←پانویس
(صفحهای تازه حاوی «== منشأ عصمت پیامبران == === مقدمه === مصونیت پیامبران خدا از کجا سرچشمه گرفته است؟ پاسخ اجمالی آن است که معصوم، دارای ملکه نفسانی نیرومندی است که در سختترین شرایط هم او را از ارتکاب گناه بازمیدارد؛ ملکهای که از آگاهی کامل و دائ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۷۹: | خط ۱۷۹: | ||
# از [[علم]] و [[آگاهی]] به [[مفاسد]] و عواقب ناگوار [[گناهان]] و همچنین [[شناخت]] و [[درک]] [[ارزش]] و اهمیت [[طاعات]] برخوردارند. | # از [[علم]] و [[آگاهی]] به [[مفاسد]] و عواقب ناگوار [[گناهان]] و همچنین [[شناخت]] و [[درک]] [[ارزش]] و اهمیت [[طاعات]] برخوردارند. | ||
# [[خداوند]] [[کریم]] هم، به وسیله [[نزول]] پی در پی [[وحی]] بر [[قلب]] [[انبیا]]، [[آگاهی]] و [[بینش]] آنها را نسبت به [[زشتی]] [[گناهان]] و [[شایستگی]] [[طاعات]]، ژرف و گستردهتر میکند. | # [[خداوند]] [[کریم]] هم، به وسیله [[نزول]] پی در پی [[وحی]] بر [[قلب]] [[انبیا]]، [[آگاهی]] و [[بینش]] آنها را نسبت به [[زشتی]] [[گناهان]] و [[شایستگی]] [[طاعات]]، ژرف و گستردهتر میکند. | ||
# احیاناً اگر ترک | # احیاناً اگر [[ترک اولی]] و یا [[سهو]] و نسیانی هم از ایشان سر زند، بیدرنگ [[مؤاخذه]] میشوند؛ به عبارت دیگر، [[خداوند]] هیچگونه اغماض و اهمالی را - ولو در امور بسیار جزئی - درباره آنان روا نمیدارد<ref>تلخیص المحصّل، ص۳۶۹؛ همچنین ر. ک: ارشاد الطالبین، ص۳۰۱-۳۰۲؛ رسالة التقریب، ش۲، ص۱۴۱.</ref>. | ||
در نقد این بیان باید گفت: | در نقد این بیان باید گفت: | ||
| خط ۲۳۲: | خط ۲۳۲: | ||
لازم به ذکر است که اکثر نظریات پیشین را میتوان با تصرفات و توجیهاتی به این نظریه برگرداند. ولی در [[نظریه]]"[[علم]] و [[اراده]]" مطلب به صورت منطقی و با [[مقامات]] دقیقتری [[تبیین]] گردیده است<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۴۹-۶۰.</ref>. | لازم به ذکر است که اکثر نظریات پیشین را میتوان با تصرفات و توجیهاتی به این نظریه برگرداند. ولی در [[نظریه]]"[[علم]] و [[اراده]]" مطلب به صورت منطقی و با [[مقامات]] دقیقتری [[تبیین]] گردیده است<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۴۹-۶۰.</ref>. | ||
==[[منشأ عصمت]]== | |||
درباره منشأ پیدایش [[عصمت]]، احتمالهایی از سوی صاحبنظران بیان شده است. | |||
۱. برخی عصمت را ثمره [[تقوا]] میدانند و معتقدند اگر شخص [[متقی]]، تقوا را به [[کاملترین]] مرتبه آن برساند، به درجه عصمت میرسد و از ارتکاب هرگونه [[کار زشت]] خودداری میکند، به طوری که حتی [[فکر گناه]] هم نمیکند<ref>جعفر سبحانی، الالهیات، ج۳، ص۱۵۸-۱۵۹.</ref>. | |||
۲. برخی عصمت را ثمره [[علم]] به عواقب [[گناه]] میدانند و معتقدند آنچه از [[آیات قرآن]] استفاده میشود این است که عصمت از قبیل علم به [[قبح]] [[معصیت]] است که با وجود آن، هرگز معصیت صادر نمیشود؛ مانند کسی که علم [[قطعی]] به [[مسموم]] بودن ظرف آب دارد، هیچگاه با [[اختیار]] حاضر نیست این آب را بنوشد. علم قطعی [[انبیا]] و [[اولیا]] به عواقب [[اخروی]] [[گناهان]] آنها را از انجام گناهان باز میدارد<ref>طباطبایی، مجموعه مقالات و پرسشها و پاسخها، ج۲، ص۲۳۹.</ref>. | |||
برخی [[عالمان]] معاصر در دیدگاه فوق تشکیک نموده و [[معتقد]] هستند: | |||
در [[مذهب شیعه امامیه]] و بر اساس [[آموزههای دینی]]، «عصمت» دارای گستره وسیعی است و [[حجت الهی]] از بدو ولادت تا [[زمان]] [[رحلت]] [[معصوم]] است و علاوه بر گناه، از [[سهو]] و [[نسیان]] و [[خطا]] نیز مصون است، حال آنکه علم، با خطا و سهو و نسیان قابل جمع است، در نتیجه به نظر میرسد سخن [[علامه طباطبایی]] مستلزم قول به عدم [[عصمت از خطا]] و سهو و نسیان است و این بر خلاف [[عقیده]] [[عالمان شیعه]] [[امامیه]] درباره عصمت است<ref>میلانی، عصمت از منظر فریقین، ص۲۱.</ref>. | |||
ممکن است در پاسخ گفته شود: آن [[علمی]] که با خطا و سهو و نسیان قابل جمع است، علم ناقص بشری است و مقصود علامه طباطبایی از علمی که منشأ عصمت شخص معصوم است [[علم کامل]] [[الهی]] است که معصوم از آن برخوردار است و این علم با خطا و سهو و نسیان قابل جمع نیست؛ از این رو بر اساس نظر علامه طباطبایی عصمتی که منشأ آن علم است، هم [[عصمت از گناه]] را شامل میشود و هم [[عصمت از خطا]] و [[سهو]] و [[نسیان]] را. دیدگاه ایشان از این حیث، با دیدگاه دیگر [[عالمان]] بزرگ [[امامیه]] تفاوتی ندارد. | |||
