پرش به محتوا

مراحل معاد: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۷۷۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ دسامبر ۲۰۲۴
 
(۳۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[آذر]]|روز=[[25]]|سال=[[۱۴۰۳]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = معاد
| موضوع مرتبط = معاد
خط ۱۷: خط ۱۶:
برای معاد با توجه به معانی که صورت گرفته سه مرحله بیان شده است که عبارت است از: [[مرگ]]، [[برزخ]] و [[قیامت]]. در ذیل به بررسی هر کدام از این مراحل پرداخته می‌شود.
برای معاد با توجه به معانی که صورت گرفته سه مرحله بیان شده است که عبارت است از: [[مرگ]]، [[برزخ]] و [[قیامت]]. در ذیل به بررسی هر کدام از این مراحل پرداخته می‌شود.


== مرحله اول: [[مرگ]] ==
== مرحله اول: مرگ ==
{{اصلی|مرگ}}
[[مرگ]] یکی از پیچیده‌ترین معماهای [[زندگی بشری]] است که در طول [[تاریخ]] مورد توجه متفکران بوده است. در برخی [[ادیان]] غیر آسمانی مسئله مرگ پایان [[حیات]]، شمرده نمی‌شود و [[دفن]] اجساد [[مردگان]] همراه با خوراک و تزئینات و مومیایی کردن مرده‌ها برای سالم ماندن بدن، [[گواه]] [[اعتقاد]] [[انسان‌ها]] به ادامه [[زندگی]] پس از مرگ است. در [[اسلام]] بحث مرگ از مباحث مهم [[معاد]] است و در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] به آن توجه شده است<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>.
[[مرگ]] یکی از پیچیده‌ترین معماهای [[زندگی بشری]] است که در طول [[تاریخ]] مورد توجه متفکران بوده است. در برخی [[ادیان]] غیر آسمانی مسئله مرگ پایان [[حیات]]، شمرده نمی‌شود و [[دفن]] اجساد [[مردگان]] همراه با خوراک و تزئینات و مومیایی کردن مرده‌ها برای سالم ماندن بدن، [[گواه]] [[اعتقاد]] [[انسان‌ها]] به ادامه [[زندگی]] پس از مرگ است. در [[اسلام]] بحث مرگ از مباحث مهم [[معاد]] است و در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] به آن توجه شده است<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>.


خط ۳۹: خط ۳۹:
=== اقسام مرگ ===
=== اقسام مرگ ===
مرگ گونه‌های متعددی دارد: [[مرگ طبیعی]]، [[مرگ ناگهانی]] یا مفاجات و مرگ انتحاری و [[شهادت]] که مرگ در [[جهاد]] با دشمنان خدا و [[برترین]] گونۀ مرگ است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۰۹.</ref>. عرفا مرگ را چهار قسم می‌دانند: مرگ [[اهانت]] و [[لعنت]] که مرگ [[کافران]] است؛ مرگ [[حسرت]] و [[معصیت]] که مرگ [[گنهکاران]] است؛ مرگ تحفه و [[کرامت]] که مرگ [[مؤمنان]] است و مرگ خلعت و مشاهدت که مرگ [[پیغمبران]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۸۱.</ref>.
مرگ گونه‌های متعددی دارد: [[مرگ طبیعی]]، [[مرگ ناگهانی]] یا مفاجات و مرگ انتحاری و [[شهادت]] که مرگ در [[جهاد]] با دشمنان خدا و [[برترین]] گونۀ مرگ است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۰۹.</ref>. عرفا مرگ را چهار قسم می‌دانند: مرگ [[اهانت]] و [[لعنت]] که مرگ [[کافران]] است؛ مرگ [[حسرت]] و [[معصیت]] که مرگ [[گنهکاران]] است؛ مرگ تحفه و [[کرامت]] که مرگ [[مؤمنان]] است و مرگ خلعت و مشاهدت که مرگ [[پیغمبران]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۸۱.</ref>.
==== به لحاظ تعلق به موجودات ====
===== [[مرگ انسان]] =====
# مرگ [[انبیا]]
# مرگ [[امامان]]
# مرگ [[مؤمنان]]
# مرگ [[کفار]]
# مرگ [[ستمکاران]]
# مرگ گنه‌کاران
===== مرگ غیر [[انسان]] =====
# مرگ [[ملائکه]]
## مرگ [[عزرائیل]]
## مرگ سایر [[فرشتگان]]
# مرگ [[اجنه]]
# مرگ حیوانات
# مرگ نباتات
==== به لحاظ تعلق آن به نفس و بدن ====
# مرگ بدن
# مرگ نفس


==== به لحاظ جنس ====
==== به لحاظ جنس ====
# '''[[مرگ طبیعی]] (حتف انف):''' مرگ طبیعی به معنای خروج نفس از بدن است؛ پس از اینکه نفس به‌تدریج به فعلیت و [[استقلال]] می‌رسد. در واقع این [[مرگ]]، [[رهایی]] تدریجی نفس از بدن و رویگردانی آن از [[عالم حس]] و روی‌آوردن به عالم ملکوت است. زمانی که جوهر نفس به کمال و فعلیت می‌رسد، دیگر نیازی به بدن ندارد و آن را رها می‌کند<ref>ملاصدرا، المظاهر الالهیه، ۹۹-۱۰۲.</ref>.
# '''[[مرگ طبیعی]] (حتف انف):''' مرگ طبیعی به معنای خروج نفس از بدن است؛ پس از اینکه نفس به‌تدریج به فعلیت و [[استقلال]] می‌رسد. در واقع این [[مرگ]]، [[رهایی]] تدریجی نفس از بدن و رویگردانی آن از [[عالم حس]] و روی‌آوردن به عالم ملکوت است. زمانی که جوهر نفس به کمال و فعلیت می‌رسد، دیگر نیازی به بدن ندارد و آن را رها می‌کند<ref>ملاصدرا، المظاهر الالهیه، ۹۹-۱۰۲.</ref>.
# '''مرگ به سیف ([[شهادت]]):''' شهادت به‌معنای کشته‌ شدن و جان‌ دادن در راه [[خداوند]] از مسائلی است در نظام ارزشی اسلام، به عنوان معیاری شناخته شده که بیشتر [[ارزش‌ها]] و [[اعمال صالح]] با آن سنجیده شده است. مصداق [[حقیقی]] شهادت، کشته شدن در معرکه [[جهاد]] با [[دشمن]] [[دین]] است؛ اما در [[روایات]] آمده است که [[جان]] باختن در برخی حالات دیگر نیز اجر و ارج شهادت دارد. اسلام نگاه ویژه‌ای به [[شهادت]] دارد<ref>[[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱۹ ـ ۵۲۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۱۶.</ref>.
# '''مرگ به سیف ([[شهادت]]):''' شهادت به‌معنای کشته‌ شدن و جان‌ دادن در راه [[خداوند]] از مسائلی است در نظام ارزشی اسلام، به عنوان معیاری شناخته شده که بیشتر [[ارزش‌ها]] و [[اعمال صالح]] با آن سنجیده شده است. مصداق [[حقیقی]] شهادت، کشته شدن در معرکه [[جهاد]] با [[دشمن]] [[دین]] است؛ اما در [[روایات]] آمده است که [[جان]] باختن در برخی حالات دیگر نیز اجر و ارج شهادت دارد. اسلام نگاه ویژه‌ای به [[شهادت]] دارد<ref>[[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۵۱۹ ـ ۵۲۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۱۶.</ref>.
==== به لحاظ [[سختی]] و آسانی ====
# مرگ آسان
# مرگ سخت


