جون بن حوی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۱۶۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ اکتبر ۲۰۲۴
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پایان مدخل‌ وابسته}} +{{پایان مدخل وابسته}}))
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | عنوان مدخل = جون بن حوی | مداخل مرتبط = [[جون بن حوی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
{{جعبه اطلاعات اصحاب
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[جون بن حوی در تاریخ اسلامی]]</div>
| نام = جون بن حوی
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| مشهور به =
| نام تصویر = آرامگاه شهدای کربلا.jpg   
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = آرامگاه شهدای کربلا
| نام کامل = جون بن حوی بن قتادة بن اعور بن ساعدة بن عوف بن کعب بن حویّ
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه = 
| لقب = 
| اهل =
| از قبیله = 
| از تیره = 
| پدر = [[حوی بن قتادة]] 
| مادر = 
| همسر = 
| پسر =
| دختر =
| خواهر =
| برادر =
| خویشاوندان = 
| وابستگان =
| تاریخ تولد = 
| محل تولد = 
| محل زندگی = [[کوفه]] 
| تاریخ درگذشت = 
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت = [[۶۱ هجری]] 
| محل شهادت = [[کربلا]]
| طول عمر =
| محل دفن = [[کربلا]]
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = {{فهرست جعبه افقی| [[امام علی]] | [[امام حسن]] | [[امام حسین]] }}
| از طبقه =
| در جنگ = [[واقعه عاشورا]]
| نقش‌ها =
| فعالیت‌ها =
| علت شهرت =   
| علت درگذشت = 
| علت شهادت =
| راوی از =
| روایات مشهور = 
| مشایخ او = 
| راویان از او =
| آخرین راوی از او =
}}


'''جَون بن حُوَی''' [[غلام]] سیاه [[ابوذر غفاری]] که در [[کربلا]] به [[شهادت]] رسید.  
'''جَون بن حُوَی''' [[غلام]] سیاه [[ابوذر غفاری]] که در [[کربلا]] به [[شهادت]] رسید.  


==مقدمه==
== مقدمه ==
جون بن حوّی پس از [[شهادت]] مولایش [[ابوذر]]، به [[مدینه]] برگشت و در [[خدمت]] [[اهل بیت]] در آمد. ابتدا [[خدمت]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} بود. سپس در [[خدمت]] [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} و بالأخره در [[خدمت]] [[امام سجاد]]{{ع}} بود. در [[سفر]] [[کربلا]]، از [[مدینه]] همراه [[امام]] تا [[مکّه]] و از آنجا به [[کربلا]] آمد. چون به اسلحه‌سازی و اسلحه‌شناسی آشنا بود، به [[نقل]] [[ابن اثیر]] و [[طبری]]، [[شب عاشورا]] هم در [[کربلا]] به کار [[اصلاح]] سلاح‌ها اشتغال داشت. با آنکه سنّ او زیاد بود، ولی [[روز عاشورا]] از [[سید الشهدا]]{{ع}} [[اذن]] میدان‌طلبید. [[امام]] او را رخصت داد تا برود و آزادش کرد. ولی او با [[اصرار]]، می‌خواست در روزهای [[شادی]] و [[غم]] و راحت و [[رنج]]، از [[خاندان پیامبر]] جدا نشود.
جون بن حوّی پس از [[شهادت]] مولایش [[ابوذر]]، به [[مدینه]] برگشت و در خدمت [[اهل بیت]] در آمد. ابتدا خدمت [[امیر المؤمنین]] {{ع}} بود. سپس در خدمت [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{ع}} و بالأخره در خدمت [[امام سجاد]] {{ع}} بود. در [[سفر]] [[کربلا]]، از [[مدینه]] همراه [[امام]] تا [[مکّه]] و از آنجا به [[کربلا]] آمد. چون به اسلحه‌سازی و اسلحه‌شناسی آشنا بود، به [[نقل]] [[ابن اثیر]] و [[طبری]]، [[شب عاشورا]] هم در [[کربلا]] به کار [[اصلاح]] سلاح‌ها اشتغال داشت. با آنکه سنّ او زیاد بود، ولی [[روز عاشورا]] از [[سید الشهدا]] {{ع}} [[اذن]] میدان‌طلبید. [[امام]] او را رخصت داد تا برود و آزادش کرد. ولی او با اصرار، می‌خواست در روزهای [[شادی]] و [[غم]] و راحت و [[رنج]]، از [[خاندان پیامبر]] جدا نشود.


