اسیری آمدهام؛ اما وقتی رسول خدا{{صل}} سخنان او و صفوان را فاش ساخت به [[حقانیت پیامبر]]{{صل}} اعتراف کرد و [[مسلمان]] شد و درخواست کرد تا به [[مکه]] رفته، [[قریش]] را به [[اسلام]] فراخواند. وی پس از کسب [[اجازه]] وارد مکه شد و با [[آگاه]] شدن صفوان و [[مکیان]] از مسلمان شدن او وی را [[نفرین]] کردند. گروه زیادی نیز با سخنان او مسلمان شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۵ ـ ۱۲۷.</ref>. | چون [[قریش]] به مکه بازگشت و همه چیز روشن شد [[ابوسفیان]] برای برافروخته نگه داشتن [[خشم]] مشرکان نسبت به [[مسلمانان]] آنان را از هر گونه [[گریستن]] و [[نوحه]] و [[مرثیه سرایی]] بر کشتگان و از هر گونه [[خوشی]] و [[لذتجویی]] برحذر داشت<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۱، ۱۲۳.</ref>. برخی که نمیتوانستند برای کشته شدگانشان [[عزاداری]] نکنند به بیرون مکه رفته، در آنجا [[نوحه سرایی]] میکردند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۳.</ref>؛ اما وقتی [[کعب بن اشرف]] [[یهودی]] به مکه آمد و مرثیه سرایی کرد دیگران نیز اشعار او را خوانده، [[گریه و زاری]] را آشکار کردند. مکه یک ماه در [[غم]] و [[اندوه]] فرو رفته بود و هیچ خانهای نبود مگر اینکه بر کشتگان خود مرثیه میخواند. [[زنها]] نیز موهای خود را پریشان کردند. گاه گِرد شتر یا اسب مردی که کشته شده بود به نوحه خوانی میپرداختند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۲ ـ ۱۲۳.</ref>. [[قریش]] بر کشتگان خود اشعار غمانگیز فراوانی سراییده که در کتابهای [[تاریخی]] و ادبی آمده است<ref>العقدالفرید، ج ۳، ص۳۰۰ ـ ۳۰۱؛ الاغانی، ج ۱، ص۲۳ ـ ۲۴.</ref>. این خشم چنان بود که [[عمیر بن وهب]] جُمَحی با [[تشویق]] و [[حمایت]] صفوان بن امیه تصمیم به [[کشتن پیامبر]]{{صل}} گرفت؛ ولی چون به مدینه رسید دستگیر و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورده شد. [[پیامبر]]{{صل}} از [[هدف]] او پرسید. او گفت: برای [[آزادی]] اسیری آمدهام؛ اما وقتی رسول خدا{{صل}} سخنان او و صفوان را فاش ساخت به [[حقانیت پیامبر]]{{صل}} اعتراف کرد و [[مسلمان]] شد و درخواست کرد تا به [[مکه]] رفته، [[قریش]] را به [[اسلام]] فراخواند. وی پس از کسب [[اجازه]] وارد مکه شد و با [[آگاه]] شدن صفوان و [[مکیان]] از مسلمان شدن او وی را [[نفرین]] کردند. گروه زیادی نیز با سخنان او مسلمان شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۵ ـ ۱۲۷.</ref>. | ||
[[مصیبت]] بس سنگین [[بدر]] بر مکیان نه تنها در سال بعد [[جنگ احد]] را در پی داشت، بلکه کینهای در [[دل]] [[بزرگان قریش]] به خصوص [[امویان]] نهاده بود که حتی پس از مسلمان شدن هرگاه فرصتی دست میداد [[کینه]] خود را به گونههای مختلف آشکار میکردند. در این میان [[اهلبیت پیامبر]] و [[انصار]] بیشتر آماج این [[کینهها]] بودند، چنان که بارها [[امیرمؤمنان]]{{ع}} از امویان و [[قریش]] [[شکوه]] و به [[ظلم]] و [[دشمنی]] آنان با خود اشاره کرده است<ref>ر. ک: الجمل، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، ۱۷۱.</ref>. عثمان نیز با توجه به این نکته به آن حضرت میگفت: [[گناه]] من چیست که قریش شما را [[دوست]] ندارند؟ [[دشمنی]] آنان از اینروست که ۷۰ نفر از کسانی را که چون طلا میدرخشیدند کشتید<ref>الجمل، ص۱۸۶؛ شرح نهج البلاغه، ج ۹، ص۲۳.</ref>. اوج این دشمنی در [[واقعه کربلا]] نسبت به [[اهلبیت]]{{عم}} ظاهر شد، چنان که یزید در اشعار خود صریحاً به [[انتقامجویی]] از کشتههای بدر اعتراف کرد<ref>مقاتل الطالبیین، ص۸۰؛ بلاغات النساء، ص۲۱.</ref> و ولید بن یزید از ابنعایشه خواست تا این اشعار را با [[غنا]] بخواند<ref>ر. ک: تاریخ طبری، ج ۶، ص۳۳۷.