==== به لحاظ طبیعت و اخترام ====
==== به لحاظ طبیعت و اخترام ====
خط ۷۶: خط ۵۱:
# '''مرگ اختیاری (ارادی):''' برخی از اهل معرفت قسم دیگری از مرگ را ذکر کرده‌اند که از آن به مرگ ارادی تعبیر می‌شود و [[انسان]] با [[تزکیه نفس]] می‌تواند با [[اراده]] خود از تعلقات و [[شهوات]] نفس [[رهایی]] یابد<ref>کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، ۹۴؛ آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref> در واقع مرگ ارادی همان ترک ماسوی‌الله و انقطاع به سوی اوست که نه تنها موجب بقای سرمدی و [[حیات طیبه]] [[ابدی]] در [[بهشت]] صوری و معنوی می‌شود<ref>آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref>، بلکه به قدر [[استعداد]] و سیر و سلوک اشخاص بر حسب تجلیات اسمائی یا صفاتی یا ذاتی، موجب لقای [[حق]] شده، مقام‌ها و مراتب [[عارفان]] برای آنان حاصل می‌شود<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۱۶۰.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>
# '''مرگ اختیاری (ارادی):''' برخی از اهل معرفت قسم دیگری از مرگ را ذکر کرده‌اند که از آن به مرگ ارادی تعبیر می‌شود و [[انسان]] با [[تزکیه نفس]] می‌تواند با [[اراده]] خود از تعلقات و [[شهوات]] نفس [[رهایی]] یابد<ref>کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، ۹۴؛ آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref> در واقع مرگ ارادی همان ترک ماسوی‌الله و انقطاع به سوی اوست که نه تنها موجب بقای سرمدی و [[حیات طیبه]] [[ابدی]] در [[بهشت]] صوری و معنوی می‌شود<ref>آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref>، بلکه به قدر [[استعداد]] و سیر و سلوک اشخاص بر حسب تجلیات اسمائی یا صفاتی یا ذاتی، موجب لقای [[حق]] شده، مقام‌ها و مراتب [[عارفان]] برای آنان حاصل می‌شود<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۱۶۰.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>
# '''مرگ غیراختیاری'''.
# '''مرگ غیراختیاری'''.
=== زمان مرگ ===


=== احتضار ===
=== احتضار ===
خط ۱۳۶: خط ۱۰۹:
[[فرشته مرگ]] با صورتی [[نیکو]] سراغ [[نیکان]] می‌آید و با نرمی و [[مهربانی]] با آنان سخن می‌گوید و جانشان را باز می‌گیرد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹.</ref>، اما برای کافران و بدکاران، ملک‌الموت با سیمایی ترسناک سراغشان می‌آید و با [[سختی]] و تندی و درد و [[رنج]] جانشان را می‌گیرد<ref>سوره سجده، آیه ۱۱؛ سوره نحل، آیه ۳۲؛ سوره نحل، آیه ۲۸؛ سوره انفال، آیه ۵۰.</ref>.<ref>بحارالانوار، ۶/ ۱۴۱.</ref>. <ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰.</ref>.
[[فرشته مرگ]] با صورتی [[نیکو]] سراغ [[نیکان]] می‌آید و با نرمی و [[مهربانی]] با آنان سخن می‌گوید و جانشان را باز می‌گیرد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹.</ref>، اما برای کافران و بدکاران، ملک‌الموت با سیمایی ترسناک سراغشان می‌آید و با [[سختی]] و تندی و درد و [[رنج]] جانشان را می‌گیرد<ref>سوره سجده، آیه ۱۱؛ سوره نحل، آیه ۳۲؛ سوره نحل، آیه ۲۸؛ سوره انفال، آیه ۵۰.</ref>.<ref>بحارالانوار، ۶/ ۱۴۱.</ref>. <ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۴۰۹ ـ ۴۱۰.</ref>.