در بررسی آثار [[علامه طباطبایی]] روشن شد نظر ایشان دقیقاً همان چیزی است که در سطور فوق بیان شد. ایشان مینویسد<ref>{{عربی|أن الامر الذي تتحقق به العصمة نوع من العلم يمنع صاحبه عن التبلس بالمعصية و الخطاء، و بعبارة أخرى علم مانع عن الضلال. فهذا العلم من غير سنخ سائر العلوم و الادراكات المتعارفة التي تقبل الاكتساب و التعلم. وقد أشار الله تعالى إليه في خطا به الذي خص به نبيه{{صل}} بقوله {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}}. | |||
... أن المراد بالانزال و التعليم في قوله {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}} نوعان اثنان من العلم، احدهما التعليم بالوحي و [[نزول]] الروح الأمين على النبي{{صل}}، و [[الآخر]]: التعليم بنوع من الإلقاء في القلب و الإلهام الخفي الإلهي من غير إنزال الملك و هذا هو الذي تؤيده الروايات الواردة في [[علم]] النبي{{صل}}. | |||
فقد بان من جميع ما قدمناه أن هذه الموهبة الإلهية التي نسميها [[قوة]] العصمة نوع من العلم و الشعور يغاير سائر أنواع العلوم في أنه غير مغلوب لشيء من القوى الشعورية البتة بل هي الغالبة القاهرة عليها المستخدمة إياها، و لذلك كانت تصون صاحبها من الضلال و الخطيئة مطلقا}} ([[محمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان]]، ج۵، ص۷۸ - ۸۰).</ref>: | |||
آنچه [[عصمت]] به وسیله آن تحقق مییابد نوعی از علم است که صاحبش را از [[ارتکاب گناه]] و [[خطا]] بازمیدارد و به تعبیر دیگر [[علمی]] است که مانع از [[گمراهی]] میشود.... این علم از سنخ سایر [[علوم]] و [[ادراکات]] متعارف که از راه اکتساب و [[تعلم]] به دست میآید نیست. | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}}<ref>«و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref> که خطاب [[آیه]] مخصوص [[پیامبر]]{{صل}} میباشد، به این [[علم]] اشاره کرده است. و از اینجا روشن میشود که انزال و [[تعلیم]] در آیه دو نوع علم است، یکی [[علمی]] است که از [[طریق وحی]] و با [[نزول جبرئیل]] به پیامبر تعلیم داده میشده و دوم علمی است که به وسیله نوعی از [[القا]] در [[قلب]] و [[الهام الهی]] و بدون نازل شدن [[فرشته وحی]] به پیامبر تعلیم داده میشده و این دو نوع تعلیم [[رسول خدا]]{{صل}} چیزی است که [[روایات]] واردشده درباره [[علم پیامبر]] آن را [[تأیید]] میکند.... | |||
از مباحث گذشته روشن شد این [[موهبت الهی]] که ما آن را [[عصمت]] مینامیم نوعی از علم و [[شعور]] است که با سایر [[علوم]] تفاوت دارد و صاحبش را به طور کامل از [[گمراهی]] و [[خطا]] [[حفظ]] میکند. | |||
۳. برخی هم عصمت را نشئت گرفته از [[محبت]] و توجه به [[عظمت پروردگار]] دانستهاند؛ یعنی هرگاه [[انسان]] نسبت به خدای خویش [[معرفت]] پیدا نمود و [[صفات جلال و جمال]] [[خدا]] را به [[درستی]] [[شناخت]]، در نفس خود تمایلی پیدا میکند که رضای [[خداوند]] را با چیز دیگری عوض نکند، به طوری که هر چیزی که مخالف رضای [[پروردگار]] باشد نزد او [[زشت]] جلوه میکند. این همان [[مقام عصمت]] است که انسان در چنین مقامی حاضر به انجام [[گناه]] و حتی [[فکر گناه]] نخواهد بود<ref>جعفر سبحانی، الالهیات، ج۳، ص۱۶۲.</ref>. گفتنی است این احتمال نیز به علم و شناخت بازمیگردد، با این تفاوت که علم احتمال دوم، به عواقب گناه بود، اما احتمال سوم، علم و شناخت به عظمت پروردگار است. | |||
۴. برخی [[عالمان]] معاصر نیز [[منشأ عصمت]] را [[لطف الهی]] دانسته و معتقدند: | |||
«عصمت» ملکهای [[نفسانی]] است که خداوند از سر [[لطف]] به برخی عطا میکند، بنابراین «عصمت» اکتسابی نیست و امری مستقل از علم است و اعطای عصمت به [[جبر]] منجر نمیشود<ref>میلانی، عصمت از منظر فریقین، صص ۲۰ و ۵۱.</ref>. | |||
به نظر میرسد میان احتمالهای یاد شده تعارضی وجود ندارد و میتوان آنها را به یک مطلب بازگرداند و آن این است که [[عصمت]] قوهای است در نفس [[انسان کامل]] که او را از [[مخالفت]] [[پروردگار]] باز میدارد.<ref>[[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|آیه اولی الامر]]، ص ۹۷.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010753.jpg|22px]] [[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|'''آیه اولی الامر''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||