</ref>؛ همچنین [[واقعه حرّه]] نسبت به انصار در این راستا بود<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref>. | [[مصیبت]] بس سنگین [[بدر]] بر مکیان نه تنها در سال بعد [[جنگ احد]] را در پی داشت، بلکه کینهای در [[دل]] [[بزرگان قریش]] به خصوص [[امویان]] نهاده بود که حتی پس از مسلمان شدن هرگاه فرصتی دست میداد [[کینه]] خود را به گونههای مختلف آشکار میکردند. در این میان [[اهلبیت پیامبر]] و [[انصار]] بیشتر آماج این [[کینهها]] بودند، چنان که بارها [[امیرمؤمنان]]{{ع}} از امویان و [[قریش]] [[شکوه]] و به [[ظلم]] و [[دشمنی]] آنان با خود اشاره کرده است<ref>ر. ک: الجمل، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، ۱۷۱.</ref>. عثمان نیز با توجه به این نکته به آن حضرت میگفت: [[گناه]] من چیست که قریش شما را [[دوست]] ندارند؟ [[دشمنی]] آنان از اینروست که ۷۰ نفر از کسانی را که چون طلا میدرخشیدند کشتید<ref>الجمل، ص۱۸۶؛ شرح نهج البلاغه، ج ۹، ص۲۳.</ref>. اوج این دشمنی در [[واقعه کربلا]] نسبت به [[اهلبیت]]{{عم}} ظاهر شد، چنان که یزید در اشعار خود صریحاً به [[انتقامجویی]] از کشتههای بدر اعتراف کرد<ref>مقاتل الطالبیین، ص۸۰؛ بلاغات النساء، ص۲۱.</ref> و ولید بن یزید از ابنعایشه خواست تا این اشعار را با [[غنا]] بخواند<ref>ر. ک: تاریخ طبری، ج ۶، ص۳۳۷.</ref>؛ همچنین [[واقعه حرّه]] نسبت به انصار در این راستا بود<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۰۰ ـ ۴۰۱.</ref>. | ||
== بازتاب [[جنگ بدر]] در خارج از [[حجاز]] == | == بازتاب [[جنگ بدر]] در خارج از [[حجاز]] == | ||
بازتاب این [[جنگ]] افزون بر [[مدینه]] و [[مکه]]، به خارج از مرزها کشیده شد. در [[حبشه]] [[نجاشی]] از این خبر مسرور شد و خبر آن را به [[مسلمانان]] [[مهاجر]] در حبشه رساند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۰؛ الکافی، ج ۲، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | بازتاب این [[جنگ]] افزون بر [[مدینه]] و [[مکه]]، به خارج از مرزها کشیده شد. در [[حبشه]] [[نجاشی]] از این خبر مسرور شد و خبر آن را به [[مسلمانان]] [[مهاجر]] در حبشه رساند<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۲۰؛ الکافی، ج ۲، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۰۱.</ref> | ||
== | == مقام بدریها از منظر [[قرآن]] و [[روایات]] == | ||
مقام بدریها در روایاتِ ناظر به برخی [[آیات]] و نیز سخنان [[صحابه]] جایگاه مهم و ویژهای یافت و در [[اعتقادات]] [[اهل سنت]] | مقام بدریها در روایاتِ ناظر به برخی [[آیات]] و نیز سخنان [[صحابه]] جایگاه مهم و ویژهای یافت و در [[اعتقادات]] [[اهل سنت]] بدریان از دیگر صحابه جایگاه [[برتری]] دارند. برخی از [[مفسران]] در [[شأن نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشستها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه۱۱.</ref> آوردهاند که گروهی از بدریان وارد [[مجلسی]] شدند که [[رسول خدا]]{{صل}} در آن حضور داشت. [[اصحاب]] برای آنان جا باز نکردند، ازاینرو [[پیامبر]]{{صل}} به برخی [[فرمان]] داد تا برخیزند و بدریان بنشینند. برخی از [[اصحاب]] از این فرمان اندکی ناراحت شدند و [[منافقان]] نیز سخنان [[فتنه انگیزی]] گفتند و [[آیه]] مزبور در [[شأن]] بدریها نازل شد<ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص۳۷۸؛ اسبابالنزول، ص۳۵۰؛ زادالمسیر، ج ۸، ص۱۹۱.</ref>. | ||