=== [[تغسیل]](جنبه‌های معرفتی) ===
=== [[تغسیل میت|تغسیل]] ===


=== [[تشییع]](جنبه‌های معرفتی) ===
=== تشییع ===
{{همچنین|تشییع}}
[[تشییع جنازه]]، [[مستحب]] مؤکّد و دارای [[اجر]] و [[ثواب]] فراوانی است. برخی [[فقها]] گفته‏‌اند: [[استحباب]] تشییع در موردی است که [[دفن]] جنازه نیاز به نقل دارد<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>. برخی برای تشییع جنازه از جهت مقدار فضل و کمال سه مرتبه برشمرده‏‌اند: کمترین مرتبه آن، تشییع تا مصلّی و اقامه نماز بر میّت. مرتبه متوسط، تشییع تا کنار [[قبر]] و توقّف تا پس از دفن و کامل‏ترین و با فضیلت‏ترین مرتبه آن توقّف بعد از دفن، [[استغفار]] و طلب [[ثبات قدم]] میّت بر [[اعتقاد]] [[حق]]، هنگام سؤال دو [[فرشته]] از او است<ref>منتهی المطلب (ق)، ج۱، ص۴۴۵.</ref>. برخی در اینکه مرتبه اوّل، کمترین حدّ تشییع باشد ـ به‏ گونه‌‏ای که به کمتر از آن تشییع تحقّق نیابد ـ اشکال کرده‏‌اند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref>
[[تشییع جنازه]]، [[مستحب]] مؤکّد و دارای [[اجر]] و [[ثواب]] فراوانی است. برخی [[فقها]] گفته‏‌اند: [[استحباب]] تشییع در موردی است که [[دفن]] جنازه نیاز به نقل دارد<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>. برخی برای تشییع جنازه از جهت مقدار فضل و کمال سه مرتبه برشمرده‏‌اند: کمترین مرتبه آن، تشییع تا مصلّی و اقامه نماز بر میّت. مرتبه متوسط، تشییع تا کنار [[قبر]] و توقّف تا پس از دفن و کامل‏ترین و با فضیلت‏ترین مرتبه آن توقّف بعد از دفن، [[استغفار]] و طلب [[ثبات قدم]] میّت بر [[اعتقاد]] [[حق]]، هنگام سؤال دو [[فرشته]] از او است<ref>منتهی المطلب (ق)، ج۱، ص۴۴۵.</ref>. برخی در اینکه مرتبه اوّل، کمترین حدّ تشییع باشد ـ به‏ گونه‌‏ای که به کمتر از آن تشییع تحقّق نیابد ـ اشکال کرده‏‌اند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref>


=== [[تدفین]](جنبه‌های معرفتی) ===
=== تدفین ===
{{همچنین|دفن}}
دفن عبارت است از، در خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در [[زمین]]، حفر کرده و مرده را در آن قرار می‌دهند و روی آن را می‌پوشانند. دفن کردن میّت [[مسلمان]] با کیفیّت خاص، واجب کفایی است. اجزای جدا شده از بدن میّت حتّی ناخن و دندان‌های او نیز مشمول [[حکم]] یاد شده‏‌اند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۰؛ العروة الوثقی، ج۲، ص۱۱۲ و ۱۱۷.</ref>. سزاوار است [[مؤمن]] در حال [[حیات]] مکانی را برای قبر خود تهیّه کند و در آن [[قرآن]] بخواند. اهدای [[زمین]] برای دفن [[مؤمنان]] [[مستحب]] است؛ چنان که مباشرت در کندن قبر مؤمن [[استحباب]] دارد<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۶۳۹ - ۶۴۳.</ref>
دفن عبارت است از، در خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در [[زمین]]، حفر کرده و مرده را در آن قرار می‌دهند و روی آن را می‌پوشانند. دفن کردن میّت [[مسلمان]] با کیفیّت خاص، واجب کفایی است. اجزای جدا شده از بدن میّت حتّی ناخن و دندان‌های او نیز مشمول [[حکم]] یاد شده‏‌اند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۰؛ العروة الوثقی، ج۲، ص۱۱۲ و ۱۱۷.</ref>. سزاوار است [[مؤمن]] در حال [[حیات]] مکانی را برای قبر خود تهیّه کند و در آن [[قرآن]] بخواند. اهدای [[زمین]] برای دفن [[مؤمنان]] [[مستحب]] است؛ چنان که مباشرت در کندن قبر مؤمن [[استحباب]] دارد<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۶۳۹ - ۶۴۳.</ref>


=== [[تلقین]](جنبه‌های معرفتی) ===
=== تلقین ===
{{همچنین|تلقین میت}}
[[تلقین]] میّت به [[توحید]]، [[نبوّت]] و [[امامت]] و [[ولایت]] [[ائمّه]]{{عم}} با ذکر نام مبارکشان، پس از گذاشتن وی در [[قبر]] و پیش از چیدن لحد و نیز بعد از [[دفن]] و پراکنده شدن [[تشییع]] کنندگان، بر [[ولیّ]] یا [[نایب]] او [[مستحب]] است<ref>غنیة النزوع/ صص ۱۰۳ و ۱۰۶؛ جواهر الکلام ج۴، ص۳۰۵ و ۳۲۴.</ref>. پس از گذاشتن میّت در قبر، ولیّ یا نایب او داخل قبر شده با دست راست شانه راست میّت و با دست چپ بازوی چپ او را گرفته و به شدّت تکان می‌دهد، سپس دهان خود را به گوش میّت نزدیک کرده او را تلقین می‌دهد. مستحب است تلقین را سه بار تکرار کند<ref>منهاج الفقاهة ج۵، ص۱۸۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۶۲۶.</ref>


=== انتقال روح ===
=== انتقال روح ===
خط ۱۶۰: خط ۱۳۷:
در رد این نظریه گفته شده است، تناسخ اساساً با اصل [[معاد]] ناسازگار است؛ در حالی که معاد از [[اصول عقاید]] [[دینی]] است و [[پیروان]] همه [[ادیان آسمانی]] به آن معتقدند. بنابر آموزه تناسخ، [[روح انسان]] در این [[دنیا]] [[کیفر]] می‌بیند و [[پاک]] می‌شود و آن‌گاه به سرای دیگر می‌رود. اگر چنین باشد، دیگر کیفر اخروی معنا نخواهد یافت؛ حال آنکه بیش از هزار [[آیه]] به گونه مستقیم و نامستقیم به [[اثبات]] و وصف [[قیامت]] و کیفرهای [[اخروی]] پرداخته‌اند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[تناسخ - رضایی بیرجندی (مقاله)|مقاله «تناسخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۱۲.</ref>.
در رد این نظریه گفته شده است، تناسخ اساساً با اصل [[معاد]] ناسازگار است؛ در حالی که معاد از [[اصول عقاید]] [[دینی]] است و [[پیروان]] همه [[ادیان آسمانی]] به آن معتقدند. بنابر آموزه تناسخ، [[روح انسان]] در این [[دنیا]] [[کیفر]] می‌بیند و [[پاک]] می‌شود و آن‌گاه به سرای دیگر می‌رود. اگر چنین باشد، دیگر کیفر اخروی معنا نخواهد یافت؛ حال آنکه بیش از هزار [[آیه]] به گونه مستقیم و نامستقیم به [[اثبات]] و وصف [[قیامت]] و کیفرهای [[اخروی]] پرداخته‌اند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[تناسخ - رضایی بیرجندی (مقاله)|مقاله «تناسخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۱۲.</ref>.