به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کرد: گرچه نسبم [[پست]] و بویم ناخوش و چهره‌ام سیاه است، ولی می‌‌خواهم به [[بهشت]] [[روم]] و [[شرافت]] یابم و رو سفید شوم. از شما جدا نمی‌شوم تا [[خون]] سیاهم با خون‌های شما آمیخته شود. پس از [[نبرد]]، وقتی بر [[زمین]] افتاد، [[امام]] خود را به بالین او رساند و چنین [[دعا]] کرد: خدایا! رویش را سفید و بویش را معطّر کن و او را با [[نیکان]] [[محشور]] گردان {{متن حدیث|اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ وَ طَيِّبْ رِيحَهُ وَ احْشُرْهُ مَعَ الْأَبْرَارِ وَ عَرِّفْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}<ref>اعیان الشیعه، ج ۴، ج ۴، ص ۲۹۷؛ انصار الحسین، ص ۶۵؛ بحار الأنوار، ج ۴۵ ص ۲۲.</ref> به [[دعای امام]]، بویش معطّر گشت. [[امام باقر]]{{ع}} از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] می‌‌کند که پس از [[عاشورا]] که [[مردم]] برای [[دفن]] کشته‌ها به میدان می‌‌آمدند (و [[بنی اسد]] برای [[دفن]] [[شهدا]] آمدند)، پس از ده روز، [[بدن]] جون را در حالی یافتند که بوی مشک از آن به مشام می‌‌رسید<ref>بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۲۳؛ معارف و معاریف، ج ۲، ص ۶۳۴.</ref>.
به [[امام حسین]] {{ع}} عرض کرد: گرچه نسبم [[پست]] و بویم ناخوش و چهره‌ام سیاه است، ولی می‌‌خواهم به [[بهشت]] [[روم]] و [[شرافت]] یابم و رو سفید شوم. از شما جدا نمی‌شوم تا [[خون]] سیاهم با خون‌های شما آمیخته شود. پس از [[نبرد]]، وقتی بر [[زمین]] افتاد، [[امام]] خود را به بالین او رساند و چنین [[دعا]] کرد: خدایا! رویش را سفید و بویش را معطّر کن و او را با [[نیکان]] [[محشور]] گردان {{متن حدیث|اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ وَ طَيِّبْ رِيحَهُ وَ احْشُرْهُ مَعَ الْأَبْرَارِ وَ عَرِّفْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}<ref>اعیان الشیعه، ج ۴، ج ۴، ص ۲۹۷؛ انصار الحسین، ص ۶۵؛ بحار الأنوار، ج ۴۵ ص ۲۲.</ref> به دعای امام، بویش معطّر گشت. [[امام باقر]] {{ع}} از [[امام سجاد]] {{ع}} [[روایت]] می‌‌کند که پس از [[عاشورا]] که [[مردم]] برای [[دفن]] کشته‌ها به میدان می‌‌آمدند (و [[بنی اسد]] برای [[دفن]] [[شهدا]] آمدند)، پس از ده روز، بدن جون را در حالی یافتند که بوی مشک از آن به مشام می‌‌رسید<ref>بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۲۳؛ معارف و معاریف، ج ۲، ص ۶۳۴.</ref>.