از نظر [[عطاء بن ریاح]]، بدریان مصداق: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> هستند که در ذیل [[آیه]] به آنان [[وعده]] [[بهشت]] داده شده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۱.</ref>. مطابق قولی از [[عکرمه]] [[اصحاب بدر]] بهترین [[امت]] دانسته شدهاند<ref>زادالمسیر، ج ۲، ص۱۶.</ref>. [[مقام]] [[بدریان]] چنان بود که [[مجاهد]] گوید: برخی که در [[بدر]] حاضر نشده بودند [[آرزو]] میکردند در [[جنگ بدر]] شرکت بودند تا همانند آنان [[ثواب]] و [[اجر]] میداشتند؛ ولی چون [[روز]] [[اُحد]] شد آنان [[فرار]] کردند و [[خداوند]] آنان را چنین مورد [[عتاب]] قرار داد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و مرگ (در راه خداوند) را پیش از آنکه با آن رویاروی گردید نیک آرزو میکردید (اکنون که) آن را (در میدان جنگ) دیدهاید تنها (در آن) مینگرید» سوره آل عمران، آیه ۱۴۳.</ref><ref>تفسیر مجاهد، ج ۱، ص۱۳۷؛ جامع البیان، مج ۳، ج ۴، ص۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>. | از نظر [[عطاء بن ریاح]]، بدریان مصداق: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> هستند که در ذیل [[آیه]] به آنان [[وعده]] [[بهشت]] داده شده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۱.</ref>. مطابق قولی از [[عکرمه]] [[اصحاب بدر]] بهترین [[امت]] دانسته شدهاند<ref>زادالمسیر، ج ۲، ص۱۶.</ref>. [[مقام]] [[بدریان]] چنان بود که [[مجاهد]] گوید: برخی که در [[بدر]] حاضر نشده بودند [[آرزو]] میکردند در [[جنگ بدر]] شرکت بودند تا همانند آنان [[ثواب]] و [[اجر]] میداشتند؛ ولی چون [[روز]] [[اُحد]] شد آنان [[فرار]] کردند و [[خداوند]] آنان را چنین مورد [[عتاب]] قرار داد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و مرگ (در راه خداوند) را پیش از آنکه با آن رویاروی گردید نیک آرزو میکردید (اکنون که) آن را (در میدان جنگ) دیدهاید تنها (در آن) مینگرید» سوره آل عمران، آیه ۱۴۳.</ref><ref>تفسیر مجاهد، ج ۱، ص۱۳۷؛ جامع البیان، مج ۳، ج ۴، ص۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>. | ||
| خط ۱۷۸: | خط ۱۷۷: | ||
در منابع و [[روایات شیعه]] نیز شمار [[اصحاب حضرت مهدی]] به عدد [[اصحاب بدر]] گفته شده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۲۴۶.</ref>. نظر به جایگاه ویژه اصحاب بدر نزد [[مسلمانان]] از همان قرنهای نخست، در کتابهایی که درباره [[صحابه]] نوشته شده، موضوعی به این گروه تخصیص یافته است. کتابهای فراوانی در این باره نوشته شده که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود: | در منابع و [[روایات شیعه]] نیز شمار [[اصحاب حضرت مهدی]] به عدد [[اصحاب بدر]] گفته شده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۲۴۶.</ref>. نظر به جایگاه ویژه اصحاب بدر نزد [[مسلمانان]] از همان قرنهای نخست، در کتابهایی که درباره [[صحابه]] نوشته شده، موضوعی به این گروه تخصیص یافته است. کتابهای فراوانی در این باره نوشته شده که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود: | ||
# کتاب من شهد [[صفین]] مع علی من البدریین از [[هشام بن محمد بن سائب کلبی]]<ref>الذریعه، ج ۲۹، ص۲۲۹.</ref> | # کتاب من شهد [[صفین]] مع علی من البدریین از [[هشام بن محمد بن سائب کلبی]]<ref>الذریعه، ج ۲۹، ص۲۲۹.</ref> | ||
# [[هالة]] البدر فی عدد [[اهل]] [[بدر]] از [[محمد بن احمد بن عثمان]] [[ذهبی]]<ref>ایضاح المکنون، ج ۲، ص۴۱۶.</ref> | # [[هالة]] البدر فی عدد [[اهل]] [[بدر]] از [[محمد بن احمد بن عثمان]] [[ذهبی]]<ref>ایضاح المکنون، ج ۲، ص۴۱۶.</ref> | ||
# روضة المحبین لأسماء الصحابة البدریین اثر محمد بن [[مصطفی]] البنانی المصری<ref>ایضاح المکنون، ج ۱، ص۵۹۶.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]].</ref> | # روضة المحبین لأسماء الصحابة البدریین اثر محمد بن [[مصطفی]] البنانی المصری<ref>ایضاح المکنون، ج ۱، ص۵۹۶.</ref>.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۰۱ ـ ۴۰۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||