== مرحله دوم: [[برزخ]] ==
== مرحله دوم: برزخ ==
{{اصلی|برزخ}}
=== معناشناسی ===
=== معناشناسی ===
برزخ از ریشه «بَرَزَه» به معنای جداکننده دو چیز<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۱۱۸.</ref> و فاصل و حایل میان دو چیز از یکدیگر<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۴، ص۳۳۸؛ زبیدی، سیدمحمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۴، ص۲۶۰.</ref> است. در اصطلاح [[کلامی]] و متون دینی به فاصله میان [[مرگ]] تا [[روز قیامت]] برزخ گفته می‌شود<ref>سجادی، سید جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ص۳۱۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص۶۰۹.</ref>
برزخ از ریشه «بَرَزَه» به معنای جداکننده دو چیز<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۱۱۸.</ref> و فاصل و حایل میان دو چیز از یکدیگر<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۴، ص۳۳۸؛ زبیدی، سیدمحمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۴، ص۲۶۰.</ref> است. در اصطلاح [[کلامی]] و متون دینی به فاصله میان [[مرگ]] تا [[روز قیامت]] برزخ گفته می‌شود<ref>سجادی، سید جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ص۳۱۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص۶۰۹.</ref>


=== اثبات برزخ ===
=== اثبات برزخ ===
==== دلیل عقلی ====
انتقال به جایی، که با جای پیش متفاوت است، آنگاه تحمل‌پذیر است که مرحله‌ای میانی در کار باشد؛ یعنی جایی که پاره‌ای از ویژگی‌های هر دو جا را دارا باشد. عالم برزخ این چنین است و مرحله‌ای است میان دنیا و آخرت. همچنین قیامت یکی بیش نیست و در یک [[روز]] تحقق می‌یابد و در آن روز، [[زمین]] و [[آسمان]] دگرگون می‌شود و جهانی نو پدید می‌آید؛ اما بیش‌تر [[انسان‌ها]] پیش از قیامت مرده‌اند. [[برزخ]] جایی است که [[روح]] [[آدمیان]] تا برپایی قیامت در آن به سر می‌برند. از پاره‌ای [[روایات]] نیز برمی‌آید عالم برزخ، برخی کاستی‌ها و کژی‌های [[مؤمنان]] را می‌زداید و آنان را برای قیامت و آخرت [[پاک]] می‌سازد، همچنین برخی دانستنی‌ها و معارف به مؤمنان و [[صالحان]] القاء می‌شود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق{{ع}}، فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref>.
==== دلیل نقلی ====
برخی قائل‌اند مسئلۀ [[برزخ]] ماهیت [[نقلی]] دارد و [[عقل]] را به آن راهی نیست<ref>روح‌المعانی، مج۲، ج ۲، ص۳۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۴ ـ ۴۹۵.</ref> و بعضی بر این عقیده‌اند که افزون بر [[ادله نقلی]]، [[دلایل عقلی]] نیز می‌تواند [[پاداش]] و کیفر برزخی را ثابت کند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۲۷.</ref>. البته تجزیه و تحلیل [[ادله]] یاد شده نشان می‌دهد، ادله بیش از آنکه [[ضرورت]] برزخ را ثابت کند، امکان آن را اثبات می‌کند، در هر حال این نکته درخور توجه است که اولین گام برای اثبات برزخ، [[اثبات]] حقیقت روح و تجرد نفس و بقای آن است، ازاین‌رو کسانی که به سبب [[جهانبینی]] مادی خود، همه [[حقایق]] موجودات عالم را در مادیات منحصر می‌دانند، به طور کلی منکر عالم پس از [[مرگ]] هستند<ref>گوهر مراد، ص۶۴۹ ـ ۶۵۰؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۳ ـ ۹۴.</ref>.
برخی قائل‌اند مسئلۀ [[برزخ]] ماهیت [[نقلی]] دارد و [[عقل]] را به آن راهی نیست<ref>روح‌المعانی، مج۲، ج ۲، ص۳۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۴ ـ ۴۹۵.</ref> و بعضی بر این عقیده‌اند که افزون بر [[ادله نقلی]]، [[دلایل عقلی]] نیز می‌تواند [[پاداش]] و کیفر برزخی را ثابت کند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۲۷.</ref>. البته تجزیه و تحلیل [[ادله]] یاد شده نشان می‌دهد، ادله بیش از آنکه [[ضرورت]] برزخ را ثابت کند، امکان آن را اثبات می‌کند، در هر حال این نکته درخور توجه است که اولین گام برای اثبات برزخ، [[اثبات]] حقیقت روح و تجرد نفس و بقای آن است، ازاین‌رو کسانی که به سبب [[جهانبینی]] مادی خود، همه [[حقایق]] موجودات عالم را در مادیات منحصر می‌دانند، به طور کلی منکر عالم پس از [[مرگ]] هستند<ref>گوهر مراد، ص۶۴۹ ـ ۶۵۰؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۳ ـ ۹۴.</ref>.