رجزهای مختلفی برای جون [[نقل]] شده است. که نشان‌دهنده عمق [[بینش]] او در [[شناخت]] ولای [[آل]] البیت و [[جبهه]] [[کفر]] [[امویان]] و [[دفاع]] همه جانبه او از [[خاندان رسالت]] است<ref>درباره جون، کتاب «جون، مسک للزنوج» تألیف: محمد رضا عبد الأمیر انصاری. نشر: بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، منتشر شده است (کیهان فرهنگی، سال ۱۰ شماره ۳ ص ۴۵).</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۱۴۱.</ref>.
رجزهای مختلفی برای جون [[نقل]] شده است. که نشان‌دهنده عمق [[بینش]] او در [[شناخت]] ولای [[آل]] البیت و جبهه [[کفر]] [[امویان]] و [[دفاع]] همه جانبه او از [[خاندان رسالت]] است<ref>درباره جون، کتاب «جون، مسک للزنوج» تألیف: محمد رضا عبد الأمیر انصاری. نشر: بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، منتشر شده است (کیهان فرهنگی، سال ۱۰ شماره ۳ ص ۴۵).</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۱۴۱.</ref>
 
==[[شهادت]] [[جون غلام ابوذر]]==
وقتی عثمان [[ابوذر]] را از [[مدینه]] [[تبعید]] کرد، دستور داد کسی به بدرقه ابوذر نرود. ولی علی و [[فضل بن عباس]] و دو سه نفر دیگر در بدرقه شرکت کردند که حضرت با [[مروان]] درگیر شد، آن [[روز]] که [[ابوذر]] می‌رفت علی{{ع}}، جون را خرید تا در [[خدمت]] ابوذر باشد.
جون [[سیاه پوست]] بود که علی{{ع}} او را به مبلغ ۱۵۰ دینار از [[فضل بن عباس بن عبدالمطلب]] خرید، او همراه ابوذر [[صحابی پیامبر]] بود تا اینکه ابوذر از [[دنیا]] رفت. پس از فوت ابوذر، او به [[اهل بیت]]{{ع}} [[پناه]] آورد و در رکاب علی{{ع}} و [[امام مجتبی]]{{ع}} و پس از آن [[امام حسین]]{{ع}} بود و در [[سفر]] [[امام]] از [[مدینه]] به [[مکه]] و بعد به [[عراق]] امام را تنها نگذاشت و همیشه [[یار وفادار]] آن حضرت بود با اینکه او در سال ۶۱ (هق) پیر شده بود.
 
[[سید بن طاووس]] می‌گوید: بعد از [[شهادت]] [[عمرو بن قرظه]]، جون که [[غلام ابوذر]] بود برای [[جهاد]] [[قیام]] نمود. امام حسین{{ع}} به وی فرمود: من تو را مرخص کردم، [[سیدالشهدا]] این [[غلام]] را رسماً [[آزاد]] کرد تا [[شرم]] حضور، مانع از انصراف و رفتنش نگردد، با اینکه حسین{{ع}} [[پایداری]] و [[ثبات قدم]] جون را در برابر [[مشکلات]] می‌دانست، در عین [[حال]] خواست با این [[آزمایش]]، [[شخصیت]] این عبد سیاه را به دنیا و به همه نسل‌های [[آینده]] بشناساند که برای [[حمایت]] از شریعتی که دست خائنین با آن [[بازی]] کرده است، در حین [[بحران]] و خطر و موقعیتی که [[وحشت]] همه جا و همه کس را فراگرفته است، چه اندازه [[فداکاری]] و [[از خودگذشتگی]] می‌کند. حسین{{ع}} [[بیعت]] خود را از گردن او بر می‌دارد و [[اجازه]] مرخصی و رفتن به او می‌دهد و می‌گوید: {{عربی|يا جون! انما تبعتنا طلبا للعافية، فلا تبتل بطريقتنا}}.
 