خط ۱۷۵: خط ۱۵۷:


=== اقسام برزخ ===
=== اقسام برزخ ===
اهل معرفت برزخ را به نزولی و صعودی تقسیم کرده، برزخ نزولی را پیش از [[دنیا]] و برزخ صعودی را بعد از آن دانسته‌اند و نیز صور برزخ صعودی را بر خلاف صور برزخ نزولی نتیجه افعالی می‌دانند که در نشئه دنیا گذشته است<ref>شرح فصوص الحکم، ص۹۷ ـ ۱۰۲.</ref>.<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۶۷.</ref>
# '''برزخ صعودی و نزولی:''' حکما عالم مثال و برزخ را به دو قسم نزولی و صعودی تقسیم می‌کنند. برزخ نزولی در قوس نزول عالم و پیش از مرتبه دنیا و  طبیعت است که [[فیض]] از عالم [[عقل]] آغاز می‌شود و به عالم مثال و بعد به عالم طبیعت می‌رسد. برزخ نزولی عالمی مستقل و [[قائم]] به ذات است<ref>ملاصدرا، مجموعه رسائل فلسفی، ص۳۰۴؛ همو، الحکمة المتعالیه، ج۹، ص۳۲۱؛ آشتیانی، سید جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۳۶۰ – ۳۶۴.</ref>. این عالم، منشأ موجودات [[عالم شهادت]] و محل گرفتن [[عهد]] و [[میثاق]] [[ربوبیت]] است که از آن در اصطلاح [[شرع]] به [[عالم ذر]] و گاهی به عالم [[ملائکه]] یاد می‌شود<ref>تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۲۵۶ و ۵۱۹.</ref>. هنگامی که موجودات عالم طبیعت با حرکت جوهری، [[سیر]] کمالی را به سوی عالم عقل طی می‌کنند، برزخ صعودی آغاز می‌شود. این عالم، واسطه میان عالم طبیعت و عالم عقل است و صورت‌های [[اعمال]] و نتیجه کارهای انسان در این عالم است<ref>ابن عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۷۸؛ قیصری، داوود بن محمود، شرح فصوص الحکم، ص۱۰۲؛ آشتیانی، سید جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۲۲۷.</ref>.
# '''منفصل و متصل:''' عالم مثال در تقسیمی دیگر به دو قسم «منفصل» که منطبق بر همان برزخ نزولی و صعودی است<ref>ابن عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۳۱۱- ۳۱۲؛ غفاری، سیدمحمد خالد، فرهنگ اصطلاحات شیخ اشراق، ص۲۳۹ – ۲۴۷. </ref> و «متصل» که همان عالم خیال در [[نفس انسانی]] و منشأ [[رؤیا]] در [[انسان]] است، تقسیم می‌شود<ref>شهرزوری، شمس الدین، رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقائق الربانیة، ج۳، ص۴۵۶. </ref>.<ref>تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۴۱۱.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۶۱۱؛ [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۶۷.</ref>


=== احوال برزخ ===
=== احوال برزخ ===


==== [[شب اول قبر]] ====
==== شب اول قبر ====
طبق [[روایات]]، اولین شبی که مرده به خاک سپرده می‌شود، مورد سؤال قرار می‌گیرد. دو [[فرشته]] [[نکیر و منکر]] حاضر می‌شوند و از [[خدا]] و [[پیامبر]] و [[عقاید]] او سؤال می‌کنند. شبی بسیار هولناک و پرفشار است و آنکه می‌میرد، در آن شب تنهایی و [[وحشت]]، همدمی جز عمل‌هایش ندارد.
 
شب اوّل [[قبر]] برای صالحانِ با [[تقوا]] خوب است، امّا برای [[گنهکاران]] شبی سخت و پر [[عذاب]] است. توصیه شده برای کسی که از [[دنیا]] می‌رود، در همان شب نخست [[نماز]] لیلة الدّفن ([[نماز]] [[وحشت]]) بخوانند و ثوابش را به [[روح]] او هدیه کنند تا ایمن گردد. کیفیت این [[نماز]] در کتاب‌های [[دعا]] آمده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]].</ref>.


==== سؤال قبر ====
==== سؤال قبر ====
# به لحاظ مسئول عنه
از [[روایات]] بسیاری استفاده می‌شود زمانی که مُرده را در قبر قرار می‌دهند، دو [[فرشته]] سراغ او می‌آیند و از پاره‌ای موضوعات [[عقیدتی]] ـ مانند [[توحید]]، [[نبوت]] و [[ولایت]] ـ از او می‌پرسند و نیز از پاره‌ای موضوعات عملی؛ مثلًا می‌پرسند با [[نماز]] چه کرده است و [[عمر]] خویش را صرف چه کارهایی ساخته و چگونه [[مال]] کسب کرده است. در برخی [[روایات]] از این دو [[فرشته]] با عنوان "ناکر و نکیر" و در برخی دیگر با عنوان "[[نکیر و منکر]]" یاد شده است<ref>کافی‌، ۲/ ۶۳۳؛ بحارالانوار، ۶/ ۲۲۳.</ref>. برخی دیگر از [[احادیث]] و نیز در پاره‌ای از [[ادعیه]]، این دو [[فرشته]] را "[[بشیر]] و مبشر" خوانده‌اند<ref>مفاتیح الجنان‌، دعای ماه رجب.</ref>. سؤال و جواب قبر، فرآیندی ساده و معمول نیست که [[آدمی]] هر چه بخواهد بگوید. پاسخ‌ها از [[جان]] [[آدمی]] و [[باطن]] ملکات و باورهای راستین او می‌جوشند و بیرون می‌آیند. تلقین میت، کمکی است به همین جوشش نه‌ آنکه اثری مستقل داشته باشد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۳-۳۷۴.</ref>.
## سؤال از [[اصول دین]]
## سؤال از بدن
## سؤال از [[جوانی]]
## سؤال از عمر
## سؤال از عمل
## سؤال از [[فروع دین]]
## سؤال از [[مال]]
## سؤال از [[ولایت اهل بیت]] به صورت کلی و [[ولایت امیرالمؤمنین]] به طور ویژه
#به لحاظ [[مسئول]]
## سؤال از مکلفین
### [[انبیا]]
### [[ائمه]]
### [[کفار]]
### [[مؤمنان]]
### [[مستضعفان]]
### [[اجنه]]
## سؤال از غیر مکلفین
# به لحاظ [[سائل]]
## [[بشیر و مبشر]]
## [[نکیر و منکر]]


=== حیات برزخی ===
=== حیات برزخی ===
==== کیفیت حیات برزخی ====
==== کیفیت حیات برزخی ====
[[روح انسان]] با پایان زندگی [[دنیایی]]، به جسم لطیفی راه می‌یابد که از بسیاری عوارض جسمانی و مادی برکنار است؛ اما از آن رو که شبیه جسم مادی است، آن را "بدن" یا "قالب مثالی" گویند. اگر میت [[اهل]] [[ایمان]] و [[نیکی]] باشد، در [[عالم برزخ]] به [[آسایش]] و [[نعمت]] می‌رسد و اگر [[اهل کفر]] یا [[گناه]] باشد، [[کیفر]] می‌بیند. البته این [[نعمت‌ها]] و رنج‌های برزخی برای برخی خاص در همین [[دنیا]] نیز قابل مشاهده است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۵۷.</ref>.
[[روح انسان]] با پایان زندگی [[دنیایی]]، به جسم لطیفی راه می‌یابد که از بسیاری عوارض جسمانی و مادی برکنار است؛ اما از آن رو که شبیه جسم مادی است، آن را "بدن" یا "قالب مثالی" گویند. اگر میت [[اهل]] [[ایمان]] و [[نیکی]] باشد، در [[عالم برزخ]] به [[آسایش]] و [[نعمت]] می‌رسد و اگر [[اهل کفر]] یا [[گناه]] باشد، [[کیفر]] می‌بیند. البته این [[نعمت‌ها]] و رنج‌های برزخی برای برخی خاص در همین [[دنیا]] نیز قابل مشاهده است.


[[جهان برزخ]]، صبح و شام دارد و برزخیان متناسب با زندگی برزخی، می‌خورند و می‌آشامند و با یکدیگر سخن می‌گویند و نشست و برخاست دارند. وقتی [[روحی]] از دنیا به برزخ می‌رسد، برزخیان به استقبالش می‌شتابند و [[اخبار]] زندگان را از او می‌گیرند البته برزخیان بسته به جایگاه برزخی خویش، گاه به دنیا سر می‌زنند و از حال و [[روز]] بازماندگان دنیایی [[آگاه]] می‌گردند<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۲۶۸ و ۲۶۹۲.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref> از روایات برمی‌آید برزخ [[مؤمنان]] در [[وادی السلام]] [[نجف]] و جایگاه [[کافران]] و [[منافقان]]، وادی برهوت [[یمن]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref>.
[[جهان برزخ]]، صبح و شام دارد و برزخیان متناسب با زندگی برزخی، می‌خورند و می‌آشامند و با یکدیگر سخن می‌گویند و نشست و برخاست دارند. وقتی [[روحی]] از دنیا به برزخ می‌رسد، برزخیان به استقبالش می‌شتابند و [[اخبار]] زندگان را از او می‌گیرند البته برزخیان بسته به جایگاه برزخی خویش، گاه به دنیا سر می‌زنند و از حال و [[روز]] بازماندگان دنیایی [[آگاه]] می‌گردند<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۲۶۸ و ۲۶۹۲.</ref>. از روایات برمی‌آید برزخ [[مؤمنان]] در [[وادی السلام]] [[نجف]] و جایگاه [[کافران]] و [[منافقان]]، وادی برهوت [[یمن]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۵۵ ـ ۵۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref>.