به محض شنیدن [[سخن امام]]، از [[بیم]] اینکه مبادا [[توفیق]] رسیدن به [[سعادت]] [[جاودانه]] را نداشته باشد، قطرات [[اشک]] مروارید گونه‌اش بر رخسار سیاهش سرازیر شد و با صدایی لرزان همراه با گریه‌ای که گلویش را می‌فشرد، سخنی گفت که [[جاودانه]] [[تاریخ]] شده و به همه نسل‌ها فهماند که [[پیروزی]] عبارت است از [[پایداری]] و [[مقاومت]] در برابر [[مشکلات]]. آری سخنی که او در جواب [[امام]] خود گفت: {{عربی|و إنما الراحة بعد العناء}}. و سپس افزود: {{عربی|أنا في الرخاء، الحس قصاعكم، و في الشدة آخذ لكم؟ والله ان ريحي لمنتن، و ان حسبي للئيم، و لوني لأسود، فتنفس علي بالجنة ليطيب ريحي و يشرف حسبي، و يبيض وجهي، لا والله لا افارقكم حتى يختلط هذا الدم الاسود مع دمائكم}}.
برای رسیدن به [[آسایش]] و [[آرامش]] باید از [[سختی‌ها]] عبور کرد، بعد اضافه کرد حسین [[جان]] من در [[رفاه]] و [[راحتی]] کاسه لیس شما باشم و در [[مصیبت]] و [[ناراحتی]] مقابل [[دشمن]] دست از شما بردارم؟ من بدنم بدبو و خانواده‌ام گمنام و رنگ بدنم سیاه است، بر من [[منت]] بگذار با [[بهشت]] برین، بدنم [[خوشبو]] و خانواده‌ام [[شریف]] و رنگ بدنم سفید گردد. نه، به [[خدا]] قسم من هرگز از شما جدا نخواهم شد، تا [[خون]] سیاه من با خون شریف شما آمیخته شود.
 
[[محمد بن ابوطالب]] می‌گوید: سپس جون برای [[قتال]] [[قیام]] کرد و این [[رجز]] را خواند:
{{عربی|كيف يرى الكفار ضرب [[الاسود]] *** بالسيف ضربا عن بني محمد
اذب عنهم باللسان واليد *** أرجو به الجنة يوم المورد}}
یعنی: [[کفار]] ضرب دست [[غلام]] سیاه را چگونه می‌بینند که برای [[فرزندان پیامبر]] با [[شمشیر]] می‌جنگد. من با زبان و دست از فرزندان پیامبر [[دفاع]] می‌کنم. امیدوارم که در [[روز]] ورود به صحرای [[محشر]] داخل بهشت شوم.
 
سپس [[جهاد]] کرد تا [[شهید]] شد و [[امام حسین]]{{ع}} به بالین او آمد و فرمود: بار خدایا! صورتش را سفید و بوی او را [[نیکو]] و وی را با [[ابرار]] [[محشور]] بفرما و [[معرفتی]] بین او و [[محمد و آل محمد]]{{صل}} برقرار بفرما! [[امام محمد باقر]] از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود: بعد از [[واقعه کربلا]] افرادی که آمدند تا [[اجساد شهدا]] را [[دفن]] نمایند، جسد این [[غلام]] یعنی جون را در حالی یافتند که بوی [[مشک]] از آن به مشام می‌رسید!<ref>بحار، ج۴۵، ص۲۳.</ref>.
در رمق آخر [[سیدالشهدا]] به بالینش آمد، جون چشم باز کرد از اینکه [[امام]] را بر بالین خود دید لبخند رضایتی زد و گفت: {{عربی|من مثلي و ابن رسول الله واضع خده على خدي ثم فاضت نفسه}}<ref>ابصار العین، ص۱۵۵؛ تنقیح المقال، ج۱، ص۲۳۸.</ref>.
چه کسی مثل من [[خوشبخت]] است که پسر [[پیغمبر]] صورتش را بر صورتم نهاده؟ این را گفت و روحش پرواز کرد.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۶۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌ وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[ابوذر غفاری]] (مولا)
* [[ابوذر غفاری]] (مولا)
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}
خط ۲۰: خط ۸۳:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
# [[پرونده:IM010744.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|'''مظلومیت سیدالشهداء ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۶: خط ۹۰:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:یاران امام حسین]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اصحاب امام حسن]]
[[رده:اصحاب امام حسین]]
[[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]]
[[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]]
[[رده:قبیله نامعلوم]]
۷۶٬۰۲۵

ویرایش