==== ویژگی‌های حیات برزخی ====
==== ویژگی‌های حیات برزخی ====
# '''شبه جسمانی بودن عالم برزخ:''' از ویژگی‌های [[عالم برزخ]]، [[حیات]] شبه جسمانی آن است. در [[آیات قرآنی]]<ref>نور، ۲۴؛ یس، ۵۱ و ۶۵.</ref> شواهدی وجود دارد که بدن برزخی غیر از بدن [[دنیایی]] است و هیئتی مشابه آن دارد<ref>ملاصدرا، تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۳۰؛ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۲، ص۱۲۲ و ج۱۴، ص۲۳۹.</ref>. برخی از متکلمان امامیه بر این باورند که [[ارواح]] در عالم برزخ، بدن‌هایی شبیه بدن [[دنیوی]] خود دارند<ref>مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۷۷؛ لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ص۶۵۲؛ فیض کاشانی، ملامحسن، الشافی فی العقائد والاخلاق والاحکام، ص۹۰۰ -۹۰۲.</ref>؛ البته این [[عقیده]] از [[روایات]] متعددی<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۳، ص۲۴۵؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۶، ص۲۷۰. </ref> برمی‌خیزد که گویای آن است که [[روح]] در عالم برزخ با قالب مثالی که با آن عالم سنخیت دارد، [[سیر]] خود را ادامه می‌دهد و [[رنج]] و [[لذت]] را همانند [[دنیا]] [[درک]] می‌کند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۸، ص۳۱۱ - ۳۱۲؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۶، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]] ص۶۱۰.</ref>
# '''شبه جسمانی بودن عالم برزخ:''' از ویژگی‌های [[عالم برزخ]]، [[حیات]] شبه جسمانی آن است. در [[آیات قرآنی]]<ref>نور، ۲۴؛ یس، ۵۱ و ۶۵.</ref> شواهدی وجود دارد که بدن برزخی غیر از بدن [[دنیایی]] است و هیئتی مشابه آن دارد<ref>ملاصدرا، تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۳۰؛ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۲، ص۱۲۲ و ج۱۴، ص۲۳۹.</ref>. برخی از متکلمان امامیه بر این باورند که [[ارواح]] در عالم برزخ، بدن‌هایی شبیه بدن [[دنیوی]] خود دارند<ref>مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۷۷؛ لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ص۶۵۲؛ فیض کاشانی، ملامحسن، الشافی فی العقائد والاخلاق والاحکام، ص۹۰۰ -۹۰۲.</ref>؛ البته این [[عقیده]] از [[روایات]] متعددی<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۳، ص۲۴۵؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۶، ص۲۷۰. </ref> برمی‌خیزد که گویای آن است که [[روح]] در عالم برزخ با قالب مثالی که با آن عالم سنخیت دارد، [[سیر]] خود را ادامه می‌دهد و [[رنج]] و [[لذت]] را همانند [[دنیا]] [[درک]] می‌کند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۸، ص۳۱۱ - ۳۱۲؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۶، ص۲۱۷.</ref>.
# '''آثار مترتب بر عمل:''' یکی دیگر از ویژگی‌های [[حیات]] [[برزخ]] که از [[روایات]] برداشت می‌شود<ref>صدوق، الامالی، ص۳۶۵.</ref>، [[اعمال]] و آثار مترتب بر عمل است که در برزخ عاید شخص می‌شود. درباره [[بهشت و جهنم]] برزخی [[مؤمنان]] و [[کافران]]، در کتاب‌های [[روایی]]، روایات بسیاری نقل شده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۳۰، ص۲۲۷- ۲۳۵.</ref>. برخی [[متکلمان]] بر این عقیده‌اند که [[دوزخ]] و [[عذاب]] در برزخ، مربوط به [[ادراکات]] و صورت‌هایی در نفس است که از [[باطن]] نفس، به واسطه ملکاتی که پیدا کرده، نشئت می‌گیرد و فرد با همین صورت‌های ناهنجار، در [[آخرت]] عذاب می‌شود<ref>غزالی، ابوحامد، احیاء علوم الدین، ج۱۶، ص۷۲- ۷۷.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۶۱۰.</ref>
# '''شباهت به عالم رویا:''' در برخی [[آیات]]، حالت پس از مرگ به حالت [[خواب]] رفتن انسان‌ها تشبیه شده است: {{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا ...}}<ref>«خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد ...» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref>.
# '''شباهت به عالم رویا:''' در برخی [[آیات]]، حالت پس از مرگ به حالت [[خواب]] رفتن انسان‌ها تشبیه شده است: {{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا ...}}<ref>«خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد ...» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref>.
# '''سنخیت با [[دنیا]]:''' در قیامت سؤال می‌شود که به شمار سال‌ها چه مدت در [[زمین]] درنگ کردید؟ در پاسخ گفته می‌شود: روزی (یک [[روز]]) یا پاره‌ای از روز: {{متن قرآن|قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ}}<ref>«می‌فرماید: به شمار سال‌ها، چند در زمین درنگ داشتید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۲.</ref>، از این پرسش و پاسخ چنین برداشت شده که مکث در برزخ از نظر [[قرآن]] مکث در [[زمین]] به شمار آمده است<ref>المیزان، ج ۱، ص۱۳۹.</ref>.
# '''سنخیت با [[دنیا]]:''' در قیامت سؤال می‌شود که به شمار سال‌ها چه مدت در [[زمین]] درنگ کردید؟ در پاسخ گفته می‌شود: روزی (یک [[روز]]) یا پاره‌ای از روز: {{متن قرآن|قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ}}<ref>«می‌فرماید: به شمار سال‌ها، چند در زمین درنگ داشتید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۲.</ref>، از این پرسش و پاسخ چنین برداشت شده که مکث در برزخ از نظر [[قرآن]] مکث در [[زمین]] به شمار آمده است<ref>المیزان، ج ۱، ص۱۳۹.</ref>.
خط ۲۲۰: خط ۱۸۷:
==== [[پاداش]] و کیفر برزخی ([[لذت]] و [[الم]]) ====
==== [[پاداش]] و کیفر برزخی ([[لذت]] و [[الم]]) ====
===== پاداش برزخی =====
===== پاداش برزخی =====
وسعت قبر


===== کیفر برزخی =====
===== کیفر برزخی =====
# عذاب قبر
# '''فشار قبر:''' آغازِ کیفرهای عالم برزخ و از مسلمات و مشهورات [[مسلمانان]] است و [[احادیث]] بسیاری بر آن [[گواهی]] می‌دهند. فشار قبر برای همه مردگان پیش می‌آید؛ ولی برای برخی کسان سخت‌تر و شدیدتر است و بخشی از کیفر اعمال آنان محسوب می‌گردد و برای برخی دیگر، ملایم است و به منزله کفاره گناهان و جبران نواقص. پرسشی در اینجا مطرح است که آیا بر جسم مادی و عنصری فشار وارد می‌آید و [[روح]] از این گذر به [[رنج]] و درد می‌افتد یا بر بدن مثالی و برزخی. در این باره نظریه‌های گوناگونی مطرح است. تنها بر این [[حقیقت]] می‌توان پای فشرد که بر اساس منابع [[دینی]] وجود اصل فشار قبر تردیدناپذیر است؛ هر چند کیفیت آن بر ما پوشیده است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۴.</ref>.
## به لحاظ معذب
# '''عذاب قبر:''' از معتقدات شیعیان است و همه بر آن اتفاق دارند. [[عذاب]] قبر بدین معنا است که افزون بر فشار، کیفرهای دیگری نیز از آغاز [[دفن]] بر میت فرود می‌آیند. این کیفرها، در [[حقیقت]]، [[ظهور]] [[معاصی]] و [[گناهان]] میت‌اند و ویژه [[ملحدان]] و [[منافقان]] و عاصیان‌اند و [[مؤمنان]] [[نیکوکار]] از آن در امان‌اند<ref>بحارالانوار، ۶/ ۲۶۶؛ معاد، ۱۱۳؛ عقائد صدوق‌، ۸۱؛ شرح عقائد، ۴۵؛ کشف المراد، ۲۲۶؛ ارشاد الطالبین‌، ۴۲۵؛ تجرید الاعتقاد، ۳۰۸؛ میزان الحکمة، ۱۰/ ۳۲۶؛ کافی‌، ۳/ ۲۴۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۴.</ref>
### عذاب قبر [[فاسق]]
### عذاب قبر [[کافر]]
### عذاب قبر [[مؤمن]]
## به لحاظ نوع [[عذاب]]
## ضیق قبر
### فشار قبر
#### فشار قبر کافر
#### فشار قبر مؤمن
# وحشت قبر


==== اقسام برزخیان ====
==== اقسام برزخیان ====
خط ۲۴۱: خط ۱۹۸:
# [[مسلمانان]] [[فاسق]] و بی‌ولایت به [[اهل بیت]]{{ع}} که [[عمل صالح]] دارند و در برابر [[امامان معصوم]]{{ع}} [[عداوت]] نشان نداده‌اند. اینان از نعمت‌های بهشتی بهره‌مند نمی‌شوند؛ ولی از [[نسیم]] آن برخوردار می‌‌شوند [[سفیهان]] و کودکان و [[مستضعفان]] ([[عقیدتی]]) نیز به این گروه می‌پیوندند.
# [[مسلمانان]] [[فاسق]] و بی‌ولایت به [[اهل بیت]]{{ع}} که [[عمل صالح]] دارند و در برابر [[امامان معصوم]]{{ع}} [[عداوت]] نشان نداده‌اند. اینان از نعمت‌های بهشتی بهره‌مند نمی‌شوند؛ ولی از [[نسیم]] آن برخوردار می‌‌شوند [[سفیهان]] و کودکان و [[مستضعفان]] ([[عقیدتی]]) نیز به این گروه می‌پیوندند.
# [[دشمنان]] امامان معصوم{{ع}} که از گورهایشان، دری به [[دوزخ]] گشوده می‌شود و با [[آتش دوزخ]] کیفر می‌بینند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref>.
# [[دشمنان]] امامان معصوم{{ع}} که از گورهایشان، دری به [[دوزخ]] گشوده می‌شود و با [[آتش دوزخ]] کیفر می‌بینند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۹.</ref>.
==== [[اختیار]] در [[برزخ]] ====


==== [[تکامل]] در برزخ ====
==== [[تکامل]] در برزخ ====
یکی از مباحث مربوط به برزخ، [[تکامل برزخی]] است. تکامل برزخی از منظر روایات امری مسلم است؛ مانند [[ثواب]] بردن شخصی که از [[دنیا]] رفته، از [[صدقات]] جاریه‌ای که پس از [[مرگ]] وی نیز برای دیگران سودمند است؛ نظیر ساختن [[مسجد]] و باقی گذاردن [[علم]] مفید یا سود بردن از کارهای [[نیکی]] که دیگران انجام داده و ثوابش را به او [[هدیه]] می‌کنند<ref>المعتبر، ج ۱، ص۳۴۱؛ الخصال، ص۱۵۱، ۳۲۳.</ref>. تکامل برزخی باید به گونه‌ای تبیین شود که با مبانی [[عقلی]] نیز ناسازگاری نداشته باشد<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۶۷.</ref>.
یکی از مباحث مربوط به برزخ، [[تکامل برزخی]] است. تکامل برزخی از منظر روایات امری مسلم است؛ مانند [[ثواب]] بردن شخصی که از [[دنیا]] رفته، از [[صدقات]] جاریه‌ای که پس از [[مرگ]] وی نیز برای دیگران سودمند است؛ نظیر ساختن [[مسجد]] و باقی گذاردن [[علم]] مفید یا سود بردن از کارهای [[نیکی]] که دیگران انجام داده و ثوابش را به او [[هدیه]] می‌کنند<ref>المعتبر، ج ۱، ص۳۴۱؛ الخصال، ص۱۵۱، ۳۲۳.</ref>. تکامل برزخی باید به گونه‌ای تبیین شود که با مبانی [[عقلی]] نیز ناسازگاری نداشته باشد<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۴۶۷.</ref>.


==== ارتباط اهل برزخ با اهل دنیا ====
انجام دادن کارهای خیر و [[دعا]] و [[طلب آمرزش]] بازماندگان برای [[مردگان]] با [[نیت]] و انگیزۀ [[ثواب]] و [[اجر]] برای آنها موجب خیر و [[سعادت]] و تکامل مردگان می‌‌شود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۵۵ ـ ۵۶؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[برزخ - صاحبی (مقاله)| مقاله «برزخ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۶۱۲.</ref>.
 
=== رجعت ===
{{اصلی|رجعت}}
«رَجعت» یا «[[یوم الکرّه]]»<ref>بحار الأنوار؛ ج ۷، ص۶۱.</ref> به معنای بازگشت است<ref>الصحاح، ج ۳، ص۱۲۱۶؛ المصباح، ج ۱، ص۲۲۰؛ مجمع البحرين، ج ۲، ص۱۵۰، «رجع».</ref>. رجعت در اصطلاح عبارت است از: بازگشت دو گروه از [[مردگان]] مؤمنین خالص همچون: [[انبیاء]]<ref>حق الیقین؛ ص۳۳۷ - ۳۳۸.</ref>، [[امامان معصوم]]<ref>حق الیقین؛ ص۳۴۰. </ref> و [[شهدا]]<ref> تفسیر موضوعی قرآن مجید؛ ج ۴، ص۲۶۳ </ref> و کافرین [[خالص]] پس از [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} با همان بدن‌هایی که از [[دنیا]] رفته‌اند، تا [[مؤمنان]] از برپایی حکومت جهانی [[عدل]] شاد شده، به [[فیض]] همراه [[حضرت مهدی]]{{ع}} برسند و [[کافران]] از [[پستی]] و [[حقارت]] [[ستمگران]] دردمند شده و به برخی مکافات‌های [[دنیوی]] کارهای خود برسند<ref>رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵، علم الیقین فی أصول الدین: ج۲ ص۸۲۳، مجموعة ثلاث رسائل (مخطوطة)، مفید: ص۳۴، مجمع البحرین: ج۴ ص۳۳۳.</ref>. البته معنای اصطلاحی عام رجعت که همه عالمان شیعه و برخی از [[عالمان]] [[سنی]] بر آن اتفاق دارند، رجوع به دنیا بعد از [[موت]] تا قبل از [[قیامت]] است<ref>اوائل المقالات؛ ص۴۶.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۴]]، ص۱۸۶ ـ ۱۸۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۰۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۷۰.</ref>


=== [[رجعت]] ===
== مرحله سوم: قیامت ==
{{اصلی|آخرت}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۶۳: خط ۲۲۳:
# [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']]
# [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[مهیا زاهدین لباف|زاهدین لباف، مهیا]]، [[شهادت - زاهدین لباف (مقاله)| مقاله «شهادت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:136866.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۴ (کتاب)|'''درسنامه مهدویت ج۴''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه غدیر (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه غدیر (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه غدیر''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش